3-5-6 تعيين درصد پوشش علف هاي هرز در هر کرت29
3-5-7 درصد رطوبت نسبي خاک29
3-5-8 عملکرد غلاف خشک30
3-5-9 عملکرد دانه خشک30
3-6-10 عملکرد بيولوژيک30
3-5-11 شاخص برداشت30
3-5-12 درجه باردهي30
3-5-13 تعداد غلاف خشک در هر بوته30
3-5-14 وزن صد دانه31
3-5-15 محتواي نسبي آب برگ31
3-6 محاسبات آماري31
فصل چهارم نتايج و بحث 32
4-1 اثر تاريخ کاشت و مالچ بر تعداد غلاف سبز در هر بوته لوبيا33
4-2 اثر تاريخ کاشت و مالچ بر تعداد دانه سبز در هر بوته لوبيا34
4-3 اثر تاريخ کاشت و مالچ بر تعداد دانه خشک در هر بوته لوبيا35
4-4 اثر تاريخ کاشت و مالچ بر تعداد گل در هر بوته لوبيا در مرحله R236
4-5 اثر تاريخ کاشت و مالچ بر تعداد گره ريشه لوبيا39
4-6 اثر تاريخ کاشت و مالچ بر درصد پوشش علف هرز41
4-7 اثر تاريخ کاشت و مالچ بر مقدار رطوبت نسبي خاک43
4-9 اثر تاريخ کاشت و مالچ بر عملکرد غلاف خشک لوبيا45
4-10 اثر تاريخ کاشت و مالچ بر عملکرد دانه خشک لوبيا48
4-11 اثر تاريخ کاشت و مالچ بر عملکرد بيولوژيک لوبيا51
4-12 اثر تاريخ کاشت و مالچ بر شاخص برداشت لوبيا53
4-13 اثر تاريخ کاشت و مالچ بر درجه باردهي لوبيا55
فصل پنجم نتيجه گيري کلي………………………………………………………….60
پيشنهادات61
منابع مورد استفاده62
چکيده انگليسي70
فهرست جداول
عنوان صفحه
جدول2-1 مراحل رشد رويشي لوبيا11
جدول 2-2 مراحل رشد زايشي لوبيا11
جدول3-1 خصوصيات فيزيکي و شيميايي خاک زراعي محل اجراي آزمايش27
جدول 4-1 تجزيه واريانس صفات عملکرد و اجزاي عملکرد گياه لوبيا38
جدول 4-2 تجزيه واريانس صفات عملکرد و اجزاي عملکرد گياه لوبيا47
جدول 4-3 تجزيه واريانس صفات عملکرد و اجزاي عملکرد گياه لوبيا57
جدول 4-4 تجزيه واريانس صفات عملکرد و اجزاي عملکرد گياه لوبيا58
جدول 4-5 برش دهي اثر متقابل تاريخ کاشت × مالچ و خصوصيات مورد بررسي لوبيا………59
فهرست نمودارها
عنوان صفحه
نمودار 3-1 مقدار بارندگي طي فصل رشد لوبيا در محل انجام آزمايش25
نمودار 3-2 تغييرات دماي حداقل و حداکثر طي فصل رشد لوبيا در محل انجام آزمايش 25
نمودار 3-3 تغييرات ساعات آفتابي طي فصل رشد لوبيا در محل انجام آزمايش26
نمودار 4-1 اثر مالچ بر تعداد غلاف سبز تشکيل شده در هر بوته لوبيا33
نمودار 4-2 اثر تاريخ کاشت بر تعداد دانه سبز تشکيل شده در هر بوته لوبيا37
نمودار 4-3 اثر تاريخ کاشت بر تعداد دانه خشک تشکيل شده در هر بوته لوبيا37
نمودار 4-4 اثر تاريخ کاشت بر تعداد گل تشکيل شده در هر بوته لوبيا37
نمودار 4-5 اثر تاريخ کاشت بر تعداد گره ريشه تشکيل شده در هربوته لوبيا40
نمودار 4-6 اثر مالچ بر تعداد گره ريشه تشکيل شده در هر بوته لوبيا………………………………….40
نمودار 4-7 اثر متقابل تاريخ کاشت × مالچ بر تعداد گره ريشه تشکيل شده در هر بوته لوبيا40
نمودار 4-8 اثر مالچ بر درصد پوشش علف هرز در لوبيا42
نمودار 4-9 اثر متقابل تاريخ کاشت × مالچ بر درصد پوشش علف هرز در لوبيا42
نمودار 4-10 اثر تاريخ کاشت بر مقدار رطوبت نسبي خاک44
نمودار 4-11 اثر مالچ بر مقدار رطوبت نسبي خاک44
نمودار 4-12 اثر تاريخ کاشت بر عملکرد غلاف خشک گياه لوبيا46
نمودار 4-13 اثر مالچ بر عملکرد غلاف خشک گياه لوبيا46
نمودار 4-14 اثر تاريخ کاشت بر عملکرد دانه خشک گياه لوبيا50

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

نمودار 4-15 اثر مالچ بر عملکرد دانه خشک گياه لوبيا50
نمودار 4-16 اثر متقابل تاريخ کاشت × مالچ بر عملکرد دانه گياه لوبيا50
نمودار 4-17 اثر تاريخ کاشت بر عملکرد بيولوژيک گياه لوبيا52
نمودار 4-18 اثر متقابل تاريخ کاشت × مالچ بر عملکرد بيولوژيک گياه لوبيا52
نمودار 4-19 اثر تاريخ کاشت بر شاخص برداشت گياه لوبيا54
نمودار 4-20 اثر مالچ بر شاخص برداشت خشک گياه لوبيا54
نمودار 4-21 اثر تاريخ کاشت بر درجه باردهي گياه لوبيا56
نمودار 4-22 اثر متقابل تاريخ کاشت × مالچ بر درجه باردهي گياه لوبيا56
اثر تاريخ کاشت و مالچ کاه و کلش بر رشد و عملکرد لوبيا محلي گيلان
چکيده
به منظور تعيين تاريخ کاشت مناسب و بررسي اثر کاربرد مالچ بر رشد و عملکرد لوبيا آزمايشي در قالب طرح بلوک هاي کامل تصادفي با سه تکرار در سال زراعي 1393 در مزرعه تحقيقاتي واقع در روستاي حسن آباد کوچصفهان اجرا گرديد. فاکتورهاي آزمايش شامل تاريخ کاشت در سه سطح(3، 10 و 17 ارديبهشت) و دو سطح استفاده از مالچ کاه و کلش و عدم استفاده از مالچ کاه و کلش بود. خصوصيات مورد بررسي عبارت بودند از: تعداد غلاف سبز، تعداد دانه سبز، تعداد دانه خشک، تعداد غلاف خشک، تعداد گل، تعداد گره هاي ريشه، درصد پوشش علف هاي هرز، رطوبت نسبي خاک، عملکرد غلاف خشک، عملکرد دانه خشک، عملکرد بيولوژيک، شاخص برداشت، درجه باردهي، وزن صد دانه، محتواي نسبي آب برگ. نتايج تجزيه واريانس نشان داد، اثر تاريخ کاشت براي تمام صفات به جز تعداد غلاف سبز و درصد علف هرز معني دار بود. اثر مالچ نيز براي همه صفات به غير از تعداد دانه سبز، تعداد گل، عملکرد بيولوژيک و درجه باردهي معني دار بود. اثر متقابل تاريخ کاشت × مالچ براي صفات تعداد دانه خشک، تعداد گره ريشه، تعداد برگ، درصد علف هرز، عملکرد دانه خشک، عملکرد بيولوژيک و درجه باردهي معني دار بود. مقايسه ميانگين صفات مورد بررسي نشان داد تاريخ کاشت اول اثر بيشتري نسبت به ساير تاريخ هاي کاشت داشت. استفاده از مالچ کاه و کلش به طور مؤثري صفات مورد ارزيابي را افزايش داد. براساس نتايج به دست آمده تاريخ کاشت اول و استفاده از مالچ اثر بيشتري بر رشد و عملکرد لوبيا در اين منطقه داشت.
کلمات کليدي: تاريخ کاشت، عملکرد، لوبيا، مالچ

فصل اول
مقدمه
دو سوم ساکنين زمين با فقر غذايي و سوء تغذيه روبرو هستند. مهمترين نقص غذايي مربوط به کمبود پروتئين مي باشد. در کشورهاي عقب مانده و در حال توسعه به دليل کمبود منابع پروتئين حيواني و فقر اقتصادي، نياز پروتئيني انسانها از منابع گياهي به ويژه حبوبات تأمين مي شود(نخزري مقدم و رمرودي، 1381). لوبيا يکي از قديمي ترين منابع غذايي بشر است که به دليل آساني هضم، ارزش غذايي خوب و محتواي پروتئين بالا در بين حبوبات داراي اهميت خاص است(لک و همکاران، 1388). افزايش توليد در کشاورزي عمدتاً يا از طريق افزايش سطح زيرکشت و يا افزايش عملکرد در واحد سطح انجام مي گيرد. زمان کاشت يکي از مهمترين عوامل زراعي مؤثر بر روي عملکرد و ديگر خصوصيات هر گياه زراعي است و مناسب ترين زمان کاشت براي هر گياه زماني است که خاک رطوبت مناسب و مطلوب و دماي لازم براي رشد بذر را دارا باشد(ثابتي و همکاران، 1392). دستيابي به عملکرد دانه زياد در لوبيا از اهداف اصلي کشت اين گياه است که مي تواند با تغيير عوامل ژنتيکي، محيطي و مديريتي و برهمکنش آنها به دست آيد. از ميان عوامل مديريتي، تاريخ کاشت عامل مهمي است که از راه تأثير بر طول دوره رشد رويشي و زايشي و نسبت آنها، بر عملکرد کمي و کيفي لوبيا اثرمي گذارد کاشت به موقع لوبيا سبب مي شود که زمان گلدهي با دماي مناسب برخورد کرده و در نتيجه غلاف و دانه ي بيشتري تشکيل شود. تاريخ کشت مناسب همچنين، سبب بهينه شدن طول دوره رشد و گسترش اندامهاي رويشي شده و پتانسيل انتقال مواد فتوسنتزي به قسمتهاي ذخيره اي از جمله دانه را افزايش مي دهد. اما، تأخير در کاشت در کنار کوتاه تر کردن طول دوره رشد رويشي سبب گل انگيزي زودتر از موعد گياه مي شود که به نوبه ي خود کاهش تجمع ماده خشک، کاهش تعداد غلاف و شاخه در بوته و در نهايت، کاهش عملکرد را در پي خواهد داشت(شفارودي و همکاران، 1391). خشکي عمده ترين تنش محيطي و مهمترين عامل محدود کننده توليد محصولات در سرتاسر جهان است. براي اين منظور مالچ به عنوان محافظي براي گياهان به کار مي رود و آن ها را در برابر تغيير دماي شديد خاک و از دست رفتن آب زمين محافظت مي کند. مالچ يکي از تکنيک هاي مديريتي خوب است که مي تواند محيط خاک را حفظ و باعث کاهش هجوم علف هرز گردد(خنک و همکاران، 1391). در اين روش خاك بوسيله مواد زيستي(کاه و کلش، بقاياي گياهي، برگ درختان و غيره) يا مواد غير زيستي نظير پلاستيک پوشانده مي شود که از طريق جلوگيري از خروج رطوبت خاک، کنترل علف هاي هرز و کاهش هدر رفت آب، جلوگيري از سله بستن خاک، جلوگيري از تابش نور خورشيد و افزايش راندمان مصرف خاک باعث کاهش مصرف آب مي شود(رجب لاريجاني و زرگر، 1391). همچنين به نزول دماي خاک، کاهش فرسايش اصلاح اراضي زيرکشت، ايجاد فشار بر جوانه زني و عدم استقرار علف هاي هرز، توليد گياهان زراعي با ارزش و با کيفيت و مديريت حشرات کمک مي نمايد(کوچکي، 1383). در نتيجه استفاده از مالچ کاه و کلش باعث افزايش معني داري بر روي عملکرد لوبيا و همچنين افزايش رطوبت و کاهش مصرف آب مي شود و اين گياه به دليل بومي بودن آن و همچنين سازگار بودن آن با خاک اين منطقه(کوچصفهان) انتخاب شده است. به همين جهت، مطالعه حاضر به منظور بررسي اثر تاريخ کاشت و مالچ کاه و کلش بر رشد و عملکرد لوبيا محلي گيلان در کوچصفهان اجرا شد.

فصل دوم
بررسي منابع
2-1- مبدأ و تاريخچه لوبيا
منشا گونه هاي حبوبات بيش از يک نقطه در جهان است و در دنياي قديم مناطقي مانند مديترانه، آسياي مرکزي، آسياي صغير، آفريقا، هندوستان و مناطق هند و چين را شامل مي گردد. در دنياي جديد آمريکاي مرکزي و جنوبي نيز مناطق مهمي هستند. اندونزي، استراليا و آمريکاي شمالي مناطق ثانويه منشا حبوبات به شمار مي روند. مبدأ لوبيا معمولي احتمالا بخشهاي حاره آمريکاي جنوبي در مکزيک و گواتمالا است. لوبيا 4 تا 7 هزار سال قبل از ميلاد در مکزيک و بين 1 تا 3 هزار سال قبل از ميلاد توسط بوميان آمريکا کشت و کار مي شده، که با کشف قاره آمريکا زراعت آن در دنيا گسترش پيدا کرده است(مجنون حسيني، 1387). اصل پيدايش لوبيا در آمريکا است که دانشمندان در اواخر قرن 19 بر اساس مشاهدات بدست آمده از بقاياي باستان شناسي ابتدا از پرو و پس از آن از جنوب غربي ايالات متحده به اين نتيجه رسيدند(باقري، محمودي، قزلي، 1380؛ مارتينز1، 2003). در دنيا تا کنون چهل هزار ژرم پلاسم لوبيا جمع آوري شده که اکثر آنها به دو منطقه خشک و مرکز پيدايش آمريکاي جنوبي و مرکزي تعلق دارند. در بين انواع گونه ها، لوبيا معمولي خشک و لوبيا سبز بيشترين توجه را به خود معطوف داشته اند. لوبيا سبز در قرن 16 ميلادي توسط اسپانيايي ها و پرتقالي ها به اروپا آورده شد و از آنجا به آفريقا و آسيا منتقل گرديد(مجنون حسيني، 1387).
2-2- اهميت اقتصادي لوبيا
مصرف جهاني حبوبات طي دوره 1990 تا 2007 با ميانگين رشد سالانه 41/1 درصد، از 32ميليون تن در سال 1990 به 39 ميليون تن در سال 2007 رسيده است. کشورهاي شبه قاره هند و در رأس آنها هند از جمله بزرگترين مصرف کنندگان حبوبات در جهان مي باشند. هند با 27 درصد مصرف جهاني، بزرگترين مصرف کننده حبوبات در جهان است. 65 الي 70 درصد کل توليد حبوبات در جهان به مصرف انسان مي رسد و حدود 25 درصد مورد مصرف دامي است که عمدتاً مربوط به کشورهاي توسعه يافته در آمريکا، اروپا و استراليا است(خوفي و انويه تکيه، 1388). توسعه کشت لوبيا در کشور بعنوان يک زراعت تابستانه تابع محدوديت مختلف اقليمي واکولوژيکي است به طوري که توليد اين محصول با حداقل مصرف نهاده هايي چون آب و کودهاي فسفره مي تواند ارزش اقتصادي اين محصول را در مقايسه با ساير محصولات تابستانه حفظ نمايد(مدني و همکاران، 1384). برخي حبوبات در تجارت بين المللي افزون بر توليد روغن براي مصارف مختلف تغديه انسان و دام استفاده مي شوند. اهميت آنها بعد از غلات است و در ايران پس از گندم و برنج قرار دارند. اراضي تحت کشت حبوبات براي توليد دانه خوراکي حدود 10 درصد مساحت سطح زير کشت غلات است و در بين حبوبات لوبيا از لحاظ سطح زير کشت مقام دوم را دارا مي باشد(مجنون حسيني، 1387). اگر چه پروتئين غذاهاي حيواني از لحاظ تعداد و ميزان برخي اسيدهاي آمينه ضروري برتر از پروتئين هاي گياهي هستند ولي برخي حبوبات مانند لوبيا درصد پروتئين بيشتري نسبت به غذاهاي حيواني دارا مي باشند(کوچکي، 1383). حبوبات به جاي مصرف نيتروژن خاک، از نيتروژن جوي بهره برداري نموده و مصرف نهاده کودي را در سيستمهاي کشت فشرده، اقتصادي تر مي سازند(نخزري مقدم و رمرودي، 1381). در بازار داخلي توليد حبوبات در ايران طي دوره 1360 تا 1384 از 290هزار تن به 639 هزار تن افزايش پيدا کرده است. از کل توليد حبوبات در کشور، محصول نخود با سهم توليد 52/41 درصد در رتبه اول قرار دارد و محصول لوبيا با 84/33 درصد، عدس 7/17 درصد و ساير حبوبات 9/6 درصد در رتبه هاي بعدي قرار گرفته اند. بررسي روند توليد حبوبات در کشور نشان دهنده نوسانات توليد از سال 1370 به بعد به خصوص سال هاي 1372 تا 81 است. بيشترين مقدار توليد مربوط به سال 1375 با 704 هزار تن مي باشد. هر چند در سال ها به علت افزايش صادرات و تقاضاي داخلي ميزان واردات رو به افزايش گذاشته ولي تأثير قابل توجهي در تأمين تقاضاي داخلي ندارد. در بازار صادراتي لوبيا با توجه به سهم نسبتاً بالاي چهار کشور صادر کننده استراليا، ترکيه، ايران و مکزيک در طول بيش از دو دهه، بازار داراي ساختار انحصار چند جانبه بسته بوده است. نسبت هاي تمرکز چهار کشور بزرگ از 3/65 درصد در سال 1980 به 5/73 درصد در سال 2004 تغيير پيدا کرده که اين روند حاکي از گرايش بازار به سمت يک بازار انحصاري پايدار است. توليد جهاني لوبيا 44/31 درصد در سال 2007 گزارش شده است(خوفي و انويه تکيه، 1388). بر اساس گزارش آمار فائو توليد لوبيا در ايران 224هزار تن در سال 2013 مي باشد. در گزارشي عملکرد بذر لوبيا حدوداً 1200کيلوگرم در هکتار و عملکرد غلاف آن حدوداً 2500 کيلوگرم در هکتار بيان شده است بر اين اساس قيمت يک هکتار بذر خشک لوبيا 240 ميليون ريال و قيمت يک هکتار غلاف آن 150 ميليون ريال در سال 1393مي باشد.
2-3- سطح زير کشت لوبيا در ايران و دنيا
بر اساس مطالعات و تحقيقات به عمل آمده توسط فائو، سطح زير کشت و توليد حبوبات در جهان در دوره هاي زماني 25 ساله تا سال 2100 پيش بيني گرديده است. بر اين اساس سطح زير کشت حبوبات در فاصله سال هاي 1990 تا 2010 افزايش، در دوره 2010 تا 2050 ثابت و سپس داراي کاهش خواهد بود. پيش بيني روند جهاني حبوبات نيز حاکي از روند افزايشي توليد کشورهاي در حال توسعه تا سال 2050 و سپس روند کاهشي طولي محصول طي 50 سال بعدي 2050 تا 2100 مي باشد(خوفي و انويه تکيه، 1388). لوبيا عضوي از خانواده حبوبات است و سطح زير كشت اين محصول در جهان حدود 27 ميليون هكتار و متوسط عملكرد آن 658 كيلوگرم در هكتار است(فاضلي و همکاران، 1390). بزرگترين توليدکننده لوبيا در دنيا کشورهاي هندوستان، آمريکا، برزيل و مکزيک هستند(مجنون حسيني، 1387). به نظر متخصصين علم زراعت، پتانسيل عملكرد اين محصول تا مرز پنج تن در هكتار هم قابل افزايش است. بر اساس آمارهاي موجود، اراضي زير سطح كشت لوبيا در جهان، 40 درصد مربوط به كشورهاي آسيايي و حدود 26/21 درصد در ايران، بعد از دو محصول نخود 46/61 درصد و عدس 24/21 درصد قرار دارد. هم اكنون سطح زير كشت اين محصول در ايران حدود11ميليون هكتار با توليدي حدود 22 ميليون تن مي باشد(فاضلي و همکاران، 1390).
2-4- خصوصيات گياه شناسي لوبيا
لوبيا با نام انگليسي کامان بين2 و نام علمي فاسئولوس ولگاريس3 از راسته رزالس4، خانواده لگومينوز5 زير خانواده پاپيليونيده6 شاخه فاسئوليه7 و جنس فاسئولوس8 مي باشد(مجنون حسيني، 1387). لوبيا گياهي علفي و يکساله است. ريشه آن اغلب به صورت راست بوده و بسته به شرايط فيزيکي و رطوبت خاک مي تواند تا اعماق زمين نفوذ کند. تعدادي ريشه ثانويه نيز از ريشه اصلي منشعب مي شوند. در روي ريشه گرهک هايي تشکيل مي گردد که در داخل آنها باکتري هاي ريزوبيوم(ريزوبيوم فازئولي)9 قرار گرفته که با همياري گياه ميزبان به تثبيت نيتروژن هواي اطراف ريشه در داخل گرهک ها مي پردازند. در اين همزيستي، گياه ميزبان(لوبيا) علاوه بر آنکه انرژي مورد نياز باکتري ها را به صورت کربن تثبيت شده تأمين مي نمايد، انرژي لازم به منظور توسعه گرهک ها را نيز فراهم نموده و با مکانيزم هاي منحصر به فرد خود فرايند تثبيت را در برابر محيط اکسيداتيو حفاظت مي نمايد. باکتري هاي ريزوبيوم نيز با واکنش تسريعي آنزيم هاي نيتروژناز توليدي خود را در تبديل نيتروژن جوي به آمونيم به کار مي برند. گرهک ها در قسمت مرکزي ريشه اصلي تشکيل مي شوند، تعداد گرهک ها در هر گياه لوبيا به کمتر از 100 عدد در گياهان بالغ و سالم مي رسد. گرهک هاي فعال صورتي يا قرمز رنگ بوده و در اواسط فصل نمو و رشد گياهان بر روي ريشه ها غالب مي شوند. رشد ريشه با نزديک شدن بلوغ در گياه متوقف نگرديده و تا زمان رسيدگي محصول، ريشه ها به رشد طولي خود ادامه مي دهند. ريشه اصلي و ريشه هاي فرعي در عمق نسبتاً يکساني قرار مي گيرند. به عبارت ديگر ريشه هاي فرعي کاملاٌ توسعه مي يابند. لوبيا سيستم ريشه اي کم عمقي دارد و بنابراين به آبياري مکرر واکنش نشان مي دهد. سيستم ريشه اي راست باعث استوار نگه داشتن اين گياه علفي يکساله در خاک مي شود.
ساقه در لوبياي معمولي ساقة بند بند، باريک و زاويه دار مي باشد و گونه هاي مختلف از نظر شکل بوته، طول و غلاف و تعداد دانه در غلاف و اندازة دانه ها با هم متفاوت مي باشند. دو فرم اصلي رشد و نمو در گياه لوبيا معمولي وجود دارد، فرم رشد محدود(ايستاده يا بوته اي) و فرم رشد نامحدود(رونده ياخزنده). در فرم رشد محدود، که شاخه گل دهنده(خوشه) در امتداد محور اصلي ساقه يا ساقه هاي فرعي قرار دارد، رشد رويشي بوته محدود بوده و در هنگام گل دهي متوقف مي شود. در انواع رشد محدود لوبيا طول ساقه 40 تا 60 سانتيمتر(پاکوتاه) و داراي شاخه و برگ زيادي هستند. در اين فرم رويشي با شکفتن گل ها، که از پايين به بالاي ساقه آزاد شده رشد بوته متوقف شده، رسيدن همزمان و برداشت مکانيکي محصول امکان پذير مي شود. در فرم رشد نامحدود که شاخه گل دهنده در امتداد محور برگ ها ظاهر شده، رشد رويشي، گلدهي و غلاف دهي بطور همزمان يا متناوب تا هنگامي که دما و رطوبت مناسب رشد وجود داشته باشد ادامه مي يابد. واريته هاي رشد نامحدود لوبيا ساقه طويلي داشته و گاهي ارتفاع بوته به 5/1 تا 2 متر مي رسد که به قيم يا حامل احتياج دارد. ساقه اصلي در اين لوبيا تا مراحل نهايي رشد گياه قابل تشخيص بوده و شاخه ها در تمام طول ساقه تشکيل مي شوند .
برگهاي لوبيا سه برگچه اي با دمبرگ مشترک و بلند هستند که به صورت متناوب روي ساقه مي رويند. برگ ها تخم مرغي شکل و کوچک بوده و غالبا در کنار هر برگچه يک عدد گوشوارک وجود دارد. دو برگ اوليه لوبيا ساده و ساير برگها مرکب و سه برگچه اي هستند. برگچه ها کرک دار، پهن و در انتها به يک رأس باريک ختم مي شوند.
گل آذين لوبيا بصورت خوشه اي از جوانه هاي جانبي کنار برگ ها به وجود مي آيند و در هر خوشه 2 تا 8 گل در امتداد دمگل مشترک تشکيل مي شود. گلبرگ ها به رنگ هاي مختلف سفيد، آبي، قرمز، ارغواني، صورتي، بنفش، زرد ديده مي شوند. بزرگترين گلبرگ آن درفش نام دارد و به هنگام شکوفايي به صورت ايستاده قرار مي گيرد. دو گلبرگ جانبي کوچکتر را که کم و بيش موازي يکديگر هستند، بال مي نامند. در بخش پاييني هم دو گلبرگ با نزديک شدن به يکديگر ساختماني را به وجود آورده اند که ناو نام گرفته است. همه گلبرگ ها(5 عدد) در انتها به يکديگر و يا به کاسبرگ چسبيده اند. کاسبرگ ها به طور معمول 5 عدد، به رنگ سبز در قسمت تحتاني گل قرار دارند که در انتها به يک لوله باريک تبديل مي شوند. درون هر گل 10 پرچم وجود داردکه تشکيل لوله اي در حول مادگي مي دهند، يعني 9 عدد پرچم ها به يکديگر متصل شده اند و يکي آزاد است. به اين وضعيت ساختماني پرچم ها ديادلفوس مي گويند. در اکثر لوبيا ها اين حالت اول بيشتر مشاهده مي شود. مادگي يک برچه شامل يک تخمدان با دو رديف تخمک است که پس از باروري مجموعاٌ غلاف و دانه ها را به وجود مي آورند. گل لوبيا خودگشن است(مجنون حسيني، 1387). بر اثر تلقيح، گل و از نمو ديواره خارجي تخمدان ميوه، لوبيا که به صورت نيام يا غلاف مي باشد به وجود مي آيد. ميوه غلافي يک برچه اي است. پس از بارور شدن تخمک ها بذرها در داخل غلاف رشد مي کنند. غلاف دو ديواره داخلي و خارجي داشته و از حاشيه به هم متصل هستند. هنگام رسيدن ميوه دو ديواره غلاف بطور يکسان خشک نمي شوند و همين امر سبب مي شود که غلاف ها شکفته شوند و بذر يا بذر هاي داخل آنها بيرون ريخته شوند. غلاف هاي لوبيا معمولي به صورت کشيده و حاوي يک يا چند دانه به شکل قلوه اي هستند. در هر غلاف تعداد 4 تا 12 عدد لوبيا موجود است، دانه لوبيا در خاک ازنظر جوانه زني برون خاکي يا اپي جيل10 مي باشد. يعني در موقع خارج شدن جوانه از خاک، ابتدا محور زير لپه کمي خميده شده و سپس با حالت قائم از خاک بيرون آمده و لپه ها با اين حرکت فنر مانند محور زير لپه به بالاي سطح خاک فرستاده مي شوند(مجنون حسيني، 1387؛ باديون11، 2001)
رشد و نمو لوبيا به 2 مرحله رويشي و زايشي تقسيم مي شود. مراحل رشد رويشي(V)12 بر اساس تعداد گره بر روي ساقه اصلي، شامل گره برگ اوليه است در حالي که مراحل رشد زايشي(R)13 علاوه بر گره ها بر اساس خصوصيات غلاف و دانه نيز مي باشد(کوچکي، 1383). دوره رشد رويشي در لوبيا ها 75 تا 120 روز به طول مي انجامد که از سبز شدن گياهچه، تشکيل برگ هاي حقيقي، تشکيل ساقه و جوانه هاي جانبي رويشي تشکيل شده است. در طول دوره تمايز اندام هاي زايشي، برگ هاي حقيقي بيشتري تشکيل مي شوند، ساقه هاي جانبي توليد شاخه هاي زاينده مي کنند و بالاخره غنچه ها و گل ها تشکيل خواهند شد. اين دوره بين 2 تا 4 هفته در زودرس ترين ارقام لوبيا به طول مي انجامد، در حالي که ارقام ديررس ممکن است به 2 تا 5/2 ماه برسد(مجنون حسيني، 1387). براين اساس مراحل رشد رويشي و زايشي در جداول(2-1) (2-2) به صورت زير است(لبارون14، 1979).

جدول2-1- مراحل رشد رويشي لوبيا
مراحل رشد زايشيعنوان مرحلهتوضيحاتR1اوايل گلدهييک گل باز شده در هر بوته وجود داردR2اواسط گلدهي50 درصد گلها باز شده اندR3اوايل تشکيل غلافيک غلاف به حداکثر طول خود رسيدهR4اواسط تشکيل غلاف50 درصد غلاف ها به حداکثر طول خود رسيده اندR5اوايل پر شدن دانهيک غلاف با دانه هاي کاملاً رشد کرده مشاهده مي شودR6اواسط پرشدن دانه50 درصد غلاف ها با دانه هاي کاملاً رشد کرده مشاهده مي شودR7رسيدگي فيزيولوژيکيک غلاف از رنگ سبز به رنگ زرد تغيير رنگ داده استR8رسيدگي برداشت80 درصد غلاف ها تغيير رنگ داده اندمراحل رشد رويشيعنوان مرحلهتوضيحاتVEبدون گرهمحور زير لپه، لپه ها را از خاک خارج مي کندVCاولين گرهدو لپه بذر در بالاي سطح خاک در گره اول قابل مشاهده هستند
222222222دومين گرهدو برگ اوليه لوبيا (قلبي شکل) مشاهده مي شودV1سومين گرهاولين سه برگچه اي در گره سوم ساقه ظاهر شده اما کاملاً باز نشدهV2چهارمين گرهدومين سه برگچه اي در گره چهارم ساقه ظاهر شده اما کاملاً باز نشدهV3پنجمين گرهسومين سه برگچه اي در گره پنجم ساقه ظاهر شده اما کاملاً باز نشدهVnnامين گرهn گره روي ساقه اصلي داراي خوشه هاي گل که هنوز قابل رويت نيستند باز شدهجدول 2-2- مراحل رشد زايشي لوبيا
2-5- نيازهاي اقليمي لوبيا
اين گياه در مناطق نيمه حاره آمريکاي مرکزي منشأ گرفته و به ارتفاعات بالا(762 تا 8/1828 متر بالاتر از سطح دريا) متعلق است(کوچکي، 1383). اين گياه را مي توان از ارتفاع صفر تا 2000 متري از سطح دريا کشت نمود. کشت لوبيا در مناطق گرمسير و پر باران مناسب نبوده ولي در مناطق معتدل و گرمسير با مقدار بارندگي متوسط1500 تا 2000 ميليمتر مي توان به کشت آن اقدام کرد(مجنون حسيني،1387). در مناطق مرطوب تر در مقايسه با مناطق خشک تر که داراي عرض جغرافيايي و ارتفاع مشابهي هستند گلدهي و رسيدگي ديرتر حادث مي شود. نور خورشيد براي نمو گياه ضروري است و سايه اندازي باعث کوتولگي و کاهش عملکرد مي شود(کوچکي، 1383). تاريخ کاشت لوبيا بسته به نقاط و اقليمهاي مختلف تفاوت خواهد داشت. به طور کلي دماي خاک نبايد کمتر از 10 درجه سانتيگراد باشد، زيرا حداقل دما براي جوانه زدن و رويش بذر لوبيا 12 تا 14 درجه سانتيگراد است. در مناطق جنوبي(گرم) کشور از اواخر فروردين ماه و در مناطق معتدل و سردسير اواخر ارديبهشت تا خرداد ماه به کشت لوبيا مي توان اقدام نمود. کاشت ديرتر لوبيا ممکن است سبب ريزش گلهاي آن شود. البته چون لوبيا در دوره رشد و نمو خود به مقدار معيني حرارت(1500 تا 3000 کالري) احتياج دارد در مناطقي که تابستان کوتاهي دارند بلافاصله پس ازحصول دماي متوسط 10 درجه سانتيگراد بايد اقدام به کشت نمود، اما چنانچه تابستان منطقه کاشت گرم و طولاني باشد بهتر است کشت را زماني آغاز کرد که حداقل دماي محيط روزانه 12 تا 14 درجه سانتيگراد باشد. دماي مناسب براي رشد و نمو لوبيا حدود 25 تا 30 درجه سانتيگراد است، در دماي بالاتر از 45 درجه سانتيگراد گياه به بذر نمي نشيند، در دماي2 درجه سانتيگراد گياه لوبيا برگ هاي سبز خود را از دست داده و زرد مي شود. براي رشد و نمو کامل لوبيا 120 تا 130 روز بدون يخبندان به شرط آنکه دماي خاک کمتر از 10 درجه سانتيگراد نباشد، لازم است. لوبيا در گيلان در دو فصل بهار(اواسط اسفند تا اوايل فروردين) و پاييز(اواسط شهريور تا اوايل مهر) کشت مي گردد، اين گياه در کشت دوم نيز مورد استفاده قرار مي گيرد(کوچکي، 1386). pH مناسب براي لوبيا بين 5/5 تا 7 مي باشد.


پاسخ دهید