– متغير هاي مستقل تحقيق :

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

1- ويژگيهاي خانواده ( سطح تحصيلات ، درآمد خانواده )
2-ويژگيهاي فردي دانش آموز( علاقه به تحصيل )
3-ويژگيهاي معلمان
4- ويژگيهاي مديران
5- امكانات و فضاي آموزشي

-متغير وابسته : که به آن برون داد يا مدرک گفته مي شود متغيري است که مشاهده يا اندازه گيري مي شود تا تاثير متغير مستقل بر آن معلوم و مشخص شود(دکتر دلاور ،علي، 1370).
متغير وابسته تحقيق: افت تحصيل
تعاريف مفهومي واژه ها :
معناي لغوي افت عبارت از کمبود ، کمي ، کم و کاست .
افت تحصيلي به معناي کمبود و نقصان در فرايند تحصيل است. يا بعبارت تحت اللفظي آن بخش علل آمار تجديدي و مردودي دانش آموزان است(بيابانگرد ، اسماعيل، 1375).
تكرار پايه تحصيلي:عبارت ايت از تكرار يك كلاس براي دانش آموزي كه در خلال يك سال تحصيلي در همان كلاس و پايه اي كه در سال قبل به سر مي برده به ادامه تحصيل ادامه مي دهد ، و همان كاري را انجام مي دهد كه در سال گذشته انجام داده است (پور ظهير، تقي،1370).
ترك تحصيل زود رس: عبارت است از وضع دانش آموزي كه پيش از پايان آخرين سال يك دوره آموزشي كه در آن ثبت نام كرده است آن دوره را ترك كند(پور ظهير، تقي،1370).
فصل دوم
بررسي ادبيات نظري
و
پيشينه تحقيق
ادبيات نظري :
افت تحصيلي و تعاريف آن :
کاربرد اصطلاح افت تحصيلي يا اتلاف در آموزش و پرورش از زبان اقتصاد دانان گرفته شده و آموزش و پرورش را به صنعتي تشبيه مي کند که بخشي از سرمايه و مواد اوليه را که بايد به محصول نهايي تبديل مي شود و نتيجه مطلوب و مورد انتظار را به بار نياورده است. البته کاربرد اصطلاح قصور و واماندگي در تحصيل مطلوب تر است.وقتي صحبت از افت تحصيلي مي شود منظور تکرار پايه در يک دوره ترک تحصيل پيش از پايان دوره است.به عبارت ديگر افت تحصيلي شامل جنبه هاي مختلف شکست تحصيلي چون غيبت مطلق از مدرسه-ترک تحصيل قبل از موعد مقرر ، تکرار پايه تحصيلي ، نسبت ميان سنوات تحصيلي دانش آموز و سنوات مقرر آموزش و کيفيت نازل تحصيلات مي شود(گورکي ، معصومه 1381).
افت تحصيلي نوعا فردي را در بر مي گيرد که مدرسه را ترک مي کند و با کلاس خود فارغ التحصيل نمي شود.ديوسک مي گويد که استفاده از اين تعريف براي سنجش شکست تحصيلي است و چيزي را اندازه گيري مي کند که بر گروهي از دانش آموزان در يک دوره از زمان اتفاق مي افتد و مشخص مي کند که چه تعداد از کساني که کلاس معيني را شروع کرده بوده اند دچار افت شده اند. اين نرخ نشان دهنده نسبت دانش آموزاني است که مدرسه را قبل از اتمام سال تحصيلي و بدون تمام کردن برنامه دبيرستان ترک مي کنند, اعم از اين که سال بعد برگردند يا خير. مرکز آمار آموزش و پرورش آمريکا تعريفي را استفاده مي کند که مبتني بر مقايسه دانش آموزان در آغاز سال تحصيلي با کساني است که از تحصيل محروم شده اند و از آن جا که دولت ها بر روي تعريف افت تحصيلي توافق ندارند, نرخ افت تحصيلي متفاوت مي باشد. در قالب يک استعاره يک اتوبوس پر از دانش آموزان را در نظر مي گيريم که مقصد آن فراغت از تحصيل است. آنچه مي خواهيم بدانيم اين است که چند نفر از کساني که انتظار مي رفته سوار شوند (ثبت نام کنند) واقعا سوار شده اند (ثبت نام کرده اند) و چند نفر چهار سال بعد (تعداد سال هاي دوره متوسطه) در ايستگاه فراغت از تحصيل پياده شده اند و زماني که پياده شده اند کجا رفته اند (انصراف, انتقال, يا درجازدن) به علاوه چند نفر در طول راه سوار شده اند (انتقال از مدارس ديگر يا اعضايي که از گروه جدا شده بوده اند و برگشته اند).
آژانس فرهنگي تگزاس افت تحصيلي را اين چنين تعريف مي کند: “فردي که بدون عذر موجه يا انتقال مستند غايب است و تا آخر سال به مدرسه برنمي گردد, يا کسي که سال تحصيلي را تمام مي کند, اما نمي تواند در سال تحصيلي آينده ثبت نام کند”.
منظور از افت تحصيلي کاهش عملکرد تحصيلي و درسي دانش آموز از سطح رضايت بخش و سطح نامطلوب است(بيابانگرد،اسماعيل،1375).
افت تحصيلي به عنوان شاخص اتلاف آموزشي از نظر مفهوم عام به هر گونه ضعف در سواد آموزي يا وجود بي سوادي گفته مي شود اما از نظر مفهوم خاص عبارت از محقق نشدن انتظارات آموزشي و شکست در اهداف آموزشي است و نابساماني در فرايند ياددهي،يادگيري را دربر مي گيرد(گورکي ، معصومه 1381).
افت تحصيلي ،از ديرباز مورد نظر سياست گذاران برنامه ريزان آموزشي ، مسئولان آموزشي و خانواده ها بوده و همگي از خسارات ناشي از افت تحصيلي دانش آموز در جنبه هاي مادي و انساني آن آگاهي داشته اند.
به نظر مي رسد افت تحصيلي به مفهوم عام از گذشته دور حتي دوران باستان و از صدر اسلام در ايران و جهان وجود داشته است. اما افت تحصيلي به معناي خاص آن يعني ناکامي در تحقق انتظارات آموزشي و شکست در موفقيت هاي تحصيلي (آموزشي ) در 100 سال اخير در ايران و در چند قرن اخير در کشورهاي ديگر جهان به وجود آمده است(گورکي ، معصومه 1381).
افت تحصيلي داراي مفهومي وسيع و گسترده است و مواد گوناگوني را شامل مي شود و به طور کلي هر موردي که نشان دهنده عدم موفقيت در راه رسيدن به اهداف و مقاصد مورد نظر در يک جامعه شايسته نوعي افت ، شکست ضايعه يا اتلاف تحصيلي به حساب مي آيد.در رابطه با اين معني نمونه هايي را مي توان اشکالي از افت محسوب نمود:
الف) زير پوشش قرار نگرفتن کليه افراد واجب التعليم يک جامعه به علت فراهم نبودن آموزش و پرورش همگاني در آن جامعه،بدين ترتيب بخش منابع انساني آن جامعه بدون اينکه توسعه و تکامل يابد تلف شده و از بين مي رود.
ب) ترک تحصيل اختياري ناشي از مردودي پيش از موعد مقرر عده اي از دانش آموزان :ممکن است عوامل خارجي يا داخل نظام آموزش و پرورش موجب اين نوع افت تحصيلي شده و عده اي از وارد شدگان به يک دوره تحصيلي قبل از اتمام دوره در رسيدن به اهداف مشخص شده آن دوره مدرسه را ترک نمايند.
ج) مردودي دانش آموزان که به علت عدم توفيق نظام آموزش در دستيابي به هدفها و برنامه هاي خود مي باشند و مي توان اين نوع افت را براي هر پايه ، هر زمان نسبت به آن چه که نظام در نظر داشته به آن برسد تشخيص داد.
د) عدم شايستگي و کارايي افراد تحصيل کرده که در اين نوع افت به علت اينکه افراد وارد شده به نظام آموزش دوران تحصيل خود را با موفقيت گذرانده اند ولي هنگام ورود به جامعه و بازار کار شايستگي و کارايي لازم را در خود مشاهده نمي کنند.
ه) کيفيت پايين تحصيلات دانش آموزان در مقايسه با آنچه که بايد باشد اين مورد از مهمترين وجوه افت تحصيلي و مشکل ترين آنها به لحاظ اندازه گيري و سنجش است اين نوع افت تحصيلي که افت کيفي ناميده مي شود نبايد تحت الشعاع مبارزه با افت کمي قرار گرفته و پايين آمدن افت کمي موجب بالا رفتن افت کيفي گردد.(فصل نامه تعليم و تربيت 1367)
دکتر حسن شريفي پژوهشگر حوزه تعليم و تربيت در تعريف علل افت تحصيلي بيان مي كند: آموزش و پرورش با توجه به IQ دانش آموز و امکاناتي که در اختيار او قرار مي دهد در هر مقطع و پايه تحصيلي اهداف نهايي و مياني براي خود تعريف مي کند و سعي دارد دانش آموز را تا حد ممکن به اين اهداف نزديک کند در اين ميان هميشه درصد مشخصي نيز افت را در نظر ميگيرد مانند تکرار پايه تحصيلي و تسلط نداشتن دانش آموز به همه مطالبي که توسط معلم ارائه مي شود.هرگاه ميزان اين افت در فرايند ياددهي و يادگيري بيش از حد انتظار آموزش و پرورش باشد از آن بعنوان افت تحصيلي نام مي بريم.
گلشن فومني افت تحصيلي را ((عبارت از وقوع ترک تحصيل زودرس و تکرار پايه تحصيلي در نظام آموزش و پرورش يک کشور به حساب مي آورد)) و بيان مي دارد که ((چون ترک تحصيل زودرس و تکرار پايه تحصيلي مانع از اخذ به نگام گواهي پايان دوره مي باشند بنابراين افت و اتلاف به حساب مي آيد)).
مرتضي امين فر ضمن اينکه به جاي افت يا اتلاف( Wastuge) در آموزش و پرورش اصطلاح قصور در تحصيل يا واماندگي از تحصيل را پيشنهاد مي کند ضمن قبول تعريف گلشن فومني ،افت تحصيلي اين تعريف را با توجه به ابعاد گسترده افت تحصيلي محدود مي داند و بيان مي دارد که در اين تعريف افت تا اندازه اي محدود است. زيرا که انواع ديگر افت را ناديده گرفته و نتايج پژوهشي و آموزشي ترک تحصيل زودرس يا مزيت هايي را که ممکن است تکرار پايه تحصيلي دربرداشته باشد در نظر گرفته نمي شود.
دکتر حسن شريفي ضمن آن که درصد مردود شدگان و ترک تحصيل کنندگان يک دوره آموزشي را بخشي از افت تحصيلي به حساب مي آورد ولي از ديد کلي به مساله نگاه کرده و افت تحصيلي را در رابطه با نظام آموزش و پرورش در نظر مي گيرد وي نظام آموزش و پرورش را شامل بخش هاي وابسته به هم مي داند که به منظور تحقق هدفهاي آموزش و پرورشي آن جامعه طراحي مي شود و از سه بخش درون داد ، پردازش و برون داد تشکيل شده است.
دانش آموزان ، معلمان ،هدفهاي آموزش و پرورش ، برنامه درسي ،تجهيزات آموزشي و منابع مالي عناصر درون داد به شمار مي اورند.فعاليتهاي آموزش و پرورشي و تاثير متقابلي که عناصر درون داد در يکديگر دارند و تغييراتي که درون نظام آموزش و پرورشي صورت مي گيرد پردازش ناميده مي شود.تغييرات مطلوب و معطوف به هدفهاي آموزش و پرورش در رفتار دانش آموزان افزايش دانش و مهارت حرفه اي معلمان ،اصلاح و بهبود مواد و روشهاي آموزشي از جمله عناصر برون داد نظام آموزش و پرورش به شمار مي رود.
دکتر عليرضا شريعتي ضمن بيان موارد فوق اذعان مي دارند که افت تحصيلي تنها به دانش آموزان مربوط نمي شود بلکه تمامي عناصر درون داد نظام آموزشي را نيز در بر مي گيرد. اگر در طول يک دوره آموزشي چند ساله ، در روشهاي آموزشي کارايي کارمندان ،کيفيت و مواد و برنامه آموزشي ، پيشرفتي متناسب با نيازهاي جامعه و دانش آموزان ايجاد نشود به حق مي توان گفت که نظام آموزش و پرورش با افتي در خور توجه به همراه بوده است بنابراين به جاي افت تحصيلي که تنها يکي از عناصر درون داد نظام اموزشي ،دانش آموز را در بر مي گيرد بهتر است افت نظام آموزش و پرورش مورد توجه قرار گيرد و در آخر نيز افت نظام آموزش و پرورشي را چنين تعريف مي کند ” افت نظام آموزش و پرورش عبارت است از تفاوت بين عناصر برون داد موجود با عناصر برون داد مطلوب در نظام آموزشي”
مرتضي امين فر از بعدي ديگر به نظام آموزش و پرورش نگاه کرده و صور گوناگون بروز افت تحصيلي در آموزش و پرورش را در پنج دسته تقسيم بندي مي کند.
1- افت بر اثر قصور نظام اجتماعي در فراهم آوردن آموزش و پرورش همگاني:وي ناتواني دولت در فراهم آوردن امکانات لازم براي تحصيل تمامي افراد و در نتيجه عدم کارايي عده اي از شهروندان در کارهاي کليدي کشوري را نوعي افت تحصيلي به حساب آورده است.
2- افت بر اثر قصور نظام آموزشي در آوردن کودکان و نوجوانان و جوانان به داخل نظام آموزش و پرورش:اين نوع افت نيز بر اثر عدم هماهنگي اهداف آموزش و پرورش با نيازهاي خانوده ها، نياز خانواده ها به کار فرزندان،نحوه نگرش خانواده ها به تحصيل کودکان و نوجوانان از نظر جنسيت و عوامل ديگري يکه باعث عدم حضور کودکان در مراکز آموزشي مي شود روي مي دهد.
3- افت بر اثر قصور نظام آموزشي و نگهداري افراد در داخل نظام آموزشي : توانايي نگهداري افراد در داخل نظام هاي آموزشي به عوامل خارجي و داخل نظام بستگي دارد تا از ترک تحصيل زودرس دانش آموزان جلوگيري به عمل آيد و آنها را تا پايان دوره در داخل نظام آموزشي نگاه دارد.
4- افت بر اثر نظام آموزشي در برقراري هدفها و برنامه هاي متناسب آموزش و پرورش: در اين نوع افت افراد ادامه تحصيل داده و دوره مورد نظر را نيز به اتمام رسانده اند ولي بعلت نامناسب بودن هدفها و برنامه هاي اين موسسات آموزشي شايستگي ها و مهارت هاي لازم را کسب نکرده اند لذا آموزش و پرورش آنها نوعي افت محسوب مي شود.
5- افت بر اثر قصور در نظام آموزشي در دستيابي کارآمد نسبت به هدفها و برنامه هاي نظام آموزشي :اين نوع افت در عدم دستيابي نظام به اهداف از پيش تعيين شده مربوط مي شود.
دکتر منوچهر فضلي خاني پژوهشگر حوزه تعليم و تربيت معتقد است كه اگر با مقياسها و ابزارها درست سواد و عملکرد دانش آموزان را بررسي کنيم شاهد رشد کيفي تعليم و تربيت و آموزش و يادگيري هستيم اما براي رسيدن به وضع مطلوب راه زيادي در پيش داريم همه عوامل درون و برون سيستم آموزشي بايد کمک کنند تا اين محقق جامعه بايد بسته هاي مناسب و همسو با آن چه را دانش آموز در مدرسه فرا ميگيرد فراهم کند به طور مثال اگر او در مدرسه مسائل بهداشتي ،اخلاقي و اجتماعي را مي آموزد در جامعه بايد آنرا تمرين کند اگر فضاي آموزشي و فضاي جامعه و زندگي دانش آموز مکمل هم نباشند و مغايرت داشته باشند شکافي به وجود مي ايد که افت تحصيلي را از نظر کيفي باعث مي شود در حاليکه بايد جامعه تجلي گاه يادگيري و آموخته هاي فرد باشد .ارتباط دانش آموز و علم نيز بسيار مورد تاکيد قرار گيرد به نحوي که شيوه تعامل آنها با يکديگر مهمترين عنصر در ياددهي و شخصيت بخشي به دانش آموز محسوب مي شود اگر اين تعامل عاطفي علمي صميمي و محکم باشد اعتماد دانش آموز جلب مي شود و به تبع آن کيفيت تحصيلي ارتقا مي يابد بنابراين نيروي انساني در کيفيت بخشي به آموزش حرف اول را مي زند .بايد به سختي حرکت کنيم که معلمان صلاحيت ها و مهارتهاي حرفه اي را به دست آورند .و در کنار تخصص با انگيزه و علاقه کار کنند ضمن آنکه آموزشهاي نيروي انساني هم به سمت فن معلمي گام بر دارند در همين باره و به منظور ارتقاي کيفيت تدريس جشنواره الگوهاي برتر تدريس مورد توجه و تاکيد قرار گرفته است.
علل افت تحصيلي :
در مورد علل افت تحصيلي اغلب محققان و صاحب نظران از دو طبقه علتها يعني داخلي و خارجي سخن گفته اند البته بايد اين نکته را در نظر داشت که اين عوامل از هم جدا نبوده و بر هم تاثير داشته و نمي تواند آنها را به طور مجزا مورد بررسي قرار داد ولي براي بهتر شناخته شدن اين عوامل و جستجوي راه حل مناسب براي هر يک از آنها به بررسي اين عوامل به طور مجزا مي پردازيم.
الف) عوامل داخلي :
در مورد عوامل داخلي که عمدتا مربوط به خود نظام آموزش و پرورش مي باشد مي توان به موارد زير اشاره کرد.
1) نامتناسب بودن روشها و امکانات آموزشي با محتواي کتب درسي :
روشهاي تدريس و يادگيري متداول در آموزش و پرورش به جاي استفاده از تمام استعدادها و هدايت اين تواناييهاي بالقوه دانش آموزان براي تحقيق و تفحص ،جستجو کردن،مشاهده کردن ، تجربه و آزمايش کردن ،تجزيه و تحليل امور به روشهاي سنتي و استفاده از نطق و بيان تاکيد مي کند. تاکيد بيش از حدي که بر روشهاي يادگيري غيرفعال مي شود ذوق و خلاقيت و ابتکار دانش آموزان را ناديده ميگيرد ،انگيزه ها و علايق آنان را به فردي منفعل و بي علاقه تبديل مي کند که نتيجه آن به صورت بي حاصل بودن نظام آموزش و پرورش با کارآيي نامناسب اين نظام به صورت افت تحصيلي بروز مي کند(پولادي، محمد علي ،1375). در کشورما محتواي کتب درسي توسط دفاتر تحقيق و تاليف کتب درسي به وسيله اساتيد متخصص تدوين مي شود .سطح ارتباط مولفين کتاب با عوامل ديگر با محتواي کتب معلم و شاگرد ضعيف بوده و نسبت به نياز دانش آموز و تقاضاي معلم بي اطلاع هستند يا حداقل شناخت از نزديک وجود ندارد .لذا متخصصان به پشتوانه رشته تحصيلي خود به تعيين محتواي درسي پرداخته اند .موضوع هاي درسي مدون بعنوان منبع اصلي اطلاعاتي در برنامه آموزشي ايجاب مي کند که يک سازماندهي منطقي و از پيش تعيين شده داشته باشيم.حتي گام هاي تدريس بايد از پيش تعيين شده باشد تا مجموعه آموزشي بتواند به نحوي موثر و کارآمد به انتقال دانش بپردازد با توجه به عدم کتب و نامناسب بودن با درک و فهم دانش آموز و حتي زمان و مکان آموزشي با چالشهاي جدي روبرو هستيم با اين شيوه جريان يادگيري به يک جريان مکانيکي مبدل شده است.نقاط ضعف اين شيوه طرح محتواي کتب درسي عبارتند از ::
1-1) معلومات تکه تکه شده و مجزا از يکديگر در قالب دروس مجزا ارائه مي شود لذا سريع فراموش مي شود و از کاربرد علوم اموخته شده کاسته خواهد شد.
1-2) برنامه درسي با موضوع محور ارتباطي با دنياي واقعي دانش آموزان ندارد و مسائل و مشکلات و امور زندگي دانش آموز به طور پيوسته در برنامه درسي او گنجانده نشده است.
1-3) به توانمنديها و علايق ،نيازها و تجربه در گذشته دانش آموزان توجه کافي مبذول نمي شود لذا انگيزه هاي لازم براي يادگيري از آنها را سلب مي کند.
1-4) محتواي کتب بايد با زندگي طبيعي بيگانه نباشد.
1-5) درک دانش آموز از محتوا نبايد تحت الشعاع کميت اموزش قرار بگيرد.
1-6) مهارتهاي شناختي مورد توجه قرار گيرد.
1-7) با توجه به گسترش دانش بشري و پيدايش قلمرو جديد در علم و کثرت موضوع هاي درسي هماهنگي با طول زمان کلاس، تعداد شاگردان و فضاي آموزش ندارد(پولادي،محمد علي،1375).
2) نامتناسب بودن معلمان از نظر صلاحيت و شايستگي با نيازهاي برنامه:
کمبود معلم مخصوصا در کشور هاي در حال توسعه يکي از دلايل شلوعي کلاسها و عدم توجه مناسب به اموزش و شکوفايي استعدادهاي دانش آموزان مي باشد که اين کمبود معلم باعث مردودي يا ترک تحصيل آنان مي گردد و يکي از عوامل افت تحصيلي است .اين کمبود معلمان وقتي با عدم کفايت و نامناسب بودن تربيت معلمان موجود در نظر گرفته ميشود نقش اين عوامل و افت تحصيلي بارزتر مي گردد.در بسياري از اين قبيل کشورها ميزان تحصيلات معلمان براي سطوحي که به تدريس و پرورش در آنها به کار مي پردازد کافي نيست.دوره تربيت معلم بسيار کوتاه است و نامناسب و يا اصلا وجود ندارد و در صورت موجود بودن اين دوره تربيت معلم ميان روشها و نظريات ارائه شده در برنامه هاي تربيت معلم و روش و امکانات کاربردي اين نظريات در مدارس جدايي و ناهمساني موجود است بطوريکه اين امر به بي اعتمادي معلمان نسبت به آموخته هاي دوره تربيت معلم خواهد انجاميد.
3)نامتناسب بودن روشهاي ارزش يابي و سنجش يادگيري و پيشرفت تحصيلي دانش آموزان :
بسياري از صاحب نظران بر اين باورند که نمره امتحاني خواه از آزمونهاي معلم ساخته حاصل شده اند و يا از آزمونهاي ميزان شده داراي ارزش نسبي هستند.در بدترين وضع اين نمره ها بيان کننده ناهمگوني هايي هستند که در هدفها ،محتواها و روشهاي تعليم و تربيت موجودند.ودر بدترين وضع نيز اين نمره ها عملکرد يک دانش آموز نسبت به عملکرد دانش آموزان ديگر در همان سن و مرحله آموزشي هستند ارائه مي کنند و در حدود شناخته شده اي از خطا نمره پايه بعدي را پيشگيري مي نمايند و در هيچ موردي به تداوم يادگيري توجه نمي شود يعني به اين مطلب که امر يادگيري را نمي تواتند به صورت بسته اي مجزا و متناسب تقسيم مي نمود و آنها را مورد ارزش يابي قرار داد توجه نمي گردد.
4)عوامل مديريتي دخيل در افت تحصيلي:
علي بهروش نيروي انساني موجود در ساختار سازمانهاي آموزشي را در سه بخش عمده، مديريتي ، آموزشي و پرورشي و خدماتي تقسيم كرده و هر يك از اين نيروها را به نوعي در افت تحصيلي دخيل مي داند. ولي شيوه مديريتها و مربيان آموزشي را بيشتر در اين امر دخيل دانسته و به توضيح نقش آنها مي پردازد.
او در بيان نقش مديران آموزشي در ابتدا بيان مي دارد :((مديريت آموزشي نقش بسيار مهمي در مؤفقيت سازمانهاي آموزشي دارد ، و در اهميت آن همين بس، كه به علت نقش تعيين كننده آن در رسيدن به هدفهاي سازماني به صورت مستقل مورد ارزيابي قرار مي گيرد و به عنوان يكي از عوامل اصلي مؤفقيت سازمان در رسيدن به هدفهاي آموزش و پرورش عمل مي كند. امروزه در پي گسترش روزافزون نظام آموزشي، ضرورت بهسازي كيفيت نظام آموزشي ، مساله رهبري و مديريت در آموزش و پرورش را بيش از پيش اهميت بخشيده است بنابراين لازم مي آيدرفتارهاي رهبري و مديريتبا تحولات آموزش و پرورش در عصر حاضر همخواني داشته باشد تا اين كه كيفيت مديريت و كارايي مديران واحدهاي آموزشي نقش اساسي خود را در هدف يابي سازمانهاي آموزشي و كاهش راندمان منفي آموزشي ابقاء كنند))
علي بهروش پس از بيان مقدمه فوق عوامل مديريتي دخيل در افت تحصيلي را در چهار گروه تقسيم بندي نموده و به توضيح آنها مي پردازد كه اين عوامل عبارتند از:
1- عدم آشنايي كافي مديران آموزشي با مباني و اصول مديريت( غير متخصص بودن مديران)
2- عدم رعايت ضوابط در انتخاب مديران واحدهاي آموزشي
3- نا آشنايي مديران با تكنيكهاي نوين مديريت و رهبري در وضع جديد مدرسه
4- كم تجربه بودن مديران واحدهاي آموزشي به خاطر كم سني و جواني(بهروش، علي، روزنامه اطلاعات ،1378).
ب) عوامل خارجي
1) عوامل مربوط به دانش آموز:


پاسخ دهید