چکيده 1
فصل اول : مقدمات وکليات تحقيق2
1-1 بافت شناسي تخمدان2
1-2 تعريف استرس5
1-3 استرس و گلوکوکورتيکوئيد ها5
1-4 استرس هاي دوران بارداري6
1-5 انواع استرس7
1-6 علائم استرس7
1-7 اثرات استرس8
1-7-1 اثر استرس بر روي تخمدان8
1-8 استرس اکسيداتيو10
1-8-1 ارتباط بين استرس اکسيداتيو و عملکرد تخمدان13
1-9 تعريف پروپوليس15
1-9-1 ترکيبات پروپوليس16
1-9-2 تاثير بره موم بر روي اينترفرون ها18
1-9-3 مصارف بره موم18
1-10 ضرورت انجام تحقيق19
1-10-1 اهداف20
1-10-2 فرضيات 21
فصل دوم: مروري بر تحقيقات انجام شده23
فصل سوم: مواد و روش ها28
3-1 تهيه و تزريق عصاره پروپوليس به حيواانات28
3-1-1 تهيه عصاره آبي – الکلي پروپوليس28
3-2 حيوانات آزمايشگاهي31
3-2-1 گرو هاي مورد مطالعه در اين طرح31
3-3 نمونه گيري32
3-4 روش سنجش هورموني33
3-5 روش بافت شناسي و شمارش فوليکول ها34
3-5-1 روش رنگ آميزي هماتوکسيلين – ائوزين34
3-5-2 روش رنگ آميزيPAS36
3-6 روش ارزيابي آپوپتوز(مرگ برنامه ريزي شده سلول)37
3-6-1 روش کار 38
3-6-2 نتيجه رنگ آميزي تانل39

فصل چهارم: نتايج41
4-1 اثر استرس پس از تولد و عصاره پروپوليس بر وزن بدن و وزن تخمدان نوزادان41
4-2 اثر استرس پس از تولد و عصاره پروپوليس بر سطح سرمي کورتيکوسترون42
4-3 اثر استرس پس از تولد و عصاره پروپوليس بر سطح سرمي 17بتا- استراديول43
4-4 اثر استرس پس از تولد و عصاره پروپوليس بر تعداد و قطر اووسيت و تعداد انواع
فوليکولهاي تخمداني نوزادان44
4-5 اثر استرس پس از تولد و عصاره پروپوليس بر تعداد فوليکولهاي آترتيک تخمدان 45
4-6 اثر استرس پس از تولد و عصاره پروپوليس بر قطر اووسيت46
4-7 اثر استرس پس از تولد و عصاره پروپوليس بر تعداد اووسيت47
4-8 اثر استرس پس از تولد و عصاره پروپوليس بر تعداد سلولهاي گرانولوزاي تانل مثبت 54
فصل پنجم : بحث و نتيجه گيري 61
5-1 بحث61
5-1-1 يافته‎هاي اصلي تحقيق61
5-1-2 اثر استرس مزمن دوران نوزادي و عصاره پروپوليس بر وزن بدن و وزن تخمدان
موشهاي صحرايي62
5-1-3 اثر استرس مزمن دوران نوزادي و عصاره پروپوليس بر سطح 17- بتا استراديول64
5-1-4 اثر استرس مزمن دوران نوزادي و عصاره پروپوليس بر تعداد انواع فوليکولهاي
تخمداني و فرآيند آترزي فوليکولي65
5-1-5 اثر استرس مزمن دوران نوزادي و عصاره پروپوليس بر تعداد و قطر اووسيت66
5-1-6 اثر استرس مزمن دوران نوزادي و عصاره پروپوليس بر فرآيند مرگ برنامه ريزي شده
(آپوپتوزيس) سلولهاي گرانولوزا67
5-2 نتيجه گيري 69
پيشنهادات70
منابع انگليسي71
چکيده انگليسي78
فهرست جدول ها
عنوانصفحه
جدول 4-1 اثر استرس پس از تولد و عصاره پروپوليس ايراني بر وزن بدن حيوان41

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

جدول4-2 اثر استرس پس از تولد و عصاره پروپوليس ايراني بر تعداد و قطر اووسيت45
جدول 4-3 اثر استرس پس از تولد و عصاره پروپوليس ايراني بر ميانگين تعداد فوليکول ها46
فهرست نمودار ها
عنوانصفحه
نمودار 4-1 اثر پروپوليس بر سطح سرمي کورتيکوسترون(نانوگرم/ميلي ليتر) نوزادان موش هاي
صحرايي تحت استرس دوري از مادر42
نمودار 4-2 اثر پروپوليس بر سطح سرمي 17بتا- استراديول(نانوگرم/ميلي ليتر) نوزادان موش هاي
صحرايي تحت استرس دوري از مادر43
نمودار 4-3 اثر پروپوليس بر قطر اووسيت (ميکرومتر) نوزادان موش هاي صحرايي
تحت استرس دوري از مادر46
نمودار 4-4 اثر پروپوليس بر تعداد اووسيت(در 022/0 ميليمتر مربع سطح تخمدان) نوزادان
موش هاي صحرايي تحت استرس دوري از مادر47
نمودار 4-5 اثر پروپوليس بر تعداد سلولهاي گرانولوزاي تانل مثبت تخمدان نوزادان
موش هاي صحرايي تحت استرس دوري از مادر54
فهرست شکل ها
عنوان صفحه
شکل1-1 بافت هاي تخمداني4
شکل1-2 انواع فوليکول ها در مقطع تخمدان، بزرگنمايي ×4?4
شکل3-1 پروپوليس30
شکل3-2 تزريق پروپوليس32
شکل3-3نمونه گيري از بافت تخمدان33
شکل3-4 خون گيري از ناحيه قلب34
شکل4-1 تصوير تخمدان موش صحرايي در گروه سالم49
شکل4-2 تصوير تخمدان موش صحرايي در گروه سالم50
شکل 4-3 تصوير تخمدان موش صحرايي در گروه استرس+پروپوليس 5051
شکل 4-4 تصوير تخمدان موش صحرايي در گروه استرس+پروپوليس 10052
شکل 4-5 تصوير تخمدان موش صحرايي در گروه استرس+پروپوليس 20053
شکل 4-6 گروه سالم با رنگ آميزي TUNEL 56
شکل 4-7 گروه استرس با رنگ آميزي TUNEL 57
شکل 4-8 گروه استرس + پروپوليس 50 با رنگ آميزي TUNEL 58
شکل 4-9 گروه استرس + پروپوليس100 با رنگ آميزي TUNEL 59
شکل 4-10 گروه استرس + پروپوليس200 با رنگ آميزي TUNEL 60
چکيده فارسي
بررسي اثر عصاره ي آبي- الکلي پروپوليس ايراني بر ساختار و تکامل تخمدان نوزادان موش صحرايي
متعاقب استرس
سابقه و هدف: هدف از اين تحقيق بررسي اثر عصاره آبي – الکلي پروپوليس بر تغييرات ساختاري
و تکاملي تخمدان موش صحرائي به دنبال استرس دوران نوزادي مي باشد.
روش بررسي: تعداد 48 سر موش صحرايي ماده با سن 15 روز و ميانگين وزني 20-15 گرم تهيه و به طور تصادفي به شش گروه هشت تايي تقسيم شدند. کليه آزمايش ها از روز 15 بعد از تولد شروع و در روز 21 بعد از تولد پايان يافتند. گروه اول (کنترل منفي) شامل نوزادان 21 روزه بدون هرگونه مداخله، گروه دوم (کنترل مثبت) شامل نوزاداني که در طي دوره کنار مادرشان بودند و به صورت روزانه 1/0 ميلي ليتر محلول سالين دريافت کردند، گروه سوم (گروه استرس) شامل موش هايي که روزانه شش ساعت در طي دوره
از مادرشان جدا شدند، گروه چهارم، پنجم و ششم شامل موش هايي هستند که علاوه براسترس دوري
از مادر روزانه به ترتيب به ميزان mg/kg 50 ،100و 200 عصاره پروپوليس دريافت کرده اند. 24 ساعت بعد از آخرين تزريق تحت بيهوشي عميق، خون گيري براي اندازه گيري سطح کورتيکوسترون و 17 -بتااستراديول انجام شد و سپس تخمدانها خارج شده و بعد از ثابت سازي و آماده سازي، برشهاي تهيه شده با روشهاي H&E، PAS و Tunel رنگ آميزي شدند. مقاطع با استفاده از ميکروسکوپ نوري مجهز به نرم افزار آناليز تصاوير بافتي، فوليکولها سالم و اترتيک، اووسيت و سلولهاي گرانولوزا هيستومورفومتري شدند.
يافته ها: استرس دوري از مادر باعث افزايش سطح کورتيکوسترون و کاهش سطح 17- بتا استراديول سرم خون نوزادان گرديد. استفاده از عصاره آبي- الکلي پروپوليس باعث کاهش سطح کورتيکواسترون و افزايش 17- بتا استراديول سرم خون نوزادان به دنبال استرس شد. همچنين عصاره پروپوليس از کاهش تعداد انواع فوليکول هاي تخمدان و اووسيت، کاهش قطر اووسيت و افزايش تعداد فوليکول هاي آترتيک و سلولهاي گرانولوزاي آپوپتوتيک تخمدان به دنبال استرس جلوگيري کرد.
نتيجه گيري: اين مطالعه نشان داد که عصاره آبي- الکلي پروپوليس ايراني بطور قابل ملاحظه اي از تغييرات ساختاري و تکاملي تخمدان نوزادان موش صحرائي به دنبال استرس جلوگيري مي کند. اين اثر احتمالاً ناشي از وجود ترکيباتي مثل پلي فنلها و فلاونوئيدها در پروپوليس با توان آنتي اکسيداني بالا مي باشد.
واژگان کليدي: پروپوليس، استرس دوران نوزادي، تخمدان، کورتيکواسترون، 17- بتا استراديول.
فصل اول: مقدمات و کليات تحقيق
1-1. بافت شناسي تخمدان
هر تخمدان توسط اپي تليوم ساده مکعبي به نام اپي تليوم زايا1 که امتدادي از مزوتليوم بر روي کپسولي از جنس بافت همبند متراکم (تونيکا آلبوژينه) است دربر گرفته شده است. بيشترين بخش تخمدان را منطقه قشري آن تشکيل مي دهد که يک بافت همبند پرسلول 2 است و فوليکولهاي تخمداني 3 فراواني دارد. داخلي ترين قسمت تخمدان منطقه مرکزي 4 آن است که از بافت همبند سست و رگهاي خوني که از طريق مزانتر آويزان کننده تخمدان به آن وارد شده اند ، تشکيل شده است (شکل 1-1). بين منطقه قشري و مرکزي مرز مشخصي وجود ندارد.
هر فوليکول تخمدان از يک اووسيت که با يک يا چند لايه سلولهاي اپي تليالي احاطه
شده اند، تشکيل مي شود. در انسان فوليکول هايي که در زمان زندگي روياني تشکيل شده اند، فوليکول بدوي 5 ناميده مي شوند که شامل يک اووسيت اوليه همراه با يک لايه سلول فوليکولي پهن است. اين فوليکولها در نواحي سطحي منطقه قشري تخمدان ديده مي شوند. اووسيت درون فوليکول بدوي سلول کروي شکلي است که در حدود ?? ميکرومتر قطر دارد (مسشر، جان کوئيرا6 2013). در جوندگاني مثل موش صحرايي (موش سفيد بزرگ آزمايشگاهي، رت) فرآيند تشکيل فوليکولهاي بدوي بعد از تولد و طي روزهاي اول تا سوم پس از تولد اتفاق مي افتد. فوليکولهاي بدوي بلافاصله پس از طي روند رشد و تمايز خود، منجر به تشکيل فوليکول هاي اوليه مي شوند (مکگي7 2000 و گويگون8 2003).
با آغاز بلوغ در هر ماه همزمان با آزاد شدن هورمون محرکه فوليکولي 9 که از هيپوفيز ترشح
مي شود، گروه کوچکي از فوليکولهاي بدوي فرايندي به نام رشد فوليکولي را آغاز مي کنند.
اين روند شامل رشد اووسيت ، تکثير و تغيير سلولهاي فوليکولي و تکثير و تمايز فيبروبلاست هاي داربست احاطه کننده هر فوليکول است.
تحت تأثير FSH يک اووسيت به سرعت در خلال اولين بخش رشد فوليکولي رشد کرده و به حداکثر قطر خود يعني حدود ??? ميکرومتر مي رسد. سلولهاي فوليکولي نيز تکثير شده و شکل مکعبي پيدا مي کنند و کم کم فوليکول داراي حفره شده و فوليکول ثانويه يا آنترال 10 را
مي سازد. در اين شرايط سلولهاي اپي تليالي فوليکولي اطراف فوليکول تکثير شده و اپي تليوم چندلايه اي به نام گرانولوزا 11 را مي سازند. همزمان با نزديکتر شدن نيمه سيکل که آنتروم بزرگتر مي شود، گروهي از سلولهاي گرانولوزا به نام تاج شعاعي 12 اووسيت را در بر مي گيرند و با آن ارتباطات سلولي پيدا مي کنند. در اين زمان فوليکول را فوليکول غالب يا گراآف 13
مي نامند که آماده ي تخمک گذاري است . در مقطعي از تخمدان که در نيمه ي سيکل تهيه شده باشد انواع اين فوليکول ها ديده مي شوند (شکل1-2) (مسشر، جان کوئيرا 2013).
شکل 1-1 ، بافت هاي تخمدان
شکل 1-2، انواع فوليکول ها در مقطع تخمدان، بزرگنمايي ×4?
1-2 تعريف استرس
استرس يا تنش عبارت است از هر واقعه‎ي تهديد کننده‎اي که باعث بروز پاسخ‎هاي رفتاري و فيزيولوژيک در فرد شود كه حاصل آن بهم خوردن تعادل فيزيولوژيك و هموستاز بدن خواهد بود. استرس داراي تعاريف مختلفي در زمينه‎هاي علوم رفتاري، روانشناسي و فيزيولوژي مي‎باشد. اصطلاح استرس در ابتدا توسط Hans Selye در سال 1936 (بيش از 70 سال قبل) بيان شد تا پاسخ‌هاي سازگارپذير (انطباقي) يک موجود زنده به تهديدهاي فيزيکي و احساسي را تعريف کند. فاکتورهاي ايجادکننده‎ي استرس شامل فاکتورهاي فيزيولوژيکي مثل آب و هوا، محيط، تغذيه و بيماري‎ها، و شرايط فيزيکي مثل تراکم جمعيت داخل قفس و انتقال به محل ديگر مي‎باشد. تحت شرايط استرس، تغييرات سريع و موقتي در بدن آغاز مي‎شود. با ادامه‎ي روند استرس، اين تغييرات ثابت و برگشت‎ناپذير مي‌شوند. پاسخ به استرس در 3 مرحله مشخص مي‎شود: 1- پاسخ اوليه که يک پاسخ نورواندوکراين بوده و منجر به آزادسازي کورتيکواستروئيد و کاتکول آمين مي‌گردد. 2- پاسخ ثانويه شامل تغيير در سطح يون‎هاي پلاسما و بافت و سطح متابوليت توسط هورمون‌هاي نورواندوکراين و 3- تغيير در مواردي مثل مقاومت نسبت به بيماري‌ها، رشد و رفتار (سون14 و همکاران، 2012).
1-3 استرس و گلوکوکورتيکوئيدها
هنگامي که ما با يک اتفاق استرس زا روبرو مي شويم بدن ما با فعال کردن پاسخ سيستم عصبي هورمون کورتيزول و آدرنالين را آزاد مي کند. اختلالات حاصل از استرس غالباً زيان آور بوده به نحوي كه نه تنها روان فرد را متاثر مي سازد بلكه بسياري از سيستمهاي بدن از جمله؛ عصبي، هورموني، دفاعي، توليدمثلي و غيره را تحت تاثير قرار داده و ضمن تغييرات ساختاري در آنها منجر به تغيير حالت فيزيولوژيك نيز
مي گردد. البته شدت اين تغييرات به ميزان و طول مدت اثر استرس وابسته بوده و در نتيجه ممكن است موقت يا دائمي باشند(چاريل15 و همکاران ،2010). از آنجا كه استرس يک پديده يا ويژگي همه جا حاضر در زندگي روزمره انسان ها بوده و هر روز در زندگي ما رو به افزايش است بنابر اين ما تحت تاثير انواعي از استرسهاي زيست محيطي قرار داريم كه قادرند اثرات مخرب و جبران ناپذيري بر عملکرد و ساختار اندامهاي مختلف بدن ما ايجاد كنند(راي16 و همکاران ،2003).
بدن حيوانات و انسان به استرس هاي فيزيکي و روان شناختي پاسخ هاي مختلفي ميدهد. اولين پاسخ فعال شدن سيستم عصبي اتونوم است که نتيجه آن افزايش ميزان کاتکول آمين ها است. آدرنالين و نور آدرنالين که از مدولاي غده آدرنال آزاد مي شوند، پاسخ هاي تيپيک را در هنگام مواجه شدن با استرس ايجاد
مي کنند. اين پاسخ ها نظير افزايش سرعت ضربان قلب، تعريق ، … مي باشند.
پاسخ دوم که پاسخي آهسته تر است، فعال شدن محور هيپوفيز- هيپوتالاموس- آدرنال (HPA) است. در نتيجه فعال شدن اين محور، هورمون CRH که از هيپوتالاموس ترشح مي شود، باعث آزاد سازيACTH از غده هيپوفيز مي شود. ACTH نيز با تحريک قشر آدرنال باعث آزادسازي گلوکوکورتيکوئيدها (کورتيکوسترون در جوندگان و کورتيزول در انسان) از آن مي شود.
1-4 استرس هاي دوران بارداري
استرس هاي دوران بارداري و پس از تولد با بسياري از ناهنجاري هاي رواني و رفتاري و شناختي در انسان و حيوانات درارتباط است، اين ناهنجاري هابه صورت بيماري هاي مختلف در دوران کودکي و
بزرگ سالي مثل شيزوفرني، اوتيسم، بيش فعالي، اختلال در يادگيري، حافظه و باروري بروز مي کند
(ابل17،2003).
1-5 انواع استرس
از انواع استرس مي توان استرس فيزيکي (مثل؛ حمل و نقل، محدوديت حرکتي، شوک کف پا، ورزش، سرما، نور شديد و …)، استرس متابوليک (مثل؛ هيپوگليسمي ناشي از انسولين و …)، استرس ايمنولوژيک (مثل؛ عفونت، مصرف سيتوکينها يا اندوتوکسينها و …)، استرس قلبي عروقي (مثل؛ مصرف نيتروپروسيد) و استرس رواني (مثل؛ انزوا يا کناره گيري، تعاملات اجتماعي، تعاملات انساني-حيواني، محروميت از خواب و …) و غيره را نام برد(تيلبروک18 و همکاران،2000).
1- 6 علائم استرس
يک اعتقاد قوي در فرهنگ عمومي وجود دارد که استرس مادري مي تواند يک تاثير منفي روي رشد و پيشرفت جنين، نوزاد و بچه داشته باشد. هورمون هاي آدرنالين و کورتيزول، بدن را براي دفاع در مواقع اضطراري آماده مي کنند. در اين شرايط ضربان قلب سريعتر، عضلات سفت تر، افزايش فشار خون و تنفس سريع و حواس واضح تر مي شوند. در واقع اين تغييرات جسمي مقاومت بدن را در مواجه با شرايط بحراني افزايش مي دهند (ويويته19 ،2011).
استرس داراي چهارعلامت است:
1- علائم شناختي: شامل ناتواني در تمرکز، مشکل تفکر، مشاهده افکار منفي و …
2- علائم عاطفي: شامل تحريک بيقراري، ناتواني براي استراحت، احساس ضعف، افسردگي و …
3- علائم فيزيکي: شامل سردرد، کمردرد، اسحال يا يبوست، تهوع، سرگيجه، ضربان قلب سريع و…
4- علائم رفتاري
1-7 اثرات استرس
مطالعات دانشمندان نشان داده است که جدايي نوزادان ازمادرانشان باعث افزايش ضربان قلب، شب بيداري،گريه کردن واثرات منفي ديگري مي شود که پس ازبازگشت مادراين اثرات کاهش مي‌يابندکه دريک فرآيند تحريک افسردگي را به دنبال خواهدداشت.
1-7-1 اثر استرس برروي تخمدان
در بسياري از مطالعات حيواني نشان داده شده است که استرس در دوران پيش از تولد (اواخر دوره بارداري)‌‌وبلافاصله پس از تولد (قبل از بلوغ) بر ساختار و عملکرد تخمدان‌ و زاده‌ها تاثير
مي گذارد در مطالعه اي مشخص شد که استرس جدايي از مادر در دوره نوزادي موش هاي آزمايشگاهي، باعث افزايش کورتيکواسترون مي شود(منجولا20،2011). با وجود اينکه مکانيسم هاي ناشي از سندرم استرس قبل و بعد از تولد بطور معين شناخته نشده است، ولي پيشنهاد شده است که استرس در اين دوره مهم ممکن است يک اختلال درهورمون هاي آدرنال وگنادال درطول مرحله بحراني تمايز سيستم هيپوتالاميک جنيني ايجاد کند، بنابراين منجر به تنوع ناهنجاريهاي توليد مثلي قابل مشاهده در زمان بلوغ حيوانات مي گردد(آرمسترونگ21 ، 1986).
در مطالعاتي که توسط دانشمندان برروي نوزاد ميمون انجام شد، جدايي ازمادر، واکنش تحريک که شامل فعاليت حرکتي و توليد آواپريشاني مکرر، افزايش ضربان قلب، افزايش درجه حرارت بدن و افسردگي است را بلافاصله بعد از جدايي در پي داشت. در مطالعاتي نشان داده شده است که جدايي بعد از تولد، فاکتور آزاد کننده هيپوتالاموسي کورتيکوتروپين (CRF)22 و بيان ژن آنرا افزايش داده و باعث تحريک محورهيپوفيز-هيپوتالاموس-آدرنال 23(HPA) به دنبال استرس مي گردد (دارلن24 و همکاران ،2002). ازآنجايي که توليدمثل يک فرايند فيزيولوژيک است به طور ويژه به اثرات زيان آور ناشي از استرس بسيار حساس مي باشد. استرس حاد و مزمن داراي اثرات منفي برروي يک سري شاخص هاي توليد مثلي مي‌ باشند از جمله به اثر سرکوب کنندگي برهورمون هاي توليد مثلي مي توان اشاره کرد (کمپبل25 و همکاران، 1992).
مشخص شده است استرس مزمن با تحريک فعاليت محور هيپوتالاموس- هيپوفيز- آدرنال باعث کاهش ترشح هورمون LH شده و تکامل فوليکولهاي تخمداني و توليد هورمونهاي استروئيدي را مهار مي کند و باعث کاهش کيفيت فوليکولهاي تخمداني مي شود. همچنين گزارش شده است اثر استرس برروي گناد بزرگسالان ممکن است برگشت پذير باشد اما ممکن است در مراحل اوليه تکامل فوليکولي (در دوران قبل از بلوغ) اين اثر غير قابل برگشت باشد. افزايش و ترشح مزمن هورمون ACTH26 تکامل فوليکولي
و تخمک گذاري را مهار مي کند (ابدولاه27 ،2012).
مطالعات نشان داده اند افزايش مزمن غلظت سرمي گلوکوکورتيکوئيدها در انسان، ميمون، گاو، خوک،
گوسفند و حيوانات آزمايشگاهي ظاهرا محور هيپوتالاموس – هيپوفيز- تخمدان 28(HPO) را سرکوب
مي کند. گيرنده هاي گلوکوکورتيکوئيدها در نورون هاي GnRH29 هيپوتالاموسي و سلول هاي گنادوتروف هيپوفيزي يافت مي شوند. غلظت گلوکوکورتيکوئيدها درحالتي شبه استرس،سطح GnRH رادر بافت هيپوفيز بلوک کرده و به دنبال آن پاسخ پذيري گنادوتروف ها به GnRH نيز کاهش مي يابد که کاهش سطح LH و به تبع آن فقدان تخمک گذاري و نقص سيکل چرخه قاعدگي روي مي دهد.ثابت شده است که گيرنده هاي گلوکوکورتيکوئيد در تخمدان و سيتوزول سلول هاي گرانولوزا نيز وجود دارند.يک اثر مستقيم اين هورمون ها احتمالا در پديده آترزي فوليکولي مي باشد که به علت سرکوب فعاليت LH در سطح گيرنده مي باشد(چترجي30 وهمکاران،2009).
گلوکوکورتيکوئيدها همچنين از طريق بلوک فعاليت آروماتاز در سلول هاي گرانولوزا باعث کاهش استروژن مي شوند. کمبود استروژن ناشي از افزايش گلوکوکورتيکوئيدها نه فقط استروئيد سازي را تحت تاثير قرار مي دهد بلکه بيان گيرنده استروژن و پروژسترون را نيز به مخاطره انداخته و به دنبال آن ممکن است باعث آسيب يا ضايعه در حاملگي يا تاخير در بارداري گردد(چترجي وهمکاران،2009).
1-8 استرس اکسيداتيو
بافت‎هاي موجود زنده براي انجام اعمال حياتي خود نياز به اکسيژن دارند. مصرف اکسيژن منجر به توليد راديکال‌هاي آزاد مي‌شود که مي‌توانند به سلول‎ها آسيب برسانند. در حالت طبيعي براي جلوگيري از آسيب اکسيداتيو در بدن موجود زنده سيستم دفاعي آنتي‎‌اکسيداني وجود دارد. استرس اکسيداتيو، يک اصطلاح کلي است که براي توضيح عدم تعادل بين ايجاد مولکول‎هاي اکسيژن واکنش‎دهنده (ROS)
وسم‌‎زدايي آن‌‌ها توسط آنتي‌اکسيدان‌ها در بافت‌هاي موجود زنده به کار مي‌رود. مولکول‌هاي ROS شامل آنيون سوپراکسيد (O-2)، راديکال هيدروکسيل (O-H)، پراکسيد هيدروژن (H2O2)، اکسيد نيتريک (N-O) و پراکسي نيتريک مي‎باشد. واکنش متقابل ROSو مولکول‌هاي بيولوژيک منجر به تغيير در عملکرد و مرگ سلولي مي‌گردد. اين مولکول‌هاي واکنش‌دهنده مي‎‌تواند چندين هدف مختلف در سلول داشته باشند. شامل اکسيداسيون پروتئين‌ها، آسيب به DNAو RNA و پراکسيداسيون ليپيدها. در مورد پروتئين‎ها تقريباً تمامي اسيدهاي آمينه توسط ROS ها اکسيده مي‎شوند و متابوليت نهايي نظير کربونيل، باندهاي دي‎سولفيدي و … ايجاد مي‎کنند که اين متابوليت‎ها قادر به ايجاد تغيير در ساختمان و عملکرد پروتئين‎ها مي‎‌شوند.
DNA سلول نيز بسيار مستعد اکسيداسيون است. در نتيجه‎ي اکسيداسيون DNA يک ترکيب پايدار به نام 8- هيدروکسيل 2- دزوکسي گوانوزين توليد مي‎شود. اکسيداسيون DNA باعث بروز جهش در DNA هسته ميتوکندري مي‎گردد. اکسيداسيون باعث مي‎شود که غشا خاصيت هيروفيلي پيدا کند و بنابراين با تغيير در ساختار غشا نفوذپذيري آن را تغيير مي‎دهد. اکسيداسيون ليپيدهاي غشا نيز مي‎تواند اتصال گيرنده‎ها و آنزيم‎ها در غشا را دستخوش تغيير کند. پراکسيداسيون ليپيدها يک سري واکنش‎هاي زنجيره‎اي و متوالي است که منجر به توليد مالون‌دي‌آلدئيد (MDA) مي‎شود. در حقيقت استرس اکسيداتيو باعث افزايش پراکسيداسيون ليپيدي اسيدهاي چرب غير اشباع که در مغز نيز فراوانند مي‌شود و بر اثر حمله‎ي راديکال‎هاي آزاد به ليپيدها، آلدئيدهاي گوناگون از جمله مالون‌دي‌آلدئيد (MDA) توليد مي‌شود (گاندهي31 و همکاران،2012 وتامپسون 32و همکاران،2012 وکريجل33 و همکاران 2007).
آنتي‎اکسيدان‌ها عوامل برداشت‌کننده‌ي ROS مي‌‎باشند و مي‌توانند آسيب‌هاي ناشي از آن‌ها را ترميم کرده و حتي از تشکيل آن‌ها جلوگيري کنند. به اين صورت که به راديکال‌هاي آزاد الکترون داده و زنجيره‎ي واکنش اکسيداسيون را مي‌شکنند. سيستم دفاعي آنتي‌‎اکسيداني شامل مسيرهاي آنتي‎اکسيداني آنزيماتيک (سوپراکسيد ديسموتاز (SOD)، گلوتاتيون پراکسيداز (GPx) و کاتالاز (C)) و غيرآنزيماتيک (گلوتاتيون (GSH)، اسيد آسکوربيک (ويتامين C)، توکوفرول (ويتامين E) کاروتنوئيدها و فلاونوئيدها) مي‎باشد. سوپراکسيد ديسموتاز، راديکال‎هاي سوپراکسيد را به H2O2 تبديل مي‎کند، کاتالاز، مسئول سم‎زدايي H2O2 بوده و گلوتاتيون پراکسيداز، پراکسيدازها را مي‎شکند، به خصوص آن‎هايي که از اکسيداسيون فسفوليپيدهاي غشا مشتق مي‎شوند(گاندهي و همکاران،2012 وآيکونوميدو34 و همکاران ،2011و سون و همکاران ،2012و ساتو35 و همکاران،2010 و تامپسون و همکاران ،2012) در مطالعات قبلي مشاهده شده است که پراکسيداسيون ليپيد در طول دوران بارداري بسيار بيشتر است. همچنين فعاليت‎هاي آنزيم‎هاي کاتالاز و سوپراکسيد ديسموتاز در اواخر حاملگي کمتر بوده و اين کاهش تا پايان دوره‌ي شيردهي ادامه مي‎‌يابد. کاهش مشابه در فعاليت گلوتاتيون پراکسيداز مشاهده شده است (يوپرتي36 و همکاران ،2002).
مواجهه با گلوکوکورتيکوئيدهاي ناشي از استرس، دفاع آنتي‎اکسيداني را مختل مي‎کند که منجر به آسيب اکسيداتيو همراه با تغيير در تعادل بين فاکتورهاي اکسيدان و آنتي‌اکسيدان مي‎شود. در کشت‎هاي سلولي نيز مشاهده شده است که گلوکوکورتيکوئيدها توليد ROSرا افزايش مي‎دهند(فونتلا37 و همکاران ،2005و ساتو و همکاران ،2010). در مطالعات قبلي نشان داده شده است که تزريق کورتيکوسترون آنزيم ليپيد هيدروکسي پراکسيداز را در هيپوکمپ افزايش و آنزيم‌‎هاي آنتي‌‎اکسيدان مثل سوپراکسيد ديسموتاز، کاتالاز و گلوتاتيون پراکسيداز را کاهش مي‌دهد و به اين طريق منجر به نقص عملکرد فعاليت‌هاي شناختي در رت مي‌شود(ساتو و همکاران ،2010).
1-8-1ارتباط بين استرس اکسيداتيو و عملکرد تخمدان
ارتباط مثبتي بين کاهش استرس اکسيداتيو، افزايش بلوغ اووسيت ها در زنان 38PCOS و ناباروري يافت شده است و درنتيجه مي توان گفت که آنتي اکسيدان ها با کاهش استرس اکسيداتيو مي توانند پيش آگهي PCOS رابهترکنند (چاتوپادهاياي39 و همکاران ،2010).
آنتي اکسيدان ها با مکانيسم هاي مختلفي باعث بروز يک سري وقايع مي شوند که با پروسه آپوپتوز در مزانشيم تخمدان درارتباط هستند.آنتي اکسيدان ها با رشد منظم و فعاليت صحيح سلول هاي بينابيني تخمدان در ارتباط هستند (کارادنيز40 و همکاران ،2008).
رشد طبيعي لايه پوسته (تکاي) فوليکولي براي عملکرد طبيعي تخمدان لازم است و مواد اکسيداتيو و راديکال هاي آزاد باعث اختلال در رشد منظم و آپوپتوز در اين لايه مي شوند (کارادنيزو و همکاران ،2008) طبق مطالعاتي نشان داده شده است که در تخمدان نوزادان موش تغييراتي رخ مي دهد که يک اندام ساختماني ساده، از زمان تولد به سوي کمپلکسي بزرگ درجانور بالغ توسعه پيدا مي کند (پيترز41 ،1969).
تخمدانها در پستانداران وظيفه مهم و حياتي توليد سلول هاي زايا (اووسيت ها) براي آزادسازي به تعداد معين ودرزمان معين جهت يک توليدمثل موفق را بعهده دارند که باعث بقاي نسل گونه هاي مختلف
مي گردد.تخمدان اين عملکردرا از طريق يک مکانيسم پيچيده ولي بسيار هماهنگ ازفعاليت هاي سنتزي وترشحي توسط سلول هاي سوماتيک انجام مي دهد که يک توده وسيعي را درتخمدان تشکيل
مي دهند.فعاليت اين سلولها ابتدا به وسيله پيام هاي هورموني که از هيپوتالاموس وهيپوفيز قدامي صادر
مي شوند و همچنين پيام هايي ازمراکزبالاترمغزي کنترل مي شود. هردوسيستم (محورهيپوتالاموس-هيپوفيزومراکز بالاتر مغزي) نسبت به سيگنال ها وپيام هايي که از محيط هاي داخلي وخارجي (از جمله استرسهاي مختلف) دريافت مي کنند بسيار حساس و مسئوليت پذير مي باشند. ازطرف ديگر مدارکي وجوددارد که ارتباط مستقيمي بين مغز وتخمدان از طريق اعصاب وجوددارد. مطالعات نشان داده اند که استرس هاي مختلف به سه طريق عملکرد تخمدان راتحت تاثير قرارمي دهند :1. سيستم
هيپوتالامو- هيپوفيزي (درسطح سيستم اعصاب مرکزي) که نتيجه آن قطع مسيرطبيعي ترشح هورمون گنادوتروپيک بوسيله غده هيپوفيز و رفتارهاي توليدمثلي است. 2. درسطح تخمدان،که باعث آسيب يا تخريب مستقيم اووسيت مي شوند.3. درسطح اندام هاي ديگرکه ممکن است به طور غيرمستقيم عملکرد سيتم هيپوتالامو-هيپوفيزي را از طريق تغييرات متابوليک که تغيير تعادل تنظيم فيدبکي را به دنبال دارد تحت تاثير قراردهد (ارمسترونگ،1986).
عملکرد معمول و طبيعي تخمدان براي حفظ يک بارداري طبيعي ضروري و حياتي است و فعاليت تخمدان وابسته به تکامل طبيعي و حفظ فوليکول هاي تخمداني است. در بدن سالم بين راديکالهاي آزاد (گونه هاي اکسيژن و نيتروژن فعال) و آنتي اکسيدانهاي داخل سلولي تعادل وجود دارد ولي زمانيکه اين تعادل در جهت افزايش راديکالهاي آزاد مختل شود(مانند شرايط استرسي)استرس اکسيداتيو ايجاد مي شود. با افزايش سطح گلوکوکورتيکوئيد ها در حالت استرس، تشکيل راديکال هاي آزاد افزايش مي يابد و به دنبال آن توليد استروئيد هاي جنسي کاهش مي يابد. گونه هاي اکسيژني فعال42 (ROS) ممکن است نقش مهمي دربقا و تکامل فوليکول هاي تخمداني داشته باشند. به طوري که افزايش آنها باعث کاهش سريع و شديد فوليکول هاي بدوي در تخمدان مي شود.هرچند شيوه عمل ROS در تخمدان کمترموردتوجه قرارگرفته است ولي ROS ممکن است يک نقش مهم درشروع فرآيند آپوپتوزفوليکول هاازجمله فوليکول هاي آنترال داشته باشد.همچنين کاهش ميزان گلوتاتيون (بعنوان يک آنتي اکسيدان سلولي) باعث تحريک آترزي فوليکولي وآپوپتوز درسلول هاي گرانولوزاي فوليکولها به ويژه آنترال مي شود.از طرفي استروژن به عنوان يکي از استروئيد هاي جنسي داراي اثرات آنتي اکسيداني بوده و بنابر اين کمبود آن هنگام استرس ممکن است منجر به تشکيل توليدROS شود. که نتيجه آن تاخير در بلوغ اووسيت، نقص در لانه گزيني جنين، تحريک قطعه قطعه شدن جنين و نهايتا سقط جنين مي باشد.بنابراين يافته هاي کنوني پيشنهاد مي کنند که استرس اکسيداتيومي تواندبرروي باروري خانمها وسلامت گامت داراي اثرات منفي مهمي باشد ومداخله دارويي يا تغذيه ايي ممکن است به عنوان يک استراتژي موثرباروري خانم ها را ازاثرات منفيROSواسترس اکسيداتيو حفظ نمايد(چترجي و همکاران،2009و دوين43 و همکاران،2012).
1-9 تعريف پروپوليس
پروپوليس يا بره موم يک محصول طبيعي صمغ مانند در کندو است که بخش عمده اي از مواد تشکيل دهنده آن از منابع گياهي بوده و توسط زنبوران عسل جمع آوري مي شود و زنبورها پس از انتقال آن به کندو به آن موم و برخي ترشحات ديگر را اضافه کرده و توسط آن مدخل ورودي کندو و درزهاي آن را اندود مي کنند، همچنين اجساد مهاجمين به کندو را به وسيله آن موميايي و استريل کرده تا از گسترش بيماري هاي ميکروبي جلوگيري کنند.مطالعات زيادي فعاليت هاي آنتي اکسيداني،ضد التهابي وضد ميکروبي پروپوليس را تاييد کرده اند.
1-9-1 ترکيبات پروپوليس
بيش از سيصد ترکيب مختلف نظير پلي فنل ها،استرها، آلدئيدفنليک، مونوترپن ها، آمينواسيدها،استروئيد ها،اسيد کافئيک و ترکيبات غيرآلي ديگردرساختار پروپوليس يافت شده است.فعاليت بيولوژيک پروپوليس به طور عمده به ترکيبات فنولي آن وابسته است.پروپوليس يکي از غني ترين منابع فنوليک گياهي شامل فلاونوئيد ها(galangin,quercetin,rutin) و فنوليک اسيد ها مي باشد که بعنوان آنتي اکسيدان قوي بوده وازپراکسيداسيون ليپيد هاي غشاي سلولي و ايجاد راديکالهاي آزاد جلوگيري مي‌کند(ماسري44 و همکاران،2011ومحمد زاده و همکاران،2007وجاسپريکا45 و همکاران،2007و سون و همکاران ،2010و لطفي ،2006و شيمازاوا46 وهمکاران،2005).
پروپوليس ماده اي صمغي است که بوسيله زنبور ها،از جوانه ها يا ساير قسمت هاي گياه جمع آوري
مي شود.اين ماده بخاطر دارا بودن ويژگي هاي بيولوژيک خاص،به عنوان آنتي اکسيدان،ضد التهاب،ضد باکتريال و…‌ شناخته شده است(ماسري و همکاران،2011ومحمد زاده و همکاران،2007وجاسپريکا
و همکاران،2007و سون و همکاران ،20102005).
بره موم يا پروپوليس ماده اي شبيه موم و از توليدات زنبور عسل است که ظاهر آن به دليل دخالت عوامل زيادي ،بطور گسترده ممکن است متفاوت باشد(فرناندز47 و همکاران،2007). اما به طور معمول حالت آن خميري و رنگ آن از سبز،قرمزتا قهوه اي تيره متفاوت است.پروپوليس داراي بوي مطبوع و خاصيت چسبندگي است که به دليل واکنش قوي آن با چربي ها و پروتئين هاي پوست مي باشد(توسي48 و همکاران،1996 ).
ازنظر لغوي کلمه پروپوليس يک کلمه يوناني است که از دو بخش پرو49به معني جلو و دفاع و پوليس50 به معني شهر تشکيل شده است ودر مجموع معني دفاع از شهر رامي دهدو زنبور ها از آن براي مقاصدي همچون پرکردن سوراخ هاي کندو ، صاف کردن ديوار هاي داخل کندو، موميايي کردن اجسادحشراتي که به داخل کندو راه يافته اند و مرده اندو زنبور ها قادر به خارج کردن آنها نيستند استفاده مي کنند.ضمن اينکه پروپوليس به واسطه اثردر ضدعفوني ودارابودن ويژگي هاي ضد ميکروبي ،کلوني آنها را از بيماري ها محافظت مي کنند(توسي و همکاران،1996 ).زنبور ابتدا تکه هاي صمغ تراوش شده از جوانه يا شکوفه يا تنه برخي از درختان نظير اکاليپتوس، صنوبر، شاه بلوط، کاج، نارون ، بيدو سپيدار رابه وسيله قطعات دهاني و پاي خود جمع آوري و داخل سبدگرد نموده،به کندو حمل مي کنند(عبادي و همکارش،1990).
درحين جمع آوري مقداري بزاق و ساير ترشحات زنبور با آن مخلوط مي شود . زنبور آورنده بره موم در محلي روي کف کندو قرار گرفته ،براي جدا کردن اين ماده از روي پاهاي خود مدت ها وقت صرف مي کند و ممکن است زنبور هاي ديگر در اين کار به وي کمک مي کنند.تعداد زنبور هايي که در يک کلني براي جمع آوري بره موم فعاليت مي کنند بسيار محدود است (عبادي وهمکارش،1990وقيس آلبرتي51،1979و بورداک52،1998وکرل53 و همکارش،1999).
به طور طبيعي پروپوليس از 30% موم ،50%صمغ،10%چربي هاي ضروري،آروماتيک و مواد معطر گياهي و 5% پولن تشکيل شده است(عبادي و همکارش ،1990و بورداک،1998واسکيفو54،2004).ترکيب شيمايي اين ماده بسيار پيچيده است و بيش از سيصد ترکيب در نمونه هاي پروپوليس شناسايي شده اند
و ترکيب آن به منبع گياهي و فلور محلي بستگي دارد(توسي وهمکاران، 1996).
پروپوليس داراي اسيد هاي آليفاتيک وآروماتيک، استرها، فلاونوئيدها، قندها، گليسرول، اسيدفسفريک، ميريستين، ويتامين ها،تيامين، ريبوفلاوين، نياسين، پانتوئيک اسيد، پيريدوکسين، مي باشد.همچنين داراي مواد معدني شامل آهن، منگنز، مس، کلسيم، وآناديوم، آلومينيوم، استرانتيوم، سيليکون، روي، سديم، يد و منيزيم
مي‌باشد و نيز به مقادير بسيار کم اسيدآمينه که بيشتر از نوع آرژنين و پرولين دارد.سوکسينيک دهيدروژناز،گلوکوز6فسفاتاز، آدنوزين تري فسفاتاز، اسيدفسفاتاز و بتاآميلاز نيز در محتويات بره موم يافت شده است که بيشتر به خاطر مخلوط شدن آن با بزاق زنبور حين جمع آوري مي‌باشد(وکچي55 وهمکاران،2007و کرل،1999و اسکيفو و همکاران،2004).
1-9-2تاثير بره موم برروي اينترفرون ها
بره موم مي تواند با تاثير برروي اينترفرون ها و افزايش توليد آنتي بادي ها و فعاليت فاگوسيتوز سبب افزايش مکانيسم هاي ايمني شود.همچنين از اين ماده در درمان بسياري از بيماري هاي سيستميک مانند آلتريت روماتوئيد، مشکلات پوستي مانند اگزما و لوپوس، مشکلات تنفسي مانندآسم و بالابردن سلامت عمومي استفاده مي شود(کرول56 و همکاران،).
1-9-3 مصارف بره موم
بره موم به شکل هاي مختلفي در خميردندان(بوتوشانوو57 و همکاران،2001 وپوپي58 و همکاران،1986)،دهان شويه(دودواد59 و همکاران،2011)،قرص هاي مکيدني، نوشيدني ها،کيک، پودرژله،قرص و صابون موجود است(کووان60،1999و خليل61،2006).
1-10 ضرورت انجام تحقيق


پاسخ دهید