5-4 محدوديت ها …………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………71
منابع و مآخذ72
منابع فارسي72
منابع انگليسي72
پيوست………………………………………………………………………………………………………. 76
فهرست جداول
موضوع صفحه
جدول(4_1)توضيح جنسيت جمعيت موردمطالعه………………………………………………………………………………………..46
جدول (4_2)توضيح سطح تسهيلات جمعيت مورد طالعه…………………………………………………………………………….47
جدول(4_3)توضيح سن جمعيت مورد مطالعه ……………………………………………………………………………………………48
جدول (4_4)توضيح سابقه کار جمعيت مورد طالعه…………………………………………………………………………………….49
جدول(4_5)توضيح سمت کاري جمعيت مورد مطالعه…………………………………………………………………………………..50
جدول(4_6)آماره هاي توصيفي متغير هاي تحقيق………………………………………………………………………………………51
جدول(4_7)همبستگي عملکرد مالي و پيش بيني در محيط آي تي……………………………………………………………..52
جدول(4_8)همبستگي عملکرد مالي و برنامه ريزي فروش در محيط آي تي…………………………………………………53
جدول(4_9)همبستگي عملکرد مالي و برنامه ريزي توليد در محيط آي تي…………………………………………………..54
جدول (4_10)همبستگي عملکرد مالي و برنامه ريزي مالي در محيط آي تي………………………………………………….55
جدول(4_11)همبشستگي عملکرد مالي و برنامه ريزي خريد در محيط آي تي……………………………………………….56
جدول (4_12)همبستگي و برنامه ريزي منابع انساني در محيط آي تي………………………………………………………….57
جدول(4_13)خلاصه مدل …………………………………………………………………………………………………………………………60
جدول(4_14)خلاصه تحليل واريانس(ANOVA)………………………………………………………………………………………….61
جدول(4_15) نحليل تي 1………………………………………………………………………………………………………………………….62
جدول(4_16) تحليل تي 2………………………………………………………………………………………………………………………..63
جدول(4_17) تحليل تي 3………………………………………………………………………………………………………………………..63
جدول(4_18) تحليل تي 4…………………………………………………………………………………………………………………………64
جدول(4_19) تحليل تي 5…………………………………………………………………………………………………………………………65

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

جدول(4_20) تحليل تي 6…………………………………………………………………………………………………………………………66
چکيده
امروزه فناوري اطلاعات به عامل مهمي در توسعه آينده صنعت خدمات مالي و خصوصا شرکت ها و کسب و کار هاي کوچک، تبديل شده است. تحولات تكنولوژي اطلاعات و ارتباطات به ميزان قابل توجهي به رشد و سود آوري موسسات مالي در سراسر جهان، كمك كرده است. تحقيق حاضر به بررسي تأثير فناوري اطلاعات بر عمکلرد مالي در کسب و کار هاي کوچک مي پردازد. در اين تحقيق با ابزار پرسشنامه نقش تعاملي فناوري اطلاعات بر عملکرد مالي در کسب و کار هاي کوچک محاسبه گرديده است. روش تحقيق توصيفي و پيمايشي و جامعه آماري شامل کليه کارمندان ; شرکت هاي کوچک ، روش نمونه گيري تصادفي ساده ، حجم جامعه 190 و تعداد نمونه 123 مي باشد . به منظور بررسي نقش تعاملي فناوري اطلاعات بر عملکر مالي ، از تحليل همبستگي ، جهت آزمون فرضيات تحقيق استفاده شده است.نتايج تحقيق بيانگر تأثير مثبت فناوري اطلاعات بر كاهش هزينه هاي عملياتي و عملکرد مالي مي باشد.
واژگان کليدي : عملکرد مالي ، فناوري اطلاعات ، تکنولوژي ، منابع انساني
فصل اول
کليات تحقيق

1-1 مقدمه
پيچيده شدن محيط پيرامون سازمان ها، افزايش تنوع درتوليد، گسترش خدمات، افزايش دانش مشتريان وحق انتخاب آنها از محصولات/ خدمات ازيک سو و رشد سريع تکنولوژي و به تبع آن امکان دستيابي سريع به اطلاعات، پردازش، ذخيره سازي، بازيابي و بکارگيري اطلاعات درزمان مناسب موجب ظهور مفاهيم نويني در دنياي مديريت گشته است. ” فناوري اطلاعات ” با هدف بهبود فرآيند تصميم گيري مديران بر عملکرد هاي مالي وبا تکيه بر تکنولوژي اطلاعات مي تواند به عنوان ابزاري جهت بهره گيري مناسب ازاطلاعات وافزايش ارزش آفريني بلند مدت مشتري براي سازمان استفاده گردد.
فناوري اطلاعات طبقه اي گسترده از برنامه هاي کاربردي و فناوري هاي گردآوري، دستيابي و تحليل حجم انبوهي از داده ها جهت اخذ تصميمات تجاري مؤثر توسط سازمان است. يک فناوري کسب وکار بطور کلي شامل قوانين مدلسازي، طبقه بندي داده ها، انبار داده و فرآيندهاي تجزيه وتحليل آنلاين مي باشد. پس زمينه و هدف بنيادين فناوري در کسب وکار بهره برداري ژرف از حجم انبوهي از داده ها جهت ايجاد مزيت رقابتي براي سازمان مي باشد. (وانگ و وانگ، 2008 : 623)
براي اينکه سازمان ها قادر به واکنش سريع در برابر تغييرات بازار باشند، نياز به سيستم هاي اطلاعات مديريتي دارند که بتوانند از سازمان و محيط آن تحليل هاي علت ومعلولي مختلف انجام دهند. سيستم هاي هوشمندي کسب وکار ابزاري را فراهم مي کنند که براساس آن نيازهاي اطلاعاتي سازمان به شکل مناسبي پاسخ داده شود. وظايف اصلي که توسط سيستم هاي فناوري اطلاعات مورد توجه قرار مي گيرد، شامل: شناسايي هوشمندانه داده هاي اطلاعاتي، گرد آوري آنها و تحليل چند بعدي داده هايي است که از منابع اطلاعاتي مختلف به دست آمده است. اين سيستم ها، داده هاي مربوط به سيستم هاي اطلاعاتي درون سازماني را با داده هايي که از محيط سازمان بدست مي آيد، گرد آوري مي کنند. ( اولژاک و زيمبا، 2007 : 136)
از آنجا که مطالعات اخير فناوري اطلاعات را يک الزام براي موفقيت معرفي مي کند، در پژوهش حاضر کوشش شده است پس از شرح و بيان مساله پژوهشي، ضرورت و اهميت تحقيق ارائه خواهد شد. سپس اهداف، فرضيه ها و سوالات پژوهش مطرح مي گردد. در ادامه مدل مفهومي تحقيق ارائه مي گردد. درنهايت نيز پس از معرفي کلي روش تحقيق مورد استفاده، تعريف عملياتي واژگان کليدي پژوهش بيان خواهد شد.
1-2 تشريح و بيان مسئله پژوهش
امروزه سازمانها درمحيط رقابتي خود ملزم به پاسخگويي سريع به نيازهاي ذي نفعان مي باشند و بايد بتوانند با بهره گيري از ابزارهاي نوين فرآيند تصميم گيري را سرعت ببخشند. براي تصميم گيري درمرحله نخست نيازبه اطلاعات به شکل هاي مختلف وبا اعتبار بالا است وپس ازآن توانايي تحليل آنها حائزاهميت است. بطور منطقي اطلاعات بايد از سيستم هاي اطلاعاتي که درسطوح مختلف سازمان طراحي و بکارگرفته مي شود تامين گردد، که دراين رابطه مشکل اصلي پراکندگي داده ها و عدم يکپارچگي سيستم هاي اطلاعاتي است.
داده هاي عملکردي با استفاده از ابزارهاي تحليلي بگونه اي در اختيار برنامه ريزان قرار گرفته مي شود که بتوانند تصميماتي چند بعدي در فضاي رقابتي موجود اتخاذ نمايند. هدف از آن در اختيار قرار دادن اطلاعات صحيح، بموقع و با کيفيت براي فرآيند تصميم گيري مي باشد . فناوري در کسب وکار به منظور درک توانمندي هاي موجود، روندهاي مدرن، راهنماي عملکرد آتي در بازار، استفاده بهينه از فناوري هاي جديد، شناخت بهتر محيط پيرامون سازمان و عملکرد بهتر در برابر رقبا استفاده مي شود. (نگاش، 2004 : 177)
درحالي که رقابت جهاني در حال گسترش مي باشد ، روش هاي تصميم گيري قديمي ديگر نيازمندي سازمانها را برطرف نمي کند. سازمان ها بايد استفاده خوبي از ابزارهاي الکترونيکي جهت استخراج اطلاعات از حجم زياد داده داشته باشند. آموزش و فناوري اطلاعات يک وسيله قابل استفاده توسط سازمان ها جهت جمع آوري و تحليل داده ها و اطلاعات ساختار يافته و بدون ساختار است مي توان با استفاده از فناوري اطلاعات مدرن و هوشمندي کسب وکار قسمت عمده اي از داده که در پروسه عمليات روزانه توليد مي شود را جمع کرد و به اطلاعات و دانش تبديل کرد تا از حدس و گمان در سازمان جلوگيري کند. فناوري اطلاعات تبديل به ابزاري شده است که سازمان را در سمت برتر رقابت قرار خواهد داد. ( لين و همکاران، 2009 : 4136)
فناوري اطلاعات رويکردي نوين در کسب وکار ومعماري سازمان است که دسترسي سريع به داده ها وتحليل آنها را براساس نيازهاي کاربران امکان پذير مي سازد. هوش تجاري مجموعه اي از نرم افزارها و روش ها مي باشد جهت تجزيه وتحليل اطلاعات ذخيره شده در مخزن داده ها، افزايش قدرت تحليل و جمع بندي آنها مي باشد .
ارزش سيستم هاي هوش تجاري در تجارت بطورعمده براين واقعيت دلالت دارد که چنين سيستم هايي،اطلاعاتي را ارائه مي دهند که ممکن است به عنوان پايه اي براي ايجاد تغييرات اساسي دريک سازمان خاص بکار روند. ازجمله مي توان به برقراري زمينه هاي جديدي براي همکاري، کسب مشتريان جديد، شناسايي بازارهاي جديد و ارائه محصولات جديد براي مشتريان اشاره کرد که همگي بيانگر ارزش واهميت رويکرد جديد فناوري اطلاعات است .
يک روش براي توسعه موفقيت آميز يک پروژه هوش تجاري، شناسايي و درنظرگرفتن عواملي است که اصطلاحا عوامل بحراني موفقيت ناميده مي شود.(رکارد و دلونگ 1998 )1
شناسايي عوامل بحراني موفقيت براي هر سازمان يا پروژه اي براي به موفقيت رساندن آن ضروري و لازم است.
اين تحقيق به بررسي رابطه بين فناوري اطلاعات بر عملکرد مالي در کسب و کار هاي کوچک مي پردازد. مي توان تجزيه و تحليل و فناوري اطلاعات را يکي از ابزار هاي کليدي در فرآيند فناوري اطلاعات در نظر گرفت .
با اين وجود ، حضور فناوري اطلاعات نه پيشرفت و ايجاد دانش را تضمين مي کند نه کاربرد علم و گسترش آن را . علاوه بر اينها فناوري اطلاعات ، محيط شغلي و فرهنگ که گسترش و يادگيري پيوسته را تشويق مي کند بايد به وسيل? مديريت ايجاد و حفظ شود .
در زمين? مديريت دانش ، مزيت هاي فناوري اطلاعات با وجود محيطي مناسب براي شرکت و گرايش انساني بسيار تأثير پذير مي باشد . در مجموع اين مسأله به تعهد کارمندان براي اجراي فرآيندهاي علمي بستگي دارد . بنابراين ، فرهنگي که در آن يادگيري مرسوم است نيازمند به يک محيط داخلي مي باشد که فرآيند داخلي را افزايش مي دهد . (جمع آوري داده ها ، توزيع ، تفسير ، فعاليت و تفسير) و استفاده از ابزارهاي خاصي را تشويق مي کنند، بايد بهبود بخشيده شود .
عليرغم شعار پيش بيني شد? شکست ها در مديريت اطلاعات ، شواهدي از تأثير مثبت آن بر آموزش عملکرد مالي وجود دارد . شماري کارهاي تجربي انجام شده است اما همچنان عدم وجود شواهد تجربي در تجارت هاي کوچک احساس مي شود . تحقيقات مديريت علمي به شرکت هاي بزرگ اطلاق شده است . با اين وجود ، تجارت هاي کوچک احتمالاً با ساختار سازمان و فرهنگ ممکن است نوآوري دانش ايجاد مي شود . با اين وجود ، ويژگي هاي ساختاري آنها و کمبود منابع ممکن است از دست آوري به کارآمدي رقابتي پايدار از اين نوآوري ها را ممانعت کند . بنابراين ، مديريت اطلاعاتي موفق تغيير ، ظرفيت نوآوري ، تجاري کوچک به عملکرد پايدار بالاتر را ممکن مي سازد . بنابراين در اين تحقيق با استفاده از روش پيمايشي رابطه فناوري اطلاعات که يکي از مهمترين فاکتورهاي موفقيت سازمان مي باشد ، با عملکرد مالي بررسي شود.
1-3 اهميت پژوهش
امروزه با تولد فناوري هاي نوين در سطوح مختلف سخت افزاري و نرم افزاري و بويژه تکنولوژي هاي هوشمند به مانند سيستم هاي پردازش تحليلي برخط و سيستم هاي فعال کسب وکار، کمتر مديري استفاده از اين تکنولوژي ها را فراموش مي کند به شکلي که جهت گيري به سوي فناوري اطلاعات در هر بنگاه و هر زنجيره تاميني به عنوان استراتژي اصلي مديران در عصر حاضر تلقي مي شود. ( صفري و بابازاده سنگر، 1390 : 25)
درسال هاي اخير سازمانها به دنبال بکارگيري سيستم هاي اطلاعاتي کارا واثربخشي هستند که بتواند به عنوان يک ابزار براي سازمان، مزيت رقابتي کسب کند. درهمين راستا تحقيقات زيادي انجام شده و بسياري ازصاحب نظران برآن هستند که پياده سازي سيستم هاي مالي مي تواند در کاهش هزينه ها، افزايش کارايي ورقابت پذيري سازمان، ازطريق يکپارچه سازي اطلاعات داخل وخارج موسسه، تحليل وتفسير داده ها وتبديل آنها به اطلاعات ارزشمند براي تصميم گيري ها بصورت جدي تاثيرگذار باشند.
دردنياي امروز فناوري ها در کسب و کار هاي کوچک و بزرگ حوزه اي بسيار پويا و مورد توجه بوده وسازمانهايي که ازآن بي بهره يا کم بهره باشند، بخشي از انعطاف خود را ازدست مي دهند. اين سازمان ها هر روزه به واسطه عدم ارائه داده هاي به موقع و نامتناقص به ذينفعاني که به آن نيازدارند، ازوضعيت هوش کسب وکار سازمان وعوامل کليدي موفقيت که از آن بي خبرند بايد اطلاع پيدا کند و در غير اين صورت نمي توان همگام با رشد جهاني شوند و نيز حرکتي که نيازمند برنامه ريزي براي بهبود سيستم هاي سازمان را دارد، داشته باشد .
فناوري فردي: به نرم افزارهاي تجاري گفته مي شود که فرد از آنها استفاده مي کند و مي تواند جدا از تکنولوژي هاي جمعي و شراکتي در نظر گرفته شود که در آن اخبار داده ها ، اطلاعات و دانش را با يکديگر در ميان مي گذارند.
تکنولوژي فردي مي تواند ازطريق استفاده از نرم افزارهاي تجاري اندازه گيري شود دراين مطالع? تجربي ، از نرم افزار تجاري مورد نظر ، شامل برنامه ريزي توليد ، مديريت موجودي ، سرمايه گذاري و حسابداري ، مديريت شغلي ، سيستم هاي تصميم گيرنده ، ايجاد و پشتيباني از وب سايت ها ، شبيه سازي فرآيندهاي تجاري و ابزارهاي مهندسي نرم افزار استفاده مي شود. اين کاربردها با توصيف مدير از مزيت هاي فناوري اطلاعات مطابقت دارد تکنولوژي فردي با خودکار شدن فرآيندهاي کاري مشخص مي شود .
يادگيري فردي و آموزش فرآيندي آگاه يا ناخودآگاه است که در آن دانش ضمني و يا صريح به وسيل? شخص از طريق تفسير و درک اطلاعات ايجاد مي شود . در نتيجه اين سطح يادگيري ، مهارت هاي فردي و رفتاري اصلاح خواهد شد . براي اين محققان بر اين باورند که يادگيري فردي با رابط? بين آنچه فرد مي تواند انجام دهد (توانايي) و آنچه او مي خواهد انجام دهد (انگيزه) و آنچه آنها بايد انجام دهند (تمرکز) رابطه وجود دارد .
در اين سطح ، درک اجتماعي اشتراکي به محصولات سازماني ، سيستم ها ، ساختارها و رويکردها و استراتژي برگردانده مي شود .
نتايج نشان داد که يادگيري فردي همراه با فناوري اطلاعات فردي و اجتماعي تأثير مثبت و چشمگيري بر آموزش عملکرد هاي مالي دارد . از طرف ديگر ، برخلاف ، تکنولوژي فردي و جمعي ، يادگيري سازماني و فردي تأثير مثبت و چشمگيري بر عملکرد مالي را نشان مي دهد . بنابراين ، فناوري اطلاعات تأثير چشمگيري (معناداري) بر نتايج دارد تنها زمانيکه در زمينه هاي مناسب يادگيري قرار گيرد . تجارت هاي کوچک در بخش هاي مختلف با سطوح دانش بسيار با نسبت بيشتر و تناوب بيشتر از ابزارهاي فناوري و عملکردهاي يادگيري سازماني استفاده مي کنند .
1-4 اهداف تحقيق
1-4-1 اهدف اصلي
هدف اصلي اين تحقيق : نقش تعاملي فناوري اطلاعات بر عملکرد مالي در کسب و کارهاي کوچک است.
1-4-2 اهداف فرعي
1- بررسي رابطه پيش بيني در محيط IT و عملکرد مالي
2- بررسي رابطه برنامه ريزي فروش در محيط IT و عملکرد مالي
3- بررسي رابطه برنامه ريزي توليد در محيط IT و عملکرد مالي
4- بررسي رابطه برنامه ريزي مالي در محيط IT و عملکرد مالي
5- بررسي رابطه برنامه ريزي خريد در محيط IT و عملکرد مالي
6- بررسي رابطه برنامه ريزي و منابع انساني در محيط IT و عملکرد مالي
1-5 سوالات پژوهش
1-5-1 سوالات اصلي پژوهش
تا چه ميزان الگوي پيشنهادي عوامل کليدي فناوري اطلاعات بر عملکرد مالي مورد تاييد است؟
1-5-2 سوالات فرعي پژوهش
1- آيا بين پيش بيني در محيط I T و عملکرد مالي رابطه معني دار وجود دارد ؟
2- آيا بين پيش بيني در محيط IT و عملکرد مالي رابطه معني دار وجود دارد ؟
3- آيا بين برنامه ريزي فروش در محيط IT و عملکرد مالي رابطه معني دار وجود دارد؟
4- آيا بين برنامه ريزي توليد در محيط IT و عملکرد مالي رابطه معني دار وجود دارد؟
5- آيا بين برنامه ريزي مالي در محيط IT و عملکرد مالي رابطه معني دار وجود دارد؟
6- آيا بين برنامه ريزي خريد در محيط IT و عملکرد مالي رابطه معني دار وجود دارد؟
1-6 فرضيه هاي پژوهش
1-6-1 فرضيه اصلي پژوهش
1- الگوي عوامل کليدي موفقيت در فناوري اطلاعات بر عملکرد مالي در شرکت هاي کوچک شهرک صنعتي داراي برازش مناسب است.
1-6-2 فرضيه هاي فرعي پژوهش
1- بين پيش بيني در محيط IT و عملکرد مالي رابطه معني دار وجود دارد ؟
2- بين برنامه ريزي فروش در محيط IT و عملکرد مالي رابطه معني دار وجود دارد؟
3- بين برنامه ريزي توليد در محيط IT و عملکرد مالي رابطه معني دارد وجود دارد؟
4- بين برنامه ريزي مالي در محيط IT و عملکرد مالي رابطه معني دار وجود دارد؟
5- بين برنامه ريزي خريد در محيط IT و عملکرد مالي رابطه معني دار وجود دارد؟
6- بين برنامه ريزي و منابع انساني در محيط IT و عملکرد مالي رابطه معني دار وجود دارد؟
1-7 روش تحقيق
پژوهش حاضر از ديد روش و نوع گردآوري اطلاعات، از نوع پژوهش هاي توصيفي و پيمايشي، به لحاظ هدف، از نوع پژوهش هاي کاربردي، بر اساس زمان جمع آوري داده ها، از نوع پژوهش هاي مقطعي و از بعد نوع ارتباط بين متغيرها، به شيوه همبستگي انجام شده است.
جامعه آماري پژوهش ، شامل تمامي مديران و کارکنان رسمي و قراردادي شهرک صنعتي استان يزد و توابع است. براي جمع آوري اطلاعات مورد نياز از دو روش کتابخانه اي و ميداني استفاده شده است. ابزار اصلي گردآوري اطلاعات پرسشنامه بوده و داده هاي حاصل از توزيع پرسشنامه نيز، در دو بخش آمار توصيفي و آمار استنباطي، مورد تجزيه و تحليل قرار گرفته است.
1-8 قلمرو تحقيق
قلمروهاي سه گانه پژوهش حاضر به ترتيب در زير معرفي و تبيين شده اند :
قلمرو موضوعي اين تحقيق از جنبه موضوعي در قلمرو موضوع سيستم هاي اطلاعات مديريت است.و در پي نقش تعاملي عوامل کليدي فناوري اطلاعات و عملکرد مالي مي باشد .
قلمرو مکاني : پژوهش حاضر در بين تمامي مديران و کارکنان مالي شرکت هاي شهرک صنعتي يزد انجام شده است.
قلمرو زماني: پژوهش حاضر در زمان فعاليت کارمندان در شرکت با توجه به عملکرد اداري و مالي شرکت و استفاده از فناوري اطلاعات در حين انجام کار در زمستان سال 1392انجام شده است .
1-9 جامعه و نمونه آماري
جامعه آماري در اين تحقيق شامل کليه کارکنان شرکت هاي کوچک و روش نمونه گيري تصادفي ساده حجم جامعه مورد مطالعه 190 و تعداد نمونه 123 مي باشد .
1-10 روش گرد آوري و تجزيه و تحليل داده ها
در اين تحقيق کليه کارمندان و مديران شرکت هاي کوچک مد نظر مي باشد که به چندين رشته تقسيم مي شوند وبه صورت تصادفي يک رشته انتخاب و پس از آن با توجه به ليست شرکت هاي کوچک شهرک صنعتي يزد چند شرکت به طور تصادفي ساده انتخاب شد و سپس اين جانب (پژوهشگر) به شرکت هاي انتخاب شده رفته چندتا از واحد هاراانتخاب کرده به صورت چهره به چهره پرسشنامه را بين آنها پخش مي کنيم و پس از پاسخ گويي آن ها را جمع آوري شده است.
استان يزد شامل 111 کارمندان ارشد و 45 کارشناس و39نفرمدير(جمعا190)مي باشند.
1-11 تعريف واژگان تحقيق
عملکرد مالي : در زماني نه چندان دور، سازمانها در محيطي پايدار و باثبات به سر مي‌بردند.به تدريج تغييرات مربوط به علم وفناوري، اقتصاد، فرهنگ و سياست به سرعت سازمانها را تحت تاثير قرار داد.
عوامل کليدي موفقيت: ازنظر روکارت، عوامل کليدي موفقيت به معناي تعداد محدودي از حوزه هاي فعاليت است که عملکرد رقابتي موفقيت آميزي در پي خواهد داشت. (رکارد1979)2
درتعريف ديگري برونو و ليدکر اظهار مي دارند که عوامل کليدي موفقيت عبارتند از مشخصه ها، شرايط يا متغيرهايي که اگر درست مديريت شوند مي توانند اثر قابل ملاحظه اي بر موفقيت موضع رقابتي سازمان داشته باشند. (برانو و ليدچر1984)3
هوشمندي کسب وکار: شامل مجموعه اي از برنامه هاي کاربردي و تحليلي است که به استناد پايگاههاي داده عملياتي و تحليلي، به اخذ تصميم بهينه براي فعاليت هاي مديريتي مي پردازد.
هوش کسب وکار به فرآيند تبديل داده هاي خام به اطلاعات تجاري ومديريتي اطلاق مي گردد که به تصميم گيرندگان سازمان کمک مي کندتا تصميمات خود را بهتر و سريعتر گرفته و براساس اطلاعات صحيح، عمل نمايند.( لانکويس و پيرتيمکي2006)4
برنامه ريزي کسب وکار: برنامه‌ريزي فرآيندي است در تجهيز منابع سازمان و وحدت بخشيدن به تلاش‌هاي آن براي دست‌يابي به اهداف و رسالت بلندمدت با توجه به امكانات و محدوديت‌هاي دروني و بيروني.
در يك تعريف ديگر برنامه‌ريزي کسب وکار به معناي فرآيند بررسي موقعيت فعلي و مسير آينده‌ي سازمان يا جامعه، تنظيم اهداف، تدوين يك استراتژي براي تحقق آن اهداف و اندازه‌گيري نتايج است. (هيوز، مديريت دولتي نوين ص 205) .
کيفيت اطلاعات: کيفيت اطلاعات ارتباط تنگاتنگي با ارزش اطلاعات دارد. هنگام بازيابي کيفيت اطلاعات، نهايتاً عوامل زير تعيين کننده خواهند بود : (منبع: وب سايت تهيه و تنظيم:محمدرضا رزاق)5
* تناسب
اعتمادپذيري
اعتبار
معنابخشي در طول زمان
کامل بودن
دقت
زيبايي گرايي
به هنگام بودن
شايستگي کاربران: روان شناسان شايستگي را محرک، ويژگي يا مهارت برجسته تعريف کرده اند که منجر به عملکرد شغلي بهتر مي شود. مرابيل و ريچارد (1997) مي گويند که در انتخاب شايسته ترين ها بايد به توانايي ها، شاخص هاي رفتاري، باورها، ويژگي هاي شخصيتي، نگرشها و مهارت هاي افراد توجه شود. (عريضي ، 1384)
طبق تعريف ارائه شده توسط جامعه بين المللي عملکرد (ISPI) مجموعه دانش، مهارت و نگرش هايي که کارکنان را قادر مي سازد به صورتي اثربخش فعاليت هاي مربوط به شغل و يا عملکرد شغلي را طبق استانداردهاي مورد انتظار انجام دهند شايستگي ناميده مي شود.
متدولوژي سيستم: متدولوژي وسيله شناخت هر علم است. روش‌شناسي در مفهوم مطلق خود به روش‌هايي گفته مي‌شود که براي رسيدن به شناخت علمي از آن‌ها استفاده مي‌شود و روش‌شناسي هر علم نيز روش‌هاي مناسب و پذيرفته آن علم براي شناخت هنجارها و قواعد آن است.بنابراين براي انجام هر اموري بايد يک متدولوژي مشخص داشته باشيم. (ويکيپديا)6
فصل دوم
مباني نظري و ادبيات تحقيق
2-1 مقدمه
فناوري اطلاعات معمولاً به کليه فناوريهائي اشاره دارد که در پنج حوزه جمع آوري، ذخيره سازي، پردازش، انتقال و نمايش اطلاعات کاربرد دارند.دانش فناوري اطلاعات و رايانه و تکنولوژي با هم فرق مي‌کنند، البته در موارد زيادي با هم اشتراک دارند. اگر علم رايانه را مشابه مهندسي مکانيک بگيريم، فناوري اطلاعات مشابه صنعت حمل و نقل است. در صنعت حمل و نقل، خودرو و راه‌آهن و هواپيما و کشتي داريم.رويکردي تحليلي، تجاري و باريک بينانه به تکنولوژي‌هاي نوين اطلاعاتي دارد. ايشان با ايجاد اين رويکرد شکاف ميان طراحان نرم افزار و تحليل کنندگان سيستم و بازار هدف را حل کرده‌اند.
2-2 پيش بيني در محيط فناوري اطلاعات
چرا بايد فناوري را پيش‌بيني کرد؟ البته شايد اين پرسش ترجيحا به اين معني باشد که ما بين پيش‌بيني و عدم پيش‌بيني مختاريم؛ امااين‌گونه نيست, چرا که هر فرد، سازمان، يا ملتي که از تغييرات فناوري تاثير بپذيرد، هنگام تصميم‌گيري درباره تخصيص منابع، ناگزير با پيش‌بيني فناوري مواجه خواهد شد. شايد برخي ادعا کنند که به جاي پيش‌بيني عقلاني و تحليلي, گزينه‌هاي ديگري هم وجود دارند. حال با گزينه‌هايي که پيش رو داريم آشنا مي‌شويم: عدم پيش‌بيني: مي‌توان کورکورانه با آينده مواجه شود. به بيان ديگر از پيش‌بيني آينده پرهيز کرد و هيچ توجهي به پيامدهاي آتي تصميم‌ها نداشت. واضح است هر سازماني که چنين عمل کند بقا نخواهد يافت. حتي اگر محيط تغيير نکند، اکثر تصميم‌هاي اتخاذ شده اشتباه خواهند بود. چرا که طبيعتاً ثبات محيط را پيش‌بيني نکرده‌اند و اگر محيط به سرعت تغيير نکند، فاجعه‌ سريعتر روي خواهد داد, زيرا تصميمي که در کوتاه‌مدت درست است, شايد در درازمدت غلط از آب درآيد. اما در اکثر موارد، “عدم پيش‌بيني” در واقع به معناي پيش‌بيني تداوم يا تغييرات جزئي در وضعيت موجود است. بنابراين، زماني که تصميم‌گيرنده مي‌گويد به پيش‌بيني فناوري اعتقاد ندارد يا از آن استفاده نمي‌کند، در واقع مي‌خواهد بگويد که تصميم‌گيري او بر فرض ثبات فناوري استوار است. هر چه بادا باد:اين گزينه بيانگر نگرشي است که مي‌گويد آينده يک بازي کاملاً تصادفي است، و هيچ دليلي وجود ندارد که بخواهيم از قبل آن را پيش‌بيني کنيم. جاي ترديد است که هيچ تصميم‌گيرنده‌اي بخواهد زندگي شخصي خود را اين‌گونه اداره کند. حتي تصميم‌گيراني که مي‌گويند به اين نگرش اعتقاد دارند در روزهاي سرد و ابري احتمالاً باراني مي‌پوشند. بنابراين، وقتي آن‌ها وانمود مي‌کنند که در رابطه با تصميم‌هاي حرفه‌اي خود از اين نگرش برخوردارند، در واقع سعي دارند به اين بهانه از تفکر درباره نتايج پيش‌بيني طفره بروند.

روشن است هر تصميم‌گيرنده‌اي که واقعاً بر مبناي اين نگرش عمل کند, با مشکل مواجه خواهد شد. بويژه شايد دريابد که سازمان وي قادر نيست با سازمان‌هاي ديگري که از روشهاي عقلاني پيش‌بيني بهره مي‌برند, رقابت کند. لذا، سازمان‌هاي “هرچه بادا باد”, عمر کوتاهي خواهند داشت.:بسياري از سازمان‌ها تاريخچه درخشاني دارند. بقاي طولاني‌مدت آنها نشان مي‌دهد که اين سازمان‌ها به نحو صحيح عمل کرده‌اند. متأسفانه وقتي شرايط تغيير مي‌کند، احتمال کمي وجود دارد که سياست‌ها و تصميم‌هايي که در گذشته موفقيت‌آميز بوده‌اند, همچنان مناسب و اثربخش باقي بمانند. افتخار متعصبانه به گذشته‌ درخشان, با اين فرض که آينده درخشان را تضمين مي‌کند, قطعاً فاجعه‌بار خواهد بود. سازماني که به جاي آينده بر گذشته تمرکز کند, مسلماً به موزه تاريخ خواهد رفت. پيش‌بيني رو به بالا: در اين نگرش فرض مي‌شود که فناوري مانند کرکره مغازه، روي يک خط ثابت و فقط به سمت بالا حرکت مي‌کند. جوهره‌ي اين طرز برخورد را در گفته‌هاي متداولي چون “بالاتر، تندتر، دورتر” يا “هرچه بزرگتر بهتر” مي‌توان مشاهده کرد. در اينجا فرض مي‌شود که آينده همچون گذشته خواهد بود، فقط کمي بيشتر يا بهتر. هر چند اين ديدگاه وقوع تغييرات را تاييد مي‌کند، اما اين را تشخيص نمي‌دهد که علاوه بر مسير “بالا” مسيرهاي ديگري هم وجود دارد. شکي نيست که با ظهور يک رهيافت فني جايگزين، رهيافت قبلي متوقف شده يا به حاشيه مي‌رود. سازماني که به پيش‌بيني رو به بالا متکي باشد، دير يا زود غافلگير مي‌شود؛ زيرا تغييرات فناورانه‌اي که ناگهان آشکار مي‌شوند، آن را به خط پايان نزديک مي‌کنند.
فشردن دکمه بحران:نگرش “عمل در شرايط بحران” يعني آنقدر منتظر بمانيم تا مشکل موجود به بحران تبديل شود و سپس براي کاهش اثرات بحران تلاش کنيم. در درازمدت اين شيوه مانع پيشرفت سازمان در جهت تحقق اهداف خود مي‌شود و در بهترين حالت به معني حرکت کج و کوله و نه مستقيم به سمت هدف است. به علاوه، در اين نگرش فرض مي‌شود که وقتي بحران فرا برسد, وقت کافي براي واکنش اثربخش به آن وجود خواهد داشت. اگر در بحران خاصي اين فرض نادرست باشد، سازمان از بين خواهد رفت. به علاوه نگرش فشردن دکمه بحران اين واقعيت را ناديده مي‌گيرد که اگر روش پيش‌بيني مناسبي به‌کار گرفته شود مي‌توان از ظهور بحران‌ها جلوگيري کرد. هر چند مردم به چنين نگرشي معتادند, با اين حال نمي‌توان آن را جايگزين روش‌هاي عقلاني پيش‌بيني کرد. پيش‌بيني شهودي:اين نگرش نيز روش بديلي در برابر پيش‌بيني نيست، زيرا خود محتوي نوعي پيش‌بيني است. در واقع نگرش مذکور در نقطه مقابل روشهاي عقلاني، روشن و دقيق پيش‌بيني قرار مي‌گيرد. اين روش بدين ‌معني است که دنبال يک نابغه بگرديم ـ کسي که از توانايي برتر پيش‌بيني برخوردار باشد ـ و از او بخواهيم به‌طور شهودي آينده را پيش‌بيني کند. بسياري از اين گونه پيش‌بيني‌ها که در گذشته انجام شده اند, درست از آب درآمده‌اند . اما اين شيوه کم وکاستي‌هايي نيز دارد. رالف لنز ـ تحليلگر فناوري ـ درباره پيش‌بيني شهودي مي‌گويد که ياد دادن آن غيرممکن و يادگيري آن بسيار پرهزينه است و امکان بررسي آن توسط ديگران وجود ندارد. واضح است که هيچ راه مطمئن و سريعي براي يافتن چنين کسي وجود ندارد و به فرض که بتوان وي را پيدا کرد، امکان بررسي و ارزيابي پيش‌بيني او توسط ديگري وجود ندارد ـ حتي اگر فرد دوم هم نابغه باشد. شايد در برخي موارد هيچ راهي جز توسل به پيش‌بيني شهودي يک “نابغه” يا “کارشناس” وجود نداشته باشد، اما بايد دانست که در صورت وجود روش منطقي و روشن، اين روش‌ها ارجحيت بيشتري دارند.
هدف از بحث درباره جايگزين‌هاي “پيش‌بيني عقلاني” اين است که نشان دهيم واقعا چنين جايگزيني وجود ندارد. زيرا هر تصميم قطعا بر مبناي يک پيش‌بيني استوار است. فرد تصميم‌گيرنده بين پيش‌بيني يا عدم پيش‌بيني مختار نيست، بلکه فقط مي‌تواند انتخاب کند که آيا روش‌هاي عقلاني را به کار گيرد يا روش‌هاي شهودي و رجوع به ناخودآگاه يک فرد ديگر را. مزاياي استفاده از روش‌هاي عقلاني اين است که قابل آموزش و يادگيري هستند؛ و دستورالعمل‌هايي دارند که مي‌توان آنها را از طريق آموزش به ديگران ياد داد. حتي مي‌توان تضمين کرد که در برخي موارد, صرف‌نظر از اينکه چه کسي از آن‌ها استفاده مي‌کند، به جوابي يکتا مي‌رسند. پيش‌بيني‌اي را که بر پايه روش‌هاي صريح استوار باشد، ديگران مي‌توانند بررسي کرده و ببينند آيا در جريان کاربرد روش‌ها, در محاسبات، يا در اطلاعات استفاده شده اشتباهي رخ داده است يا نه. هـمچـنيـن در مقاطع بعدي مي‌توان پيش‌بيني را از نو مرور کرد و ديد که آيا هنوز قابل قبول است يا نه، اگر شرايط چنان تغيير کرده باشد که پيش‌بيني بي‌اعتبار شده باشد، مي‌توان طرح‌ها و برنامه‌هاي مبتني بر آن پيش‌بيني را نيز تغيير داد. اگر پيش‌بيني عقلاني و صريح نباشد، بعدها نمي‌توان آن را بازبيني کرد و از ادامه آن مطمئن شد. همچنين اين خطر وجود دارد که طرحهاي مبتني بر اين پيش‌بيني‌ها بدون تغيير باقي بمانند.

آيا پيش‌بيني به حقيقت خواهد پيوست؟ شايد چنين به نظر برسد که پيش‌بيني خوب لزوماً بايد به حقيقت بپيوندد. به بيان ديگر اگر پيش‌بيني غلط از آب در آيد, شايد به کلي بي‌فايده و حتي زيانبار به نظر برسد. به عنوان مثال، فردي که به پيش‌بيني وضع آب و هوا توجه مي‌کند در صورت شنيدن خبر غلط نامساعد بودن وضع هوا ممکن است تدارکات غيرضروري انجام دهد و يا به دليل اين که وضع هوا خوب پيش‌بيني شده، خود را براي هواي بد آماده نکند. واضح است که پيش‌بيني وضع هوا هنگامي سودمند است که درست باشد. اکثرا همين معيار را براي پيش‌بيني فناوري نيز به‌کار مي‌گيرند. اما اين کار به دو دليل اشتباه است. اول به اين دليل که نمي‌توان دقت پيش‌بيني را از قبل تعيين کرد, و دوم به اين دليل که پيش‌بيني‌هاي تحليلگر در نظر گرفته نمي‌شوند.


پاسخ دهید