جدول 2- مقايس? راندمان آبي روشهاي متداول كشت ……………………………………………………….
جدول 3- تجزي? واريانس تأثير روشهاي کاشت در علف هرز ……………………………………………
جدول 4- اثر متقابل شرايط و روشهاي كشت بر تعداد بوت? سبز شده …………………………………
جدول 5- اثر متقابل شرايط و روشهاي كشت بر تعداد سنبله در متر مربع ……………………………
جدول 6- اثر متقابل شرايط و روشهاي كشت بر تعداد دانه در سنبله ………………………………….
جدول 9- اثر متقابل شرايط و روشهاي كشت بر وزن هزار دانه …………………………………………
جدول 8- اثر متقابل شرايط و روشهاي كشت بر عملكرد دان? گندم ……………………………………
جدول 9- تجزي? واريانس شاخص برداشت …………………………………………………………………….
جدول 10- اثر متقابل شرايط و روشهاي كشت بر راندمان آبياري ………………………………………
چکيده
افزايش راندمان توليد گندم در واحد سطح، با کاربرد تکنيک هاي خاک ورزي و کاشت مورد توجه خاص کشاورزان قرار گرفته است. کاشت جوي و پشته اي يکي از روشهاي نوين در توليد گندم است که باعث افزايش در عملکرد زراعي و بازد? آبي مي شود. به منظور بررسي تأثير شرايط و روشهاي مختلف کشت بر عملکرد گندم رقم فلات و راندمان آبي در منطق? مشهد، در سال زراعي 85-1384 در مزرع? تحقيقاتي سازمان تحقيقات کشاورزي و منابع طبيعي شهرستان مشهد آزمايشي اجرا شد. تيمارها شامل چهار روش کشت در دو سطح خشکه کاري و هيرم کاري بودند. روشهاي کشت شامل سه خط کشت جوي و پشته اي با فاصل? 60 سانتيمتر، چهار خط کشت جوي و پشته اي با فاصل? 75 سانتيمتر، کشت مسطح و کشت به طريق سانتريفوژ (شاهد) بودند. ميزان بذر 250 کيلوگرم در هکتار و فاصل? خطوط کشت در تيمارهاي کشت با بذرکار، 15 سانتيمتر تنظيم گرديد. شرايط کشت (هيرم کاري و خشکه کاري) به عنوان فاکتور اصلي (کرت اصلي) و روشهاي کشت به عنوان فاکتور فرعي (کرت فرعي) در طرح کرتهاي خرد شده در قالب طرح پاي? بلوکهاي کامل تصادفي با سه تکرار، اجرا شد. نتايج حاصله نشان دادند که هيرم کاري نسبت به خشکه کاري، تأثير معني داري بر عملکرد و اجزاء عملکرد و نيز بر بازد? آبي گذاشته است (0/05). شرايط هيرم کاري نسبت به خشکه کاري 3/9% افزايش در عملکرد داشته است اما در شاخص برداشت تفاوت معني داري نداشتند. اجزاء عملکرد نيز در روش هيرم کاري در رتب? بالاتري قرار گرفتند و اختلاف بين آنها معني دار بود. هيرم کاري در کنترل علف هرز نيز اثر معني داري نسبت به خشکه کاري داشت و علفهاي هرز هيرم کاري 23% کمتر از علفهاي هرز خشکه کاري بود. تفاوت بازد? آبي در شرايط هيرم کاري و خشکه کاري معني دار بود، بطوريکه هيرم کاري در حدود 10% راندمان آبي بالاتري نسبت به خشکه کاري داشت. در بين روشهاي کشت، جوي و پشته هاي 60 سانتيمتري در عملکرد و اجزاء عملکرد و راندمان آبي، در رتب? بالاتري قرار گرفت. افزايش عملکرد در روش کشت سه خط در جوي و پشته هاي 60 سانتيمتري نسبت به کشت چهار خط در جوي و پشته هاي 75 سانتيمتري، کشت مسطح و کشت سانتريفوژ به ترتيب 3%، 7% و 21% بود. شاخص برداشت نيز در اين روش با روشهاي کشت چهار خط روي پشته هاي 75 سانتيمتري، کشت مسطح و کشت سانتريفوژ به ترتيب 8%، 16% و 8/23% تفاوت داشت (0/05). هرچند اين تيمار با تيمار کشت چهار خط روي پشته هاي 75 سانتيمتري در بازد? آبي تفاوت معني داري نداشت اما با ساير تيمارها تفاوت معني داري نشان داد و در رتب? اول قرار گرفت. تفاوت بازد? آبي اين تيمار با کشت چهار خط روي پشته هاي 75 سانتيمتري، کشت مسطح و کشت سانتريفوژ به ترتيب 2%، 10% و 28% بود. با توجه به نتايج بدست آمده روش هيرم کاري و سه خط کشت با جوي و پشته هاي 60 سانتيمتري، مناسب ترين تيمار در افزايش عملکرد زراعي، کنترل علف هرز و بازد? آبي شناخته شده و معرفي مي گردد.
کلمات کليدي: خشکه کاري، هيرم کاري، کشت روي پشته، بازد? آبي
مقدمه
گندم يکي از محصولات استراتژيک است که از نظر ارزش غذايي اهميت زيادي دارد و يکي از پرمصرف ترين گياهان زراعي جهان محسوب مي شود (15). گندم در مناطق وسيعي از جهان در محدود? عرض جغرافيايي 67 درج? شمالي در نروژ، فنلاند و روسيه تا 45 درج? عرض جغرافيايي جنوبي در آرژانتين کشت مي شود و اين قدرت تطابق، موجب گسترش سطح زير کشت و فراگير شدن آن در جهان شده است (20). در سطح کر? زمين از کل گونه هاي گياهي موجود، 80 هزار گون? آن خاصيت خوراکي دارند و در حال حاضر تنها 200 گون? آن به مصرف تهي? غذا مي رسند و امروزه 15 گون? آن، بيش از 90% غذاي مردم جهان را تأمين مي کنند و تنها 3 گون? آن (برنج، ذرت، گندم) حدود اين مقدار را به خود اختصاص داده اند (4). گندم به دليل اينکه ريشه هاي افشان دارد و در سطح خاک پراکنده است، به خوبي خاک را نگهداري مي کند و مانع فرسايش خاک مي شود. گندم حاوي آب، پروتئين، مواد قندي، سلولز، سديم، پتاسيم، کلسيم، منيزيم، اسيد فسفريک و ويتامين است (7). اهميت گسترش جهاني گندم باعث شده است که سنبل? گندم را به عنوان سمبل غذا در جهان بشناسند. به عنوان مثال سمبل سازمان خواروبار جهاني1 يک سنبل? ريشکدار گندم با شعار “بگذاريد نان وجود داشته باشد” است. برنام? توسع? سازمان ملل2 جهان را در احاط? دو سنبل? گندم نشان مي دهد (شکل 1) (17).

شکل 1- سمبل سازمان خواروبار جهاني و توسع? سازمان ملل (مجنون حسيني، 1381)
1-1- وضعيت گندم در جهان
2-1- وضعيت گندم در ايران

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

3-1- فرضيه ها
فصل اول: وضعيت گندم در جهان و ايران
1-1- وضعيت گندم در جهان
بطور متوسط ساليان? 15% تا 16% زمينهاي زير کشت جهان به گندم اختصاص مي يابد. پيش بيني شده است که تقاضا براي گندم در جهان در سال 2020 ميلادي به مقدار 40% بيش از سطح فعلي (522 ميليون تن) مي باشد و اين درحالي است که منابع موجود براي توليد گندم با محدوديت مواجه است (97). در ده? 1990 نرخ رشد مصرف غله در جهان کندتر شد و اين موضوع، نه بخاطر محدوديت ظرفيتهاي توليد، بلکه بخاطر کاهش رشد تقاضا بود و چون کاهش رشد تقاضا عمدتاً در اثر عوامل استثنايي و گذرا است، طولي نمي کشد که ميزان تقاضا روند سابق را پيدا خواهد کرد و کشورهاي در حال توسعه به واردات گندم وابسته تر خواهند شد (9). سطح زير کشت گندم در جهان طي سالهاي 2000-1988 بين 217 تا 231 ميليون هکتار متغير بوده و بطور متوسط ساليانه 15% تا 16% زمينهاي زراعي جهان به کشت اين محصول اختصاص يافته است. ميزان توليد نيز بين 500 تا 610 ميليون تن در نوسان بوده است (14). نرخ رشد تقاضاي سالان? غله از 5/2% در ده? 1970 و 9/1% در ده? 1980 به 1% در ده? 1990 رسيد. مصرف گندم در سالهاي 1999-1997 حدود 31% کل مصرف غله را در جهان تشکيل مي داد.
در کشورهاي صنعتي روند مصرف گندم براي خوراک دام، رو به رشد است و در حال حاضر در اتحادي? اروپا به 45% کل مصرف اين محصول مي رسد. در کشورهاي در حال توسعه، گندم عمدتاً مصرف انساني دارد و اين کشورها روز به روز ميزان بيشتري از نيازهاي خود را از طريق واردات تأمين مي کنند. برخي از کشورهاي واردکنند? گندم، خود توليد کنند? عمد? اين محصول نيز به شمار مي آيند (مانند مصر، برزيل و مکزيک). وابستگي کشورهاي در حال توسعه (به استثناء آرژانتين و اوروگوئه) به واردات بيشتر خواهد شد و واردات خالص اين محصول از 72 ميليون تن در سال در سالهاي 99-1997 به 160 ميليون تن در سال، در سال 2060 خواهد رسيد (9). کشورهاي ايالات متحد? آمريکا، چين، هندوستان، فرانسه، کانادا، ترکيه، ايتاليا، آلمان و استراليا به ترتيب مهمترين توليد کنندگان گندم به شمار مي آيند. در کشورهاي کانادا، ايالات متحد? آمريکا، استراليا و فرانسه توليد گندم بيش از مصرف داخلي آنهاست و به همين دليل، قسمت عمد? گندم توليدي آنها به خارج صادر مي شود. عليرغم پيشرفتهاي مؤثري که طي سالهاي گذشته در ميزان عملکردهاي محصولات غذايي از جمله گندم بوجود آمده، نمي توان دربار? ذخير? مواد غذايي، بخصوص در مورد کشورهاي در حال توسعه خوش بين بود (49).
مناطقي که گندم تحت شرايط معتدل با بارندگي کم کشت مي شود شامل شمال آفريقا، غرب آسيا، قسمتهايي از پاکستان و افغانستان، شمال هندوستان، قسمتهاي شمالي چين و بعضي مناطق در آمريکاي لاتين (اراضي مرتفع مکزيک مرکزي) مي باشد. مناطقي که گندم تحت شرايط درج? حرارت بالا (با آبياري يا بدون آبياري) کشت مي شود شامل سودان، نيجريه، کشورهاي شرقي آفريقا مثل اوگاندا و تانزانيا، قسمتهايي از بنگلادش و هندوستان، مناطق وسيعي از برزيل، پاراگوئه و جنوب شرقي بوليوي مي باشد (76). عملکرد جهاني گندم طي دوره زماني 1988 تا 2000 همواره رو به افزايش بوده است و از 2297 کيلوگرم در هکتار به 2710 کيلوگرم در هکتار افزايش يافته است (14). متوسط عملکرد گندم در سيستمهاي آبي تقريباً دو برابر سيستمهاي ديم است (76). سازمان خواروبار جهاني، توليد جهاني گندم را در سال 2005 مورد بررسي قرار داده است. نتايج اين مطالعه در ضميمه آورده شده است (9).
2-1- وضعيت گندم در ايران
گندم به عنوان مهمترين محصول زراعي کشور، بطور متوسط 2/6 ميليون هکتار از اراضي زراعي کشور را به خود اختصاص داده است. سهم گندم آبي از اين مقدار 2/2 ميليون هکتار (35%) و گندم ديم 4 ميليون هکتار (65%) مي باشد (3 و 13). ميزان سطح زير کشت گندم آبي طي سالهاي 80-1361 بين 18/2 تا 35/2 ميليون هکتار متغيير بوده است (جدول 1). بطور متوسط حدود 2/2 ميليون هکتار در سال (حدود 40% سطح زير کشت کلي? محصولات زراعي در سال) گندم آبي کشت مي شود. متوسط سطح زير کشت گندم ديم، تقريباً ثابت و حدود 1/4 ميليون هکتار بوده است (14).
استان خراسان با 85/10 درصد کل اراضي کشور، بيشترين سطح را به خود اختصاص داده است. پس از آن استانهاي فارس، آذربايجان شرقي، کردستان، خوزستان، همدان و کرمانشاه به ترتيب با 32/9، 72/6، 66/6، 59/6، 29/6 و 08/6 درصد کل اراضي گندم کشور، مقامهاي دوم تا هفتم را دارا مي باشند، يعني بيش از نيمي از اراضي گندم خيز (51/51%) در اين هفت استان قرار دارد. کمترين سطح نيز با حدود 13 هزار هکتار (2/0% اراضي گندم) متعلق به استان هرمزگان مي باشد.
ميزان توليد گندم کشور حدود 44/13 ميليون تن برآورد شده است که 77/64% آن از کشت آبي و بقيه (23/35%) از کشت ديم بدست مي آيد. استان فارس عليرغم رتب? دوم از نظر سطح با 79/13% از کل توليد گندم کشور در جايگاه نخست قرار گرفته است و استانهاي خراسان، گلستان، خوزستان، کرمانشاه و آذربايجان غربي به ترتيب با 23/11، 44/8، 06/8، 95/5 و 21/5 درصد از توليد گندم کشور در مقامهاي دوم تا ششم قرار دارند. در حدود 68/52% از گندم کشور در شش استان مذکور توليد شده است و سهم ساير استانها 32/47 درصد بيشتر نبوده است. استان گيلان با ميزان 12/0% در توليد گندم کشور در رتب? آخر قرار گرفته است (3). توزيع سطح زير کشت و ميزان توليد گندم کشور در ضميمه آورده شده است.
جدول 1- سطح زير کشت گندم کشور طي سالهاي 1380-1361
سال6162636465666768697071727374757677787980آبي (ميليون هکتار)1/21/22/21/21/22/29/121/22/23/23/23/23/23/23/22/225/21/227/2ديم (ميليون هکتار)49/38/341/41/42/42/41/443/45/45/43/41/4442/3351/3مجموع (ميليون هکتار)1/6661/61/63/61/62/62/62/66/68/68/66/64/63/62/645/51/578/5منبع: کشاورز و همکاران، 1381
در ايران، متوسط عملکرد گندم آبي 3629 کيلوگرم در هکتار و گندم ديم 1181 کيلوگرم در هکتار بوده است. بيشترين عملکرد گندم آبي با 4879 کيلوگرم در هکتار متعلق به استان تهران و کمترين آن با 1580 کيلوگرم در هکتار متعلق به استان بوشهر است. استانهاي گلستان و بوشهر به ترتيب با متوسط توليد 2758 و 192 کيلوگرم در هکتار در بين استانهاي گندم ديم کار کشور، در جايگاه نخست و آخر قرار دارند (3).
به نظر مي رسد تنها راه حل جهت رفع مشکلات غذايي در جهان فراگير شدن کشاورزي مدرن از طريق بکارگيري و تمرکز کشاورزي مکانيزه، با توجه به الگوهاي بکاررفته در اروپا و آمريکا باشد (16). ميزان توليد گندم با توجه به رشد جمعيت جهان و محدوديتهاي موجود در طي سالهاي آينده از وضعيت مطلوبي برخوردار نخواهد بود و ميزان عرض? گندم در بازارهاي جهاني کاهش خواهد يافت. براي افزايش ميزان توليد گندم در کشور با توجه به کمبود منابع آبي و بارندگي در کشور، امکان افزايش سطح زير کشت وجود ندارد، بنابراين تنها راه افزايش ميزان توليد، ارتقاء عملکرد در واحد سطح مي باشد که اين مهم از طريق عواملي چون افزايش بازد? مصرف آب، جلوگيري از کوچک شدن قطعات کشاورزي، بهبود وضعيت مکانيزاسيون، کنترل صحيح و به موقع آفات و بيماريها و علفهاي هرز، توليد و توزيع ارقام مقاوم به تنشها براي کشت ديم و آبي، ترويج روشها و سيستمهاي مناسب کشت در هر منطقه و اقليم، ميسر خواهد شد. به نظر مي رسد روش کشت جوي و پشته اي نسبت به روش مسطح براي خيلي از مناطق مناسب تر بوده، مصرف بذر کاهش يافته، عملکرد مزرعه اي و بازد? آبياري افزايش مي يابد (10).
در ايران، گندم به روشهاي مختلفي کشت مي شود. کشت سنتي در بيشتر نقاط کشور رواج دارد بطوريکه شخم با گاوآهن، ديسک و تسطيح و پاشيدن گندم در مزرعه و پس از آن ديسک زدن، روش معمول و سنتي کاشت مي باشد. روش کشت جوي و پشته اي در کشت محصولاتي مثل گندم پيشرفت زيادي در اکثر نقاط دنيا داشته است. اين روش کشت باعث افزايش راندمان زراعي و آبياري، کاهش تردد ادوات و ماشين آلات و کنترل ترافيک در مزرعه و جلوگيري از ايجاد لاي? سخت در خاک مي شود. با توجه به مزايايي که اين روش کشت نسبت به روشهاي سنتي و قديمي دارد، جايگزين شدن آن با روشهاي سنتي و قديمي، مزاياي زيادي داشته و باعث افزايش ميزان توليد گندم و راندمان آبياري مي شود.
در منطق? مشهد که گندم جايگاه ويژه اي در بين محصولات زراعي دارد، کشت گندم معمولاً بصورت سنتي صورت مي پذيرد و بنابراين از آب آبياري و زمين کشاورزي بصورت مناسب استفاده نمي شود و راندمان آبياري و عملکرد گندم، مناسب نيست. با توجه به اينکه امروزه سيستم کشت جوي و پشته اي يک روش نوين در کشاورزي بوده و در مقايسه با روشهاي مرسوم در بيشتر نقاط دنيا راندمان بيشتري داشته است، به نظر مي رسد که اين سيستم کشت نسبت به کشت مرسوم و سنتي در منطق? مشهد نيز راندمان بالاتري داشته باشد. بنابراين براي مقايس? عملکرد زراعي و بازد? آبي در روش جوي و پشته اي با مرسوم (سنتي) گندم، لازم است آزمايشي در منطق? مشهد طرح و اجرا گردد.
3-1- فرضيه ها
عملکرد گندم در روش کاشت جوي و پشته اي، بيشتر از روش مرسوم است.
راندمان آبياري در عملکرد گندم در روش جوي و پشته اي بيشتر از راندمان آبياري در روش مرسوم است.
1-2- روش کاشت
2-2- آبياري
فصل دوم: مروري بر پژوهشهاي انجام شده
1-2- روش کاشت
براي دستيابي به عملکرد و درآمد بيشتر، روشهاي نوين کشاورزي از جمله کشت جوي و پشته اي3 و روشهاي حفاظتي، رواج و رونق يافته اند (55). روشهايي براي آماده سازي بستر بذر که بقاياي گياهي در سطح مزرعه باقي بمانند (در حد بي خاک ورزي) و پوشش حفاظتي روي خاک ايجاد کنند، از حدود 25 سال پيش در برخي نقاط دنيا رواج يافته است. به عنوان مثال حدود 30 ميليون هکتار از اراضي کشاورزي آمريکاي جنوبي در برزيل، آرژانتين و پاراگوئه به اين روش کشت مي شوند. در برخي نقاط که گندم در تناوب با گياهان رديفي مثل پنبه، باقلا و ذرت قرار مي گيرد (مثلاً غرب ايالات متحد? آمريکا و آسياي مرکزي و غربي) معمولاً گندم بصورت فاروئي (رديفي) کشت و آبياري مي شود؛ به اين صورت که گندم در زمين خاک ورزي شده کشت مي شود و سپس جويچه هايي با فاصله 100-60 سانتيمتر جهت آبياري در مزرعه ايجاد مي شود. اين روش کاشت باعث مي شود که بيشتر دانه ها روي پشته اي که بين جويچه ها ايجاد مي شود، قرار بگيرند (78). فاصل? پشته ها از يکديگر و همچنين عرض پشته ها تابعي از شرايط منطقه، ادوات کاشت، داشت و برداشت است؛ بنابراين نوع محصول، شرايط کاري، آب و هوا، ماشين آلات، نوع خاک و نحو? آبياري تعيين کنند? مناسب ترين روش کاشت براي هر گياه در هر ناحيه است (18، 21 و 63).
زمان کاشت، نحو? کاشت و چگونگي آبياري محصول در جوانه زني و عملکرد تأثير مستقيم دارد. تناوب زراعي و نحو? آماده کردن زمين نيز در ميزان محصول و هزينه ها تأثير مستقيم دارد (73) و زمانيکه گندم در تناوب با جو کشت شد، افزايش عملکرد گزارش شده است (81). ايجاد بستر مناسب جهت بذرکاري باعث تسريع در جوانه زني و اسقرار گياه کشت شده مي شود. خطي کارها دانه را در عمق معيني که توسط شيار بازکن ايجاد مي شود، مي کارند و روي آنرا با خاک مي پوشانند و خاک را در اطراف آن فشار مي دهند تا رطوبت کافي به بذر برسد. بنابراين کشت با خطي کارها زمانيکه هم? عوامل محيطي مناسب باشند، راندمان بسيار بالايي در ميزان جوانه زدن (80% تا 90%) دارد. در خاکهاي خشک، عمق کشت بايد بيشتر شود تا بذر بتواند رطوبت کافي بدست آورد (21).
تري4 و همکاران (2002) بيان کردند که تاريخ کشت گندم روي عملکرد آن تأثير زيادي دارد. خيلي زود کشت کردن باعث ايجاد رقابت شديد و حذف بسياري از بوته ها شده و خيلي دير کشت کردن باعث جوانه نزدن دانه ها و مرگ آنها در فصل سرما مي شود. آنها زمان مناسب کاشت براي گندم را در هر محل با توجه به اقليم آن ناحيه، زماني بين اين دو حد اعلام کردند (87) گرچه يکي از روشهاي مقابله با علفهاي هرز مزرعه، کشت زود هنگام گزارش شده است (91). هيج5 (1993) به اين نتيجه رسيد که نحو? توزيع بذر در واحد سطح، اثر کمي بر عملکرد محصول دارد (42) هرچند که روشهاي خاک ورزي اثر معني داري بر عملکرد دارند (43). لارسون6 و همکاران (2005) تأثير مقدار بذر، تاريخ کشت، رقم کشت شده و روش کشت را بر عملکرد محصول گزارش کردند (56). کاهورانگ7 (1987) در ناحي? شولا8 در آديس آبابا به اين نتيجه رسيد که عملکرد زراعي در روش بذر پاشي بسيار کمتر از روش کاشت با بذرکار خطي است. وي نتيجه گرفت که تفاوت معني داري بين مصرف بذر در عملکرد 1075 تا 1990 کيلوگرم در هکتار، وجود ندارد (53). تراکم گياهي و فاصل? رديف، مستقيماً در رشد و نمو گياهان زراعي و چگونگي اثر متقابل آنها با محيط، مؤثر هستند. براي قرارگيري بهتر بذر در خاک انواع نظامهاي کشت پشته اي توسعه پيدا کرده اند. در اين روشها، رفت و آمد ماشينها و ادوات به بعضي رديفها محدود و فشرده شدن خاک بصورت موضعي کنترل شده (15) و عملکرد زراعي 4/9% افزايش مي يابد (59).
در اکثر مزارع پاکستان و هند کشاورزي بصورت کشت آبي مي باشد و با وجود اينکه تناوب زراعي در اين مزارع رعايت مي شود، مشکلات زيادي ازجمله شور شدن و تخريب ساختمان خاک، عملکرد پايين زراعي و کاهش آبهاي زيرزميني وجود دارد. تناوب برنج با گندم راه حل جديدي است که در اين مزارع اجرا مي شود (62) و بيشترين عملکرد گندم در کشت مستقيم پس از برنج بدون از بين بردن بقاياي گياهي گزارش شده است (67). راه ديگري که براي حل اين مشکلات پيشنهاد شده است، روش کاشت جوي و پشته اي غلات است (62). سيستم کشت برنج گندم9 روي پشته، ده? گذشته در بيش از 5/13 ميليون هکتار از اراضي جنوب آسيا رواج پيدا کرده است و يک روش عملي براي افزايش عملکرد در ناحي? جنوب آسيا بوده است. عدم خاک ورزي اضافي و کشت بصورت جوي و پشته اي باعث توسع? اين سيستم کاشت شده است. اين روش علاوه بر تهي? غذاي مورد نياز مردم، باعث استفاد? بهتر از آب آبياري شده (جدول 2) (41)، درآمد کشاورزان را به سطح بالاتري ارتقاء داده، کشاورزي پايدار و کاهش اثرات منفي بر محيط را نيز به دنبال دارد (40).
جدول 2- مقايس? راندمان آبي روشهاي متداول کشت
نوع عملياتميزان آب آبياري (مترمکعب در هکتار)عملکرد زراعي
(کيلوگرم در هکتار)راندمان آبياري
(تن دان? گندم بر متر مکعب آب)تسطيح ليزري2849476467/1بي خاک ورزي2933418843/1کشت پشته اي2281413481/1کشت مرسوم361039681/1منبع: هابز و گوپتا، 2003
گندم معمولاً در خطوطي با فاصل? 11 تا 40 سانتيمتر کاشته مي شود. مطالعات انجام شده در کانادا توسط فنستر و پترسون10 (1996) نشان مي دهد که فاصل? بين خطوط کشت، تأثير کمي روي عملکرد دارد. آنها بيان کردند که فاصل? زياد بين خطوط (30 تا 40 سانتيمتر) داراي مزاياي زير است: چون عمق قرارگيري بذر مي تواند بيشتر باشد مي توان از فاروهاي عميق تر استفاده کرد و هزينه هاي اوليه کاهش مي يابند. معايب زير را نيز گزارش کردند: اگر عمق فاروها کم باشد، باعث فرسايش خاکي و عدم محافظت از مزرعه، رشد بيشتر علفهاي هرز در بهار و کنترل مشکل آنها مي شود (33). فردريک و مارشال11 (2002) دريافتند که تعداد پنجه جزء مهمي در افزايش عملکرد دان? گندم در فاصل? خطوط باريک بوده (36) عملکرد دانه با کاهش فاصل? خطوط کاشت افزايش يافته (19 و 89) و در فاصل? خطوط کاشت 15 تا 45 سانتيمتر عملکرد يکسان (34) و استفاده از خطوط باريکتر نسبت به فاصل? خطوط رايج 18 سانتيمتر، افزايش عملکردي بين 5% تا 7% به دنبال دارد (51). افضلي نيا و همکاران (1377) در يک آزمايش چهار ساله، عملکرد گندم آبي را مورد ارزيابي قرار دادند و در نهايت به اين نتيجه رسيدند که کشت با خطي کار همراه با آبياري کرتي، هم از نظر درآمد و هم از نظر عملکرد، وضعيت بهتري نسبت به ساير تيمارها داشته (1) و تجمع ماد? خشک و شاخص سطح برگ، با افزايش تراکم افزايش يافته و باعث بالا رفتن ميزان محصول مي گردد (57). نروود12 (1994) به اين نتيجه رسيد که بين اجزاء عملکرد به ترتيب تعداد سنبله در واحد سطح، تعداد دانه در سنبله و وزن دانه، تأثير بيشتري بر عملکرد گندم زمستانه و سورگوم دانه اي دارند (70).
در مکزيک روش کشت بصورت فاروئي يا پشته اي با 25-15 سانتيمتر ارتفاع و 90-70 سانتيمتر عرض بين جوي و پشته ها (از وسط پشته تا وسط پشت? ديگر) با دو يا سه خط کشت روي هر پشته و فاصل? خطوط کشت 30-15 سانتيمتر همراه با آبياري قبل از کشت (هيرم کاري) مي باشد (53) که اين جوي و پشته هاي ايجاد شده، مي توانند تا پنج سال مورد استفاده قرار بگيرند (62). سيستم کاشت جوي و پشته اي عملکرد گندم را 10% و راندمان آبياري را 30% افزايش داده، توانايي گياه را براي جذب بهتر و بيشتر نيتروژن بالا برده، باعث گسترش بيشتر سيستم ريش? گياه و کاهش برخي بيماريها مي شود (32 و 62). دوکسبوري13 (2005) و بلوئت14 و همکاران (2002) در آزمايشات خود به اين نتيجه رسيدند که کاشت گندم و برنج روي پشته، راندمان آبياري و توانايي گياه را براي جذب مواد غذايي افزايش داده که در نهايت منجر به افزايش عملکرد مي شود و گزارش کردند در اين روش راندمان کاري بالا مي رود (30 و 28). کشت بدون خاک ورزي هنگاميکه بقاياي گياهي به مقدار مناسب و کافي در سطح مزرعه وجود نداشته باشد، باعث کاهش عملکرد مي شود. در سيستم جوي و پشته اي هر دو مزيت کم خاک ورزي شدن و باقي گذاردن بقاياي گياهي به ميزان مناسب، در اختيار کشاورز قرار مي گيرد (39) اما شارات15 و همکاران (2006) توصيه کردند در مناطقي که ميانگين دماي سالانه کمتر از صفر درج? سانتيگراد باشد، کم خاک ورزي و بي خاک ورزي انجام نشود (84). فريمن16 و همکاران (2002) بيان کردند سيستم کاشت روي پشته نسبت به کشت سنتي افزايش عملکردي از 133 تا 467 کيلوگرم در هکتار داشته (37) افزايش راندمان آبياري و زهکشي بهتر نيز گزارش شده است (37 و 47) در صورتيکه ساير و راموس17 (2000) عملکرد روش مسطح را 2% بيشتر از روش پشته اي گزارش کردند (80).
هابز18 و همکاران (1998) گزارش کردند جوي و پشته هاي 75 سانتيمتري و سه خط کشت روي پشته نسبت به جوي و پشته هاي 75 سانتيمتري و دو خط کشت روي پشته، جوي و پشته هاي 90 سانتيمتري و سه خط کشت روي پشته، جوي و پشته هاي 90 سانتيمتري و چهار خط کشت روي پشته و کشت مسطح به ترتيب 7/10%، 5/5%، 4/4% و 5/5% افزايش عملکرد دارد (44). ايلياس19 و همکاران (2004) بيان کردند روشهاي خاک ورزي و مقدار نيتروژن در روش کاشت روي پشته بر عملکرد گندم تأثير زيادي دارد و گزارش نمودند سيستم جوي وپشته اي نسبت به مسطح 18% در عملکرد و 32% در راندمان آبياري افزايش نشان مي دهد (47) و ماکادو20 و همکاران (2006) به اين نتيجه رسيدند در مزارعي که کود دهي انجام نشود، در سالهاي اولي? کشت عملکرد روش مسطح بيشتر است (64) و در مناطق پر باران کشت مسطح بر کشت جوي و پشته اي ترجيح داده شده است (93). ليمون21 و همکاران (2000) بيان کردند در سيستم جوي و پشته اي نسبت به مسطح، راندمان آبياري افزايش و ورس کاهش يافت (61)، کنترل مکانيکي علفهاي هرز بهتر انجام شد (84) و ميزان علفهاي هرز دو لپه در روش بي خاک ورزي افزايش يافته ولي علفهاي هرز تک لپه در روش خاک ورزي مرسوم رشد بيشتري داشتند (83). مطالعات پنج ساله روي گندم نشان داد که عملکرد در روش کاشت جوي و پشته اي و دو خط کشت روي پشته 5/2% بيشتر از کشت سه خط روي پشته است (77) و نسبت به کشت مرسوم 5/3% افزايش عملکرد گزارش شد (43). فلاح هروي و همکاران (1382) سه روش کشت جوي و پشته هاي 45 سانتيمتري، جوي و پشته هاي 120 سانتيمتري و مسطح با فاصل? خطوط کاشت 15 سانتيمتر در تمام روشها، را روي گندم مورد ارزيابي قرار دادند. بيشترين ميزان عملکرد در روش جوي و پشته هاي 45 سانتيمتري گزارش شد بطوريکه با روش مسطح 3/11% و با روش جوي و پشته هاي 120 سانتيمتري 43/13% اختلاف داشت (11).
مفيد بودن و سازگاري يک ژنوتيپ گندم و تعيين روش کشت در سيستم جوي و پشته اي نياز به بررسيهاي دقيق دارد. براي مثال گندم رقم TNMU/TUIبراي سيستم جوي و پشته اي بسيار ضعيف است (79). روش کشت جوي وپشته اي باعث کاهش رفت و آمد و کنترل ترافيک در مزرعه و محدود شدن حرکت ماشينها و ادوات به رديفهاي خاص (41 و 90) و کاهش فشردگي خاک، افزايش عملکرد زراعي و بازد? آبي شده (50)، کود دهي بهتر و راحت تر انجام مي شود (60) و چنانچه از شيار بازکن استفاده نشود، بر عملکرد زراعي و بيولوژيک تأثير منفي مي گذارد (23). بي خاک ورزي و سيستم کشت جوي و پشته اي در کنترل علف هرز موفقيت بيشتري داشتند (84) و در شمال غربي هند که علف هرز و موريانه ها مهمترين عامل در کاهش عملکرد گندم هستند (83) تناوب زراعي، هيرم کاري و روش مناسب کاشت به مقابله با علفهاي هرز کمک مي کند (91). تورلي22 و همکاران (2003) گزارش کردند در نقاطي که بقاياي گياهي سوزانده مي شوند، براي کنترل علف هرز، گاوآهن زدن قبل از کشت و استفاده از کولتيواتور هنگام کشت، بهترين نتيجه را دارد (92) گرچه ايتو23 و همکاران (2007) بعد از نابود کردن علفهاي هرز، آنها را به عنوان پوشش مالچي در مزرعه بکار بردند و افزايش عملکرد را گزارش کردند (49). هنگاميکه در مزرعه بقاياي گياهي زيادي وجود داشته باشد، حرکت آب در فاروهاي ايجاد شده ممکن است با مشکل جدي مواجه شود (78) بنابراين در روش کشت جوي و پشته اي عمليات بي خاک ورزي توصيه نمي شود (60) ضمن اينکه بحراني و همکاران (2006) اعلام کردند براي افزايش عملکرد، از جمع آوري کل بقاياي گياهي يا سوزاندن آنها پرهيز گردد (25). عملکرد زراعي در زمينهاي خاک ورزي شده نسبت به زمينهاي خاک ورزي نشده و داراي بقاياي گياهي خيلي زياد، به دليل اثر بيشتر شخم مناسب بر خاک زراعي، بيشتر گزارش شده است (27) هرچند امروزه سعي در بکارگيري روشهاي مناسب کاشت يعني روش کم خاک ورزي و کشت جوي و پشته اي و بازگشت مواد غذايي به سطح خاک مي شود (78).


پاسخ دهید