4- 1 احکام وضو49
4-1-1 شرايط وضو58
4-1- 2براي چه کارهايي بايد وضو گرفت68
4-1- 3 مبطلات وضو69
4-1- 4شکيات وضو69
4-1-5 مکروهات وضو70
4- 2آداب وضو71
4-2-1آداب وضو گرفتن از زبان امير المؤمنين (ع)71
4-3پرسش و پاسخ (استفتائات)75
4-3-1 کدام غسل نياز به وضو ندارد75
4-3-2غسل هاي غير جنابت به جاي وضو کدام اند76
4-3-3 بطلان وضو در وسط نماز77
4-3-4 لاک ناخن و وضو77
4-3-5 کاشت ناخن و وضو78
6-3-6 به جاماندن اثر جرم در وضو78
4-3-7 وجود اثر رنگ در دست هنگام وضو79
4-3-8 تفاوت وضوي زن و مرد79
4-3-9 ترميم ابرو يا مو در وضو80
4-3-10 با يک وضو چند نماز مي توان به جا آورد80
فصل پنجم: نتيجه گيري
مراجع85

چکيده:
طهارت حاوي يک معناي ظاهري و يک معناي باطني است. معناي ظاهري طهارت پاکي است و اين طهارت در سه بخش وضو، غسل و تيمم حاصل مي شود و اين طهارتي است که در فقه مطرح است. طهارت فقهيه را در فقه براي اين مطرح فرموده اند که بدن انسان را از نجاست هاي ظاهري پاک کند که فقه شريف مربوط به بدن و اعمال غالبيه آن همانند نماز و روزه و احکام شرعي است که با انجام آن انسان در مرتبه ي بدن به مقام تجليه مي رسد و تجليه مربوط به ظاهر انسان است که مطابق قوانين شرع و احکام شرعي آن آراسته مي شود، لذا فقه شريف بايد در متن انسان و اجتماع پياده شود تا هر دو را تجليه نمايد.
در اين تحقيق به بحث در مورد وضو مي پردازيم، و نحوه ي کيفيت وضو در فقه إماميه و نظر علماي شيعه و سنّي را بيان مي داريم.
و همچنين به اختلافاتي که در نحوه ي انجام وضو گرفتن وجود دارد و اينکه ريشه ي چنين اختلافي از کجاست پرداخته مي شود.
در ادامه احکام و شرايط و آداب وضو گرفتن بيان مي شود. و ديدگاه و فتاواي علماي عظام تقليد راجع به شرايط وضو و سوالاتي که مطرح شده بيان مي گردد.
فصل اول : کليات تحقيق
فصل 1:
کليات تحقيق
1-1 مقدمه
بنده اي که آماده مناجات و راز و نياز با خداوند عالم مي گردد، بايد از هر لحاظ خود را مهيا سازد و با حالت مورد پسند و هيئتي نيکو در محضر او حاضر شود. بدون طهارت از پليدي هاي ظاهري و باطني نمي توان به دستگاه قدسي آن عزيز راه يافت.
وضو و طهارت مقدمه و کليد براي ورود به گلستان سرسبز نماز و مناجات است و در نتيجه آغازي براي ورود به بهشت. شاعر مي فرمايد:
آمادگي جسم و روان است وضومفتاح در باغ جنان است وضو
با آب حيات عشق دل را شويدآيينه ي پاکي جهان است وضو
در آيين وضو بين پيروان مذاهب گوناگون تفاوت هايي ديده مي شود. قرآن کريم درمورد وضو با وضوح و صراحت سخن گفته ولي اختلاف قاريان در قرائت اعراب برخي از کلمات آيه ي مربوطه و تفاوت برداشت از آنها عامل تفاوت ها و اجتهادات فقهي مختلف گرديده است.
اگر چه بنا بر نظر جمع کثيري از علماي اهل سنت، اين آيه در هرصورت و با هر قرائتي، مفيد يک معناست و قابل اختلاف نيست اما برخي از روايات، مستند پردازش توجيهاتي شده که شکافي چشمگير در اين عرصه را سبب گرديده است.
اين تحقيق به بازکاوي دو برداشت متفاوت از آيه مربوط به حکم وضو و چگونگي راهيابي اختلاف در آن مي پردازد و نتيجه مي گيرد که حتي در سخن عالمان اهل سنت، براي شستن پاها و يا شستشوي معکوس دست ادله اي چندان قابل اتکاء و مبتني به نص يا سيره ي پيامبر ارائه نشده است و اگر اهل سنت بر منابع معتبر خود پاي بند باشند و بر صراحت آيه تمرکز و تأکيد بيشتري کنند اختلافات موجود در اين باره برچيده مي شود.
همچنين در ادامه ي تحقيق به فلسفه ي وضو، چگونگي کيفيت وضو و آداب وضو گرفتن نيز پرداخته شده است، اميد است که مورد رضايت خداوند متعال قرار گيرد.
1-2بيان مسأله
وضو به عنوان مقدمه نماز نه تنها موجب تطهير جسم از آلودگي ها مي شود بلکه تطهير روح را در بر مي گيرد، با وضو مؤمن احساس مي کند جسم و روحش از آلودگي گناهان و لغزش پاک شده است اين احساس پاکي و طهارت جسمي و روحي، انسان را براي ارتباط معنوي با خدا و ورود به حالت آرام سازي جسمي و روحي از نماز آماده مي سازد.
از امور مورد پذيرش همه مسلمانان، مسئله وجوب وضو براي نماز است، و روايت مشهور لاصلاة إلا يطهور از پيامبر اکرم (ص) نيز مؤيد چنين امري است، اما آنچه مورد اختلاف قرار گرفته، کيفيت انجام آن است. که اين تحقيق به کيفيت وضو در فقه اماميه و احکام و شرايط وضو مي پردازد.
1-3تاريخچه موضوع
تحقيقات تاريخي نشان مي دهد تا زمان خليفه سوم سخني از چگونگي وضو درميان مسلمانان نبوده است و آنان طبق آنچه از سيره رسول الله ديده بودند عمل مي کردند، اولين گزارشات تاريخي درباره اختلاف در وضو به زمان عثمان برمي گردد. مسلم در صحيح خود، از قتيبه بن سعيد از حمران روايت کردند که گفت: آبي براي وضو نزد عثمان بردم. او وضو گرفت و سپس گفت: در برخي مردم حديث هايي از پيامبر خدا نقل مي کنند که نمي دانم چيست، جز آنکه ديدم رسول خدا وضويي همانند اين وضوي من گرفت و آنگاه فرمود: هرکس چنين وضو بگيرد، همه گناهان گذشته او آمرزيده مي شود،1 برخي بر اين باورند که خود او بنيانگذار اين بدعت بوده است.
بدين ترتيب از همان دوران مسئله وضو مورد بحث قرار گرفت به همين دليل ائمه (ع) تمام سعي خود را مي کردند که با اين نوع از بدعت ها مقابله کنند اميرالمؤمنين (ع) در سخني فرموده اند: آغاز فتنه پيروي از هوس ها و بدعت احکام است … تا جايي که مي گويد من وضو و نماز و غسل را به جايگاه درست خود و به زمان و احکام اصلي خويش بازگردانيدم.
همچنين بسياري از عالمان شيعه و اصحاب امامان نيز در اين باره کتاب يا رساله نوشته اند؛ از آن جمله اند: علي بن مهزيار اهوازي، علي بن حسن بن فضال، علي بن حسين بن موسي بن بابويه قمي، احمد بن حسن بن فضال، و برخي ديگر.
بعضي نيز جزئي از کتاب يا بابي از ابواب کتاب خود را به وضو اختصاص داده اند همانند: وسائل الشيعه از حُرّ عاملي، مجمع البيان از طبرسي، الجامع الاحکام القرآن از قرطبي مالکي، تذکرة الفقهاء از علامه حلي، المقنعه از شيخ مفيد، کنزالعمال از سيوطي، تحريرالوسيله امام و … .
1-4ضرورت، اهداف و اهميت موضوع
اختلافي که بين مسلمانان در کيفيت وضو وجود دارد ناشي از دو برداشت متفاوت از آيه ي 6 سوره ي مائده مي باشد که اين برداشت موجب دو اختلاف عمده در وضوي مسلمانان شده است؛
1- اختلاف در کيفيت شستن دست ها
2- اختلاف در کيفيت مسح پا
از آنجا که صحت انجام وضو شرط اعمال عبادي واجب همچون نماز و … مي باشد لذا اهميت يادگيري صحيح آن مشخص مي گردد.
کليني (ره) به سند خود از امام صادق(ع) مي کند نقل مي کند که فرمود “شخصي هست که شصت يا هفتاد سال از عمرش مي گذرد، در حالي که هيچ يک از نمازهايشان قبول درگاه الهي نيست راوي مي گويد: عرض کردم: چگونه؟ فرمود: زيرا مي شويد آنچه را که خداوند امر به مسح آن نموده است”
1-5پرسش ها و فرضيه هاي تحقيق
1- چرا در موضوعي که پيامبر(ص) و صحابه روزي چند بار آن را تکرار مي کرده اند اختلاف هست؟
2- نظر علماي شيعه و سني راجع به نحوه ي کيفيت وضو چيست؟
3- آداب و شرايط وضو گرفتن چيست؟
1-6چرا اختلاف در دوره ي عثمان روي داد
همانطور که اشاره شد صحابه به عثمان نسبت بدعت و نوآوري در دين دادند در حاليکه چنين چيزي را به ابوبکر و عمر نسبت نداده اند. اگر بر پايه همين سخن صحابه بگوييم عثمان بنيانگذار اين شيوه تازه وضو است چه دليل و انگيزه اي وجود داشته است که وي با آگاهي از اين که چنين اقدامي مخالفت صحابه را با او برخواهد انگيخت به اين کار دست بزند؟
آيا وضو از مسائل مالي، اداري و يا حکومتي است تا خليفه بتواند بر پايه مصالح حکومت و کشور با آن برخورد کند؟ يا چگونه برخي از مردم مي توانسته اند در برابر افکار عمومي و احساسات مسلمانان جرأت و جسارت به خرج دهندُ وضويي را بنياد گذارند که با وضوي خليفه و آنچه مسلمانان در دوره اي از زندگي خود داشته اند مخالف است؟
يا اگر آنان بر پيامبر خدا (ص) دروغ بسته اند و احاديثي نادرست به او نسبت داده اند چرا آنان را کيفر نداده و به زندان نسپرده است؟
اما آنچه در اين ميان جالب توجه مي نمايد اين است که خليفه خود شخصا عهده دار مسئله وضو شده است.
علت اين کار چيست؟ و چرا مسلمين روايت خليفه درمورد وضوي پيامبر را صحيح ترين و قابل اعتمادترين روايت در اين باب دانسته اند؟ درحاليکه صورت وضوي پيامبر(ص) از بزرگان صحابه و همراهان و همدمان هميشگي آن حضرت نقل شده است. و نيز در حاليکه پيامبر(ص) صدها تن از اينگونه صحابه داشت که با وي مي زيستند و او را در ميان داشتند و افزون بر اين بسياري از آناان هم اهل فقه و راوي حديث بودند که ديدگاه اسلام در زمينه هاي مختلف زندگي را براي ما نقل کردند.
لازم است بگوييم: حالت طبيعي برخورد با مسئله وضو چنين اقتضا داشت که متون حاکي از وضوي پيامبر(ص) از صحابيان چون انس بن مالک، عبدالله مسعود عمار بن ياسر، ابوذر غفاري، جابر بن عبدالله انصاري، معاذ بن حيل واءبي بن کعب ابوسعيد الخدري، و همسران و خدمتگزاران و وابستگان پيامبر(ص) و ديگر کساني نقل شود که از رسول خدا(ص) جدايي نداشتند، نه آن که اين نقل به گروهي محدود چون عثمان، عبدالله بن عمر و بن عاص و ربيع بنت معوذ و … اختصاص يابد.
چرا با آنکه طبيعت اوضاع اقتضا مي کند در احاديث وضو، نقل به حدإفاضه برسد و راويان هم از کساني باشند که احاديث فراوان نقل کرده اند، نقل حديث وضو تنها از زبان راوياني است که در گروه آنها که کمتر روايت دارند جاي مي گيرند؟
چنين مي نمايد که در پشت اين ظاهر حقيقتي ديگر نهفته باشد، بويژه آن هنگام که مي بينيم ظاهرا از شيخين نيز روايتي در تبيين وضو نرسيده است!

آيا شيخين از بزرگان صحابه و از نخستين مسلمانان نبودند؟
آيا آنان از عثمان آگاه تر نبودند و ديدگاهي فراگيرتر و روايتي استوارتر از او نداشتند؟
اگر چنين بوده است چگونه مي توان پذيرفت که آن دو با اين که در رساندن آموزه هاي ديني به مردمان سختگير و کوشا بودند موضوع عبادي چنين با اهميتي را وانهادند؟ حتي اگر از روي مماشات بپذيريم جنگ هاي با مرتدان و فتح عراق و بحرين و همانند اينها ابوبکر را از پرداختن به برخي از مسائل فقه و قانون باز داشته است، درباره خليفه دوم نخواهيم توانست چنين چيزي را بپذيريم، بويژه آن که در تاريخ آمده است: خليفه دوم شلاق بر مي داشت و در کوچه و بازار مي گشت تا اگر نشانه اي از فساد مي بيند آن را از ميان ببرد و نيز احکام سنن و آدابي را که فرا گرفتنش بر مردم لازم است به آنان بياموزد.
همچنين آمده است به مسائل فقه اهتمامي فراوان داشت و گره هايي را که در اين زمينه پيش مي آمد مي گشود و اگر مسئله اي دشوار در ميان بود بزرگان صحابه را فرا مي خواند و با آنان رايزني مي کرد و آنگاه نتيجه فقهي مطلوب را از اين رايزني بيرون مي کشيد، براي نمونه مي بينيم که بحث هاي فقهي و علمي را با صحابيان معاصرين چون علي بن ابي طالب، عبد الله بن عباس، زبير، طلحه، عبدالله بن مسعود و ديگران در ميان مي گذارد و از آنان نظر مي خواهد.
اينک مي توان پرسيد: اگر در آغازين دوره پس از درگذشت پيامبر(ص) اختلافي درباره وضو وجود داشته، چگونه مسئله اي با اين اهميت به محفل اين صحابيان راه نيافته است؛ اين نشانه ها همه بر اين حقيقت تاريخي تاکيد مي کند که در آن آغازين دوره، مسلمانان درباره وضو مشکل نداشتند، و مسئله از آن اندازه بداهت و فراگستري برخوردار بود که از اوليات رسالت محمدي و مسلمات انکار ناپذير آن شمرده مي شد. و هيچ شک وشبهه و ترديد و ابهامي در اين باره در ميان نبود.
1-7پس از رحلت رسول خدا دو سياستي که ضربه مهلکي به اسلام زد
1- سياست جلوگيري از نشر حديث:
اين سياست با شعار (حسبنا کتاب الله) کتاب خدا ما را کفايت مي کند، از زمان خلافت ابوبکر آغاز شد، او احاديث نوشته شده را سوزاند و به صحابه رسول خدا(ص) سفارش کرد که حديث پيامبر(ص) را نقل نکنيد و تنها به دنبال قرآن باشيد.
همين سياست باشدت بيشتري در زمان خليفه دوم، عمر پي گيري شد عمر دستور داد که تا حديث پيامبر(ص) را نقل نکنند و يا در حد ممکن کم و کمتر نقل کنند و نيز دستور داد تا هر کسي که در زمان پيامبر گرامي اسلام(ص) هرچه نوشته بودند به وي تحويل دهند تا درباره اين نوشته و احاديث پيامبر(ص) چاره اي انديشيده شود آنگاه که همه نوشته ها جمع آوري شد، آنها را به آتش کشيد و دستور داد که حديث پيامبر(ص) را ننويسند بعد از عمر در زمان عثمان همين سياست پي گيري شد چرا که عثمان در شوراي شش نفر تعهد نموده که از روش ابوبکر و عمر پيروي نمايد.
و بعد که معاويه حکومت و رهبري سياسي جهان اسلام را تصاحب نمود او نيز همين سياست را در پيش گرفت اين سياست تا زمان خلافت عمر بن عبدالعزيز(99-101) يعني تا آغاز سده دوم هجري هم چنان ادامه داشت.
عمر بن عبد العزيز به آثار زيانبار اين سياست پي برد و دستور داد از اين به بعد سياست جلوگيري از نشر حديث ادامه پيدا نکند، چرا که هر چه اين سياست بيشتر پي گيري شود، بيشتر مسلمانان از اسلام بيگانه مي گردند او ضمن ارسال نامه اي به (ابي بکربن حزم) حاکم مدينه از وي خواست که به کتابت و نشر حديث رسول خدا(ص) همت گمارد تا پيش از اين در تاريخ اسلام دسيسه نشود و بيش از اين مردم از سنت رسول خدا و احکام اسلامي بيگانه نگردد.
2- سياست معاويه و برخي ديگر از حاکمان دودمان بني اميه در از بين بردن دين اسلام:
معاويه بعد از آنکه به قدرت رسيد، در جهت دشمني و حسادت با بني هاشم از هيچ اقدامي فروگذار نکرد او از يک سو خود را خليفه رسول خدا(ص) معرفي مي کرد و از سوي ديگر به صورت مرموز و زيرکانه اي مي کوشيد تا با از بين بردن دين اسلام، اسمي از پيامبر بزرگ اسلام(ص) نباشد.
بي خبري ديني از آثار زيانبار اين دو سياست است اعمال اين دو سياست آثار زيانباري را بر جامعه اسلامي، به جاي نهاد در دو نسل بعد از زمان پيامبر(ص) مسلمانان از اسلام بيگانه شدند، احکام اسلامي به فراموشي سپرده شد و از سنت و سيره پيامبر(ص) اطلاعي نداشتند به همين جهت عصر معاويه و بعد از آن را عصر اختناق و بي خبري ديني ناميدند، به قدري اين بي خبري گسترش پيدا کرده بود که حتي مسلمانان رايج ترين احکام اسلامي را نمي دانستند، ميدان براي دروغ پردازان و دغلبازان فراهم شده و نااهلان و فرصت طلبان از طريق دروغ پردازي و دسيسه در اخبار و روايات اسلامي زيانهاي جبران ناپذيري بر امت اسلامي تحميل نمودند و مردم از اسلام بيگانه شدند و از اسلام تنها اسمش باقي ماند.
دوره بازگشت به اسلام
پس از اينکه مجالي کوتاه در زمان عمر بن عبد العزيز به وجود آمد و در ادامه با ضعف بني اميه و اضمحلال آن فرصتي براي دو امام بزرگوار شيعه يعني امام باقر و صادق عليهما السلام پديد آمد تا به تلاش هاي فراوان و نهضت علمي مداوم مردم را از بي خبري رهانيدند. اين دو امام همام شاگردان بسيار و پر ارزشي را به جهان اسلام تحويل دادند.
عالمان برجسته اي اعم از شيعه و سني همانند (جابر بن يزيد جعفي) (کيسان سجستاني)، (محمد بن اسحاق صاحب سيره نبوي)، (ابن مبارک)، (زهري)، (اوزاعي)، (ابوحنيفه)، (مالک)،(حکم بن عتيبه)، و (شافعي) از محضر درس امام ابوجعفر باقر العلوم(ع) بهره ها آموختند.
از برکت اين نهضت علمي صادقين(ع) علماي اهل سنت نيز به مانند علماي شيعه در جهت بسط علم و گسترش دانش اسلامي کوشيدند و با بهره مندي از قرآن و سنت پيامبر(ص) و صحابه، به اجتهاد و تفقه پرداختند {با اين تفاوت که آنان چون امامت صادقين عليهما السلام را قبول نداشتند خود را مقيد به پذيرش نظر ايشان نمي دانستند و در عرض نظر ايشان، نظر مي دادند} چهار امام اهل سنت ظهور کردند و مکاسب فقهي پديدار شد و مؤسسان و پيشوايان هر يک از مذاهب فقهي به اجتهاد پرداختند.
به همين دلايل مي توان نتيجه گرفت که چرا اکنون شاهد تفاوت وضو گرفتن در مذاهب مختلف هستيم!!
فصل دوم: تعاريف ، اصطلاحات
فصل 2:
تعاريف، اصطلاحات
2-1معناي لغوي و اصطلاحي وضو چيست؟
وضو يا دس نماز يا آبدست در لغت به معناي (نظافت و پاکيزگي) است و از اين رو، عرب ها به شخص نظيف و پاکيزه مي گويند: (وضيء)2 و وضو در اصطلاح فقهي به معني شستن صورت و دست ها (غسلتان) و مسح سر و پاها (مسحتان) طبق دستوري که شارع مقدس اسلام فرموده است مي باشد.
بنا بر روايات يکي از علت ها و فلسفه هاي وضو، نظافت و پاکيزگي است. البته وضو قبلا به معني (شستن) بود و امروز کاملا به معني حقيقت شرعيه به کار مي رود و هرکسي آن را مي شنود آن عمل مخصوصي که اسلام آورده به ذهنش متبادر مي شود به طوري که استعمال آن در معني (شستن) نيازمند قرينه است، از چه زماني اين تحول را يافته است؟ آيا مثلا در سال 5 هجري اگر کسي لفظ وضو را مي شنيد معني دوم به ذهنش متبادر مي شد يا معني اول، کدام يک از دو معني نيازمند قرينه بود؟ با نگاهي به متون حديث مي بينيم که کاربرد لغوي تا نزول سوره ي مائده بدون قرينه در معني لغوي به کار مي رفته به عنوان نمونه: من أکل لحماً فليتوضّا : هرکس گوشت بخورد بايد وضو کند. (که در اينجا وضو به معني شستن دست ها مي باشد.)
وضو يکي از عبادت هاي اسلامي است که در عين مستحب بودن، مقدمه برخي از عبادت هاي ديگر، نظير نماز است. امام باقر (ع) مي فرمايد: لا صلاةَ إلّا بطهور3. در قرآن تنها يک آيه داريم که خداوند در آن به صورت صريح امر به وضو کرده است.
2-2آيه ي وضو در قرآن کريم
يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِذا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَکُمْ وَ أَيْدِيَکُمْ إِلَى الْمَرافِقِ وَ امْسَحُوا بِرُؤُسِکُمْ وَ أَرْجُلَکُمْ إِلَى الْکَعْبَيْنِ وَ إِنْ کُنْتُمْ جُنُباً فَاطَّهَّرُوا وَ إِنْ کُنْتُمْ مَرْضى‏ أَوْ عَلى‏ سَفَرٍ أَوْ جاءَ أَحَدٌ مِنْکُمْ مِنَ الْغائِطِ أَوْ لامَسْتُمُ النِّساءَ فَلَمْ تَجِدُوا ماءً فَتَيَمَّمُوا صَعيداً طَيِّباً فَامْسَحُوا بِوُجُوهِکُمْ وَ أَيْديکُمْ مِنْهُ ما يُريدُ اللَّهُ لِيَجْعَلَ عَلَيْکُمْ مِنْ حَرَجٍ وَ لکِنْ يُريدُ لِيُطَهِّرَکُمْ وَ لِيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْکُمْ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ4.
ترجمه : “اي اهل ايمان چون خواهيد براي نماز برخيزيد صورت و دست ها را تا مرفق (آرنج) بشوئيد و سر و پاها را تا برآمدگي پا مسح کنيد و اگر جُنُب هستيد پاکيزه شويد (غسل کنيد) و اگر بيمار يا مسافر باشيد يا يکي از شما را قضاء حاجتي دست داد و يا با زنان مباشرت کرده ايد و آب نيابيد (يا از استعمال آب ضرر ببينيد) در اينصورت به خاک پاک و پاکيزه تيمم کنيد به آن خاک صورت و دست ها را مسح کنيد خدا (در دين) هيچگونه سختي براي شما قرار نخواهد داد وليکن مي خواهد که تا شما را پاکيزه گرداند و نعمت را برشما تمام کند باشد که شکر او بجاي آريد5”
2-1-1نحوه ي وضوي پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم)
مرحوم کليني در اصول کافي روايت نموده که راوي مي گويد:
امام باقر عليه السلام- وضوي پيامبر (ص) را بدين صورت بيان کردند که ظرف آبي طلبيد و مشتي از آن برگرفت و بر صورت ريخت، پس صورتش را از دو طرف مسح کرد (دست کشيد)، سپس دست چپ خويش را در آب فرو برد (و پر کرد) و بر دست راستش ريخت، سپس اطراف آن را دست کشيد و بعد دست راستش را در آب فرو برد و بر دست چپش ريخت و همان کاري را که با دست راست نموده بود، با دست چپش هم انجام داد، سپس از آنچه در دستش (از رطوبت) مانده بود، سرش را و (روي) دو پا را مسح کرد، و ديگر بار دست ها را در آب فرو نبرد6.
2-3فلسفه وضو چيست؟

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

چرا وضو بگيريم؟ فلسفه وضو چيست؟
در ابتدا نکته اي را متذکر مي شوم، فلسفه تشريع بسياري از احکام دين بر ما پوشيده است و ما با اين حساب و کتابهاي عقلي نمي توانيم دقيقاً مشخص کنيم که به فلان دلايل اين حکم رسيده است و لاغير. پس اگر از چند و چون بعضي از احکام چيزي دستگير ما نشد نبايد کج انديشانه به آن نگاه کنيم بلکه بايد متواضعانه سر تسليم فرو آوريم و يقين کنيم که خيري است از جانب خداوند حي و قيوم و منتي ست بر عبد ضعيف و محتاج پس منّتش را با جان و دل مي پذيريم و سپاس به جا مي آوريم براي اين همه لطف.
امام هشتم عليه السلام درباره ي فلسفه و اسرار وضو مي فرمايند:
1- وضو ادب در برابر خداوند است تا بنده هنگام نماز وقتي در برابر او مي ايستد پاک باشد.
2- همچنين از آلودگيها و پليديها پاکيزه شود.
3- به علاوه (فايده) وضو، از بين رفتن کسالت و خواب آلودگي و ايجاد نشاط است.
4- دل و روح را آماده ايستادن در برابر پروردگار مي کند.
5- در وضو شستن صورت و مسح سر و پاها واجب است، زيرا اين اعضا در نماز به کار گرفته مي شود7.
شهيد بهشتي(ره) درباره ي فلسفه وضو مي فرمايد:
“وضو شستشو کردن و آنگاه به مسجد و محل نماز خراميدن است، يک قدم به سمت پاکي معنوي برداشتن است. لذا، اگر کسي همين حالا نيز به حمام رفته باشد، بايد براي خدا وضو بگيرد تا يک قدم به خلوص و خدايي بودن نزديکتر شده باشد8”
2-3-1تاريکي حق ملاقات با روشنايي را ندارد
“جناب رسول(صلي الله عليه و آله وسلم) فرمودند: خداوند وقتي نماز را واجب کرد، ديد که بندگانش آلوده اند لذا دستور داد که بندگان قبل از ورود به نماز، اول روشن گردند و سپس وارد منطقه روشنايي (صلاة) شوند. زيرا بنده ي آلوده حقِ مشرف شدن به زيارت نماز را ندارد. چون نماز پاک است و حقيقت آن تماماً طهارت است کسي که وضو ندارد وجودش تاريک است و کسي که تاريک باشد حق ملاقات با نماز را که نور است نخواهد داشت.
پيامبر فرمود: خداوند وضو را واجب نمود زيرا که نخواست بندگانش با دنيايي که بدان آلوده اند وارد در نماز شوند زيرا بنده به دنيا آلوده است و شبانه روز در اين آلودگي به سر مي برد. نتيجه اينکه انسان با وضو گرفتن خود را آماده مي سازد براي ورود در منطقه نوراني ديگري به نام نماز9″
حاصل کلام اينکه: دل به دنيا داده اي و رو به آن کرده اي، پا به سوي دنيا برده اي و دست و سرت را نيز به واسطه آن آلوده کرده اي بنابراين از پا تا به سر به دنيا آلوده اي. حالا اگر مي خواهي به نماز رو کني بايد وضو بگيري تا اين وضو تو را تطهير کند و بعد از آن در پيشگاه خداوند حاضر شوي و يکپارچه در طهارت باشي10.
علامه حسن زاده آملي در کتاب (صراط سلوک) درمورد فوايد دائم الوضو بودن مي فرمايند:
ديلمي از پيامبر اکرم(ص) نقل مي کند که خداوند مي فرمايد “هرکسي وضويش را از دست بدهد و وضو نگيرد به من جفا کرده است و کسي که وضويش را از دست بدهد و دوباره وضو بگيرد و حداقل دو رکعت نماز نخواند بر من جفا کرده، هرکس وضويش را از دست داد، تجديد وضو کرد و دو رکعت نماز خواند و پس از آن دعا نکرد بر من جفا کرده است و هر کس وضويش را از دست بدهد و پس از آن وضو بگيرد و نماز بخواند دعا کند و از حوائج دنيا و آخرتش چيزي بخواهد و من إجابت نکنم، من به او جفا کرده ام و من خداي جفاکار نيستم”.
آري اي برادر! بدان که وضو نور است و تداوم آن، باعث ارتقا به عالم قدس خواهد شد، بدان که اين دستور با برکت، نزد بزرگان علم و عمل تجربه شده است، پس اي سالک کوي يار، بر تو لازم است که اولاً هميشه آن را انجام دهي و ثانياً همت عالي داشته باشي و پس از نماز -از خداي تبارک و تعالي- آنچه را که باقي و جاودانه است بخواهي و از او به جز او را نخواهي و با زبان حال اينگونه مترنم باشي.
ما از تو نداريم به غير از تو تمنا / حلوا به کسي ده که محبت نچشيده است!
زيرا آن کس که طعم محبت خداي را چشيده است غير او را هيچ مي انگارد، علاوه بر اينکه آنچه از غير او بخواهد، هر يک مظهر اسمي از اسماي الهي است، پس اگر او زماني اصل را يعني (ذات حق را) يافت، همه فروع را به دست آورده است.
چرا زاهد اندر هواي بهشت است / چرا بي خبر از بهشت آفرين است؟
2-3-2حقيقت نوراني وضو از نظر آيت الله صمدي آملي
آيت الله صمدي آملي درباره ي حقيقت نوراني وضو مي فرمايند11:
شاخصه ي مرتبه ي طهارت را (وضو) تشکيل مي دهد. در يک روايت آمده است که الوضوء نور؛ وضو گرفتن نور است در روايتي ديگر آمده: اگر شخص با وضويي قبل از اينکه وضويش را باطل کند، وضوي ديگري بگيرد او نور بر نور افزوده است که الوضوء علي الوضوء نور علي نور.
در نکته 730 هزار و يک نکته حضرت مولاي مکرّمم12 آمده است:
“شيخ رئيس در فصل دوم مقاله اُولي قانون در حفظ صحّت عين گويد:
و ممّا يجلو العين و يحدّها الغوص في الماء الصافي و فتح العين في داخله؛ (يعني از جمله چيزهايي که جلا مي دهد چشم را و حفاظتش مي کند فرو رفتن در آب صافي و گشودن چشم در داخل آن است13).
در تفسير نور الثقلين حديث 127 آن اين است: في کتاب علل الشرايع بإسناد إلي ابن عباس قال: قال رسول الله (صلي الله عليه و آله و سلم):
افتحوا عيونکم عند الوضو لعلّها لا تري نار جهنّم. (يعني در حين وضو چشمانتان را بگشاييد تا بدين طريق چشمانتان از آتش جهنم بر حذر باشد)، جهنّم عين، رمد و عمي و ساير امراض آن است أعاذنا الله و ايّاکم منها”.
براي اينکه بحث وضو را دنبال کنيم، نکته 365 هزار و يک نکته حضرت مولي روحي فداه را تلاوت مي کنيم تا بعد به شرح و بيان آن بپردازيم، در نکته ي مذکور آمده است:
“في ترک الاطناب في شرح الشهاب(حديث299): امّتي الغرّ المحجّلون يوم القيامه من آثار الوضوء. گفت پيامبر(ص): امت من روي سپيد و دست و پاي سپيد باشند از اثر دست و روي شستن بدان که ايزد تعالي چون نماز را واجب کرد نخواست که بندگان وي به دنيا آلوده، به خدمت آيند، ايشان را فرمود که وضو کنند و با اين چهار عضو مخصوص کرد زيرا که آدم، اول روي به درخت گندم کرد و به پاي برفت و به دست از درخت گندم باز کرد و بر سر نهاد و بر حوّا آورد. ايزد عزّ اسمه اين چهار عضو گناهکار را بفرمود: شستن به گاه خدمت”
2-3-3نظر شهيد ثاني درمورد طهارت
شهيد ثاني قدس سرّه مي فرمايد: در مورد طهارت، انسان بايد توجه داشته باشد که چون اعضا ظاهرش در معرض ديد ديگران است و از طرفي هميشه با امور پَست دنيوي در تماس هستند انسان موظف است که آنها را بشويد و نظيف نگه دارد.
در کتاب مصباح الشريعه: از امام صادق(ع) روايت شده:
هنگامي که قصد طهارت و وضو کردي چنان به طرف آب حرکت کن که گوئي به طرف رحمت خدا مي روي، زيرا خداي تعالي آب را کليد نزديکي و مناجات خود و راهنماي بساط خدمتش قرار داده و همانطور که رحمتش گناهان بندگان را مي شويد جز آب چيز ديگري نجاسات ظاهري را زائل نمي کند.
و بعد چنين ادامه مي دهد: خداي تعالي در قرآن مي فرمايد ” هُوَ الَّذي أَرْسَلَ الرِّياحَ بُشْراً بَيْنَ يَدَيْ رَحْمَتِهِ وَ أَنْزَلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً طَهُوراً ؛ او خدايي است که بادها را براي بشارت پيشاپيش رحمت خود فرستاد و از آسمان آب پاک کننده نازل کرديم14.”
و همچنين مي فرمايد: ” وَ جَعَلْنا مِنَ الْماءِ کُلَّ شَيْ‏ءٍ حَيٍّ ” و زندگي همه موجودات زنده را به آب وابسته نموديم15، پس همانطور که با آب هر نعمتي را به وجود آورده با فضل و رحمتش قلوب را به اطاعت و بندگيش زندگي بخشيده. پس در صفا و رقت و پاکيزگي و برکت آب بنگر، و بنگر که چگونه با همه چيز ممزوج مي شود و در همه چيز وجود دارد، و آن را در اعضايي که خدا دستور داده استعمال کن و واجب و مستحبش را بجا آور که در هر کدام از اين امور فوائد بسيار نهفته که اگر به صورت شايسته انجام دهي چشمه هاي فوايدش به سوي تو جاري خواهد شد.
سپس همانطور که آب به راحتي با همه اشياء ممزوج مي شود با خلق خدا معاشرت کن و با هر چيز همانطور که شايستگي اش را دارد برخورد کن.
و خلاصه آنکه بر اساس فرمايش رسول خدا که فرمودند: (مثل المؤمن الخاصّ کمثل الماء) مثل مومن مثل آب است، مانند آب باش.
پس بايد خلوصت با خدا در تمام عبادات مانند خلوص آب به هنگامي که خدا او را از آسمان نازل کرد و آن را طهور يعني پاک کننده، اشاره است به آيه شريفه (و أنزلنا من السماء ماءً طهورا) ناميد، باشي.
و هنگاميکه جوارحت را با آب تطهير مي کني منظور اين است که مانند آب پاک و پاک کننده باش بر همه امور نظارت کن و آني از اطراف خود غافل مشو که اگر جامعه فاسد شود تو را نيز به فساد خواهد کشيد.
“از آنجا که انسان در اجتماع آدمي مسلک بوده و هميشه با ديگران در ارتباط است، لذا هميشه آلودگي هاي اجتماع دامنگيرش خواهد بود. به عنوان مثال زماني که فردي يک مال دزدي شده را به شما مي فروشد اگرچه شما هم ندانيد آن شخص اين متاع را از چه راهي تهيه کرده است، با اين حال باز اثرات تکويني آن مال را نمي توان برطرف نمود. حال اگرچه از جنبه فقهي به ما بگويند: چون پولي را که در مقابل آن متاع پرداخت نموده ايد مالک بوده ايد، پس در برابر آنچه به دست آورده ايد نيز مالک هستيد، اما تا زماني که از اين متاع استفاده مي کنيد همچنان اثرات تکويني آن ادامه خواهد داشت.
مثلا مي بينيد تا زماني که آن لباس خريده شده را برتن داريد روحيه ي حاکم قبلي خود را نداشته و حال نماز خواندن و خلوت کردن را نداريد. چه بسا گاهي با يک خوردن و نوشيدن در خانه ديگران يا با يک قدم زدن و رفت و آمد در اجتماع و يا با يک نگاه کردن به چهره ي مردم، آن اثر مطلوب معنوي از بين برود و باز برگرداندن حالي که از دست رفته خيلي مشکل است.
وضو و طهارت تمام اثرات اين آلودگي را برطرف مي کند و انسان را نوراني مي نمايد16″
2-4فوايد بهداشتي وضو
شخص رسول گرامي(ص) هميشه هنگام وضو گرفتن آب در داخل بيني (استنشاق) مي نمودند و مکرراً اين امر مستحبي را به مسلمين توصيه مي کردند. نظافت خشيوم (مجراي تنفس بيني) يکي از مستحبات وضو گرفتن و نماز است.
و همان طور که مي دانيد ميکروب ها با تنفس از راه بيني وارد بدن انسان مي شوند و بيني مانند صافي عمل مي کند، يعني پيچ و خمها و موهاي داخل بيني و مخاط مرطوب مانع ورود ميکروب به داخل بدن مي شوند، دکتر تومانيانس در کتاب خود مي نويسد:
در غضروفهاي بيني گاهي کرمي توليد مي شود که سبب سر درد فوق العاده شديدي مي شود و کميِ بينايي چشم ايجاد مي کند، براي دفع اين کرم بهترين وسيله شستشوي بيني با آب سرد است17.
وضو مصونيت از رشد انگل هاي قارچي ميان انگشتان پاها را ضمانت نموده، همان طور که پوست را از ابتلا به التهاب و چرک و زخم هاي چرکين منع مي نمايد و احتمال حدوث سرطان پوست را کاهش مي دهد؛ زيرا مواد شيميايي را قبل از آنکه متراکم شوند و بر سطح پوست جمع شوند از بين مي برد، به همين علت اين حقيقت ثابت شده اي است، که ابتلا به سرطان پوست در کشورهاي اسلامي اندک است.
در آماري که سازمان بهداشت جهاني تنظيم کرده است، شمار سرسام آوري (سيصد ميليون نفر) به بيماري هاي پيسي آلوده و مبتلا مي باشند، و مسلمانان که وضو مي گيرند دانسته يا ندانسته از اين بيماري ها مصون مي باشند، چون وضو موجب مصونيت از اين بيماري ها مي گردد.
لذا گفته اند که بهره بردن از شيء به معني علم به تمام جزئيات آن نيست، يعني ممکن است که شما به قصد اداي عبادت وضو بگيريد، و نتيجه هاي وضو که به آن واقف و يا از آن بي خبر مي باشيد نصيب گردد، و حال شما نيز متوجه نيستيد، و کافي است که شما به حقانيت امر خداوند اعتراف نموده و اعتقاد داشته باشيد که فرمان خداوند خير مطلق مي باشد، و در اين هنگام از ثمر اين دستور بهره مند مي گرديد.
هنگامي که انسان در مسير خداوند قرار مي گيرد، در خير و سعادت و مصونيت و امنيتي است که بهتر از آنها را نمي توان يافت، تمام خير و رستگاري و نجات و پيشرفت در دست خداوند است، و تمام خردها در اطاعت خداوند مي باشد18.
2- 5 احاديث راجع به وضو
در پايان چند حديث درباره ي وضو بيان مي داريم؛
قال رسول الله (ص):
أکثر مِن الطَّهورِ يَزِدِ الله في عُمرِکَ، و إنِ استَطَعْتَ أن تکونَ باللَّيلِ و النَّهارِ علي طَهارَةٍ فافعَلْ؛ فإنّکَ تکونُ إذا مُتَّ عَلَي الطَّهارَةِ شَهيدا.
رسول خدا فرمودند: زياد وضو بگير، تا خداوند عُمر تو را زياد گرداند. اگر توانستي شب و روز با طهارت باشي اين کار را بکن، زيرا اگر در حال طهارت بميري، شهيد خواهي بود19.
امام رضا(ع) مي فرمايد:
اِنّما اُمِرَ بِالوَضُوء وَ بُدِأ بِهِ لِأَن يَکُونَ العَبْدُ طاهِراً إذا قامَ بَينَ يَدَيِ الجَبّار عندَ مُناجاتِهِ إيّاه مُطيعاً لَه فيما اَمَرَه نَقِيّاً من الإدناس و النَّجاسَة مَعَ ما فيه مِن ذَهاب الکسَل و طَردِ النُّعاسِ و تَزْکِيةِ الْفُؤادِ لِلْقيام بَينَ يَدَيِ الجَبّار.
خداوند واجب فرموده است بندگانش وضو گيرند و نماز را با آن آغاز کنند تا در پيشگاهش پاکيزه و فرمانبردار باشند و از آلودگي ها و نجاسات پيراسته گردند. افزون براين، وضو موجب از ميان رفتن کسالت و افسردگي مي شود و قلب آدمي را براي باز يافتن در حضور خداي جبّار پاک مي سازد20.
قال رسول الله(ص):
الوضوء مد و الغسل صاع وَ سَيَأتي قوام يستقلون ذلک فاولئک علي خلافِ سنتي.
براي وضو ده سير آب و براي غسل، سه کيلو آب کافي است، ولي افرادي در آينده مي آيند که اين مقدار را کم مي شمارند (آب زيادي مصرف خواهند کرد)، که آنها برخلاف راه من مي روند21.
قال رسول الله(ص):
الماءُ الّذي تُسَخُّنُه الشَمسُ لا تَوَضَّوؤا بِهِ، و لا تَغْتَسِلوا بِهِ، و لا تَعْجِنوا بِهِ، فَإنَّهُ يورِثُ البَرَصَ.


پاسخ دهید