فهرست مطالب
عنوان صفحه
چکيده1
فصل اول: کليات
1-1- مقدمه2
1-2- ضرورت مطالعه5
1-3- اهداف مطالعه8
1-4- فرضيات مطالعه9
1-5- کليات10
1-5-1- بيمه در بخش كشاورزي10
1-5-2- پيدايش بيمه کشاورزي در جهان14
1-5-3- تاريخچه بيمه کشاورزي در ايران15
1-5-4- نظريه بيمه محصولات كشاورزي16
فصل دوم: مروري بر پژوهش هاي انجام شده
فصل سوم: تئوري و روش پژوهش
3-1- روش و تئوري تحقيق28
3-2- مدل رگرسيوني لاجيت29
3-3- طراحي مدل لاجيت براي مطالعه حاضر36
3-4- برآورد مدل لاجيت38
3-5- روش گردآوري اطلاعات39
3-6- روش نمونه گيري40
3-7- روش تجزيه و تحليل اطلاعات41
فصل چهارم: تجزيه و تحليل
4-1- ويژگي هاي آماري متغيرهاي مورد مطالعه42
4-2- مقايسه ي ميانگين خصوصيات اجتماعي- اقتصادي کشاورزان بيمه شده و بيمه نشده45
4-3- تخمين مدل هاي لاجيت49
4-4- عوامل مؤثر بر تقاضاي (پذيرش) بيمه گندم از سوي کشاورزان51
4-5- اثرات نهايي احتمال تقاضاي بيمه گندم از سوي کشاورزان منطقه56
4-6- عوامل مؤثر بر نگرش کشاورزان نسبت به بيمه گندم58
4-7- بررسي علل پذيرش و عدم پذيرش بيمه از سوي بيمه شدگان و بيمه نشدگان63
4-8- نتيجه گيري و مقايسه نتايج حاصل از مطالعه با برخي مطالعات ديگر66
فصل پنجم: نتيجه گيري و پيشنهادات
5-1- خلاصه و نتيجه گيري68
5-2- پيشنهادت 71
منابع و مآخذ
منابع74
فهرست جداول
عنوان صفحه
جدول (4-1): برخي ويژگي هاي اجتماعي و اقتصادي نمونه مورد بررسي44
جدول (4-2): بررسي وضعيت پذيرش بيمه گندم در نمونه مورد بررسي45
جدول (4-3): مقايسه ميانگين خصوصيات کشاورزان گندم کار بيمه شده و نشده46

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

جدول (4-4): نتايج عدم وجود هم خطي بين متغير هاي لحاظ شده در مدل تقاضاي بيمه گندم52
جدول (4-5): برآورد ضرايب رگرسيون الگوي لاجيت براي شناسايي عوامل مؤثر بر تقاضاي بيمه گندم54
جدول (4-6): محاسبه اثرات نهايي احتمال تقاضاي بيمه گندم از سوي کشاورزان منطقه57
جدول (4-7): نتايج عدم وجود هم خطي بين متغير هاي لحاظ شده در مدل نگرش کشاورزان نسبت به بيمه59
جدول (4-8): برآورد ضرايب رگرسيون الگوي لاجيت براي شناسايي عوامل مؤثر بر نگرش کشاورزان نسبت به بيمه گندم61
جدول (4-9): محاسبه اثرات نهايي نگرش کشاورزان نسبت به بيمه گندم63
جدول (4-10): بررسي علل تمايل به پذيرش بيمه گندم64
جدول (4-11): بررسي علل عدم تمايل به پذيرش بيمه گندم65
جدول (4-12): مقايسه نتايج حاصل از مطالعه با برخي مطالعات ديگر66
فهرست شکل ها و نمودارهاچ
عنوان صفحه
شکل 1: تابع توزيع تجمعي انباشته32
شکل 2: نمايش هندسي مدل پروبيت33
شکل 3: توزيع تجمعي پروبيت و لاجيت35
چکيده
نظر به اهميت بالاي بيمه ي محصولات کشاورزي در افزايش توليد و کاهش ريسک در بخش کشاورزي اين مطالعه تلاشي در راستاي شناسايي عوامل مؤثر بر احتمال پذيرش بيمه ي محصول گندم و همچنين شناسايي عوامل مؤثر بر نگرش کشاورزان نسبت به بيمه گندم در منطقه بيضا استان فارس با استفاده از الگوي لاجيت بوده است. همچنين در اين مطالعه سعي شد به بررسي و مقايسه خصوصيات فردي و اجتماعي بيمه شدگان و بيمه نشدگان و علل تمايل يا عدم تمايل به پذيرش بيمه محصول گندم از سوي گندم کاران منطقه پرداخته شود. اين پژوهش از طريق روش اسنادي و پيمايشي با تکميل پرسشنامه در بهار 1393 انجام شد. نتايج مطالعه مشخص کرد که در مورد متغيرهاي تعداد افراد خانواده، سطح زير کشت، تعداد ساعات شرکت در کلاس هاي ترويجي و آموزشي، رضايت از پرداخت صندوق بيمه بابت خسارت، رضايت از عملکرد صندوق بيمه محصولات کشاورزي، آگاهي کشاورزان از اهداف و فوايد بيمه بين کشاورزان گندم کار بيمه شده و نشده تفاوت معني داري در سطح 10 درصد وجود دارد. همچنين نتايج مدل لاجيت نشان داد متغيرهاي سابقه کار کشاورزي، تعداد افراد خانوار، سطح زير کشت، تعداد ساعات شرکت در کلاس هاي آموزشي و ترويجي ونيز رضايت از عملکرد صندوق از عوامل تأثيرگذار بر پذيرش (تقاضاي) بيمه گندم توسط کشاورزان گندمکار منطقه بيضا استان فارس بوده است. بعلاوه متغيرهاي سطح زير کشت، تعداد قطعات زمين زراعي، داشتن شغل دوم، تعداد دفعات خسارت، رضايت از عملکرد بيمه و رضايت از پرداخت بيمه بر نگرش کشاورزان منطقه نسبت به بيمه گندم مؤثر بوده است.
واژه هاي کليدي: بيمه محصولات کشاورزي، تقاضاي بيمه، مدل لاجيت، گندم.
فصل اول
کليات
1-1- مقدمه
کشاورزي نقشي حياتي و راه بردي در نظام اجتماعي و اقتصادي بر عهده دارد. با وجود اهميت بخش کشاورزي در اقتصاد کشور، فعاليت در اين بخش نسبت به ديگر فعاليت هاي توليدي و اقتصادي متفاوت است. از جمله اين که فعاليت در بخش کشاورزي به علت اتکاي زياد به طبيعت و وابستگي آن به عوامل و شرايط جوي و محيطي، فعاليتي همراه با ريسک محسوب مي شود و توليدکنندگان اين بخش همواره با خسارات بي شماري ناشي از بروز حوادث قهري و بلاياي طبيعي رو به رو مي باشند و زندگي اقتصادي آن ها در معرض مخاطرات جدي قرار دارد (يعقوبي و چيذري، 1380). به عبارتي ديگر توليدكنندگان محصولات كشاورزي در اغلب موارد تصميمات مربوط به تخصيص زمين و توليد محصولات مختلف را در فضايي از نبود اطمينان و بي ثباتي قيمت ها و بازده اتخاذ مي كنند. اين نوسانها كه ناشي از مجموعه اي از عوامل تصادفي و خارج از كنترل توليدكننده است، موجب عدم تمايل به سرمايه گذاري در درازمدت مي شود. در سال هاي گذشته ابزارهاي مختلفي همچون مديريت ريسك به كار گرفته شده است تا از شدت اين خطرات كاسته شود. بيمه محصولات كشاورزي به عنوان جانشين و گاهي مكمل روش هاي سنتي مانند كشت توأم، تنوع توليد در مزرعه، قيمت تضميني و … از جمله ابزارهاي مؤثر در مديريت ريسك در كشاورزي است. از نظر ماهيت، در واقع بيمه كشاورزي نوعي فناوري است كه براي كاهش ريسك گريزي كشاورزان و در نتيجه افزايش كارايي آنها در استفاده بهينه از عوامل توليد و تمايل بيشتر به سرمايه گذاري در فعاليتهاي كشاورزي ايجاد شده است (ويليام و همکاران، 1999). مفهوم بيمه در كشاورزي عبارت است از تضمين جبران بخشي ازخسارت وارد شده برعوامل توليد، محصول و عوامل بالفعل لازم براي عمليات اقتصادي در فاصله زماني پيش از توليد تا مصرف محصولات در مقابل خطرات تهديدكننده و غيرقابل پيشگيري، به شرط آنكه پيش بيني احتمال وقوع خطرات امكان پذير باشد (اسميت و بوکت، 1996). بدين ترتيب نقش بيمه تعديل فشار خسارتهاي ناشي از خطر است، به گونه اي كه خسارتهاي بالفعل بر يك فرد يا يك گروه متمركز نخواهد شد (رستمي و همکاران، 1386).
از آنجا که ايران دهمين كشور بلاخيز جهان شناخته شده است، به طوري كه از مجموع 40 نوع بليه طبيعي ثبت شده در جهان ، 31 نوع آن در ايران اتفاق مي افتد (رحماني، 1382). اين امر ميزان مخاطرات تأثيرگذار بر فعاليتهاي كشاورزي در ايران را روشنتر مي سازد. از طرف ديگر با عنايت به اينكه امروزه اقتصاد جهان به سمت كاهش دخالت مستقيم اقتصادي دولت در بخشهاي توليدي و افزايش مشاركت بخش خصوصي در فعاليتهاي توليدي و اقتصادي پيش مي رود، سياستگذاران و برنامه ريزان ايران نيز مي كوشند تا زمينه جلب و جذب سرمايه هاي خصوصي در توليد كشاورزي را فراهم آورند. يكي از راهكارهاي مؤثر در نيل به اهداف فوق را مي توان در فناوري بيمه و بهره مندي از مزاياي آن در بخش كشاورزي جستجو كرد كه از آن به عنوان كارآمدترين اهرم حمايتي دولت نام برده مي شود. اين در حالي است که بيمه محصولات كشاورزي علي رغم اينكه در ايران قدمتي بيش از دو دهه دارد، هنوز نتوانسته است به طور گسترده بر كشاورزي كشور سايه اندازي كند. اين امر ناشي از يك سري عوامل و موانع اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي است كه بايد مورد توجه و مطالعه قرار گيرند (عين اللهي احمد آبادي، 1387). در واقع شواهد نشان مي دهد كه فرآيند بيمه محصولات كشاورزي در ايران پويايي لازم را ندارد و اين موضوع به طور عمده برخاسته از شناخت محدود كشاورزان از بيمه محصولات كشاورزي و نيز كم درآمدي آنهاست (رستمي و همکاران، 1386).
از طرفي ديگر، ميزان موفقيت و کارآيي سياست بيمه ي محصولات کشاورزي به طور قابل توجهي به گرايش کشاورزان به بيمه ي محصولات خويش بستگي دارد. از آنجا که بيمه محصولات کشاورزي براي جامعه توليدکنندگان بخش کشاورزي کشور بعنوان پديده‌اي جديد تلقي مي‌شود پذيرش آن مانند ساير ايده‌هاي نوين در ابتدا از سوي افراد با مقاومت‌ هايي روبرو شد. از اين رو براي موفقيت در اشاعه و ترويج بين توليدکنندگان بايستي دلايل مقاومت و عدم پذيرش افراد و عوامل مؤثر بر پذيرش بيمه ازسوي پذيرندگان مورد شناسائي و بررسي قرار گيرد.
بدين ترتيب انجام بررسي هاي تحليلي به منظور تعيين تأثير عوامل گوناگون اقتصادي، اجتماعي و فني مؤثر بر فرآيند تصميم گيري کشاورزان در گرايش به بيمه ي محصولات موجب مي شود مبنا و الگويي براي ارزيابي نتايج عملي و اتخاذ راه کارهاي مناسب براي رفع کاستي ها و نيز افزايش کارآيي بيمه در بخش کشاورزي فراهم گردد (کرمي، 1389).
نتايج حاصل از بررسي مطالعات در اين زمينه که در بخش دوم مطالعه ارائه گرديده است، بيان گر آن است که عوامل متعددي بر تقاضا و احتمال پذيرش بيمه مؤثر است و نحوه ي تاثيرگذاري اين متغيرها در مناطق مختلف و با توجه به نوع محصول مورد بررسي متفاوت است. بدين ترتيب نظر به اهميت بالاي بيمه ي محصولات کشاورزي در افزايش توليد و کاهش ريسک در بخش کشاورزي، مطالعه ي حاضر تلاشي در راستاي شناسايي عوامل مؤثر بر احتمال پذيرش بيمه ي محصول گندم و همچنين شناسايي عوامل مؤثر بر نگرش کشاورزان نسبت به بيمه گندم در منطقه بيضا استان فارس است. همچنين در اين مطالعه سعي شد علل تمايل يا عدم تمايل به پذيرش بيمه محصول گندم از سوي گندم کاران منطقه بررسي شود. در نهايت با توجه به نظرات و ديدگاه هاي کشاورزان موانع پذيرش بيمه محصولات کشاورزي شناسائي و راهکارهاي مناسبي جهت رفع موانع موجود و فراگيري بيمه در جوامع روستائي ارائه گشت.
1-2- ضرورت مطالعه
بيمه ي کشاورزي يکي از مهمترين ابزار ايجاد امنيت سرمايه گذاري در اين بخش و مقابله با عدم حتميت و مخاطره پذيري شديد فعاليت و سرمايه گذاري و به عبارت ديگر مهمترين ابزار حمايتي براي تبديل مديريت بحران به مديربت ريسک است (فالکو و همکاران، 2005). سياست بيمه ي کشاورزي يکي از راه هاي اصولي و آزمون شده براي تامين پايدار سرمايه گذاري در بخش کشاورزي که پيش شرط اساسي تحقق هدف هاي توسعه کشاورزي است، محسوب مي شود. در ضمن، بيمه توانمندي هاي کشاورزان را براي رويارويي با مخاطره ها افزايش مي دهد و موقعيت اعتباري آنها را بهبود مي بخشد. بيمه ي محصولات کشاورزي در اصل، ساز و کاري براي مشارکت در پذيرش ريسک است که از راه مشارکت توليدکنندگان در پذيرش ريسک، در هنگام پديد آمدن خطر، از ضرر و زيان وارد شده بر توليدکننده جلوگيري مي کند و يا به درآمد وي ثبات مي بخشد. از سويي ديگر، بيمه ي محصولات کشاورزي، نوعي ساز و کار مالي است که به جبران خسارتهاي برخاسته از تغييرات اقليمي و پديده هاي طبيعي خارج از کنترل بشر مي پردازد. و هدف آن حداقل کردن بي ثباتي ناشي از خسارات حاصل از عوامل گوناگون و نامشخص در بخش کشاورزي و تقسيم ريسک است. بيمه ي محصولات، کشاورزان را در برابر نابودي يا ضايع شدن محصول با پرداخت حق بيمه ي اندکي محافظت نموده و نيز مي تواند منبع اطمينان و اعتماد کشاورزان براي پذيرش و استفاده از نوآوري ها و روش هاي اصلاح شده کشاورزي و همچنين زمينه ساز سرمايه گذاري بيشتر در کشاورزي باشد (فردوسي، 1373). سياست بيمه کشاورزي يکي از راه هاي اصولي و آزمون شده براي تامين پايدار سرمايه گذاري در بخش کشاورزي که پيش شرط اساسي تحقق هدف هاي توسعه ي کشاورزي است، محسوب مي شود (امير نژاد و همکاران، 1388). همانگونه که مي دانيم کشاورزي فعاليتي توام با ريسک است. کشاورزان به طور مداوم با تغيير قيمت ها، عملکردها و ديگر پيامدهايي که بازده مالي و رفاه عمومي آنها را تحت تاثير قرار مي دهد، مواجه مي شوند. براي توليدکنندگان بخش کشاورزي، فهم ريسک، شناسايي منابع ريسک و مديريت آن هنگام تصميم گيري در مواجهه با شرايط ريسکي بسيار با اهميت است (عين اللهي، 1387 و هاروود و همکاران، 1999). لذا بسترسازي براي استفاده از بيمه در جهت مديريت ريسک در اين بخش ضروري به نظر مي رسد. سياست گذاري براي ايجاد بستر مناسب جهت ارايه ابزارهاي دقيق و مؤثر براي کنترل و تعديل منابع ريسکي، مي تواند نقش شاياني در افزايش قدرت توليدي و رفاه کشاورزان باشد. در سال هاي اخير بيمه ي محصولات کشاورزي به عنوان ابزاري نوين جهت حداقل کردن بي ثباتي درآمدي ناشي از منابع ريسکي و ايجاد امنيت سرمايه گذاري شناخته شده است (جابري، 1378).
بيمه محصولات کشاورزي نسبت به ديگر استراتژي هاي مقابله با ريسک فوايد بيشتري داشته و در نتيجه نظر و بودجه سياست گذاران کشورهاي توسعه يافته و در حال توسعه را به خود جلب کرده است. کشاورز زماني که بداند افت مصيبت بار درآمدي به دلايل خارج از کنترل او از نظر مالي جبران مي شود، تمايلش براي تخصيص منابع در راه هايي که حداکثر سود را تامين مي کنند، بيشتر مي شود. براي مثال گرايش بيشتري به پذيرش تکنولوژيهاي پيشرفته اما نامطمئن پيدا مي کند بدين ترتيب افزايش ارزش افزوده بخش کشاورزي و افزايش درآمد کشاورزي و کاهش فقر در روستا مي تواند نتيجه تاثير نهايي پذيرش بيمه محصولات کشاورزي باشد.
قانون بيمه محصولات کشاورزي در مورخ 1/3/62 در مجلس شوراي اسلامي به تصويب رسيد بر اساس اين مصوبه به منظور انجام بيمه انواع محصولات کشاورزي در مقابل خسارتهاي ناشي از سوانح طبيعي و حوادث قهري، صندوق بيمه محصولات کشاورزي در بانک کشاورزي تاسيس گرديد در حقيقت صندوق بيمه بر اساس اهداف و سياستهاي دولت در بخش کشاورزي در قالب برنامه‌هاي اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي اهداف خود را با مشارکت و همکاري بانک کشاورزي تحقق مي بخشد و نهايتاً با اجراي سياستهاي حمايتي دولت براي افزايش توليد محصولات اساسي کشاورزي و بالا بردن سطح درآمد کشاورزان و دامداران نقش حساس و مؤثري را ايفاء مي نمايد و از اين طريق بعنوان پشتوانه‌اي مطمئن در جهت تثبيت درآمد، اطمينان خاطر کشاورزان و دامداران را نيز فراهم نموده و سبب اتکاء به نفس آنان مي شود. صندوق بيمه همواره در پي اجراي قانون بيمه محصولات، تحت پوشش قراردادن محصولات کشاورزي با مشکلات عديده‌اي روبرو بوده است. از جمله اين مشکلات عبارت است از کمبود عمليات آموزشي و ترويجي در ميان کشاورزان و عدم توصيه‌هاي لازم در مورد مصرف بذر مناسب، زمان کشت و غيره که موجب شده تا دگرگوني هاي شرايط جوي که امري طيعي است خسارت هاي غير منتظره به بارآورد که اگر به آنها توجه مي شد قابل تخفيف بود. همچنين عدم توجيه مناسب کشاورزان در زمان عقد قرارداد بيمه توسط کارشناسان صندوق بيمه در مورد نحوه پرداخت غرامت و نوع خسارت هاي تحت پوشش بيمه سبب دلزدگي کشاورزان از نظام بيمه محصولات کشاورزي مي گردد. بدين ترتيب شناخت و افزايش زمينه پذيرش بيمه محصولات کشاورزي از سوي توليد کنندگان اين بخش و ترويج و اشاعه فرهنگ بيمه و ايجاد احساس التزام به بيمه در بين آنان امري مهم محسوب شده و بايستي در برنامه‌هاي توسعه‌اي صندوق بيمه و نظام هاي ترويج کشاورزي و دامداري کشور قرار گيرد (سجادي، 1378 ). چراکه توسعه بيمه مي تواند نقش قابل توجهي در جبران خسارت وارده به اين بخش ايفا کند و همچنين موجبات تضمين استقلال مالي و صندوق بيمه محصولات کشاورزي و رهايي از وابستگي مالي آن به دولت را فراهم آورد ( دريجاني و قرباني، 1378) و باعث افزايش ارزش افزوده بخش کشاورزي و افزايش درآمد و کاهش فقر در جامعه کشاورزي و روستائي شود ( رحيمي، 1379 ).
در عين حال نيل به اين هدف نيازمند شناسائي و بررسي عوامل مؤثر و پذيرش بيمه محصولات کشاورزي و موانع پذيرش آن از سوي کشاورزان و نيز بررسي ديدگاه ها و نظرات کشاورزان نسبت به اين طرح مي باشد. زيرا از اين طريق ضمن بررسي ترکيب و ميزان تاثير عواملي که در پذيرش بيمه از سوي کشاورزان تاثير داشته و نيز عواملي که مانع پذيرش بيمه از سوي ساير کشاورزان بوده‌اند مي توان به راهکارهايي براي رفع موانع و تقويت نقاط مثبت در اين زمينه جهت تشويق و ترغيب کشاورزان به پذيرش اين طرح دست يافت و زمينه مناسبي را برنامه ريزي صحيح تر جهت مشارکت کشاورزان در اين طرح فراهم آورد. از طرف ديگر بررسي ميزان تطابق ويژگي ها و شرايط بيمه محصولات کشاورزي و نحوه اجراي آن با شرايط و امکانات کشاورزان و ميزان رضايت کشاورزان از اين طرح از جمله عواملي مي باشد که مي تواند در ارزيابي برنامه‌هاي اجرائي صندوق بيمه به برنامه ريزان و سياست گذاران آن کمک کند که در اين تحقيق با بررسي ديدگاه ها و نظرات کشاورزان پذيرنده بيمه و کشاورزان نپذيرنده بيمه محصولات کشاورزي به اين موضوع پرداخته شده است.
1-3- اهداف مطالعه
– بررسي و مقايسه خصوصيات فردي بيمه شدگان و بيمه نشدگان
– شناسائي و تعيين ويژگي هاي فردي، اقتصادي و اجتماعي مؤثر بر پذيرش و تقاضاي بيمه محصول گندم در منطقه مورد مطالعه
– شناسائي و تعيين ويژگي هاي فردي، اقتصادي و اجتماعي مؤثر بر نگرش کشاورزان نسبت به بيمه محصول گندم در منطقه مورد مطالعه
– برآورد دو مدل رگرسيوني لاجيت
– تعيين اثرات نهايي عوامل مؤثر بر پذيرش بيمه محصول گندم
– تعيين اثرات نهايي عوامل مؤثر بر نگرش کشاورزان نسبت به بيمه محصول گندم
– بررسي علل پذيرش بيمه از سوي بيمه شدگان
– بررسي علل عدم پذيرش بيمه از سوي بيمه نشدگان
1-4- فرضيات مطالعه
1. ويژگي هاي فردي كشاورزان بر پذيرش بيمه محصول گندم در منطقه مورد مطالعه مؤثر است.
2. سطح زير كشت گندم بر احتمال پذيرش بيمه توسط زارعين گندم کار تاثير مثبت دارد.
3. بين سابقه و تجربه کشاورزي و احتمال پذيرش بيمه توسط زارعين گندم رابطه منفي وجود دارد.
4. رضايت از عملکرد صندوق بيمه بر احتمال پذيرش بيمه توسط زارعين گندم کار و نگرش آن ها نسبت به بيمه محصولات کشاورزي تاثير مثبت دارد.
5. بين شرکت در کلاس هاي ترويجي و احتمال پذيرش بيمه توسط زارعين گندم رابطه مستقيم وجود دارد.
6. خسارت وارده به كشاورز در سالهاي گذشته از عوامل مؤثر بر نگرش کشاورزان نسبت به آن است.
1-5- کليات
1-5-1- بيمه در بخش كشاورزي
يكي از ويژگي هاي بارز فعاليت هاي توليدي بخش كشاورزي، وابستگي زياد آن به طبيعت و شرايط غير قابل كنترل و گاهي غير قابل پيش‌بيني محيطي مي‌باشد. بنابراين، توليد كشاورزي در شرايط طبيعي يكي از پرمخاطره‌ترين نوع فعاليتهاي اقتصادي محسوب مي‌شود. طغيان آفات، انواع بيماريهاي گياهي و دامي، تغييرات ناگهاني دما، كمبود و پراكنش نامناسب بارندگي و بروز خشكسالي‌هاي پياپي و پيامدهاي ناشي از آن و نيز وقوع بلاياي طبيعي مانند سيل و زلزله، ممكن است خسارتهاي زيادي به كشاورزان و بخش كشاورزي وارد كند كه جبران آن نه تنها از عهده توليدكنندگان خارج است، بلكه بدون اعمال يك روش نظام‌مند و مطالعه شده دولتي نيز ميسر نيست.
ميزان مخاطرات اثرگذار بر فعاليتهاي كشاورزي زماني روشن‌تر مي‌شود كه بدانيم كشور ما به عنوان دهمين كشور بلاخيز دنيا شناخته شده است، به طوري كه از بين 40 نوع بليه طبيعي كه در جهان ثبت شده، 31 نوع آن در ايران رخ مي‌دهد و اين در حالي است كه بخش مهمي از توليدكنندگان، به خصوص روستائيان، توان مالي متوسط و محدودي داشته و دارايي خود را در هر دوره بهره‌برداري طي فرآيند توليد به كار مي‌گيرند و گاه حتي كمترين خسارت هم ممكن است آنان را از هستي ساقط و يا شرايط زندگي را براي آنها بسيار مشكل ساخته و خسارت‌ديدگان را براي سال آينده از چرخه توليد خارج نمايد.
از سويي ديگر، در شرايط كنوني اقتصاد ملي كه در آن الگوي كاهش دخالت مستقيم اقتصادي دولت و افزايش مشاركت بخش خصوصي در فعاليتهاي توليدي و اقتصادي، اصل آزمون شده و مورد قبول به شمار مي‌آيد، دولت كوشش مي‌كند تا زمينه جلب و جذب سرمايه‌هاي خصوصي در بخش كشاورزي را فراهم سازد. البته بايد توجه داشت كه براي نيل به اين هدف، بكارگيري راهكارهاي افزايش ضريب اطمينان براي سرمايه‌گذاري و كاهش نرخ مخاطرات، يك اصل ضروري و غير قابل اغماض است. يكي از راهكارهاي مؤثر در اين خصوص را مي‌توان در صنعت بيمه و بهره‌مندي از مزاياي آن در بخش كشاورزي جستجو كرد، كه از آن به عنوان كارآمدترين اهرم حمايتي دولت در اين بخش نام برده مي‌شود (رحماني، 1382).
بيمه محصولات کشاورزي مجموعه عملياتي است که به موجب آن صندوق بيمه محصولات کشاورزي از طريق عقد قرارداد در شعب صدور بانک کشاورزي با کشاورزان و دريافت وجهي بنام حق بيمه متعهد مي شود در هنگام بروز حوادث مشخصه در قرارداد، خسارت وارده به محصولات کشاورزي تحت پوشش را بر اساس تعرفه مربوط پرداخت نمايد. بيمه با ايجاد زمينه لازم براي كاهش مخاطرات فعاليتهاي توليدي، بهره‌برداران و توليدكنندگان خرد را كه سرمايه بسيار اندكي داشته و حاضر به پذيرش خطر در توليد نمي‌باشند، به توليد، كاربرد و استقبال از طرح‌ها و روش‌هاي نوين توليدي تشويق مي‌نمايد.
بيمه محصولات کشاورزى براى از بين بردن خطرات نقشى ندارد. بلکه به منظور سر شکن کردن خطر در طول زمانهاى مختلف بکارگرفته مى شود. سر شکن کردن خطر در طول زمان به اين شکل صورت مى گيرد که کشاورز با پرداخت حق بيمه، زيان ناشى از وقوع خطر را در طول زمان تقسيم مى کند. به اين دليل حق بيمه را قيمت تامين و ايجاد امنيت براى کشاورزى نيز ناميده اند. اولين اثر مثبتى که در توسعه کشاورزى، نقش آن بر روى کشاورزان ريسک گريز است. يک کشاورز ريسک گريز در صورتى که تحت پوشش هاى بيمه اى مورد حفاظت قرار بگيرد مانند آن است که در فعاليتى بدون ريسک به فعاليت مى پردازد. شرکت در فعاليتهاى همراه با ريسک تنها با افزايش ريسک پذيرى کشاورزان و تشويق آنان به پوشش هاى بيمه اى امکانپذير مى باشد.
نقش ديگر بيمه محصولات کشاورزى، افزايش سرمايه گذارى در بخش کشاورزى است، بايد توجه داشت که هزينه هاى اقتصادى ريسک محدود به خسارت غير منتظره ناشى از آن نيست. وجود ريسک باعث بوجود آمدن فضاى عدم اطمينان مي شود و اين امر با تاثير گذارى بر قيمت هاى سايه اى، هزينه هاى نامرئى اضافى را بر کل اقتصاد، بطور اعم و بر بخش کشاورزى به طور اخص تحميل مى کند. ريسک و به تبع آن عدم اطمينان با بالا بردن نا اطمينانى و در نتيجه کاهش نرخ بهره ورى انتظارى موجب پايين آمدن بهره ورى نهايى سرمايه گذشته و بر تخصيص سرمايه ها بين فعاليتهاى مختلف اثر مى گذارد. به عبارت ديگر عامل ريسک موجب نا کارايى در تخصيص بهينه سرمايه هاى موجود به سرمايه گذارى هاى کشاورزى و کند شدن روند توسعه سرمايه گذارى هاى جديد مى شود.
خطرات و صدماتي كه ممكن است محصولات كشاورزي را در معرض نابودي و خسارت قرار دهند به شرح زير است:
الف) خطرهاي اقتصادي محصولات كشاورزي: محصولات كشاورزي از بعد اقتصادي در دو مرحله با تهديد روبه رو هستند.
– قبل از عرضه به بازار: نوسان در قيمت مواد اوليه مورد نياز بخش كشاورزي (نهاده‌هاي توليد) اعم از بذر، كود و ماشين‌آلات كشاورزي و … .
– پس از عرضه به بازار: بي‌ثبات بودن قيمت محصولات كشاورزي و نامشخص و ناپايدار بودن سياست دولتها و نوسانات جهاني در قيمت محصولات كشاورزي.
ب) خطرات اجتماعي: خطرات اجتماعي بسياري، كشاورزي و محصولات اين بخش را تهديد مي‌كند، مانند دزدي از مزارع و باغها، ادوات و ماشين‌آلات كشاورزي و جنگ، آشوب و بلوا كه به طور مستقيم و غيرمستقيم به كشاورزي آسيب وارد مي‌كنند.
ج) خطرات طبيعي: خطرات طبيعي تهديدكننده محصولات كشاورزي شامل خطرات جوي، آفات و بيماريهاست. خطرات جوي، در برگيرنده طيف وسيعي از خطرات مانند سيل، توفان، تگرگ، گردباد، خشكسالي، سرمازدگي، گرمازدگي و غيره است. آفات و بيماريهاي گياهي مختلفي نيز توليدات بخش كشاورزي را تهديد مي‌كنند كه در قالب فعاليت‌هاي بيمه نمي‌گنجند.
محصولات كشاورزي در كشورهاي مختلف جهان بر اساس روشهاي متفاوتي بيمه مي‌شوند، با اين وجود روشهاي عمده اي كه بيمه كشاورزي بر اساس آنها طراحي و اجرا مي‌گردد، يكي از سه روش زير است:
الف) هزينه توليد: دريافت حق بيمه و پرداخت خسارت در اين روش، بر مبناي هزينه‌هايي است كه براي توليد محصولات كشاورزي صرف مي‌شود. اين طريق يكي از رايجترين روشهاي بيمه كردن محصولات كشاورزي در سراسر دنياست و در اغلب كشورها با توجه به مزيت ساده بودن عمليات اجرايي آن، مورد استقبال قرار دارد.
ب) نسبتي از بازده محصول: در اين روش، قيمت و همچنين ميزان تقريبي توليدات كشاورزي تخمين زده مي‌شود و بر اساس اين تخمين، مبلغ حق بيمه و همچنين غرامت پرداختي مشخص مي‌شود. اين روش در كشورهايي با تورم اقتصادي پائين قابل اجراست، اما در كشورهايي با تورم بالا و نوسانات گاه فراوان در قيمت محصولات كشاورزي، روش مناسبي نيست.
ج) نسبتي از وام داده شده به كشاورز: يكي ديگر از روشهاي بيمه محصولات كشاورزي، دريافت نسبتي از وام اعطا شده به كشاورز به عنوان حق بيمه و همچنين پرداخت غرامت بر اساس اين وام مي‌باشد. اين روش مستلزم اجباري بودن بيمه محصولات كشاورزي است و در كشورهايي نظير كشور هند اجرا مي‌شود. مزيت اين روش، ساده بودن آن به لحاظ اجرايي و نقص آن نيز اجباري بودن براي كشاورزاني است كه از وام توليدي استفاده مي‌كنند.
1-5-2- پيدايش بيمه کشاورزي در جهان
بيمه محصولات كشاورزي از آغاز قرن بيستم مورد توجه جدي كشورها قرار گرفت. ايالات متحده آمريكا اولين كشوري است كه از سال 1909 طرحهاي مختلف بيمه كشاورزي را مورد بررسي قرار داد و از سال 1939 تاكنون اجراي آنها را در سطح گسترده‌اي ادامه داده است. كانادا نيز از پيشگامان صنعت بيمه محصولات كشاورزي به شمار مي‌رود. كشورهاي شيلي، پرو و اكوادور نيز در آمريكاي جنوبي، از دهه70 ميلادي، بيمه كشاورزي را آغاز نموده‌اند. در جوامع اروپايي، بيمه كشاورزي در چند دهه اخير رشد پيدا كرده و در سوئد به صورت گسترده‌اي اجرا شده است. در قاره آسيا، ژاپن اولين كشوري است كه در سال 1929، قانون بيمه دام و در سال 1939 بيمه محصولات كشاورزي را تصويب كرد و از سال 1974 برنامه آن را به طور كامل و در سطح كل كشور به اجرا در آورد. كشورهاي فيليپين، سريلانكا، هند، تايلند، كره و بنگلادش نيز در اين زمينه اقدام كرده و در مجموع 70 درصد از كشورهاي قاره آسيا، بيمه كشاورزي را در سه دهه اخير اجرا نموده‌اند. در بسياري از كشورها، بيمه‌هاي كشاورزي يكي از فعاليتهاي متنوع شركتهاي بزرگ بيمه تجاري است و به صورت بخشي از عملكرد كلي آنها منعكس مي‌شود. اغلب كشورهاي اروپايي چنين وضعيتي دارند. قدر مسلم اين است كه ضرورت حضور بيمه در بخش كشاورزي در سراسر دنيا احساس شده و به تناسب سياستهاي داخلي كشورها به اشكال مختلف به اجرا در آمده است (رحماني، 1382).


پاسخ دهید