عنوان صفحه
چکيده1
مقدمه2
فصل اول: کليات
1-1-معرفي گياه آرتيشو يا کنگر فرنگي4
1-1-1- تاريخچه5
1-1-2- گياه شناسي5
1-1-2-1- نام هاي مختلف گياه آرتيشو5
1-1-2-2- انواع واريته هاي موجود کنگر فرنگي7
1-1-2-3- اندام دارويي8
1-1-2-4- مواد موجود در گياه کنگر فرنگي8
1-1-2-5- فلاونوئيدهاي موجود در کنگر فرنگي9
1-1-2-5-1- خواص آنتي اکسيداني فلاونوئيدها10
1-1-2-5-2- فلاوونوئيد ها معمولا به روش هاي زير عمل مي کنند11
1-1-2-6-آثار فارماکولوژيکي گياه آرتيشو يا کنگر فرنگي12
1-1-2-7- عوارض جانبي گياه کنگر فرنگي12
1-1-2-8- دلايل استفاده از گياه به عنوان منابع آنتي اکسيدان13
1-1-2-9- اعمال مهم آنتي اکسيدان ها13
1-1-2-10-راديکال هاي آزاد14
1-1-2-10-1- استرس اکسيداتيو14
1-2- استامينوفن15
1-2-1- تاريخچه کشف استامينوفن15
1-2-2- کاربرد هاي استامينوفن17
1-2-3- نام آيوپاک18
1-2-4- اشکال دارويي استامينوفن18
1-2-5- مکانيسم اثر استامينوفن18

1-2-7- عوارض جانبي استامينوفن19
1-3- کبد19
1-3-1- کبد و سم زدايي20
1-3-2- نقش كبد در دفع21
1-3-3- آمينو ترانسفراز ها21
1-3-3-1- چه داروهايي باعث ايجاد سطح غيرطبيعي آمينوترانسفرازها مي گردند23
1-3-3-2- ساير آنزيم هاي کبدي چگونه هستند24
1-3-3-3- موارد سطح غير طبيعي آنزيم هاي کبدي چه هستند24
1-3-4- بيماري هاي کبد26
1-3-4-1- نکروز کبدي ماسيو و مفرط26
1-3-4-2- بيماري کبدي القا شده توسط دارو و توکسين27
1-5- پيشينه تحقيق28
فصل دوم: روش تحقيق
2-1- مواد و و وسايل و تركيبات شيميائي مصرفي34
2-2- دستگاه ها، لوازم و تجهيزات غير مصرفي37
2-3- روشها و مراحل اجراي آزمايش38
2-3-1- نحوه انتخاب و شرايط نگهداري حيوانات مورد آزمايش38
2-3-2-گروه بندي حيوانات مورد آزمايش39
2-3-3- چگونگي تهيه و تجويز عصاره هيدروالکلي گياه آرتيشو40
2-3-4- طريقه گاواژ كردن حيوان41
2-3-5- القاء مسموميت توسط استامينوفن در موش هاي صحرايي42
2-3-6- خون گيري43
2-3-7- روش تهيه ي سرم44
2-3-8- تست هاي آزمايشگاهي بر روي نمونه هاي سرم خون44
2-3-8-1- اندازه گيري آنزيم هاي آلانين آمينو ترانسفراز (ALT) و آسپارتات آمينو ترانسفراز(AST)44
2-3-9- روش هاي تجزيه وتحليل و محاسبه آماري45
فصل سوم: نتايج
3-1- مقايسه نتايج مربوط به ميانگين غلظت آنزيم آلانين آمينو ترانسفراز (ALT) در گروه هاي مورد بررسي47
3-2- مقايسه نتايج مربوط به ميانگين غلظت آنزيم آسپارتات آمينو ترانسفراز (AST) در گروه هاي مورد بررسي55
3-3- مقايسه نتايج مربوط به ميانگين غلظت آنزيم آلکالن فسفاتاز (ALP) در گروه هاي مورد بررسي63
فصل چهارم: بحث و نتيجه گيري
نتيجه گيري80
پيشنهادها80
منابع و مآخذ
منابع فارسي82
منابع انگليسي84
ABSTRACT93
فهرست جداول
عنوان صفحه
جدول 3-1 مقايسه ميانگين غلظت آنزيم آلانين آمينو ترانسفراز (ALT)48
جدول 3-2 مقايسه ميانگين غلظت آنزيم آلانين آمينو ترانسفراز (ALT)49
جدول 3-3 مقايسه ميانگين غلظت آنزيم آلانين آمينو ترانسفراز ALT)…………………………………………51
جدول 3-4 مقايسه ميانگين غلظت آنزيم آلانين آمينو ترانسفراز (ALT)53
جدول 3-5 مقايسه ميانگين غلظت آنزيم آسپارتات آمينو ترانسفراز (AST)55
جدول 3-6 مقايسه ميانگين غلظت آنزيم آسپارتات آمينو ترانسفراز (AST)57
جدول 3-7 مقايسه ميانگين غلظت آنزيم آسپارتات آمينو ترانسفراز (AST)59
جدول 3-8 مقايسه ميانگين غلظت آنزيم آسپارتات آمينو ترانسفراز (AST)61
جدول 3-9 مقايسه ميانگين غلظت آنزيم آلکالن فسفاتاز (ALP)63
جدول 3-10 مقايسه ميانگين غلظت آنزيم آلکالن فسفاتاز (ALP)65
جدول 3-11 مقايسه ميانگين غلظت آنزيم آلکالن فسفاتاز (ALP)67
جدول 3-12مقايسه ميانگين غلظت آنزيم آلکالن فسفاتاز (ALP)69
فهرست نمودار ها
عنوان صفحه
نمودار3-1- نتايج مربوط به ميانگين غلظت آنزيم آلانين آمينو ترانسفراز (ALT)48
نمودار 3-2- نتايج مربوط به ميانگين غلظت آنزيم آلانين آمينو ترانسفراز (ALT)50
نمودار 3-3- نتايج مربوط به ميانگين غلظت آنزيم آلانين آمينو ترانسفراز (ALT)52
نمودار3-4- نتايج مربوط به ميانگين غلظت آنزيم آلانين آمينو ترانسفراز (ALT)54
نمودار 3-5- نتايج مربوط به ميانگين غلظت آنزيم آسپارتات آمينو ترانسفراز (AST)56
نمودار 3-6- نتايج مربوط به ميانگين غلظت آنزيم آسپارتات آمينو ترانسفراز (AST)58
نمودار 3-7- نتايج مربوط به ميانگين غلظت آنزيم آسپارتات آمينو ترانسفراز (AST)60
نمودار 3-8- نتايج مربوط به ميانگين غلظت آنزيم آسپارتات آمينو ترانسفراز (AST)62
نمودار 3-9- نتايج مربوط به ميانگين غلظت آنزيم آلکالن فسفاتاز (ALP)64
نمودار 3-10- نتايج مربوط به ميانگين غلظت آنزيم آلکالن فسفاتاز (ALP)66
نمودار 3-11- نتايج مربوط به ميانگين غلظت آنزيم آلکالن فسفاتاز (ALP)68
نمودار 3-12 مقايسه ميانگين غلظت آنزيم آلکالن فسفاتاز (ALP)70
فهرست شکل‌ها
عنوان صفحه
شکل (1-1) گياه آرتيشو(کنگر فرنگي)7
شکل (1-2) ساختار شيميايي پاراستامول18
شکل (2-1)محل نگهداري حيوانات38
شکل (2-2) روش وزن کردن رت ها40
شکل (2-3) دستگاه روتاري41
شکل (2-4) روش تجويز دارو به صورت گاواژ42
شکل (2-5) نحوه خون گيري مستقيم از قلب موش هاي صحرايي43
شکل (2-6) سانتريفيوژ…44
بررسي اثر عصاره آرتيشو در مسموميت کبدي حاد ناشي از استامينوفن
در موش صحرايي نر نژاد ويستار
بهوسيلهي: فاطمه شيري گرکاني
چکيده
استامينوفن يک داروي متداول ضد درد و تب است که در دوزهاي بالا منجر به نکروز کبدي و کليوي در انسان و حيوان مي گردد. آرتيشو گياهي با ترکيبات فلاونوئيدي، آلکالوئيدي و خواص آنتي اکسيداني است. در تحقيق حاضر اثر محافظت کبدي عصاره هيدروالکلي گياه آرتيشو در مسموميت حاد کبدي ناشي از استامينوفن مورد بررسي قرار گرفته است.
48 سر موش صحرايي نر از نژاد ويستار به طور تصادفي در 6 گروه تقسيم شدند شامل: کنترل، گروه دريافت کننده استامينوفن(mg/kg 700)، گروه هاي دريافت کننده استامينوفن(mg/kg 700)+عصاره آرتيشو با دوز(600,800,1000mg/kg)، و گروه دريافت کننده آرتيشو با دوز (mg/kg 1000). دارو و عصاره به شکل دهاني تجويز گرديدند. بعد از 24 ساعت نمونه گيري انجام شد و با روش کالريمتريک ميزان آنزيم هاي ALT وAST وALP سنجيده شد. در پايان داده ها با نرم افزار spss ويرايش 18 و تست آماري توکي مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت.
نتايج نشان دهنده افزايش معني دار آنزيم هاي ALT،AST و ALP (p?0.001)در گروه دريافت کننده استامينوفن مي باشد. به طوري که اين پارامترها در گروه هاي دريافت کننده عصاره کاهش يافت.
نتيجه گيري: مصرف آرتيشو مي تواند اثرات سمي استامينوفن را بر آنزيم هاي کبدي کاهش دهد.
کلمات کليدي: استامينوفن، آرتيشو، کبد، موش صحرايي

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

مقدمه
نارسايي حاد کبد در اثر عوامل متعددي از جمله هپاتيت هاي ويروسي، آسيب هاي توکسيک ناشي از سموم و داروها و همچنين ايسکمي ايجاد مي شود. کبد اولين سد دفاعي بدن را در برابر آسيب ناشي از مواد بيولوژيک برون زاد تشکيل مي دهد که خود ممکن است به نکروز سلول هاي کبدي بيانجامد. در آسيب هاي توکسيک کبد، استرس هاي اکسيداتيو نقشي اساسي را بر عهده دارند.
كبد مكان استراتژيك وصول مواد غذايي جذب شده و همچنين مولكول هاي جذب شده مضر، داروها و سم باكتري ها مي باشد (65). به طور کلي کبد اعمال حياتي مهمي همچون سم زدايي، سوخت و ساز کربوهيدرات ها، ترشح صفرا، سنتز فيبرينوژن و پروترومبين پلاسما، تنظيم گلوکز و چربي خون و… را به عهده دارد و مخزن موادي مثل گلوکز(به صورت گليکوژن)، چربي، ويتامين ها و آهن مي باشد.
همان طور که عنوان شد يکي از مهم ترين اعمال كبد علاوه بر سوخت و ساز مواد مختلف، سم زدايي مواد آلوده كننده محيطي و داروهاي شيميايي مي باشد. در اكثر موارد در طي عمل سم زدايي، فعال سازي متابوليكي توسط آنزيم هاي سيتوكروم P450 ميكروزوم هاي كبدي باعث ايجاد متابوليت هاي سمي و فعال مي‌شود كه اين مي تواند موجب آسيب بافت هاي مختلف از جمله كبد شود. تيواستاميد، تتراكلريدكربن، اتانول و استامينوفن از جمله موادي هستند كه بعد از ورود به بدن توسط آنزيم هاي سيستم سم زدايي سيتوکروم P450 متابوليزه مي شود.
آمينو ترانسفراز ها معرفي براي سلامت کبد به شمار مي آيند. آلانين آمينو ترانسفراز اساسا در کبد يافت
مي شود ولي آسپارتات آمينو ترانسفراز علاوه بر کبد در بافت هاي ديگر نيز يافت مي شوند. بنابراين جزء نشانگرهاي کمتر اختصاصي کبد به شمار مي روند (96). همچنين مقدار آلکالن فسفاتاز سرم، در بچه هاي در حال رشد و در دوران بارداري و به طور پاتولوژيک در ضايعات استخواني و کبدي افزايش
مي يابد.
حال با توجه به عوارض جانبي داروهاي شيميايي بر روي بعضي از بافت هاي بدن به خصوص کبد، مسئله بازگشت به استفاده از داروهاي گياهي و طبيعي مد نظر قرار گرفته است.
در اين تحقيق از عصاره هيدروالکلي گياه آرتيشوCynara scolymus L.)) جهت جلوگيري از ضايعات ناشي از استامينوفن استفاده شده است، در طب سنتي از اين گياه براي درمان برخي اختلالات مانند: ديابت، آترواسکلروز و اختلالات کبدي استفاده مي شود. مطالعات آزمايشگاهي انجام شده روي اين گياه نشان داده است كه اين گياه داراي اثرات آنتي اكسيداني، محافظت کبدي و.. مي باشد. بنابراين در اين تحقيق اثرات حفاظت کبدي گياه آرتيشو در برابر مسموميت ناشي از استامينوفن مورد بررسي قرار مي گيرد.
هدف پژوهش
هدف از پژوهش حاضر بررسي اثر محافظت کبدي گياه آرتيشو بر ميزان فعاليت آنزيم هاي ALT ، AST و ALP مي باشد.
فصل اول
کليات
1-1- معرفي گياه آرتيشو يا کنگر فرنگي
1-1-1- تاريخچه
کنگر فرنگي يکي از قديمي ترين گياهان دارويي جهان است که در طول هزاران سال کشت مي شده است اين گياه چند ساله بومي جنوب اروپا، مديترانه و شمال آفريقا و جزاير قناري است. اين گياه اولين بار در يونان و روم باستان و در قرن هجدهم در فرانسه شناخته شده و توسط سياحان فرانسوي و اسپانيايي به قاره امريکا نيز برده شد. پزشکان باستان از کنگر فرنگي به عنوان داروي مدر، پايين آورنده کلسترول، محرک کبدي و رفع مشکلات کبدي و گوارشي استفاده مي کردند. همچنين اين گياه در اعصار گذشته به صورت پودر شده براي برطرف کردن بوي بد بدن بين مردم محبوبيت داشته است(41،50،58،82).
1-1-2- گياه شناسي
1-1-2-1- نام هاي مختلف گياه آرتيشو
لاتين: C.cardanculus Var. Sativa يا Cynara scolymus L.
آلماني:Artischocke
فرانسه:Artichant, Artichant commun
انگليسي: Globeartichoke,Artichoke, Common, ardichoke, Gardenartichoke
فارسي: کنگر فرنگي، اردشاهي، انگنار، انگينار
عربي: خرشوف(41،68)
گياه Cynara scolymus L. گياهي است چند ساله يا پايا، حساس به سرما، با طول عمر 4 سال که ارتفاع آن به 2 متر مي رسد. داراي برگ هاي بسيار بزرگ متمايل به سفيد به ابعاد 40×15 سانتي متر، بدون خار يا داراي دندانه هاي نوک تيز کوچک، سطح تحتاني برگ ها کرکينه پوش و حاوي رگبرگ هاي خيلي برجسته، برگ هاي زيرين داراي تقسيمات شانه اي، بخش هاي تخم مرغي و حاوي لوب هاي بزرگ دندانه دار، برگ هاي فوقاني ساده، تخم مرغي نيزه اي و داراي دندانه هاي نامنظم. اين برگ ها داراي تقسيمات شانه اي عميق بريده بريده بوده و رنگ آن متمايل به سفيد است در سال دوم رويش از مرکز برگ هاي طوقه ي، ساقه اي محکم و شياردار مي رويد که تقريبا ارتفاع آن تا 5/1 متر نيز مي رسد اين ساقه در بخش بالايي منشعب و داراي برگ هاي کوچکتر و بدون دمبرگ مي باشد. پهنک اين برگ ها منقسم و پر مانند و يا تقريبا کامل، سطح تحتاني کليه برگ ها کرکينه پوش مي باشد. کاپيتول کروي فشرده به ابعاد 7×11 سانتي متر، برگهاي قاعده5×3 سانتي متر، کاملا فشرده و در انتها حاوي ضمايم پوشش تخم مرغي با نوک کند يا فرورفته و خارهاي نوک تيز، گل هاي لوله اي به رنگ آبي متمايل به بنفش مي باشد(14،41). جوانه هاي گل خوراکي گياه به رنگ سبز مايل به نقره اي به ارتفاع 4-5 و عرض 5-6 فوت است. جوانه هاي گل از قسمت انتهايي ساقه اصلي و ساقه هاي جانبي گياه بيرون مي آيند و هر جوانه گل باز نشده شبيه به مخروط کاج مي باشد. با 4-3 اينچ قطر، گرد و داراي جوانه هاي کمي کشيده(دراز)، براکته هاي سبز چرمي که هر يک گل هايي به رنگ آبي ارغواني را در برگرفته اند.
شکل (1-1) گياه آرتيشو (کنگر فرنگي)
قسمت تحتاني هر براکته در واقع همان قسمت گوشتي و خوراکي گياه است. براکته ها در اطراف يک مرکز گوشتي بوجود مي آيند. جوانه هاي اطراف غنچه گل بعد از باز شدن تبديل به گل هاي ارغواني آبي به طول 6 اينچ مي شوند(9).
1-1-2-2- انواع واريته هاي موجود کنگر فرنگي
کنگر فرنگي داراي واريته هاي پرورشي يا ارقام زراعي مختلف است که غالبا جهت استفاده غذايي از ساقه و کاپيتول هاي آنها کشت مي شوند. از جمله واريته هاي شناخته شده مي توان به موارد زير اشاره نمود(80).
C.scolymus var.blaue
C.scolymus var.macau
C.scolymus var.caribou
C.scolymus var.camus de bertagne
C.scolymus var.violet du midi
C.scolymus var.violet d,Hyeres
C.scolymus var.violet de chapeau
1-1-2-3- اندام دارويي
همه قسمت هاي گياه کنگر فرنگي جهت مصارف دارويي مورد استفاده قرار مي گيرد اما مطالعات نشان داده است که برگ هاي سال اول(برگ هاي بسيار بزرگ و به شکل طوقه اي) و به ويژه برگ هاي مربوط به پايه هايي که هنوز گل نداده اند جهت مصارف دارويي بهتر مي باشد(14،20،41،92).
1-1-2-4- مواد موجود در گياه کنگر فرنگي
برگ هاي خشک کنگر فرنگي داراي حدود 9 تا 11 درصد آب و 12 تا 15 درصد مواد معدني بوده و غني از نمک هاي پتاسيم و منيزيم مي باشد. بسياري از ترکيبات فنولي، فلاونوييدي(1/0 تا 1 درصد) و اسيدي در کنگر فرنگي يافت شده است(50).
اسيد کافئيک و استرهاي اسيدکينيک-اسيد کافئيک ترکيبات عمده گياه محسوب مي شوند، که از آن جمله مي توان به پسودوکلروژنيک اسيد، 1-کافئيل کينيک اسيد، کلروژنيک اسيد، 3-کافئيل کينيک اسيد، 5-کافئيل کينيک اسيد، 1و5 دي کافئيل کينيک اسيد، 1و3-دي کافئيل کينيک اسيد يا سينارين موجود در گياه، ايزوکلروژنيک اسيد که شامل 3و4 دي کافئيل کينيک اسيد، 3و5-دي کافئيلکينيک اسيد و بالاخره 4و5- ديکافئيل کينيک اسيد مي باشد، اشاره نمود(20،92). از ميان ترکيبات ياد شده اسيد کلروژنيک و 1و3 دي کافئيل کينيک اسيد ترکيبات عمده محسوب مي شوند و ساير ترکيبات بر اثر ايزومريزاسيون حين استخراج توليد مي گردند. ترکيبات ياد شده نسبت به اکسيدازها و حرارت حساس بوده و به سهولت توسط اين دو عامل تجزيه و از بين مي روند. به دليل غني بودن گياه از اکسيداز ها مهار عمل اين آنزيم ها بسيار دشوار مي باشد و در نتيجه چنانچه خشک کردن گياه کنترل شده نباشد سبب از بين رفتن بخش عمده مواد خواهد شد.
اسيد الکل ها بنا به نظر برخي از محققين بخش عمده اي از اثرات فارماکولوژيک اين گياه را سبب
مي گردند. نظير: اسيد سيتريک، اسيد ماليک و اسيد گليکوليک، اسيد لاکتيک، اسيد سوکسينيک و اسيد گليسريک اشاره نمود(20،92).
1-1-2-5- فلاونوئيدهاي موجود در کنگر فرنگي
مشتقات لوتئولين، لوتئولين-7-o -گلوکوزيد يا سيناروزيد، لوتئولين-7-o – روتينوزيد يا اسکوليموزيد، لوتئيلين 4-o- گلوکوزيل7- o – روتينوزيد يا سيناروتري زيد فلاونوئيدهاي عمده کنگر فرنگي مي باشند اما در کنار اين مواد، فلاونوييدهاي ديگري نظير آپي ژين، کرستين، هسپره تين، نارينجين و گليکوزيدهاي آنها در گياه مشاهده مي شوند(10،11،68،80). لاکتون هاي سزکويي ترپن (ماده تلخ) که بيشترين مقدار آنها در برگ هاي جوان مشاهده مي شود دسته ديگري از ترکيبات شيميايي کنگر فرنگي را تشکيل
مي دهند. سيناروپيکرينIII (عمده ترين لاکتون)، گروشيمين، دهيدروسيناروپيکرين و سيناراتري ال به اين گروه از ترکيبات شيميايي تعلق دارند(79،92).
1-1-2-5-1- خواص آنتي اکسيداني فلاونوئيدها
فلاونوئيدها خانوادهاي از آنتياکسيدان هايي هستند که در ميوه ها و سبزيجات و نيز نوشيدنيهايي مانند چاي يافت ميشوند، فوايد فيزيولوژيکي فلاونوئيدها به مقدار زيادي متوجه خواص آنتي اکسيداني آن ها است، فلاونوئيدها ممکن است سلول ها را از خطرهاي گوناگوني محافظت کنند (10،17). همراهي طولاني فلاونوئيدهاي گياهي با گونههاي مختلف حيوانات و ساير موجودات زنده طي تکامل، ممکن است عامل طيف وسيعي از فعاليتهاي بيوشيميايي و داروشناسي اين ترکيبات شيميايي در پستانداران و ساير سيستمهاي زيستي باشد.
بيش از 40000 فلاونوئيد منحصر به فرد از نظر ساختاري در منابع گياهي شناسايي شدند (17). فلاونوئيدها نيز داراي قوي ترين قدرت آنتي اکسيداني در بين ترکيبات فنلي مي باشند که اين خاصيت نيز تحت تاثير نوع هيدروکسيلاسيون (قرار گرفتن عوامل هيدروکسيل در موقعيت هاي ارتو، پارا، متا ) مي باشد، همچنين قرار گرفتن ترکيبات قندي بر روي ساختار فلاونوئيد ها مي تواند باعث افزايش قدرت آنتي اکسيداني آن ها شود (51).
فلاونوئيدها، ترکيباتي با وزن مولکولي کماند که در تمام گياهان آوندي يافت ميشوند، فنيل بنزو-پيرونها (فنيل کرومون ها) با ردهبندي ساختاري بر اساس هستههاي سه حلقهاي عادي هستند. بر اساس استخلافشان به فلاوا نولها، آنتوسيانيدينها، فلاون ها، فلاوانونها و چالکونها تقسيم بندي مي شوند. مدت هاست که فلاونوئيدها به دليل دارا بودن فعاليت هاي ضد التهابي، آنتي اکسيداني، ضدحساسيت، محافظتکنندگي کبد، ضد لخته، ضد ويروس و ضد سرطاني شناخته شده است (17،12).
فلاونوئيدها در قلمرو گياه بسيار عمومي و گسترده هستند. آنها نقش رنگدانه هاي گياهي را دارند، مسئول رنگ گل ها و ميوه ها مي باشند. لغت فلاونوئيد از لغت لاتين flavus به معناي زرد مشتق شده است و بسياري از فلاونوئيدها داراي رنگ زرد هستند (19).
فلاونوئيد ها از يک حلقه بنزني متصل به ساختمان بنزو گاما پيرون تشکيل مي شود. آنها از 3 واحد استات و يک واحد فنيل پروپان ساخته شده اند (19).
تقريباً 500 فلاونوئيد به صورت آگليکون آزاد و بقيه به صورت o يا c گليکوزيد وجود دارند. گليکوزيدهاي فلاونوئيدي معمولاً محلول در آب هستند.3گروه اصلي از آن ها بر طريق اکسيژناسيون در محل کربن 3 طبقه بندي شده اند، عبارتند از: فلاون ها، فلاونول ها و فلاونون ها (19).
1-1-2-5-2- فلاوونوئيد ها معمولا به روش هاي زير عمل مي کنند
1-فعال کردن آنزيم هاي آنتي اکسيدان
2-بازدارندگي اکسيداز
3-کاهش راديکال هاي ?-توکوفرول
4-پاکسازي مستقيم راديکال هاي آزاد اکسيژن
5-کاهش استرس هاي اکسيداتيو ايجاد شده توسط نيتريک اکسيداز
6-افزايش ظرفيت ضد اکسيداني، ضد اکسيدان هاي با وزن مولکولي کم (27).
1-1-2-6-آثار فارماکولوژيکي گياه آرتيشو يا کنگر فرنگي
اين گياه يکي از قديمي ترين گياهان دارويي بوده که مصريان باستان براي آن ارزش بسياري قايل بودند و براي کمک به هضم غذا از آن استفاده مي شده است و حتي در اروپاي قرن شانزدهم شاه و شاهزادگان از آن به عنوان غذا استفاده مي کردند(37). برگ هاي اين گياه در طب سنتي اروپا از زمان روميان به عنوان ديورتيک استفاده مي شده و از ديگر مصارف آن در ناراحتي هاي کبدي و حمايت کبدي بوده است. اروپائيان اين گياه را به عنوان افزاينده صفرا، محافظت کننده کبدي، کاهنده کلسترول و ادرار آور
مي شناختند(64).
1-1-2-7- عوارض جانبي گياه کنگر فرنگي
درماتيت تماسي از عوارض مهم کنگرفرنگي به حساب مي آيد. سيناروپيکرين و ساير لاکتون هاي سزکيي ترپني، آلرژن هاي قدرتمند کنگر فرنگي مي باشند و عصاره خالص سازي شده و فراورده هاي خاص اين گياه که حاوي مقادير بيشتري از لاکتونهاي مزبور هستند، پر عارضه تر از عصاره تام آن
مي باشند(7،11،43).
1-1-2-8- دلايل استفاده از گياه به عنوان منابع آنتي اکسيدان
گياهان در معرض ميزان زيادي از اکسيژن قرار دارند و بنابراين سرشار از سيستم هاي آنتي اکسيدان هستند. همچنين گياهان محدوده وسيعي از ضد اکسيدان ها را براي انسان ها فراهم مي کنند. همچنين رژيم هاي غني از گياهان همراه با کاهش خطر بيماري هاي وابسته به سن مانند انواع سرطان ها، ديابت، آترواسکلروز و فراموشي مي باشد و در صورتي که مردم کشورهاي پيشرفته ميوه و سبزي بخورند سلامتي بيشتري خواهند داشت (56).
1-1-2-9- اعمال مهم آنتي اکسيدان ها
1) باند شدن با کاتاليزورهاي فلزي
2) تجزيه کردن پراکسيدها
3) کاهش غلظت اکسيژن موضعي
4) جلوگيري از آغاز واکنش هاي زنجيره اي
5) شکستن زنجيره واکنش با هدف جلوگيري از جداشدن هيدروژن توسط راديکال هاي فعال(19،52).
1-1-2-10-راديکال هاي آزاد
1-1-2-10-1- استرس اکسيداتيو
راديکال هاي آزاد و ساير (Ros1) براي زندگي لازم هستند. چرا که در پيام رساني سلولي شرکت مي کنند و عمل فاگوسيتوزي آن ها جهت از بين بردن باکتري ها لازم است. به علاوه با توجه به عملکردهاي لازم و کنترل شده، Ros در تمام موجودات هوازي نيز به عنوان پيامد تنفس ميتوکندريايي که اکسيژن را در فرآيند توليد ATP از طريق همراه کردن انتقال الکترون و فسفريله کردن اکسيداتيو مصرف مي‌کند، توليد مي‌شود(17).
محصولات غير ضروري ROS، يعني اکسيداتيو مي تواند به وسيله فاکتور هاي برون زاد نظير داروها و سم‌هاي محيطي القا شود (11).
استرس اکسيداتيو به طور بلقوه براي سلول ها مضر بوده وROS در علت شناسي و پيشرفت بسياري از فرآيند هاي بيماري مانند سرطان درگير هستند. هرچند مکانيسم هاي اکسيداتيو که ROS را جمع آوري
مي کنند، به وسيله سيستم هاي آنزيمي اکسيداتيو با وزن مولکولي کم، اندام را از آثار مخرب استرس اکسيداتيو محافظت مي کند. در شرايط طبيعي اين سيستم هاي دفاعي آنتي اکسيداني قادر هستند کهROS را سميّت زدايي کنند و ماکرومولکول هاي سلولي و اندامک ها را از تخريب محافظت کنند. اگرچه تحت شرايط اکسيداتيوي بيش از حد، آنتي اکسيدان هاي سلولي کاهش مي يابند وROS مي تواند ترکيبات سلولي را تخريب و با فعاليت هاي بحراني سلولي تداخل ايجاد کند (2،17).
زماني که تعادل حياتي بين نسل راديکال آزاد و دفاع آنتي اکسيداني نامطلوب شود. ميتواند منجر به آسيب اکسيداتيو شود، اين آسيب اکسيداتيو مي تواند توسط سيستم هاي دفاعي endogenous مانند: کاتالاز، سوپراکسيددسموتاز، سيستم گلوتاتيون پراکسيداز، امّا اين سيستم ها کاملاً کار آمد نيستند (17،45).
اگرچه پاتوژنز فيبروزيس کبدي کاملاً مشخص نشده است اما بدون شک نمونه هاي واکنشگر اکسيژن نقش مهمي در تغيرات پاتولوژي کبد دارند (45).
1-2- استامينوفن
1-2-1- تاريخچه کشف استامينوفن
در قرون وسطي ترکيبات موجود در پوست درخت بيد سفيد (گروهي از مواد شيميايي به نام ساليسينات، که بعدها به تکامل و ظهور آسپرين منجر شدند) و همچنين ترکيبات موجود در پوست درخت اوکاليپتوس بعنوان مواد کاهنده حرارت شناخته مي‌شدند(49). پوست درخت اوکاليپتوس در ساخت گنه‌گنه براي درمان مالاريا به کار رفت که خود گنه‌گنه خاصيت کاهش سطح حرارت بدن را داراست. تلاش‌ها براي پالايش و جداسازي اسيد ساليسيليک و ساليسيلين تا اواخر قرن نوزدهم ميلادي ادامه داشت تا اينکه فيلکس هوفمان(57) شيميدان شرکت آلماني باير، اين تلاش‌ها را به سرانجام رساند. چهل سال پيش از هوفمان، فريدريک گيرهارد دانشمند و شيميدان فرانسوي اين کار را کرده بود ولي به‌دليل اينکه گمان مي‌برد جداسازي اين مواد از يکديگر امکان‌پذير نمي‌باشد از ادامه کار منصرف شد. هنگامي که در دهه هشتاد قرن نوزدهم درختان اوکاليپتوس کم‌ياب شدند جستجو براي يافتن جايگزين آغاز شد. در سال ???? پروفسور أدولف کوسمال در دانشگاه استراسبورگ در حال مطالعه بر روي تاثيرات ماده ضدانگل نفتالين بود، هنگامي که نفتالين موجود در آزمايشگاه تمام شد دو تن از همکاران جوانش به نام‌هاي أرنولد کان و پل هپ براي تهيه نفتالين به داروخانه رفتند ليکن داروساز به اشتباه اسيتانيليد را به جاي نفتالين به آنها فروخت. آنان پس از مطالعه، از اثرات کاهنده حرارت اسيتانيليد شگفت‌زده شدند و به لطف اشتباه داروساز، خواص کاهنده حرارت استانيليد کشف گرديد. اما خواص ضددرد اسيتانيليد، سال‌هاي زيادي پس از اين ماجرا کشف شد. اسيتانيليد در واقع پدر پاراستامول و فيناسيتين است. دکتر هپ برادري داشت که در شرکت کوچکي که توليدکننده اسيتانيليد بود، فعاليت مي‌کرد. او به دکتر هپ پيشنهاد داد اين يافته جديد را براي رقابت با ساير کاهنده‌هاي حرارت موجود، مانند اسيد ساليسيليک، روانه بازار کند. پس از آن اسيتانيليد با نام تجاري آنتيفيبرين وارد بازار شد. در پايان سال ???? پارانيتروفينول با قيمتي ارزان‌تر از اسيتانيليد وارد بازار شد(57). کارل دويسبورگ مسئول تحقيقات در شرکت بايرن که به نام شرکت فردريک باير و شرکاء معروف بود، از کارکنان بخش پارانيتروفينول خواست تا کاربرد مفيدي براي اين محصول بيابند(57). اسکار هينزبرگ به تبديل اين ماده به اسيتوفينيتيدين مي‌انديشيد. ايده اوليه ساخت اين ماده جديد تنها براساس اهدافي تجاري بود ليکن بخت با آنها يار بود و آزمايش‌ها نشان داد که اين ماده از آنتيفيبرين قوي بوده و عوارض جانبي کمتري دارد، لذا دويسبورگ تصميم به به فروش اين ماده با نام تجاري فيناسيتين گرفت. پيش از آن و در سال ???? هارمون نورثروپ مورسه براي اولين بار پاراستامول را از طريق اکسايش و کاهش پارانيتروفينول با قلع در اسيد استيک خلق کرد. با اينحال پاراستامول تا سال ???? در درمان‌هاي پزشکي به کار نرفت تا اينکه در همان سال پاراستامول در نمونه‌هاي ادراري افرادي که فيناسيتين استفاده کرده‌بودند مشاهده گشت. شيميدانان آن را روي ترکيبي سفيدرنگ و بلورين متمرکز کردند(57). در سال ???? کشف شد که پاراستامول متابوليت اسيتانيليد است اما اين اکتشاف ناديده گرفته شد. در سال ???? به موسسه تحقيقات مسکن‌ها و داروهاي آرام‌بخش، بودجه‌اي به منظور مطالعه روي مشکلات مرتبط با مسکن‌ها، از سوي مقامات نيويورک اختصاص داده شد و برنارد برودي و جوليوس اکسلرود براي بررسي علل ظهور ميتوهموگلوبين، که در واقع حالتي است که خون توانايي حمل اکسيژن را از دست داده و ممکن است به فوت بيمار منجر شود، تعيين شدند. در سال ???? برودي و اکسلرود متوهمگلوبينميا را به مصرف اسيتانيليد ربط دادند و تاکيد کردند تاثيرات مسکن استانيليد به دليل متابوليت فعال آن يعني پاراستامول است. آنان تاکيد کردند حال که پاراستامول تاثيرات منفي اسيتانيليد را ندارد بايد جايگزين آن شود(57).
1-2-2- کاربرد هاي استامينوفن
استامينوفن (Acetaminophen) يا پاراستامول (Paracetamol) جزئ از داروهاي مسکن مي باشد که در تسكين دردهاي ملايم تا متوسط و به عنوان ضدتب استفاده مي‌شود. در صورتي که پاراستامول، که به همراه ضدالتهاب‌هاي غيراستروئيدي(53) استفاده شود، مي‌تواند در درمان دردهاي شديد نيز موثر باشد. استامينوفن معمولاً در بيشتر نسخه‌هاي تجويز شده، براي درمان سرماخوردگي و آنفلوآنزا به‌کار مي‌رود. مصرف بسيار بيش از حد آن مي‎تواند به مسمويت کبدي منجر شود. مهم‌ترين علت نارسايي برق‌آساي کبد در غرب، مسموميت‌هاي ناشي از پاراستامول است. اين دارو عامل اصلي بسياري از زياده‌روي در مصرف‌ها(49)در ايالات متحده، انگلستان، نيوزلند و استراليا است(53،63) مشروبات الکلي خطر مسمويت با پاراستامول را افزايش مي‌دهند.
1-2-3- نام آيوپاک
N-(?-hydroxyphenyl)acetamide(74)
شکل(1-2) ساختار شيميايي پاراستامول
1-2-4- اشکال دارويي استامينوفن
Pediatric Drops100 mg/ml
Oral Solution120 mg/5 mlPediatric Suppository125 mgOral Suspension120 mg / 5 mlSuppository325 mgTablet325 mg, 500 mgFilm coated TabletAcetaminophen 300 mg + Codeine Phosphate 20 mg
1-2-5- مکانيسم اثر استامينوفن
اين دارو با مهار ساخته شدن پروستاگلاندين ها موجب كاهش تب و كاهش شدت درد ميگردد(6).
1-2-6- فارماكوكينتيك استامينوفن
جذب استامينوفن از راه خوراكي سريع و كامل و از راه ركتال متغير مي باشد. بطور وسيعي (95%-90%) در كبد متابوليزه شده و دفع دارو و متابوليت هاي آن عمدتاً از راه ادرار صورت مي گيرد. نيمه عمر دارو 4-1 ساعت و زمان لازم براي رسيدن به اوج اثر 3-1 ساعت مي باشد(6).
1-2-7- عوارض جانبي استامينوفن
بثورات پوستي، درماتيت آلرژيك، اختلالات خوني و پانكراتيت حاد از عوارض جانبي پس از مصرف طولاني ميباشد. صدمات كبدي متعاقب مصرف بيش ازحد آن ايجاد مي گردد مصرف طولاني مدت با مقادير زياد دارو موجب عوارض كليوي نيز مي شود(6).
1-3- کبد
كبد بزرگترين غده بدن است. وزن آن در حدود 1500-1000 گرم و در زير ديافراگم يا ميان پرده و در يك چهارم فوقاني سمت راست حفره شكمي قرار دارد. ناف كبد محل عبور سياهرگ باب، سرخرگ كبدي و مجراي صفراوي است. عمل اصلي كبد دخالت در تنظيم متابوليسم بدن، سم زدايي، ساخت پروتئين هاي پلاسما، ذخيره مواد، ترشح صفرا و بسياري اعمال ديگر مي باشد. كبد توسط كپسولي از جنس بافت همبند متراكم (كپسول گليسون) احاطه شده كه استطاله هايي از آن به داخل پارانشيم كبد نفوذ كرده و آن را به لوبول هايي چند وجهي تقسيم مي كند، داربست كبد از بافت همبند رتيكولار مي باشد (8).
1-3-1- کبد و سم زدايي
كبد هم به عنوان يك دروازه بان با محدود كردن ورود پيش ماده ي سمي به درون جريان خون ايفاي نقش مي كند و هم به عنوان يك مصرف كننده ي زباله با توانايي دفع محصولات متابوليسمي سمي توليد شده در بخش هاي ديگر بدن و تبديل آنها به فرم هاي شيميايي كه مي تواند دفع شود برخلاف همه اندام هاي ديگر بخش اعظم خون وارد شده به درون كبد خون سياهرگي مي باشد و از طريق سياهرگ پورتال منشاء گرفته از بخش هاي گوارشي پشتيباني مي شود(65). به عبارتي، كبد مكان استراتژيك وصول مواد غذايي جذب شده و همچنين مولكول هاي جذب شده مضر، داروها و سم هاي باكتري ها مي باشد فعاليت دفع اين مولكوها بوسيله سلول هاي كبدي First- PASS ناميده مي شود(65).
كبد براي برداشت و متابوليسم و سم زدايي پيش ماده هاي درون وريد پورتال دو مرحله را انجام مي دهد. مرحله اول فيزيكي مي باشد. خون وارد شده به درون كبد بوسيله ي سلول هاي ماكروفاژ صاف مي شوند.
اين سلول هاي فاگوسيتوز كننده نقش مهمي در صاف كردن باكتري هاي خون پورتال دارند(65).
مرحله دوم بيوشيميايي مي باشد. هپاتوسيت ها داراي ميزان زيادي از آنزيم هايي هستند كه هم اندوتوكسين و هم اگزوتوكسين ها را متابوليسم كرده و تغيير مي دهند. اين واكنش ها در 2سطح انجام مي گيرد.
واكنشهاي فازI: اكسيداسيون، هيدروليز و ديگر واكنش هاي كاتاليز با كمك آنزيم سيتوكروم P450.
واكنش هاي فاز:II كه محصولات بدست آمده با ديگر مولكول ها از قبيل گلوكورونيك اسيد سولفات و آمينو اسيدها در مي آميزند تا دفع آنها را آسان كند. سپس محصولات اين واكنش ها يا به درون صفرا بر
مي گردند يا به جريان خون، تا بوسيله ي كليه دفع شوند (65).
1-3-2- نقش كبد در دفع
كليه ها نقش مهمي را در دفع كاتابوليت هاي محلول در آب دارند. اما تنها كاتابوليت هاي كوچك محلول در آب بوسيله ي روند فيلتراسيون گلومرولي دفع مي شوند و كاتابوليت هاي بزرگ محلول در آب و مولكول هاي متصل به پروتئين هاي پلاسما شامل متابوليت هاي چربي دوست و هورمون هاي استروئيدي و مواد سخت نمي توانند بوسيله ي شبكه گلومرولي فيلتر شوند ولي انباشته شدن اين پيش ماده براي بدن مضر مي باشد و بايد راهي براي دفع آنها موجود باشد(65).
مكانسيم دفع اين مواد درون كبد وجود دارد كه اين مواد را به درون صفرا دفع كند هپاتوسيت ها پيوسته اين مواد را به وسيله ي ناقل هاي غشايي مي گيرند و در سطح ميکروزمال و در سيتوزول متابوليزم مي شوند. نهايتاً پيش ماده هاي انتخاب شده براي دفع به صفرا از ميان كانال هاي غشايي هپاتوسيت به وسيله ي يك سري از ناقلهاي ديگر عبور مي كند (3).
1-3-3- آمينو ترانسفراز ها


پاسخ دهید