مقدمه:2
فصل اول: كليات تحقيق
1-1) مقدمه4
2-1) تاريخچه مطالعاتي4
3-1) بيان مسئله6
4-1) چارچوب نظري تحقيق7
5-1) فرضيه هاي تحقيق8
6-1) اهداف تحقيق8
7-1) حدود مطالعاتي8
1-7-1) قلمرو زماني9
2-7-1) قلمرو مکاني9
3-7-1) قلمرو موضوعي9
8-1) واژگان کليدي9
فصل دوم: مروري بر ادبيات تحقيق
1-2) مقدمه12
2-2) هدف‌ صورتهاي‌ مالي‌12
3-2) استفاده‌كنندگان‌ صورتهاي‌ مالي‌ و نيازهاي‌ اطلاعاتي‌ آنان‌13
4-2) خصوصيات‌ كيفي‌ اطلاعات‌ ‌‌ مالي15
5-2) دارايي‌ نامشهود22
1-5-2) خصوصيات داراييهاي نامشهود23
2-5-2) داراييهاي نامشهود قابل شناسايي:24
3-5-2) داراييهاي نامشهود غير قابل شناسايي (سرقفلي)26
6-2) ارزش بازار27
1-6-2) مديريت مبتني بر ارزش27
2-6-2) مديريت مبتني بر ارزش در عمل30
3-6-2) سازمان چگونه ارزش خلق مي كند؟30
4-6-2) اندازه گيري ارزش خلق شده32
7-2) پيشينه تحقيق37
فصل سوم: روش‌ اجراي تحقيق
1-3 )مقدمه41
2-3) جامعه آماري41
3-3) نمونه آماري41
4-3) روش تحقيق42
5-3) اطلاعات مورد نياز و نحوه جمع آوري اطلاعات42
6-3) اندازه گيري متغيرها42
7-3) مدل تحليلي تحقيق44
8-3) روش تجزيه و تحليل اطلاعات45
9-3 مراحل بررسي فرضيات آماري46

فصل چهارم: تجزيه و تحليل داده‌ها
1-4 مقدمه‏49
2-4) توصيف داده هاي آماري49
3-4) بررسي نرما‌ل بودن داده‌ها53
4-4) تحليل آماري فرضيات تحقيق54
1-4-4) بررسي فرضيه فرعي اول54
2-4-4) بررسي فرضيه فرعي دوم57
5-4) بررسي اعتبار مدل59
فصل پنجم: نتيجه‌گيري و پيشنهادات
1-5 مقدمه62
2-5) نتايج فرضيات تحقيق62
1-2-5) نتيجه فرضيه فرعي اول62
2-2-5) نتيجه فرضيه فرعي دوم62
3-2-5) نتيجه فرضيه اصلي63
3-5) پيشنهادات کاربردي بر اساس يافته هاي تحقيق63
4-5) پيشنهادات براي تحقيقات آتي64
5-5) محدوديتهاي تحقيق64
6-5) موانع تحقيق64
پيوست ها
منابع و ماخذ
منابع فارسي:76
منابع لاتين:77
چکيده لاتين78
جدول 1-2 داراييهاي نامشهود غير قابل شناسايي26
جدول 1-4 آمار توصيفي متغير وابسته (ارقام به هزار ريال)50
جدول 2-4 آمار توصيفي متغيرهاي مستقل50
جدول 3-4 توزيع فراواني ارزش بازار شركت51
جدول 4-4 توزيع فراواني رقم گزارش شده سرقفلي52
جدول 5-4 توزيع فراواني رقم گزارش شده دارايي نامشهود53
جدول6-4 بررسي نرما‌ل بودن54
جدول7-4 نتايج خروجي SPSS آزمون فرضيه فرعي اول55
جدول 8-4 تجزيه و تحليل فرضيه فرعي اول56
جدول 9-4 نتايج خروجي SPSS آزمون فرضيه فرعي دوم57
جدول10-4 بررسي نوع و شدت خط رگرسيون براي فرضيه فرعي دوم58
جدول 1-5 خلاصه آزمون فرضيه هاي تحقيق63

نمودار 1-2 ارزش افزوده واقعي31

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

نمودار 2-2 روشهاي بكار گرفته شده در برنامه ريزي گستره عملكرد32
نمودار 1-3 مدل تحليلي تحقيق(جان واتسون و همكاران)44
نمودار 1-4 توزيع فراواني ارزش بازار شركت51
نمودار 2-4 توزيع فراواني رقم گزارش شده سرقفلي52
نمودار 3-4 توزيع فراواني رقم گزارش شده دارايي نامشهود53
نمودار 4-4 نمودار پراكنش فرضيه فرعي اول56
نمودار 5-4 نمودار پراكنش فرضيه فرعي دوم59
چكيده:
از جمله مهمترين ويژگي هاي کيفي اطلاعات حسابداري مي توان به قابليت اعتماد و مربوط بودن اطلاعات اشاره کرد. از جمله اقلام گزارش شده در صورتهاي مالي تحت عنوان كلي دارايي هاي ثابت كه اساساً داراي ماهيتي متفاوت از ساير دارايي ها و يا حتي ساير اقلام صورتهاي مالي مي باشد مي توان سرقفلي و دارايي هاي نامشهود را نام برد. در اين تحقيق به بررسي وجود قابليت اعتماد و مربوط بودن ارزشهاي گزارش شده سرقفلي و دارايي هاي نامشهود در صورتهاي مالي پرداخته ايم. اگر اقلام حسابداري داراي دو ويژگي مربوط بودن و قابليت اطمينان باشند، بايد در تصميم گيري استفاده کنندگان از اين اطلاعات مفيد واقع شوند و بر ارزش بازار شرکت اثر بگذارند. براي بررسي قابليت اعتماد و مربوط بودن سرقفلي و دارايي هاي نامشهود گزارش شده در صورتهاي مالي وجود رابطه همبستگي اين دو را با ارزش بازار شرکت سنجيده ايم و پس از طي فرآيند تحقيق و تاييد شدن فرضيات تحقيق مشخص شد كه بين ارزش گزارش شده دارايي نامشهود و سرقفلي به عنوان متغير مستقل و ارزش بازار به عنوان متغير وابسته در يك دوره 5 ساله بين سالهاي 1384 تا 1388 همبستگي مثبت معنادار وجود داشته است.
واژگان کليدي: دارايي هاي نامشهود، دارايي‌ ، سرقفلي، قابليت اعتماد، مربوط بودن

مقدمه:
استانداردهاي حسابداري هدف اصلي از تهيه و ارائه صورتهاي مالي را کمک به استفاده کنندگان در راستاي تصميم گيري هايشان ميداند. همچنين اطلاعات حسابداري داراي ويژگي هاي کيفي خاصي است. از جمله مهمترين اين ويژگي ها مي توان به قابليت اعتماد و مربوط بودن اين اطلاعات اشاره کرد. يکي از مهمترين و بحث انگيز ترين اقلام حسابداري مي توان سرقفلي و دارايي هاي نامشهود را نام برد. صرفنظر از تعريف سرقفلي و دارائيهاي نامشهود آنچه در اين تحقيق اهميت داشته است، بررسي وجود قابليت اعتماد و مربوط بودن ارزشهاي گزارش شده اين دو در صورتهاي مالي مي باشد.
اگر اقلام حسابداري داراي دو ويژگي مربوط بودن و قابليت اطمينان باشند، بايد در تصميم گيري استفاده کنندگان از اين اطلاعات مفيد واقع شوند و بر ارزش بازار شرکت اثر بگذارند. براي بررسي قابليت اعتماد و مربوط بودن سرقفلي و دارايي هاي نامشهود گزارش شده در صورتهاي مالي ناگزير بايد تحت يک رابطه همبستگي اين دو را با ارزش بازار شرکت سنجيد.
فصل اول
كليات تحقيق
1-1) مقدمه
در اين فصل بطور مختصر به کليات تحقيق شامل؛ بيان مسئله، اهداف، اهميت، مدل تحليلي، چارچوب نظري، فرضيات، دوره زماني، قلمروها و در نهايت تعريف واژگان کليدي تحقيق پرداخته خواهد شد.
2-1) تاريخچه مطالعاتي
تحقيقات داخلي
كرمي و عمراني (1389)در پژوهشي كه آقايان كرمي و عمراني تحت عنوان ” تأثير چرخه عمر شركت بر ميزان مربوط بودن معيارهاي ريسك و عملكرد” انجام داده اند به بررسي تأثير چرخه عمر شركت بر ميزان مربوط بودن معيارهاي ريسك و عملكرد پرداخته اند. در اين تحقيق، بازده سهام به عنوان متغير وابسته و معيارهاي ريسك و عملكرد به عنوان متغيرهاي توضيحي در نظر گرفته شده تا ميزان مربوط بودن معيارهاي مزبور با در نظرگرفتن متغير تعديل كننده چرخه عمر شركت بررسي گردد. نخست نمونه آماري با استفاده از متغيرهاي رشد فروش، نسبت سود تقسيمي و مخارج سرمايه اي به شركت هاي در مرحله رشد، بلوغ و افول تفكيك شده، سپس با استفاده از معادلات رگرسيوني چند متغيره و آزمون آماري وونگ فرضيات تحقيق بررسي شده اند. نتايج حاصل از بررسي 518 سال – شركت طي سال هاي 1380 الي 1386 نشان مي دهد كه ميزان مربوط بودن معيارهاي ريسك و عملكرد و نيز توان توضيحي افزاينده معيارهاي ريسك در مراحل مختلف چرخه عمر(رشد، بلوغ، افول) تفاوت معناداري با يكديگر دارند. نتايج حاصل از آزمون آماري وونگ نشان مي دهد كه توان توضيحي افزاينده معيارهاي ريسك در مرحله رشد، داراي بيشترين مقدار و در مرحله بلوغ داراي كمترين مقدار است.
بايزيدي و جبارزاده كنگرلوئي (1388) در پژوهشي كه آقايان بايزيدي و جبارزاده كنگرلوئي تحت عنوان “بررسي و مقايسه قدرت توضيح دهندگي ارزش افزوده اقتصادي، درآمد پسماند و رشد غير عادي سود در تعيين ارزش بازار سهام شركتهاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران” انجام داده اند مدل ارزيابي درآمد پسماند، ارزش بازار شركت را تابعي از سود و ارزش دفتري حقوق صاحبان سهام در روش حسابداري شمول كلي و مدل رشد غير عادي سود، ارزش بازار شركت را تابعي از ميزان سود غير عادي در هر دوره مي داند در حالي كه مدل ارزش افزوده اقتصادي، ارزش شركت را بر اساس سود عملياتي خالص پس از كسر هزينه هاي تأمين مالي (از طريق بدهي يا حقوق صاحبان سهام) در روش حسابداري متعارف محاسبه مي كند. در اين پژوهش، تعداد 115 شركت پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در دورهء زماني 86-82 بررسي شده است. جهت آزمون فرضيه ها از دادههاي تلفيقي استفاده شده است. نتايج اين پژوهش نشان ميدهد كه بين قدرت توضيحي اين مدلها در تعيين ارزش شركتها در حالت كلي تفاوت معني داري وجود ندارد و تقريباً در تمامي موارد، مدل ارزيابي درآمد پسماند نسبت به مدل ارزش افزوده اقتصادي و همچنين مدل ارزش افزوده اقتصادي نسبت به مدل رشد غير عادي سود در تعيين ارزش شركتها داراي قدرت توضيحي نسبي بالاتري است
سعيدي و قادري (1386)در پژوهشي كه آقايان سعيدي و قادري تحت عنوان ” بررسي مربوط بودن سود حسابداري، ارزش دفتري گردش وجوه نقد عملياتي و سرمايه گذاري در مدل هاي ارزشيابي مبتني بر قيمت” انجام داده اند به بررسي توان پيش بيني کنندگي ارزش دفتري، سود خالص، گردش وجوه نقد عملياتي و سرمايه گذاري به عنوان نماينده اطلاعات حسابداري در رابطه با ارزش بازار شرکتها پرداخته اند. يافته هاي تحقيق نشان مي دهد که ارزش دفتري و سود حسابداري اقلامي مربوط تر هستند و وارد نمودن گردش وجوه نقد (عملياتي و سرمايه گذاري )در قدرت توضيح دهندگي مدلها افزايش معني داري ايجاد نمي کند.
تحقيقات خارجي
هالتسن و واتز1 ( 2009)در پژوهشي كه هالتسن و واتز تحت عنوان ” ارتباط بين ارزش و قابليت اطمينان دارايي هاي نامشهود: قبل و بعد از IFRS ” انجام داده اند، ارزش هاي گزارش شده دارايي هاي نامشهود را قبل و بعد از IFRS در سالهاي 2001 تا 2008 در شركتهاي كشور استراليا مورد بررسي قرار داده اند.
آنها به اين نتيجه رسيده اند که پس از تصويب استانداردهاي حسابداري ارزش هاي گزارش شده دارايي هاي نامشهود بسياري از شرکت تغيير کرده است. همچين قابليت اطمينان دارايي هاي نامشهود تاثير قابل توجهي از ارزش هاي گزارش شده دارد.
تامپسون و دنيس2 )2003)در پژوهشي كه رابرت و دنيس تحت عنوان ” شواهدي در ارتباط با مربوط بودن اقلام تعهدي يا جريان هاي وجه نقد: موضوع استهلاك ” انجام داده اند، براي يافتن شواهدي جهت تاييد اين موضوع، آنان به مقايسه قدرت تفسير سود محاسبه شده بر مبناي حسابداري تعهدي اموال، ماشين آلات و تجهيزات و سود محاسبه شده بر مبناي حسابداري نقدي اموال، ماشين آلات و تجهيزات با يكديگر پرداخته اند، تا بدانند كه كدام يك از آنها بهتر مي تواند سودهاي آتي مجموعه بزرگي از شركت هاي توليدي را تفسير كنند. آنان دريافتند كه سود محاسبه شده از طريق منظور نمودن مخارج سرمايه اي به حساب هزينه دوره، بخش كمتري از انحرافات قيمت سهام را مي تواند توضيح دهد و قدرت تفسير سود محاسبه شده توسط روش استهلاك بيشتر است. اين نتيجه حتي براي شركت هايي كه از يك الگوي منظم سالانه براي مخارج سرمايه اي استفاده مي كنند نيز صدق مي كند.
3-1) بيان مسئله
با توجه به بيانيه شماره 4 هيئت تدوين کننده استانداردهاي حسابداري که هدف اصلي از تهيه و ارائه صورتهاي مالي را کمک به استفاده کنندگان در راستاي تصميم گيري هايشان ميداند، اطلاعات حسابداري بايد داراي ويژگي هاي کيفي خاصي باشد. از جمله مهمترين اين ويژگي ها مي توان به قابليت اعتماد و مربوط بودن اين اطلاعات اشاره کرد. يکي از مهمترين و بحث انگيز ترين اقلام حسابداري مي توان سرقفلي و دارايي هاي نامشهود را نام برد. صرفنظر از تعريف سرقفلي و دارائيهاي نامشهود آنچه در اين تحقيق اهميت دارد و پايه و اساس شکل گيري آن نيز بوده است، بررسي وجود قابليت اعتماد و مربوط بودن ارزشهاي گزارش شده اين دو در صورتهاي مالي مي باشد.
اگر اقلام حسابداري داراي دو ويژگي مربوط بودن و قابليت اطمينان باشند، بايد در تصميم گيري استفاده کنندگان از اين اطلاعات مفيد واقع شوند و بر ارزش بازار شرکت اثر بگذارند. براي بررسي قابليت اعتماد و مربوط بودن سرقفلي و دارايي هاي نامشهود گزارش شده در صورتهاي مالي ناگزير بايد تحت يک رابطه همبستگي اين دو را با ارزش بازار شرکت سنجيد.
4-1) چارچوب نظري تحقيق
دارايي‌ نامشهود به‌ يك‌ دارايي‌ غيرپولي‌ و فاقد ماهيت‌عيني‌ اطلاق‌ مي‌شود كه‌:
الف‌. به‌ منظور استفاده‌ درتوليد يا عرضه‌ كالاها يا خدمات‌، اجاره‌ به‌ ديگران‌ يا براي‌ مقاصد اداري‌ توسط‌ واحد تجاري‌ نگهداري‌ مي‌شود،
ب‌. با قصد استفاده‌ طي‌ بيش‌ از يك‌ دوره‌ مالي‌ توسط‌ واحد تجاري‌ تحصيل‌ شده‌ باشد، و
ج‌. قابل‌ تشخيص‌ باشد (استاندارد حسابداري، شماره 17).
در تعريف جامع، سرقفلي را چنين بيان کرده اند: سرقفلي ممکن است شاخصي از تجارت باشد که شرکت ها را قادر مي سازد تا سود مازادي نسبت به بازده سرمايه گذاري به طور نرمال کسب نمايند. مازاد سود يعني سود اضافي که بيشتر از سود معمولي باشد. مفهوم سرقفلي يعني آنچه که سبب مي شود مشتريان بيشتري براي شرکت جلب گردد.
سرقفلي اساساً به موارد زير بستگي دارد:
الف) حسن شهرت مالکين شرکت، ب) معروفيت محصولات، ج) اثربخشي آگهي و تبليغات، د) موقعيت و جا و مکان مناسب، ه) انحصاري بودن محصولات، و) در دسترس نبودن محصولات مشابه.
سرقفلي فقط مي تواند در امور تجاري به وجود آيد. سرقفلي معروفيت و شهرتي است که يک فعاليت تجاري به کمک آن مي تواند مشتريان زيادي را مجذوب خود نمايد تا فروش را بيشتر و در نتيجه سود بيشتري را کسب نمايد. بدين جهت سرقفلي نقش يک دارايي را ايفا مي کند. سرقفلي همانند يک دارايي شرکت، اثربخش عمل مي نمايد. سرقفلي به تدريج به دست مي آيد و غير قابل رويت و نامحسوس مي باشد. عليرغم اين تفاوت ها، سرقفلي يک دارايي با ارزش براي موفقيت شرکت است. بعضي اوقات ممکن است يک شرکت براي سرقفلي، بيشتر از يک دارايي محسوس و قابل رويت تلاش نمايد. از اين رو، مصلحت نمي باشد که سرقفلي يک دارايي موهوم تلقي گردد (کرباسي يزدي،1387، 38).
ارزش دفتري يكي از مفاهيم حسابداري است و با استفاده از معيار ارزش هر يك از اقلام دارايي بر اساس داده هاي تاريخي تعيين مي گردد. ارزش دفتري دارايي ها همان ارقام و مقاديري است كه در ترازنامه ي شركت نوشته مي شود و ارزش دفتري هر سهم عبارت است از نسبت حقوق صاحبان سهام عادي به تعداد سهام شركت (مريدي پور و موسوي، 1385، 21).
5-1) فرضيه هاي تحقيق
با توجه به اهداف تحقيق و با در نظر گرفتن موضوع تحقيق ” بررسي قابليت اعتماد و مربوط بودن ارزش هاي گزارش شده سرقفلي و دارايي هاي نامشهود در شرکتهاي پذيرفته شده در بورس تهران ” طي سالهاي 1384 تا پايان 1388 فرضيه هاي پژوهشي زير تدوين و ارائه مي گردد تا پس از جمع آوري اطلاعات، آنها را براي تأييد يا رد مورد آزمون قرار دهيم:
فرضيه اصلي:
اقلام گزارش شده سرقفلي و دارايي هاي نامشهود توسط سيستم حسابداري، مربوط و قابل اطمينان است.
فرضيه هاي فرعي براي تائيد فرضيه اصلي:
1. بين اقلام گزارش شده سرقفلي و ارزش بازار شرکت رابطه مستقيمي وجود دارد.
2. بين اقلام گزارش شده دارايي هاي نامشهود و ارزش بازار شرکت رابطه مستقيمي وجود دارد.
6-1) اهداف تحقيق
هدف کلي اين پژوهش بررسي اين موضوع است که آيا دو مورد از مهمترين ويژگي هاي کيفي اطلاعات حسابداري يعني مربوط بودن و قابليت اعتماد ،در مورد اقلام داراييهاي نامشهود و سرقفلي مصداق دارند يا خير. در حقيقت مي توان هدف اين تحقيق را کمک به استفاده کنندگان از اطلاعات حسابداري در مورد وجود و يا عدم وجود کيفيت اطلاعات بطور موردي در خصوص ارزش هاي گزارش شده داراييهاي نامشهود و سرقفلي بيان کرد(مريدي پور و موسوي، 1385، 21).
7-1) حدود مطالعاتي
تحقيق حاضر در زمره تحقيقات تجربي در حوزه امورمالي و حسابداري مي باشد. موضوعات مالي مانند ساير موضوعات علمي که از روش هاي آماري در پژوهشها و تحقيقات خود استفاده مي نمايند، نيازمند داده ها و اطلاعاتي مي باشند که در طول يک دوره زماني ايجاد مي شوند و بديهي است که هر اندازه تعداد داده هاي مورد نياز، مربوط به دوره زماني طولاني تر باشند، نتايج بدست آمده از روشهاي آماري با دقت و صحت بيشتري توأم خواهد بود. دوره زماني پژوهش حاضر را سالهاي 1384 تا 1388 در نظر گرفته ايم. قلمرو تحقيق از لحاظ زماني، مکاني و موضوعي به شرح زير مي باشد؛
1-7-1) قلمرو زماني
قلمرو اين تحقيق از نظر زماني سالهاي 1384 تا 1388 مي باشد.
2-7-1) قلمرو مکاني
قلمرو تحقيق از نظر مكاني، شرکتهاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران مي باشد.
3-7-1) قلمرو موضوعي
از لحاظ موضوعي قابليت اعتماد و مربوط بودن ارزش هاي گزارش شده سرقفلي و دارايي هاي نامشهود در شرکتهاي پذيرفته شده در بورس تهران بررسي و مورد تجزيه و تحليل قرار مي گيرد.
8-1) واژگان کليدي
دارايي‌ نامشهود : به‌ يك‌ دارايي‌ غيرپولي‌ و فاقد ماهيت‌عيني‌ اطلاق‌ مي‌شود كه ‌:
الف‌ . به منظور استفاده‌ در توليد يا عرضه‌ كالاها يا خدمات‌، اجاره‌ به‌ ديگران‌ يا براي‌ مقاصد اداري‌ توسط‌ واحد تجاري‌ نگهداري‌ مي‌شود،
ب‌‌. با قصد استفاده‌ طي‌ بيش از يك‌ دوره‌ مالي‌ توسط‌ واحد تجاري‌ تحصيل‌ شده‌ باشد، و
ج‌‌. قابل‌ تشخيص‌ باشد.
دارايي‌ : عبارت‌ است‌ از حقوق‌ نسبت‌ به‌ منافع‌اقتصادي‌ آتي‌ يا ساير راههاي‌ دستيابي‌ مشروع‌ به‌ آن‌ منافع‌ كه‌ درنتيجه‌ معاملات‌ يا ساير رويدادهاي‌ گذشته‌ به‌ كنترل‌ واحد تجاري‌ درآمده‌ است‌. (استانداردهاي حسابداري ايران، شماره 17).
سرقفلي: هر گونه‌ مازاد بهاي‌ تمام‌شده‌ ترکيب تجاري نسبت‌ به‌ سهم‌ واحد تحصيل‌كننده‌ از ارزش‌ منصفانه‌ داراييها و بدهيهاي‌ قابل‌ تشخيص‌ در تاريخ‌ انجام‌ معامله‌ بايد به‌ عنوان‌ يك‌ دارايي‌ با نام‌ سرقفلي‌ شناسايي‌ شود (همان منبع، شماره 19).
مربوط‌ بودن‌: اطلاعاتي‌ مربوط‌ تلقي‌ مي‌شود كه‌ برتصميمات‌ اقتصادي‌ استفاده‌كنندگان‌ در ارزيابي‌ رويدادهاي‌ گذشته‌ ، حال‌ يا آينده‌ يا تائيد يا تصحيح‌ ارزيابيهاي‌ گذشته‌ آنها مؤثر واقع‌ شود .
قابليت اعتماد: براي‌ اينكه‌ اطلاعات‌ مفيد باشد بايد همچنين‌ قابل‌ اتكا باشد . اطلاعاتي‌ قابل‌اتكاست‌ كه‌ عاري‌ از اشتباه‌ و تمايلات‌ جانبدارانه‌ بااهميت‌ باشد و به‌ طور صادقانه‌ معرف‌ آن‌ چيزي‌ باشد كه‌ مدعي‌ بيان‌ آن‌ است‌ يا به‌ گونه‌اي‌ معقول‌ انتظار مي‌رود بيان‌ كند (مفاهيم نظري گزارشگري مالي)3.
رقم گزارش شده سرقفلي و دارايي هاي نامشهود: بيانگر ارقام ارائه شده مربوط به حساب سرقفلي و دارايي هاي نامشهود پس از كسر استهلاكات مربوطه مي باشد.
فصل دوم
مروري بر ادبيات تحقيق
1-2) مقدمه
در تدوين گزارش تحقيق مرسوم است که فصل دوم به مروري بر ادبيات وپيشينه تحقيق پرداخته مي شود. بررسي پيشينه تحقيق معمولاً نقدي از دانش موجود درباره موضوع پژوهش است. بررسي پيشينه تحقيق اگر به درستي صورت گيرد به بيان مساله کمک مي کند و يافته هاي تحقيق را به پژوهش هاي قبلي متصل مي سازد.
2-2) هدف‌ صورتهاي‌ مالي‌
در پيوست استاندارد هاي حسابداري تحت عنوان، مفاهيـم‌ نظري‌ گزارشگـري‌ مالـي هدفهاي تهيه صورتهاي مالي به شرح زير آورده شده است:
1. هدف‌ صورتهاي‌ مالي‌ عبارت‌ از ارائـه‌ اطلاعاتي‌ تلخيص‌ و طبقه‌بندي‌ شده‌ درباره‌ وضعيت‌ مالي‌، عملكرد مالي‌ و انعطاف‌پذيري‌ مالي‌ واحد تجاري‌ است‌ كه‌ براي‌ طيفي‌ گسترده‌ از استفاده‌كنندگان‌ صورتهاي‌ مالي‌ در اتخاذ تصميمات‌ اقتصادي‌ مفيد واقع‌ گردد.
2. صورتهاي‌ مالي‌ همچنين‌ نتايج‌ وظيفه‌ مباشرت‌ مديريت‌ يا حسابدهي‌ آنها را در قبال‌ منابعي‌ كه‌ دراختيارشان‌ قرار گرفته‌ منعكس‌ مي‌كند. استفاده‌كنندگان‌ صورتهاي‌ مالي‌، براي‌ اتخاذ تصميمات‌ اقتصادي‌، غالباً خواهان‌ ارزيابي‌ وظيفه‌ مباشرت‌ يا حسابدهي‌ مديريت‌ مي‌باشند. تصميمات‌ اقتصادي‌ مزبور به‌ عنوان‌ نمونه‌ شامل‌ مواردي‌ از قبيل‌ فروش‌ يا حفظ‌ سرمايه‌گذاري‌ در واحد تجاري‌ و انتخاب‌ مجدد يا جايگزيني‌ مديران‌ مي‌باشد.
3. از آنجا كه‌ صورتهاي‌ مالي‌ عمدتاً بيانگر اثرات‌ مالي‌ رويدادهاي‌ گذشته‌ است‌ و لزوماً دربرگيرنده‌ اطلاعات‌ غيرمالي‌ نيست‌، تمام‌ اطلاعات‌ مورد لزوم‌ استفاده‌كنندگان‌ را جهت‌ اتخاذ تصميمات‌ اقتصادي‌ فراهم‌ نمي‌آورد. با اين‌حال‌، صورتهاي‌ مالي‌ نيازهاي‌ اطلاعاتي‌ مشترك‌ اغلب‌ استفاده‌كنندگان‌ را رفع‌ مي‌كند.
4. اطلاعات‌ ارائه‌ شده‌ در صورتهاي‌ مالي‌ مشمول‌ محدوديتهاي‌ مختلف‌ ديگري‌ نيز هست‌. اطلاعات‌ مالي‌ تحت‌ تأثير ابهامات‌ موجود قرار مي‌گيرد زيرا دربرگيرنده‌ برآوردها بوده‌ و اثر معاملات‌ بين‌ دوره‌هاي‌ مالي‌ مشخص‌ تخصيص‌ يافته‌ است‌. اطلاعاتي‌ را كه‌ نمي‌توان‌ برحسب‌ واحد پول‌ بيان‌ كرد در متن‌ صورتهاي‌ مالي‌ قابل‌ انعكاس‌ نمي‌باشد. به‌علاوه‌، اطلاعـات‌ منـدرج‌ در صورتهـاي‌ مالي‌ عمدتـاً تاريخي‌ است‌، زيرا مرتبط‌ بـا وضعيت‌ مالي‌ دريك‌ تاريخ‌ معين‌ و عملكرد مالي‌ و انعطاف‌پذيري‌ مالي‌ براي‌ يك‌ دوره‌ گذشته‌ مي‌باشد.
3-2) استفاده‌كنندگان‌ صورتهاي‌ مالي‌ و نيازهاي‌ اطلاعاتي‌ آنان‌
استفاده‌كنندگان‌ صورتهاي‌ مالي‌ به‌ اشخاصي‌ اطلاق‌ مي‌شود كه‌ جهت‌ رفع‌ نيازهاي‌ اطلاعاتي‌ متفاوت‌ خود از صورتهاي‌ مالي‌ استفاده‌ مي‌كنند. تأمين‌ نيازهاي‌ اطلاعاتي‌ تمام‌ مفاهيـم‌ نظري‌ گزارشگـري‌ مالـي‌ استفاده‌كنندگان‌ توسط‌ صورتهاي‌ مالي‌ امكان‌پذير نيست‌ ولي‌ نيازهايي‌ وجود دارد كه‌ براي‌ همه‌ استفاده‌كنندگان‌ مشترك‌ است‌ . بالاخص‌ همه‌ استفاده‌كنندگان‌ به‌ نوعي‌ به‌ وضعيت‌ مالي‌ ، عملكرد مالي‌ و انعطاف‌پذيري‌ مالي‌ واحد تجاري‌ علاقه‌مند هستند . اعتقاد براين‌ است‌ كه‌ هرگاه‌ صورتهاي‌ مالي‌ معطوف‌ به‌ تأمين‌ نيازهاي‌ اطلاعاتي‌ سرمايه‌گذاران‌ باشد ، اكثر نيازهاي‌ ساير استفاده‌كنندگان‌ را نيز در حد توان‌ برآورده‌ مي‌كند . به‌عبارت‌ ديگر اطلاعات‌ تهيه‌ شده‌ براي‌ سرمايه‌گذاران‌ ، به‌ عنوان‌ يك‌ مرجع‌ اطلاعاتي‌ براي‌ ساير استفاده‌كنندگان‌ نيز مفيد است‌ چرا كه‌ اينان‌ مي‌توانند اطلاعات‌ مشخص‌تري‌ را كه‌ در معاملات‌ خود با واحد تجاري‌ بدست‌ مي‌آورند با اين‌ مرجع‌ اطلاعاتي‌ بسنجند. استفاده‌كنندگان‌ صورتهاي‌ مالي‌ و نيازهاي‌ اطلاعاتي‌ آنها به‌ شرح‌ زير است‌ :
الف‌ ـ سرمايه‌گذاران‌:
سرمايه‌گذاران‌ به‌ عنوان‌ تأمين‌كنندگان‌ سرمايه‌ متضمن‌ ريسك‌ واحد تجاري‌ و مشـاوريـن‌ آنـان‌ علاقه‌منـد بـه‌ اطـلاعـاتـي‌ در مـورد ريسـك‌ ذاتـي‌ و بـازده‌ سرمايه‌گذاريهاي‌ خود مي‌باشند . اينان‌ به‌ اطلاعاتي‌ نياز دارند كه‌ براساس‌ آن‌ بتوانند در مورد خريد ، نگهداري‌ يا فروش‌ سهام‌ تصميم‌گيري‌ كنند و عملكرد مديريت‌ واحد تجاري‌ و توان‌ واحد تجاري‌ را جهت‌ پرداخت‌ سود سهام‌ مورد ارزيابي‌ قرار دهند.
ب‌ ـ اعطاكنندگان‌ تسهيلات‌ مالي‌ :
اعطاكننندگان‌ تسهيلات‌ مالي‌ علاقه‌مند به‌ اطلاعاتي‌ هستند كه‌ براساس‌ آن‌ بتوانند توان‌ واحد تجاري‌ را در بازپرداخت‌ به‌موقع‌ اصل‌ و متفرعات‌ تسهيلات‌ دريافتي‌ ارزيابي‌ كنند.
ج‌ ـ تأمين‌كنندگان‌ كالا و خدمات‌ و ساير بستانكاران‌:
تأمين‌كنندگان‌ كالا و خدمات‌ و ساير بستانكاران‌ به‌ اطلاعاتي‌ علاقه‌مند هستند كه‌ آنها را در اتخاذ تصميم‌ در زمينه‌ فروش‌ كالا و خدمات‌ به‌ واحد تجاري‌ و ارزيابي‌ توان‌ واحد تجاري‌ جهت‌ بازپرداخت‌ بدهيهاي‌ خود در سررسيد، ياري‌ رساند. بستانكاران‌ تجاري‌ برعكس‌ اعطاكنندگان‌ تسهيلات‌ مالي‌ به‌ وضعيت‌ واحد تجاري‌ در كوتاه‌مدت‌ علاقه‌مند هستند مگر آنكه‌ واحد تجاري‌ از مشتريان‌ عمده‌ آنان‌ بوده‌ و ادامه‌ فعاليت‌ آنان‌ به‌ تداوم‌ معاملات‌ با واحد تجاري‌ متكي‌ باشد.
د ـ مشتريان‌ :
علاقه‌ مشتريان‌ به‌ كسب‌ اطلاعات‌ در مورد تداوم‌ فعاليت‌ واحد تجاري‌ است‌، بالاخص‌ زماني‌ كه‌ رابطه‌ آنان‌ با واحد تجاري‌ بلندمدت‌ بوده‌ يا اينكه‌ درحد قابل‌ ملاحظه‌اي‌ به‌ محصولات‌ و خدمات‌ واحد تجاري‌ وابسته‌ باشند.
ه ـ كاركنان‌ واحد تجاري‌ :
كاركنان‌ و نمايندگان‌ آنها به‌ اطلاعاتي‌ در مورد ثبات‌ و سودآوري‌ كارفرمايان‌ خود علاقه‌مندند. اينان‌ همچنين‌ علاقه‌مند به‌ اطلاعاتي‌ هستند كه‌ آنها را در ارزيابي‌ توان‌ واحد تجاري‌ مبني‌بر تأمين‌ حقوق‌ و مزايا، ايجاد فرصتهاي‌ شغلي‌ و پرداخت‌ مزاياي‌ پايان‌ خدمت‌ ياري‌ دهد.
و ـ دولت‌ و مؤسسات‌ دولتي‌ :
دولت‌ و مؤسسات‌ تابع‌ آن‌ در رابطه‌ با تخصيص‌ منابع‌ علاقه‌مند به‌ فعاليتهاي‌ واحد تجاري‌ هستند. اينان‌ همچنين‌ براي‌ تنظيم‌ فعاليتهاي‌ واحدهاي‌ تجاري‌، تعيين‌ سياستهاي‌ مالياتي‌ و تشخيص‌ ماليات‌ و نيز تهيه‌ آمار ملي‌ به‌ اطلاعات‌ نياز دارند.
ز ـ جامعه‌ به‌طور اعم‌ :
آحاد جامعه‌ به‌ طرق‌ مختلف‌ تحت‌ تأثيـر واحدهـاي‌ تجـاري‌ قرار مي‌گيرند. به‌طور مثـال‌، واحدهـاي‌ تجـاري‌ ممكن‌ است‌ در اقتصـاد محلي‌ از طريق‌ ايجـاد اشتغـال‌ و استفـاده‌ از محصولات‌ فروشندگان‌ محلي‌ نقش‌ قابل‌ ملاحظـه‌اي‌ ايفاكنند. از طريق‌ ارائـه‌ اطلاعـات‌ در مورد رونـدهـا و تحولات‌ اخيـر در رشـد واحـد تجاري‌ و طيف‌فعاليتهاي‌ آن‌، صورتهـاي‌ مالي‌ مي‌تواند براي‌ آحاد جامعه‌ مفيد باشد.
ح‌ ـ ساير استفاده‌كنندگان‌ :
اشخاص‌ ديگري‌ كه‌ عمدتاً به‌ ارائـه‌ انواع‌ خدمات‌ به‌ استفاده‌كنندگان‌ فوق‌الذكر بالاخص‌ سرمايه‌گذاران‌ اشتغال‌ دارند، جهت‌ رفع‌ برخي‌ نيازهاي‌ اطلاعاتي‌ خود به‌ صورتهاي‌ مالي‌ تكيه‌ مي‌كنند. اشخاص‌ مزبور ازجمله‌ شامل‌ بورس‌ اوراق‌ بهادار، كارگزاران‌ بورس‌، تحليل‌گران‌ مالي‌ و پژوهشگران‌ مي‌باشند.
مديريت‌ واحد تجاري‌ مسئول‌ تهيه‌ و ارائـه‌ صورتهاي‌ مالي‌ مي‌باشد. مديريت‌ به‌ شكل‌ و محتواي‌ صورتهاي‌ مالي‌ علاقه‌مند است‌ زيرا اين‌ صورتها ابزار اصلي‌ انتقال‌ اطلاعات‌ مالي‌ در مورد واحد تجاري‌ به‌ اشخاص‌ خارج‌ از آن‌ است‌.
مديريت‌ از اطلاعات‌ اضافي‌ در انجام‌ وظايف‌ برنامه‌ريزي‌، تصميم‌گيري‌ و كنترل‌ كمك‌ مي‌گيرد و قادر است‌ شكل‌ و محتواي‌ چنين‌ اطلاعات‌ اضافي‌ را در راستاي‌ رفع‌ نيازهاي‌ خود تعيين‌ كند. گزارش‌ چنين‌ اطلاعاتي‌ خارج‌ از دامنه‌ كاربرد اين‌ مجموعه‌ است‌. معهذا اطلاعات‌ مندرج‌ در صورتهاي‌ مالي‌ منتشره‌ بايستي‌ با اطلاعات‌ مورد استفاده‌ مديريت‌ جهت‌ ارزيابي‌ وضعيت‌ مالي‌، عملكرد مالي‌ و انعطاف‌پذيري‌ مالي‌ واحد تجاري‌ در تضاد نباشد.
4-2) خصوصيات‌ كيفي‌ اطلاعات‌ ‌3‌ مالي
خصوصيات‌ كيفي‌ به‌ خصوصياتي‌ اطلاق‌ مي‌شود كه‌ موجب‌ مي‌گردد اطلاعات‌ ارائه‌ شده‌ در صورتهاي‌ مالي‌ براي‌ استفاده‌كنندگان‌ در راستاي‌ ارزيابي‌ وضعيت‌ مالي‌، عملكرد مالي‌ و انعطاف‌پذيري‌ مالي‌ واحد تجاري‌ مفيد واقع‌ شود. برخي‌ خصوصيات‌ كيفي‌ به‌ محتواي‌ اطلاعات‌ مندرج‌ در صورتهاي‌ مالي‌ و برخي‌ ديگر به‌ چگونگي‌ ارائـه‌ اين‌ اطلاعات‌ مربوط‌ مي‌شود.
خصوصيات‌ كيفي‌ اصلي‌ مرتبط‌ با محتواي‌ اطلاعات‌، ” مربوط‌ بودن4‌ ” و ” قابل‌ اتكابودن5‌ ” است‌. هرگاه‌ اطلاعات‌ مالي‌ مربوط‌ و قابل‌ اتكا نباشد، مفيد نخواهد بود. اطلاعاتي‌ مربوط‌ تلقي‌ مي‌شود كه‌ برتصميمات‌ اقتصادي‌ استفاده‌كنندگان‌ در ارزيابي‌ رويدادهاي‌ گذشته‌ ، حال‌ يا آينده‌ يا تائيد يا تصحيح‌ ارزيابيهاي‌ گذشته‌ آنها مؤثر واقع‌ شود .
كيفيت‌ “اهميت6‌”
اهميت‌ يك‌ كيفيت‌ آستانه‌اي‌ است‌. اهميت‌ به‌ جاي‌ اينكه‌ يك‌ خصوصيت‌ كيفي‌ اصلي‌ لازم‌ براي‌ اطلاعات‌ باشد يك‌ نقطه‌ انقطاع‌ است‌ و بايد قبل‌ از ساير خصوصيات‌ كيفي‌ اطلاعات‌ مورد توجه‌ قرار گيرد. اگر اطلاعات‌ بااهميت‌ نباشد نيازي‌ به‌ بررسي‌ بيشتر آن‌ نيست‌.
اطلاعاتي‌ بااهميت‌ است‌ كه‌ بتواند برتصميمات‌ اقتصادي‌ استفاده‌كنندگان‌ كه‌ برمبناي‌ صورتهاي‌ مالي‌ اتخاذ مي‌شود ، تأثير گذارد . اگر اطلاعات‌، نادرست‌ ارائـه‌ شود يا حذف‌ گردد ، اهميت‌ ارائـه‌ نادرست‌ يا حذف‌ اطلاعات‌ ، به‌ ميزان‌ و ماهيت‌ قلم‌ مورد بحث‌ براساس‌ قضاوتي‌ كه‌ در شرايط‌ مربوط‌ اعمال‌ مي‌شود ، بستگي‌ دارد . جنبه‌هايي‌ از ماهيت‌ كه‌ برقضاوت‌ در مورد اهميت‌ يك‌ قلم‌ تأثير مي‌گذارد شامل‌ معاملات‌ و ساير رويدادهاي‌ بوجود آورنده‌ آن‌ و نيز سرفصلهاي‌ خاص‌ صورتهاي‌ مالي‌ و افشائياتي‌ است‌ كه‌ تحت‌ تأثير قرار گرفته‌ است‌.
مواردي‌ كه‌ بايد مدنظر قرار گيرد شامل‌ ساير عناصر صورتهاي‌ مالي‌ در كليت‌ آن‌ و ديگر اطلاعات‌ دردسترس‌ استفاده‌كنندگان‌ است‌ كه‌ بتواند بر ارزيابي‌ آنها از صورتهاي‌ مالي‌ تأثير گذارد. اين‌ امر به‌ طور مثال‌ متضمن‌ ملاحظه‌ تأثير آن‌ قلم‌ برارزيابي‌ روندهاست‌. در مورد دو يا چند قلم‌ مشابه‌، اهميت‌ مجموع‌ و نيز تك‌تك‌ آنها بايد مدنظر قرار گيرد.
مربوط‌ بودن‌7
اطلاعاتي‌ مربوط‌ تلقي‌ مي‌شود كه‌ برتصميمات‌ اقتصادي‌ استفاده‌كنندگان‌ در ارزيابي‌ رويدادهاي‌ گذشته‌ ، حال‌ يا آينده‌ يا تائيد يا تصحيح‌ ارزيابيهاي‌ گذشته‌ آنها مؤثر واقع‌ شود .
ارزش‌ پيش‌بيني‌كنندگي‌ و تأييدكنندگي‌
” اطلاعات‌ مربوط‌ ” ، يا داراي‌ ارزش‌ پيش‌بيني‌كنندگي‌ و يا حائز ارزش‌ تأييدكنندگي‌ است‌ . نقشهاي‌ پيش‌بيني‌كنندگي‌ و تأييدكنندگي‌ اطلاعات‌ به‌ هم‌ مربوط‌ مي‌باشند. به‌ طور مثال‌، اطلاعات‌ در مورد سطح‌ و ساختار فعلي‌ داراييهاي‌ واحد تجاري‌، براي‌ استفاده‌كنندگاني‌ كه‌ سعي‌ دارند توان‌ واحد تجاري‌ را در استفاده‌ از فرصتها و واكنش‌ به‌ شرايط‌ نامطلوب‌ پيش‌بيني‌ كنند، داراي‌ ارزش‌ است‌. همين‌ اطلاعات‌ داراي‌ نقش‌ تأييدكنندگي‌ در مورد پيش‌بيني‌هاي‌ گذشته‌ مثلاً درباره‌ ساختار واحد تجاري‌ و ماحصل‌ عمليات‌ مي‌باشد.
اطلاعات‌ در مورد وضعيت‌ مالي‌ و عملكرد مالي‌ گذشته‌ اغلب‌ براي‌ پيش‌بيني‌ وضعيت‌ مالي‌ و عملكرد مالي‌ آتي‌ و ساير موضوعات‌ مورد علاقه‌ مستقيم‌ استفاده‌كنندگان‌ از قبيل‌ پرداخت‌ سود سهام‌ و دستمزد، تغييرات‌ در بهاي‌ اوراق‌ بهادار و توانايي‌ واحد تجاري‌ جهت‌ ايفاي‌ تعهدات‌ خود در سررسيد، مورداستفاده‌ قرار مي‌گيرد. براي‌ اينكه‌ اطلاعات‌ داراي‌ ارزش‌ پيش‌بيني‌كنندگي‌ باشد نيازي‌ نيست‌ كه‌ در قالب‌ يك‌ پيش‌بيني‌ صريح‌ ارائه‌ شود. معهذا توان‌ پيش‌بيني‌ براساس‌ صورتهاي‌ مالي‌ تحت‌ تأثير نحوه‌ نمايش‌ اطلاعات‌ در مورد معاملات‌ و ساير رويدادهاي‌ گذشته‌ ارتقا مي‌يابد. به‌طور مثال‌ هرگاه‌ اقلام‌ غيرمعمول‌، غيرعادي‌ و غير تكراري‌ درآمد يا هزينه‌ جداگانه‌ افشا شود، ارزش‌ پيش‌بيني‌كنندگي‌ صورتهاي‌ عملكرد مالي‌ افزايش‌ مي‌يابد.
انتخاب‌ خاصه‌
براي‌ ارائه‌ اقلام‌ در صورتهاي‌ مالي‌ بايد خاصه‌ قلم‌ مورد ارائه‌ انتخاب‌ شود. صورتهاي‌ مالي‌ تنها مي‌توانند آن‌ خاصه‌هايي‌ را ارائه‌ كند كه‌ برحسب‌ واحد پول‌ قابل‌ بيان‌ است‌. چندين‌ خاصه‌ پولي‌ وجود دارد كه‌ مي‌توان‌ در صورتهاي‌ مالي‌ ارائه‌ كرد از قبيل‌ بهاي‌ تمام‌ شده‌ تاريخي‌، بهاي‌ جايگزيني‌ يا خالص‌ ارزش‌ فروش‌.
انتخاب‌ خاصه‌اي‌ كه‌ قرار است‌ در صورتهاي‌ مالي‌ گزارش‌ شود بايد مبتني‌بر مربوط‌بودن‌ آن‌ به‌ تصميمات‌ اقتصادي‌ استفاده‌كنندگان‌ باشد . اطلاعات‌ در مورد ساير خاصه‌ها ازجمله‌ خاصه‌هاي‌ غيرقابل‌ بيان‌ به‌ پول‌ از قبيل‌ مقادير و سررسيدها را مي‌توان‌ با شرح‌ اقلام‌ در صورتهاي‌ مالي‌ يا يادداشتهاي‌ توضيحي‌ به‌ استفاده‌كننده‌ انتقال‌ داد.
قابل‌ اتكا بودن‌8
براي‌ اينكه‌ اطلاعات‌ مفيد باشد بايد همچنين‌ قابل‌ اتكا باشد . اطلاعاتي‌ قابل‌اتكاست‌ كه‌ عاري‌ از اشتباه‌ و تمايلات‌ جانبدارانه‌ بااهميت‌ باشد و به‌ طور صادقانه‌ معرف‌ آن‌ چيزي‌ باشد كه‌ مدعي‌ بيان‌ آن‌ است‌ يا به‌ گونه‌اي‌ معقول‌ انتظار مي‌رود بيان‌ كند .
اطلاعات‌ ممكن‌ است‌ مربوط‌ باشد ليكن‌ ماهيتاً يا در بيان‌ چنان‌ غيرقابل‌اتكا باشد كه‌ شناخت‌ آن‌ در صورتهاي‌ مالي‌ به‌طور بالقوه‌ گمراه‌كننده‌ شود. به‌طور مثال‌ اگر اعتبار و مبلغ‌ يك‌ ادعاي‌ خسارت‌ در يك‌ اقدام‌ قانوني‌ مورد سئوال‌ واقع‌ شود، ممكن‌ است‌ شناخت‌ كل‌ مبلغ‌ ادعا در ترازنامه‌ براي‌ واحد تجاري‌ نامناسب‌ باشد گرچه‌ افشاي‌ مبلغ‌ و شرايط‌ ادعا مي‌تواند مناسب‌ باشد.
بيان‌ صادقانه‌
اطلاعات‌ بايد اثر معاملات‌ و ساير رويدادهايي‌ را كه‌ ادعا مي‌كند بيانگر آن‌ است‌ يا به‌ گونه‌اي‌ معقول‌ انتظار مي‌رود بيانگر آن‌ باشد به‌طور صادقانه‌ بيان‌ كند . بدين‌ترتيب‌ مثلاً ترازنامه‌ بايد بيانگر صادقانه‌ اثرات‌ معاملات‌ و ساير رويدادهايي‌ باشد كه‌ منجر به‌ عناصري‌ در تاريخ‌ ترازنامه‌ شوند كه‌ معيارهاي‌ شناخت‌ را احراز كرده‌ باشند.
بيشتر اطلاعات‌ مالي‌ تا حدي‌ در معرض‌ اين‌ مخاطره‌ قرار دارند كه‌ آنچه‌ را كه‌ مدعي‌ نمايش‌ آن‌ هستند كاملاً به‌ طور صادقانه‌ بيان‌ نكنند. اين‌ بدان‌دليل‌ است‌ كه‌ در تشخيص‌ معاملات‌ و ساير رويدادهايي‌ كه‌ قرار است‌ اندازه‌گيري‌ شود يا در طراحي‌ و اعمال‌ روشهاي‌ اندازه‌گيري‌ و ارائه‌اي‌ كه‌ بتواند پيامهاي‌ مرتبط‌ با آن‌ معاملات‌ و ساير رويدادها را انتقال‌ دهد، مشكلات‌ ذاتي‌ وجود دارد. در برخي‌ موارد اندازه‌گيري‌ اثرات‌ مالي‌ اقلام‌ ممكن‌ است‌ آنقدر مبهم‌ باشد كه‌ واحدهاي‌ تجاري‌ عموماً از شناخت‌ آنها در صورتهاي‌ مالي‌ خودداري‌ كنند. معهذا در مواردي‌ ديگر ممكن‌ است‌ شناخت‌ اقلام‌ در صورتهاي‌ مالي‌ مربوط‌ تلقي‌ شود و خطر اشتباه‌ مربوط‌ به‌ شناخت‌ و اندازه‌گيري‌ آنها نيز افشا گردد.
رجحان‌ محتوا بر شكل‌
اگر قرار است‌ اطلاعات‌ بيانگر صادقانه‌ معاملات‌ و ساير رويدادهايي‌ كه‌ مدعي‌ بيان‌ آنهاست‌ باشد، لازم‌ است‌ كه‌ اين‌ اطلاعات‌ براساس‌ محتوا و واقعيت‌ اقتصادي‌ و نه‌ صرفاً شكل‌ قانوني‌ آنها به‌ حساب‌ گرفته‌ شود . محتواي‌ معاملات‌ و ساير رويدادها همواره‌ با شكل‌ قانوني‌ آنها سازگار نيست‌. هرچند اثرات‌ خصوصيات‌ قانوني‌ يك‌ معامله‌ خود بخشي‌ از محتوا و اثر تجاري‌ آن‌ است‌، اين‌ اثرات‌ بايستي‌ در چارچوب‌ كليت‌ معامله‌ ازجمله‌ هرگونه‌ معاملات‌ مرتبط‌ مورد تفسير قرار گيرد. به‌طور مثال‌ يك‌ واحد تجاري‌ ممكن‌ است‌ مالكيت‌ قانوني‌ يك‌ كالا را به‌شخص‌ ديگري‌ واگذار كند. ليكن‌ هرگاه‌ به‌ شرايط‌ معامله‌ از يك‌ ديدگاه‌ كلي‌ نگريسته‌ شود، ممكن‌ است‌ اين‌ مطلب‌ آشكار شود كه‌ ترتيباتي‌ وجود داشته‌ است‌ كه‌ از ادامه‌ دسترسي‌ واحد تجاري‌ به‌ منافع‌ اقتصادي‌ آتي‌ آن‌ كالا اطمينان‌ حاصل‌ شود. در چنين‌ شرايطي‌ گزارش‌ معامله‌ به‌ عنوان‌ يك‌ معامله‌ فروش‌ از لحاظ‌ مقاصد گزارشگري‌، بيان‌ صادقانه‌ معامله‌ انجام‌ شده‌ نمي‌باشد.
بي‌طرفي9‌
اطلاعات‌ مندرج‌ در صورتهاي‌ مالي‌ بايد بي‌طرفانه‌ يعني‌ عاري‌ از تمايلات‌ جانبدارانه‌ باشد . چنانچه‌ انتخاب‌ و يا ارائـه‌ اين‌ اطلاعات‌ به‌گونه‌اي‌ باشد كه‌ برتصميم‌گيري‌ يا قضاوت‌ در جهت‌ نيل‌به‌ نتيجه‌اي‌ از قبل‌ تعيين‌ شده‌، اثر گذارد، صورتهاي‌ مالي‌ بي‌طرف‌ نمي‌باشد.
احتيـاط‌10
تهيه‌كنندگان‌ صورتهاي‌ مالي‌ درعين‌ حال‌ بايد با ابهاماتي‌ كه‌ به‌گونه‌اي‌ اجتناب‌ناپذير بربسياري‌ رويدادها و شرايط‌ سايه‌افكنده‌ برخورد كنند. نمونه‌ اين‌ ابهامات‌ عبارت‌ است‌ از قابليت‌ وصول‌ مطالبات‌، عمر مفيد احتمالي‌ داراييهاي‌ ثابت‌ مشهود و تعداد و ميزان‌ ادعاهاي‌ احتمالي‌ مربوط‌ به‌ ضمانت‌ كالاي‌ فروش‌ رفته‌. چنين‌ مواردي‌ با رعايت‌ احتياط‌ در تهيه‌ صورتهاي‌ مالي‌ و همراه‌ با افشاي‌ ماهيت‌ و ميزان‌ آنها شناسايي‌ مي‌شود. احتياط‌ عبارت‌ است‌ از كاربرد درجه‌اي‌ از مراقبت‌ كه‌ در اعمال‌ قضاوت‌ براي‌ انجام‌ برآورد در شرايط‌ ابهام‌ مورد نياز است‌ به‌گونه‌اي‌ كه‌ درآمدها يا داراييها بيشتر از واقع‌ و هزينه‌ها يا بدهيها كمتر از واقع‌ ارائه‌ نشود . اعمال‌ احتياط‌ نبايد منجر به‌ ايجاد اندوخته‌هاي‌ پنهاني‌ يا ذخاير غير ضروري‌ گردد ياداراييها و درآمدها را عمداً كمتر از واقع‌ و بدهيها و هزينه‌ها را عمداً بيشتر از واقع‌ نشان‌ دهد زيرا اين‌ امر موجب‌ نقض‌ بي‌طرفي‌ است‌ و بر قابليت‌ اتكاي‌ اطلاعات‌ مالي‌ اثر مي‌گذارد.
كامل‌ بودن‌
اطلاعات‌ مندرج‌ در صورتهاي‌ مالي‌ بايد باتوجه‌ به‌ كيفيت‌ اهميت‌ و ملاحظات‌ مربوط‌ به‌ فزوني‌ منافع‌ برهزينه‌ تهيه‌ و ارائـه‌ آن‌، كامل‌ باشد. حذف‌ بخشي‌ از اطلاعات‌ ممكن‌ است‌ باعث‌ شود كه‌ اطلاعات‌ نادرست‌ يا گمراه‌كننده‌ شود و لذا قابل‌ اتكا نباشد و از مربوط‌بودن‌ آن‌ كاسته‌ شود.
قابل‌ مقايسه‌ بودن11‌
استفاده‌كنندگان‌ صورتهاي‌ مالي‌ بايد بتوانند صورتهاي‌ مالي‌ واحد تجاري‌ را طي‌ زمان‌ جهت‌ تشخيص‌ روند تغييرات‌ در وضعيت‌ مالي‌ ، عملكرد مالي‌ وانعطاف‌پذيري‌ مالي‌ واحد تجاري‌ مقايسه‌ نمايند . استفاده‌كنندگان‌ همچنين‌ بايد بتوانند صورتهاي‌ مالي‌ واحدهاي‌ تجاري‌ مختلف‌ را مقايسه‌ كنند تا وضعيت‌ مالي‌ ، عملكرد مالي‌ و انعطاف‌پذيري‌ مالي‌ آنها را نسبت‌ به‌ يكديگر بسنجند . بدين‌ترتيب‌ ضرورت‌ دارد اثرات‌ معاملات‌ و ساير رويدادهاي‌ مشابه‌ در داخل‌ واحد تجاري‌ و در طول‌ زمان‌ براي‌ آن‌ واحد تجاري‌ با ثبات‌ رويه‌اندازه‌گيري‌ و ارائه‌ شود و بين‌ واحدهاي‌ تجاري‌ مختلف‌ نيز هماهنگي‌ رويه‌ در باب‌ اندازه‌گيري‌ و ارائه‌ موضوعات‌ مشابه‌ رعايت‌ گردد .
رعايت‌ استانداردهاي‌ حسابداري‌ موجب‌ مي‌گردد كه‌ قابليت‌ مقايسه‌ صورتهاي‌ مالي‌ فراهم‌ آيد زيرا به‌ موجب‌ الزامات‌ مندرج‌ در استانداردهاي‌ مزبور، واحدهاي‌ تجاري‌ مختلف‌ بايد براي‌ حسابداري‌ معاملات‌ و رويدادهاي‌ مشابه‌ از رويه‌هاي‌ مشابهي‌ استفاده‌ كنند.
نياز به‌ قابليت‌ مقايسه‌ را نبايد با يكنواختي‌ مطلق‌ اشتباه‌ گرفت‌ و اين‌ خصوصيت‌ نبايد مانع‌ از بكارگيري‌ روشهاي‌ بهبود يافته‌ حسابداري‌ گردد. هرگاه‌ رويه‌ حسابداري‌ مورد استفاده‌ با خصوصيات‌ كيفي‌ “مربوط‌بودن‌” و “قابل‌اتكابودن‌” سازگار نباشد، براي‌ واحد تجاري‌ ادامه‌ استفاده‌ از آن‌ رويه‌ مناسب‌ نخواهد بود. به‌گونه‌اي‌ مشابه‌، درصورت‌ وجود رويه‌هاي‌ جايگزين‌ “مربوط‌تر” و “قابل‌ اتكاتر”، براي‌ واحد تجاري‌ مناسب‌ نخواهد بود كه‌ در رويه‌هاي‌ حسابداري‌ مورد عمل‌ تغيير ندهد.
ثبات‌ رويه‌12
قابل‌ مقايسه‌ بودن‌ مستلزم‌ اين‌ امر است‌ كه‌ اندازه‌گيري‌ و ارائه‌ اثرات‌ مالي‌ معاملات‌ و ساير رويدادهاي‌ مشابه‌ در هر دوره‌ حسابداري‌ و از يك‌ دوره‌ به‌ دوره‌ بعد با ثبات‌ رويه‌ انجام‌ گيرد و همچنين‌ هماهنگي‌ رويه‌ توسط‌ واحدهاي‌ تجاري‌ مختلف‌ حفظ‌ شود. اگرچه‌ براي‌ نيل‌ به‌ قابل‌ مقايسه‌بودن‌، ثبات‌ رويه‌ لازم‌ است‌ اما هميشه‌ به‌ خودي‌ خود كافي‌ نيست‌. به‌طور مثال‌ در دوران‌ تورمي‌ هرگاه‌ دو واحد تجاري‌ كه‌ شرايط‌ اقتصادي‌ و عملكرد آنها عيناً مشابه‌ است‌ از مبناي‌ بهاي‌ تمام‌ شده‌ تاريخي‌ براي‌ اندازه‌گيري‌ داراييها استفاده‌ كنند، درصورت‌ تحصيل‌ داراييهاي‌ خود در زمانهاي‌ مختلف‌ نتايج‌ متفاوتي‌ را گزارش‌ خواهند كرد.
افشاء13
يكي‌ از پيش‌ شرطهاي‌ قابل‌ مقايسه‌بودن‌، افشاي‌ رويه‌هاي‌ حسابداري‌ بكار رفته‌ در تهيه‌ صورتهاي‌ مالي‌ و همچنين‌ افشاي‌ هرگونه‌ تغييرات‌ در آن‌ رويه‌ها و اثرات‌ چنين‌ تغييراتي‌ مي‌باشد. استفاده‌كنندگان‌ بايد قادر باشند تفاوت‌ بين‌ رويه‌هاي‌ حسابداري‌ براي‌ معاملات‌ و ساير رويدادهاي‌ مشابه‌ را كه‌ توسط‌ يك‌ واحد تجاري‌ طي‌ دوره‌هاي‌ مختلف‌ بكار گرفته‌ شده‌ و رويه‌هايي‌ را كه‌ توسط‌ واحدهاي‌ تجاري‌ مختلف‌ اتخاذ شده‌ است‌، تشخيص‌ دهند.
از آنجا كه‌ استفاده‌كنندگان‌ صورتهاي‌ مالي‌ علاقه‌مند به‌ مقايسه‌ وضعيت‌ مالي‌، عملكرد مالي‌ و جريانهاي‌ وجوه‌ نقد واحد تجاري‌ در طول‌ زمان‌ مي‌باشند، ارائـه‌ اطلاعات‌ مقايسه‌اي‌ براي‌ حداقل‌ يك‌ دوره‌ مالي‌ قبل‌ ضرورت‌ دارد.
قابل‌ فهم‌ بودن‌14
يك‌ خصوصيت‌ كيفي‌ مهم‌ اطلاعات‌ مندرج‌ در صورتهاي‌ مالي‌ اين‌ است‌ كه‌ به‌ آساني‌ براي‌ استفاده‌كنندگان‌ قابل‌ درك‌ باشد.


پاسخ دهید