فصل چهارم : نتايج
4-1- جدايههاي قارچ عامل بيماري 55
4-2- علائم بيماري پوسيدگي زغالي ناشي از قارچ M. phaseolina 56
4-3- مشخصات قارچ عامل بيماري(M. phaseolina)61
4-4- پراکنش قارچ عامل بيماري در استان مازندران 63
4-5- گروهبندي جدايههاي قارچ M. phaseolina در محيط کلرات پتاسيم 64
4-6- جمعيت اسکلروتهاي قارچ عامل بيماري در خاک 70
4-7- درصد آلودگي مزارع سويا به بيماري پوسيدگي ذغالي 74
4-8- درصد آلودگي بذر 75
4-9- تعيين دماي کمينه، بهينه، بيشينهي سرعت رشد پرگنههاي قارچ 78
فصل پنجم : بحث و بررسي 79
پيشنهاد 83
فصل ششم : منابع 84
چکيده انگليسي 97
فهرست جداول
عنوانصفحه
جدول 1-1- سطح زير کشت و ميزان توليد سويا در دنيا وعمدهترين کشورهاي توليد کننده طي
سالهاي 2003 تا 2006 5
جدول1-2- سطح زير کشت و ميزان توليد سويا درکشور و استان مازندران طي سالهاي
1385 تا 1389 5
جدول2-1- ميزبان هاي مهم قارچ M. phaseolina در ايران 15
جدول2-2- ردهبندي قديم و جديد قارچ عامل بيماري(M. phaseolina) 25
جدول2-3- ميزان نفوذ آب در خاکهاي مختلف 36
جدول3-1- مراحل مختلف رشدي گياه سويا 52
جدول 4-1- مشخصات محل و ميزبان جدايه هاي قارچ M. phaseolina55
جدول 4-2- واکنش رشدي جدايههاي قارچ M. phaseolina جدا شده
از ميزبان هاي مختلف و تيپهاي رشدي حاصل از آنها بر روي محيط حاوي کلرات پتاسيم 66
جدول4-3- مقايسه 24 ايزوله قارچ M. phaseolina براساس ميزان رشد شعاعي در محيط
PDA و محيط کلرات پتاسيم68
جدول 4-4- تعداد اسکلروتها در انواع بافت خاک، اسيديته(PH) و درصد
مواد آلي(%O.C) 70
جدول4-5- تعيين درصدآلودگي بذر 76
جدول4-6- تعيين اندازهگيري وزن صد دانه77
فهرست اشکال
عنوان صفحه
شکل1-1- پوسيدگي ذغالي سويا 7
شکل1-2- بيماري پوسيدگي فيتوفترايي سويا 9
شکل1-3- بيماري مرگ گياهچه سويا10
شکل1-4- نماتد گره ريشه 11
شکل2-1- پراکنش جغرافيايي قارچ M. phaseolina در ايران 19
شکل2-2- پراکنش جغرافيايي قارچ M. phaseolina در جهان 20
شکل2-3- انتقال قارچ عامل بيماري از طريق بذر 23
شکل2-4- جوانه زدن اسکلروت 23
شکل2-5- بذر آلوده جوانه زده که به سرعت از بين ميرود 24
شکل2-6- اسکلروتهاي(سختينهها) سياه رنگ قارچ با ظاهر مشبک مانند 27
شکل2-7- اسکلروتها از اجتماع سلولهاي هيف به وجود ميآيند 27
شکل2-8- در اوايل رشد هيفها کاملاً شفاف و فاصله بين جدارههاي عرضي خيلي زياد است 28
شکل2-9- با افزايش سن قطر هيفها افزايش يافته و سيتوپلاسم آنها حفرهدار ميشود 28
شکل2-10- ريسه قارچ عامل بيماري با حالت فشردگي در محل انشعاب 29
شکل2-11- A)) در مراحل اوليه آلودگي طوقه بوتههاي آلوده در محل تماس با سطح خاک و کمي
بالاتر به رنگ قهوهاي روشن درميآيد، B)) در مراحل انتهايي، آلودگي تا قسمت بالاي ساقه پيشروي
کرده و ساقه به رنگ قهوهاي تيره تا سياه ديده ميشود 32
شکل2-12- A)) در بوتههاي سالم بافت کاملاً شفاف و زنده است و ريشههاي فرعي وجود داشته
B)) در بوتههاي آلوده، زير اپيدرم کاملاً حالت ذغالي دارد و ريشههاي فرعي وجود ندارد 33
شکل2-13- تشکيل اسکلروت در بافت زير اپيدرم 34
شکل2-14- مثلث بافت خاک 36
شکل3-1- مزرعه سويا آلوده به بيماري پوسيدگي ذغالي(دشت ناز- ساري) 42
شکل3-2- جداسازي قارچ M. phaseolina روي محيط کشت PDA 43
شکل3-3- خالصسازي قارچ M. phaseolina روي محيط کشت PDA 44
شکل3-4- محيط کشت کلرات پتاسيم45
شکل3-5- کادر اندازي و شمارش تعداد گياهان سالم و آلوده46
شکل 3-6- جداسازي و تعيين جمعيت اسکلروتهاي قارچ در خاک47
شکل3-7- شمارش اسکلروتها در نمونه خاک 48
شکل3-8- (A) . بذرهاي حاصل از بوتههاي سالم در تشتکهاي پتري حاوي محيط کشت
PDA B)) . بذرهاي حاصل از بوتههاي آلوده در تشتکهاي پتري حاوي محيط کشت PDA 49
شکل3-9- A)) بذور جدا شده از بوتههاي سالم B)) بذور جدا شده از بوتههاي آلوده با
لکههاي قهوهاي تا سياه در روي آنها 52
شکل3-10- A)) قرار دادن ديسک 5 ميليمتري قارچ در وسط پتري حاوي محيط کشت PDA
B)) رشد پرگنهها پس از 24 ساعت53
شکل4-1- مزرعه سويا آلوده به بيماري پوسيدگي ذغالي57
شکل4-2- تشکيل نشدن غلاف در اثر خشکيدگي پيش از موعد 57
شکل4-3- A)) بذور حاصل از بوتههاي سالم (B) بذور حاصل از بوتههاي آلوده 58
شکل4-4- علائم آلودگي در ساقههاي آلوده سويا 59
4-5- ريشه سالم وآلوده به بيماري پوسيدگي ذغالي 60
شکل4-6- (A) پرگنههاي قارچ به رنگ سفيد شيري B)) ريسه جوان با سيتوپلاسم دانه دانه 61
شکل4-7- A)) پرگنههايي به رنگ قهوهاي کم رنگ (B) حفرهدار شدن ريسهها با افزايش سن 62
شکل4-8- (A) پرگنهها به رنگ سياه B)) سياه رنگ و بند بند شدن ريسهها در مراحل نهايي
رشد ريسهها 62
شکل4-9- مناطق عمده گسترش بيماري در مازندران 63
شکل4-10- رشد عادي و نرمال قارچ عامل بيماري بر روي محيط کلرات پتاسيم 64
شکل4-11- رشد قارچ عامل بيماري به شکل پرمانند بر روي محيط کلرات پتاسيم 65
شکل4-12- رشد محدود قارچ عامل بيماري بر روي محيط کلرات پتاسيم 65
شکل4-13- مقايسه 24 ايزوله قارچ M. phaseolina براساس ميزان رشد 69
شکل4-14- ميزان آلودگي خاک به اسکلروتهاي قارچ در مناطق مختلف استان مازندران 71
شکل4-15- تعداد اسکلروتها در بافتهاي مختلف خاک در مناطق مختلف مازندران 72
شکل4-16- جمعيت اسکلروتهاي قارچ در اسيديتههاي مختلف خاک در مناطق مختلف مازندران 73
شکل4-17- تعداد اسکلروتهاي قارچ عامل بيماري در %OC مختلف 74
شکل4-18- ميانگين درصد آلودگي مزارع سويا به بيماري پوسيدگي ذغالي در مناطق مختلف
استان مازندران 75
شکل4-19- (A) بذور حاصل از بوتههاي سالم (B) بذور حاصل از بوتههاي آلوده که قادر
به جوانهزني نبودند 77
شکل4-20- درصد آلودگي بذر 80
چکيده:
پوسيدگي ذغالي سويا ناشي از (Tassi) Goid Macrophomina phaseolina يکي از بيماريهاي مهم سويا در ايران وجهان به شمار ميرود. قارچ عامل بيماري، خاکزاد و بذرزاد بوده که موجب خسارت کمي و کيفي محصول ميگردد. بنابراين شناسايي، گسترش و کنترل بيماري از اهميت فراواني در ايران برخوردار است. براي کنترل شيميايي اين بيماري به علت خاکزي بودن، محدوديتهايي مثل مشکلات زيست محيطي و اقتصادي در استفاده از سموم وجود دارد. تعيين ميزان آلودگي خاک به قارچ عامل بيماري براي مديريت کنترل آن از اهميت زيادي برخوردار است. در اين بررسي تعداد اسکلروتهاي موجود در خاک مزارع مختلف، درصد آلودگي مزارع به بيماري، تعيين نقشه پراکنش بيماري در استان مازندران، ميزان آلودگي بذر، گروهبندي جدايههاي قارچ M. phaseolina براساس محيط کلرات پتاسيم، تعيين دماي کمينه، بهينه و بيشينه رشد قارچ عامل بيماري در آزمايشگاه و تأثير شرايط خاک در باقي ماندن ميزان اسکلروت در خاک بررسي گرديد. در اين بررسي تعداد اسکلروتها در خاک حداکثر با ميانگين 5/27 عدد در خاکهايي با بافت سبک در شمال استان مازندران و حداقل با ميانگين 6/14 عدد در هر گرم خاک در جنوب مازندران با خاکهايي با بافت سنگين تعيين گرديد. بيشترين درصد آلودگي مزارع سويا به بيماري پوسيدگي ذغالي در شمال استان مازندران با 28 درصد و کمترين آن در جنوب استان مازندران با 5/8 درصد تعيين گرديد. با استفاده از محيط کلرات پتاسيم جدايههاي قارچ M. phaseolina داراي سه شکل نرمال، پرمانند و با رشد محدود بودند. دماي کمينه، بهينه و بيشينه رشد قارچ به ترتيب 10، 35 و 40 درجه سانتي گراد تعييين گرديد.
کلمات کليدي: سويا، پوسيدگي ذغالي، اسکلروت، درصد آلودگي، رشد کلني

فصل اول
مقدمه

1- 1- تاريخچه و گياه شناسي سويا:
اين گياه در فارسي با نامهاي متفاوتي از جمله، سوژا، سويا، لوبيا روغني، لوبيا چيني، نخود فرنگي چيني ولوبيا منچوري مشهور است. نام آن علمي Glycine max (L) و از تيره نخود (Fabaceae) مي باشد که آن را به انگليسي soybean مينامند. سويا گياهي است که در بهار بعنوان کشت اول و در تابستان بعنوان کشت دوم کاشته مي شود . سويا داراي ريشه اصلي عميقي بوده که مي تواند تا 150 سانتي متري خاک نيز نفوذ نمايد. در سويا علاوه بر ريشه اصلي، ريشه فرعي به صورت حجمي نيز وجود دارد که در صورت مساعد بودن شرايط و وجود باکتري هاي همزيست سويا ، ازت موجود در هوا را، در گرههاي ريشه سويا تثبيت مي نمايد . سويا گياهي روزکوتاه است. رنگ گلهاي آن متنوع مي باشد سفيد ، بنفش(از جمله صورتي) و گل آذين آن، خوشه اي و دانههاي آن کليوي يا گرد مي باشند. سويا در دماي 8 تا 10 درجه ي سانتيگراد جوانه مي زند، گياهي است خودگشن و ميزان دگر گشني در آن کمتر از 5 درصد گزارش شده است . لذا مي توان از بذور برداشت شده براي کشت سال هاي بعد استفاده کرد. گلدهي در سويا با روزهاي کوتاه تحريک مي شود . وزن هزار دانه در سويا بين 80 تا 450 گرم متغير است. اما در ارقام زراعي متداول وزن هزار دانه، بين120 تا 230 گرم مي باشد. دانه که بازده اقتصادي سويا است حدود 47 درصد وزن اصلي گياه را درزمان رسيدن تشکيل مي دهد. اين گياه براي اولين بار در دشتهاي شمال چين در قرن يازدهم قبل از ميلاد کشت مي شد و بيش از 3000 سال قدمت دارد. طي چندين هزار سال سويا در شرق آسيا جهت تغذيه و بعنوان داروي تعدادي از بيماريهاي انسان و همچنين تغذيه دام به کار مي رفت. امروزه حدود 30 درصد روغن گياهي در دنيا، از سويا بدست ميآيد. ميزان خسارت اين بيماري((M. phaseolina در کاهش محصول سويا در کشورهاي آرژانتين، برزيل، کانادا، هندوستان، پاراگوئه و ايالت متحده امريکا در سال 1994 برابر با 23/1 ميليون تن (Wrather, 1995; Wrather et al., 1997) گزارش گرديد. کاهش محصول بر اثر اين بيماري در ايالات متحده امريکا 98/1 ، 28/0 و 49/0 ميليون تن به ترتيب در سالهاي 2003، 2004 و 2005 بوده است (Wrather and Koenning, 2006). اين دانه روغني به عنوان يك محصول بومي تا آغاز اين قرن كه آمريكا آن را به يك محصول تجارتي عمده تبديل كرد در انحصار آسيا باقي ماند. سويا در سال 1882 به برزيل راه يافت. برزيل اكنون يكي از توليد كنندگان و صادر كنندگان عمده سويا در جهان است. اروپائيان هم در قرن 17 با سويا به عنوان يك غذاي عجيب شرقي آشنا شدند. سويا در سال 1790 به انگلستان راه يافت و در باغ‌هاي نباتي كاشته شد. در حال حاضر آمريكا بيشترين ميزان توليد انواع سويا را در اختيار دارد كه هر چند از حيث ظاهر شباهتي به هم ندارند اما از نظر ژنتيكي مشابه هستند. همچنين آمريكا بزرگ‌ترين صادركننده سويا در دنياست و همراه با چين و برزيل بيش از 90 درصد نياز جهان را تأمين مي‌كنند(Smith and Carvil, 1997). در سال‌هاي 1310 و 1316، انواعي از سويا از چين و هندوچين به ايران آورده شد و مورد آزمايش قرار گرفت. همچنين طي سال‌هاي 1318 و 1319 انواع مختلفي سويا از آلمان وارد كشور شد و در بنگاه اصلاح نباتات کرج مورد آزمايش قرار گرفت. تمام اين آزمايشها حاکي از عملکرد خوب توليد بود. زراعت سويا به عنوان دانه روغني از حدود سال 1342 با وارد كردن بذر آن به ايران در مناطقي مانند مازندران آغاز شد(وب سايت وزارت کشور). استان مازندران داراي شرايط آب و هوايي مساعد براي کشت سويا در کشور بوده و هر ساله حدود 30 هزار هکتار از اراضي آن به کشت سويا اختصاص مييابد که با توجه به متوسط عملکرد2700 کيلوگرم در هکتار، اين محصول نقش مهمي را در تأمين بخشي از نياز کشور به دانههاي روغني تأمين مي کند(رعيت پناه، 1382). کنترل بيماري پوسيدگي ذغالي در زراعت سويا از اهميت فراواني برخوردار است. در استان مازندران در سال 1370 در شهرستان هاي جويبار و کياکلا ميزان آلودگي به بيماري تا 70 درصد نيز مشاهده گرديد که در اثر شدت زياد آلودگي بعضي از مزارع قابل برداشت نبوده است در اين مناطق عملکرد محصول به 900 کيلو گرم در هکتار کاهش يافته بود(رعيت پناه، 1371). بررسي هاي انجام شده در سال هاي 81-80 نشان داد که ارقام و لاين هاي مختلف سويا واکنش هاي متفاوتي نسبت به بيماري پوسيدگي ذغالي نشان دادند که منجر به معرفي دو رقم متحمل به نامهاي ساري و تلار در استان مازندران گرديد(رعيت پناه و همکاران1381، رعيت پناه و همکاران 1383). هم اکنون مهم‌ترين مناطق كشت سويا در ايران به ترتيب شامل استان‌هاي مازندران، گلستان،لرستان، آذربايجان شرقي و دشت مغان است. از نظر پراكنش جغرافيايي اين محصول، بيش از 90 درصد از اراضي زيركشت سويا در استان‌هاي مازندران و گلستان قرار دارد. بنابراين وضعيت تناوب اراضي و به طور كلي الگوي كشت سالا‌نه در اين دو استان نقش عمده‌اي در تعيين ميزان سطح زيركشت سويا در سطح كشور دارد(دفترآمار و فناوري اطلاعات وزارت کشاورزي، 1387). دانه سويا به طور متوسط حاوي 18 درصد روغن و44 درصد پروتئين است كه مي‌تواند مهم‌ترين ماده اوليه صنايع روغن‌كشي و توليد فرآورده‌هاي پروتئيني و خوراک دام باشد. در حال حاضر اين دانه روغني از نظر مجموع توليد و تجارت بين‌المللي مهم‌ترين دانه بقولا‌ت است(وب سايت وزارت کشور). جدول 1-1 و 1-2 سطح زير کشت سويا را در عمدهترين کشورهاي توليد کننده و همچنين در ايران و استان مازندران نشان ميدهد.

جدول 1-1- سطح زير کشت و ميزان توليد سويا در دنيا وعمدهترين کشورهاي توليد کننده طي سالهاي 2003 تا 2006
ميزان توليد(هزار تن)سطح زير کشت(هکتار)نام کشور20062005200420032006200520042003سال7916078564753147274631351000303710002900045628506800آمريکا3627035461325463082114000000135410001297470013232400برزيل149001450014000137059100000890700082019708206870چين198001910018450180008215000761000075090006954000آرژانتين
جدول1-2- سطح زير کشت و ميزان توليد سويا درکشور و استان مازندران طي سالهاي 1385 تا 1389
ميزان توليد(هزار تن)سطح زير کشت(هکتار)استان ها1389138813871386138513891388138713861385سال216002890040400313975/267931020012270172892010018106مازندران 1574401728381765801776271574437721082245863268617079281کل کشور
1-2- بيماري هاي سويا:
سويا داراي بيماري‌هاي قارچي، باكتريايي، ويروسي و نماتدي مي‌باشد كه از بيماري‌هاي قارچي ميتوان به پوسيدگي ذغالي1 سويا، پوسيدگي فيتوفترايي سويا، بيماري لكه ارغواني بذر سويا، لکه قهوهاي سويا، زنگ سويا، سفيدك(کرکي) داخلي سويا، لکه موجي سويا، بيماري گياهچه سويا و آنتراکنوز سويا اشاره نمود. از بيماري‌هاي باكتريايي معمولاً سوختگي‌هاي باکتريايي، خشكيدگي و پژمردگي باكتريايي و از انواع بيماري‌هاي ويروسي مي‌توان ويروس موزائيك سويا را نام برد. از بيماريهاي نماتدي سويا ميتوان نماتد سيست سويا((Heterodera glycines و نماتد مولد گره سويا((Meloidogyne incognita را نام برد که اين عوامل بيماريزا به ترتيب باعث ايجاد علائمي نظير رنگ پريدگي بوتهها، کوتاه ماندن بوتهها، توسعه کم ريشهها، کاهش تعداد غدههاي تثبيت کننده ازت، نکروزه وقهوهاي شدن ريشهها، تشکيل گرههاي نماتد در ريشه، کاهش تعداد غلاف و کاهش وزن هزار دانه ميگردد. از ميان بيماريهاي قارچي پوسيدگي ذغالي يكي از مهمترين بيماري‌هاي شايع سويا است كه سبب خسارت شديدي به مزارع سويا شده و عملكرد را شديداً كاهش مي‌دهد.
1-2-1-پوسيدگي ذغالي(Soybean Charcoal Rot) :
عامل بيماري پوسيدگي ذغالي سويا قارچ M. Phaseolina ميباشد. در زراعت سويا اسکلروتهاي رها شده از بوتههاي آلوده در خاک و بذور آلوده به عامل بيماري باعث انتقال بيماري از سالي به سال ديگر ميگردند. اسکلروتهاي موجود در خاک ميتوانند سالهاي زيادي بدون وجود ميزبان در خاک زنده بمانند. شدت آلودگي زماني که بوته ها در تنش رطوبتي يا کمبود مواد غذايي، فشردگي خاک، آلودگي به نماتدها و ساير عوامل بيماري زا باشند، به شديد ترين شکل ديده مي شود. علائم بيماري در مرحله گياهچه زماني که شدت آلودگي در خاک زياد باشد و در صورت کاشت بذور آلوده به عامل بيماري در شرايط خشک وگرم باعث پژمردگي و از بين رفتن بوتهها ميگردد. در صورت وجود رطوبت و خنکي هوا قارچ عامل بيماري به صورت پنهان در بوتهها باقي مانده ومعمولا پس از گلدهي در شرايط استرس خشکي و گرما ظاهر مي شود. اين بيماري در درجه اول يک بيماري ريشه و طوقه است ولي مي تواند در قسمت هاي هوايي گياه نيز ظاهر شود. در بافت هاي آلوده، ريشه اصلي وقسمت پايين ساقه نوعي تغيير رنگ متمايل به خاکستري گسترش مي يابد. سرانجام علائم بيماري گرداگرد ساقه را ميگيرد وسبب زرد شدن برگها، پژمردگي ومرگ بوته مي شود. در اين مرحله با تشکيل اسکلروتها به صورت پوششي از پودر زغال مانند در روي اندامها و زير اپيدرم نمايان مي شوند به همين دليل به اين بيماري پوسيدگي زغالي گفته مي شود(شکل1-1).
شکل1-1- پوسيدگي ذغالي سويا

1-2-2- بيماري پوسيدگي فيتوفترايي سويا (phytophtora rot of soybean):
بيماري پوسيدگي فيتوفترايي سويا براي اولين بار در شمال شرق هندوستان در سال 1948 گزارش گرديد. اولين گزارش اين بيماري از آمريکا در سال 1955 است. در اين زمان اين بيماري از استراليا، کانادا، ايتاليا، ژاپن و شوروي گزارش گرديد. اين بيماري در شدت زياد باعث کاهش شديد عملکرد و در روي ارقام حساس باعث 100 درصد کاهش محصول ميگردد. شدت کاهش محصول در اين بيماري به نوع رقم، ميزان بارندگي و زهکشي خاک بستگي دارد. شدت اين بيماري در خاکهايي با زهکش ضعيف و مناطقي با هرز آبهاي سطحي بيشتر مشاهده ميگردد. بيماري پوسيدگي فيتوفترايي سويا در هر مرحله از رشد سويا ممکن است اتفاق بيفتد. اين بيماري باعث مرگ گياهچه و پژمردگي بوتهها در مراحل بعدي ميگردد. در ارقام غير متحمل در صورت بروز آلودگي در ساقهها لکههاي آبسوخته ممتد مشاهده شده، برگها به رنگ زرد و پژمردگي بوتهها مشاهده ميگردند(شکل1-2). در اين بيماري برگهاي پژمرده شده چسبيده به بوتهها باقي ميمانند. عامل بيماري قارچPhytophtora megasperma Drechs. F. sp. glycinea Kuan and Ervin است. در اين قارچ اسپورانژيوفور ساده و در انتها توليد اسپورانژيوم(کنيدي) به ابعاد 53-32 ×65- 42 ميکرومتر و بدون پاپيل ميکند. اسپورانژيومهاي توليد شده به راحتي توسط باد پراکنده ميشوند. اين اسپورانژيومها توليد وزيکول و زئوسپور کرده و يا اين که ميتواند مستقيماً جوانه زده و باعث گسترش آلودگي در مزارع گردند. درجه حرارت بهينه براي توليد زئوسپور 20 درجه سانتيگراد است. قارچ عامل بيماري بر روي بقاياي گياهان آلوده و همچنين بر روي گياهان ميزبان و يا با تشکيل اُاسپور با ديوارههاي سخت و از طريق بذر از سالي به سال ديگر باعث انتقال بيماري ميگردد.

شکل1-2- بيماري پوسيدگي فيتوفترايي سويا

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

1-2-3- بيماري مرگ گياهچه :(Damping off)
قارچ عامل بيماري(Rhizoctonia solani) باعث پوسيدگي بذر قبل از جوانه زدن و همچنين بعد از جوانه زدن باعث مرگ گياهچه ميشود. در صورت شدت آلودگي اين قارچ باعث کاهش 50 درصد بوتهها و 40 درصد محصول در برزيل و آمريکا شده است. قارچ عامل بيماري داراي دامنه ميزباني زيادي شامل محصولات زراعي، سبزيها، نباتات زينتي و درختان ميوه ميگردد. علائم آلودگي در مرحله گياهچه در محل طوقه به صورت لکههاي قهوهاي آبسوخته و فرو رفته مشاهده ميشود(شکل1-3). جدايههاي قارچ رايزوکتونيا سولاني در گروههاي مختلف آناستوموزي دستهبندي ميشوند. رايزوکتونياي گروه 4 آناستوموزي(AG-4) داراي شديدترين قدرت بيماريزايي بر روي سويا ميباشد اماAG-1, AG-2-1, AG-2-11, AG-3, AG-5 نيز باعث بيماري در روي سويا ميگردند.بيشتر جدايههاي اين قارچ بر روي محيط PDA در حرارت 25 تا 30 درجه سانتيگراد به خوبي رشد ميکند. ريسهها در ابتدا شفاف و کم کم به رنگ قهوهاي تا تيره در ميآيند. فاصله بين جدارههاي عرضي در اين قارچ زياد است. اين قارچ در داخل خاک بدون وجود ميزبان به صورت ساپروفيتي ميتواند به خوبي به زندگي خود ادامه دهد. رشد اين قارچ در خاک به مقدار ماده آلي ، رطوبت خاک، درجه حرارت، PH و جمعيت ساير ميکروارگانيسمهاي خاک بستگي دارد. جمعيت اين قارچ بيشتر تا عمق 10 سانتيمتري خاک پراکنده است. ميزان اين قارچ با افزايش عمق خاک کاهش پيدا ميکند. اگر ميزان آلودگي خاک به اندازه 1 ميکروگرم از ميسليوم قارچ در هر گرم خاک باشد باعث ايجاد بيماري در سويا ميگردد. اين قارچ توليد آنزيمهاي پکتوليتيک وپروتوليتيک ميکند. بذر ضعيف عامل اصلي براي نفوذ قارچ ها مي باشد .ضعف شايد به خاطر صدمات مکانيکي ، فيزيولوژيکي يا پاتولوژيکي باشد .اگر بذر صدمه مکانيکي ببيند باعث نفوذ پاتوژن ها مي شود که باعث آلودگي بذر مي گردد. عوامل خاکي مثل دما و رطوبت و خشکي نامناسب ممکن است باعث تشديد آلودگي شود.

شکل1-3- بيماري مرگ گياهچه سويا
1-2-4-بيماري ناشي از نماتدها در سويا:
بيش از 100 گونه نماتد بيماريزا در دنيا از روي سويا گزارش گرديد. علائم بيماري نماتدي بر روي سويا شامل کاهش رشد، زردي برگها و در نهايت کاهش عملکرد وکيفيت دانهها ميباشد. ميزان خسارت اين بيماريها بر روي سويا به ميزان جمعيت نماتدها در خاک، نوع شخم، شرايط محيطي و رقم بستگي دارد. نماتدهاي بيماريزاي مهم بر روي سويا شامل Heterodera و Meloidogyne هستد. در بسياري از موارد در مزارع سويا در اثر اين بيماري غده و تورم بر روي ريشهها مشاهده ميشوند(شکل1-4). در خاکهاي آلوده براي کاهش جمعيت نماتد در خاک و کنترل بيماري استفاده از تناوب زراعي با گياهان غير ميزبان از اهميت زيادي برخوردار است. براي کاهش درصد آلودگي و افزايش عملکرد محصول مهمترين روش استفاده از ارقام مقاوم به نماتد ميباشد.
شکل1-4- نماتد گره ريشه
1-3- اهداف تحقيق:
استان مازندران داراي شرايط آب و هوايي مساعد براي کشت سويا در کشور بوده و هر ساله حدود 30 هزار هکتار از اراضي آن به کشت سويا اختصاص مييابد که با توجه به متوسط عملکرد 2700 کيلوگرم در هکتار، اين محصول نقش مهمي را در تأمين بخشي از نياز کشور به دانه هاي روغني تأمين مي کند. بيماري پوسيدگي ذغالي هر ساله، بخصوص در سالهاي خشک و کم باران باعث آلودگي مزارع سوياي استان و کاهش کميت و کيفيت محصول ميگردد. بدين منظور کنترل و کاهش درصد آلودگي به اين بيماري در مزارع مهم ميباشد. براي مديريت کنترل بيماري بررسي بيولوژي قارچ عامل بيماري و عوامل موثر در زنده ماندن آن داراي اهميت زيادي است. در اين تحقيق مزارع سوياي مناطق مختلف استان مازندران براي اين منظور مورد بازديد و بررسي قرار گرفت. به طور خلاصه، مهمترين اهداف مورد مطالعه در اين تحقيق عبارتند از:
1- تعيين نقشه پراکنش بيماري پوسيدگي ذغاليPhaseolina) (Macrophomina در مزارع سوياي استان مازندران
2- استفاده از محيط اختصاصي کلرات پتاسم براي گروهبندي جدايههاي قارچ M. phaseolina در استان مازندران
3- تعيين ميزان اسکلروت هاي قارچ عامل بيماري در خاک که باعث بقاي عامل بيماري و انتقال آن از سالي به سال ديگر ميگردد
4- تعيين تاثير بافت خاک، اسيديته خاک و ميزان ماده آلي خاک بر ميزان جمعيت اسکلروتهاي قارچ عامل بيماري در داخل خاک
5- تعيين دماهاي کمينه، بهينه و بيشينه سرعت رشد پرگنههاي قارچ
6- مشخص کردن درصد آلودگي بذر براي تعيين بذرزاد بودن قارچ عامل بيماري
7- ثبت علائم بيماري در مراحل مختلف رشد سويا
فصل دوم
مروري بر منابع
2-1- بيماري پوسيدگي ذغالي:
قارچ Macrophomina phaseolina (Tassi) Goid عامل پوسيدگي ذغالي بر روي بيش از 500 گونه گياهي زراعي و غيرزراعي شامل سويا، ذرت، پنبه، کنجد، هندوانه، خربزه، سيب زميني، توت فرنگي، چغندر قند، بادام زميني، سوزني برگان و زيتون گزارش شده است(رعيت پناه و همکاران، 1370؛ زينلي، 1378؛ ميرابوالفتحي، 1370؛ مرتلي، 2005؛ راف و احمد، 1998؛ بون، 1989). بيماري پوسيدگي ذغالي هر ساله در سالهاي خشک و کم باران باعث آلودگي مزارع سويا گرديده و در حال حاضر از مهم ترين بيماريهاي قارچي اين محصول به شمار ميآيد(رعيت پناه، 1375). اين بيماري از مهمترين بيماري هاي سويا در جهان به شمار مي آيد. قارچ بيمارگر باعث بيماري پوسيدگي ذغالي در گياهان مهم زراعي شامل غلات، بقولات، دانه هاي روغني و بعضي از سبزيجات و درختان ميوه مي گردد(Dhingra and scinclair, 1973, Wyllie, 1989). در مناطق شمالي آمريکا بيماري پوسيدگي ذغالي از نظر اهميت در رتبه چهارم بعد از بيماريهاي نماتد سيست سويا، پوسيدگي فيتوفترايي ريشه و بيماريهاي مرگ گياهچه قرار دارد (Smith and Carvil, 1997). نخستين بار، قارچ عامل پوسيدگي ذغالي(M.phaseolina) در سال 1973 توسط دينگرا و سينکلر از روي گياه دارويي Coleus در هند گزارش شد(Sinclair, 1973 (Dhingra and. خسارت بيماري پوسيدگي ذغالي در منطقه ميسوري هند از سال 1980 به ميزان 5 درصد که گاهي به30 تا 50 درصد نيز رسيده است. اين بيماري در اين منطقه از نظر اهميت در رتبه دوم بيماريهاي سويا قرار دارد Wyllie,1988)). اين بيماري در شمال ايران براي اولين بار در سال 1358 از مزارع سويا گزارش شده است(Zad, 1979). همچنين اين بيماري طي سالهاي 2003 تا 2005 يکي از 10 بيماري مهم سويا در ايالات متحده آمريکا معرفي شده استن (Wrather and .Koening,2006) ميزان خسارت بيماري، به قدرت بيماريزايي بيمارگر، شرايط محيطي، وضعيت نمو و سلامتي گياه هنگام بروز آلودگي، شدت بيماري در مزرعه، نوع رقم و تعداد گياهان آلوده بستگي دارد (Sinclair and Backman, 1989).
2-2- ميزبانهاي مهم قارچ(M. phaseolina) در ايران:
M. phaseolina داراي ميزبانهاي زيادي است و باعث خسارت در بيش از 500 گونه گياهي در 75 خانواده اعم از تک لپه و دو لپه مي شود((Dhingra and Sinclair, 1977; Jana et al., 2003. در برخي از مناطق سويا کاري دنيا خسارت بيماري، 20 الي 50 درصد محصول يا بيشتر گزارش شده است(Almeida et al., 2003). در ايران نيز اين بيماري در برخي از مناطق کشت سويا، خسارت قابل توجهي را به اين محصول وارد مي کندRaeyat panah et al., 2008)). به رغم دامنه ميزباني وسيع اين بيمارگر، جنسMcrophomina تنها شامل يک گونه phaseolina بوده ولي در داخل گونه اختلاف ژنتيکي وسيعي مشاهده مي گردد(Dhingra and Sinclair, 1972; Dhingra and Sinclair, 1973; Pearson et al., 1986 ; Cloud and Rupe, 1991; Almedia et al., 2003). ميزبانهاي اين قارچ در گروه هاي مختلف گياهي نظير محصولات زراعي، غير زراعي، باغي، علوفه اي و داروئي قرار ميگيرند(جدول2-1).
جدول 2-1- ميزبان هاي مهم قارچ M. phaseolina در ايران
منبع گزارشمناطقنام علميميزبانارشاد، 1374گيلانAlbizzia julibrissinشب خستارشاد، 1374گيلانCamellia sinensisچايارشاد، 1374سافي آبادCarthamus tinctoriusگلرنگارشاد، 1374نامشخصCicer arietinumنخود ايرانيارشاد، 1374آذربايجان- برازجان-Cucumis meloخربزهارشاد، 1374کرج-خوزستانGlycine maxسوياارشاد، 1374گستانGossypium herbaceumپنبه بوميارشاد، 1374گلستانGossypium hirsutumپنبه آمريکاييارشاد، 1374گستان- مازندران- کردستان- سافي آبادHelianthus annuusآفتابگردان
ادامه جدول 2-1- ميزبان هاي مهم قارچ M. phaseolina در ايران
ارشاد، 1374نامشخصLens esculentaعدسارشاد، 1374نامشخصPhaseolus vulgarisلوبياارشاد، 1374کرجSinapsis arvensisخردل وحشيارشاد، 1374گلستانSesamum indicumکنجدارشاد، 1374نامشخصVigna sinensisلوبيا چشم بلبليمحمودي و همکاران، 1379کرجBeta maritimeچغندرقندارزنلو و همکاران، 1379کرجBeta maritimeچغندرقندرعيت پناه و فروتن، 1379مازندرانGlycine maxسوياهوشيارفرد و فلاحتي، 1379اردبيلGossypium herbaceumپنبه بوميافشاري و خزيني، 1379نامشخصOlea europaeaزيتونفصيحياني و شيرواني، 1379فارسSesamum indicumکنجدحيدريان، 1381اصفهان- يزدAmygdalus communisبادامصلاتي و افشاري آزاد، 1381گلستانBrassica napusکلزاکمانگر و بني هاشمي، 1381فارسCicer arietinumنخود ايرانيداودي، 1381قزوينOlea europaeaزيتونکرمپور، 1381بوشهرSesamum indicumکنجد
ادامه جدول 2-1- ميزبان هاي مهم قارچ M. phaseolina در ايران
شيخ الااسلامي و همکاران، 1381کرمانشاهSesamum indicumکنجديونسي و روانلو، 1383کرمانشاه و آذربايجانBeta maritimeچغندرقندداودي و افضلي، 1383قزوينBeta maritimeچغندرقندرضوي و پهلواني، 1383اصفهانCarthamus tinctoriusگلرنگبراري و همکاران، 1383مازندرانGlycine maxسويارحمانپور و دانشيان،1383نامشخصHelianthus annuusآفتابگردانرعيت پناه و همکاران، 1385مازندرانGlycine maxسوياآقاجاني و همکاران، 1387گلستانActinidia chinensisکيويادراکي و بني هاشمي، 1387آذربايجان شرقيArmenica Vulgarisزردآلوشيخ الااسلامي و همکاران، 1387کرمانشاهBeta maritimeچغندرقندادراکي، 1387فارس و بوشهرCucumis sativusخيارادراکي و بني هاشمي، 1387مازندرانGlycine maxسوياادراکي و بني هاشمي، 1387آذربايجان شرقيArmenica Vulgarisزردآلوشيخ الااسلامي و همکاران، 1387کرمانشاهBeta maritimeچغندرقندادراکي، 1387فارس و بوشهرCucumis sativusخيارادراکي و بني هاشمي، 1387مازندرانGlycine maxسويا
ادامه جدول 2-1- ميزبان هاي مهم قارچ M. phaseolina در ايران
ادراکي و بني هاشمي، 1387کرمانSesamum indicumکنجدگلپايگاني، 1387لرستانVicia fabaباقلاآقاجاني و همکاران، 1387گلستانActinidia chinensisکيويادراکي و بني هاشمي، 1387آذربايجان شرقيArmenica Vulgarisزردآلوشيخ الااسلامي و همکاران، 1387کرمانشاهBeta maritimeچغندرقندادراکي، 1387فارس و بوشهرCucumis sativusخيارادراکي و بني هاشمي، 1387مازندرانGlycine maxسوياادراکي و بني هاشمي، 1387کرمانSesamum indicumکنجدگلپايگاني، 1387لرستانVicia fabaباقلا
2-3- پراکنش جغرافيايي قارچ عامل پوسيدگي ذغالي(M. phaseolina) در ايران و جهان:
M. phaseolina بيمارگري با گسترش جهاني بوده که اولين بار در ايران از مزارع خربزه اطراف اصفهان توسط شريف گزارش شد(غفاريان، 1379). در سال 1345 قارچ عامل بيماري توسط شريف و ارشاد از اطراف مزارع خربزه برازجان جمع آوري گرديد(Sharif and Ershad, 1966). پس از آن بيماري در سال 1348 توسط ارشاد و شيرازي از اطراف مزارع خربزه اصفهان جمعآوري شد (Ershad and Shirzadi, 1969). در سال 1358 نيز بيماري در شمال ايران از روي سوياZad, 1979))، در سال 1365 از اطراف مزارع سويا کرجMajidieh-Ghassemi, 1986))، در سال 1368 از مزارع سويا خوزستان(Kiumarsi, 1989)، در سال 1374 از مزارع سويا و آفتابگردان در آذربايجان گزارش شد(Ershad,1995). اين بيماري در حال حاضر در استانهاي مازندران، گلستان، سمنان، گيلان و استانهاي مرکزي بر روي گياهان مختلف وجود دارد(شکل2- 1). اين بيماري علاوه بر ايران در نقاط مختلف سويا کاري دنيا نظير برزيل، آمريکا، کانادا، آرژانتين، هندوستان، ونزوئلا، کلمبيا، مصر، اروگوئه، مکزيک، آفريقاي جنوبي و پاراگوئه شيوع داشته(شکل2- 2) و گاهي با شدت بالا مشاهده شده است(Wrather et al., 1998).


پاسخ دهید