4-2 تفسير داده ها……………………………………………………………………………………………42
4-2-1 فرضيه اول …………………………………………………………………………………………42
4-2-2 فرضيه دوم …………………………………………………………………………………………..25
4-2-3 فرضيه سوم ……………………………………………………………………………………26
4-2-4فرضيه چهارم ……………………………………………………………………………………….. 28
4-2-5فرضيه پنجم …………………………………………………………………………………………..29
4-2-6 فرضيه ششم ………………………………………………………………………………………….30
4-2- 7 فرضيه هفتم …………………………………………………………………………………………31
4-2-8 فرضيه هشتم …………………………………………………………………………………………32
4-2-9 فرضيه نهم ……………………………………………………………………………………………34
4-2-10فرضيه دهم ………………………………………………………………………………………….35
فصل پنجم : بحث و نتيجه گيري
5-1 مقدمه……………………………………………………………………………………………………. 41
5-2 بحث و تفسير نتايج ……………………………………………………………………………………..41
5-3نتيجه گيري ………………………………………………………………………………………………45
5-4 پيشنهادات برخاسته از تحقيق ………………………………………………………………………… 45
5-5 پيشنهادات براي تحقيقات بعدي……………………………………………………………………….. 46
منابع و مآخذ ………………………………………………………………………………………………….47
چکيده انگليسي 52………………………………………………………………………..
فهرست جدول ها
عنوان صفحه
4-1 جدول………………………………………………………………………………………………. 24
4-2 جدول………………………………………………………………………………………………25.
4-3جدول………………………………………………………………………………………………..26
4- 4جدول……………………………………………………………………………………………….28
4-5 جدول……………………………………………………………………………………………….29
4-6 جدول……………………………………………………………………………………………….30
4-7 جدول……………………………………………………………………………………………….31
4-8 جدول……………………………………………………………………………………………….33
4-9 جدول……………………………………………………………………………………………….34
4-10جدول………………………………………………………………………………………………35
4-11جدول………………………………………………………………………………………………37
4-12جدول……………………………………………………………………………………….37
فهرست نمودارها
عنوان صفحه
4-1 نمودار………………………………………………………………………………………………….38
4-2نمودار……………………………………………………………………………………………39
چکيده
هدف مطالعه حاضر تعيين تاثير تمرين استقامتي و مکمل سازي عصاره آبي دانه شنبليله بر سطوح ويسفاتين و واسپين در رت هاي نر ديابتي شده با استرپتوزوتوسين بود. مواد و روش ها : ديابت از طريق تزريق داخل صفاقي استرپتوزوتوسين (mg/kg60) به 96 رت نر نژاد ويستار(وزن 200-250 گرم و سن 12 هفته) ايجاد شد. رت ها به طور تصادفي به 8 گروه تقسيم شدند:گروه تمرين استقامتي و شنبليله با دوز g/kg74/1 (S-F1)،گروه تمرين استقامتي شنا (S)،گروه تمرين استقامتي و شنبليله با دوز g/kg 0/87 (2S-F)،گروه تمرين استقامتي شنا و گلي بنکلاميد(G-S)، گروه کنترل ديابتي (C)، گروه شنبليله با دوز g/kg 0/87(F1)، گروه شنبليله با دوز g/kg 1/74 (2F) وگروه گلي بنکلاميد(G). تمرين استقامتي به صورت شناکردن به مدت 6 هفته ، هفته اي 5 روز و روزي 1 ساعت در يک تانک آب انجام شد. در هر وعده داروي گلي بنکلاميد ، عصاره شنبليله و محلول سالين به صورت خوراکي و با استفاده از روش گاواژ به آزمودني ها خورانده شد. يافته ها : نتايج نشان داد که ترکيب تمرين استقامتي و عصاره آبي دانه شنبليله با دوز g/kg 1/74 بر سطوح ويسفاتين پلاسما کاهش معني دار دارد ولي ترکيب تمرين استقامتي و عصاره آبي دانه شنبليله با دوز g/kg 1/74بر سطوح ويسفاتين پلاسما اثر معني دار نداشت.
نتيجه گيري: با توجه به نتايج ارائه شده در اين پژوهش که نشان داد که تمرين استقامتي شناکردن و عصاره شنبليله بر کاهش ويسفاتين موثر است پس مي توان گفت که تمرين استقامتي و گياه شنبليله احتمالاً مي توانند بعنوان پيشگيري يا روش درمان براي بيماري ديابت مطرح شوند.
واژگان کليدي : ديابت مليتوس ، تمرين استقامتي ، شنبليله ، ويسفاتين ، واسپين

1- 1مقدمه
چاقي يک اختلال در حال رشد سريع در کشورهاي صنعتي است که با مقاومت به انسولين ، نقص چربي،ديابت مليتوس نوع 2 و فشار خون زياد همراه است ((Seeger & Et al,2008,247-251.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

ديابت مليتوس يک بيماري متابوليکي سيستميک است و با افزايش قند خون مشخص مي شود Et al,2010,1883-1892) & Rao) و منجر به نقص در ترشح انسولين ، مقاومت به انسولين يا هر دو مي شود Zaheer Baquer & Et al , 2011,1-21)).
در سال 2000، 8 /2 درصد جمعيت در سراسر دنيا از اين بيماري رنج مي بردند و ممکن است تا سال 2025 از 4/5 درصد عبور کند ( M.Upendra & Et al ,2010,1883-1892). بر طبق گزارش سازمان بهداشت جهاني، در سال 2000، صد و پنجاه ميليون نفربالاي سن 20 سال با ديابت زندگي مي کردند و آنها پيش بيني کردند که در سال 2025 ، سيصد ميليون نفر با اين شرايط زندگي خواهند کرد. انتظار مي رود اين افزايش 42 درصد در کشورهاي توسعه يافته و70 درصد در کشورهاي در حال توسعه باشد. ديابت مليتوس فقط يک بيماري نيست بلکه به شکل هاي مختلف نمايان مي شود و عوارضي دارد که مي تواند هر سيستمي در بدن را تحت تاثير قرار دهد. ديابت و عوارض همراه با آن از قبيل تصلب شرائين و بيماري قلبي عروقي دلايل اصلي مرگ و ميرهستند134-138) A.Bawadi & Et al ,2009,). بدليل اينکه يکي از منابع تامين انرژي بدن گلوکز است ، خون هميشه مقداري گلوکز در داخل خود دارد. اما مقدار زياد گلوکز در خون براي سلامتي خوب نيست. بدن انسان هميشه بيشتر غذاهايي را که مي خورد به گلوکز تبديل مي کند.خون گلوکز را به سلولها در سراسر بدن منتقل مي کند.گلوکز به انسولين براي رفتن به درون سلولهاي بدن نياز دارد.انسولين هورموني است که در پانکراس ساخته مي شود. پانکراس انسولين را به داخل خون آزاد مي کند.انسولين کمک مي کند که گلوکز از خون به داخل سلولهاي بدن برود. اگر بدن انسان به انداره کافي انسولين نسازد يا انسولين به درستي کار نکند،گلوکز نمي تواند به داخل سلولها انتقال يابد،بنابراين در داخل خون باقي مي ماند و اين باعث مي شود که سطح گلوکز خون بالا برود و فرد مبتلا به ديابت شود (Hui, Tang & W Go,2009,1-19). بعضي علايم ديابت شامل: تکرر ادرار ، تشنگي بيش از اندازه ، گرسنگي خيلي زياد،کاهش وزن غير عادي ،افزايش خستگي ،تحريک پذيري ، تاربيني و تکرار عفونت ها مي باشد,2005,111-134) Bastaki). اگر ديابت کنترل نشود مي تواند منجر به نابينايي، بيماري قلبي ،اختلالات کليوي، قطع عضو (براي مثال برداشتن پا يا انگشت شصت پا) و آسيب عصب شود (Hui , Tang & W Go,2009,1-19). از طرف ديگر مشخص شده است که ويسفاتين از انسولين تقليد مي کند و در چاقي و ديابت نوع 2 بالا مي رود (Sun & Et al,2007,399-404). اين هورمون اديپوکايني است که به تازگي کشف شده است و در بافت چربي احشايي بيان مي شود. گذشته از بيان در بافت چربي ، ويسفاتين همچنين در نوتروفيل هاي خون محيطي به محض تحريک توسط فاکتورهاي التهابي از قبيل فاکتور نکروز تومور- ? (? TNF-) بيان مي شودEt al , 2009,1) & Lambert). نتايج برخي مطالعات نشان مي دهد که ويسفاتين ممکن است در متابوليسم چربي در مردان جوان سالم نقش ايفا کند (Sun & Et al,2007,399-404). بنابراين يافتن روشهاي خوب و ايمن تر براي کاهش اين هورمون در افراد چاق و بخصوص افراد ديابتي ضروري مي باشد.
همچنين هورمون واسپين به عنوان يک اديپوکاين جديد درارتباط با چاقي و حساسيت به انسولين شناخته شده است ( Youn & Et al ,2008 ,247-251). در رت هايOLETF، بيان mRNA واسپين دربافت چربي احشايي با افزايش چربي بدن و سطح انسولين افزايش يافت.درمان با انسولين يا عامل حساس به انسولين، پيوگليتازون ، در رت هاي OLETF ميتواند سطح واسپين سرم را طبيعي کند. گزارش شده است که در نمونه هاي انساني غلظت mRNAواسپين سرم با غلظت گلوکز خون ، حساسيت به انسولين ، و شاخص توده بدني(BMI) يا درصد چربي بدن همراه است (Yin & Et al ,2009,2530-2533). زنان ديابتي با کنترل قندي خوب سطوح واسپين کمتري نسبت به کنترل هاي قندي ضعيف دارند. در رت هاي 1 OLETF، سطوح واسپين سرم در سني که چاقي و غلظت هاي انسولين پلاسما به اوج مي رسد ،به اوج رسيد. البته ، سطوح واسپين با بدتر شدن ديابت و از دست دادن وزن بدن کاهش يافت (Nese Ersoz & Et al,2009,16065-70). راه هاي مختلف براي درمان بيماري ديابت پيشنهاد و توصيه شده است. انواع مختلفي از داروهاي کاهنده قند خون وجود دارند.البته،بيشتر اين داروها ممکن است عوارض جانبي از قبيل : افت شديد قند خون،اسيدوز لاکتيک، آسيب سلول کبدي ،ناراحتي گوارشي، سردرد، سرگيجه و حتي مرگ ايجاد کند2009 ,1-19) , & Et al Hui).گلي بن کلاميد از خانواده سولفونيلوريا است و عوارض جانبي داروهاي اين خانواده شامل: افت شديد قند خون ، افزايش وزن (4-1کيلوگرم در طول 6 ماه)، واکنش هاي پوستي، به ندرت هيپوناترمي يا سطح پايين سديم در خون است (B?senberg &- van Zyl,2008,80-88). و علاوه بر اين در طول شش سال 44 درصد کارايي در بيماران از بين مي رودGupta &- chakraborty ,2011,74-80)).
متفورمين ،يک بيگوانيد، حساسيت به انسولين را افزايش و برون ده گلوکز کبدي را کاهش مي دهد و براي بيماران ديابتي چاق مفيد است بدليل اينکه سطوح زياد انسولين را کاهش مي دهد و به از دست دادن
وزن کمک مي کند) Albu &- Raja-Khan, 2003, 1-19). اما عوارض جانبي متفورمين شامل
حالت تهوع ، اسهال و اسيدوز لاکتيک است,80-88)2008B?senberg &- van Zyl). براي جلوگيري از اسيدوز لاکتيک متفورمين نبايد توسط بيماران ديابتي که بيماري شديد کبدي، کليوي يا قلبي دارند استفاده شود(,2003,1-19 Albu &- Raja-Khan). درمان با انسولين باعث ايجاد افت شديد قند خون و ديستروفي چربي در محل تزريق مي شود (Gupta &- chakraborty,2003,74-80 ). يکي از روش هاي ساده و بي خطر براي درمان ديابت استفاده از داروهاي گياهي است که عوارض اندکي دارد. شنبليله گياهي با کاربردهاي پزشکي سنتي در ديابت است است ( Vaez Mahdavi & Et al ,2008,59-63). شنبليله براي کاهش قند خون بعد از صرف غذا موثر است.بخش مناسب شنبليله دانه است. اجزاي فعال شامل تريگونلين ، 4 هيدروکسي ايزولوسين و سوتولن است . حدود 80 درصد محتوي کل آمينواسيددر دانه ها به صورت 4 هيدروکسي ايزولوسين موجود است که به نظر مي رسد به طور مستقيم انسولين را تحريک مي کند . اين اثر وابسته به گلوکز است و تنها در حضور غلظت هاي متوسط تا بالاي گلوکز اتفاق مي افتد,1-5) Klemens,2006). شنبليله گياهي است که در سرتاسر هند و مناطق خاصي از چين کشت مي شود. دانه هاي شنبليله به عنوان داروي گياهي در بسياري از نقاط دنيا براي اثرات ضد نفخ ، نيروبخشي و به عنوان داروي مقوي غرايز جنسي استفاده مي شود. گزارشات مختلف نشان داده اند که دانه هاي شنبليله مي توانند گلوکز خون و کلسترول را در افراد ديابتي نوع 1 و 2 و در حيوانات ديابتي آزمايشگاهي کاهش دهند& Et al ,2007,422-426) Wan-Li).
اثرات کاهندگي قند خون به مکانيسم هاي مختلفي نسبت داده شده است. درانسانها ، دانه هاي شنبليله اثرات کاهندگي قند خون را با تحريک ترشح انسولين وابسته به گلوکز از سلولهاي بتاي پانکراس و نيز توسط مهار کردن فعاليت هاي آلفا-آميلاز و سوکراز، دو آنزيم روده اي درگير در متابوليسم کربوهيدرات ، اعمال مي کنند & Et al,2003,20-27) Basch).
دانه هاي شنبليله حاوي مقدار زيادي فيبر (30 درصد فيبر محلول و 20 درصد فيبر نامحلول) است. نقش فيبر در کاهش گلوکز خون بيمار ديابتي به طور وسيعي مطالعه و ثابت شده است. بنابراين يکي از مکانيسم هاي ديگري که دانه هاي شنبليله سطح گلوکز خون را کاهش مي دهد ناشي از محتوي زياد فيبر محلول آن است که تخليه معده را به تاخير مي اندازد و در جذب گلوکز دخالت مي کند ( & Et al ,2009,134-138 A.Bawadi) . دانه هاي شنبليله همچنين تري گليسيريد سرم ، کلسترول کل ، کلسترول ليپوپروتئين با چگالي پايين را کاهش مي دهد. اين اثرات شايد ناشي از ساپوجنين ها باشد که دفع کلسترول صفراوي را افزايش مي دهد تا منجر به سطوح پايين تر کلسترول سرم شود.
اثر کاهندگي ليپيد شنبليله شايد مرتبط با قسمت استروژنيک آن باشدکه به طور غيرمستقيم هورمون تيروکسين تيروئيد را افزايش ميدهد ,20-27) & Et al ,2003 Basch). گزارش شده است که د انه هاي شنبليله مدر و ضد سرفه نيز مي باشند (Et al,2009,49-51 &Zargar ).
يکي ديگر از راه هاي مناسب کنترل قند خون انجام برنامه هاي فعاليت بدني است,1997,339-343) C. Jimenez). در مطالعاتي که به بررسي اثرات متابوليکي و اندوکرينولوژي ورزش پرداخته اند، نشان داده شده است که فعاليت جسماني مصرف گلوکز خون و اسيدهاي چرب آزاد را در عضلات افزايش مي دهد و سطوح گلوکز خون در بيماران ديابتي که به خوبي کنترل شده اند را کاهش مي دهد Etal,2003,314-320) & Sato). فوايد ورزش منظم براي ديابت شامل : A1Cپايين تر در کودکان و بزرگسالان مبتلا به ديابت نوع يک ،کاهش خطر ابتلا به بيماري هاي قلبي عروقي، افزايش فشار خون، سرطان کولون، چاقي و پوکي استخوان،افزايش اميد به زندگي، افزايش استقامت قلبي عروقي،تناسب عضله و انعطاف پذيري و افزايش حساسيت به انسولين کل بدن است (,27-302004 C. Riddell &-, A. Perkins). خطرات ورزش منظم براي ديابت شامل: افزايش قند خون،کاهش قند خون،آسيب عضلاني- اسکلتي،عارضه قلبي عروقي(آنژين صدري، سکته قلبي، بي نظمي قلبي،مرگ ناگهاني)، بدتر شدن اساسي آسيب شبکيه و آسيب کليه است,2004,27-30) C. Riddell &- A. Perkins). فعاليت هوازي منظم پروفايل ليپيدي خون، فشار خون و ضربان قلب استراحت، ترکيب بدني و کنترل قندي را افزايش مي دهد و کلسترول را نيز کاهش مي دهد.به علاوه ، به بيماران کمک مي کند تا وزن خود را کاهش دهند (,2007,130-3 Bronwyn). تمرين استقامتي به عنوان مناسب ترين شکل ورزش با بسياري اثرات متابوليکي مثبت از قبيل افزايش در پروفايل ليپيدي، کاهش چربي بدن و کاهش سطوح گلوکز خون همراه است . همچنين تمرين استقامتي در بهبود مقاومت به انسولين در بيماران ديابتي نوع 2 و افراد چاق غير ديابتي موثر به نظر مي آيد (Et al,2005,1527-1533 & Cauza). با توجه به موارد ياد شده فوق پژوهشگر در نظر دارد تا به مطالعه استفاده همزمان از دو عامل فعاليت ورزشي استقامتي و مصرف خوراکي عصاره شنبليله بر سطوح ويسفاتين و واسپين پلاسماي رت هاي ديابتي شده با استرپتوزوتوسين بپردازد.
1 – 2 بيان مسئله پژوهش
ديابت مليتوس يک بيماري متابوليکي سيستميک است و با افزايش قند خون مشخص مي شود al,2010,1883-1892) Et & Rao) و منجر به نقص در ترشح انسولين ، مقاومت به انسولين يا هر دو مي شود ((Zaheer Baquer & Et al ,2011,1-21.بر طبق گزارش سازمان بهداشت جهاني، در سال 2000، صد و پنجاه ميليون نفربالاي سن 20 سال با ديابت زندگي مي کردند و آنها پيش بيني کردند که در سال 2025 ، سيصد ميليون نفر با اين شرايط زندگي خواهند کرد. انتظار مي رود اين افزايش42 % در کشورهاي توسعه يافته و70%در کشورهاي در حال توسعه باشد (Et al ,2009 ,134-138 & A.Bawadi). اگر ديابت کنترل نشود مي تواند منجر به نابينايي، بيماري قلبي ،اختلالات کليوي، قطع عضو (براي مثال برداشتن پا يا انگشت شصت پا) و آسيب عصب شود (Hui , Tang & W Go,2009,1-19). داروهاي کاهنده قند خون سنتتيک (مثل گلي بنکلاميد) زيادي براي درمان ديابت وجود دارد البته اين داروها به طور عادي عوارض جانبي نظير تلقين به بيماران براي قطع دريافت دارو و پيشروي ديابت نوع 2 با عوارض حاد و مزمن بيشتر و حتي مرگ ايجاد مي کنند ( Et al ,2009,134-138& A.Bawadi). به اين دليل ، توانايي درمان بيماري در مراحل اوليه ، اما با عوارض جانبي کمتر و هزينه کمتر، بخصوص ناشي از اين عقيده که درمان هاي طبيعي باعث آسيب کمتر به موجود زنده مي شود کمک بزرگي به بيماران ديابتي مي کند (Et al ,2009,134-138 & A.Bawadi). با وجود اينکه متفورمين يکي از بهترين داروها براي درمان ديابت است،اما نبايد توسط افرادي که بيماري شديد کبدي ،کليوي و قلبي دارند استفاده شود (,2006, 505-528 Et al & Zargar). يکي از روش هاي ساده و بي خطر براي درمان ديابت استفاده از داروهاي گياهي است که عوارض اندکي دارد. شنبليله گياهي با کاربردهاي پزشکي سنتي در ديابت است (Et al ,2008 ,59-63 & Vaez Mahdavi). نتيجه يک مطالعه نشان داد که دانه هاي شنبليله مي توانند گلوکز خون و کلسترول را در افراد ديابتي نوع 1 و 2 و در حيوانات ديابتي آزمايشگاهي کاهش دهند( Et al , 2007,422-426& Wan-Li). تمرين استقامتي نيز به عنوان مناسب ترين شکل ورزش با بسياري اثرات متابوليکي مثبت از قبيل بهبود در پروفايل ليپيدي، کاهش چربي بدن و کاهش سطوح گلوکز خون همراه است . همچنين تمرين استقامتي در افزايش مقاومت به انسولين در بيماران ديابتي نوع 2 و افراد چاق غير ديابتي موثر به نظر مي آيد ( Et al , 2005 , 1527-1533& Cauza). اين فرض وجود دارد که ورزش و گياهان دارويي بتوانند جايگزين مناسبي براي درمان و پيشگيري اين بيماري در مقايسه با داروهاي شيميايي مورد استفاده باشد. با توجه اثرات سودمندي که شنبليله و همچنين تمرين استقامتي مي تواند بر پاسخ هاي هيپوگليسميک، هيپوليپيدميک، انسولين، پاسخ هاي سايتوکايني مؤثر بر درمان بيماري ديابت داشته باشد، و همچنين با توجه به اينکه استفاده از شيوه هاي درماني کنوني ممکن است با عوارض جانبي زيادي براي بيماران همراه باشد بنابراين اين پژوهش در پي پاسخ به سوالات زير طراحي و اجرا شد: عصاره آبي شنبليله بر سطوح هورمون هاي مترشحه از بافت چربي رت هاي ديابتي چه اثري دارد؟ تمرين استقامتي بر سطوح هورمون هاي ويسفاتين و واسپين که از بافت چربي رت هاي ديابتي ترشح مي شوند چه اثري دارد؟ آيا ترکيب تمرين استقامتي و مکمل سازي عصاره آبي دانه شنبليله بر سطوح هورمون هاي ويسفاتين و واسپين تاثيرگذار است؟ و ترکيب تمرين استقامتي و مکمل سازي عصاره آبي دانه شنبليله چه تفاوتي با اعمال هريک از آن ها به صورت مجرد دارد؟
1- 3 اهميت و ضرورت انجام پژوهش
با توجه به اينکه ديابت شيرين به عنوان يکي از پنج دليلي که باعث مرگ و ميردر جهان مي شود ، معرفي مي شود و از بين روش هاي درماني متعدد ، درمان با داروهاي گياهي براي اين بيماري بخشي از پزشکي سنتي براي ساليان دراز است. گياهان دارويي طبيعي براي درمان ديابت روي کاهش قند خون و کاهش اثرات زيان آور اين بيماري متمرکز مي شوند. پزشکي سنتي مشتق شده از گياهان دارويي توسط60 % جمعيت دنيا استفاده مي شود.اگرچه يافته هاي مختلفي براي کاهش اثرات بيماري ديابت و عوارض جانبي آن وجود دارد ،فرمولاسيون گياهي به علت عوارض جانبي کمتر و هزينه پايين تر ترجيح داده مي شوند.( Baby &- D.Jini , 2011, 352-376) ورزش منظم نيز به کنترل کردن قند خون که موجب کاهش خطر توسعه عوارض ديابت از قبيل آسيب عصبي و آسيب کليوي مي شود ، کمک مي کند Et al,2003,20-27)& Penny).
به همين منظور در اين پژوهش به بررسي ترکيب درازمدت فعاليت هوازي و گياهان دارويي (گياه شنبليله) بر متغيرهاي مهم و اثرگذار در درمان ديابت پرداخته مي شود که در صورت مثبت بودن نتايج اين پژوهش مي توان آن را به بيماران ديابتي و مراکز مربوط به درمان ديابت توصيه کرد. اميد است که نتايج اين پژوهش بتواند مشکلي از مشکلات جامعه پزشکي و بيماري ديابت که يک معضل بزرگي در جامعه کنوني مي باشد حل نمايد.
1 – 4 اهداف پژوهش
الف) هدف کلي
هدف کلي پژوهش حاضر عبارت است از :
يافتن اثر تمرين استقامتي و مکمل سازي عصاره آبي دانه شنبليله بر سطوح ويسفاتين و واسپين رت هاي ديابتي شده با STZ .
اهداف اختصاصي
1). يافتن تاثيريک دوره تمرين استقامتي بر سطوح ويسفاتين پلاسماي رت هاي ديابتي شده با .STZ
2). يافتن تاثير يک دوره تمرين استقامتي بر سطوح واسپين پلاسماي رت هاي ديابتي شده با .STZ
3). يافتن تاثير يک دوره مکمل سازي عصاره آبي دانه شنبليله با دوز 0.87 g/kg بر سطوح ويسفاتين پلاسماي رت هاي ديابتي شده با .STZ
4). يافتن تاثيريک دوره مکمل سازي عصاره آبي دانه شنبليله با دوز g/kg74/1 بر سطوح ويسفاتين پلاسماي رت هاي ديابتي شده با .STZ
5) يافتن تاثيريک دوره مکمل سازي عصاره آبي دانه شنبليله با دوز 0.87 g/kg بر سطوح واسپين پلاسماي رت هاي ديابتي شده با .STZ
6) يافتن تاثيريک دوره مکمل سازي عصاره آبي دانه شنبليله با دوز g/kg 1.74 بر سطوح واسپين پلاسماي رت هاي ديابتي شده با .STZ
7). يافتن تاثير ترکيب يک دوره تمرين استقامتي و مکمل سازي عصاره آبي دانه شنبليله با دوز 0.87 g/kg بر سطوح ويسفاتين پلاسماي رت هاي ديابتي شده با .STZ

8). يافتن تاثير ترکيب يک دوره تمرين استقامتي ومکمل سازي عصاره آبي دانه شنبليله با دوز g/kg74/1 بر سطوح ويسفاتين پلاسماي رت هاي ديابتي شده با.STZ
9). يافتن تاثير ترکيب يک دوره تمرين استقامتي ومکمل سازي عصاره آبي دانه شنبليله با دوز g/kg87/0 بر سطوح واسپين پلاسماي رت هاي ديابتي شده با.STZ
10). يافتن تاثير ترکيب يک دوره تمرين استقامتي ومکمل سازي عصاره آبي دانه شنبليله با دوز g/kg1.74 بر سطوح واسپين پلاسماي رت هاي ديابتي شده با .STZ
1- 5 فرضيه هاي پژوهش
1).يک دوره تمرين استقامتي بر سطوح ويسفاتين پلاسماي رت هاي ديابتي شده با استرپتوزوتوسين تاثير معني دار دارد.
2). يک دوره تمرين استقامتي بر سطوح واسپين پلاسماي رت هاي ديابتي شده با استرپتوزوتوسين تاثير
معني دار دارد.
3). يک دوره مکمل سازي عصاره آبي دانه شنبليله با دوز 0.87 g/kg بر سطوح ويسفاتين پلاسماي رت هاي ديابتي شده با استرپتوزوتوسين تاثير معني دار دارد.
4). يک دوره مکمل سازي عصاره آبي دانه شنبليله با دوز g/kg 1.74 بر سطوح ويسفاتين پلاسماي رت هاي ديابتي شده با استرپتوزوتوسين تاثير معني دار دارد.
5).يک دوره مکمل سازي عصاره آبي دانه شنبليله با دوز 0.87 g/kg بر سطوح واسپين پلاسماي رت هاي ديابتي شده با استرپتوزوتوسين تاثير معني دار دارد.
6). يک دوره مکمل سازي عصاره آبي دانه شنبليله با دوز g/kg 1.74 بر سطوح واسپين پلاسماي رت هاي ديابتي شده با استرپتوزوتوسين تاثير معني دار دارد.
7). ترکيب يک دوره تمرين استقامتي و عصاره آبي دانه شنبليله با دوز 0.87 g/kg بر سطوح ويسفاتين پلاسماي رت هاي ديابتي شده با استرپتوزوتوسين تاثير معني دار دارد.
8) ترکيب يک دوره تمرين استقامتي و عصاره آبي دانه شنبليله با دوز g/kg 1.74 بر سطوح ويسفاتين پلاسماي رت هاي ديابتي شده با استرپتوزوتوسين تاثير معني دار دارد.
9). ترکيب يک دوره تمرين استقامتي و عصاره آبي دانه شنبليله با دوز 0.87 g/kg بر سطوح واسپين پلاسماي رت هاي ديابتي شده با استرپتوزوتوسين تاثير معني دار دارد.
10). ترکيب يک دوره تمرين استقامتي و عصاره آبي دانه شنبليله با دوز g/kg 1.74بر سطوح واسپين پلاسماي رت هاي ديابتي شده با استرپتوزوتوسين تاثير معني دار دارد.
1- 6 محدوديت هاي پژوهش
با توجه به ديابتي بودن رت ها و احتمال مرگ و مير آنها که مي تواند براي پژوهش محدوديت ايجاد کند ما در گروه ها 16 رت اضافه يعني در هر گروه 2 رت اضافه قرار داديم.
1 – 7 تعريف واژه ها و اصطلاحات
تمرين استقامتي: تمرين هاي هستند که با فعال کردن سيستم انرژي هوازي موجب افزايش در اکسيژن مصرفي و افزايش سوخت و ساز چربي ها مي شود(Et al,2005,1527-1533 & Cauza).
شنبليله: گياهي است که ريشه، ساقه، برگ و دانه آن مي تواند داراي خواص دارويي باشد
(Et al,2003,20-27& Basch).
ويسفاتين: ويسفاتين اديپوسايتوکايني است که در سال 2005 شناخته شده است و نام آن اين انديشه را نشان مي دهد که به طور برجسته توسط چربي احشايي توليد مي شود(Et al , 2012,68-74 & Safarzade). ويسفاتين اديپوکايني است که از انسولين تقليد مي کند و در چاقي و ديابت نوع 2 بالا مي رود. نتايج برخي مطالعات نشان مي دهد که ويسفاتين ممکن است در متابوليسم چربي در مردان جوان سالم نقش ايفا کند
( Et al,2007,399-404& Sun).
واسپين: به عنوان يک اديپوکاين جديد درارتباط با چاقي و حساسيت به انسولين شناخته شده است.در رت هايOLETF، بيان mRNA واسپين دربافت چربي احشايي با افزايش چربي بدن و سطح انسولين افزايش يافت. درمان با انسولين يا عامل حساس به انسولين، پيوگليتازون ، در رت هاي OLETF ميتواند سطح واسپين سرم را طبيعي کند. در انسان ها ،گزارش شده است که غلظت mRNAواسپين سرم با غلظت گلوکز خون ، حساسيت به انسولين ، و شاخص توده بدني(BMI) يا درصد چربي بدن همراه است
(Et al ,2008 ,59-63& Vaez Mahdavi).
2- 1 مقدمه
با توجه به عنوان پژوهش حاضر که تاثير يک دوره تمرين استقامتي و مکمل سازي عصاره آبي دانه شنبليله بر سطوح ويسفاتين و واسپين در رت هاي نر ديابتي شده با STZ است در اين فصل بحث هايي در مورد بيماري ديابت، تمرين استقامتي، شنبليله، ويسفاتين و واسپين ارائه شده و به نتايج بعضي از پژوهش هايي که در اين زمينه در داخل و خارج از کشور انجام شده است ، اشاره مي شود.
2 – 2 مباني نظري پژوهش
شنبليله با نام علمي Trigonella foenum-graceum يکي از قديمي ترين گياهان دارويي است. منشا آن در هند و آفريقاي شمالي است. شنبليله گياهي يکساله است که ارتفاع آن تا 61 سانتي متر مي رسد. برگ ها و دانه هاي آن که در غلاف هاي دراز بالغ مي شوند ، براي تهيه عصاره ها يا پودرها براي مصرف دارويي استفاده مي شوند . مکتوبات به جا مانده نشان مي دهد در مصر باستان شنبليله براي خوشبو کردن و موميايي کردن استفاده مي شده است. در مصر امروزي ، شنبليله هنوز به عنوان مکملي در آرد گندم و ذرت براي درست کردن نان استفاده مي شود. در رم باستان ، شنبليله جهت تسهيل زايمان استفاده مي شده است. در طب سنتي چين ، دانه هاي شنبليله به عنوان نيروزا و نيز درمان براي ضعف و ورم پاها ، استفاده مي شود ,20-27) & Et al ,2003 Basch). طبق مطالعات انجام شده اثرات آنتي اکسيداني ، ضد سرطاني ، ضد زخم ،ضد ميکروبي ، ضد چاقي ، کاهندگي کلسترول و همچنين اثر حفاظتي شنبليله در مقابل افزايش شديد قند خون در بيماران ديابتي گزارش شده است (Et al,2009,134-138 & A.Bawadi). فعاليت جسماني براي کنترل ديابت نوع 2 اهميت دارد. تمرين هوازي سبک ( راه رفتن ، جاگينگ يا دوچرخه سواري) يا تمرين مقاومتي (وزنه برداري) ، مقدار هموگلوبين گليکوزيله A1C را حدود 0.6? کاهش مي دهند. مقدار هموگلوبين A1C ميانگين غلظت گلوکز پلاسما را بعد از 2 تا 3 ماه بيان مي کند . 1درصد کاهش در مقدار هموگلوبين A1C با 15 تا 20 درصد کاهش در پيشامدهاي قلبي عروقي بزرگ و با 37 درصد کاهش در عوارض عروقي کوچک همراه است(Et al,2007,357-369 & Sigal). در بيشتر مطالعات منفعتي از تمرين براي ديابت نوع 1 حاصل نشد بدليل اينکه امکان دارد فرد مبتلا به ديابت نوع 1 در يک تلاش براي جلوگيري از هيپوگليسمي کربوهيدرات اضافي مصرف کند . همچنين در ديابت نوع يک ،هيپوگليسمي اغلب در حين تمرين سبک تا متوسط اتفاق مي افتد به غير از اينکه دوز انسولين کم مي شود يا کربوهيدرات اضافي مصرف مي شود. با اين وجود افراد ديابتي نوع يک که به طور منظم ورزش مي کنند مرگ و مير کمتري در مقايسه با همتايان بي تحرک خود داشته اند. به دلايل روانشناختي و اجتماعي ، فعاليت جسماني به دليل اينکه بيشتر بيماران ديابتي نوع 1 جوان تر از همتايان نوع 2 خود هستند، مطلوب وخوشايند است (Bastaki,2005,111-134).
ويسفاتين اديپوکاين شناخته شده جديدي است که از چربي احشايي انسان و موش ترشح مي شود(Et al,2011,4-7& Naz).
ويسفاتين توسط چربي احشايي توليد مي شود و بلوغ سلول B را ارتقا مي بخشد و مانع از مرگ برنامه ريزي شده سلولي (آپوپتوزيس) نوتروفيل مي شود. مطالعات اخير اشاره مي کند که شرکت ويسفاتين در بيماري زايي نفروپاتي ديابتي (DN) در مطالعات تجربي درون بافتي(In vivo) و آزمايشگاهي(In vitro) نشان داده است که ويسفاتين توسط سلولهاي کليوي (پودوسيت ها ، سلول هاي مزانژيال و سلول هاي توبولار پروگزيمال) توليد مي شود و حيوانات ديابتي سطوح بالاتري از اين اديپوسايتوکاين توليد مي کنند(Et al ,2012,7-18& Luis-Rodr?guez). ويسفاتين که در گذشته به فاکتور افزايش دهنده کلوني پيش سلول B (PBEF) معروف بود ، عملکردي نيز در سيستم ايمني دارد که به عنوان فاکتور رشد براي سلول هاي B اوليه توصيف مي شود(Et al , 2012,24-31& Alinejad) و همچنين عمل نيکوتين آميد فسفوريبوزيل ترانسفراز را نشان مي دهد(Et al,2010,169-173 & Kami?ska).
ويسفاتين از فعاليت انسولين از طريق محل اتصال مشخص روي گيرنده انسولين تقليد مي کند (Etal,2006,548-549& Dominik). در واقع رسپتور انسولين را توسط اتصال به محل متفاوتي از انسولين فعال مي کند .فعاليت هاي شبه انسوليني ويسفاتين شامل کاهش برداشت گلوکز توسط سلولهاي حساس به انسولين(اديپوسيت ها و ميوسيت ها)و مهار آزاد سازي گلوکز توسط سلولهاي کبدي است. ويسفاتين توسط سلولهاي مغز استخوان، لنفوسيت هاي فعال شده ، سلولهاي کبدي و سلولهاي عضله اسکلتي سنتز مي شود البته فوکوهارا وهمکاران کشف کردند که بزرگترين منبع ويسفاتين بافت چربي احشايي است (Et al,2010,169-173 & Kami?ska).
ويسفاتين مانند انسولين ، انتقال گلوکز و ليپوژنز را توسط اديپوسيت و ميوسيت افزايش مي دهد و توليد گلوکز توسط سلول کبدي را کاهش مي دهد (Et al,2011,4-7& Naz). بيان ويسفاتين در مدل هاي حيواني چاق افزايش مي يابد (Guzik, Mangalat& Korbut,2006,55-528).مدل حيواني سندرم متابوليک از اين فرضيه حمايت نکرده است که بيان ژن ويسفاتين در چاقي تنظيم رو به افزايش مي شود (Et al,2006,548-549& Dominik).


پاسخ دهید