PIOc: مجموعه تخريبي بد طبقه بندي شده، متشكل از زبانه‌ها و عدسي‌هاي متعدد از كنگلومراي با جورشدگي ضعيف و ماسه سنگي توفي، سست و كمتر تحكيم يافته است. اين مجموعه، گاه فرسايش هزار دره را از خود به نمايش گذاشته است. اين مجموعه به صورت دگرشيب بر روي واحد سنگي ميوسن Msm قرار گرفته است اين واحد سنگي كنگلومرا ستبر لايه 5/1 – 1 متر است و در چند نقطه مسير اتوبان رخنمون دارد. (فريدي و خدابنده، 1387)
2-5- آبرفت‌ها و رسوبات كواترنر
آبرفت‌هاي سطح شهر و دشت تبريز كه از تخريب و فرسايش ارتفاعات منطقه و رسوبات اطراف آن حاصل شده است، داراي دانه‌بندي متفاوتي در مناطق مختلف مي‌باشد. بخشي از آنها كه در نزديكي ارتفاعات قرار دارند، داراي دانه بندي درش، ولي در نواحي مركزي دشت، عمدتاً دانه ريز مي‌باشند.
ستبراي رسوبات آبرفتي از سمت ارتفاعات به مركز شهر افزوده مي‌گردد. بر اساس اطلاعات چاه‌هاي منطقه، در محدوده چهار راه آبرسان اين ضخامت به حدود 35 متر مي‌رسد، در صورتي كه در مركز شهر و نزديكي بازار ضخامت رسوبات آبرفت 75متر بوده كه به دو سمت شمال و جنوب از ضخامت آبرفت كاسته مي‌شود. اغلب شهرك‌هاي جديد شهر بروي واحدهاي قديمي‌تر بنا شده‌اند. (فريدي و خدابنده، 1389)
2-5- زمين شناسي ساختاري منطقه
گسل شمال تبريز مهمترين عنصر ساختاري در اين ورقه بوده و از لحاظ پويايي يكي از گسل‌هاي فعال آذربايجان است.
از ديدگاه زمين ساختي، گسل تبريز منطبق بر سامانه زمين درز برخوردي كمان – كمان نئوتتيس است. در امتداد اين زمين درز بخشي از كمان اروميه – دختر (تبريز – ساوه) با مجموعه ماگمايي البرز برخورد كرده است (1991 و Alavi)
به گفته ديگر در امتداد اين زمين درز بخشي از ليتوسفر اقيانوسي نئوتتيس همانند يك retra arc basin به زير خود قاره ايران فرو رانده و ناپديد شده است. دره‌هاي سعيد آباد چاي و آجي چاي در شرق روستاي اسكندر و غرب ونيار همچنين كوههاي ميشو كه همگي در سامانه گسل تبريز واقع هستند، رخنمون‌هايي از مجموعه افيوليتي آب داكت شده را به نمايش گذاشته‌اند. فراواني سنگ‌هاي آتش فشاني ائوسن در مجموعه وابسته به كمان ماگمايي البرز مي‌تواند در ارتباط با فرآيند فرو رانش ياد شده، در اوايل ترشيري و گسترده شدن اين فوران‌ها به كواترنري (دماوند، سبلان و آرارات) به ادامه فعاليت و ذوب بخشي تاخيري گوه استنوسفر نسبت داده مي‌شود.
گسل تبريز منطبق بر اين زمين درز است و بنابراين سطح ضعيف مهم پوسته در فلات اذربايجان را تعريف مي‌كند كه امروزه فعاليت آن جبران كننده بخش مهمي از ادامه حركات و دگر ريختي‌هاي پس از برخوردي بين اوراسيا و پليت غرب مي‌باشد. (فريدي و خدابنده، 1387)
اين گسل به طور كلي راستاي شمال باختري جنوب خاوري دارد. با اين حال نقشه برداري دقيق آن در پوشش رسوبي، نشانگر سامانه‌اي شكل يافته از تكه‌هاي با امتداد مشخص و مجزا بوده و شيب گسل نيز در قسمت‌هاي مختلف گسل متفاوت با بخش‌هاي مجاور مي‌باشد
.

شکل(1-5):جايگاه گسل تبريز در نقشه خاورميانه
اين گسل با توجه به اينكه متحمل دگر ريختي ترا فشارشي (transpressive) است، داراي جابجايي امتداد لغز همگرا مي‌باشد. اندازه گيري‌ها بروي سطوح حفظ شده در بلوك‌هاي سنگي طرفين گسل، جابجايي‌هاي راست گرد محض، معكوس محض و مورب لغز راست گرد معكوس را نشان مي‌دهند.شکل(1-6) (فريدي و خدابنده، 1387). گسل شمال تبريز (شكل1-5) مهمترين ساختار زمين شناسي در شمال باختري كشور است كه در طول فعاليت خود تاثيري زيادي در روند زمين شناسي، مورفولوژي و لرزه خيزي منطقه داشته است. در منابع با گزارش‌ها و نقشه‌هاي مختلف به اين گسل اشاره شده است. از جمله مي‌توان به نقشه‌هاي زمين شناسي منطقه (1:250000 و 1:100000 و 1:25000) ، نقشه سايزموتكتونيك ايران (Barberian,1976) و نقشه‌ گسل‌هاي فعال ايران اشاره كرد (hass amial.2003)
شکل (1-6): سطوح لغزش باساختهاي خطي – شکل (2-6): سطوح لغزش با ساختهاي افقي و شکل(3-6): سطوح لغزش با سوي برش راستگرد محض
منطقه تبريز از لحاظ گستره شدت زلزله در مقياس شدت مركالي، در محدوده با شدت VIII تا X قرار دارد. (شكل1-7). در مناطقي با اين شدت لرزه‌اي احتمال تخزيب سازه‌هاي سطحي بالا بوده، سطح زمين ترك برداشته و زمين‌هاي مستعد، دچار روانگرايي خواهند شد. (كرامر، 1378)

شکل(1-7) نقشه پهنه بندي خطرنسبي زمين
فهرست زلزله‌هاي تاريخي ثبت شده تبريز به نقل از بربريان (1983) در جدول(1-1) آورده شده است. مشاهده مي‌شود كه در گذشته چندين بار شهر تبريز به وسيله زلزله تخريب شده است. آخرين زلزله ويرانگر تبريز در سال 1780 ميلادي بوده كه از آن موقع تا بحال بيش از 230 سال سپري شده است. ولي اين امر دليل بر كم نشدن خطر زلزله نمي‌باشد. براي در نظر گرفتن ميزان خطر زلزله در هر نقطه معمولا از پارامتر شتاب مبناي طرح (DBE) استفاده مي‌شود كه معادل شتاب افقي است كه در طول عمر سازه حداكثر يك بار اتفاق مي‌افتد و در اثر آن سازه نبايد آسيبي ببيند. بطور معمول ميزان ريسك آن 50 درصد است (تركاشوند، 1385) آئين نامه طرح ساختمان ها در برابر زلزله، شهر تبريز را جزو مناطق با خطر نسبي خيلي زياد طبقه بندي كرده و شتاب مبناي طرح را 35/0g معرفي كرده است (تركاشوند، 1385)
بر اساس نقشه خطر لرزه‌اي ايران كه قسمتي از آن در (شكل1-8) نشان داده شده است، شتاب مبناي طرح (دوره بازگشت 75 ساله معادل 50 درصد احتمال وقوع در 50 سال) در منطقه مورد مطالعه، 35 درصد مقدار شتاب ثقل زمين يا g35/0 ارائه شده است. نتايج مطالعات با استفاده از ميكروترمورها مقدار g32/0 است (پژوهشگاه بين المللي زلزله شناسي، 1378)
2-6- زمين شناسي مهندسي رسوبات تبريز
شهر تبريز از شمال با رشته كوههاي شرقي – غربي عون ابن علي و از جنوب توسط بلندي‌هاي نه چندان مرتفع كه جنس آنها از رسوبات آبرفتي سخت شده و كنگلومرا است، محصور شده است. ارتفاعات شرقي – غربي مذكور باعث شده تا تبريز به صورت دشتي كشيده با امتداد شرقي – غربي در آيد. شيب كلي دشت و در نتيجه جهت زهكشي عمومي آبهاي سطحي و زيرزميني به سمت غرب است (سازمان زمين شناسي و اكتشافات معدني كشور، 1377)
آبرفت‌هاي سطح شهر و دشت تبريز كه از تخريب و فرسايش ارتفاعات منطقه و رسوبات اطراف آن حاصل شده است، داراي دانه بندي متفاوتي در مناطق مختلف مي‌باشد. بخشي از آنها كه در نزديكي ارتفاعات قرار دارند، داراي دانه بندي درشت، ولي در نواحي مركزي دشت، عمدتاً دانه ريز مي باشند (فريدي و خدابنده، 1387)
ستبراي رسوبات آبرفتي از سمت ارتفاعات به مركز شهر افزوده مي‌گردد. بر اساس اطلاعات چاههاي موجود در منطقه، ضخامت رسوبات آبرفتي كه عمدتاً از قلوه سنگ، ماسه و رس تشكيل گرديده است. در محدوده چهارراه آبرسان اين ضخامت به 35 متر مي‌رسد، در صورتي كه در مركز شهر و نزديكي بازار ضخامت رسوبات آبرفت 75 متر بوده كه به دو سمت شمال و جنوب از ضخامت آبرفت كاسته مي‌شود. اغلب شهرك‌هاي جديد شهر بر روي واحدهاي قديمي تر بنا شده‌اند (فريدي و خدابنده، 1387)
نتايج حفاري هاي اكتشافي نيز نشان مي‌دهد ضخامت آبرفت‌ها در قسمت مركزي دشت نيز بيشتر از حاشيه آن است. شيب عمومي منطقه از سوي ارتفاعات به جانب مركز دشت محور آجي چاي و در نهايت به سمت غرب و اراضي پست حاشيه درياچه اروميه مي‌باشد. ضخامت آبرفت در حاشيه‌ جاده تبريز به سردرود بين 15-10 متر ولي در قسمت مركزي دشت و اطراف رودخانه آجي چاي حدود 100 تا 120 متر مي باشد. (فريدي و خدابنده، 1387)
به طور كلي خاكهاي تبريز بر اساس مشاهدات و حفاري و نتايج آزمايش‌هاي صحرايي و آزمايشگاهي به دو گروه تقسيم مي‌گردد:
گروه 1 – رسوبات آبرفتي:
كه اين رسوبات بر اساس آزمايشات دانه بندي صورت گرفته، شامل دو بخش است
الف) رسوبات درشت دانه (كه بيشتر در قسمتهاي مركزي شهر ديده مي‌شود)
ب) رسوبات دانه ريز (كه بيشتر در قسمت‌هاي غربي شهر ديده مي‌شود.
گروه 2 – لايه‌هاي سنگي
اين گروه شامل لايه‌هاي سنگ مارن، رس سنگ و سيلتستون است كه بيشتر در قسمت‌هاي شمالي شهر و در اعماق پايين تر واقع شده است. سنگ بستر تبريز در بيشتر نقاط شهر از نوع سنگ مارن و به رنگ خاكستري مي‌باشد (آزمايشگاه فني و مكانيك خاك، 1383)
2-7- نوع زمين در مناطق مختلف تبريز
در تعيين نوع ساختگاه به لحاظ ويژگي‌هاي لرزه‌اي آن، سه آئين نامه مهم، آيين نامه طرح ساختمان‌ها در برابر زلزله آئين نامه 2800، آيين نامه برنامه ملي كاهش خطرپذيري زلزله آمريكا (nation erth hazard reductionNEHRP)و آيين نامه قوانين طراحي سازه‌هاي مهندسي (uniform bulding cod -UBC-1997) وجود دارد. در آيين نامه 2800 مطابق زمين ساختگاه بر اساس سرعت انتشار امواج برشي و نيز نوع سنگ و خاك به چهار دسته اصلي تقسيم بندي مي‌شود. در آيين نامه NEHRP و آيين نامه UBC-97 نيز طبقه بندي مذكور بر اساس امواج برشي، مشخصات كيفي مصالح و نتايج برخي از آزمايشات صحرايي و آزمايشگاهي انجام مي‌گيرد.
نوع زمين در نقاط مورد آزمايش تبريز بر اساس آيين نامه 2800، در رده‌هاي IIو III بر اساس آيين نامه برنامه ملي كاهش خطرپذيري زلزله آمريكا NEHRP در رده‌هاي B,D,C و آيين نامه قوانين طراحي سازه مهندسي UBC-97 در رده‌هاي SB,SD,SC مي‌باشد.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

جدول(2-3)- آيين نامه 2800
جدول(2-4) – آيين نامه NEHRP
جدول (2-5) – آيين نامه UBC-97
2-8- زمين شناسي ساختماني
شهر تبريز درزون البرز غربي قرار گرفته است و از رژيم تکنونيکي حاکم بر آن پيروي مي‌کند. تشکيل دشت تبريز و رسوبگذاري در آن و ايجاد ساختمان‌هاي تکنونيکي که اغلب به صورت شکستگي‌ها و گسلش تظاهر پيدا کرده ، پيرو همين سيستم مي‌باشد . دشت تبريز از شمال توسط کوههاي عون ابن علي و از جنوب توسط ارتفاعات آتشفشاني سهند و رسوبات پيرو کلاستيک مربوط به سهند احاطه شده است . عملکرد معکوس گسل شمال تبريز باشيب به سمت شمال باعث افتادگي قسمت جنوبي آن شده است . در اثر عملکرد ، در موازات بخش شمالي شکستگيهايي با جابه جايي نرمال در جنوب دشت ايجاد شده است . که حاصل آنها افتادگي گرابن مانندي با امتداد شرقي – غربي است. دشت فعلي که شهر تبريز روي آ ن قرار گرفته نتيجه اين افتادگي مي‌باشد.
شکل تصوير ماهواره‌اي شهر تبريز را نشان مي‌دهد.
در نتيجه اين افتادگي ادامه رسوبات ميومن و رسوبات پيرو کلاستيک شرق و جنوب شهر در اترازهاي ارتغاعي پايين تر مشاهده مي‌شوند . همچنين عملکرد فرسايشي ناشي از ورود رودخانه‌هاي بزرگ باعث رسوب مواد فرسايشي با ضخامت زياد در دشت شده‌اند . با توجه به سرچشمه رودها از جنوب و شرق دشت تبريز و کشيده بودن دشت به صورت شرقي – غربي با حرکت به سمت غرب انتظار کاهش اندازه ذرات وجود دارد. با توجه به فعاليت سيستم گسلي و زلزله‌هاي رخ داده در منطقه و مشاهده شکستگيها در رسوبات جوان منطقه از لحاظ تکنونيکي فعال مي‌باشد.
يکي از مهمترين کمربندهاي لرزه‌خيز دنيا، کمربند آلپ – هيماليا است که قسمتي از آن در ايران قرار گرفته است. آذربايجان نيز بر روي اين کمر بند واقع بوده و در گذشته زلزله‌هاي مخربي را تجربه کرده‌است . گسلهاي بزرگ و کوچک زيادي در منطقه وجود دارند که در اثر فعاليت آنها ممکن است زلزله‌هاي مخربي به بار آيد. همان گونه که در نقشه گسلهاي منطقه در شکل * نشان داده شده است در محل چند گسل بزرگ لرزه‌زا وجود دارد. البته گسلهاي کوچک متعددي در منطقه وجود دارد که از نظر ايجاد زلزله با اهميت نيستند.در حدفاصل شهرک باغميشه و شهرک مرزداران چين خوردگي و گسلهاي کوچک زيادي ديده مي‌شود که سبب چرخش لايه‌ها و شکستگي‌ها و جابه‌جايي لايه‌ها شده است. در شکل (1-9) تصاويري از اين گسلها و تغيير شيب لايه‌بيندي نشان داده‌شده است . براي تعيين دقيق موقعيت گسلها و چين‌ها و زونهاي برشي گسلها نياز به مطالعات زمين شناسسي و گسل شناسي ويژه‌ايي است.
عمق سطح ايستايي
بر اساس نقشه‌ها هم عمق سطح ايستايي، ميانگين عمق سطح آب زيرزميني در شهرستان تبريز بين 5 تا 40 متر در تغيير است، لذا وجود آب در رسوبات و در اين عمق تاثيري در ميزان تشديد يا كاهش انرژي زلزله و تغيير در شتاب زلزله در سطح زمين مي‌تواند داشته باشد. اين اختلاف شديد سطح تراز آبهاي زيرزميني در ارتباط با ضخامت و جنس رسوبات، تغيير توپوگرافي سطحي در نقاط مختلف و عملكرد احتمالي گسلها در دشت و سطح شهر تبريز مي‌باشد كه در مورد اخير (عملكرد گسلها) نياز به بررسي هاي دقيق‌تر مي‌باشد .
2-9- موقعيت جغرافيايي و ژئومورفولوژي محدوده مورد مطالعه (شهرک باغميشه)
شهرک باغميشه در استان آذربايجان شرقي و در شهرستان تبريز واقع در بخش 9 شهر تبريز و در منطقه شمال تبريز قرار گرفته است. شهرک باغميشه واقع در ارتفاعات شمالي تبريز و در منطقه مشرف به ارتفاعات عون ابن علي از دامنه‌هاي کوههاي سهند و به ارتفاع حدود 1250 متر از سطح درياهاي آزاد هست.
اين قسمت از دشت تبريز يک فرو نشست فشاري بوده که از بخش جنوب شرق و شرق محتمل راندگي طبقات رسوبي نئوژن بر روي خود مي‌باشد بنابر اين محدوده مورد مطالعه بر روي دشت تبريز و راستاي گسلهاي فشاري مي‌باشند . در حال حاضر رائومورفولوژي طبيعي اين منطقه دست خوش فعاليتهاي بشري قرار گرفته و به لحاظ مسطحي خاکبرداريها و خاکريزيها و ساخت وساز دچار تغييراتي شده است.

زمين شناسي عمومي منطقه (شهرک باغميشه)
منطقه مورد مطالعه از نظر تقسيمات زمين شناسي جزء ناحيه کوهستاني ايران تقسيم بندي شده است. اين ناحيه از سمت شمال به رشته کوههاي البرز و از جنوب غربي به رشته کوههاي زاگرس محدود مي‌شود.
بطور کلي شهر تبريز روي رسوبات دوران سوم و چهارم زمين شناسي بنا گرديده که در شهرک باغميشه رسوبات دوران چهارم قابل مشاهده است. اين رسوبات عمدتاً درشت دانه بوده و از فرسايش ارتفاعات جانبي که ارتفاعات کوههاي سهند که از رشته کوههاي البرز مي‌باشدو در اثر جريانات آب حاصل شده حوزه اين نهشته در نهايت به حوزه رسوب گذاري درياچه اورميه پيوسته و رسوبات آن بر روي نهشته‌هاي درياچه‌اي ته نشين گرديده است. نهشته‌ها کواترنر بشکل پادگانه‌هاي افقي و يا کج شده و بر روي رسوبات پليوس و يا چين خوردگي‌هايي قديمي در ارتفاعات قرار دارند که منطقه مورد مطالعه در مناطق مرتفع تر قرار گرفته است. ساختار اصلي در محدوده مورد مطالعه تناوبي از شن و ماسه همراه با قلوه سنگ مي‌باشد که مربوط به دوران ميوسن مي‌باشد. اين ساختار در منطقه مورد مطالعه بعضاً داراي شکستگيهاي حاصل از فعاليتهاي تکنونيکي مي‌باشدو عمدتاً شن و ماسه متراکم بستر اصلي منطقه را تشکيل مي‌دهد. به لحاظ چينه انتظار مي‌رود عمق اين لايه بيشتر از 100 متر بوده و ضخامت آن با حرکت به سمت جنوب به تدريج کاهش مي‌يابد.
محدوده طرح در شمال تبريز و درشهرک باغميشه و در حد فاصل ارتفاعات عون ابن علي و تپه‌ مامور (ماي ان) واقع شده است. ارتفاعات عون ابن علي از نظر چينه شناسي متعلق به نهشته‌هاي قاره‌اي سازند سرخ بالايي (U.K.F) بوده و سن اين نهشته‌ها ميوسن تاپليوس پاييني است.(شکل1-9)
عنوان سازند قرمز فوقاني (Upper Red Formation) نخستين توسط گاستر (1955) به سري طبقات تخريبي قرمز رنگ که بر روي سنگهاي آهکي سازند قم قرار گرفته بودند، اطلاق شد. سازند قرمز فوقاني به لحاظ اينکه محتوي فسيلي نداشته و يا فسيل در آن بسيار کمياب مي‌باشد و از نظر ذخاير معدني نيز چندان مورد توجه نبوده ، لذا مطالعات زمين شناسي دقيقي بر روي آن انجام نشده است.
شکل(9-1):طبقات سرخ فوقاني در شمال تبريز(نگاه به غرب)
ريبن (1935) سن تورتونين – سارماسين را به اين طبقات نسبت داد و همچنين در سال (1966) مرز بالايي اين سازند را به طبقات منسوب به پليوسن محدود کرد. لاسمي (1369) محيط رودخانه‌اي مازندري منتهي به پلايا را به بخش مياني اين سازند جنسيت داد. فري (1955) ضخامت اين طبقات را در ناحيه تبريز حدود 2 يا 3 هزار متر برآورد کرد. سحابي و محسني (1373) در طي مطالعه کاني سازي اورانيوم در رسوبات نيوژن حوضه آجي‌چاي تبريز، بخش‌هايي از طبقات قرمز فوقاني را از نظر پتوگرافي، ظرفيت و الگو سازي اورانيوم مورد توجه قراردادند.
با وجود اينکه مقطع تيپ مشخصي براي اين سازند مشخص نشده است ولي بهرحال نام سازند سرخ بالايي براي اولين بار به برونزهاي وسيع در تپه‌هاي اطراف دشت قم و در تاقديس‌هاي البرز و راجه اطلاق گرديد.
زمين شناسي شرکت تفت اين سازند را به دو بخش M1و M2تقسيم کرده‌اند. ابائي و همکاران(1964) اين سازند را به سه بخش M1 (دو هزار ماسه سنگ ژيپس دار، شيل و سيليستون قرمز رنگ تيره) M2 (دو هزار متر ماسه سنگ حفره دار) و بلاخره M3 (200 تا 500 متر مارن و سيلستون ژيپش دار زرد کمرن/ با ميان لايه‌هايي از ماسه سنگ آهکي نرم) تقسيم کردند. سازند سرخ فوقاني در محدوده وسيعي از استان آذربايجانشرقي گسترش دارد و تقاطعي از آن از جمله بهلول داغي، ورزقان، آجي‌چاي، نهند توسط معماري (1377) مورد مطالعه قرار گرفته است.
در مقطع آجي‌چاي اين نهشته از پايين به بالا شامل کنگلو موادي قرمز رنگ، مارن و سيلستون ژيپس دار، ماسه سنگ و مارنهاي سيلتي ژيپس دار و ماسه سنگ و مارن مي‌باشند که توسط کنگلو مراي پليوسن پوشيده مي‌شوند.
2-9-1- تشريح وضعيت لايه‌هاي خاک در محدوده مورد مطالعه
درشهرک باغميشه، نهشته‌ها شامل تناوبي از ماسه سنگ‌هاي ضخيم لايه با سيمان آهکي که با ميان لايه‌هايي از مارن سبز رنگ، سيلتسون قهوه‌اي تيره تا قرمز و مادستون‌هاي قرمز قهوه‌اي همراهي مي‌شوند.(شکل1-10)


پاسخ دهید