ج : از ديگر فايده هاي اين تحقيق پي بردن به چگونگي تفاوت دختران و پسران در عزت نفس و پرخاشگري است و اينکه کدام گروه عزت نفس و پرخاشگري بيشتري دارند .
د : از فوايد عمده اين تحقيق ان است که با توجه به نتايج و پيامدهاي اين تحقيق مي توان برنامه ريزيهاي صحيح و اصولي را با توجه به شرايط انجام داد . تا بتوان گامهايي در جهت افزايش عزت نفس و کاهش پرخاشگري در افراد جامعه برداشت و قدري از نگراني عمومي مردم از افزايش روز افزون پرخاشگري در جامعه کاست و در جهت داشتن جامعه اي مطلوب و اميدوار به آينده امن و مطمئن حرکت کرد .
6-1: سئوالهاي تحقيق :
با توجه به مطالب مطروحه گذشته در اين پژوهش سئوالهايي مطرح است که عبارتند از : يک سئوال اصلي و دو سئوال فرعي که به ترتيب در زير مي آيد :
1- آيا بين عزت نفس و پرخاشگري در دانش آموزان ( دختر و پسر ) پايه متوسطه رابطه اي وجود دارد ؟
2- آيا بين دختران و پسران در عزت نفس تفاوت وجود دارد ؟
3- آيا بين دختران و پسران در پرخاشگري تفاوت وجود دارد ؟
7-1: تعريف نظري و عملياتي متغيرها :
متغير پيش بين : عزت نفس :
تعريف نظري : همچنانکه فرد از خود درکي پيدا مي کند و هويت خود را بايد براي خصوصيات خود ارزش منفي يا مثبت قائل مي شود مجموعه اين ارزيابيهاي فرد از خود عزت نفس او را تشکيل مي دهد .
تعريف عملياتي : منظور از عزت نفس در اين تحقيق آن چيزي است که پرسش نامه عزت نفس ( فرم تجديد نظر شده پرسش نامه کوپر اسميت ، مي سنجد . ( توضيحات بيشتر راجع به پرسش نامه مذکور در فصل سوم خواهد آمد ).

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

متغير ملاک : پرخاشگري :
تعريف نظري : به هر گونه رفتار معطوف به هدف آسيب رساندن يا مجروح ساختن موجودي ديگر که به منظور اجتناب از رفتاري مشابه بر انگيخته مي شود پرخاشگري اطلاع مي گردد .
تعريف عملياتي : منظور از پرخاشگري در اين پژوهش آن چيزي است که پرسشنامه پرخاشگري AQ آرنولداچ باس و مارک پري مي سنجد .
فصل دوم
ادبيات و پيشينه تحقيق
1-2: مباني نظري تحقيق :
شناخت خود از محورهاي اساسي روان شناسان اجتماعي است . مفهوم حود به خود وابسته و خود مستقل تجزيه مي شود . خود مستقل در فرهنگ هايي پرورش مي يابد که به آزادي فردي اهميت مي دهند . خود وابسته در فرهنگهايي رشد مي يابد که در راستاي تقويت پيوندهاي فرد با گروههاي گوناگون هستند . پندار از خود در نتيجه ي ارزيابي ديگران که در ذهن شخص بازتاب مي شود به وجود مي آيد ( احمدي 1384) . آلپورت پرورش خود را به هفت مرحله تقسيم کرده است که عبارتند از : خود جسماني ، تشخيص هويت خود اعتماد به خود ، گسترش خود ، پندار از خود ، خود به عنوان حريفي ارزشمند و تلاش اختصاصي ، خود داراي سه بعد است که عبارتند از : احساس خود ، ادراک خود و نمايش خود . احساس خود به آن جنبه از خود گفته مي شود که با واکنش فرد نسبت به خودش در ارتباط است . پس از اين مرحله هر فرد در طول زندگي اش به ارزيابي خود پرداخته و وجود خود را درک مي کند اين جنبه از خود در ارتباط با احساسهايي مثبت و منفي فرد درباره ي خودش مي باشد . خود نمايشي به اين معني است که فرد چگونه خود را به ديگران معرفي يا عرضه مي کند . هر فردي يک برداشت و پنداشت از توانمندي و کاستي خود دارد که بر اساس آن خود را مورد ارزيابي مثبت يا منفي قرار مي دهد که اين برداشت ، خود پنداره ي شخص را به وجود مي آورد ( احمدي 1384) .
1-1-2 : عزت نفس :
همچنانکه کودکان از درکي پيدا مي کنند و هويت خود را مي يابند تلويحا براي خصوصيات خود ارزش منفي يا مثبت قايل مي شود . مجموعه اين ارزيابيهاي که کودک از خود مي کند عزت نفس او را تشکيل مي دهد . عزت نفس همان مفهوم خود نيست گر چه اين دو غالبا با هم اشتباه مي شوند . مفهوم خود مجموعه اي است از عقايد فرد درباره خود که بيشتر بر مبناي توصيف است تا قضاوت ممکن است بعضي از بخشهاي خود خوب يا بد تلقي شود ولي بعضي از بخش ها نه خوب تلقي شود نه بد .
اين که کسي سياه موي سياه و صداي نرمي دارد بخشي از مفهوم خود است ولي خصوصيات نه بد هستند و نه خوب . از طرفي عزت نفس به ارزيابيهاي شخص از خصوصياتش اطلاق مي شود . يک پسر بچه 8 ساله ممکن است از خودش اين تصور را داشته باشد که زياد دعوا کند حال اگر براي اين توانايي در دعوا راه انداختن ارزش قابل باشد و به خودش حق بدهد اين خصوصيت به عزت نفس او مي افزايد ولي اگر از اين که مدام دعوا مي کند ناخشنود باشد اين خصوصيت پرخاشگري احتمالا عزت نفس او را کاهش مي دهد . ( هنري ماسن و همکاران 1373) .
2-1-2: عزت نفس و موفقيت :
يکي از دلايل توجه زيادي که به عزت نفس مي شود اين است که ممکن است ضعف بعضي از کودکان در مدرسه ناشي از کمي عزت نفس آنان باشد . چندين برنامه تربيتي براي بالا بردن عزت نفس کودکان به اين اميد طرح ريزي شد . که بتواند عملکرد او را در مدرسه نيز پيش ببرد . چندين برنامه هايي عموما ناموفق از کار آمده است ( شاير و کرات 1979) .
يکي از دلايل ان اين است که احساس خوبي که بطور کلي کودک در مورد خودش دارد به اندازه احساسي که در مورد توانش شناختني يا تکاليف درسي اش دارد همبستگي آشکاري با عملکرد درسي او ندارد . اين برنامه ها در تشخيص اينکه کودک ممکن است در قلمروهاي مختلف در مورد خودش احساس متفاوتي داشته باشد ناموفق بوده اند . و نيز جاي تعجب نيست که اگر کاري کنيم که کودکان در مورد مهارتهاي ورزشي از خود خشنود باشند اين خشنودي در احساسي که در مورد توانايي خود در درس رياضي دارند تاثير نگذارند . ( هنري ماسن 1373) .
3-1-2: اصل حفظ عزت نفس نوجوان :
يکي از موثرترين روشهاي برقراري رابطه ي انساني با نوجوان ، حفظ و تامين عزت نفس نوجوان است . تحقيقات نشان داده اند نوجواني که از عزت نفس يا حرمت خود بالايي برخوردار است بهتر مي تواند زندگي کند ، با ديگران رابطه برقرار کند به پيشرفت تحصيلي نايل گردد و فردي خلاق و پويا باشد . نوجواني که عزت نفسش حفظ شده است در رويارويي با مسائل و مشکلات از استواري و مقاومت بالايي برخوردار است و آسيب پذيري او کمتر است . عزت نفس عبارت است از احساس ارزشمند بودن ( کلمز 1373).
مجموعه احساسات ، عواطف ، نگرشها و تجربيات فرد در طول زندگي او موجب مي شوند که فرد احساس ارزشمند مي کند ، نسبت به خود ، ارزيابي مثبت داشته باشد و احساس لياقت و کفايت کند . همه نوجوانان صرف نظر از سن ، جنسيت و زمينه فرهنگي به حفظ عزت نفس نياز دارند ، لازمه خلاقيت ، پويايي ، پيشرفت و حرکت ، ارضاي عزت نفس نوجوان است .
والديني که به فرزند خود روحيه و اميد مي دهند توانايي هاي او را تحسيت و تمجيد مي کنند اين نياز را به خوبي در او ارضاء مي کنند و موجب مي شوند که اعتماد به نفس فرزند انها تامين شود و فرزندانشان با اطمينان مسير پر نشيب و فراز زندگي را طي کنند و با روحيه اي مقاوم با مسائل و مشکلات و مسئوليتها مواجه شوند .
در اين اصل دو تصوير متفاوت از ويژگيهاي نوجواني که از عزت تنفس بالايي برخوردار است در مقايسه با ويژگيهاي نوجواني که از عزت نفس پاييني بهره مند است ارائه مي شود ( کلمز و همکاران 1373، محسني 1375) .
الف : نوجواني که از عزت نفس بالايي برخوردار است مستقل عمل مي کند ، احساس مسئوليت مي کند و خود تصميم مي گيرد . او در صورت لزوم به ديگران کمک مي کند ، به پيشرفتهايش افتخار مي کند و. گاهي از خود تعريف مي کند ، از تغيير مثبت و نوآوري استقبال مي کند . عواطف و هيجانها خود را نشان مي دهد و ابراز مي کند و مسائل و مشکلات و ناکامي ها را با شکيبايي تحمل مي کند .
ب: نوجواني که داراي عزت نفس پاييني است فرد متکي است و تصويري منفي از خود دارد ( نمي دانم ، نمي توانم ) . احساس مي کند که ديگران براي او ارزشي قائل نيستند . در رويارويي با مشکلات ، مسائل و ناکامي ها احساس درماندگي مي کند . براي ضعفهاي خود ، ديگران را سرزنش مي کند و به شانس نسبت مي دهد . زود نا اميد مي شود ، بهانه جويي مي کند و نمي تواند انتقاد را بپذيرند . عواطف و هيجانهاي خود را نشان نمي دهد و ابراز نمي کند ( استادان طرح جامع 1380) .
بسياري از اختلالات رواني با عزت نفس پايين رابطه دارد . براي مثال : روانشناسان معتقدند : افسردگي بر اساس زنجيره مهارتهاي شناختني است که شامل معيارهاي شخصيت و ارزيابي منفي از خود است . اساس عزت نفس بر تجربيات زندگي استوار است و شايستگي عاطفي – اجتماعي از عزت نفس مثبت ناشي مي شود و کودک را از مشکلات شديد آينده مي رماند . ( کوپر اسميت 1967 به نقل از بيابان گرد ) .
4-1-2: اندازه گيري عزت نفس :
وقتي از کودکان مي پرسيم که چقدر خودشان را دوست دارند و يا توانائيهاي خود را چگونه ارزيابي مي کنند غالبا پاسخهايي مي دهند که خالي از جانبداري نيست . در مطالعه اي که ارزيابيهاي کودکان از خود با ارزيابيهاي معلمان و همسالان از انان مقايسه مي کند بعضي مشکلات اندازه گيري عزت نفس نشان داده شده است براي سنجش عزت نفس از سه روش استفاده شده است .

الف : کودکان خود را در مقايسه با ساير هم کلاسي هاي خود از لحاظ خصوصياتي مثل محبوبيت و توانش رتبه بندي کردند .
ب: از هر يک از گروههاي سه نفري دانش آموزان سئوال شد که کدام دو نفر به هم شباهت دارند و چرا ؟
ج: فيلمي از کودکان با خصوصيات مختلف نشان دادند و واکنش کودکان را مشاهده کردند تا ببينند کداميک از کودکاني که در فيلم ديده بودند شبيه به خود مي دانند . با هر سه روش بسياري از کودکان نمره هاي نسبتا ثابتي مي آوردند . ( البته تقريبا يک سوم از کودکاني که همسالان و معلمانشان انان را به عنوان نامحبوب و ناتوان رتبه بندي کرده بودند خود را محبوب و توانا ارزيابي کردند .
عزت نفس بعضي از کودکان دست کم در مقايسه با ارزيابيهاي ديگران زياد است . احتمال ديگر اين است که گزارش شخصي انان عزت نفسشان را بالاتر از انچه هست نشان مي دهد . ( هنري ماسن 1373) .
بالا بردن عزت نفس اقدام پسنديده اي و احمقانه است اگر کسي با اين کار مخالفت کند اما مسئله تقويت کردن عزت نفس نوعي مداخله ي انگيزشي است که تقريبا هيچ يافته اي وجود ندارد که نشان دهد عزت نفس اصلا چيزي را بوجود مي آورد بلکه عزت نفس توسط مجموعه موفقيتها و شکستها به وجود مي آيد … آنچه بايد بهبود يابد عزت نفس نيست ، بلکه مهارتهاي ما براي برخورد با دنياست . ( سيگمن به نقل از مارشال ريو 1382) . افزايش عزت نفس موجب افزايش پيشرفت نمي شود بلکه افزايش پيشرفت موجب مي شود که عزت نفس بيشتر شود .
افرادي که عزت نفس کمي دارند دچار اضطراب زيادي مي شوند . برخي معتقدند که مهمترين فايده عزت نفس زياد اين است که از خود در برابر اضطراب محافظت مي کند ( گرين برگ و همکاران 1992، سولون ، وپنيزينسکي 1991به نقل از مارشال ريو 1382) .
زماني که افراد داراي عزت نفس بسيار زياد متوجه مي شوند که ديگران انها را مسخره مي کنند به طرز غير عادي آماده اقدامات پرخاشگري تلافي جويانه مي شوند .
نياز به پيشرفت باعث مي شود که افراد قبل از مشارکت در تکليف شاخس موفقيت خود را زياد برآورد کنند ( ونيز 1974) .
افراد عادي پيشرفت زياد عموما انتظارات پيامد بسيار خوشبينانه اي دارند در حالي که افراد داراي نياز پيشرفت کم عموما انتظارات پيامد نسبتا بدبينانه اي دارند ، انها شانس موفقيت خود را دست کم مي گيرند . همين الگو در مورد افراد داراي عزت نفس کم و زياد مصداق دارد به طوري که افراد داراي عزت نفس زياد از افراد داراي عزت نفس کم انتظارات پيامد بسيار خوشبينانه تري در سر مي پرورانند .
5-1-2: فوايد عزت نفس بالا :
برخي از فوايد عزت نفس بالا عبارتند از :
1- پذيرش هر چه بيشتر خود و ديگران
2- آگاهي بيشتر از آنچه در زندگي مي خواهيم
3- آرامش بيشتر و آمادگي بيشتر براي کنترل استرس
4- مثبت بودن و احساس شادي
5- اشتياق و انگيزه و علاقه مندي بيشتر به زندگي
6- اطمينان داشتن به خود در همه فعاليتها
7- تبديل مشکلات به مبارزه جوييها
8- تمايل بيشتر براي در ميان گذاشتن احساسات با ديگران
9- توجه بهتر به ديگران


پاسخ دهید