نمونه آماري 31
ابزار اندازه گيري31
روش آماري31
فصل چهارم : تجزيه و تحليل داده ها
آمار توصيفي33
آمار استنباطي64
فصل پنجم : نتيجه گيري و پيشنهادات
مقدمه71
نتيجه گيري 71
يافته هاي جانبي75
پيشنهادات 76
محدوديت ها77
منابع و مأخذ 78
پيوست ها79
چکيده:
موضوع تحقيق حاضر” بررسي راههاي ارتقاء ارتباط اولياء با مدارس دوره راهنمايي دخترانه شهرستان گيلانغرب از ديدگاه معلمان و مديران در سال تحصيلي93-92 ” مي‌باشد.
به طور کلي هدف از انجام اين تحقيق پاسخگويي به سؤالات ذيل است.
1-‌ بررسي مهمترين علل ميزان همکاري اولياء با مدرسه چيست؟
2-‌ يافتن روش‌هاي مطلوب براي افزايش همکاري اولياء با مدرسه
3-‌ بررسي مؤثرترين روش براي افزايش همکاري اولياء با مدرسه
4-‌ بررسي راه‌هاي گسترش ديدگاه مساعد نيست به همکاري آن‌ها با مدرسه
5-‌ بررسي اهم وظايف اولاد در مقابل مدرسه
6-‌ بررسي و شناسايي عوامل بازدارنده و موثر در عدم همکاري اولياء با مدرسه
در اين بررسي منظور از ميزان همکاري اولياء با مدرسه، همکاري با عدم همکاري آن‌ها در کليه موارد درسي، خدماتي، فرهنگي و مادي و… هستند.جامعه آماري تحقيق عبارت از معلمين و مديران تمامي مدارس راهنمايي دخترانه شهرستان گيلانغرب در سال تحصيلي 92/91مي باشد.گروه نمونه تحقيق عبارت است از 150نفر از مديران و معلمان که به طور کاملا تصادفي انتخاب شده‌‌اند.روش آماري، روش توصيفي و روش جمع آوري اطلاعات عبارت از يک پرسشنامه 5 درجه‌اي که اين مقياس حاوي 24 سؤال مي‌باشد. جهت پاسخگويي به سؤالات تحقيق و تجزيه و تحليل به دست آمده از روش آماري خي2 و درصد و رسم نمودار استفاده شده است.

نتايج چکيده:
نتايج به دست آمده از تحقيق به شرح ذيل مي‌باشد.
1-‌ عوامل متعددي در ميزان همکاري اولياء با مدرسه موثر است که در ميان عوامل، روابط و برخورد مناسب معلمين و مسئولين مدرسه تأثير بسياري را دارا مي‌باشد.
2-‌ در بررسي علل ميزان همکاري اولياء با مدرسه با استفاده از عوامل 24 گانه در پرسشنامه نتايج زير به دست آمده است.
الف) روابط برخورد مناسب معلمين و مسئولين مدرسه بيشترين تأثير را در جذب همکاري اولياء با مدرسه را دارد که از لحاظ تأثيرگذاري در رتبه اول مي‌باشد که تقريبا 100? اولياء در اين زمينه نظر مثبت در حد خيلي زياد و زياد و متوسط داشتند.
ب) پژوهش نشان مي‌دهد اقدامات سازنده و پيشنهادات عملي و نظرات اولياء در جهت ايجاد همکاري با مدرسه بسيار مؤثر مي‌باشد و تقريبا 90? از اولياء نظراتي در حد خيلي زياد و زياد داشتند.
ج) فقر مالي اولياء نيز از مؤثرترين عوامل عدم همکاري اولياء با مدرسه است.
د) بي‌سوادي اولياء نيز از موثرترين عوامل عدم همکاري اولياء با مدرسه ميباشد که 95? اولياء در اين زمينه نظر مثبت در حد خيلي زياد و زياد و متوسط داشتند و جهت اطلاع بيشتر به نتايج تحقيقات به فصل 5 مراجعه کنيد.
در راستاي نتايج فوق پيشنهادات ذيل ارائه مي‌گردد.
الف. مدارس نسبت به تشکيل آموزش خانواده و مجمع عمومي جهت آگاه کردن آنها در زمينه نتايج مطلوب همگاني آن‌ها با مدرسه اقدام نمايد.
ب. معلمين و مسئولين مدرسه جهت افزايش همکاري اولياء روابط و برخورد مناسب داشته باشند.
ج. دعوت اولياء با هماهنگي معلمين به طور مستمر و منظم برنامه‌ريزي شده با توجه به وضعيت درسي فرزندان آنها
د. پيگيري هرچه بيشتر مسئولين مدرسه در همکاري اولياء با معلم و بالعکس و گزارش آنها در جلسات عمومي آن‌ها.

فصل اول
طرح تحقيق

مقدمه
با گذشت زمان و پيشرفت علم و دانش، صنعت و تکنولوژي شرايط اقتصادي و اجتماعي جامعه دگرگون شد. بينش‌ها و نگرش‌هاي فرهنگي وفلسفي تغيير يافت و تقسيم کار و تحصيل موجب پيچيدگي و تنوع بيشتر زندگي گرديد و به دنبال اين تحولات نظام آموزش و پرورش دستخوش دگرگوني شد.
آموزش مهارتهاي فني ، علمي و تخصصي به بيرون از محيط خانواده انتقال يافت و اين فکر را به وجود آورد که آموزشگاه ها و مراکز آموزشي مي توانند جايگزين خانواده در امر آموزش و پرورش دانش آموزان گردند. بررسي و مطالعاتي که توسط مربيان علوم تربيتي و روان شناسان و جامعه شناسان در اين موارد انجام شده بازگشت دوباره به اهميت جايگاه خانواده در جامعه و نقش حساس آن در تربيت کودکان و نوجوانان را با بهره مندي از شيوه هاي تازه بر رشد روان شناسي تربيتي مورد تاييد قرار مي دهد.
خانواده ها بايد بياموزند که فرزندان محصول تربيتي والدين هستند و شخصيت آنان که نسل آينده را تشکيل مي دهند در محيط خانواده قالب پذير مي شود.
هدف آموزش خانواده بايد اين باشد که خانواده با استفاده از شيوه هاي درست آموزش و پرورش در برخورد رفتاري با فرزندان خود به گونه اي عمل کنند که آنان را براي يک زندگي سالم در آينده تربيت نمايند.
مشغله والدين در بيرون از خانه، دشواري هاي زندگي و پيچيدگي هاي شيوه هاي آموزش و پرورش که حاصل تحولات سريع اجتماعي است، کارکردهاي خانواده را محدود ساخته و موجب گرديده خانواده توانايي برنامه ريزي علمي و سنجيده در آموزش و پرورش نداشته باشد. اما اهميت خانواده از لحاظ تربيتي در دنياي امروز ضرورت همکاري و هماهنگي موثر آن با آموزشگاه را ايجاب مي کند همکاري و هماهنگي مدرسه و تبادل آگاهيها و تجارب والدين و مربيان و هماهنگي ميان والدين و مسئولين آموزشگاه آنان را در شناخت نيازهاي معقول و مختلف کودکان و نوجوانان ياري بخشيده و به توانمندي و قابليت اين دو نهاد موثر در چارچوب رفع کمبودها و نيازهاي آنان خواهد افزود.
هر چه خانواده به رمز و رموز تربيت و پرورش آگاه تر باشد هماهنگي و همکاري موثر بين مدرسه و خانواده امکان پذير است و زمينه اجرايي برنامه هاي مشترک و هدف هاي همسان تربيتي اين دو نهاد در رابطه با تقسيم کار و تربيت کودکان و نوجوانان آسانتر فراهم مي شود.
برنامه آموزش خانواده از موثرترين اقداماتي است که به خانواده کمک مي کند تا در تربيت کودک و نوجوان از لحاظ روحي، عاطفي، اخلاقي و برخورد رفتاري به گونه اي عمل کنند که در همکاري با آنچه درمدرسه از نظر تربيتي سازمان يافته تر انجام مي گيرد موفقيت آميز و تضمين کننده اجتماعي آنان در آينده باشد.
تحقيقات انجام شده ثابت کرده اند که فضاي فرهنگي و تربيتي خانه و معيارها و ارزشهايي که پدران و مادران در خانه برقرار مي کنند و برداشت هاي آنان از مدرسه و در نتيجه همکاري مستقيم با معلمان از جمله مهمترين و قطعي ترين عوامل موثر در پيشرفت درسي پرورشي و عاطفي دانش آموزان است و همچنين ميزان حضور والدين در کلاسهاي آموزش خانواده گام بسيار مهمي است که مي تواند رمز موفقيت آموزش و پرورش در تربيت نسل آينده باشد.
اخلاقي وفرهنگي خانواده در توانايي تربيت کودکان ونوجوانان وپروردن آنها از اهميت فوق العاده‌اي برخوردار است ودر صورت انجام وظيفه خانواده مي تواند از کانون کار و عبادت مرکز تربيت وکانون ايجاد تعالي ورشد باشد.
کودک ونوجوان درس زندگي وانسانيت را در خانواده مي آموزد ووالدين از اين بابت مي توانند همچون کارگزاران الهي در خدمت او باشند.1
همکاري و پيوند خانه و مدرسه مدتها مورد بي توجهي قرار گرفته بود ، اما در سه دهه اخير با توجه به افزايش جمعيت دانش آموزي ثابت شده است که اولياي دانش آموزان مي توانند در آموزش فرزندان خويش نقش موثر و به سزايي را ايفا کنند. در تحقيقات و بررسي هاي اين موضوع به اثبات رسيده است که بايد بين اولياء دانش آموزان و مربيان مدرسه همکاري و هماهنگي تنگاتنگي وجود داشته باشد در غير اين صورت اين خلا مي تواند در ابعاد تحصيلي و شخصيتي ، اخلاقي، رواني و … دانش آموزان اثرات نامطلوب و گاها جبران ناپذيري را در پي داشته باشد. متاسفانه در بعضي ازمدارس مناطق محروم به خصوص مدارس حاشيه ، اولياء همکاري و مساعدت لازم و کافي را با مربيان ندارند و اين مشکل بستگي به عوامل متعددي دارد که از آن جمله مي توان فقر اقتصادي، فقر فرهنگي و علمي را نام برد. چنانچه اوليا فرزندان خود را به کلي به مدرسه واگذار کنند و از نياز هاي تربيتي فرزندان خويش که درچارچوب تربيت عمومي و رسمي نمي گنجد غافل شوند بدون شک نمي توانند اميدوار باشند که فرزندانشان در آينده با هيچگونه مشکل درسي ، شخصيتي روبه رو نخواهند شد. اگر معلين و مربيان فکر مي کنند بدون ياري جستن و هماهنگي با خانواده ها درآموزش و تربيت دانش آموزان و شکوفا سازي درست استعدادهاي آنان موفق مي شوند سخت در اشتباه هستند.
رشد شخصيتي و تحصيلي دانش آموزان قبل از هر چيز مستلزم برخورداري آنان ازيک فضاي متعادل و هماهنگ در خانه و مدرسه است. محيط خانواده مي تواند الگوهاي رفتاري احساس و تفکر را به کودکان بياموزد و در آنان انگيزه و رغبت براي تحصيل و کسب علم را فراهم سازد. همکاري مستمر اولياء با مدرسه باعث رشد شخصيتي و تحصيلي نونهالان خواهد شد و براي اين کار بايد از فعاليت خوب انجمن و اوليا و مربيان و هم چنين جلسات آموزش خانواده درجهت نيل به اين هدف ،کمال استفاده را برد. اعضاي انجمن در جذب مشارکت و همکاري اوليا بايد جلساتي با آنها داشته باشد آموزش خانواده نيز در جذب و مشارکت آنان بسيار موثر خواهد بود.

بيان مسئله:
جهان امروز جهان تعامل و ارتباطات است. ارتباط صحيح و منطقي مي‌تواند زمينه‌اي براي پيشبرد اهدافي باشد که در نهايت مورد نظر مي‌باشد. آيا ارتباط را مي‌توان منحصر به گروه خاص و يا مرحله‌اي ويژه از زندگي بشر دانست و آيا اصولاً همکاري بين اولياء و مربيان و تشکيل جلسات مي‌تواند پيامدها و نتايجي را در برداشته باشد يا خير؟
بايد دانست ارتباط مستمر و تبادل افکار سازنده بين اولياي دانش‌آموزان و مربيان يکي از مهم‌ترين زمينه‌هايي است که مي‌تواند جايگاه بس ارزشمند و حساس خويش را به عنوان کوچکترين واحد ارتباطي چنان مقدمه‌اي براي رشد و پيشرفت فرزندان و در نتيجه رشد و پيشرفت جوامع بشري نشان دهد. از آنجا که دانش‌آموز قسمت اعظم زندگي خود را در محيط‌هايي غير از مدرسه مانند خانه و … مي‌گذراند ضروري است که معلمين و مربيان آموزشگاه از محيط زندگي فرهنگ و ارزش‌هاي مسلط و حاکم بر آن محيط اطلاع حاصل کنند تا در نهايت بتوانند تعليم و تربيت بالقوه‌اي داشن‌آموزان را با استفاده از اطلاعات حاصله از محيط زندگي و همکاري اولياء به فعليت رسانند. از سوي ديگر لازم است هر چند وقت بين اولياي کودکان، معليمن و مربيان مدرسه نشستي انجام شده تا بين مدرسه و خانواده هماهنگي جهت رشد و تعليم و تربيت دانش‌آموزان برقرار شود.اولياء بايد بدانند در محيط مدرسة فرزندشان چه مي‌گذرد معلمين او چه اشخاصي‌اند؟ با چه کساني زمينة دوستي ريخته و ارتباط دارد؟ در مدرسه به او چه مي‌آموزيد. به طور کلي از برنامه‌هاي آموزشي و پرورشي او آگاه گردند.2
در اين‌جاست که اهميت تشکيل انجمني به نام انجمن اولياء و مربيان در مدرسه بيشتر نمايان مي‌شود. اين انجمن يکي از نهادهاي بسيار مؤثر و کارآمد در جهت پيشبرد هدف‌هاي تعليم و تربيت در نهاد بزرگ آموزش و پرورش تلقي مي‌شود. مطالعات و تحقيقات بسياري که در کشور ما و در ساير کشورها از سوي محققان و پژوهشگران صورت گرفته نشان از آن دارد که اگر خانواده و اولياء علاقمند به رسيدگي امور تعليم و تربيتي دانش‌آموز خود گردند فرزندان آنها نيز با شور و علاقه‌اي بيشتر به تحصيل مي‌پردازند. در جوامع کنوني و مدارس امروزي آنچه مي‌تواند اين ارتباط را محکم‌تر نمايد و در واقع به منزله پلي براي ارتباط بيشتر اولياء با مدرسه باشد انجمن اولياء و مربيان است. “موريس چازان” در فصل هفتم کتاب “سال‌هاي مدرسه” در مورد برنامه و اهداف انجمن اولياء و مربيان در انگليس بحث نموده که برخي اهداف آن به شرح ذيل آمده است:
1ـ تفکر و تلاش و همکاري در جهت بهبود و پيشبرد هر چه بهتر آموزش و پرورش دانش‌‌آموزان مدرسه و توجه خاص به تربيت مطلوب فرزندان.
2ـ جلب توجه اولياي دانش‌آموزان و کارکنان مدرسه نسبت به مسائل ديني تربيتي اخلاقي اجتماعي و مشاوره با آنان به منظور هماهنگ کردن روش‌هاي تربيتي و آموزشي در محيط مدرسه و خانه.
تعليم و تربيت کودک امري است ظريف، حساس و مهم و انجام اين مهم به نحو شايسته و مطلوب همسويي و هماهنگي بين دو نهاد خانواده و مدرسه را مي‌طلبد.3

اهميت و ضرورت تحقيق
موضوع مهم و مشترکي که ميان خانه و مدرسه و در فاصله اولياء و مربيان است، کودک با نوجواني است که هر دو مي‌خواهند او را مورد و تعليم و تربيت قرار دهند.
“گرايو” خاطرنشان مي‌سازد، برخي معتقدند که بين رشد و تحول در خانه و مدرک تفاوت وجود دارد، در حالي بعضي ديگر تأکيد مي‌کنند که بين چنين رشد و تحولاتي پيوستگي وجود دارد و يادگيري در مدرسه را مي‌توان براي کودکان به شرطي که اين پيوندها را ايجاد و حفظ نمود آسان‌تر کرد.4
تغييراتي که در دهه اخير در زمينه ساختار اقتصادي اجتماعي و فرهنگي صورت گرفته است، خانواده‌ها را از ابعاد مختلفي متأثر ساخته است. بر اين اساس ضروري است خانواده مدرسه جامعه بيش از پيش با موقعيت و شرايط تربيتي و آموزشي دانش‌آموزان آشنا شده و با فراگيري و ترويج آموزش‌ها لازم در سازندگي شخصيت آينده‌سازان دورانديشي کنند. خانه و مدرسه زماني مي‌توانند رسالت آموزشي و تربيتي خود را به نحو مطلوب انجام دهند که هر يک شناخت تربيت کافي داشته باشند و نقش‌هاي تربيتي خاص خود را با بصيرت ايفا کنند. هنگامي که خانه و مدرسه اهداف تربيتي همسو و هماهنگي داشته باشند ناگفته پيداست که محصولي که از اين دو نهاد خارج مي‌شود، همان چيزي است که جامعه به آن نياز دارد و فردي است که از نظر تربيتي دچار کمترين مشکلات و از نظر تربيت در بالاترين سطح ممکن است.5
يکي از برنامه‌هاي سازنده در اين زمينه تشکيل کلاس‌ها و جلسات آموزش خانواده‌ است. ضرورت اجراي اين پژوهش در اين است که اگر اين پژوهش به خوب به اجرا درآيد مي‌تواند راهگشاي خانواده‌ها و برنامه‌ريزان و مديران مجري آموزش خانواده و مدرسسين اين گونه برنامه‌ها باشد. از يافته‌ها و نتايج اين تحقيق افراد و گروه‌هاي زير بهره‌مند خواهند شد.
1ـ خانواده‌ها مي‌توانند با اطلاع از آثار مفيد و سازنده اين برنامه‌ها رد حفظ و بقاء خانواده و تعليم و تربيت فرزندان خويش موفق باشند و با حضور فعال در اين برنامه‌ها علاوه بر دانش‌افزايي، مي‌توانند در رفع مسائل و مشکلات احتمالي خانواده خود نيز کوشا باشند.
2ـ مدرسه (مديريت آن): مديران مدرسه مي‌توانند با کسب اطلاع از يافته‌هاي اين پژوهش نسبت به شيوه عمل و اجراي برنامه‌هاي خود در اين زمينه اقدام کنند.
3ـ جامعه:‌ با يافته‌هاي مناسب اين پژوهش نسبت به شيوه و اقدام شايسته کارشناسان و مديران مدارس و خانواده‌ها به عنوان يک نهاد عمده و اساس در جامعه رو به تعادل و سلامت رفته و هماهنگي و همگوني خانواده‌ها نيز سبب تثبيت و بقاء مثبت جامعه خواهد بود.
4ـ برنامه‌ريزان آموزش خانواده: برنامه‌ريزان برنامه‌هاي آموزش خانواده مي‌توانند بر اساس يافت‌هاي اين پژوهش نسبت به تثبيت نقاط قدرت و رفع نقاط ضعف اين گونه برنامه‌ها در سطح کلان اقدام نمايند.
5ـ مدرسين آموزش خانواده: اطلاعاتي که در اين زمينه ويژگي‌هاي اولياء به عنوان فراگيران اصلي برنامه‌هاي آموزش خانواده حاصل مي‌گردد و بررسي نظرات اين گونه افراد بر اساس بافت و طبقات مختلف آنها مي‌تواند علاوه بر اولياء در شيوه ارائه مطالب و تدريس آنان نيز ثمربخش باشد.
در اين راستا انجمن اولياء و مربيان مدارس سراسر کشور به عنوان يک بخش عظيم از نظام آموزش و پرورش، مسئوليت خطيري را با اهداف ارائه آگاهي و اطلاعاتي جهت متعادل ساختن محيط خانواده و هماهنگ‌سازي روش‌هاي آموزشي و تربيتي بين خانواده و مدرسه را در قالب برنامه‌هاي آموزشي خانواده به عهده دارد. براي اين که اين آموزش خانواده بتواند پاسخ مناسبي به نيازهاي آموزشي و تربيتي خانواده‌ها باشد، ضروري است اين برنامه‌ها به شکلي اصولي و منطقي قابل اجرا، طراحي، تدوين و اجرا گرديد.
گر چه دست‌اندرکاران اين گونه برنامه‌ها براي نزديک کردن خانواده‌ها به اصول و روش‌هاي آموزش و پرورش تلاش فراواني داشته‌اند، اما براي نيل به اهداف عاليه تعليم و تربيت و برقراري ارتباط صميمي و نزديک بين خانه و مدرسه نياز به فعاليت‌هاي سازنده‌اي وجود دارد.
براي اين که برنامه‌هاي آموزش خانواده بتواند پاسخ مناسبي به نيازهاي آموزشي تربيتي خانواده‌ها باشد، ضروري است با نگرش جامع، نحوه اجراي اين گونه برنامه‌ها مورد بررسي قرار گيرد. پژوهنده بر اساس ديدگاه فوق يعني مطالعه و بررسي شرايط و امکانات و عواملي که باعث مؤثرتر شدن برنامه‌هاي آموزش خانواده مي‌گردد. اين طرح پژوهشي را تحت عنوان ” بررسي نظرات مديران اولياء و مدرسين پيرامون گرايش يا عدم گرايش اولياء نسبت به شرکت در برنامه‌هاي آموزش خانواده” را به اجرا درمي‌آورد.
بديهي است مطالعه و بررسي و تجزيه و تحليل هر کدام از مقوله‌هايي که در نحوه جذب خانواده به برنامه‌هاي آموزش خانواده مؤثر هستند در شناخت نقاط قوت و تثبيت آنها و همچنين در به دست آوردن نقاط منفي و تنگناها و اقدام براي رفع آنها بسيار مفيد و سازنده خواهد بود. حضور مؤثر و فعال و يا عدم استقبال اولياء از کلاس‌هاي آموزش خانواده به شرايط و علل و امکانات متعددي بستگي دارد.
بر همين اساس اهميت اولياء با مدرسه در پيشرفت تحصيلي دانش آموزان هميشه و در همه به جا به عنوان يک اصل شناخته شده است. تحقيقات انجام شده ثابت کرده‌اند که فضاي فرهنگي و تربيتي خانه و معيارها و ارزش‌هايي که پدران و مادران در خانه برقرار مي‌کنند و برداشت‌هاي آنها از مدرسه و در نتيجه همکاري مستقيم با معلمان از جمله مهم‌ترين و قطعي‌ترين عوامل مؤثر در پيشرفت تحصيلي درسي، پرورشي و عاطفي دانش‌آموزان است. علماي تعليم و تربيت معتقدند که همکاري صحيح اولياء با مدرسه علاوه بر آنکه زمينه‌هاي حضور و مشارکت مردم در بخش آموزش و پرورش را فراهم مي‌آورد، بلکه بهره‌وري آموزشي و تربيتي ارتقاء يافته و از بروز ناهنجاري‌هاي تربيتي، رفتاري ميان عملکرد تربيتي بين خانه و مدرسه جلوگيري مي‌شود.6

اهداف پژوهش
هدف کلي: بررسي راههاي ارتقاء ارتباط اولياء با مدارس دوره راهنمايي دخترانه شهرستان گيلانغرب از ديدگاه معلمان و مديران در سال تحصيلي93-92
اهداف جزئي :
1- بررسي مهم ترين علل عدم همکاري اولياء بامدرسه
2- يافتن روشهاي مطلوب براي افزايش همکاري اولياء با مدرسه
3- بررسي موثرترين روش براي افزايش همکاري اولياء با مدرسه
4- بررسي مهم ترين وظايف اوليا در مقابل مدرسه
5- بررسي موثرترين راههاي گسترش ديدگاه مساعد اولياء نسبت به همکاري آنها
6- بررسي وشناسايي عوامل بازدارنده وموثر در عدم همکاري اوليا با مدرسه

فرضيه‌ها و پرسشهاي تحقيق
1- مهم ترين علل ميزان همکاري اولياء بامدرسه چيست؟
2- روشهاي مطلوب براي افزايش همکاري اوليا با مدرسه کدامند؟
3- با چه روشهايي مي توان اولياء را به همکاري با مدرسه علاقمند کرد؟
4- موثرترين راه افزايش علاقه مندي و همکاري اولياء بامدرسه کدامند؟
5- مهم ترين وظايف اوليا در مقابل مدرسه کدامند ؟
6- موثرترين روش گسترش ديدگاه مساعد اولياء به همکاري آنها با مدارس کدامند؟

تعريف اصطلاحات
اوليا : پدران ومادران دانش آموزان هستند که مربيان آموزشگاه توقع دارند آنها ارتباط تنگاتنگي را با مدرسه داشته باشند
همکاري : کوششي براي بدست آوردن نتايج يکسان وهمانند يا تامين منافع به وسيله ي با هم کار کردن7
عدم همکاري: اگر اولياء و مربيان را در زمينه هاي آموزشي، پرورشي،خدماتي، درسي و ….ياري نکنند اين خود نوعي عدم همکاري است که نتايج بس زيانباري دارد.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

خانواده : خاندان ، اهل خانه ، اهل البيت ، دودمان8

آموزش : عمل ياد دادن وآموختن9 وجرياني که افراد در آن مهارت وطرزگرايش هاي مناسب را جهت ايفاي نقش خاص مي آموزند.
آموزش خانواده: منظور از آموزش خانواده آن است که مسئولين مدرسه با کمک اعضاي انجمن جلساتي جهت بالا بردن آگاهي و علم اولياء در جهت مساعدت مدرسه در موارد آموزشي، پرورشي درسي، خدماتي ، تشکيل دهند.
انجمن اولياءو مربيان: موسسه اي است عظيم ، با وسعت و گستردگي سراسر نقاط کشور بگونه اي که هر جا مدرسه اي باشد انجمن در آنجا حضور دارد .هيئت منتخبي است از پدران و مادران دانش آموزان و مربيان همان مدرسه که با تفاهم و صميميت درزمينه تحقق اهداف انجمن بر طبق اساسنامه، فعاليت و همکاري مي کنند.10
اولياء : پدران و مادران دانش آموزان هستند که مربيان آموزشگاه توقع دارند آنها ارتباط تنگاتنگي را با مدرسه داشته باشند.

فصل دوم
پيشينه نظري و عملي پژوهش

الف : پيشينه نظري پژوهش :
تربيت کودک بايد با هماهنگي همه جانبه مربيان انجام پذيرد و در اين راستا پدر، مادر، معلم و مدير و مربي، مشاوره و… بايد با هماهنگي هم به کار تربيت بپردازند، به گونه اي که کودک احساس کند با يک موجود واحد مواجه است و هر يک از اين افراد به مثابه اندامهاي آن فرد واحدند. خانم زهرا بازرگاني در مورد پيوند خانه و مدرسه و همکاري اولياء با مدرسه مي گويد: يکي از روشهاي مبارزه با افت تحصيلي، پيوند خانه و مدرسه و ايجاد رابطه موثر بين اولياء و مربيان است مطالعه فراواني که طي دو دهه اخير در کشورهاي اروپايي غربي و به خصوص در کانادا در مورد اثر بخشي کار معلمان صورت گرفته نشان مي دهد که اکثر معلمان براي اين حرفه مشکل و متنوع که جامعه از يک معلم انتظار دارد آماده نيستند و مراکز تربيت معلم و دوره هاي آموزشي ضمن خدمت آنان را براي پاسخگويي به نيازهاي کودکان بخصوص دانش آموزان از طبقات اجتماعي غير مرفه مردم آماده نمي سازد.
تاريخچه ارتباط و همکاري اولياء و مربيان
بعد از انقلاب صنعتي دردنياي غرب مادران و پدران همگي جذب کار در کارخانه ها و شرکتها شدند طبعاً بازار مدرسه و مکتب رواج بيشتري پيدا کرد و در کنار کارگاههاي مهد کودک‌ها و در سطح شهرها، پرورشگاهها پديد آمدند اما مسئله نابساماني خانواده ها ناشي از کار و اشتغال والدين بود که موجب آلودگي و گرفتاري برخي از کودکان و انحراف لغزش ها آنها را فراهم کرد.
اولياء امور، والدين و مربيان تدريجاً دريافتند که رابطه اي بين رفتارهاي غير منتظره کودکان و نوجوانان و نابساماني خانواده هاست. لذا تصميم گرفتند که مشکلات موجود را و همکاري پدران و مادران و اولياي مدرسه را به گونه اي حل نمايند و اين خود انگيزه اي براي تأسيس انجمن هاي اولياء و مربيان درغرب بود. در اوايل قرن 20 برخي از مدارس اروپايي کلاسهايي ترتيب دارند که يکي از شرايط ثبت نام و پذيرفتن شاگردان، شرکت والدين آنها در جلسه هاي مدرسه و حداقل هر دو هفته يکبار يا دو ساعت بود.
بدين ترتيب شرکت و توجه والدين آنها در جلسه ها به امر خانواده نظارت و کنترل مستمر فرزندان در امر تربيت معطوف و نتايج نسبتاً ارزنده اي هم حاصل شد. بعدها که در جوامع ديگر مدارس جديد تاسيس شد با الگوگيري ازآن موسسات سعي کردند اهتمامي به آموزش اولياء نشان داده و موسساتي تحت عنوان مدرسه اولياء همکاري اولياء و مربيان، انجمن خانه و مدرسه و… پديد آورند که اين امر در کشور ما نيز کم و بيش با همان شيوه تاسيس شد.
به استثنا شواهد و مدارک موجود انديشه شکل گيري و به طور رسيدن “انجمن هاي خانه و مدرسه” براي نخستين بار در سال 1326 شمسي عملي گرديد و در آن سال بنابر مصوبات “شوراي عالي فرهنگ، شهرها وظايفي براي انجمن ها نوشته شد. اما همانگونه که از شکلي عاريتي اين انجمنها پيدا بود تشکيل آنها رابطه تربيتي و انعکاس مسائل خانه به مدرسه و متقابلاً مدرسه به خانه غلبه داشت11
اهميت و ضرورت ارتباط اولياء و مربيان و مدرسه
تاثير پذيري فرزندان از عناصر موجود در سيستم اجتماعي به خصوص مدرسه، جامعه و خانواده به يک بررسي جامع و گسترده نياز دارد. در هر جامعه اي انديشه ها، امکانات و نهادها در خور توجهي وجود دارند که هماهنگي آنها مي تواند متضمن سلامت فکر و اخلاق و رفتارهاي نسل جوان باشد. مراکزي از قبيل مراکز فرهنگي، هنري، ورزشي جايگاه هاي معتبري در تربيت فرزندان تلقي مي گردد. مدرسه همانند خانواده مي تواند عادات مطلوب را در دانش آموزان ايجاد کند. وزارت آموزش و پرورش با توجه به مسئوليت سنگيني که عهده داراست و بموجب آن بايد هزينه و امکانات لازم را براي تحصيل ميليون ها دانش آموز فراهم کند و به سادگي نمي تواند به تنهايي پاسخگوي مسائل مربوط به نيازهاي تمام دانش آموزان باشد.
هر خانواده داراي دو عضو موثر تربيتي و آموزشي به نام پدر و مادر است که سلامت و تعادل و استحکام اين نهاد متضمن قوام و اعتدال جامعه نيز ميباشد.
بديهي است هر چند فضاي تربيتي و معنوي خانواده غني تر باشد نهاد خانواده مي تواند در جهت بارور کردن زندگي فرزندان موثر واقع گردد.
مديران حاذق و ماهر مواجه مهارت هاي انساني به ادراکي وقتي در اداره امور مدرسه، تامين احتياجات واحد تحت سرپرستي رسيدگي به مشکلات دانش آموزان و تحقق اهداف واحد آموزش خود، بر اساس طرح هاي مختلف از توانمنديهاي همکاري و همياري به خوبي بهره مي گيرند و باور دارند که تعليم و تربيت کودکان امري دشوار و سنگين است وانجام اين مهم به نحو مطلوب همسويي وهماهنگي بين دو نهاد خانواده ومدرسه را مي طلبد.
اهميت تعليم وتربيت
تعليم و تربيت عبارت است از تحويل و انتقال سرمايه تمدن از نسلي به نسل ديگر که خود موجب تراکم تمدن مي باشد. اصل مهم تربيتي از نظردکترهوشيار اصل رفتار ميباشد.
اصول تربيت از نظر وي قواعد کلي که راهنماي عمل مربيان در حل مسائل کار تربيتي از اصول تبعيت مي کند. خصوصيات اصل اين مي باشد که کشف کردني مي باشد نه وضع کردني يعني يک يا چند نفر مي توانند دور هم جمع شوند و با مذاکره و تبادل نظر اصولي براي تعليم و تربيت وضع نمايند.
“دورکهايم” تربيت را عبارت از عملي مي داند که نسل بالغ در باره نسلي که هنوز براي زندگي اجتماعي قادر نيست معمول مي دارد. هدف تربيت اين است که در خردسالان بعضي حالات جسماني و عضلاني و اخلاقي را ترقي دهند و آنها را براي زندگي در جامعه سياسي و در محيط مربوط به خود ايشان مهيا سازند12
در بيان اهميت تعليم و تربيت همين بس که تحقق گوهر آدمي منوط به آن است مراقبتهايي که تحت عنوان تعليم و تربيت در مورد آدمي اعمال مي شود، شرط رسيدن آدمي به مرحله کمال است. نوزاد آدمي هر چند آدميزاد است آدم نيست.
بشر تنها با تعليم و تربيت آدم تواند شد. چنانچه مشمول تربيت صحيح واقع شود فرشته خويي گردد و اگر از تربيت صحيح بي بهره ماند، نه تنها استعدادها و امکانات بالقوه اش به هدر مي رود بلکه به اغلب احتمال به قهقرا مي رود و به مرتبه بهائم بل فروتر از آن تنزل پيدا ميکند.
غزالي مي نويسد:
در نوزاد در حقيقت خود طلب بايد کرد تا خود چه چيزي و از کجا آمدي و کجا خواهي رفت و اندر اين منزلگاه به چه کار آمده اي تو را بهر چه آورده اند و سعادت تو چيست و در چيست شقاوت تو چيست و در چيست؟


پاسخ دهید