2-13 اثر گوگرد بر مقدار پروتئين دانه لوبيا 23
2-14 اثرگوگرد بر مقدار کلروفيل برگها 23
2-15 اثر کلسيم بر تثبيت نيتروژن 24
2-16 نقش کلسيم و pH درتثبيت نيتروژن 25
2-17 نقش گوگرد بر تثبيت نيتروژن 25
فصل سوم : مواد و روش ها 27
3-1 مشخصات جغرافيايي و آب و هوايي منطقه 28
3-2 خصوصيات فيزيکي و شيميايي خاک محل انجام آزمايش 30

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

3-3 ويژگي هاي آماري طرح آزمايشي 30
3-4 آماده سازي زمين، اجراي نقشه طرح و کاشت لوبيا 31
3-5 خصوصيات مورد بررسي 31
3-5-1 ارتفاع بوته 31
3-5-2 تعداد ساقه فرعي 32
3-5-3 طول غلاف 32
3-5-4 تعداد غلاف در بوته 32
3-5-5 تعداد دانه در غلاف 32
3-5-6 تعداد دانه در بوته 32
3-5-7 وزن صد دانه خشک 32
3-5-8 عملکرد غلاف تر 33
3-5-9 عملکرد غلاف خشک 33
3-5-10 عملکرد دانه 33
3-5-11 عملکرد بيولوژيک 33
3-6 محاسبات آماري 33
فصل چهارم: نتايج 34
4-1 اثر زمان و مقدار مصرف گچ برارتفاع بوته 35
4-2 اثر زمان و مقدار مصرف گچ بر تعداد ساقه فرعي 37
4-3 اثر زمان و مقدار مصرف گچ بر طول غلاف 39
4-4 اثر زمان و مقدار مصرف گچ بر تعداد غلاف در بوته 41

4-5 اثر زمان و مقدار مصرف گچ بر تعداد دانه در غلاف 43
4-6 اثر زمان و مقدار مصرف گچ برتعداد دانه در بوته 45
4-7 اثر زمان و مقدار مصرف گچ بر وزن صد دانه 47
4-8 اثر زمان و مقدار مصرف گچ بر عملکرد غلاف تر 48
4-9 اثر زمان و مقدار مصرف گچ عملکرد غلاف خشک 49
4-10 اثر زمان و مقدار مصرف گچ بر عملکرد دانه 50
4-11 اثر زمان و مقدار مصرف گچ برعملکرد بيولوژيک 51
فصل پنجم : نتيجه گيري54
5-1- نتيجه گيري55
5-2- پيشنهادات 55
منابع 56
فهرست جدول ها
عنوان صفحه
جدول 3-1 خصوصيات شيميايي خاک محل آزمايش 30
جدول 3-2 خصوصيات فيزيکي خاک محل آزمايش 30
جدول 4-1 تجزيه واريانس داده ها 53

فهرست شکل ها
عنوان صفحه
شکل 3-1 نقشه استان گيلان و تقسيم بندي شهرها و نقشه بخشهاي شهرستان لنگرود28
شکل 3-2 ميزان بارندگي29
شکل 3-3 ميانگين دما29
شکل 4-1 اثر مقدار مصرف گچ بر ارتفاع بوته لوبيا36
شکل 4-2 اثر زمان مقدار مصرف گچ بر ارتفاع بوته لوبيا36
شکل 4-3 اثر مقدار مصرف گچ بر تعداد ساقه فرعي38
شکل 4-4 اثر زمان مقدار مصرف گچ بر تعداد ساقه فرعي38
شکل 4-5 اثر مقدار مصرف گچ بر طول غلاف لوبيا40
شکل 4-6 اثر زمان مقدار مصرف گچ بر طول غلاف لوبيا40
شکل 4-7 اثر مقدار مصرف گچ بر تعداد غلاف لوبيا42
شکل 4-8 اثر زمان مقدار مصرف گچ بر تعداد غلاف لوبيا42
شکل 4-9 اثر مقدار مصرف گچ بر تعداد دانه در غلاف44
شکل 4-10 اثر زمان مقدار مصرف گچ بر تعداد دانه در غلاف44
شکل 4-11 اثر مقدار مصرف گچ بر تعداد دانه در بوته لوبيا46
شکل 4-12 اثر زمان مقدار مصرف گچ بر تعداد دانه در بوته لوبيا46
شکل 4-13 اثر متقابل مقداروزمان مصرف گچ بر تعداد دانه در بوته لوبيا46
شکل 4-14 اثر متقابل مقداروزمان مصرف گچ بر وزن صد دانه لوبيا47
شکل 4-15 اثر متقابل مقداروزمان مصرف گچ بر عملکرد غلاف تر لوبيا48
شکل 4-16 اثر متقابل مقداروزمان مصرف گچ بر عملکرد غلاف خشک لوبيا49
شکل 4-17 اثر متقابل مقداروزمان مصرف گچ بر عملکرد دانه لوبيا50
شکل 4-18 اثر مقدار مصرف گچ بر عملکرد بيولوژيک لوبيا52
شکل 4-19 اثر زمان مقدار مصرف گچ بر عملکرد بيولوژيک لوبيا52
شکل 4-20 اثر متقابل مقداروزمان مصرف گچ بر عملکرد بيولوژيک لوبيا52
چکيده
به منظور بررسي اثر گچ بر رشد و عملکرد لوبيا در منطقه لنگرود، آزمايشي به صورت فاکتوريل با طرح پايه بلوکهاي کامل تصادفي در 3 تکرار در سال 1392 به اجرا در آمد. فاکتور اول، زمان مصرف گچ در 2 سطح (مصرف کامل در ابتداي کاشت و مصرف به صورت تقسيط شده در 2 مرحله کاشت و گلدهي) و فاکتور دوم مقدار مصرف گچ در 5 سطح (120،90،60،30،0 کيلوگرم در هکتار) بود. صفات مورد بررسي در اين تحقيق عبارت بودند از: ارتفاع ساقه، تعداد ساقه فرعي، طول غلاف، تعداد غلاف در بوته، تعداد دانه در غلاف، تعداد دانه در بوته، عملکرد غلاف تر، وزن صد دانه، عملکرد غلاف خشک و عملکرد بيولوژيک. تجزيه واريانس صفات مورد مطالعه نشان داد که زمان مصرف گچ اثر معني داري بر ارتفاع بوته، تعداد ساقه فرعي، طول غلاف، تعداد غلاف در بوته، تعداد دانه در غلاف، تعداد دانه در بوته و عملکرد بيولوژيک داشت. مقدار مصرف نيز اثر معني داري بر اين صفات داشت. مقايسه ميانگين صفات مورد مطالعه نشان داد که مصرف 60 کيلوگرم در هکتار گچ، بيشترين اثر را بر صفات مورد بررسي داشت. همچنين مصرف کامل در زمان کاشت اثر بيشتري نسبت به مصرف گچ به صورت تقسيط شده داشت. بر اساس نتايج به دست آمده، مصرف 60 کيلوگرم در هکتار گچ به صورت مصرف کامل در زمان کاشت به عنوان بهترين ترکيب تيماري براي افزايش رشد و عملکرد لوبيا در منطقه پيشنهاد مي گردد.
کلمات کليدي: لوبيا، عملکرد غلاف، گچ، عملکرد دانه
فصل اول
مقدمه
1-1 مقدمه
حبوبات دانه هاي خشک و خوراکي بوده که به خانواده بقولات تعلق دارند و پس از غلات، مهمترين منبع غذايي بشر محسوب مي شوند. لوبيا از مهمترين حبوبات جهان بوده و با دارا بودن 20 تا 25 درصد پروتئين، 56 تا 58 درصد کربوهيدرات در بسياري از کشورهاي در حال توسعه به عنوان يکي از منابع مهم پروتئين گياهي محسوب مي شود. اين گياه در بين حبوبات جهان داراي بيشترين سطح زير کشت است .افزايش عملکرد در واحد سطح يکي از مهمترين مواردي است که توجه بسياري از محققين را به خود جلب نموده است. نياز انسان به انرژي به طور متوسط روزانه معادل 2800 کالري است. در کشورهاي توسعه يافته مصرف روزانه کالري 3500 و در کشورهاي جهان سوم اين ميزان به 200 کالري براي هر فرد کاهش مي يابد. کمبود پروتئين نيز در تغذيه ميليون ها نفر انسان در کشورهاي توسعه نيافته امروزه يکي از مشکلات حاد تغذيه اي محسوب مي شود (مجنون حسيني،1372). در حال حاضر، سطح زير کشت اين گياه در جهان رو به فزوني است (هانکري و همکاران، 2000) مصرف عناصر غذايي بر اساس آزمون خاک و آب يکي از راههاي افزايش عملکرد گياهان است (کيخا و فنايي، 1384). از آنجاييكه آبهاي قليايي عمدتاً از طريق تخريب خاك و فروپاشي ساختمان خاك بر رشد گياه تاثير مي گذارد، لذا استفاده از مواد اصلاح كننده در آب يا خاك مي تواند سبب افزايش بهره وري استفاده از آب شود. از بين مواد بهساز، گچ ارزانترين و در دسترس ترين ماده اصلاح كننده محسوب مي شود. ايران با دارا بودن بيش از 450 معدن گچ از صادر کننده هاي اين ماده است.گچ با فرمول شيميايي CaSo4.2H2O نمكي است كه از لحاظ فيزيولوژيكي براي گياه مضر نيست و اين موضوع مربوط به حلاليت نسبتا كم آن و ضروري بودن عناصر سازنده اين تركيب در واكنشهاي فيزيولوژيكي گياه است. اطلاعاتي در رابطه با ميزان گچ مورد نياز اراضي، روش كاربرد گچ و مشخصات فيزيكي آن نظير اندازه مناسب ذرات گچ، در دسترس نيست. گچ(CaSO4) برخلاف کلسيت يا دولوميت، آسانتر در خاک حرکت مي کند، زيرا توسط آب باران به سادگي شسته مي شود. گوگرد در گياهان از جمله لوبيا به همراه ازت ،فسفر، پتاسيم وكلسيم به مقدار زياد جذب مي شود، برداشت مداوم محصول، خارج كردن بقاياي گياهي، شرايط اقليمي گيلان با بارندگي بيش از 1000 ميليمتر در سال و عدم عرضه گوگرد زمينه كاهش اين عنصر را فراهم نموده است از طرف ديگر مصرف كودهايي نظير اوره و سوپر فسفات تريپل نيز كه از نظر ازت و فسفر غني هستند جايي براي عنصري چون گوگرد باقي نمي گذارند . گوگرد مورد نياز محصولات زراعي بسته به گونه گياهي و مقدار ماده خشك توليد شده متفاوت بوده و در اين ميان بيشترين مقدار مصرف گوگرد براي دانه هاي روغني وكمترين مقدار مصرف آن براي غلات گزارش شده است (مجنون حسيني،1372). از گچ در زراعت لوبيا به عنوان يك منبع داراي گوگرد استفاده مي شود و بررسي هاي انجام شده در اين زمينه نيز نشان از مطلوب بودن اين ماده براي تامين گوگرد مورد نياز گياه لوبيا دارد با مصرف گچ، pH خاك كاهش يافته و اين امر اثر مثبت بر شاخص هاي فيزيولوژيكي رشد خصوصاً سرعت رشد گياه و سرعت رشد غلاف خواهد داشت كه اين امر بيشتر در ارتباط با اثر گچ بر pH و خصوصيات شيميايي خاك است. افزايش عملكرد غلاف، افزايش جذب عناصر غذايي نظير فسفر، آهن و روي، افزايش تثبيت نيتروژن و افزايش مقدار پروتئين دانه نيز از اثرات مثبت ديگري است كه پس از مصرف گچ مي توان در گياه لوبيا مشاهده نمود. بنابراين هدف از اين تحقيق، بررسي اثر زمان و مصرف گچ بر خصوصيات رشدي و عملکرد لوبيا در منطقه لنگرود مي باشد.
فصل دوم
بررسي منابع
2-1- پيشينه و تاريخچه لوبيا
لوبيا يکي از مهمترين گونه هاي مختلف خانواده لگومينوز1 از اصلي ترين گونه هاي حبوبات در دنيا مي باشد. لوبيا در بين حبوبات جهان، داراي بيشترين سطح زير کشت است. بيش از يک دوره زماني حداقل 7000 تا 8000 ساله، لوبيا از شکل وحشي و پيچان که در مناطق آمريکاي مرکزي و آند پراکنده بود، به صورت يک گياه مهم زراعي و خوراکي در آمد که هم اکنون در سطح جهاني در گستره وسيعي از محيط هاي نظام هاي زراعي مي رويد. در حال حاضر، قديمي ترين بقايا مسبوق به 8000 تا 10000 سال قبل از ميلاد در آند ( غار گوئيتاررو در پرو؛ کاپلان و همکاران، 1973) و (هوگيلو کانا، ايالات جوجوي در آرژانتين؛ تاراگو،1980) و حدود 6000 سال قبل از ميلاد در آمريکاي مرکزي (دره تهوکان، پوئبلا، مکزيک؛ کاپلان، 1967) ديده شده اند. اين که آيا منشا لوبياي زراعي از آمريکاي مرکزي يا آمريکاي جنوبي است هنوز جاي ترديد است (اسکون هوون و ويسست، 2001). (P.vulgaris L.، P.lunatus L.، P.coccineus وP.acutifolius) از گونه هاي عمده مورد کشت، به خاطر اهميت اقتصادي شان هستند. P.vulgaris و P.lunatus احتمالا از آمريکا از طريق فيليپين به آسيا و از برزيل به آفريقا برده شده است و طي قرن هفدهم در ايتاليا، يونان، ترکيه و اردن نيز منتشر شدند. هرچند برخي از منابع شروع کاشت لوبيا در اروپا را از سال 1542 ميلادي يعني پس از کشف قاره آمريکا ذکر کرده اند ( كافي و همكاران، 1379).
2-2- اهميت اقتصادي لوبيا
لوبيا از22 درصد پروتئين،?2 درصد مواد نشاسته اي،2 درصد مواد چربي تشکيل شده و يکي از مقوي ترين حبوبات روي زمين است. چون مواد پروتئيني آن خيلي زياد است، به خوبي مي تواند جاي خالي گوشت را در يک برنامه غذايي پر کند و همان مواد لازم در گوشت را به بدن مي رساند. همچنين مي تواند يک مکمل غذايي طبيعي خوبي براي غلات محسوب شوند و از نظر مصرف غذايي بعد از غلات مقام دوم را دارا مي باشند . در ايران اهميت آن پس از گندم و برنج است. لوبياي تازه جوانه زده، داراي ويتامين هاي گوناگون شامل؛ ب، ث و د مي باشد. بنابراين فوايد لوبياي تازه جوانه زده بيش از لوبياي خيس نشده مي باشد. لوبيا براي بيماران مبتلا به رماتيسم، نقرس، فشار خون و بيماري هاي کليوي غذاي مطلوبي به شمار مي رود. اما اشخاص چاق و مبتلا به بيماري قند وکساني که اوره خونشان بيش از حد طبيعي است بايد در مصرف آن احتياط کنند و از لوبياي سبز استفاده نمايند. لوبيا با داشتن ويژگي تثبيت نيتروژن موجب بهبود حاصلخيزي خاک شده و نقش مهمي در پايداري نظام کشاورزي ايفا مي کنند (Christianse et al, 2002). برحسب مقدار اراضي تحت کشت ، از بين همه حبوبات که به عنوان غذا و علوفه در سيستم زراعي دنيا اهميت زيادي دارند، سويا در مقام اول، لوبيا در مقام دوم و نخود در مقام سوم مي باشند. طبق گزارشات آماري سازمان خواربار و کشاورزي جهاني، افزايش ميزان توليد لوبيا نشانگر ميزان اهميت آن مي باشد (2008 ،Fao ).
2-3- سطح زير کشت لوبيا در ايران و جهان
لوبيا در پنج قاره جهان کشت مي شود سطح زير کشت حبوبات بر اساس اطلاعات سازمان فائو(2004) بالغ بر 5/71 ميليون هکتار بوده است. کل توليد حبوبات بالغ بر 5/60 ميليون تن تخمين زده شده است که بيشترين سهم توليد را هندوستان دارا مي باشد. متوسط جهاني توليد حبوبات در واحد سطح 870 کيلوگرم در هکتار است. در ايران نيز بر اساس اطلاعات آمارنامه کشاورزي (1390) سطح زير کشت لوبيا بالغ بر 112هزار هکتار بوده که از اين ميزان 4/22 درصد به صورت آبي و 6/76 درصد آن به صورت ديم مي باشد. از اين ميزان محصول، نخود 7/61 درصد، عدس 2/17 درصد و لوبيا 6/16 درصد از سطح برداشت را به خود اختصاص داده اند. بيش از نيمي از حبوبات کشور (3/59 درصد) در چهار استان فارس، لرستان، خوزستان و آذربايجان شرقي کشت مي شوند. از حدود 607 هزار تن توليد حبوبات در سال زراعي1390، حدود 257 هزار تن آن لوبيا بوده است که 8/51 آن از اراضي آبي و2/48 درصد ديگر از اراضي ديم به دست آمده است. از کل توليدات حبوبات در کشور، محصول لوبيا با 5/42 درصد رتبه اول و نخود با 5/31 درصد در رتبه بعدي قرار گرفته اند. متوسط عملکرد لوبيا در کشور 2290 کيلوگرم و در استان گيلان حدود 1700 کيلوگرم گزارش شده است (اداره کل آمار و اطلاعات وزارت جهاد کشاورزي ، 1389).
2-4- مشخصات عمومي لوبيا
لوبيا با نام هاي انگليسي”Dry Bean”،”Common Bean”، “Bean” و نام هاي علمي “Phaseolus Vulgaris” داراي 22=n2 کروموزوم بوده و گياهي خودگشن است. اين گياه از راسته Rasales خانواده Fabaceae) Leguminosae) زير خانواده Papilionidae شاخهPhaseoliae و جنس Phaseolus مي باشد. اين جنس داراي پنج گونه زراعي و حدود پنجاه گونه وحشي مي باشد. گونه هاي زراعي آن شامل P. coccineus ، P. vulgaris، P. lunatus، P. polyanthus، P. acutifolius مي باشند. گونه P. vulgaris شامل واريته هاي لوبيا سبز و خشک است و لوبيا هاي ايران نيز از اين گونه هستند. لوبيا گياهي است يكساله، علفي كه در تيپ هاي رشدي متفاوت بالارونده و بوته اي موجود مي باشد. لوبيا سازگاري خوبي به مناطق و ارتفاعات از خود نشان مي دهد و ارتفاع 0 تا 2000 متري ازسطح دريا و حرارت 18تا 35 درجه سانتي گراد، رطوبت 40 تا60 درصد، ميزان بارندگي 700 تا 1000 ميلي متري در سال منجر به عملكرد بالا در ارقام مختلف لوبيا مي گردد. تعيين تراكم بوته در لوبيا بستگي به نوع كشت و تيپ رشدي لوبيا دارد. لوبيا اصولا در هر نوع خاكي قابل كشت مي باشد. اما بهترين محصول را در خاك هاي سبك و غني از مواد آلي مي دهد (کوچکي و بنايان اول، 1372).
2-5- خصوصيات گياهشناسي لوبيا
لوبيا معمولي گياهي يکساله و داراي يک ريشه اصلي مي باشد که تا عمق 35 الي 70 سانتي متر رشد مي کند و داراي چندين ريشه جانبي و فرعي است که در عمق 14تا20 سانتي متر متمرکز مي شوند. گسترش ريشه در خاک هاي سبک و با رطوبت مناسب بيشتر خواهد بود. در روي ريشه هاي فرعي و جانبي لوبيا، غده هاي تثبيت کننده ازت تشکيل مي گردند (کوچکي و بنايان اول،1372). ريشه لوبيا قادر است به کمک باکتري هاي ريزوبيوم ازت هوا را تثبيت کند. مقدار ازت تثبيت شده از اين طريق بيشتر از ازت حاصل از ساير سيستم هاي بيولوژيکي تثبيت کننده ازت مي باشد. مقدار ازت تثبيت شده لوبيا به چند عامل بستگي دارد که شامل رقم لوبيا، گونه و نژاد باکتري ريزوبيوم و شرايط رشد خصوصاً pH، ازت و برخي عناصر ريز مغذي خاک مي باشد. عدم رسيدن هيدرات کربن به گره موجب انگل شدن باکتري مي شود و در نتيجه باکتري به جاي تثبيت ازت اتمسفر، ازت گياه ميزبان را مصرف مي کند. اگرچه ممکن است گره ها به طور طبيعي تشکيل شوند، اما در صورت فقدان فسفر، کلسيم، منيزيم، موليبيدن، کبالت يا بر، ازت تشکيل نمي شود. تمام گره هاي فعال داراي رنگريزه اي قرمز رنگ به نام لگ هموگلوبين هستند که در صورت برش، سطح مقطع صورتي دارند، چنانچه سطح مقطع مزبور به اين رنگ نباشد، بدين معني است که در گره فعاليت حياتي وجود ندارد(کوچکي و بنايان اول،1372). لوبيا داراي يک ساقه اصلي و3 تا 6 ساقه فرعي مي باشد که باريک، بند بند و گوشه دار (زاويه دار) يا شبه استوانه اي است.ارتفاع ساقه از60 تا 300 سانتي متر مي تواند رشد نمايد که در انواع بوته اي حدود 50 سانتي متر و در انواع بالا رونده در حدود 3 متر خواهد شد. ساقه اصلي از طريق ضخامت بيشتر و ارتباط مستقيم با سيستم ريشه قابل تشخيص مي باشد. جوانه زني لوبيا به صورت اپي ژيل2 بوده و در موقع جوانه زني، لپه ها بالاي سطح خاک قرار مي گيرند(طباطبايي،1365). اولين گره بر روي ساقه لوبيا، مربوط به محل قرار گرفتن لپه ها بوده و گره کاذب ناميده مي شود. اولين گره حقيقي، محل قرار گرفتن برگ هاي اوليه مي باشد. تعداد گره ها در انواع لوبيا بسته به تيپ بوته و رقم متغيير است، معمولاً بخش پايين ساقه همه ارقام لوبيا تا محل گره دوم ايستاده است. اما با توجه به تيپ بوته، از محل گره دوم ساقه مي تواند پيچ بخورد .پيچش ساقه مضاعف است، به طوري که مي تواند به دور خود و يا به دور قيم بپيچد. در صورت استفاده از قيم افزايش عملکرد در حدود 30 درصد و يا بيشتر خواهد شد. ساقه هاي فرعي لوبيا از محل زاويه بين برگ و ساقه اصلي تشکيل مي شوند. ساقه به صورت هاي متفاوت، ايستاده، بوته اي، رونده و بالارونده مي باشد. در لوبيا 3 نوع برگ شامل برگ هاي اوليه، پيش برگ و برگ هاي سه برگچه اي وجود دارد. برگ هاي اوليه، ساده، قلبي شکل، نوک تيز، متقابل و داراي گوشوارک مي باشند. ساير برگ هاي اصلي لوبيا به صورت برگ هاي سه برگچه اي تشکيل مي شوند .پيش برگ ها قبل از سه برگچه اي ها تشکيل مي شوند .پيش برگ ها کوچک، پولک مانند، غشادار و مثلثي شکل هستند. دمبرگ معمولا تا 15 سانتي متر طول داشته و روي برگ شياردار است. از نظر آرايش برگ، برگهاي لپه اي و برگ هاي اوليه متقابل، در حالي که برگ هاي سه برگچه اي متناوب هستند. برگچه ها کرک دار و در انتها به يک راس باريک منتهي مي شوند. توالي سه برگچه اي ها به صورت دو رديفي است و اين وضعيت به جذب بيشتر نور کمک مي کند. برگچه هاي پاييني غير متقارن، معمولا بيضوي و به ابعاد 5/7 تا 14 سانتي متر هستند (برنيرو همکاران،1981). گل هاي لوبيا شبيه پروانه مي باشند و گل آذين لوبيا محوري يا انتهايي و به صورت خوشه يا سنبله مي باشد. عموماً در حد فاصل بين برگ و شاخه گل ها قرار مي گيرند. در هر خوشه يک يا چند گل تشکيل مي شود. هر گل از ? گلبرگ غير متقارن تشکيل شده است که به رنگ هاي مختلف نظير ارغواني، سفيد، بنفش، قرمز و يا صورتي ديده مي شوند، که شامل يک گلبرگ بزرگ خارجي به نام درفش3 است که به هنگام شکوفايي گل به صورت ايستاده قرار مي گيرد (در برخي ارقام اين گلبرگ بدون خطوط رنگي و در برخي ديگر داراي خطوط رنگي مي باشد.) دو گلبرگ جانبي به نام بال4 و دو گلبرگ کوچکتر به نام ناو5 مي باشد که به هم پيوسته اند. ناوها اندام زايشي را به صورت کاملاً فشرده در برگرفته اند. هر گل داراي 10 پرچم (به صورت ديادلفوس9+1) مي باشد که 9 پرچم به هم پيوسته و يک پرچم آزاد است که کوتاه تر از بقيه مي باشد. مادگي يک برچه، شامل تخمدان که از جوانب فشرده و داراي 12-4 (معمولا 7) عدد تخمک است. و خامه برگشته به سمت بالا و پيچيده شده ( کمي خميدگي) با يقه اي از کرک هاي ظريف زير کلاله مي باشد و ارغواني ديده مي شود. کاسه گل استکاني و کلاله بيضوي و غده اي مي باشد. هر گل داراي ? کاسبرگ سبز رنگ است که در قسمت تحتاني گل قرار دارد و اتصال آن ها نامنظم مي باشد و کاسه گل را تشکيل مي دهد. تخمدان لوبيا يک برگچه اي و گل آن خود بارور بوده و قدرت دگرباروري آن از ? درصد تجاوز نخواهد کرد (کوچکي و بنايان،1372). ميوه همان غلاف است که از ديواره داخلي تخمدان به وجود مي آيد، ميوه نيامي است که داراي يک برچه مي باشد و بعد از بارور شدن تخمک ها بذرها در داخل نيام رشد مي نمايند. اندازه، رنگ و شکل دانه ها و غلاف ها در انواع لوبيا متفاوت است. غلاف خطي حدود 20 سانتي متر، راست، گاهي داراي انتهاي خميده و يا منحني شکل و با منقار برجسته مي باشد. غلاف ها هنگام رسيدگي تازه، به رنگ سبز يا زرد، گاهي بنفش يا مايل به قرمز و منقوط يا نواري هستند. دانه لوبيا شامل سه بخش است؛1- پوسته خارجي: بذرهاي داراي پوسته خارجي نازک ، مدت زمان پخت و زمان جوانه زني کوتاه تري دارند و محل اتصال پوسته خارجي بخش داخلي، ناف نام دارد که از صفات بارز گياه شناسي و طبقه بندي لوبيا مي باشد. 2- لپه ها: بخشي که قسمت اعظم مواد غذايي در آن ها انباشته شده است. 3- گياهک: در قسمت تحتاني دانه در ميان دو لپه قرار دارد و متصل به لپه بوده و شامل ساقه چه، ريشه چه و ژمول مي باشد. دانه لوبيا در ارقام و لاين هاي مختلف از نظر اندازه، شکل و رنگ بسيار متنوع است. دانه لوبيا يکي از فاکتورهاي مهم براي گروهبندي ارقام مي باشد. مهمترين صفات دانه که در طبقه بندي ارقام لوبيا استفاده مي شود، شامل وزن 100 دانه، رنگ دانه و شکل دانه است. بر اساس وزن 100 دانه، ارقام لوبيا به 3 دسته تقسيم مي شوند: 1- دانه ريز: وزن 100 دانه کمتر 2? گرم. 2- دانه متوسط: وزن 100 دانه از 2? تا ?0 گرم. 3- دانه درشت: وزن 100 بيشتر از?0 گرم. شکل دانه علاوه بر اين که يک صفت مهم در طبقه بندي لوبيا محسوب مي شود، عامل مهمي در بازار پسندي بذر لوبيا نيز مي باشد. بر اساس تقسيم بندي بين المللي، شکل دانه لوبيا به ?گروه تقسيم مي شود: 1-گرد (کروي)؛ 2- بيضي(تخم مرغي)؛ 3- مکعبي ( چند ضلعي)؛ 4- قلوه اي؛ 5- سهمي (استوانه اي)؛ رنگ دانه بر اساس تقسيم بندي سيات6 شامل 9 گروه رنگ است (سياه، سفيد، قهوه اي، قرمز، زرد، صورتي، کرم و با طرح خالدار يا لکه دار) (هيداگو،1984). که از بين آن ها رنگ هاي سفيد، قرمز، صورتي، کرم و چيتي ( طرح هاي خالدار يا لکه دار) در ايران رايج است.در لوبيا، چهار عادت رشدي: الف) رشد محدود و ايستاده ب) رشد نامحدود و بوته اي داراي سه الي چهار ساقه با پيچک کوتاه(نيمه رونده) ج) رشد نامحدود و رونده د) رشد نامحدود و بالا رونده شناسايي شده اند. مراحل رشد لوبيا در فرم هاي رشد محدود (معين) و رشد نامحدود(نامعين) به دو بخش کلي تقسيم مي شود. رشد رويشي با شمارش گره اوليه ساقه (V1) از برگ حقيقي باز نشده (در بالاي گره کوتيلدوني)، حدود 10 روز بعد از کاشت آغاز مي شود. گره هاي دوم (V2)، سوم (V3)و گرة n ام(Vn) به ترتيب، به فاصله تقريبي هر ده روز يک گره، روي ساقه اصلي بوجود خواهند آمد. در ارقام رشد معين لوبيا با تشکيل گرة پنجم ساقه (V5) ظهور گل آذين و مرحله رشد زايشي (مصادف با 50 روز بعد از کاشت) آغاز مي شود. اما در ارقام رشد نامعين ظهور گل دهي(مصادف با 40 روز بعد از کاشت) با تشکيل گرةهشتم ساقه(V8)شروع خواهد شد. اولين گل آذين (R1)بر روي شاخة فرعي از محور پائيني ساقه بوجود آمده و ظهور دومين گل آذين همراه با تشکيل اولين گروه غلاف ها روي اين شاخه خواهد بود. دوره رشد زايشي لوبيا در ارقام رشد معين (R1-R2)از حدود 50 روز بعد از کاشت آغاز شده و تقريباً دو ماه به طول مي انجامد، سپس محصول غلاف يا دانة خشک آماده برداشت مي شوند. در ارقام رشد نامعين، رشد زايشي(R1-R9) حدود 40 روز بعد از کاشت شروع و پس از دو ماه محصول لوبيا قابل برداشت خواهد بود (Lebaron, 1974). پس از تلقيح گل ها (همة گونه هاي لوبيا تقريباً خود تلقيح هستند)، نيام ها يا غلاف ها بوجود مي آيند. شکل و طول غلاف ها در ارقام مختلف متفاوت بوده، در بعضي انواع غلاف ها سبز و گوشتي(که به صورت لوبيا سبز و نارس مصرف مي شوند) و در برخي ديگر غلاف ها ليفي، سخت (غيرقابل مصرف به صورت نارس) و براي دانة خشک مورد استفاده قرار مي گيرند. شکل غلاف ها مستقيم يا خميده، پهن يا استوانه اي است که پس از زرد يا خشک شدن با دو شکاف طولي باز شده و دانه خشک آنها بيرون مي ريزند. دانه ها نيز به شکل، اندازه و رنگ هاي مختلف هستند. وزن هزار دانة لوبيا خشک کمتر از 250 تا بيشتر از 400 گرم متغير مي باشند (مجنون حسيني، 1387).


پاسخ دهید