در دنياي امروز که رشد و توسعه ي پرشتاب وسايل ارتباط جمعي و تکنولوژي ارتباطي- اطلاعات فاصله ها را کم کرده است و مرزهاي زمان و مکان را در هم شکسته موضوع جهاني شدن از اهميت بالايي برخوردار است و تأثير آن را مي توان در تمامي جنبه هاي مختلف زندگي از بزرگترين آرمانها و ارزشهاي انسان تا جزئي ترين مسائل زندگي مشاهده کرد يکي از مهمترين حوزه هايي که در موضوع جهاني شدن طرح مي شود رابطه ي دين و جهاني شدن است. شايد بتوان گفت دين از لحاظ تاريخي بيشترين پيوند را با موضوع جهاني شدن دارد.
اديان توحيدي قرن ها پيش از پيش وسايل ارتباط جمعي و طرح نظريه هاي گوناگون در رابطه با جهاني شدن زمانيکه دنياي هر فرد به شهر يا منطقه ي جغرافيايي خويش محدود مي شد داعيه‌دار جهاني شدن بودند و در اين ميان اسلام به عنوان آخرين دين توحيدي جايگاهي ويژه دارد.
اسلام ديني جهاني و فراگير است که براي هدايت تمام انسانها و سعادت بشريت آمده ديني که همه ي جهانيان را فارق از نژاد و قوميت و مليت مخاطب قرار داده است.
عصر ارتباطات و پديد آمدن شاهراه هاي اطلاعاتي هر چند زمينه ي مناسبي را براي آگاهي تمامي مردم دنيا از آموزه هاي اين دين رهايي نقش فراهم آورده اما تهديدات و چالش هاي مهمي را هم در برابر اسلام قرار داده است. تهديدهايي گوناگون از جنبه هاي مختلف اسلام و مسلمانان را تحت فشارهاي مختلف قرار داده است .
تعريف فرهنگ و تهاجم فرهنگي
براي فرهنگ تعريفهاي زيادي گفته شده اما به طور خلاصه و خيلي ساده مي توان گفت که فرهنگ مايه اي فکري و ارزشي است که رفتارهاي اختياري و اجتماعي انسان تحت تاثير آنها قرار مي گيرد و شامل شناختها و باورها انسان ارزشها و گرايشها و رفتارها و کردارها مي باشند بر اين اساس تهاجم فرهنگي عبارت خواهد بود از هر گونه حرکتي از دشمن که در صدد تغيير يا تحريف ارزشها و رفتار و کردارهاي انساني و ملتي مي باشند به عبارت ديگر تهاجم فرهنگي يعني اينکه ملتي بخواهد فرهنگ رايج و غالب يک ملتي را از دستش گرفته و فرهنگ خود را به آنها تحميل کند تا ملت مورد تهاجم گرفته تحت سلطه اين ملت در آمده تا از اين وسيله به اين ملت تسلط يافته و ضربان اقتصادي و سياسي و نظامي آن را در دست خود بگيرند و براي اينکار آسانترين راه و كم هزينه‌ترين راهها ‌ همان تغيير فکر و خط مشي ملتي است اينکه فرهنگ شما فرهنگ خوبي نيست اينگونه فکر کرده ايد که به اينجا رسيده ايد شما متحجريد و انواع شعار هاي به ظاهر زيبا، همچنانکه يکي از ماموران سيانيز در گزارشهايش نوشته که اتحاد جماهير شوروي به اين دليل شکست خورد که متوجه نشد که اگر چهار چوب فکريش را عوض کند خود به خود همه چيز اعم از نظامات سياسي و اقتصادي نيز عوض خواهد شد بر اين اساس هميشه قبل از تهاجمات نظامي تهاجمات فرهنگي صورت مي گيرد.
هدف از تهاجم فرهنگي
تهاجم فرهنگي دو هدف درصد هم مي تواند داشته باشد يعني زماني تهاجم فرهنگي بر عليه يک ملتي به خاطر اين است که آنها فرهنگي متعالي ندارند و از نظر فرهنگي و علمي و اجتماعي در انحطاط به سر مي برند در چنين شرايط اگر يک فرهنگ عليه چنين فرهنگي قيام کند چنين تهاجمي خوب است به عنوان مثال اگر فرهنگي آمد و فرهنگ مصرف گرايانه يک ملت را که به توليد ارزش چنداني نمي‌دهند را تغيير داد و فرهنگ آنها را به فرهنگ توليدي تبديل کرد چنين تهاجم فرهنگي نه تنها بدنيست بلکه واجب نيز مي باشد . اما در مقابل تهاجم فرهنگي يک هدفي نيز دارد و آن اينکه باورهاي صحيح را از مردم بگيرند و در مقابل باورهاي دروغين و ارزشها غلط را به آنها تلقين دهند که چنين تهاجم فرهنگي يک هدفي نيز دارد و آن اينکه باورهاي صحيح را از مردم بگيرند و در مقابل باورهاي دروغني و ارزشهاي غلط را به آنها تلقين دهند که چنين تهاجمي بد مي‌باشد و بايد در مقابلش ايستاد امروزه يکي از اهداف تهاجم فرهنگي تامين منابع اقتصادي کشور حمله کننده مي باشد بويژه در ملتهايي که ماديگرا بوده و چيزي غير از ماديات را قبول ندارند ولي اين دسته از افراد از فرهنگ به عنوان ابزاري براي رسيدن به هدفهاي اقتصادي خود بهره مي برند چرا که براي چنين افرادي ارضاي شهوات و مال اندوزي و ثروت فقط مطرح بوده و چنين، ديگري مطرح نيست و چون به اين نتيجه رسيده اند که با اسلحه فرهنگ به دلخواه خود مي رسند بر اين اساس از تهاجم فرهنگي استفاده مي کنند يعني براي چنين افرادي مطرح نيست که کشور مورد حمله شوند. آيا داراي فرهنگ صحيح است يا غلط و اطلا در فکر اصلاح آن فرهنگ نمي باشند بلکه به عنوان وسيله اي استفاده مي کنند تا جائيکه اگر ديدند اين ابزار قديمي شده آنرا رها کرده و دست به دامان ابزارهاي ديگري مي شوند.
اولين و آخرين قدم تهاجم فرهنگي
براساس تعريف فرهنگ که گفتيم که همان مايه هاي فکري يک ملتهاي مي باشند اولين قدم در تهاجم فرهنگي تعمير اساس و پشتوانه فکري و ارزش يک ملت مي باشد چون هر ملتي بر اساس نوع فکر و انديشه اش اقدام به کاري مي کند چون اگر در ملتي روحيه صرفه جوئي هست الگو در ملتي روحيه توليدي است.
اگر در ملتي غيرت تعصبات صحيح جوانمردي احترام به بزرگان، حقوق ديگران مطرح است به اين دليل است که پشتوانه فکري آنها است بر اساس براي اينکه براي چنين ملتي تسلط يابند بايد اين باورها و مايه هاي فکري عملي آنها را بگيرند به جاي روحيه صرفه جوئي، روحيه چشم و هم چشمي و مدرا بدهند به جاي غيرت و تعصب در ملتي روحيه بي بند و باوري و فحشاء را تزريق کنند و چنين تبليق کنند که اينها مظاهر فرهنگي است و هرکس خودش را مطابق اين کارها نکند يا بر عليه آنها قدم بردارد افرادي متعبر و بي عقل مي باشند و … که اگر دشمن به چنين کاري پيروز شد آغاز گر بدبختي اين ملت خواهد گرديد .
” نمونه تهاجم فرهنگي “
پس مهمترين کار دشمن در تهاجم فرهنگي گرفتن روحيه خود باوري و ايمان از يک ملتي مي باشد در اين زمينه بد نيست سخن يکي از معاونان سابق سيارا از نظر بگذارانيم ايشان مي گويد بعد از مدتها تحقيقي به اين نتيجه رسيديم که قدرت رهبر مذهبي ايران و استفاده از فرهنگ شهادت در انقلاب ايران تأثير گذار بوده ما همه چنين به اين نتيجه رسيديم که شيعيان بيشتر از ديگر مذاهب اسلامي فعال و پويا هستند.11
جمع بندي
پس با توجه به مطالب گفته شده از ميان انواع تهاجم فرهنگي با نظر بر اينکه اساس رفتار و انديشه هر ملتي را هدف قرار داده خطرناکتر بوده زيرا ملتي که از نظر فرهنگي، جيره خوار ملتي ديگر باشد صددر صد از نظر نظامي ، سياسي، اقتصادي نيز جيره خوار همان ملت خواهد شد پس مهمترين وظيفه ما شناخت فرهنگ مذهبي، ملي، منطقه مان مي باشد تا با مظاهر تهاجم فرهنگي دشمن آشنا كرديم و به حراست از فرهنگ خودمان بپردازيم که در اين صورت اگر کار از کار بگذرد و ما دير متوجه باشيم12
تاريخچه تلويزيون
در سال 1884 يک دانشمند آلماني به نام نپيکو به اين نکته که تصاوير اشياء و اشخاص را به کمک برق از سيم عبور داده و به آن طرف سيم منتقل کند و براي اين امر کافي بود که بتواند در هر ثانيه شانزده بار يک تصوير را تبديل به امواج الکتريکي کند و به وسيله سيم به دستگاه گيرنده بفرستد دستگاهي که او ساخت داراي نقايصي بود تا سال 1920 همچنان مورد تجزيه و تحليل دانشمندان قرار گرفت تا آن که دانشمنداني نظير “جان بيرد” “زوکين” و “فژنز در زن” به ساير اختراعات بزرگي نائل آمدند و اشکالات دستگاه نييکو را بر طرف کردند. تلويزيون تا سال 1935 جنبه آزمايشي داشت ليکن از سال 1939 صورت کالاي بازرگاني پيدا کرد و وارد بازار شد کمي قبل از شروع دومين جنگ جهاني تلويزيون وسيله اي مهم براي مردم بود ولي وقوع جنگ پيشرفت و انفجار اين پديده را به مدت پنج سال به تعويق انداخت.
در انگلستان که به طور مرتب از سال 1329 برنامه تلويزيون پخش مي شد اول سپتامبر 1939 روزي پنج ساعت برنامه پخش مي کرد ولي گيرنده هاي برنامه ها از چند صد دستگاه متجاوز نبود و شيوع تلويزيون جمعي را در فرانسه بايد چند سال بعد از جنگ دوم جهاني دانست با کمال تعجب تلويزيون در آمريکا تجارتي را پذيرفت هنگاميکه ايالات متحده آمريکا وارد جنگ شد قريب پنج هزار دستگاه تلويزيون در اين کشور وجود داشت که قسمت اعظم آن در نيويورک مستقر شده بود.
با وجود دوري اين کشور از مراکز حساس جنگ اين حادثه در آمريکا نيز مانند اروپا توسعه تلويزيون را متوقف ساخت ولي بلافاصله بعد از اتمام جنگ با سرعت سرسام آوري رو به رشد نهاده طي 15 سال و از همان سال 1960 ايالات متحده آمريکا از لحاظ تعداد تلويزيون به حد اشباع رسيد و خود تلويزيون و تأثير آن بر جامعه ما از چنان اهميتي برخوردار است که تعداد کميت فرستنده و گيرنده تلويزيون را در مقابل آن ارجعي نيست همانطوري که تلگراف و تلفن کاربرد مطبوعات را افزايش داد اختراعات و اکتشافات وابسته به تلويزيون کاربرد اين وسيله ارتباطي را افزوني بخشيد.
تاريخچه تلويزيون در ايران
نخستين فرستنده تلويزيوني تاريخ ايران ساعت پنج بعد از ظهر جمعه يازدهم مهرماه سال 1337 آغاز به کار کرد. در دهه 30 هجري شمسي، وقتي دولت وقت سرگرم تدارک زمينه و طرح ريزي براي ايجاد تلويزيون بود”حبيب الله ثابت پاسال” از بخش خصوصي پيشدستي کرد و پيشنهاد تاسيس يک ايستگاه فرستنده تلويزيوني را ارائه داد.
به گزارش خبرگزاري مهر، از آنجا که پاسال از اعتماد دربار برخوردار بود، با پيشنهاد او موافقت شد و مجلس شوراي ملي در تيرماه سال 1337 ماده اي با چهار تبصره مصوب کرد که به موجب آن اجازه داده مي شد يک فرستنده تلويزيوني زير پوشش وزارت پست و تلگراف و تلفن در تهران ايجاد شود اين فرستنده تا پنج سال از پرداخت ماليات معاف بود و تمامي برنامه هاي آن از مقررات اداره کل انتشارات پيروي مي کرد.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

نخستين فرستنده تلويزيوني ايران ساعت پنج بعد از ظهر جمعه يازدهم مهرماه 1337 اولين برنامه خود را پخش کرد. اين فرستنده که تلويزيون ايران ناميده مي شد، ابتدا هر روز از شش بعد از ظهر تا 10 شب برنامه داشت. تلويزيون ايران به صورت خصوصي اداره مي شد و متکي به درآمد خود از آگهي هاي تجارتي و تبليغاتي بوده اين سازمان پس از يک سال فعاليت برنامه هاي روزانه خود را در تهران به پنج ساعت افزايش داد و در سال 1340 فرستند، ديگري در آبادان و يک فرستنده تقويتي در اهواز تاسيس کرد. رونق کار تلويزيون ايران تصميم حکومت را در تاسيس يک شبکه تلويزيوني سراسري قطعي تر کرد بنابراين در سال 1343 يک گروه فرانسوي از سوي سازمان برنامه و بودجه مامور بررسي و طراحي يک مرکز تلويزيوني شد. سرانجام پس از تصويب طرح ايجاد تلويزيون ملي ايران، يک ايستگاه کوچک به وجود آمد و با امکاناتي ساده پخش برنامه هاي آزمايشي را از سال 1345 آغاز کرد. امکانات فني تلويزيون در آن زمان به يک استوديو، سه دوربين و دو دستگاه ضبط مغناطيسي محدود مي شد و از آن جا که فرستنده تلويزيون ايران با سيستم 525 خطي آمريکايي کار مي کرد و سيستم تلويزيون ملي 625 خطي اروپايي بود، تلويزيون ملي با نصب يک فرستنده دو کيلو واتي با سيستم 525 خطي بر بالاي ساختمان هتل هيلتون، امکان استفاده از اين شبکه را براي همه دارندگان تلويزيون با سيستم هاي مختلف، امکان پذير کرد.
مدتي کمتر از دو سال از تاسيس تلويزيون ملي نمي گذشت که در 17 مرداد 1347 نخستين مرکز شهرستاني تلويزيون ملي در اروميه گشايش يافت و چندي بعد مرکز تلويزيوني بندر عباس به کار افتاد. مراکز تلويزيوني به تدريج يکي بعد از ديگري در شهرهاي مختلف شروع به فعاليت کردند و پيام هاي سياسي، فرنگي و تفريحي را طبق ماموريت هايي که برنامه ريزان حکومت تعيين کرده بودند، به قشرهاي وسيع تري از مردم رساندند. از آغاز شکل گيري تلويزيون عده زيادي از فيلمسازان به علت امکانات مالي بيشتري که تلويزيون در اختيار سازندگان و تهيه کنندگان قرار مي داد جذب آن شدند . در نتيجه تلويزيون به صورت يکي از مراکز مهم فيلم سازان در بخش دولتي درآمد و تعداد زيادي فيلم داستاني و مستند از جمله مستند خبري (که درصد بيشتري را نسبت به ديگر انواع فيلم ها داشت) و سريال هاي گوناگون در آن ساخته شد به گونه اي که حاصل کار فيلمسازان تلويزيوني تا قبل از انقلاب نزديک به هزار فيلم کوتاه و بلند بود.
در ايران از همان سال هاي اوليه کار تلويزيون سريال سازي نيز پاگرفت اميد ارسلان نامدار از نخستين سريال هاي ايراني است که از تلويزيون ملي پخش شد.
تلويزيون ملي ايران در سال هاي پس از انقلاب اسلامي با تغيير نام به سيماي جمهوري اسلامي ايران در قالب دو شبکه برنامه هاي خود را پي گرفت . در سال هاي آغازين پس از انقلاب بيشترين زمان برنامه هاي سيما به مستند هاي سياسي تبليغاتي و اخبار سراسري اختصاص داشت.
مستندهايي از پرونده هاي سياسي عوامل رژيم سابق، عوامل گروهک هاي منافقين، مجاهدين و اعترافات آنها از آن جمله بود. به تناسب وضع بحراني جامعه پس از انقلاب و به تبع آن آغاز جنگ ايران و عراق اين روند به سوي فيلم هاي مستند از جنگ و جبهه تغيير مسير داد و تا سال ها بعد اين روند همچنان ادامه داشت.
برنامه هايي مانند “روايت فتح” محصول اين دوران هستند. در اين سال ها مجموعه هاي نمايشي و داستاني چون “سلطان و شبان” به کار گرداني داريوش فرهنگ “سربداران” به کارگرداني محمد علي نجفي هزاردستان به کارگرداني علي حاتفي “کوچک جنگلي” به کارگرداني داريوش بحراني و بهروز افخمي و … ساخته شوند.
در کنار اين مجموعه هاي تاريخي، از مجموعه هاي داستاني – اجتماعي آن روزگار بايد به مجموعه “آينه” اشاره کرد. مجموعه اي که در قالبي نمايشي که به دوروي سکه زندگي خانواده هاي مختلف مي پرداخت.
در دهه هفتاد بود که از انحصار شبکه يک و دو بيرون آمد و با تاسيس شبکه سه سيما با رويکردي به جوانان و ورزش عرصه هاي جديدي را در جذب مخاطب آزمود.
در واقع از همين مقطع زماني بود که با آزاد شدن ويدئو، رونق سينماها فيلم هاي ويدئويي و بعدها سي.دي و دي.وي.دي فرصت انتخاب براي مخاطبان بيشتر شد.
با تاسيس شبکه پنجم با عنوان شبکه تهران و اختاص يک شبکه استاني به استان هاي کشور، توجه به مناسبات درون گروهي شهرستان ها و استان ها در دستور برنامه سازان قرار گرفت.
تاسيس شبکه چهار با شعار پرداختن به برنامه هاي علمي، فرهنگي و هنري فاخر ايران و جهان و نهايتاً شبکه خبر همگي در راستاي سياست هاي جديد براي تأمين گونه هاي مختلف سلايق مخاطب مفهوم پيدا کرد.
چهار چوب نظري :
به طور کلي در بررسي اثرات وسايل ارتباط جمعي بويژه تلويزيون بر جوانان و كودكان نظرات بسياري مطرح است.
اين وسايل مي توانند بر اطلاعات، دانش، آگاهي و جهان‌بيني مخاطبان (کودک)، نوجوانان و جوانان و بزرگسالان) موثر باشند.
چارچوب تئوريکي :
ديدگاه تونيس فرديناند (FERDINANDT ONNES) فيلسوف و جامعه شناسي آلماني، در سال 1855 در شلسويک متولد شد.
در سال 1909 به عنوان رئيسي انجمن جامعه شناسان آلمان انتخاب شد از جمله آثار برجست او (اجتماع و جامعه) COMMUNAUTEETSOCIE است که در آن، نظريه تحول جامعه انساني را بيان کرده TE است.13
تونيس از نخستين دانشمنداني است که ارتباط را محور شناخت و ارزيابي جوامع دانست و نظر جامع انساني را نيز با اين معيار سنجيد او دو نوع جامعه را بدين قرار از يکديگر متمايز مي سازد “جامعه معنوي” يا به تعبيري اجتماع “جامعه صوري ” ويژگيهاي هر يک از اين دو جامعه را از روزنه ارتباطات بدين قرار مشخص ميدارد.
الف- جامعه معنوي:
در اين جامعه شاخصهاي ارتباطي زير قابل سنجش است:
1) اراده اورگانيک:
در جامعه معنوي، هر حرکت نه در خدمت فرد و مصالح شخصي اوست، بلکه براي وحدت جمع و تحقق غايتهاي آن صورت مي گيرد.
بدينسان جامعه معنوي مي تواند در صورت ايجاد روب رواني بين اعضا به وفاق اجتماعي يا اجماع دست يابد و به نوعي با سلک14 مشابه پذيرد.
اراده اورگانيک مستلزم عضويت تام افراد در يک واحد (گروه، جمع و …) است به نوعي که هر يک خود را عنصري لايتجزي از آن و پديده آورنده وحدت اورگانيک جمع به شمار آورد.
اراده اورگانيک در جامعه معنوي اولين شاخصي است که آن را از جامعه صوري متمايز مي سازد (که در آن اراده انديشيده حاکم بر روابط انساني است)
2) ارتباطات عمقي:
در برابر ارتباطات سطحي، فضايي و مورفولوژيک که خاص جوامع صوري است. در جامعه معنوي، ارتباط انسانها با يکديگر تنها متاثر و منشعب از شرايط ظاهري نيست.

انساهايي که در جريان فرآيند ارتباطي قرار مي گيرند، يکديگر را مي شناسند، واکنشهاي يکديگر را حدس مي زنند و اين امر موجبات پيدايي نوعي آرامش رواني را در برخورد با ديگران فراهم مي سازد.
3) امتداد تاريخي ارتباط :
در چارچوب جامعه معنوي، شناخت متقابل انسانها معمولاً تنها به ويژگيهاي آني، فعلي و کنوني آنان منتهي نمي شود.
انسانها در ارتباط، سوابق ديرين يکديگر را مي‌شناسند، حتي گذشته خانوادگي هر يک در ذهن ديگري هست و چون در جامعه معنوي هنوز انتزاع فرد از خانواده (آن طور که در جامعه صوري رخ داده است) صورت نگرفته است، با اين امتداد شناخت، ارتباط ، ابعادي وسيعتر و غني تر مي يابد.
4) کوچکي جمع و ارتباط تام:
تونيس، جامعه مهنوي را خصوصاً از آن رو ارج مي نهد که در آن با تراکم انسانها مواجه نيستيم، بدون آنکه به دقت تصريح نموده باشد، مي توان حيات روستايي را تا حدودي بسيار با جامعه معنوي نزديک دانست کوچکي ابعاد جامعه معنوي به غناي جهات کيفي آن کمک خواهد کرد، از تنهايي انسان و بي خبري انسانها از يکديگر جلوگيري خواهد نمود و در چنين شرايطي است که ارتباط، تماميت بيشتر و بهتري مي يابد.


پاسخ دهید