نظريه وبر در مورد سبک زندگي
سبک زندگي وبر در درون اصطلاح ديگري بنام” فرصت هاي زندگي” نهفته است هر دو بعد سبک زندگي و فرصت زندگي ازجمله پيامدهاي قشربندي است. فرصت هاي زندگي فرصت هاي برخاسته از طبقات اجتماعي است ، که براساس آن مجموعه از امکانات و شرايط براي افراد درون طبقه اجتماعي فراهم مي شود. سبک زندگي شيوه خاصي از زندگي است که متفاوت از فرصت ها گروهاي اجتماعي براي تمايز خود از ديگران و کسب منزلت بکار مي گيرند. به نظر وبرگروهاي منزلتي گرايش دارند در تمام عرصه هاي زندگي خطوطي را اطراف خود ترسيم نمايند که به آنها در تکامل اجتماعي دوستانه، ازدواج، نوع سبک هاي والدين و ديگر عرصه هاي زندگي تعاريف مشخص و متناسب با گروهي که درآن قرار دارند مي دهند(گوشبر،1384).
نظريه پتيرسون در مورد سبک زندگي
پتيرسون معتقد است که در دوران جديد الگوي مصرفي بروز کرده است که ديگر اعضاي طبقات بالا خود را به داشتن يک الگوي مصرفي مشخص محدود نمي کنند. وي اين الگوي مصرف جديد را همه کاره بودن مي خواند. در چنين الگوي مصرف جديدي، طبقات بالا از همه نوع فرهنگ و هنر استفاده کرده و به سلسله مراتب ژانرهاي فرهنگي بي اعتنا هستند. ملاحظات زيبا شناختي که برمبناي معيارهايي فردي تعريف مي شوند هدايت کردن زندگي و داوري سليقه ها را برعهده مي گيرد( پترسون، 1983).
نظريه کوکراهام در مورد سبک زندگي

کوکراهام(2005) معتقد است سبک زندگي، شيوه زندگي فرد است و عواملي همچون ويژگي هاي شخصيتي، تغديه، ورزش، خواب، مقابله با استرس، حمايت اجتماعي و استفاده از دارو را شامل مي شود. با ارزيابي سبک زندگي افراد مي توان ميزان موفقيت هاي فردي واجتماعي آنان را در زندگي مورد ارزيابي قرارداد(کوکراهام،2005). به نظر وبر سبک هاي زندگي سلامت محور برانتخاب ها و فرصت هاي زندگي در دسترس مردم متکي هستند.اين فرصت ها عبارتند از: طبقه، سن، جنس، قوميت و ديگر متغيرهاي ساختاري مناسب که انتخاب هاي سبک زندگي را شکل مي دهند. اين انتخابها براي نمونه شامل تصميم در مورد سيگارکشيدن، مصرف الکل، رژيم غذايي، ورزش و اموري مشابه اين ها هستند. رفتارهاي منتج از کنش متقابل بين انتخاب ها و فرصت ها مي توانند نتايج بهداشتي مثبت و يا منفي داشته باشند(کوکراهام، 2006).
سازگاري اجتماعي:
سازگاري مهارتي است كه بايد آموخته شود و كيفيت آن مانند ساير آموخته‌ها، بستگي به ميزان علاقه و كوشش فرد براي يادگيري آن دارد. محيط خانواده، مدرسه و وسايل ارتباط جمعي در فراهم ساختن امكان يادگيري سازگاري با محيط نقش و مسئوليت مهمي بر عهده دارند. سازگار شدن با محيط مهم‌ترين منظور و غايت تمام فعاليت‌هاي ارگانيزم است، به طوري كه تمام افراد در تمام دوران زندگي خود، در هر روز و هر ساعت سرگرم آن هستند كه خود دگرگون شده و دگرگون نشده را با محيط دگرگون شده و دگرگون نشده سازگار كنند. در واقع زندگي كردن چيزي جز عمل سازگاري نيست.
تعريف سازگاري اجتماعي

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

روان‌شناسان، سازگاري فرد را در برابر محيط مورد توجه قرار داده‌اند و ويژگي‌هايي از شخصيت را به‌هنجار تلقي كرده اند كه به فرد كمك مي‌كنند تا خود را با جهان پيرامون خويش سازگار سازد، يعني با ديگران در صلح و صفا زندگي كند، و جايگاهي براي خود به دست آورد (اتكينسون و همكاران، ترجمه رفيعي و همكاران، 1385). در اين ميان سازگاري اجتماعي انعكاسي از تعامل فرد با ديگران، رضايت از نقش‌هاي خود و نحوه عملكرد در نقش‌هاست كه به احتمال زياد تحت تأثير شخصيت قبلي، فرهنگ، و انتظارات خانواده قرار دارد. (ويزمن10، 1975).
سازگاري اجتماعي معمولاً در اصطلاحات نقش‌هاي اجتماعي، عملكرد نقش، درگير شدن با ديگران، و رضايت با نقش‌هاي متعدد مفهوم سازي شده است (كلير و كاردينز11، 1978؛ به نقل از بيدرمن12 و همكاران ، 1993).
گاهي واژه‌هاي اجتماعي شدن، جامعه پذيري و رفتار جامعه‌پسند را مترادف با سازگاري اجتماعي مي‌دانند (مك كوبي و مارتين13،1983). اجتماعي شدن فرايندي است كه فرد از طريق آن قالب‌ها، ارزش‌ها و رفتارهاي موردنظر فرهنگ و جامعه خود را مي‌آموزد (ماسن و همكاران،2001 ؛ ترجمه ياسايي،1382). به گفته جري آرنت14(1995)سه هدف عمده اجتماعي شدن عبارتند از:
الف)كنترل تكانه‌ها كه شامل گسترش وجدان است؛


پاسخ دهید