* وجود برخي از روستاها در مناطق کوهستاني و صعب العبور بودن آنها
* پاسخگويي به سوالات پرسشنامه از طرف زنان وقت زيادي را طلب مي نمود چراکه در برخي موارد شروع به درد و دل مي نمودند.
* پراکنده بودن برخي از روستاهاي مورد مطالعه در به دست آوردن اطلاعات و همچنين هزينه زياد رفت و آمد جهت پر کردن پرسشنامه ها
* عدم وجود برخي آمار و اطلاعات سال 1385
منابع
1- آمايش, حسين, برنامه ريزي روستايي در ايران, تهران, انتشارات پيام نور,1376.
2- پاپلي يزدي, محمدحسين و ابراهيمي, محمدابراهيم, 1381, نشر سمت, نظريه هاي توسعه روستايي
3- سالنامه آماري استان گيلان, 1385
4- سعيدي, عباس, 1384, جغرافياي روستايي ايران, نشر سمت
5- عليايي, محمدصادق, 1386, بررسي ويژگي هاي اقتصادي و اجتماعي زنان روستايي و سهم آنان در درآمد خانوار مطالعه موردي شهرستان ديواندره, فصلنامه علمي- پژهشي سرزمين, سال چهارم, شماره 16
6- مهدوي, مسعود, 1384, مقدمه اي بر جغرافياي روستايي ايران, نشر سمت
7- مهندسان مشاورDHV, 1371, رهنمودهايي براي برنامه ريزي مراکز روستايي , جلد اول, ترجمه سيد جواد مير, ناصر اوکتايي و مهدي گنجيان, مرکز تحقيقات و بررسي مسايل روستايي جهاد سازندگي
8- وديعي, کاظم, مقدمه اي بر روستاشناسي ايران, نشر موسسه آموزش و تحقيقات دانشگاه تهران, 1348
فصل دوم: مباني نظري
2-1 پيشينه تحقيق
– آقاي هدايت الله نوري و سيد رامين غفاري در مقاله خود با عنوان “جايگاه زنان روستايي در فرايند توسعه پايدار مطالعه موردي استان چهارمحال و بختياري” اينگونه آورده است: زنان روستايي ايران از ديرباز به دلايل گوناگون از جايگاه اقتصادي، اجتماعي متفاوتي در فرايند توسعه پايدار برخوردار بوده اند. زنان روستايي استان نيز از اين قاعده کلي مستثني نيستند. اين مقاله با طي مراحل علمي چندي همچون تکميل پرسشنامه، تعريف و طبقه بندي متغيرهاي معررف جايگاه اجتماعي – اقتصادي زنان روستايي و نيز متغيرهاي توسعه روستايي با استفاده از مدل آماري تجزيه مولفه هاي اصلي و اقتباس از مدل ” فشار، وضعيت موجود و واکنش” سعي در تبيين جايگاه زنان روستايي در فرايند توسعه پايدار دارد. نتايج نشان مي دهد جايگاه اقتصادي – اجتماعي زنان روستايي در شرايط محيطي موجود از سويي تحت تاثير ساختارهاي مکاني – فضايي حاکم بر هر يک از حوزه هاي همگن تعريف شده و از سوي ديگر با عواملي چون ميزان برخورداري از مهارتهاي عمومي و دسترسي يا کنترل بر منابع و عوامل توليد به طور معناداري مرتبط است.
– خانم گيتي مراد اسطلخ در پايان نامه کارشناسي ارشد خود با عنوان ” موقعيت و نقش زنان در توسعه روستايي- عشايري با تکيه بر پراکندگي نقاط روستايي دهستان شاندرمن ” اينگونه آورده است: زنان روستايي هنوز جايگاه خود را در بيشتر کشورهاي جهان به ويژه کشورهاي در حال توسعه به عنوان افراد فعال و برخوردار از استعداد مشارکت در عرصه هاي اقتصادي- سياسي- اجتماعي و فرهنگي به دست نياورده اند و کماکان فعاليتهاي زنان در محاسبات اقتصادي مدنظر قرار نمي گيرند و از آنان به عنوان نيروي کار نامرئي ياد مي شود. زنان نيروي عمده براي ايجاد تحول و منبعي بالقوه براي پيشبرد اقتصاد روستا و افزايش هر چه بيشتر نرخ رشد توليد محصولات غذايي هستند. اگرچه کشاورزي و دامداري به طور سنتي شغل مردانه بوده, اما نقش زنان روستايي هرگز محدود به خانه و خانواده نشده و زنان علاوه بر فعاليتهاي درون منزل به زراعت, دامداري و فعاليتهاي باغداري مي پردازند و اوقات اندک وقتشان را نيز صرف توليد صنايع دستي مانند گليم بافي, پشم ريسي, ساخت عروسک و ساير امور مي کنند.
– خانم زيور فصيحي قصبه در پايان نامه کارشناسي ارشد خود با عنوان” بررسي نقش زنان روستايي در اقتصاد روستاهاي دهستان چوبر شفت” اينگونه آورده است: در سرتاسر جهان طبق آمار و ارقام موجود زنان روستايي ساعات بيشتري نسبت به مردان کار مي کنند و فرصتهاي آموزشي به خوبي براي آنها فراهم نمي شود و اعتبارات و خدمات مورد نياز کمتر در دسترس آنان قرار دارد. اين در حالي است که زنان روستايي 50درصد مواد غذايي مصرفي دنيا را توليد مي کنند و علاوه بر اين در تبديل محصولات زراعي و دامي نقش مهمي بر عهده دارند. همچنين فعاليتهاي داخل منزل زنان روستايي تاثير مستقيم و مثبت بر درآمد خانوار دارد.
– خانم پريدخت فشارکي در مجله تحقيقات جغرافيايي مقاله اي با عنوان ” اثرات توسعه بر زنان در جهان سوم” اينگونه آورده است: فرايند توسعه مردان و زنان را به گونه متفاوتي تحت تاثير قرار مي دهد. اثرات و نتايج پس از عصر استعمار و موقعيت برون مرزي کشورهاي جهان سوم در اقتصاد جهاني اثرات تمايز جنسي را بر زنان تشديد مي کند. زنان تقريبا نصف جمعيت جهان را تشکيل مي دهند. ولي امروزه تعداد دختراني که در مدارس ثبت نام مي کنند، 80 ميليون کمتر از پسران است. زنان دو سوم بار کل ساعات کار انجام شده را بر عهده دارند ولي در مقابل اين مقدار کاري که انجام مي دهند، فقط برابر 10? درآمد جهان است و مالک فقط 1? دارايي جهان هستند. زنان بيش ار نصف غذايي را که در کشورهاي در حال توسعه به طور محلي رويانده مي شود، توليد مي کنند. مدرن ساختن کشاورزي تقسيم کار بين مردان و زنان را دگرگون کرده و اين امر درجه وابستگي زنان و بار سنگين کار آنها را افزايش داده است. زنان غالبا کنترل خود را روي منابعي مانند زمين از دست مي دهند و عمدتا از دسترسي به تکنولوژي جديد مستثني مي شوند. تحرک پذيري مرد از مکاني به مکان ديگر و از شغلي به شغل ديگر بيش از زنان است و تعدادزناني که تنها گذاشته مي شوند تا از بچه ها مراقبت کنند، بيش از مردان است. در حال حاضر زنان در جهان سوم يک بارکاري دو برابر يا سه برابر را به دوش مي کشند.
– خانم افشاري در تحقيق خود با عنوان” نقش اشتغال زنان در اقتصاد کشور “اظهار مي دارد که: به کارگيري نيروي کار زنان مي تواند نقش مهمي در افزايش نيروي کار جامعه و در نتيجه رشد اقتصادي ايفا نمايد. او عقيده دارد که اهميت اشتغال زنان آشکار است و شناخت زمينه توانايي هاي زنان و مشاغلي که کارايي زنان در آنها بالاست براي رسيدن به تخصيص بهينه منابع لازم است.
– آقاي ترکماني و ميرزائي در مقاله اي با “عنوان تحليل اقتصادي عوامل موثر بر مشارکت زنان روستايي در فعاليتهاي توليدي همراه با دستمزد” اينگونه آورده است: بسياري از کارهاي کشاورزي انجام شده به وسيله زنان روستايي و مشارکت آنان در کشاورزي بدون پاداش اقتصادي است و از جانب برنامه ريزان ناديده گرفته شده است. در بسياري از کشورهاي در حال توسعه، زنان هنوز از روشهاي کاشت سنتي که بازدهي بسيار پاييني دارد و به ميزان کار بيشتر نيازمند است، استفاده مي کنند. کار کشاورزي آنان با ساير فعاليتهاي روزمره شان همراه است که فشار زيادي را بر آنان تحميل مي کند. از علل اساسي اين امر ناشناخته ماندن نقش موثر زنان روستايي در توليد اقتصادي ذکر شده است.
– شيرين جزني در کتاب خود با عنوان” ارزش کار خانگي زن” اينگونه آورده است: زنان روستايي علاوه بر فعاليت در کشاورزي و کمک به مردان، مسئوليت انجام کارهاي منزل را نيز بر عهده دارند. ليکن براي اين کارها هيچ گونه دستمزدي دريافت نمي دارند. به راستي ارزش واقعي کار خانگي زنان چقدر است؟ اولين مطالعات در اين زمينه توسط شارلوت پرنيز گيلمان و مارگارت ريد آغاز شد. خدمات همسران خانه دار اصطلاحي بود که مارگات ريد با توجه به تعريف توليد خانگي به صورت رسمي از آن نام برد. توليد خانگي عبارت است از فعاليتهايي که براي آنها دستمزدي پرداخت نمي شود و عموما توسط زنان براي اعضاي خانوار انجام مي گيرد. نقش زنان همواره به صورتي پنهان مطرح بوده و کمتر تجلي اقتصادي يافته است. زنان نامرئي ترين مشارکت کنندگان در فرايند اقتصادي مي باشند.
– فريبا فهيم يحيايي در مطالعات خود با عنوان ” نقش زنان در روند رشد و توسعه استان گيلان” اينگونه آورده است: اگرچه نقش زنان در جريان زندگي روزمره و امور خانوادگي والايي برخوردار است، ولي حضور فعال آنان در ابعاد اقتصادي و اجتماعي نيز امري حتمي و شايان توجه است. از اينرو پرداختن به فرايند مشارکت زنان در بخشهاي مختلف و ضرورت برنامه ريزي دقيق در اين خصوص در خور اهميت است تا از اين رهگذر زمينه هاي ظهور استعدادها و توانمنديهاي نيمي از جمعيت فراهم گردد.
– آقاي فرخ امين زاده در مقاله خود با عنوان “رهيافتهاي مشارکت زنان در توسعه روستايي” در مورد جمعيت شناسي کار و زنان, آورده است: با توجه به اينکه خانواده اساس و پايه هر جامعه است کار زن در منزل بي اجرت و از نظر اجتماعي فاقد ارزش پولي است. زن در خانواده توليد کننده اي است که تابع اراده شوهر است و تحت انقياد براي استثمار اقتصادي هر چند که فعاليت او غير مولد تلقي مي شود, اين چنين برداشتي ناشي از انديشه اقتصاد دانان و آمار شناسان بوده که مشارکت زن را بدون اعتنا محسوب مي دارند و در درآمد ملي منظور نمي کنند و در نتيجه در زمره جمعيت فعال محاسبه نمي شوند. طبق برآوردهايي که به عمل آمده است, کار نامرئي زنان خانه دار حدود 40-24 درصد توليد ناخالص داخلي را تشکيل مي دهد در صورتي که زنان خانه دار جزو جمعيت فعال در نظر گرفته شوند و خدمات آنها در هزينه خدمات جامعه به حساب آيد. بدون شک دگرگوني عمده اي در جهت يابي برنامه هاي مختللف سياسي- اجتماعي به وجود خواهد آمد.
– جميله کديور در مطالعات خود با عنوان”زن” مي نويسد: زنان روستايي در ايران نيز مثل بسياري از نقاط ديگر دنيا نقش بسيار موثري در فعاليتهاي رايج جامعه روستايي و بهبود اقتصاد خانواده خود داشته و دارند. در ايران سهم زنان به عنوان نيروي کار کشاورزي 40? عنوان شده است. اين رقم بدون محاسبه فعاليتهاي مربوط به خانواده که بعضا اموري چون سبزي کاري، گلکاري و … را نيز در بر مي گيرد، که جنبه توليدي دارد و درآمدي را نصيب خانوار مي کند. مشارکت زنان در فعاليتهاي کشاورزي براساس برخي آمارهاي غير رسمي 70? در زراعت برنج و 90? در توليد سبزي و صيفي،‌50? در زراعت پنبه و دانه هاي روغني و 30? در امور برداشت باغها مي باشد. از جمله فعاليتهاي ديگر روستاييان صنايع دستي است که بر اساس آمار موجود 75? از توليدات صنايع دستي کشور ما در انحصار زنان است. به عنوان مثال در پرده دوزي،‌گليم بافي،‌پارچه بافي و … 88? اشتغال به زنان اختصاص دارد و تنها 3/11? از مردان در اين رشته ها فعاليت دارند.
آمار موجود در مورد زنان ايران مبين اين است که زنان روستايي و عشاير بر فعاليتهاي توليدي بيشتر از زنان شهري حضور دارند. با اين وجود در حالي که ميزان اشتغال زنان در شهرها به لحاظ کمي پايين تر است و کمتر بار توليدي دارد و جنبه خدماتي آن غالب است، ولي تاثيرگذاري اقتصادي، اجتماعي اين مشاغل بيشتر است.
2-2 اقتصاد روستايي
1-2-2 مفهوم اقتصاد روستايي
اقتصاد روستا اصولا مسايل اقتصادي را در محدوده جغرافياي روستا مطرح مي نمايد. به عبارت ديگر اقتصاد روستايي عبارت است از کليه فعاليتهاي فردي و اجتماعي که در محيط روستا به منظور گذراندن زندگي و تامين رفاه مادي روستاييان به وقوع مي پيوندد. بنابراين هر فعاليتي که در محيط روستا به منظور تامين رفاه و گذران زندگي روستاييان به وقوع بپيوندند تمام و يا قسمتي از اقتصاد روستايي را تشکيل مي دهد. بنابراين درصد بالايي از اقتصاد روستا به بهره کشي از زمين وابسته است. اقتصاد روستايي فعاليتهاي اقتصادي کليه خانوارهاي روستايي را در بر مي گيرد نه صرفا خانوارهايي که داراي فعاليتهاي کشاورزي مي باشند(مهدوي،1384, ص169).
2-2-2 ارکان اقتصاد روستايي
اقتصاد روستايي جنبه هاي زندگي مادي ساکنان روستا را در بر مي گيرد و شامل کليه فعاليتهاي اقتصادي اي است که نيازهاي مادي روستاييان را تامين مي نمايد. طبيعي است که در ايران به علت تنوع محيطهاي روستايي و تفاوت در توانهاي محيطي، فعاليتهاي اقتصادي روستاها يکسان نمي باشد و اغلب از روستايي به روستاي ديگر تفاوت مي پذيرد. به طور کلي فعاليتهاي اقتصادي روستاها در سه محور اصلي کشاورزي، صنعت و خدمات قرار دارد که صورت گسترده ي آن به شکل زير است:

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

کشاورزي: زراعت، باغداري، بهره برداري از جنگلها و علفزارها، دامداري، صيد و شکار
صنعت: صنايع دستي ،‌صنايع روستايي
خدمات: (همان منبع, ص170).
3-2-2 خانوار روستايي
اصطلاح خانوار روستايي در تعريف اقتصاد روستايي به کليه ساکنان ده اطلاق مي شود و صرفا مقصود خانوارهايي است که در ده ساکن مي باشند. اعم از زارعان و خوش نشينان(حسيني ابري,1380, ص217).
2-3 اشتغال زنان روستايي
1-2-3- تاريخچه اشتغال زنان
زن از زمانهاي قديم تا به امروز غير از خانه داري در امور مختلف کشاورزي، گله داري ، صنايع دستي و حتي امور نظامي دوشادوش مردان مشغول به فعاليت بوده است و در ازاي فعاليتهاي توليدي کار، ‌مزدي دريافت نکرده است. با وقوع انقلاب صنعتي در اروپاي غربي و تبديل کارگاههاي خانگي به کارخانه ها و تبديل نيروي انساني به نيروي ماشين تحولات اساسي در شکل و مفهوم کار به وجود آمد و فعاليت اقتصادي زن در مقابل مرد از خانه به کارخانه کشيده شد. از آن به بعد زنان با تحصيل علوم در سطح بالاتر علاوه بر فعاليتهاي توليدي در ساير زمينه ها و در پستهاي گوناگون مشغول به کار شدند(بامداد،1375, ص93).
اشتغال زنان روستايي همواره يکي از مباحث مورد توجه در زمينه نقش زنان روستايي به عنوان مولد توليد در خدمت جامعه بوده است. بديهي است حضور زنان در کنار مردان و کار آنان در انجام امور خانه و خانوداه بر کسي پوشيده نيست و به اين ترتيب مي توان گفت که تاريخ اشتغال زنان روستايي از آغاز زندگي اجتماعي انسان بر روي زمين بوده است. البته لازم به ذکر است که زنان در مقايسه با مردان در پستهاي مديريتي کمتري اشتغال دارند، نسبت به آنها کمتر دستمزد دريافت مي کنند و فرصتهاي ارتقاء شغلي آنان پايين است. مطالعات و تحقيقات حاکي از اين است که اگر به زنان نيز مانند مردان فرصت لازم داده شود و از توانمندي و شايستگي آنها به نحو مناسب استفاده گردد، آنها نيز مي توانند به موفقيتهايي همانند مردان دست يافته و امکان رشد فردي و اجتماعي پيدا نمايند(حسن زاده, 1380, ص189).
در اکثر خانوارهاي کم درآمد، کار زنان تنها زاد و ولد (مسئوليتهايي در مورد زايمان و بچه بزرگ کردن) نبوده بلکه تضمين بقاء خانواده و به وجود آوردن کارگران (اطفال) و همچنين در بسياري از مواقع کار توليدي، به عنوان دومين روزي آورنده خانواده مي باشد. در مناطق روستايي اين کار توليدي معمولا به شکل کارهاي کشاورزي و در شهرها به طور غير رسمي در کارگاهها و سازمانهاي توليدي و يا در منزل به صورت کارهاي کنتراکي و يا خدمات رساني به همسايگان مي باشد. به علاوه زنان درگير”مديريت اجتماعات” در محل زندگي خود چه در روستا و چه در شهر نيز مي باشند. با توجه به افزايش کمبودها و تدارکات دولتي در امر خانه سازي و خدمات اوليه اي مانند آب آشاميدني و بهداشت اين زنان هستند که نه تنها بيش از همه رنج مي برند، بلکه آنان هستند که مجبورند مسئوليت تخصيص منابع محدود را به خدمات داده تا بقاء خانواده خود را تضمين نمايند( مجموعه مقالات همايش توانمندسازي زنان، ص69).
1-2-3 اشتغال زنان روستايي
مشارکت زنان روستايي در زمينه هاي مختلف اقتصادي اجتماعي فرهنگي و سياسي مقوله بسيار مهمي در راستاي دست يابي به توسعه واقعي است. مشارکت زنان در زمينه اقتصادي هم در بيرون از خانه، مزارع و باغات و هم در درون خانه و يا کارگاههاي روستايي صورت مي گيرد. فعاليتهاي فرآوري محصولات لبني و باغي از جمله فعاليتهاي توليدي است که زنان در درون خانه انجام مي دهند. مشارکت اجتماعي و فرهنگي زنان روستايي ريشه در باورها، عقايد سنتها و آداب و رسوم داشته و در جوامع و مناطق مختلف شکل خاصي به خود مي گيرد. بالاخره مشارکت زنان روستايي در زمينه انتخابات از ديگر زمينه هاي مشارکتي زنان روستايي محسوب مي گردد. تا زماني که به زنان به عنوان نيمي از نيروي انساني در روند توسعه توجه کافي معمول نگردد تحقق آرمان توسعه پايدار آرزويي محال است اين مساله قابل توجه است که زنان روستايي و عشايري مادامي که فرزندان گرسنه در دامان دارند و دامشان نحيف و گرسنه است چگونه مي توانند به فکر قطره حفره ي به وجود آمده در لايه ازون باشند(معروفي، 1378, ص20).
اگر فرض شود از هر سه نفر زن روستايي بالاتر از 10 سال, يک نفر در طول سال به نوعي به کار توليد در يکي از 133 رشته صنايع دستي اشتغال داشته باشند, مي توان گفت, فقط در جامعه روستايي ايران, جمعيتي معادل 65/2 ميليون نفر به صورتهاي مختلف, اعم از دائمي, فصلي يا موردي به کار توليد صنايع دستي مشغول مي باشند که اغلب آنها را بافندگان فرش و گليم تشکيل مي دهند( حيدري,1372, ص52).
2-2-2-1- ماهيت اشتغال زنان روستايي
2-2-2-2- اشتغال زنان روستايي در کشاورزي
در مورد سهم زنان روستايي در توليد کشاورزي مشکل بتوان با داده هاي آماري آن را مشخص کرد. زيرا خانواده هاي دهستاني، فعاليتهاي خانگي با فعاليتهاي زراعي را توام انجام مي دهند. بنابراين داده هاي سرشماري ها را در مورد ميزان سهم زنان روستايي در توليد کشاورزي مي بايست با احتياط مورد بررسي قرار داد.
تقسيمات جنسيتي کار موجب مي گردد که برخي فعاليتها را زنان انجام ندهند. در مجموع مردان کارهاي فيزيکي و سنگين و برخي فعاليتهاي دارا ي شرايط خاص مانند آبياري( خصوصا در شب) بازاريابي محصولات، انجام فعاليتهايي که از لحاظ عرف مردانه است را انجام مي دهند. برخي فعاليتهاي زنانه با ورود تکنولوژي و ماشين آلات کشاورزي به عهده ي مردان نهاده شده است. علت اين امر عدم آشنايي زنان روستايي با نحوه استفاده از تکنولوژي و عدم آموزش آنها مي باشد. زنان روستايي عهده دار وظايف خانگي، ‌فرآوري محصولات کشاورزي، انجام اکثر فعاليتهاي دامي ( شيردوشي، نظافت محل دام، بهداشت دامها و …) مي باشد. به طور کلي زنان روستايي در مرحله قبل از کاشت محصولات زراعي و باغي که شامل آماده سازي زمين،‌ قطعه بندي، شخم، کانال کشي و مرزبندي مي باشد،‌ فعاليت بسيار ناچيزي دارند(محمدي يگانه،احمدي، ص191). به طور کلي کاهش زنان روستايي شاغل در بخش کشاورزي, ناشي از پيشرفت تکنولوژي و جايگزين شدن سرمايه به جاي کار يا ماشين آلات به جاي نيروي انساني است و افزايش آن در بعضي دوره ها نيز نتيجه گسترش سطح زير کشت و استفاده از زمينهايي است که پيش از اين مورد استفاده بخش کشاورزي قرار نمي گرفته است. به هر حال اين تحولات موجب شده است که سهم زنان روستايي شاغل در بخش کشاورزي در جمع شاغلان روستايي از 76درصد به سال 1335 به 59 درصد در سال 1355 و سپس به 50 درصد در سال 75 کاهش يابد(ازکيا,1383, ص56).
به لحاظ اهميت پروتئين حيواني در تغذيه انسانها و با توجه به روند افزايش جمعيت کشور, توجه به تامين نياز غذايي جمعيت و برنامه ريزي در جهت افزايش دامداري و توليدات دامي اهميت و ضرورت دارد. بايد توجه داشت که پرورش دام مي تواند فعاليت اقتصاي پرمنفعتي به خصوص در مناطق کوهستاني و کوهپايه اي باشد که توسط زنان روستايي انجام مي پذيرد. به طوريکه سودآوري سالانه يک گله که تعداد آن متناسب با نيروي کار يک خانواده متوسط باشد, تقريبا دو برابر توليدات همان نيروي کار بر روي يک قطعه زمين کشاورزي است( مشيري, 1369, ص19).
2-2-2-3- اشتغال زنان روستايي در صنعت
توسعه اقتصادي هر سرزمين, وابسته به کارايي, تلفيق و ترکيب بهينه بين بخشهاي اقتصاد(کشاورزي, صنعت و خدمات ) مي باشد. زيرا اتکا به يک بخش از اقتصاد براي شکوفايي, کاري بيهوده خواهد بود.
هدف برنامه ريزان روستايي, ايجاد تنوع در اقتصاد روستايي و فراهم آوردن زمينه فعاليتهاي غيرکشاورزي, همگام با کشاورزي, به ويژه صنايع روستايي است. اقتصاد روستايي نيازمند متنوع سازي است. در متنوع سازي اقتصاد روستايي, بايد از انواع فعاليتها, به ويژه صنايع سود برد. صنعت در روستا به عنوان آيتمي در جهت ايجاد اشتغال و درآمد و به عنوان آخرين چاره مشکل فقر مناطق روستايي, هم اينک به صورت بالقوه در جهت رفع مشکل بيکاري نواحي روستايي است. زيرا از نظر درآمد, اشتغال در فعاليتهاي صنعتي,در پيشرفت و توسعه اقتصاد روستايي نقش به سزايي دارد. بنابراين براي توسعه روستايي, صنعتي کردن روستاها بسيار ضرورت دارد(مطيعي لنگرودي,1382, ص10).
توجه به صنايع دستي, به ويژه در نواحي روستايي و توان اندک اين نواحي در زمينه تامين اشتغال و درآمد در بخش کشاورزي به لحاظ کمبود منابع آب و خاک و رشد مکانيزاسيون کشاورزي, که خود کاهش اشتغال را به دنبال خواهد داشت, تشويق به سرمايه گذاري و راه اندازي فعاليتهاي مربوط به صنايع دستي و رفع مشکلات آن از ضروريات است. محيط روستا زمينه هاي لازم جهت رشد فعاليتهاي صنايع دستي را دارا مي باشد. زيرا در نواحي روستايي فعاليتهاي کشاورزي و دامداري درصد بالايي از مواد اوليه اي را فراهم مي کند که براي ساختن انواع مصنوعات دستي مناسب است. اما زنان روستايي که به اين کارها اشتغال دارند, به علت طبيعت خاص کار آنها, فصل يا فصولي از سال را بيکار مي مانند و چون در اين فصل در مشاغل ديگر به دلايل گوناگون قادر به فعاليت نيستند, لاجرم براي پرکردن اوقات بيکاري فصلي خود و به منظور کسب درآمد بيشتر با استفاده از مواد اوليه موجود در محيط, به تهيه اشيايي مي پردازند که علاوه بر رفع نيازمنديهاي زندگي, خصوصيت هنري آنها و انعکاسي از استعداد, احساس و انديشه هاي معنوي و مادي زنان روستايي را در خود دارد(مرکز مردم شناسي, 1365, ص9).
اهميت صنايع دستي روستايي در بالا بردن سطح اشتغال زنان روستايي و يا لااقل در کاهش بيکاري هاي دايمي و فصلي آنان آشکار مي شود. علت توجه زيادي به اين امر است که خصوصيت”کار طلب بودن صنايع دستي روستايي” را با هيچ يک از رشته هاي ديگر فعاليت اقتصادي روستايي زنان نمي توان مقايسه کرد. زيرا در اغلب موارد بيش از 65 درصد قيمت تمام شده کالاها به صورت اجرت و دستمزد صنعتگر و جلب نيروي انساني جديد در اين رشته دارد(مومني,1384, ص24).
2-2-2-4- اشتغال زنان روستايي در خدمات(درآمدهاي متفرقه)
در گذشته منابع درآمدهاي متفرقه در محيطهاي روستايي، بسيار محدود و اندک بوده است ولي در سالهاي اخير به علت توسعه ي خدمات در روستاها، تعداد اينگونه منابع افزايش يافته است. منابعي که روستاييان از آنها بهره مند مي شوند و بخشي از اقتصاد روستا به آن وابستگي پيدا مي کند، مي تواند در گروه خدمات و بهره برداري از معادن قرار گيرد(مهدوي،1384, ص212).
علاوه بر مورد فوق منابع اقتصادي ديگري از جمله کارگري نيز براي اکثر نقاط روستايي وجود دارد. کارگري در باغهاي تازه احداث شده سرمايه گذاران شهري, کار در کارگاه ها و کارخانه ها و معادني که در قلمرو دور و نزديک به ده وجود دارد, قريب 7/30 درصد درآمد کل روستانشينان را تشکيل مي دهد(حسيني ابري,1380, ص243).
به طور کلي مي توان اشتغال زنان روستايي در بخش خدمات را به کارکردن در روي زمينهاي کشاورزي ديگر اهالي روستا (ياور گيري), فروش سبزيجات, فرآورده هاي لبني و محصولات خانگي خود نظير انواع ترشيجات و مرباها و…, مي توان ذکر کرد.
2-2-3- ارزش اقتصادي اشتغال زنان روستايي
استقلال اقتصادي زنان به عنوان کليدي به سوي موقعيت بهتر آنان مطرح است. در بسياري از نظامهاي اجتماعي، زناني که موقعيت اقتصادي بهتري دارند و بيشتر متکي به خود هستند، از موقعيت بالاتري برخوردارند. احساس آزادي بيشتري مي کنند و به لحاظ اقتصادي متکي به ديگران نيستند. همين طور اين وضعيت تا جايي که به زنان مربوط مي شود ميزان باروري پايين تري را براي آنها دنبال مي کند. در شرايط حاضر با توجه به توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي در بسياري از جوامع زنان راه به سوي بازار کار و متعاقبا موقعيت اجتماعي بهتر پيدا کرده اند. اين وضعيت در جوامع صنعتي بيشتر مشهود و سابقه بيشتري دارد(شيخي ،1380, ص46).


پاسخ دهید