4-3- آمار استنباطي و آزمون فرضيه ها44
4-3-1- تحليل هاي آماري استنباطي45
4-3-2- بررسي فرض نرمال بودن متغيرهاي وابسته ) پاسخگويي، شايستگي، انعطاف پذيري، سرعت) و متغير مستقل (‌فناوري اطلاعات و ارتباطات) با استفاده از آزمون کولموگرف- اسميرنوف (K- S)46
4-3-3- بررسي تاثير فناوري اطلاعات و ارتباطات (ICT) بر چابکي سازمانها47
4-3-4-‌‌فرضيه اول: فناوري اطلاعات و ارتباطات‌(ICT) بر قدرت پاسخگويي سازمان تاثير مثبت و معنادار دارد‌. 48
4-3-5- فرضيه دوم: فناوري اطلاعات و ارتباطات (ICT) بر شايستگي سازمان تاثير مثبت و معنادار دارد.49
4-3-6- فرضيه سوم:‌ فناوري اطلاعات و ارتباطات‌(ICT) بر انعطاف‌پذيري (‌قدرت پذيرش سازمان) تاثير مثبت و معنادار دارد.51
4-3-7- فرضيه چهارم‌:‌فناوري اطلاعات و ارتباطات (ICT) بر سرعت (تيزي) سازمان تاثير مثبت و معنادار دارد.53
4-4- مدل ساختاري (فرضيه اصلي) پژوهش با استفاده از آمار Amos55
4-4-1- تحليل عاملي تائيدي55
4-4-2- برازش اول مدل: با حذف سوال هاي لازمه که در بهبود برازش مدل موثرند:58
4-4-3- شاخص‌هاي برازش مدل کلي58
4-4-4- برازش( نهايي) مدل با اتصال خطاها به يکديگر59
4-4-5- شاخص‌هاي اصلاحي برازش مدل کلي60
فصل پنجم : نتيجه‌گيري و پيشنهادهاي پژوهش
5-1- مقدمه62
5-2- خلاصه پژوهش62
5-3- نتايج حاصل از بررسي فرضيه هاي پژوهش62
5-4- پيشنهادات کاربردي بر مبناي فرضيه هاي تحقيق64
5-5- پيشنهاد به پژوهشگران آتي65
5-6- محدوديت هاي پژوهش66
منابع و ماخذ67
پيوست70
فهرست جداول
جدول 2-1: شاخص هاي چابکي ( زنجير چي و همکاران ، 1388) برگرفته از قنبري و ديگران،139322
جدول 3-1: برآورد جامعه و حجم نمونه36
جدول 3-2: شرح سوالات36
جدول3-3: آلفاي کرونباخ38
جدول4-1: توزيع فراواني مربوط به آخرين مدرک تحصيلي پاسخ دهندگان42
جدول 4-2: توزيع فراواني مربوط به سنوات خدمت43
جدول 4-‌3‌: توزيع فراواني مربوط به جنسيت پاسخ دهندگان44
جدول4-5‌: خلاصه نتايج نرمال بودن داده هاي متغير وابسته47
جدول4-6‌: خلاصه نتايج نرمال بودن متغير مستقل47
جدول 4-7: شاخص هاي کفايت تحليل رگرسيون48
جدول 4-8: آزمون F ( تحليل واريانس ) جهت معنادار بودن رگرسيون48
جدول4-9: معنادار بودن ضرايب رگرسيوني49
جدول4-10: شاخص هاي کفايت تحليل رگرسيون49
جدول4-11: آزمون F ( تحليل واريانس ) جهت معنادار بودن رگرسيون50
جدول4-12: معنادار بودن ضرايب رگرسيوني51
جدول4-13: شاخص هاي کفايت تحليل رگرسيون51
جدول4-14: آزمون F ( تحليل واريانس ) جهت معنادار بودن رگرسيون52
جدول4-15: معنادار بودن ضرايب رگرسيوني53
جدول4-16: شاخص هاي کفايت تحليل رگرسيون53
جدول 4-17: آزمون F ( تحليل واريانس ) جهت معنادار بودن رگرسيون54
جدول 4-18: معنادار بودن ضرايب رگرسيوني55
جدول4-19‌: شاخص‌هاي برازش مدل کلي58
جدول4-20‌: شاخص‌هاي اصلاحي برازش مدل کلي60
فهرست اشکال
شکل 1-1: مدل مفهومي پژوهش8
شکل 1-2: مدل شريفي و ژانگ17
شکل 4-1: مدل ساختاري (فرضيه اصلي) پژوهش با ضرايب غيراستاندارد57
شکل 4-2‌: مدل ساختاري (فرضيات فرعي) پژوهش با ضرايب غيراستاندارد58
شکل 4-3‌: مدل اصلاحي پژوهش با ضريب غيراستاندارد59
فهرست نمودارها
نمودار 4-1 : توزيع درصد فراواني مربوط به آخرين مدرک تحصيلي پاسخ دهندگان42
نمودار 4-2 : توزيع درصد فراواني مربوط به سنوات خدمت43
نمودار 4-3 : توزيع درصد فراواني مربوط به جنسيت پاسخ دهندگان44
چکيده
امروزه با افزايش رقابت و تغييرات غير قابل پيش‌بيني در عرصه کسب و کار ، سازمان‌ها به منظور کسب مزاياي رقابتي در دستيابي به اهداف سازما‌ني و موفقيت در کسب و کار، بايد چابک عمل نمايند. اين قابليت به سازمان‌ها کمک ميکند تا تغييرات غير قابل پيش‌بيني را بمنظور دستيابي به موقعيت بهتر در بازار رقابتي و بهبود چرخه زما‌ني در فعاليت‌هاي مديريتي، کشف کرده و به آن پاسخ دهند. فناوري اطلاعات مي‌تواند در تدارک اطلاعات مورد نياز به منظور دستيابي به اهداف استراتژيک براي نيل به چابکي سازمان‌ها موثر باشد. حقيقت انست که نقش فناوري عميق‌تر از آنست که تنها به عنوان يک ابزار مورد توجه قرار گيرد. در اين پژوهش ابعاد چابکي سازمان از جمله، پاسخگويي، شايستگي، انعطاف‌پذيري و سرعت مورد مطالعه قرار گرفت و تاثير فناوري اطلاعات و ارتباطات بر انان بررسي گرديد.
اين پژوهش از لحاظ هدف‌، کاربردي مي‌باشد و از نظر روش پژوهش توصيفي از شاخة زمينه‌يابي پيمايشي و تحليل آن مي‌باشد، جامعة آماري ما در اين تحقيق شامل کارکنان شرکت پتروشيمي کرمانشاه مي‌باشد‌. در اين پژوهش با استفاده از نرم‌افزارهاي آماري spss20 وAmos ، با استفاده از روش‌هاي آماري شامل آمار توصيفي شاخص‌هاي آمار استنباطي مانند ضريب همبستگي و تحليل رگرسيون‌، براي اثبات يا رد فرضيه‌هاي تحقيق مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت‌. نرمال بودن داده‌ها نيز با استفاده از آزمون کولموگروف- اسميرنوف بررسي شد. نتايج حاصل از تحقيق نشان داد که فناوري اطلاعات و ارتباطات در چابکي سازمان تاثير گذار است.
واژگان کليدي‌: فناوري اطلاعات و ارتباطات، پاسخگويي سازمان، شايستگي سازمان، انعطاف پذيري سازمان، سرعت سازمان
1-1- مقدمه
در عصر حاضر، فناوري اطلاعات در سراسر جهان در حال ايجاد انقلابي نوين است که اهميت آن از انقلاب صنعتي کمتر نيست. تحولات سريع تکنولوژيکي، افزايش خطرات، جهاني شدن و انتظارات خصوصي‌سازي از ويژگيهاي محيطي هستند که سازمان‌هاي تجاري کنوني با آنها مواجهند. براي کسب موفقيت در اين محيط، چابکي يک مزيت رقابتي را ايجاد مي‌کند که مي‌توان با شهرت در نوآوري و کيفيت آن را حفظ نمود (شهايي،1385). معادله پيچيده و تحولات سريع صنعت و تجارت در عصر حاضر از يک سو و شرايط حاکم بر بنگاههاي اقتصادي کشور، رويکرد توسعه صادرات و حضور در ميدان‌هاي بين‌المللي از سوي ديگر ايجاب مينمايد تدابير لازم جهت رقابت در عرصه جهاني انديشيده شود‌. بر اين اساس حرکت به سوي چابک سازي سازمانها و بنگاه‌ها‌، به عنوان رهيافت جديد در مسير تحول، ضروري و حياتي تلقي مي‌گردد. فناوري اطلاعات به عنوان يکي از کارامدترين فناوري‌هاي مطرح شده از مهمترين اهرم هاي ايجاد قابليت هاي توليد چابک به حساب مي آيد و با توجه به توسعه آن در امر توليد در ممالک غربي بدون بکارگيري آن چابک سازي سازمان ميسر نخواهد بود. سازمان چابک فرآيندها و افراد سازمان را با تکنولوژي پيشرفته همگام ساخته و نيازهاي مشتريان را بر اساس محصولات و خدمات با کيفيت خود و در يک قالب زماني نسبتاً کوتاه رفع مي‌کند بنابراين فناوري اطلاعات در سازمان ها بر شاخص هايي تاثير مي گذارد که همگي از شروط اوليه موفقيت براي سازمان‌ها به شمار مي روند. يکي از حوزه هايي که مي تواند تاثيرات فراواني از اين فناوري بپذيرد، چابکي سازمان مي‌باشد.
1-2- بيان مسأله اساسي
امروزه با توجه به مطرح شدن مسايلي چون سازمان‌هاي الکترونيکي، که مفاهيم الکترونيکي متعددي در همه امور مانند شهر الکترونيکي، دولت الکترونيکي، شهروند الکترونيکي، بانکداري الکترونيکي، سلامت الکترونيکي را ايجاد کرده‌اند، فناوري اطلاعات و ارتباطات نقش زيادي در پشتيباني و حمايت عملکردهاي جاري سازمان‌هاي معاصر دارد و چرخه زماني اين عملکردها کوتاه‌تر شده است. ريسک از دست دادن فرصت که تاثير منفي روي کسب و کار مي‌گذارد، افزايش يافته است و با افزايش نرخ تغيير در اين شرايط ، نقش IT عميق‌تر شده است( طارق، خليل،1381).
با اين وجود IT به تنهايي هزينه‌هاي ثابت را افزايش مي‌دهد‌، اما بدون آن نيز سازمانها به اطلاعات مورد نياز خود دسترسي نداشته و بدون داشتن اطلاعات مورد نياز شرکت‌ها نمي‌توانند به خوبي عمل کرده و از فرصت‌هاي رقابتي استفاده کنند. فناوري اطلاعات در شکل‌هاي متفاوتش( اينترنت، اينترانت، تجارت الکترونيک، کسب و کار الکترونيک و غيره) تسهيل کننده موثري است که مي‌تواند مفهوم چابکي را پشتيباني کند. از جمله مزاياي که مي توان براي فناوري اطلاعات ذکر کرد، افزايش توان تصميم‌گيري، کاهش هزينه، کاهش چرخه زماني، افزايش کيفيت و غيره مي باشد. وابستگي سازمان‌ها، کارکنان و مراجعه کنندگان به ابزار فناوري اطلاعات افزايش چشمگيري يافته است. چنانچه به هر دليل از اين ابزار استفاده نشود يا در روند استفاده از اين فناوري خللي ايجاد شود، انواع و اقسام تعاملات سازماني دستخوش نقصان خواهند شد. از سوي ديگر امروزه فناوري اطلاعات يک عامل تسهيل کننده اصلي در فعاليت هاي کسب وکار سازمان ها است. تقريبا بيش از نيمي از سرمايه هاي سازمان هاي امروزي مبتني بر فناوري اطلاعات است. از اين رو به کارگيري فناوري اطلاعات، يک مزيت سازماني است و به منظور کسب موفقيت، سازمان ها لازم است به گونه موثر در استفاده از فرصت ها و تهديدهاي مربوط به آن، مديريت شوند معادله پيچيده و تحولات سريع صنعت و تجارت در عصر حاضر از يک سو و شرايط حاکم بر بنگاههاي اقتصادي کشور، رويکرد توسعه صادرات و حضور در ميدانهاي بين المللي از سوي ديگر ايجاب مينمايد تدابير لازم جهت رقابت در عرصه جهاني انديشيده شود . بر اين اساس حرکت به سوي چابک سازي بنگاه ها ، به عنوان رهيافت جديد در مسير تحول، ضروري و حياتي تلقي مي گردد. فناوري اطلاعات به عنوان يکي از کارامدترين فناوري هاي مطرح شده از مهمترين اهرم هاي ايجاد قابليت هاي توليد چابک به حساب مي آيد و با توجه به توسعه آن در امر توليد در ممالک غربي بدون بکارگيري آن چابک سازي سازمان ميسر نخواهد بود( قنبري و ديگران،1393).
از اين رو اين تحقيق بدنبال تاثير فناوري اطلاعات بر قابليت هاي چابکي و تعيين رابطه آن با چابکي سازمان مي باشد تا با توجه به اين تاثير، سازمان ها را به شناخت راه حل هاي براي بيشينه کردن سود سرمايه گذاري هايشان و بهره برداري بيشتر از فناوري اطلاعات جهت رسيدن به چابکي و بهبود مزيت رقابتي قادر سازد.
1-3- اهميت و ضرورت انجام تحقيق
اهميت فناوري و سيستم هاي اطلاعات براي حمايت از عملکردهاي کنوني و آينده سازمان ها شناخته شده است. تغييرات در محيط تجاري حاصل از رقابت شديد و تنوع نيازهاي مشتري، سازمان ها را به سوي پذيرش مفهوم چابکي سوق مي دهد. براي يک سازمان، چابکي يعني توانايي رشد و موفقيت در محيط با تغييرات مستمر و غير قابل پيش بيني و توليد محصول و خدمت خاص هر مشتري مي باشد. فناوري اطلاعات مي تواند در تدارک اطلاعات مورد نياز به منظور دستيابي به اهداف استراتژيک براي نيل به چابکي سازمانها موثر باشد. حقيقت انست که نقش فناوري عميق تر از آنست که تنها به عنوان يک ابزار مورد توجه قرار گيرد. ( فتحيان وشيخ،1390).
نقش ارزش افزاي فناوري اطلاعات در غني سازي زير ساختارهايي است که قابليت سازمان را براي انجام عمليات رقابتي در بازار افزايش داده و همچنين توانايي تطبيق با محيط دائما متغير بيروني را براي سازمان ايجاد مي نمايد. از طرفي رابطه بين قابليت هاي پويا و عمليات رقابتي کمک مي کند تا واحدهاي سازماني نيروي فناوري اطلاعات را در عمليات رقابتي خود افزايش دهند. بنابراين يک رابطه دو جانبه از طرف عملکرد سازماني به سوي فناوري اطلاعات و بالعکس از فناوري اطلاعات به عملکرد سازماني برقرار است. استفاده از فناوري اطلاعات، در کنار سيستمهاي اطلاعاتي متنوعي که براي نيازهاي مختلف طراحي مي گردد، گسترش يافته است. فناوري اطلاعات مديران را قادر مي سازد تا با سازمان، محيط و يکديگر ارتباط بيشتر و بهتري برقرار کنند. مشارکت بيشتر در تصميم گيري، افزايش سرعت تصميم گيري، افزايش سرعت شناسايي مسائل، کاهش ارتفاع هرم سازمان، بهبود هماهنگي و افزايش کارکنان متخصص، تنها برخي از تأثيراتي هستند که فناوري اطلاعات و سيستمهاي اطلاعاتي بر برخي از سازمان ها مي گذارند. (توربان و همکاران،6 200).
امروزه با افزايش رقابت و تغييرات غير قابل پيش بيني در عرصه کسب و کار ، سازمان- ها به منظور کسب مزاياي رقابتي در دستيابي به اهداف سازما ني و موفقيت در کسب و کار، بايد چابک عمل نمايند. اين قابليت به سازمانها کمک ميکند تا تغييرات غير قابل پيش بيني را بمنظور دستيابي به موقعيت بهتر در بازار رقابتي و بهبود چرخه زماني در فعاليتهاي مديريتي، کشف کرده و به آن پاسخ دهند. در اين تحقيق با مرور بر ادبيات چابکي و کاربرد فناوري اطلاعات، چگونگي دستيابي سازمانها به چابکي از طريق کاربرد فناوري اطلاعات در سازمان مورد بررسي قرار خواهد گرفت.
1-4- اهداف تحقيق :
1-4-1- هدف اصلي تحقيق:
تعيين ميزان تاثير فناوري اطلاعات و ارتباطات (ICT) بر چابکي سازمانها
1-4-2- اهداف ويژه تحقيق:
1- شناخت ميزان تاثير فناوري اطلاعات و ارتباطات (ICT) بر قدرت پاسخگويي سازمان.
2- شناخت ميزان تاثير فناوري اطلاعات و ارتباطات (ICT) بر شايستگي سازمان.
3- شناخت ميزان تاثير فناوري اطلاعات و ارتباطات (ICT) بر انعطاف پذيري (قدرت پذيرش سازمان).
4- شناخت ميزان تاثير فناوري اطلاعات و ارتباطات (ICT) بر سرعت (تيزي) سازمان.
1-5- فرضيه‏هاي تحقيق:
1-5-1- فرضيه اصلي تحقيق:
فناوري اطلاعات و ارتباطات (ICT) بر چابکي سازمانها تاثير مثبت و معنادار دارد.
1-5-2- فرضيه‏هاي فرعي:
1. فناوري اطلاعات و ارتباطات (ICT) بر قدرت پاسخگويي سازمان تاثير مثبت و معنادار دارد.
2. فناوري اطلاعات و ارتباطات (ICT) بر شايستگي سازمان تاثير مثبت و معنادار دارد.
3. فناوري اطلاعات و ارتباطات (ICT) بر انعطاف پذيري ( قدرت پذيرش سازمان) تاثير مثبت و معنادار دارد.
4. فناوري اطلاعات و ارتباطات (ICT) بر سرعت (تيزي) سازمان تاثير مثبت و معنادار دارد.
1-6- مدل مفهومي پژوهش:
فناوري اطلاعات مي تواند در تدارک اطلاعات مورد نياز به منظور دستيابي به اهداف استراتژيک براي نيل به چابکي سازمانها موثر باشد. حقيقت انست که نقش فناوري عميق تر از آنست که تنها به عنوان يک ابزار مورد توجه قرار گيرد. ( فتحيان وشيخ،1390). ادبيات سيستم هاي اطلاعات، فناوري اطلاعات را مبناي چابکي بيان مي کند و چابکي به عنوان يک قابليت پويا مفهوم سازي شده تا با به کارگيري فناوري اطلاعات، سازمان ها مزيت رقابتي به دست آورند . اهميت فناوري و سيستم هاي اطلاعات براي حمايت از عملکردهاي کنوني و آينده سازمان ها شناخته شده است. تغييرات در محيط تجاري حاصل از رقابت شديد و تنوع نيازهاي مشتري، سازمان ها را به سوي پذيرش مفهوم چابکي سوق مي دهد. سرعت و انعطاف پذيري محور اصلي مفهوم چابکي را تشکيل مي دهند. سازمان ها براي اينکه بتوانند به سرعت و با انعطاف پذيري عمل کنند، نيازمند به کارگيري فناوري ها و سيستم هاي اطلاعاتي به روز، سرمايه گذاري بر روي کارکنان دانشگر، انسجام در فرايندهاي کسب وکار، هم سو شدن با اشکال مجازي سازمان، همکاري داخلي و خارجي و دست يابي به زنجيره عرضه يکپارچه هستند (‌برو و ديگران، 2001).
يکي از مدلهاي بسيار جامع براي رسيدن به چابکي مدل ارائه شده ژانگ و شريفي (2000) ميباشد. آنان در مدل خود توانمنديهاي چابکي شامل پاسخگويي‌، سرعت سازمان‌، انعطاف‌پذيري سازمان و شايستگي ميباشد. ژانگ و شريفي همچنين تکنولوژي اطلاعات و ارتباطات را لازمه سازمانهاي چابک مي‌دانند. فناوري اطلاعات در سازمان‌ها بر شاخص‌هايي تاثير مي‌گذارد که همگي از شروط اوليه موفقيت براي سازمان‌ها به شمار مي‌روند. يکي از حوزه‌هايي که م‌تواند تاثيرات فراواني از اين فناوري بپذيرد، چابکي سازمان است. همچنين فناوري اطلاعات در شکل هاي متفاوتش(‌اينترنت، اينترانت، تجارت الکترونيک، کسب و کار الکترونيک و غيره) تسهيل کننده موثري است که مي‌تواند مفهوم چابکي را پشتيباني کند. همچنين با توجه به کاربرد فناوري اطلاعات در چابکي، بهبود عمليات تجاري است. فناوري اطلاعات توانمند ساز و تسهيل کننده چابکي مي‌باشد. اساس و بنيان سازمان چابک در يکپارچگي سيستم اطلاعاتي، تکنولوژي‌، افراد، فرايندهاي تجاري و‌ تجهيزات در سازمان هارمونيک براي پاسخگويي سريع به اتفاقات و تغييرات محيط است. چابکي از سازمان مي‌خواهد تا با ادغام فناوري و کارکنان با زير بناي ارتباطي عجله و شتاب کند تا به نيازهاي متغيير مشتريان در محيط بازاري که داراي تغييرات مدام و پيش بيني نشده است واکنش نشان دهد (کورنونادو وهمکاران, 2002). لذا در اين پژوهش با استناد به مدل شريفي و يانگ‌، تاثير فناوري اطلاعات و ارتباطات را بر قابليتهاي چابکي در قالب مدل زير شکل 1-1 به تصوير مي کشيم.
شکل 1-1: مدل مفهومي پژوهش
1-7- قلمرو انجام پژوهش
1-7-1- قلمرو موضوعي پژوهش:
بررسي تاثير فناوري اطلاعات و ارتباطات بر چابکي سازمان
1-7-2- قلمرو مکاني:
قلمرو مکاني اين پژوهش شرکت پتروشيمي کرمانشاه ميباشد.
1-7-3- قلمرو زماني:
قلمرو زماني اين پژوهش در بازه زماني سال 1393-1394 مي باشد.
1-8- تعريف مفهومي متغييرها:
1-8-1- تعاريف مفهومي:
– چابکي1: شريفي و ژانگ 21999 چابکي به معناي توانايي هرسازماني براي حسگري، ادراك و پيش بيني تغييرات موجود در محيط کاري است. چنين سازماني بايد بتواند تغييرات محيطي را تشخيص داده، به آنها به عنوان عوامل رشد و شکوفايي بنگرد. در جايي ديگر چابکي را توانايي فائق آمدن بر چالشهاي غيرمنتظره براي رويارويي با تهديدهاي بي سابق? محيط کاري و کسب مزيت و سود از تغييرات به عنوان فرصتهاي رشد و پيشرفت تعريف مي کنند.
– فناوري اطلاعات و ارتباطات: شاخه اي از فناوري است که با استفاده از سخت افزار،نرم افزار و شبکه افزار، مطالعه و کاربرد داده و پردازش آن را در زمينه هاي ذخيره سازي، دستکاري،انتقال،مديريت، کنترل و داده آمايي خودکار امکان پذير ميسازد (فتاحيان و مهدوي نور،1383).
– انعطاف پذيري: توانايي اتخاذ ساختارهاي کسب و کا متفاوت و جديد در تغييرات سريع در استراتژيي،کار،شغل و ساير موارد را گويند. ( قاسمي،1388)

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

– پاسخگويي3: واکنش مناسب به تغييرات محيطي و مشتريان را پاسخگويي گويند که با شاخص هاي تغييرات تقاضاي مشتريان، تغييرات کسب وکار بازار، موض.عات اجتماعي و محيط زيست و انطباق پذيري اهداف کسب وکار با تغييرات قابل سنجش است ( يوسف و همکاران،1999). همچنين توانائي براي تشخيص تغييرات و پاسخ سريع به آنها و اقدام کنش گرايانه يا پيش کنش گرايانه و استفاده از اين تغييرات (شاو و همکاران،2008).
– سرعت: توانايي ايجاد تمام شرايط و مشخصات لازم چابکي در حداقل زمان ممکن. و شامل اشاخص هاي زمان يادگيري و زمان انطباق با تغيير، زمان تغييرات سرويس دهي و ارائه خدمات ، يادگيري انجام وظايفو عمليات در کوتاهتر ين زمان و انجام تغييرات در کوتاهترين زمان ممکن( شريفي و ژانگ،2000).
– شايستگي4: شامل مجموعه اي گسترده از توانايي ها که به طور موثر، کارآمد و سودمند اهداف اساسي سازمان را بر آورده مي کنند( شريفي و ژانگ،2000).
1-8-2- تعاريف عملياتي:
انعطاف پذيري: در اين پژوهش به توانايي روبه رويي شرکت پتروشيمي کرمانشاه با محيط متغيير در محيط هاي متفاوت و نيز ارائه خدمات متنوع انعطاف پذيري مي باشد
پاسخگويي: در اين پزوهش واکنش مناسب و به موقع به خواسته هاي مشتريان و نيز مسائل فرهنگي و اجتماعي مدنظر است که شرکت پتروشيمي کرمانشاه بايد به منظور چابک شدن داشته باشند
سرعت: در اين پژوهش منظور از سرعت، يادگيري سريع شرکت پتروشيمي کرمانشاه و انجام تغييرات و و ظايف در کوتاهترين زمان است.
شايستگي: در اين پژوهش منظور از شايستگي ، توانايي ها شرکت پتروشيمي کرمانشاه مي باشد که به طور موثر، کارآمد سازمان را بر آورده مي کنند.
2-1- مقدمه
سرعت شايد مهم ترين ثروت در هزاره سوم و عصر جديد موسوم به عصر اطلاعات باشد. . در اين محيط آشفته که شرکتها و سازمانها در آن مشغول فعاليت هستند و ويژگي اساسي اين محيط تغيير و عدم اطمينان مي باشد، يکي از مهمترين فاکتورهاي بقا و پيشرفت چابکي آنهاست ( فتحيان وشيخ،1390) . براي کاستن زمان پاسخگويي و بهبود انعطاف پذيري بايد شکل کاملاً جديدي از سازمان ها به وجود آيند. امروزه رقابت در ابعاد مختلفي مطرح است، مثل سرعت تحويل محصول يا ارائه خدمات به مشتري، افزايش کيفيت محصول يا ارائه خدمات و کاهش قيمت محصول. تغييرات فناوري و کاري، بقاي سازمان ها را تهديد مي کند. تعداد اندکي ازسازمان هاي اطلاعاتي مي توانند نيروهاي داخلي خود را تغيير داده و نيروهاي خارجي تأثير گذار را کنترل کنند. اگر چه اکثر سازمان ها به اهميت پاسخگويي سريع به شرايط متغيير آگاه بوده اند، اما هرگز نتوانسته اند طوري طراحي شوند که قادر به انجام آن باشند. مديران هر سازماني بايد آن را در راستاي پاسخگويي به مجموعه اي از نيروهاي داخلي و خارجي، به صورت چابک طراحي کنند ( واعظي و صداقت پور، 1391)
در عصر حاضر، فناوري اطلاعات در سرتا سر جهان در حال ايجاد انقلابي نوين است که اهميت آن از انقلاب صنعتي کمتر نيست، ظرفيت هاي تازه و چمشگيري در محدوده دانش بشري ايجاد نموده است. امروزه در هر سازماني بحث به کار گيري فناوري اطلاعات و سيستم هاي اطلاعاتي مطرح و از سودمندي يا ضرورت استفاده از رايانه سخن در ميان است. فناوري اطلاعات در سازمان ها بر شاخص هاي تاثير مي گذارد که همگي از شروط اوليه موفقيت براي سازمان ها به شمار مي روند. يکي از حوزه هايي که مي تواند تاثيرات فراواني از اين فناوري بپذيرد، چابکي سازمان است. چابکي عبارت است از مجمو عه اي از توانمندي ها و شايستگي ها که باعث بقا و پيشرفت سازمان در محيط کسب و کار (که ويژيگي اساسي آن وجود تغييرات دائمي و عدم اطمينان است) مي شود.
2-2- مباني نظري
2-2-1- مفهوم چابکي
امروزه با افزايش رقابت و تغييرات غير قابل پيش بيني در عرصه کسب و کار ، سازمان- ها بمنظور کسب مزاياي رقابتي در دستيابي به اهداف سازما ني و موفقيت در کسب و کار، بايد چابک عمل نمايند. اين قابليت به سازمانها کمک ميکند تا تغييرات غير قابل پيش بيني را بمنظور دستيابي به موقعيت بهتر در بازار رقابتي و بهبود چرخه زما ني در فعاليتهاي مديريتي، کشف کرده و به آن پاسخ دهند ( فتحيان وشيخ،1390).
چابکي به عنوان توانايي سريع يک سازمان در پاسخگويي به تغيير در بازار و تقاضاي مشتريان و کارمندان است. واژه چابک بيانگر سرعت و قدرت پاسخگويي هنگام مواجهه با رويدادهاي داخلي و خارجي سازمان است. سازمان چابک براي درك و پيش بيني تغييرات محيط کسب و کار طراحي شده به ساختاربندي خود ميپردازد. از عوامل اساسي که باعث ايجاد و ارتقاي چابکي سازمان است مي توان آگاهي، انعطافپذيري و بهره وري را نام برد . يک سازمان ضرورتاً داراي مجموعه اي از ظرفيتها براي پاسخگويي به تغييرات در محيط است. سازمان چابک بيشتر در مورد تغيير و عدم اطمينان و غيرقابل پيش بيني بودن محيط نگران است و سعي در نشان دادن واکنش صحيح در اين شرايط دارد. از اينرو سازمان چابک نياز به ظرفيتهاي موجود بالقوه و تطابق براي مواجهه با اين تغييرات و عدم اطمينان ها در محيط دارد ( قنبري و همکاران، 1393).
يک سازمان چابک با اتفاقات و تغييرات ناگهاني به سادگي از پا درنميآيد. سازمان چابک سازماني سريع السير، سازگار و قدرتمند است و به تغييرات ناگهاني، فرصتهاي جديد بازار و نيازمنديهاي مشتري پاسخ سريع ميدهد. سازمان چابک براي درك و پيشبيني تغييرات محيط کسب و کار طراحي شده و در اين راستا به ساختارمندي خود ميپردازد (جعفرنژاد و شهائي، 1386 ). چابکي نتيجه ادغام هوشياري به تغييرات به معناي به رسميت شناختن فرصتها و چالشها اعم از داخلي و خارجي با استفاده از توانايي بهره گيري از منابع، در پاسخ به تغييرات بالقوه و بالفعل، به موقع، انعطاف پذير و ارزان ميباشد ( گرانت،2000). سازمانهاي چابک نه تنها بايد پاسخگوي تغييرات موجود باشند، بلکه با يک آرايش بندي مناسب بايد قادر به کسب مزاياي رقابتي نيز باشند . در سالهاي اخير، اکثر سازمانهاي توليدي روي کاهش هزينه متمرکز شده‌اند، بسياري سازمانها قادر به حفظ سودآوري خود بوده‌اند، حتي در شرايطي که قيمت محصولات آنها 40 درصد يا بيشتر افت کرده‌ است. اين سازمانها، فعاليتهاي بدون ارزش افزوده را شناسايي و حذف مي‌کنند، که اين خود در جهت کاهش اتلاف منابع آنهاست. آنها مفاهيمي مثل توليد ناب، توليد به‌موقع، شش سيگما و … را در خود اجرا کرده‌اند ولي فقط اين موارد براي چابکي کافي نيستند. برخي از سازمانها اکوسيستم‌هايي را ايجاد مي‌کنند که فقط در محيطهاي پايدار مؤثرند و با کوچکترين تغيير دچار مشکل مي‌شوند ( توورنگ لاين و همکاران، 2005).
چابکي به طور کلي توانايي يک سازمان براي درک تغيير محيطي و سپس پاسخگويي سريع و کارا به آن تغيير است. اين تغيير محيطي مي تواند تغييرات تکنولوژيک و کاري يا تغيير نياز مشتري باشد. واژه “چابک” توصيف گر سرعت و قدرت پاسخگويي در هنگام مواجهه با رويدادهاي داخلي و خارجي سازمان است.
اين مفاهيم از چابکي، سازمان را پويا، موقعيت گرا، تغييرپذير، و رشد محور تجسم مي کنند. علت تمايل به پويايي در اين است که شرايطي که امروزه از اثر آنها، يک سازمان به چابکي مي رسد، ممکن است فردا مؤثر و اثربخش نباشد. علت موقعيت گرايي نيز آن است که محيط بازار بر سطح چابکي مورد نياز تأثير مي گذارد. دليل تغييرپذيري نيز اين است که چابکي در گرو حرکت سازمان به سمت سازگاري و تطابق است. چابکي به صورت رشد محور است که از راه توانايي سازمان براي ادراک و تصديق مجدد چشم انداز، بازسازي استراتژي ها، و نوآوري در فنون مصداق مي يابد؛ و سازمان چابک بر راه هاي جديد هدايت سازمان جهت واکنش سريع و موثر نسبت به تغييرات بازارها توجه دارد، که البته اين روش ها تا حدود زيادي مبتني بر محصولات و خدمات مورد نياز مشتريان هستند. به بيان ساده تر، شالوده سازمان چابک عبارت است از هم سو کردن فناوري هاي اطلاعاتي، کارکنان، فرايندهاي کاري و امکانات در يک سازمان همگن و انعطاف پذير، تا در اين صورت توانايي واکنش سريع نسبت به شرايط در حال تغيير فراهم گردد ( توورنگ لاين و همکاران، 2005).
ادبيات سيستم هاي اطلاعات، فناوري اطلاعات را مبناي چابکي بيان مي کند و چابکي به عنوان يک قابليت پويا مفهوم سازي شده تا با به کارگيري فناوري اطلاعات، سازمان ها مزيت رقابتي به دست آورند ( راسخ5،2010). در عرصه هايي که تغيير قابل پيش بيني بوده و واکنش لازم را مي توان عمدتاً از پيش تعيين کرد، بايد انعطاف پذيري را در فرايندهاي سازمان و سيستم هاي فناوري اطلاعات نهادينه نمود. در ساير موارد، اگر تغيير و تحولات غيرمنتظره اي روي دهد که به سختي مي توان واکنش نشان داد، بنابراين انعطاف پذيري را نمي توان در فرايندها و سيستم هاي سازمان جاي داد و در واقع به سطح جديدي از انعطاف پذيري نياز است که به آن چابکي مي گويند. اصطلاح انعطاف پذيري با وجود شباهت هايي که با چابکي دارد، مي تواند به عنوان پيش نيازي براي چابکي به کار رود ( هايل بِرس بِرگ و ديگران،2005). سرعت و انعطاف پذيري محور اصلي مفهوم چابکي را تشکيل مي دهند. سازمان ها براي اينکه بتوانند به سرعت و با انعطاف پذيري عمل کنند، نيازمند به کارگيري فناوري ها و سيستم‌هاي اطلاعاتي به روز، سرمايه گذاري بر روي کارکنان دانشگر، انسجام در فرايندهاي کسب وکار، هم سو شدن با اشکال مجازي سازمان، همکاري داخلي و خارجي و دست يابي به زنجيره عرضه يکپارچه هستند (‌برو و ديگران، 2001). شريفي و ژانگ ميان چابکي و انعطاف پذيري تمايزي قائل نيستند و آنها را به جاي يکديگر استفاده مي کنند، در حالي که، برخي ديگر از صاحب نظران ميان اين دو مفهوم تمايز قائل شده و انعطاف پذيري را پيش زمينه اي براي چابکي مي دانند. يکي از تفاوت هاي اين دو مفهوم انعطاف پذيري و چابکي در آن است که انعطاف پذيري مبتني بر توانايي براي تغيير است، در حال که چابکي مبتني بر واکنش سريع از طريق کاهش زمان واکنش است. تفاوت ديگر اين دو مفهوم در آن است که چابکي مربوط به توانايي هاي کلي سازمان است ( جعفرنژاد و شهايي، 1386).
2-2-2- تعاريف چابکي
از سال 1991 به بعد پژوهش گران بسياري در زمينه چابکي فعاليت کرده اند و هرکدام تعاريف متعددي ارائه کرده اند که به برخي از آنها اشاره مي شود :
چابکي به معناي توانايي هر سازماني براي حسگري، ادراک و پيش بيني تغييرات موجود در محيط کاري است. چنين سازماني بايد بتواند تغييرات محيطي را تشخيص داده، به آنها به عنوان عوامل رشد و شکوفايي بنگرد. جايي ديگر چابکي توانايي فائق آمدن بر چالش هاي غيرمنتظره براي رويارويي با تهديدهاي بي سابقة محيط کاري و کسب مزيت و سود از تغييرات به عنوان فرصتهاي رشد و پيشرفت تعريف شده است (ژانگ و شريفي،1999).
چابکي توانايي رونق و شکوفايي در محيط داراي تغيير مداوم و غيرقابل پيش بيني است. از اين بابت، سازمان ها نبايد از تغييرات محيط کاري خود هراس داشته، از آنها دوري کنند؛ بلکه بايد تغيير را فرصتي براي کسب مزيت رقابتي در محيط بازار تصور کنند. چابکي را مي توان به صورت هم راستايي نزديک سازمان با نيازهاي متغيرکاري در جهت کسب مزيت رقابتي تعريف کرد. در چنين سازماني، هدف هاي کارکنان با هدف هاي سازمان در يک راستا قرار داشته و اين دو توأم با يکديگر درصدد هستند تا به نيازهاي متغير مشتريان پاسخ مناسبي بدهند. به توانايي خلاقيت و پاسخ گويي به تغييرات به منظور رسيدن به منافع مورد نظر در يک محيط متلاطم کسب و کار و به توانايي برقراري تعادل بين انعطاف پذيري و ثبات و پايداري گفته مي شود. انعطاف پذيري، پاسخ به تغييرات برنامه ريزي شده است، در حالي که چابک بودن محدوديت هاي تغيير را در حالت حداقلي مي بيند و هر تغييري (غير قابل پيش بيني و برنامه ريزي نشده) را محتمل مي داند ( هايگس ميت، 2004).
چابکي عبارتست از مجموعه توا نمنديها و شايستگي ها که باعث بقا و پيشرفت سازمان در محيط کسب و کار ميشود ( فتحيان وشيخ،1390)
کايد6 يکي از جامع ترين تعريف هاي چابکي سازماني را اين گونه ذکر مي کند: سازمان چابک يک کسب وکار باسرعت، سازگار و آگاهانه است که قابليت سازگاري سريع در واکنش به تحولات و وقايع غيرمنتظره پيش بيني نشده، فرصتهاي بازار و نيازمنديهاي مشتري را دارد. در چنين کسب وکاري فرايندها و ساختارهايي يافت مي شود که سرعت، انطباق و استحکام را تسهيل کرده داراي سازمان هماهنگ و منظمي است که توانايي نيل به عملکرد رقابتي در محيط تجاري کاملاً پويا و غيرقابل پيش بيني را دارد (کايد، 2000).
اين تعريف ها از چابکي، سازمان را پويا، موقعيت گرا، تغييرپذير، و رشد محور تجسم مي کنند. علت تمايل به پويايي در اين است که شرايطي که امروزه از اثر آنها، يک سازمان به چابکي مي رسد، ممکن است فردا مؤثر و اثربخش نباشد. علت موقعيت گرايي نيز آن است که محيط بازار بر سطح چابکي مورد نياز تأثير مي گذارد. دليل تغييرپذيري نيز اين است که چابکي در گرو حرکت سازمان به سمت سازگاري و تطابق است. آخرين مورد، چابکي به صورت رشد محور است که از راه تواناي سازمان براي ادراك و تصديق مجدد چشم انداز، بازسازي استراتژي ها ، و نوآوري در فنون و تکنيک ها مصداق مي يابد (شهائي،1387 ).
2-2-3- مدل جامع چابکي
يکي از مدلهاي بسيار جامع براي رسيدن به چابکي مدل ارائه شده ژانگ و شريفي(2000) ميباشد .اين مدل در شکل زير امده است. اين مدل شامل سه قسمت اصلي از جمله : محرک هاي چابکي ( همان تغييراتي هستند که در محيط سازمان رخ ميدهد و مي توانند شرکت را در جهت موقعيت هاي جديد و بدست اوردن مزيتهاي رقابتي هدايت نمايند) ، توانمنديهاي چابکي ( قدرت مورد نياز براي پاسخ دادن به تغييرات را فراهم مي کنند) و فراهم کننده هاي چابکي ( ابزاري هستند که از طريق آنها مي توان به توانايي هاي مورد نياز دست يافت) ميباشد. توانمديهاي چابکي نيز شامل پاسخگويي‌، سرعت سازمان‌، انعطاف پذيري سازمان و شايستگي ميباشد .
سرعت شامل مواردي همچون ، سرعت در توسعه مهارتهاي جديد، پاسخگويي سريع به تغييراتي که در نيازهاي مشتريان و حالت هاي بازار رخ ميدهد و نيز سرعت در کسب مهارتهاي لازم براي تغيير فرآيندهاي کسب و کار مي باشد. ژانگ و شريفي همچنين تکنولوژي اطلاعات و ارتباطات را لازمه سازمان چابک ميدانند.
شکل 1-2: مدل شريفي و ژانگ
2-2-4- رابطه فرايند و چابکي سازماني:
سازمان هاي چابک به آساني مي توا نند تغيير قابل توجهي را در تمرکز، متنوع سازي و نوسازي کسب و کار خود براي تسريع در رسيدن به يک هدف مخصوص ايجاد کنند، به گونه اي که اين امر بتواند فرصت‌هاي گران بهايي را براي سازمان به وجود آورد.
سيستم چابک نه تنها در برابر تغيير محصول انعطاف پذير است، بلکه قادر به بازسازي سريع سيستم و پاسخگويي به نيازمندي هاي متغير و پوياي بازار نيز مي باشد و حالت پيشرفته اي از فناوري توليد انعطاف پذير است که داراي سطح بالايي از سازماندهي مجدد بوده و در ارتباط با سيستم هاي سطح بالا تري مانند سيستم اجر ايي توانممند است. چابکي راهي براي تغيير روش توليد، طراحي و اجراي مديريت و بازاريابي است. در چابکي هدف رسيدن همزمان به انعطاف پذيري و بهره وري بالاست ( شهايي و رجب زاده،1384).
2-2-5- قابليتهاي چابکي:
مؤسسه‌ها و سازمان‏هاي چابك نگران تغيير، عدم اطمينان و عدم پيش‌بيني در محيط كسب و کار خود هستند. بنابراين، اين مؤسسه‌ها براي رسيدگي به تغيير، عدم اطمينان و عدم قابليت پيش‌بيني در محيط كاري خود، به شماري از قابليت‏هاي متمايز نيازمندند (شهائي و رجب زاده، 1384). اين قابليت‌ها چهار عنصر اصلي را شامل مي‌شوند كه به عنوان مبناي حفظ و توسعه چابكي به شمار مي‌روند و به عنوان قابليت‏هاي چابکي بيان مي‏شوند (شريفي و همکاران، 1999).
1- قدرت پاسخگويي (واکنش) : توانائي براي تشخيص تغييرات و پاسخ سريع به آن‌ها و اقدام کنش گرايانه يا پيش کنش گرايانه و استفاده از اين تغييرات .
• احساس کردن، فهميدن و پيش بيني کردن تغييرات
• عکس‌العمل سريع به تغييرات از طريق تأثير آن‌ها بر سيستم
• استفاده مجدد از تغييرات
تعداد و طول زمان و هزينه‏هاي که در اثر خرابي به ايجاد وقفه در فرآيندهاي يک سازمان منجر مي‏شود در قابليت پاسخگويي آن سازمان تأثير دارد (شاو و همکاران ، 2008).
2- شايستگي : شامل مجموعه‌اي گسترده از توانايي‏ها که به طور موثر، کارآمد و سودمند اهداف اساسي سازمان را بر آورده مي‏کنند.
* اختصاص فناوري‏هاي سخت و نرم يا توانايي‏هاي تکنولوژيک کافي
* ديدگاه استراتژيک
* کيفيت توليد/ خدمت
* تأثير هزينه
* نرخ بالاي معرفي محصول جديد
* مديريت تغيير
* يکپارچگي
* افراد دانشي، ماهر، خود اختيار
* فرآيندهاي اثر بخش و کارا (کارائي و موثر بودن در فرآيندها)
* همکاري
3- انعطاف پذيري /قدرت پذيرش : توانايي پردازش فرايند‏هاي مختلف و دست‌يابي به اهداف گوناگون با امکانات يکسان.
* انعطاف‏پذيري در حجم محصولات
* انعطاف‏پذيري در مدل/ سر هم بندي
* انعطاف‏پذيري سازماني
* انعطاف‏پذيري کارکنان
توانايي و هم راستايي معماري سيستم‏هاي‏اطلاعاتي و سيستم با نيازمندي‏هاي اطلاعاتي متغير در جهت پاسخگويي به نيازهاي متغـير مشتريان به عنـوان انـعطاف‏پذيري سيسـتم‏هاي اطـلاعاتي بيـان مي‏گردد ( ازگلي و حسيني، 1382). پوجاوان (2004) بيان مي‏دارد که کارمنداني که چندين مهارت دارند و مي‏توانند به راحتي در کارها و پست‏هاي مختلفي کار کنند در انعطاف‏پذيري سازمان تأثير دارند (پوجاوان، 2004).
انعطاف پذيري داراي ابعاد ذيل مي‏باشد:
* نرخ: تعداد موقعيت‏هاي مختلف که به وسيله منابع يکسان حاصل مي‏شود.
* هزينه: هزينه تغيير از يک سطح‏ به سطح ديگر
* زمان: زمان لازم براي تغيير از يک سطح به سطح ديگر (سافورد و همکاران، 2006).
4- سرعت /چابکي/تيزي : توانايي انجام فعاليت‌ها در کوتاه‌ترين زمان ممکن.


پاسخ دهید