2-9-5. پتانسيل خطر:16
2-10. حفاظت در مقابل حريق17
2-11. طبقه‌بندي حوادث17
2-11-1. طبقه‌بندي حوادث بر اساس عواقب آن‌ها17
2-11-2. طبقه‌بندي حوادث بر اساس عامل حادثه18
2-11-3. طبقه‌بندي حوادث بر اساس اراده انساني18
2-11-4. طبقه‌بندي حوادث بر اساس خصوصيات خطر19
2-12. دلايل آتش‌سوزي در شهرها19
2-13. کاربرد انواع مدل‌ها در براي بررسي مراکز خدمات‌رساني20
2-13-1. مدل دايره‌اي يا شعاعي20
2-13-2. تجزيه‌وتحليل سطوح خدماتي با استفاده از تابع نزديکي20
2-13-3. تجزيه‌وتحليل سطوح خدماتي با استفاده از عمليات همسايگي21
2-13-4. مدل تخصيص21
2-13-5. مدل حداکثر پوشش22
2-14. عوامل تأثيرگذار بر شعاع پوشش ايستگاه‌هاي آتش‌نشاني22
2-14-1. تراکم مسکوني22
2-14-2. تراکم مراکز تجاري22
2-14-3. بافت شهري (امکان و ضريب دسترسي، بافت و شبکه و دسترسي)23
فصل سوم:24
3-1. معرفي منطقه يک شهري بندرعباس25
3-1-1. کاربري اراضي منطقه يک شهري بندرعباس26
3-1-2. ويژگي‌هاي جمعيتي منطقه يک شهرداري بندرعباس27
3-1-3. وضعيت اقليمي منطقه28
3-2. روش تحقيق29
3-2-1. تهيه اطلاعات مکاني و توصيفي موردنياز:30
3-2-1-1. لايه تراکم جمعيتي30
3-2-1-2. لايه نزديکي به مراکز صنعتي30
3-2-1-3. لايه نزديکي به مراکز اداري30
3-2-1-4. لايه نزديکي به مراکز آموزشي و درماني31
3-2-1-5. لايه نزديکي به مراکز تجاري31
3-2-1-6. لايه نزديکي به شبکه ارتباطي31
3-2-1-7. لايه پوشش عملکردي ايستگاه‌هاي آتش‌نشاني موجود31
3-2-1-8. لايه محدوديت31
3-2-2. استانداردسازي نقشه‌هاي فازي32
3-2-3. روش (AHP)32
3-2-3-1. ساختن سلسله‌مراتب33
3-2-3-2. مقايسه زوجي و محاسبه وزن33
3-2-3-3. محاسبه نرخ ناسازگاري34
3-2-3-3-1. ميانگين بردار ناسازگاري35
3-2-3-4. محاسبه شاخص ناسازگاري35
3-2-3-5. محاسبه نرخ ناسازگاري36
فصل چهارم37
4-1. شناخت وضع موجود منطقه ازلحاظ ايستگاه‌هاي آتش‌نشاني28
4-2. مکان‌يابي استقرار ايستگاه‌هاي آتش‌نشاني در منطقه‌ي يک شهر بندرعباس38
4-3. معيارها و شاخصهاي مورداستفاده38
جدول شماره 4-1 معيارها و زير معيارهاي موردبررسي در پژوهش39
4-4. محاسبه وزن نهايي معيارها و زيرمعيارها41
4-5. ايجاد لايههاي اطلاعاتي در محيط GIS44
4-5-1. لايه نزديکي به مراکز صنعتي44
4-5-2. لايه تراکم جمعيتي45
4-5-3. لايه نزديکي به مراکز اداري46
4-5-4. لايه نزديکي به مراکز آموزشي48
4-5-5. لايه نزديکي به مراکز درماني48
4-5-6. لايه نزديکي به مراکز تجاري49
4-5-7. لايه نزديکي به شبکه ارتباطي50
4-5-8. لايه پوشش عملکردي51
4-5-9. لايه محدوديت احداث ايستگاه‌هاي آتش‌نشاني52
4-6. مکان‌يابي ايستگاه‌هاي آتش‌نشاني با استفاده از منطق فازي53
4-6-1. نقشه‌هاي مربوط به مدل فازي53
4-6-1-1. تابع نوع اول54
4-7. فازي‌سازي لايه‌هاي اطلاعاتي54
4-7-1. عملگر فازي AND59
4-7-2. عملگر فازي گاما60
4-8. ترکيب همه لايه‌هاي اطلاعاتي فازي و اعمال ضرايب نهايي مدل AHP:60
4-9. تعيين مناطق مستعد:62
فصل پنجم64
5-1. جمع‌بندي و نتيجه‌گيري65
5-2. آزمون فرضيه‌ها‌ي تحقيق66
5-3. پيشنهادها67
5-4. منابع68
فهرست جدول‌ها
عنوان صفحه
جدول (3-1) مساحت و سرانه کاربري‌هاي اراضي منطقه يک 34
جدول (3-2) تعداد جمعيت و تراكم ناخالص آن در سال 1390 35
جدول(3-3) تعداد خانوار و بُعد خانوار در منطقه يک و بندرعباس در سال 1390 36
جدول(3-4): مقادير ترجيحات براي مقايسات زوجي 42
جدول(3-5): شاخص ناسازگاري ماتريس تصادفي 44
جدول شماره 4-1 معيارها و زير معيارهاي موردبررسي در پژوهش 47
جدول شماره 4-2 ويژگي معيارهاي مؤثر در مکان‌يابي ايستگاه‌هاي آتش‌نشاني 47
جدول4-3 وزن دهي به معيارها با استفاده از روش مقايسه دوتايي 49
جدول4-4 معيار و زير معيارهاي موردبررسي به همراه وزن‌ نهايي آن‌ها 50
جدول ‏4-5 نوع تابع فازي جهت استانداردسازي نقشه‌هاي معيار در منطق فازي 60
فهرست شکل‌ها
عنوان صفحه
شکل(3-1) تصوير نقشه موقعيت محدوده منطقه يک شهري بندرعباس25
شکل (3-2) نقشه کاربري اراضي منطقه يک شهري بندرعباس27
شکل 4-1- نمودار محاسبه وزن‌ها در نرم‌افزار Expert Choice42
شکل4-2- نقشه نزديکي به مراکز صنعتي45
شکل 4-3- نقشه تراکم جمعيتي منطقه يک46
شکل 4-4- نقشه نزديکي به مراکز اداري47
شکل 4-5- نقشه نزديکي به مراکز آموزشي48
شکل 4-6- نقشه نزديکي به مراکز درماني49
شکل4-7- نقشه نزديکي به مراکز تجاري50
شکل 4-8- نقشه نزديکي به شبکه ارتباطي اصلي51
شکل 4-9- نقشه شعاع عملکرد ايستگاه‌هاي آتش‌نشاني52
شکل 4-10- نقشه محدوديت استقرار ايستگاه آتش‌نشاني53
شکل 4-11- نقشه فازي نزديکي به مراکز آموزشي جهت استقرار ايستگاه آتش‌نشاني55
شکل4-12- نقشه فازي نزديکي به مراکز اداري جهت استقرار ايستگاه آتش‌نشاني55
شکل 4-13- نقشه فازي نزديکي به مراکز صنعتي جهت استقرار ايستگاه آتش‌نشاني56
شکل 4-14- نقشه فازي نزديکي به مراکز درماني جهت استقرار ايستگاه آتش‌نشاني56
شکل 4-16- نقشه فازي نزديکي به مراکز تجاري جهت استقرار ايستگاه آتش‌نشاني57
شکل 4-17- نقشه فازي نزديکي به معابر اصلي جهت استقرار ايستگاه آتش‌نشاني58
شکل 4-18- نقشه فازي شعاع عملکرد ايستگاه آتش‌نشاني58
شکل 4-19- نقشه عملگر ضرب فازي59
شکل 4-20- نقشه عملگر گاماي فازي60
شکل 4-21- نقشه تلفيق لايه‌هاي فازي با مدل AHP61
شکل 4-22- نقشه مکان‌هاي پيشنهادي جهت احداث ايستگاه آتش‌نشاني جديد62
شکل 4-23- نقشه مکانمندي مناطق پيشنهادي جهت احداث ايستگاه آتش‌نشاني جديد63
1 فصل اول

کليات تحقيق
1-1. مقدمه
فرآيند برنامه‌ريزي، تلاشي است براي ايجاد چارچوبي مناسب که طي آن برنامه‌ريز بتواند براي رسيدن به راه‌حل بهينه اقدام کند (لي1، 1973). استقرار هر عنصر شهري در موقعيت فضايي-کالبدي خاصي از سطح شهر، تابع اصول، قواعد و سازوکارهاي خاصي است که در صورت رعايت شدن به موفقيت و کارايي عملکردي آن عنصر در همان مکان مشخص، خواهد انجاميد و در غير اين صورت چه‌بسا مشکلاتي بروز کند (شهابيان، 1376). توزيع بهينه‌ کاربري‌ها و مراکز خدماتي مسئله‌اي است که اغلب اوقات برنامه‌ريزان با آن سروکار دارند. چراکه به دليل رشد پرشتاب جمعيت و کالبد شهرها، مشکلاتي مانند کمبود و عدم توزيع فضايي مناسب کاربري‌ها به وجود آمده است (احدنژاد2، 1386). از ميان کاربري‌ها و خدمات موجود در شهر، توزيع و مکان‌يابي بهينه‌ي ايستگاه‌هاي آتش‌نشاني به دليل اهميت و توجه روزافزون به امر ايمني در شهرها و ارائه تمهيداتي درزمينه? پيشگيري و مقابله با آتش‌سوزي و حادثه از اهميت قابل‌توجهي برخوردار است. بدون ترديد در ميان کليه روش‌هاي موجود براي پيشگيري و کاهش تلفات و خسارات ناشي از آتش‌سوزي‌ها در مناطق شهري، برنامه‌ريزي شهري از طريق وضع استانداردها و ضوابط و مقررات مربوطه مي‌تواند سهم قابل‌توجهي در کاهش خسارات جاني، مالي و تأمين ايمني براي شهروندان در بلند‌مدت داشته باشد، اين امر در شهرهاي ايران‌که اکثراً داراي بافتي فشرده و متراکم با شبکه‌هاي دسترسي نامناسب هستند حساسيت بيشتري را در استانداردها و ضوابط مي‌طلبد تا در مواقع اضطراري و وقوع حوادث در اين بافت‌ها، عمليات امدادرساني به‌موقع انجام گيرد (پور اسکندري، 1380). سياست کلي ايجاد ايستگاه‌هاي آتش‌نشاني در ايران سياستي بدون برنامه‌ خاص و مدون بوده است. به‌گونه‌اي که براي ايجاد هر ايستگاه در محدوده‌هاي شهري مهم‌ترين اصل، خالي بودن زمين، بدون مالک بودن آن و يا عوامل ديگري است که به‌موجب آن‌ها بايستي زمين ارزشي نداشته باشد که اين امر بر مکان‌يابي ايستگاه‌هاي آتش‌نشاني در سطح شهرها تأثيرگذار بوده است (ايماني جاجرمي، 1375).
1-2. بيان مسئله
امروزه تراکم بيش از حد جمعيت در شهر و روند رو به رشد آن‌ها ازلحاظ کالبدي موجب تقاضا و توجه روزافزون به مسئله توسعه شهري گرديده است. تقاضا براي توسعه شهري از مهم‌ترين مشکلات و موانع فراروي بشر در آينده است؛ بنابراين براي حل اين مشکلات و موانع، سيستم ايمني شهر نيز در همين جهت بايد توسعه يابد تا بتواند پوشش کافي را بر کل سطح شهر داشته باشند. درواقع ايمني شهر، مجموعه تمهيداتي است که جهت جلوگيري از بروز يا کاهش خسارات ناشي از عوارض نامساعد جاني و مالي، حوادث طبيعي و غيرطبيعي نظير سيل، آتش‌سوزي، زلزله، تصادفات رانندگي و … صورت مي‌گيرد (ايزري3، 2007).
کاربري ايستگاه‌هاي آتش‌نشاني يکي از انواع کاربري‌هاي اساسي در شهرهاست که مکان‌يابي بهينه‌ي آن، ايمني و رفاه شهروندان را به دنبال خواهد داشت. توجه صرف به ساخت و استقرار ايستگاه‌هاي آتش‌نشاني ازنظر کمّي و عدم توجه به کاربري‌هاي مجاور و ساير عوامل مهم در مکان‌يابي آن‌ها موجب کاهش کارايي ايستگاه ازنظر امدادرساني به‌موقع مي‌گردد. علاوه بر موضوعات ذکرشده در رابطه با کمبود ايستگاه‌هاي آتش‌نشاني، مکان‌يابي نادرست و عدم ‌هماهنگي با بافت و سيماي شهري از مسائل و موضوعات مشترک بسياري از شهرهاي ايران محسوب مي‌گردد. ازاين‌رو مهم‌ترين مشکل در جهت خدمات‌رساني ايستگاه‌هاي آتش‌نشاني منطقه يک شهر بندرعباس، عدم توزيع نامناسب ايستگاه‌ها و محدود بودن شعاع عملکردي ايستگاه‌هاي موجود مي‌باشد؛ بنابراين توزيع کمّي و کيفي ايستگاه‌ها به‌طور علمي و تخصصي، موردبررسي قرار مي‌گيرد. استفاده از روش‌هاي سنتي برنامه‌ريزي ايستگاه‌هاي آتش‌نشاني براي خدمات‌رساني، به معناي هدر رفتن کاغذ و زمان مي‌باشد؛ اما امروزه، استفاده از سيستم اطلاعات جغرافيايي به‌عنوان ابزاري در جهت ايجاد بانک اطلاعاتي مناسب و کارآمد عمل مي‌کند (هاورتون4، 2006).
انتخاب محل ايستگاه‌هاي آتش‌نشاني به معيارهاي متعددي از قبيل شبکه ترافيک، نزديکي به تراکم‌هاي جمعيتي، نزديکي به معابر اصلي، نزديکي به مراکز تجاري، آموزشي، اداري، درماني و غيره نياز دارد. در مدل فرايند تحليل سلسله‌مراتبي جهت وزن‌دهي به معيارها از روش مقايسه زوجي استفاده ميشود. بدينصورت که تصميمگيرندگان معيارها و زيرمعيارهاي هر پارامتر را فقط به‌صورت دوبه‌دو مقايسه ميکنند و نيازي به وزن‌دهي همزمان تمامي معيارها وجود ندارد. در اين روش همه پارامترها به‌صورت يکجا باهم مقايسه نشده و معيارها دوبه‌دو باهم مقايسه ميشوند درنتيجه وزن دهي با دقت بيشتري انجام ميگيرد. بعلاوه اين معيارها مي‌بايست به‌صورت مکانيزه و در قالب نقشه‌هاي يکپارچه و بانک اطلاعاتي متصل به نقشه انجام پذيرد. لذا به يک ابزار قدرتمند براي آماده‌سازي و آناليز داده‌ها نياز است که مهمترين و مناسب‌ترين آن‌ها سامانه اطلاعات جغرافيايي (GIS) مي‌باشد. تاکنون اولويت‌هاي مکاني بر مبناي مدل براي استقرار ايستگاه‌هاي آتش‌نشاني در منطقه يک شهري بندرعباس مشخص نشده است؛ بنابراين قابليت سيستم اطلاعات جغرافيايي و روش‌هاي تصميم‌گيري چندمعياره در مديريت اطلاعات مکاني و ايجاد بستر مناسب براي تصميم‌گيري، باعث گشته که در عملياتي نظير اولويت مکاني ايستگاه‌هاي آتش‌نشاني توجه بسياري را به خود جلب کند. اين مطالعه در نظر دارد نمونه عملي کاربرد اين ابزار را براي تعيين مکان‌هاي مناسب ايستگاه‌هاي آتش‌نشاني با توجه به نياز مردم منطقه يک شهري بندرعباس ارائه نمايد؛ بنابراين سؤال‌هاي اصلي تحقيق حاضر به‌صورت ذيل است:
سؤال‌هاي تحقيق:
1- آيا تعداد ايستگاه‌هاي آتش‌نشاني در منطقه يک شهري بندرعباس کافي است؟
2- آيا ايستگاه‌هاي آتش‌نشاني موجود در منطقه يک شهري بندرعباس، طبق استانداردهاي شهري صورت گرفته است؟
1-3. اهميت و ضرورت تحقيق
از ميان کاربري‌ها و خدمات موجود در شهر، توزيع و مکان‌يابي بهينه‌ي ايستگاه‌هاي آتش‌نشاني به دليل اهميت و توجه روزافزون به امر ايمني در شهرها و ارائه تمهيداتي درزمينه پيشگيري و مقابله با آتش‌سوزي و حادثه از اهميت قابل‌توجهي برخوردار است. بدون ترديد در ميان کليه روش‌هاي موجود براي پيشگيري و کاهش تلفات و خسارات ناشي از آتش‌سوزي‌ها در مناطق شهري، برنامه‌ريزي شهري از طريق وضع استانداردها و ضوابط و مقررات مربوطه مي‌تواند سهم قابل‌توجهي در کاهش خسارات جاني و مالي و تأمين ايمني براي شهروندان در بلندمدت داشته باشد. اين امر در شهرهاي ايرآن‌که اکثراً داراي بافتي فشرده و متراکم با شبکه‌هاي دسترسي نامناسب هستند حساسيت بيشتري را در استانداردها و ضوابط مي‌طلبد تا در مواقع اضطراري و وقوع حوادث در اين بافت‌ها، عمليات امدادرساني به‌موقع انجام گيرد (پور اسکندري، 1380). ايستگاه‌هاي آتش‌نشاني به‌عنوان مکاني جهت استقرار و انتظار خودروهاي آتش‌نشاني و امداد، ازجمله مراکز مهم و حياتي خدمات‌رساني در شهرها هستند که نقش مهمي در تأمين ايمني و آسايش شهروندان و توسعه اقتصادي شهرها ايفا مي‌نمايند. بديهي است خدمات‌رساني به‌موقع و مطمئن توسط ايستگاه‌هاي آتش‌نشاني بيش از هر چيز مستلزم استقرار آن‌ها در مکان‌هاي مناسب است که بتوانند در اسرع وقت و بدون مواجه‌شدن با موانع و محدوديت‌هاي محيط شهري از يک ‌طرف و با ايجاد حداقل آثار منفي بر روي زندگي ساکنان شهر از طرف ديگر به محل حادثه رسيده و اقدامات اطفاء و يا امداد را به انجام برسانند (سازمان شهرداري‌ها و دهياري‌هاي کشور، 1383). بدين ترتيب در اين تحقيق به‌منظور حل مسئله‌ي کمبود ايستگاه‌هاي آتش‌نشاني و تعيين بهترين مکان براي احداث ايستگاه‌هاي جديد از ابزار GIS استفاده مي‌گردد، چراکه امروزه مسائل شهري باعث شده است متغيرهاي متعددي در مکان‌گزيني‌ کاربري‌ها تأثيرگذار باشد که امکان تحليل آن‌ها به روش‌هاي سنتي نظير روي هم‌گذاري دستي نقشه‌ها به دليل حجم زياد داده‌ها امکان‌پذير نيست؛ بنابراين استفاده از ابزار توانمندي چون سيستم اطلاعات جغرافيايي (GIS) در مکان‌يابي کاربري‌ها در شهر ضروري مي‌باشد (نظري عدلي و کوهساري، 1386). ازاين‌رو تحليل مکان مناسب و شناسايي تعداد ايستگاه‌هاي آتش‌نشاني موردنياز در شهر بسيار مهم است؛ بنابراين سامانه‌هاي اطلاعات جغرافيايي توانايي جمع‌آوري، ذخيره‌سازي و مديريت داده‌هاي مکاني رادارند و مي‌توانند در مرحله آگاهي به تصميم‌گيرنده کمک فراواني کنند. نتايج حاصل از تصميم‌‌گيري‌هاي مکاني را مي‌توان از طريق پردازش و تحليل داده‌ها در سامانه اطلاعات جغرافيايي به دست آورده و اولويت‌هاي تصميم‌گيري را مشخص نمود.
1-4. فرضيه‌هاي تحقيق
1- تعداد ايستگاه‌هاي آتش‌نشاني در سطح منطقه يک شهري بندرعباس کافي نيست.
2- مکان يابي ايستگاه‌هاي آتش‌نشاني موجود در منطقه يک شهري بندرعباس، طبق استانداردهاي شهري انجام نگرفته است.
1-5. اهداف اساسي تحقيق
1- مکان‌گزيني ايستگاه‌هاي آتش‌نشاني با استفاده از الگوريتم فازي و روش AHP، تلفيق الگوريتم‌هاي فازي و AHP
2- شناسايي اولويت‌هاي مکاني براي استقرار ايستگاه‌هاي آتش‌نشاني

2

فصل دوم
مباني نظري تحقيق

2-1. پيشينه تحقيق
پرهيزگار (1376) به بررسي و مکان‌يابي مراکز آتش‌نشاني شهر تبريز پرداخته است. در اين تحقيق در تعيين ميزان و مکان خدمات علاوه بر شاخص‌هاي کيفي، از روش‌هاي رياضي نيز استفاده‌شده است.
پرهيزگار (1376) ضمن مطالعه روش‌ها و الگوهاي مکان گزيني مانند مکان مرکزي، مدل تاکسونومي عددي، مدل لاري و مدل‌هاي تصادفي، بامطالعه موردي در مکان‌يابي مراکز آتش‌نشاني شهر تبريز، توانايي GIS را نسبت به ساير مد‌ل‌ها اثبات کرد.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

پور‌ اسکندري (1380) با استفاده از روش شعاعي، چندضلعي تيسن و تحليل شبکه ضمن بررسي نحوه توزيع سوانح آتش‌سوزي در شهر کرج، به مکان‌يابي ايستگاه‌هاي آتش‌نشاني اقدام کرد.
سعيدي‌خواه (1383) به بررسي تأسيسات و تجهيزات شهري (پست-مخابرات-آتش‌نشاني) و مکان‌يابي آن‌ها در بافت قديم و جديد شهر مشهد پرداخت. نتيجه کار استخراج نقشه‌هاي ميزان و مقدار و مکان‌يابي خدمات است که با وضع موجود نيز سنجيده شده و ميزان کمبودها مشخص‌شده است. نتيجه به‌دست‌آمده حاکي از اختلاف زياد بين مقدار و مکان گزيني خدمات در وضع موجود و وضع مطلوب مي‌باشد.
عادلي (????) پژوهشي در مورد مكان‌يابي ايستگاه‌هاي آتش‌نشاني شهر گرگان انجام داده و پس از ارزيابي ايستگاه‌هاي موجود، مكان‌هاي جديد را پيشنهاد مي‌كند.
نظريان و کريمي (1388) با توجه به معيارهاي شعاع پوششي، تراکم جمعيت، نزديکي به شبکه معابر (دسترسي‌ها) و کاربري اراضي (همسايگي‌هاي سازگار و ناسازگار) به ارزيابي توزيع فضايي و مکان‌يابي ايستگاه‌هاي آتش‌نشاني شهر شيراز با استفاده از GIS پرداختند. چنين نتيجه شد که تعداد ايستگاه‌هاي موجود شهر شيراز، بيش از نيمي از محدوده فعلي شهر خارج از شعاع پوشش استاندارد (سه تا پنج دقيقه) هستند و نيازمند به مکان‌يابي ايستگاه‌هاي جديد مي‌باشند؛ بنابراين با استفاده از فرآيند تحليل سلسله مراتبي و تلفيق آن باقابليت‌هاي GIS، براي مناطقي که خارج از شعاع عملکردي ايستگاه‌هاي موجود بودند، ايستگاه‌هاي جديدي مکان‌يابي گرديد.
مشکيني و همکاران (1389) به تحليل فضايي-مکاني تجهيزات شهري و کاربست مدل تحليل سلسله مراتبي در محيط GIS (مطالعه موردي: ايستگاه‌هاي آتش‌نشاني هسته مرکزي تهران) پرداختند. در اين مطالعه به کمک تلفيق مدل تحليل سلسله مراتبي و منطق ارزش‌گذاري لايه‌ها در GIS، مدلي براي مکان‌يابي ايستگاه‌هاي آتش‌نشاني ارائه شد. درنهايت سايت‌هايي به‌منظور احداث ايستگاه‌هاي آتش‌نشاني پيشنهادشده‌اند که با کمک ايستگاه‌هاي موجود قادر خواهند بود کل منطقه را تحت پوشش قرار دهند.
هادياني و کاظمي‌زاد (1389) مکان‌يابي ايستگاه‌هاي آتش‌نشاني شهر قم با استفاده از تحليل شبکه و مدل AHP در محيط GIS را انجام دادند. نتايج نشان مي‌دهد که الگوي پراکنش ايستگاه‌هاي آتش‌نشاني شهر قم در وضع موجود از الگوي مناسبي برخوردار نيست و فاصله زماني رسيدن خودروهاي آتش‌نشاني به آخرين نقطه‌ي منطقه تحت پوشش خود بيش از پنج دقيقه مي‌باشد و يک‌سوم شهر را پوشش نمي‌دهد؛ بنابراين براي مناطق خارج از شعاع عملکردي ايستگاه‌هاي موجود، پنج ايستگاه جديد مکان‌يابي و پيشنهاد گرديد تا کل فضاي شهر بر اساس استاندارد سه‌دقيقه‌اي رسيدن خودروهاي آتش‌نشاني به محل حريق، تحت پوشش ايستگاه‌هاي آتش‌نشاني موجود و پيشنهادي قرار گيرد.
زياري و يزدان‌پناه (1390) به بررسي مکان‌يابي ايستگاه‌هاي آتش‌نشاني شهر آمل با استفاده از مدل AHP در محيط GIS پرداختند. با به‌کارگيري روش همپوشاني، معيارهاي وزن دهي باهم تلفيق و مکان بهينه براي استقرار ايستگاه‌هاي آتش‌نشاني مشخص شد. علاوه بر چهار ايستگاه موجود، دو ايستگاه پيشنهاد مي‌شود.
ديويد ايوانس5 (2004) نقش GIS را در مديريت بحران حوادث مرتبط با فعاليت‌هاي سازمان آتش‌نشاني تعيين‌کننده دانست و اظهار داشت علاوه بر اينکه GIS مي‌تواند در کاهش خسارات در زمان قبل از وقوع حادثه با مکان‌يابي بهينه‌ترين مکان‌ها براي احداث ايستگاه‌ها مؤثر باشد، بلکه مي‌تواند کارايي بالايي نيز در حين امدادرساني ايفا نمايد.
در شهر بندرعباس تاکنون درزمينه مکان گزيني و مدل‌سازي ايستگاه‌هاي آتش‌نشاني با استفاده از روش‌هاي تصميم‌گيري چند معيار و GIS، مطالعه‌اي انجام‌نشده است.

2-2. تصميم‌گيري
تصميم‌گيري6 درواقع طريقه عمل در مسيري خاص به‌صورت آگاها‏‏‏‏نه جهت نيل به اهداف و مطلوب تعريف‌شده است تا بدين طريق گزينه‌اي مناسب در ميان انواع گزينه‌ها انتخاب شوند. در مطالعات جغرافيايي فرآيند تصميم‌گيري به‌صورت نظام‌مند و سلسله‌مراتبي با تعريف مسئله آغاز و سپس با تعيين الزامات، تبيين اهداف، شناسايي گزينه‌ها، تعريف شاخص‌ها، انتخاب ابزار تصميم‌گيري و ارزيابي جهت رتبه‌بندي گزينه‌ها به اتمام مي‌رسد. در اين فرآيند روش‌ها و مدل‌هاي متفاوتي براي تصميم‌گيري به کار گرفته مي‏شود که يکي از بارزترين آن‌ها استفاده از مسائل مبتني بر تصميم‌گيري‌هاي‏ چند معيار شامل مدل‌هاي تصميم‌گيري چند‌هدفه و چند شاخصه است (پورطاهري، 1391).
2-3. تصميم‌گيري مکاني
بيش از 80 درصد داده‌ها و اطلاعات مورداستفاده جهت اتخاذ تصميم، داراي ماهيت و جنبه‌هاي مکاني و البته زماني هستند (محمدي، 1386). داده‌هاي مکاني7، عبارت از اقلام اطلاعاتي خام، نامرتب و پردازش نشده هستند که مرتبط با موقعيت مکاني و جغرافيايي مشخصي مي‌باشند. داده‌هاي مکاني به‌خودي‌خود از ارزش و کارايي اندکي برخوردار هستند و جهت سودمند ساختن آن‌ها بايستي تحت پردازش و تحليل‌هاي مکاني قرار گيرند. نتايج حاصل از پردازش داده‌هاي مکاني منجر به مجموعه‌اي از آگاهي‌ها و يا اطلاعات مکاني مي‏گردند. اين اطلاعات خمير‌مايه‌ي فرآيند تصميم‌سازي‌هاي مکاني را تشکيل مي‏دهند. بخش اعظم تصميم‌گيري‌ها داراي ماهيت مکاني است بنابراين مي‏توان آن‌ها را تصميم‌گيري مکاني ناميد. اين نوع تصميم‌گيري‌ها که بايستي با لحاظ کردن ابعاد مکاني و زماني به همراه عدم قطعيت آن‌ها صورت گيرد، بسيار دشوار پيچيده و وقت‌گير مي‌باشند و لذا، بهره‌گيري ازنظريات تصميم به همراه فناوري تصميم ضروري است (محمدي، 1386).
2-4. ديدگاه‌هاي متفاوت در تصميم‌گيري
بنا به نظر کيني8 دو ديدگاه در تصميم‌گيري وجود دارد:
– روش گزينه‌محورکه در آن ايجاد گزينه‌هاي تصميم‌گيري مورد تاکيد قرار مي‌گيرد.
در اين روش گزينه‌ها باارزش‌هاي از قبل تعيين‌شده ارزيابي مي‌شوند.
– روش ارزش محور که در آن ارزش‌ها (معيارهاي ارزيابي) به‌صورت عناصر پايه‌اي در تحليل تصميم مورداستفاده قرار مي‌گيرد. در اين روش ارزش به‌عنوان عنصر اصلي در تصميم بررسي مي‌شود؛ بنابراين در اولين مرحله بر روي تعيين ارزش‌ها تمرکز مي‌شود؛ و مطابق باارزش‌ها به ايجاد گزينه اقدام مي‌شود.
تفاوت اساس بين اين دو روش در اين است که در روش گزينه محور ابتدا گزينه‌ها شناسايي مي‌شوند و يا از قبل وجود دارند و سپس به تعيين ارزش‌ها اقدام مي‌شود اما در روش ارزش محور ابتدا ارزش‌ها تعيين و سپس بر اساس اين ارزش‌ها اقدام به ايجاد گزينه مي‌کنند.
اصل کلي در ساخت فرايند تصميم‌گيري بر اين قرار است که ايجاد گزينه‌هاي تصميم‌گيري بايد به‌گونه‌اي باشد که رسيدن به ارزش‌هاي تعيين‌شده در يک وضعيت تصميم‌گيري به بهترين صورت انجام پذيرد (پرهيزگار، 1386).
2-5. مراحل تصميم‌گيري چندمعياري مکان
تصميم‌گيري يک فرآيند است که دربرگيرنده مراحل مختلف زير است (محمدي، 1386):
2-5-1. تعريف مسئله
هر فرايند تصميم‌گيري با شناخت و تعريف مسئله تصميم‌گيري شروع مي‌شود. عمدتاً نظر بر اين است که مسئله تصميم‌گيري درک تفاوت بين وضعيت مطلوب و موجود سامانه است. تعريف مسئله با مرحله آگاهي و بينش در فرايند تصميم‌گيري هم‌پوشي دارد. در اين مرحله مي‏توان از فناوري تصميم و توانمندي‌هاي مختلف سامانه اطلاعات جغرافيايي کمال بهره‌برداري را نمود. در اين مرحله مي‌توان پس از شناخت و تعريف دقيق مسئله، مي‌توان داده‌هاي مکاني خام را در يک سامانه اطلاعات جغرافيايي جمع‌آوري و پردازش ‏نمود.
2-5-2. معيارهاي ارزيابي
در تحليل چندمعيار مکاني، بعد از شناسايي مسئله تصميم‌گيري مجموعه‌اي از معيارهاي ارزيابي در کانون توجه قرار مي‌گيرند.
اصطلاح معيار يک واژه کلي است که مفاهيم مربوط به صفت و هدف را در برمي‌گيرد بنابراين معيار يک اساس براي ارزيابي و اندازه‌گيري تصميم است. معيارهاي ارزيابي بايد داراي خصوصيات زير باشند:
1-به‌اندازه کافي معرف طبيعت چندمعيار يک مسئله تصميم‌گيري باشد.
2-جامع و قابل‌اندازه‌گيري باشد.
3-يک مجموعه معيار بايد کامل، عملياتي و حتي‌الامکان در حالت کمينه باشند.
4- بتوان آن را به‌صورت يک نقشه در محيط سامانه اطلاعات جغرافيايي نشان داد.
5- قابليت تبديل به واحدهاي قابل‌مقايسه و متناسب باهم را داشته باشند.
معيار دو نوع مي‌تواند باشد:
الف- فاکتور، يک فاکتور معياري است که شايستگي يک گزينه ويژه براي فعاليت تحت بررسي را کاهش يا افزايش مي‌دهد. براي مثال در احداث ايستگاه آتش‌نشاني، شبکه ترافيک مي‌تواند يک فاکتور باشد.
ب- محدوديت‌ها، محدوديت به محدود کردن گزينه‌هاي تحت بررسي گفته مي‌شود (پرهيزکار، 1386).
2-5-3. توليد نقشه‌هاي معيار
با تعيين مجموعه‌اي از معيارها براي ارزيابي گزينه‌هاي تصميم‌گيري هر معيار با استفاده از توابع موجود در سامانه اطلاعات جغرافيايي به‌صورت يک نقشه معيار درمي‌آيد و سپس در پايگاه داده آن ذخيره مي‌گردد.
يک نقشه معيار بيانگر توزيع مکاني از صفتي است که بر پايه آن صفت درجه دست‌يابي به اهداف ملازم با آن اندازه‌گيري مي‌شود. بر همين اساس نقشه‌هاي معيار در دو نوع، با عنوان نقشه‌هاي عامل (معيار ارزيابي) و نقشه‌هاي مربوط به محدوديت مطرح مي‌شوند.
در ارزيابي چندمعيار مکاني براي دست‌يابي به يک هدف معين بايد سنجه‌ها يا شاخص‌هايي را تعريف و معين کرد که بر مبناي آن‌ها بتوان به هدف معين دست‌يافت. اين سنجه‌ها يا شاخص را معيار ارزيابي مي‌نامند.
2-5-4. استاندارد‌سازي نقشه‌هاي معيار
نقشه‌هاي معيار را مي‌توان در انطباق با مقياس‌هاي اندازه‌گيري تحت عنوان نقشه‌هاي معيار کيفي و کمّي طبقه‌بندي کرد. ازآنجايي‌که هر نقشه معيار يا هر صفت داراي محدوده و مقياس‌هاي اندازه‌گيري متفاوتي است، براي تحليل و ارزيابي چندمعياري مکاني بايد مقياس اندازه‌گيري آن‌ها را همخوان و متناسب باهم کرد. براي همسان‌سازي مقياس‌هاي اندازه‌گيري و تبديل آن‌ها به واحدهاي قابل‌مقايسه از فرايند استاندارد‌سازي معيارها استفاده مي‌شود.
سه رويکرد اصلي براي استانداردسازي نقشه‌هاي معيار وجود دارد:
1) روش‌هاي قطعي مانند روش خطي
2) روش احتمالي
3) روش فازي
2-5-5. گزينه‌ها
گزينه‌ها يا انتخاب‌ها در کانون تصميم‌گيري قرار دارند زيرا در غير اين صورت بيش از يک‌راه براي اقدام وجود نداشته و هيچ گزينشي به عمل نمي‌آيد. گزينه‌هاي تصميم‌گيري شامل مسيرهاي پيشنهادي از اقداماتي است که تصميم گير بايد از ميان آن‌ها يکي را انتخاب کند.
هر گزينه تصميم‌گيري مکاني در حداقل حالت خود شامل دو مولفه پايه است:
1) اقدام (چه) کاري بايد انجام داد؟
2) مکان (کجا بايد انجام شود؟)
هر گزينه بر اساس متغير (صفات) سنجيده مي‌شود. يک متغير يک کمّيت قابل‌اندازه‌گيري است که در هر مقطع داراي يک ارزش معين است. اگر يک متغير توسط تصميم گير قابل‌کنترل باشد آن را متغير تصميم مي‌گويند. متغيرهاي تصميم بر اساس وضعيت مسئله در قالب‌هاي تعييني، تصادفي (احتمال) و زباني مطرح مي‌شوند.
متغير تعييني: متغيرهاي که ارزش آن‌ها به شانس وابسته نيست و گزينه‌اي که با اين متغير سنجيده مي‌شود نتيجه قطعي و مشخص دارد.
متغير تصادفي: اگر متغيرهاي توصيف‌کننده يک گزينه داراي توزيع احتمالاتي شناخته‌شده‌اي باشند، اين متغيرها را تصادفي مي‌گويند که داراي آميزه‌اي از تغييرپذيري و عدم قطعيت هستند.
متغيرهاي زباني (فازي): متغيرهايي که ارزش آن‌ها در قالب کلمات و جملات مطرح در زبان عادي بيان مي‌شود (مانند فاصله زياد و خيلي زياد، فاصله کوتاه و خيلي کوتاه)
2-5-6. محدوديت‌ها
محدوديت‌ها، قيودي‌اند که به‌طور طبيعي يا از سوي جوامع انساني تحميل‌شده و اجازه نمي‌دهند برخي از اقدامات خاص صورت پذيرد (محمدي، 1386). گزينه‌هايي را که در آن ملاحظات مربوط به تمام محدوديت‌ها در نظر گرفته‌شده است گزينه‌هاي ممکن مي‌گويند. به همين ترتيب به گزينه‌هايي که در انطباق با محدوديت‌ها قرار ندارند، گزينه‌هاي ناممکن (غيرقابل‌قبول) گفته مي‌شوند.
2-6. روش‌هاي‌ وزن دهي:
در حالت‌ كلي‌ وزن دهي فاكتورها مي‌تواند با استفاده‌ از دانش‌ كارشناسي‌ Driven Knowledge))، داده‌ ـ مبنا (Data Driven) يا تركيبي‌ از آن‌ها صورت‌ گيرد. در روش‌ دانش‌ كارشناسي‌، از تجربه‌ و دانش‌ كارشناسان‌ متخصص‌ در زمينه‌ كاربرد موردنظر جهت‌ وزن دهي به‌ فاكتورها استفاده‌ مي‌شود. برخي‌ از روش‌هاي‌ وزن دهي كه‌ به‌طورکلي‌ در تصميم‌گيري‌هاي‌ چندمعيار‌ و با استفاده‌ از دانش‌ كارشناسي‌ صورت‌ مي‌گيرد، عبارت‌اند از:
روش Ranking (رتبه‌بندي) که درآن وزن‌ دادن به‌ معيارها براساس‌ نظر تصميم‌‌گيرنده‌ مي‌باشد، روش ‌ Rating که ‌تصميم‌‌گيرنده‌ وزن‌ معيارها را بر اساس‌ يك‌ مقياس‌ از پيش ‌تعيين‌ شده‌، تخمين‌ مي‌زند و روش‌ مقايسه ‌زوجي pair Wise(Comparison) که بخشي‌ از روش‌9AHP است‌. در روش‌ وزن دهي مقايسه ‌زوجي‌، معيارها دوبه‌دو با يكديگر مقايسه‌ شده‌ و اهميت‌ آن‌ها نسبت‌ به‌ يكديگر تعيين‌ مي‌گردد. سپس‌ يك‌ ماتريس‌ ايجاد مي‌شود كه‌ ورودي‌ آن‌ همان ‌وزن‌هاي‌ تعيين‌ شده‌ و خروجي‌ آن‌ وزن‌هاي‌ نسبي‌ مربوط‌ به‌ معيارهاست‌. اين‌ روش ‌وزن‌دهي‌ داراي‌ سه‌ گام‌ اساسي‌ است‌ كه‌ عبارت‌اند از: ايجاد ماتريس‌ مقايسه‌ زوجي‌، محاسبه‌ وزن‌ معيارها و برآورد نسبت‌ سازگاري‌.
2-6-1. فرآيند تحليل سلسله‌مراتبي ( (AHP
فرآيند تحليل سلسله‌مراتبي يکي از روش‌هاي تصميم‌گيري چند شاخصه است که به‌منظور وزن دهي و اولويت‌بندي شاخص‌ها و تصميم‌گيري و انتخاب يک گزينه از ميان گزينه‌هاي متعدد تصميم، با توجه به شاخص‌هايي که تصميم‌گيرنده تعيين مي‌کند، به کار مي‌رود (مهرگان، 1386). روش AHP روشي است که مي‌تواند معيارهاي کيفي يک مسئله تصميم را به‌صورت کمّي درآورد (اولسن، 1387). فرآيند تحليل سلسله‌مراتبي يا به‌طور اختصار AHP، روشي است براي تبديل ارزيابي‌هاي ذهني اهميت‌هاي نسبي به مجموعه‌اي از وزن‌ها (ساعتي، 1977). اين روش، يکي از جامع‌ترين سيستم‌هاي طراحي‌شده براي تصميم‌گيري با معيارهاي چندگانه است، زيرا اين تکنيک امکان فرموله کردن مسئله را به‌صورت سلسله‌مراتبي فراهم مي‌کند و همچنين امکان در نظر گرفتن معيارهاي مختلف کمّي و کيفي را در مسئله دارد. اين فرايند گزينه‌هاي مختلف را در تصميم‌گيري دخالت داده و امکان تحليل حساسيت روي معيارها و زيرمعيارها را دارد. علاوه بر اين برمبناي مقايسه زوجي بنانهاده شده که قضاوت و محاسبه را تسهيل مي‌نمايد، همچنين مقدار سازگاري و ناسازگاري تصميم را نشان مي‌دهد که از مزاياي ممتاز اين تکنيک در تصميم‌گيري چندمعيار‌ است (ساعتي، 1977).
از دلايل موفق بودن روش AHP و کاربرد گسترده آن در عمل مي‌توان به‌سادگي نسبي، درک آسان و منطقي بودن اين روش اشاره نمود. مزيت جانبي روش AHP در کاربرد اين روش براي تصميم‌گيري‌هاي گروهي است که در آن گروهي از تصميم‌‌گيرندگان وجود دارند (اولسن، 1387). بهتر است از AHP زماني استفاده شود که تعداد گزينه‌هاي تصميم‌گيري هفت يا کمتر از آن باشد (اولسن، 1387).
فرآيند تجزيه‌وتحليل سلسله‌مراتبي يک سنتز رياضي و يک شيوه جبري تصميم‌گيري با مقياس نسبي است. اين روش با استفاده از يک شبکه سيستمي و به‌کارگيري ضوابط و معيارهاي چندگانه براي رتبه‌بندي يا تعيين اهميت گزينه‌هاي مختلف يک فرآيند تصميم‌گيري پيچيده مورداستفاده قرار مي‌گيرد (قدسي پور و برين، 1997). همچنين فرآيند تجزيه‌وتحليل سلسله‌مراتبي روشي است منعطف، قوي و ساده که براي تصميم‌گيري در شرايطي که معيارهاي متضاد، انتخاب بين گزينه‌ها را با مشکل مواجه مي‌سازد، مورداستفاده قرار مي‌گيرد و تاکنون کاربردهاي متعددي در علوم مختلف داشته است (برتوليني10 و همکاران، 2006).
توانايي در تجزيه يک مسئله تصميم‌گيري به يک ساختار رده‌اي نيز زيربناي اساسي در استفاده از روش AHP است و لازمه داشتن يک ساختار رده‌اي اين است که ارجحيت‌هاي ممکن از يک سطح موجود بستگي به عناصر پايين‌تر نداشته و از آن‌ها مستقل باشد در غير اين صورت سيستم تصميم‌گيري موجود غير رده‌اي و با بازخور تلقي مي‌شود که در اين صورت کاربرد AHP کلاسيک موردشک واقع خواهد شد (اصغرپور، 1387).
2-7. مدل‌هاي‌ موجود تلفيق‌ نقشه‌ها:
مدل‌هاي موجود تلفيق نقشه به شرح زير مي‌باشد:
2-7-1. مدل‌ منطق‌ بولين ‌(Boolean Logic Model):
در اين‌ مدل‌ به‌ ازاي هر فاکتور، يك‌ نقشه‌ ورودي ايجاد مي‌گردد. مقدار يک‌ نشان‌دهنده‌ي‌ مناسب‌ بودن‌ و مقدار صفر نشان‌دهنده‌ي‌ نامناسب‌ بودن‌ موقعيت‌ مكاني‌ آن‌ پيكسل‌ مي‌باشد. سپس‌ نقشه‌هاي‌ ورودي‌ با استفاده‌ از عملگرهاي‌ بولين‌ AND يا OR با يكديگر تلفيق ‌مي‌شوند و يك‌ نقشه‌ خروجي‌ باينري‌ به‌ وجود مي‌آورند. اگر تلفيق‌ نقشه‌ها با استفاده‌ از عملگر AND انجام‌گرفته‌ باشد، پيكسل‌هاي‌ حاوي‌ ارزش‌ يک در نقشه‌ خروجي‌، مكان‌هايي‌ را نشان‌ مي‌دهد كه‌ كليه‌ معيارهاي‌ مربوط‌ به‌ كاربرد موردنظر را تأمين‌ مي‌نمايند و درصورتي‌كه‌ نقشه‌هاي‌ ورودي‌ با استفاده‌ از عملگر OR تركيب‌ شوند، پيكسل‌هاي‌ حاوي ‌ارزش‌ يک در نقشه‌ خروجي‌، مكان‌هايي‌ را مشخص‌ مي‌كند كه‌ يك‌ يا چندمعيار در آن‌ها صدق‌ مي‌كند.
2-7-2. مدل‌ همپوشاني‌ شاخص‌ (Index Overlay Model):
انجام‌ مدل‌ همپوشاني شاخص‌ به‌ دو روش‌ امكان‌پذير است‌. در هر دو روش‌ ابتدا به‌تمامي ‌فاكتورهاي‌ مؤثر، بر اساس‌ اهميت‌ نسبي‌ و با توجه‌ به‌ نظرات‌ كارشناسي‌، وزني‌ اختصاص ‌داده‌ مي‌شود. اين‌ وزن‌ها به‌صورت‌ اعداد صحيح‌ مثبت‌ يا اعداد حقيقي‌ در يك‌ بازه‌ مشخص‌، تعيين‌ مي‌شوند. در روش‌ اول‌ نقشه‌هاي‌ ورودي‌ فاكتورها، همانند روش‌ بولين‌ به‌صورت ‌باينري‌ هستند. در اين‌ روش‌ هر نقشه‌ فاكتور يك‌ عامل‌ وزني‌ منفرد دارد و براي‌ تركيب‌ با نقشه‌هاي‌ ديگر، فقط‌ در عامل‌ وزني‌ خودش‌ ضرب‌ مي‌شود. اهميت‌ كلاس‌هاي‌ مختلف ‌موجود در يك‌ نقشه‌ فاكتور، در روش‌ اول‌ يكسان‌ در نظر گرفته‌ مي‌شود. روش‌ دوم‌ انعطاف‌پذيري‌ بيشتري‌ نسبت‌ به‌ روش‌ اول‌ دارد. در اين‌ روش‌ علاوه‌ بر اينكه ‌به‌ هر يك‌ از نقشه‌هاي‌ ورودي‌ وزني‌ اختصاص‌ مي‌يابد، به‌ هر يك‌ از كلاس‌ها و واحدهاي ‌مكاني‌ موجود در هر نقشه‌ فاكتور نيز، بر اساس‌ اهميت‌ نسبي‌ و نظرات‌ كارشناسي‌ وزني‌ منتسب‌ مي‌شود. به عبارتي‌ كلاس‌هاي‌ مختلف‌ موجود بر يك‌ نقشه‌ واحد، داراي‌ وزن‌هاي ‌متفاوت‌ هستند.
2-7-3. مدل‌ منطق‌ فازي ( Fuzzy Logic Model):
منطق فازي، يک جهان‌بيني جديد است که با نيازهاي دنياي پيچيده امروز بسيار سازگارتر از منطق بولين است. درواقع منطق فازي يک منطق پيوسته است که از استدلال تقريبي بشر الگوبرداري کرده است و از پتانسيل بالايي در ارزيابي و سنجش پديده‌هاي پيچيده برخوردار است (عادلي،1386). منطق‌ فازي‌، درواقع‌ توسعه‌يافته‌ منطق‌ بولين‌ است‌. در منطق‌ فازي‌، ميزان‌ عضويت‌ يك‌ عنصر در يك‌ مجموعه‌، با مقداري‌ در بازه‌ يك‌ (عضويت‌ كامل‌) تا صفر (عدم عضويت‌ كامل‌) تعريف‌ مي‌شود. يک مسئله قطعي را مي‌توان به فازي تبديل کرد که به اين فرايند فازي‌سازي گفته مي‌شود. فازي سازي از افت با هدرروي اطلاعات جلوگيري مي‌کند. در منطق فازي از درجات عضويت که بيانگر چگونگي نقش‌پذيري متغير در انجام فرايند موردنظر است، استفاده مي‌شود. درجات عضويت مي‌توانند خطي و يا غيرخطي و يا بسته به نظر کاربران داراي اشکال ديگري باشند. درمجموع شکل تابع بستگي به نوع X و مجموعه متفاوت است. در منطق بولين خروجي فقط يک نقشه است اما در منطق فازي خروجي مي‌تواند چندين نقشه باشد و در اين منطق به‌اندازه تعداد کلاس‌ها، خروجي وجود دارد و در عمليات Defuzzy، Reclass صورت مي‌پذيرد. لطفي‌زاده (1965) تئوري مجموعه‌هاي فازي را به‌عنوان روشي براي مدل‌سازي در حالت ابهام و نبود قطعيت مطرح کرده است. مجموعه‌ها را مي‌توان به مجموعه‌هاي معمولي (قطعي) و مجموعه‌هاي فازي تفکيک کرد و هر مجموعه شامل اجزايي است که عناصر يا اعضاي مجموعه ناميده مي‌شوند. در مجموعه‌هاي معمولي، يک عضو يا به مجموعه تعلق دارد يا ندارد. يعني دو حالت بيشتر ندارد (0 يا 1). ولي در مجموعه فازي درجات بين صفر و يک، مفهوم عضويت درجه‌بندي‌شده، معرفي‌شده است. ازاين‌رو براي تعيين درجه عضويت از منطق فازي استفاده مي‌شود و بين دو حالت صفر و يک درجه عضويت يک عنصر از يک مجموعه تعيين مي‌شود. فازي بودن طيفي بين سياه‌وسفيد يا همان خاکستري بودن است که امکان مدل‌سازي براي وضعيت‌هاي غيرقطعي فراگير دنياي واقعي را فراهم مي‌سازد (ديل و همکاران11، 2004).
انواع عملگرهاي فازي عبارت‌اند از عملگر اشتراك‌ فازي‌ (Fuzzy AND)، عملگر اجتماع‌ فازي‌ (Fuzzy OR)، عملگر ضرب‌ فازي‌ (Fuzzy Algebraic product) و عملگر جمع‌ فازي‌ (FuzzyAlgebraic Sum).
2-8. کاربرد منطق فازي در تصميم‌گيري
منطق فازي کاربردهاي بسيار زيادي در زمينه‌هاي مختلف دارد (غفاري، 1380). يکي از رويکردهاي شناخته‌شده براي تصميم‌گيري برمبناي اطلاعات مبهم، منطق فازي است. اين چارچوب بارها براي تصميم‌گيري در شرايطي که قطعيت ندارند، به‌کاررفته است. دليل اينکه از منطق فازي براي اين‌گونه تصميم‌گيري‌ها استفاده مي‌شود توانايي اين منطق براي در نظر گرفتن قواعد و آگاهي مبهم تصميم‌گيرنده است (آيري و همکاران12، 2003).

2-9. بررسي و ارزيابي معيارهاي موردنياز در مکان‌يابي ايستگاه‌هاي آتش‌نشاني:
2-9-1. جمعيت:
تراکم جمعيت از عوامل اصلي مؤثر در نحوه استقرار ايستگاه‌ها و برنامه‌ريزي‌هاي مربوطه مي‌باشد. در مناطقي از شهر که تراکم جمعيتي در سطح بالايي قرار دارد، احتمال وقوع حريق بيش از مناطق با تراکم جمعيت کم است؛ بنابراين برنامه‌ريزي مراکز آتش‌نشاني بايد برحسب تراکم جمعيت در مناطق مختلف شهري صورت گيرد.
استانداردهاي جهاني براي هر 50000 نفر جمعيت يک ايستگاه را پيش‌بيني کرده‌اند. علت چنين انتخابي بر اساس تجربيات بوده است؛ بنابراين سعي شده است در قسمت عملي کار مناطق با جمعيت بالاتر با وزن بيشتري در تحليل نهايي در نظر گرفته مي‌شوند (ذاکرحقيقي، 1382).
2-9-2. مساحت و شعاع پوشش:


پاسخ دهید