2-9- كنترل بيولوژيک بيماري پژمردگي فوزاريومي با استفاده از ميكانيسمهاي آنتاگونيست38
فصل سوم: روش تحقيق41
3-1- معرفي چهار تيمار برتر متأثر از جدايههاي آنتاگونيست با روش كاربردشان جهت بررسيهاي مزرعهاي42
3-2- تهيه زادمايه قارچهاي آنتاگونيست مورد استفاده در مزرعه43
3-3- بررسيهاي مزرعهاي44
فصل چهارم: نتايج48
4-1- تعيين جمعيت عامل بيماري در خاك مزرعه49
4-2- ميزان لازم زادمايهي آنتاگونيست براي استفاده در مزرعه49
4-3- ارزيابي قابليت آنتاگونيستي جدايههاي T. flavus روي بيماري پژمردگي فوزاريومي گوجهفرنگي در شرايط مزرعه49
4-3-1-مقايسه ميانگينهاي درصد شدت بيماري پژمردگي فوزاريومي………………………………………………………… 50
4-3-2-مقايسه ميانگينهاي عملکرد چين اول………………………………………………………………………………………….. 51
4-3-3-مقايسه ميانگينهاي عملکرد چين دوم………………………………………………………………………………………….. 52
4-3-4- مقايسه ميانگينهاي عملکرد چين سوم……………………………………………………………………………………….. 53
4-3-5- مقايسه ميانگينهاي عملکرد چين چهارم…………………………………………………………………………………….. 54
4-3-6- مقايسه ميانگينهاي عملکرد چين پنجم………………………………………………………………………………………. 55
4-3-7- مقايسه ميانگينهاي عملکرد چين ششم………………………………………………………………………………………. 56
4-3-8- مقايسه ميانگينهاي عملکرد کل ………………………………………………………………………………………………….57
4-3-9- مقايسه ميانگينهاي عملکرد چين اول تا ششم در کليه تيمارهاي آزمايش……………………………………….. 58
4-3-10-مقايسه تيمارهاي آزمايش از لحاظ عملکرد چين اول تا ششم و عملکرد کل…………………………………… 59
فصل پنجم: بحث و نتيجه گيري……………………………………………………………………………………………………………… 60
پيوست………………………………………………………………………………………………………………………………………………… 64
منابع فارسي…………………………………………………………………………………………………………………………………………. 67
منابع انگليسي ……………………………………………………………………………………………………………………………………….68
فهرست جداول و تصاوير
تصوير 1-1- ايجاد زخم ريشه، قهوهاي شدن آوندهاي ساقه و رگههاي قهوهاي در ساقه15
تصوير 1-2- نواحي نکروزه در حاشيهي برگهاي گوجهفرنگي، زرد شدن شاخ و برگها در يک طرف ساقه و نامرغوب بودن ميوهها……………………………………………………………………………………………………………………………15
تصوير 1-3- شروع علائم بيماري فوزاريومي گوجه فرنگي به صورت پژمردگي و نکروزه شدن برگها از بخش پاييني گياه16
تصوير 1-4- نمايي از ريشه کني و از بين بردن بافتها و بقاياي گياهي آلوده در مزرعه گوجه فرنگي17../Users/MN-AFSoft.Co.LTD/Downloads/NAHAYEE FARHANGNIA-ALL CHAPTERS-PAYANNAMEH930209.doc – _Toc386528012
تصوير 2-1-Talaromyces flavus32
تصوير 3-1- کشت جدايههاي برتر قارچ Talaromyces flavus………………………………………………………………..42
تصوير 3-2- روش آزمايشگاهي تهيهي زادمايهي آنتاگونيست44
تصوير 3-3- بررسي مزرعه اي: زمين کرت بندي شده مزرعه45
تصوير 3-4- روش مزرعه اي: مايهزني زادمايهي آنتاگونيست به كرتهاي آزمايشي مزرعه46
تصوير 4-1- علائم بيماري در بخش پاييني بوته دراثربيماري پژمردگي فوزاريومي گوجه فرنگي49
جدول 4-1- مقايسه‌ي ميانگين‌هاي درصد شدت بيماري پژمردگي فوزاريومي در تيمارهاي متأثر50
جدول 4-2-مقايسه‌ي ميانگين‌هاي چين اول در تيمارهاي متأثر از جدايه‌هاي آنتاگونيست Talaromyces flavus در مزرعهي گوجهفرنگي شاهرود در سال زراعي 139251
جدول 4-3-مقايسه‌ي ميانگين‌هاي چين دوم در تيمارهاي متأثر از جدايه‌هاي آنتاگونيست Talaromyces flavus در مزرعهي گوجهفرنگي شاهرود در سال زراعي 139252
جدول 4-4- مقايسه‌ي ميانگين‌هاي چين سوم در تيمارهاي متأثر از جدايه‌هاي آنتاگونيست Talaromyces flavus در مزرعهي گوجهفرنگي شاهرود در سال زراعي 139253
جدول 4-5- مقايسه‌ي ميانگين‌هاي چين چهارم در تيمارهاي متأثر از جدايه‌هاي آنتاگونيست Talaromyces flavus در مزرعهي گوجهفرنگي شاهرود در سال زراعي 139254
جدول 4-6- مقايسه‌ي ميانگين‌هاي چين پنجم در تيمارهاي متأثر از جدايه‌هاي آنتاگونيست Talaromyces flavus در مزرعهي گوجهفرنگي شاهرود در سال زراعي 139255
جدول 4-7-مقايسه‌ي ميانگين‌هاي چين ششم در تيمارهاي متأثر از جدايه‌هاي آنتاگونيست Talaromyces flavus در مزرعهي گوجهفرنگي شاهرود در سال زراعي 139256
جدول 4-8-مقايسه‌ي ميانگين‌هاي عملكرد كل در تيمارهاي متأثر از جدايه‌هاي آنتاگونيست Talaromyces flavus در مزرعهي گوجهفرنگي شاهرود در سال زراعي 1392…………………………………………………………………. 57

چکيده:
پژمردگي فوزاريومي از مهمترين بيماريهاي قارچي گوجهفرنگي محسوب ميشود. با توجه به خاكزاد بودن عامل اين بيماري (Fusarium oxysporum f. sp. lycopersici)، كنترل آن به روشهاي شيميايي به سهولت امكان پذير نبوده و از مناسبترين روشها جهت كنترل آن، كنترل بيولوژيكي با استفاده از عوامل آنتاگونيست خاكزي تلقي شده است. در اين بررسي، بر مبناي تحقيقات آزمايشگاهي و گلخانهاي پيشين از چهار تيمار برتر متأثر از جدايههاي Talaromyces flavus از لحاظ كارآيي در كاهش بيماري پژمردگي فوزاريومي گوجهفرنگي در شرايط مزرعه استفاده گرديد. اين تيمارها متأثر از جدايههاي TF-To-V-29 وTF-To-U-38 بودند كه هر يك علاوه بر حالت توأم افزايش به خاك و آغشتهسازي بذر، به صورت افزودن به خاك تنها نيز مورد ارزيابي قرار گرفتند. جهت تهيهي زادمايهي جدايههاي T. flavus بر حسب تيمار، تكثير انبوه هر جدايه به صورت جداگانه بر روي بستر خاك پيت توأم با سبوس برنج انجام گرفت. براي كاربرد زادمايههاي تهيه شده در حالت افزايش به خاك بر اساس مصرف 50 کيلوگرم زادمايه قارچ بيولوژيک در هکتار و107 واحد پرگنه ساز (Colony Forming Unit) در هر گرم از آن اعمال گرديد. از طرف ديگر، براي كاربرد اين زادمايهها در حالت آغشتهسازي بذر، ميزان استفاده از زادمايه تا اندازهاي بود که کليهي سطوح بذر به آن آغشته گرديد. اين بررسي در قالب طرح آماري بلوكهاي كامل تصادفي با پنج تيمار (چهار تيمار متأثر از جدايههاي T. flavus و شاهد) و چهار تكرار انجام گرفت. ارزيابي تيمارها به صورت تعيين درصد شدت بيماري از يك ماه پس از كاشت شروع شد و تا سه ماه بعد از آن به صورت ماهانه ادامه يافت. در نهايت، در پايان دوره رويشي، عملکرد کل (مجموع عملكرد چين اول تا ششم) براي هر تيمار به طور جداگانه محاسبه شد و مقايسهي ميان تيمارها از طريق تجزيه و تحليل داده ها توسط آزمون چند دامنهاي دانکن و با استفاده از برنامه نرم افزاري MS TAT C صورت پذيرفت. نتايج نشان داد كه بر اساس نتايج به دست آمده ميتوان نسبت به كاربرد جدايهي TF-To-V-29 به صورت افزايش به خاک توام با آغشته سازي بذر در مزارع گوجهفرنگي در قالب پروژهي تحقيقي- ترويجي اقدام نمود و در صورت كسب نتايج مثبت از اين پروژه، با تكثير انبوه زادمايهي متأثر از اين جدايه و تجاري سازي آن كاهش وقوع بيماري پژمردگي فوزاريومي را در مزارع گوجهفرنگي تحقق بخشيد.
واژههاي کليدي: پژمردگي فوزاريومي، Talaromuces flavus، Fusarium oxysporum، کنترل بيولوژيک، گوجه فرنگي.

1-1- مقدمه
محصول زراعي مورد مطالعه در اين تحقيق گوجهفرنگي ميباشد که توصيف آن از لحاظ اهميت و سطح زير کشت و بيماريهاي مربوطه از جمله پژمردگي فوزاريومي و روشهاي مبارزه با آن به شرح ذيل مي باشد:

1-1-1- اهميت گياه گوجهفرنگي
گوجهفرنگي و محصولات تبديلي آن يکي از مهمترين توليدات صنايع تبديلي در جهان ميباشد. سطح زير کشت جهاني کشت اين محصول 4 ميليون متر مربع و توليد آن 130 ميليون تن است. به طوري که سالانه حدود 35-30 ميليون تن گوجه فرنگي تازه در کارخانجات فرآوري ميگردد و رب گوجه فرنگي محصول عمده آنها ميباشد. نتايج تحقيقات در مراکز بهداشتي و پزشکي آمريکا و اروپا نشان داده است که ماده ليکوپن1 موجود در گوجه فرنگي، داراي خواصي از قبيل جلوگيري از سرطان پروستات، افزايش شير مادران، محافظت پوست در مقابل اشعه ماوراء بنفش، جلوگيري از اکسيداسيون کلسترول LDLو در نتيجه جلوگيري از بيماري آترواسکلروزيس و بسياري از بيماري هاي مربوط به دستگاه گوارش ميباشد. در مجموع 37 کشور در جهان امکان فرآوري گوجه فرنگي را دارند که در اين ميان، 12 کشور تا 90 درصد فرآوري را انجام ميدهند. کشور ايران در سال 2008 ميلادي از لحاظ ميزان فرآوري مقام پنجم را پس از آمريکا، ايتاليا، چين و ترکيه کسب نمود (اشکواري، 1388). همچنين ايران با توليد سالانه 5 ميليون و 800 هزار تن گوجه فرنگي، رتبه هفتم توليد اين محصول و رتبه دهم صادرات رب گوجه فرنگي را در جهان دارا است (رضواني مقدم و همكاران، 2011).
اهميت کشت و فرآوري گوجه فرنگي در ايران عبارت است از:
1-مطابق آخرين آمار، ميانگين محصول به دست آمده از يک هکتار کشت گوجه فرنگي 37 تن است که اين مقدار در استانهاي خراسان رضوي و همدان به ترتيب 40 و 53 تن ميباشد (اشكواري، 1388؛ شوشتري و همكاران، 1391؛ جديدي و همكاران، 2012).
2-امروزه صنعت عظيمي فراوري گوجهفرنگي را برعهده دارد و آن را به صورت خشک‌ شده، پوست‌کنده، پوره، رب، انواع سس از جمله سس کچاپ، پودر و آب ‌ميوه در اختيار مصرف‌کنندگان مي‌گذارد. دو عمل اصلي فراوري صنعتي گوجهفرنگي تغليظ کردن و خشک کردن هستند (اشکواري، 1388).
3-گوجهفرنگي سرشار از انواع ويتامينهاي مورد نياز بدن انسان است كه همواره بايد در سبد غذايي خانوادهها گنجانده شود (پورنعمت، 1391).
4-هر هكتار كشت گوجهفرنگي در هر روز از فصل توليد براي 211 نفر اشتغالزايي دارد (اشکواري، 1388).
5-كشت گوجهفرنگي يكي ازمحصولاتي است كه بيشترين بهرهوري را در مصرف آب كشاورزي دارد (اشکواري، 1388).
1-1-2- سطح زير كشت گياه گوجهفرنگي در ايران و جهان
سطح زير كشت گوجهفرنگي در دنيا چهار ميليون هكتار ميباشد (سوليمن و همکاران2، 2011). ايران از نظر سطح زير کشت با 183931 هکتار، رتبه ششم را در دنيا پس از کشورهاي چين، هند، ترکيه، نيجريه و مصر به خود اختصاص داده است. سطح زير کشت کشورهاي جايگاه اول تا پنجم به ترتيب عبارت است از: چين 981000 هکتار، هند 865000 هکتار، ترکيه 328000 هکتار، نيجريه 264430 هکتار و مصر 212446 هکتار (فائو3: سايت سازمان خوار و بار جهاني).
در ايران، سطح زير کشت گوجهفرنگي در کل کشور در سال زراعي 90-1389 حدود 153087 هکتار برآورد شده است. از اين ميزان بيشترين سطوح کشت متعلق به استانهاي فارس، بوشهر، خراسان رضوي، هرمزگان و کرمان است. ميزان سطوح زير کشت هر يک از اين استانها به ترتيب عبارت است از: 20063، 16049، 14492، 14071 و 12391 (بينام، 1390).

1-1-3- بيماري پژمردگي فوزاريومي گوجهفرنگي
بيماري پژمردگي فوزاريومي يک بيماري قارچي است که توسط Fusarium oxysporum f.sp. lycopersici که در خاک زندگي ميکند، ايجاد ميشود و در سرتاسر جهان گسترش دارد. عامل بيماري از طريق ريشه وارد گياه ميشود و روي سيستم آوندي گياه (معمولاً در مرحلهي گياهچه) اثر ميگذارد. گياهاني که در اين مرحلهي رشد، آلوده ميشوند از بين ميروند. علائم اين بيماري در مناطق گرم بيشتر مشهود است (جونز و همکاران4، 1991؛ اگريوس5، 2005).
بيماري پژمردگي فوزاريومي ميتواند در مراحل مختلف رشد به گياه حمله کند و اولين علائم اين بيماري به صورت زردي و پژمردگي در برگهاي يک طرف گياه يا يک شاخه و يا گاهي چند شاخه ميباشد. زردي و پژمردگي با گسترش قارچ در گياه پخش ميشود. همچنين ريزش نابهنگام برگها، قهوهاي شدن سيستم آوندي، کوتولگي، نامرغوب بودن ميوهها، تشکيل نشدن ميوه، ضعيف شدن گياه و مرگ گياه (اغلب قبل از رسيدن گياه به سن بلوغ) اتفاق ميافتد (تصاوير 1-1، 1-2 و 1-3) (ادموندز و پوتورف6، 2012؛ ميلر و همکاران7، 2012).
از مهمترين علائم، پژمردگي آوندي است که به صورت بيرنگ شدن رگبرگها در برگهاي جوان و پژمرده شدن برگهاي پيرتر پاييني به دنبال کوتولگي در گياه و زردي در برگهاي پاييني و در نهايت از بين رفتن برگها و مرگ در گياه ميباشد (گاردون و مارتين8، 1997). گاهي گونههاي مقاوم به پژمردگي فوزاريومي نشانههاي خفيفي از اين بيماري را نشان ميدهند. خصوصاً اين امر زماني رخ ميدهد که زخمهايي توسط نماتدها ايجاد شده و يا خود گياه در بخش ريشه در اثر خفگي آسيب ديده باشد (تصوير 1-1) (صاحباني و همکاران، 1384).
تصوير 1-1- ايجاد زخم ريشه، قهوهاي شدن آوندهاي ساقه و رگههاي قهوهاي در ساقه (Gray and Mathre, 2003) (از راست به چپ)
تصوير 1-2- نواحي نکروزه در حاشيهي برگهاي گوجهفرنگي، زرد شدن شاخ و برگها در يک طرف ساقه (Miller et al, 2012) و نامرغوب بودن ميوهها (, 2012 Edmonds and Pottorff) (از چپ به راست).
تصوير 1-3- شروع علائم بيماري فوزاريومي گوجه فرنگي به صورت پژمردگي و نکروزه شدن برگها از بخش پاييني گياه
در ايران به دليل اهميت اين بيماري، تحقيقاتي در زمينهي كنترل بيولوژيک آن با استفاده از باکتريها و قارچهاي آنتاگونيست انجام شده است (عرفاتي، 1377؛ نيک نژاد کاظم پور و همکاران، 1379؛ اميني، 1385).
در گوجه فرنگي، ارقام L-612 و Early Urbana Y حساس، رقمهاي Gs-12، L-293،Peto Early L و CLN-2915 نسبتاً حساس و رقم L-528نسبتاً مقاوم به شمار ميرود (باقري و تقوي، 1379؛ صاحباني و هادوي، 2009).
پژمردگي فوزاريومي گوجهفرنگي يکي از شايعترين بيماريهاي گوجهفرنگي در مناطقي است که اين محصول به طور وسيع کشت ميشود. خسارت اين بيماري در آب و هواي گرم و خاکهاي شني و گرم مناطق معتدل، بيشتر است. نخستين نشانهها به صورت برگ روشني در برگچههاي جوانتر خارجي بوته گياهچههاي مورد حمله عامل بيماري قرار گيرند، معمولاً پژمرده ميشوند و بلافاصله بعد از بروز اولين نشانههاي بيماري، از پاي در ميآيند. در صورتي که آلودگي شديد و شرايط آب و هوايي مطلوب بيمارگر باشد، گياهان مسنتر در مزرعه به طور ناگهاني پژمرده ميشوند و ميخشکند. معمولاً گياهان مسنتر آلوده، ابتدا رگ روشني و رو خمشي برگ از خود نشان ميدهند و پس از آن کم رشد و برگهاي قسمت پايين آنها زرد ميشود. اين گياهان گاهي ريشههاي نابجا ايجاد ميکنند. پژمردگي در برگها و ساقههاي جوان ايجاد ميشود. بافت مردگي در حاشيه برگهاي باقيمانده به وجود ميآيد و سرانجام گياهان مسن آلوده ميخشکند در بيشتر اين اوقات نشانهها در يک طرف ساقه ظاهر ميشود و به طرف بالا پيشروي ميکنند تا آنجا که برگ سارهها منهدم ميشوند و ساقه گياه ميخشکد. ميوه گوجه فرنگي گاهي ممکن است آلوده شود که در اين حالت ميسوزد و بدون آن که لکهاي روي آن ظاهر شود از بوته جدا شده و ميافتد. ريشهها هم آلوده ميشوند. در اين حالت بعد از شروع کم رشدي اوليه ريشههاي کوچک جانبي ميپوسند. در برش عرضي ساقه نزديک بن گياه آلوده حلقهاي به رنگ قهوهاي در ناحيه دستههاي آوندي پديدار ميشود. قهوهاي رنگ شدن آوند قسمتهاي بالايي گياه آلوده به شدت بيماري بستگي دارد (جرج ان .اگريوس، 1936).
1-1- 4- روشهاي مبارزه با بيماري پژمردگي فوزاريومي
1- کاشت واريتههاي مقاوم گياه مخصوصاً مقاوم به نژاد 1و 2 عامل بيماري (دابابات و همکاران9، 2008).
2- روشهاي به زراعي (چلمي و همکاران10، 2012) شامل:
الف) تناوب زراعي: استفاده از برنج در گردش زراعي با گوجه موجب کاهش خسارت ميشود. همچنين گردش زراعي 5-7 ساله باعث کاهش اينوکولم قارچ و خسارت ناشي از آن ميشود. اما چون عامل بيماري ساپروفيت و خاکزاد است و براي سالهاي طولاني در خاک باقي ميماند گردش زراعي براي کنترل بيماري مناسب نيست. همچنين بايد دقت کرد که تمام گياهان خانوادهي سولاناسه به اين بيماري حساسند و نبايد از آنها براي گردش زراعي استفاده کرد.
ب) استفاده از بذر عاري از بيماري و اجتناب از کاشت دانههاي توليد شده از گياهان آلوده به فوزاريوم.
ج) استفاده از کودهاي نيتراته مانند کلسيم نيترات به جاي کودهاي آمونيومي مانند آمونيوم نيترات.
د) ريشهکني و از بين بردن بافتها و بقاياي گياهي آلوده در آخر فصل که باعث جلوگيري از زمستان گذراني عامل بيماري ميشود (تصوير 1-4).

تصوير 1-4- نمايي از ريشه کني و از بين بردن بافتها و بقاياي گياهي آلوده در مزرعه گوجه فرنگي (Missouri Botanical Garden)
ه) ضدعفوني دست و لباس کارگران و ادوات کشاورزي (ايانوتي11، 2012).
3- افزايش اسيديته (PH) خاک که بايد بين 5/6 و7 باشد (جانز و اورمن12، 1971).
4- رطوبت خاک: چون عامل بيماري از طريق خاکي که رطوبت زياد و زهکشي بدي دارد سريع تر پخش ميشود پس بهبود شرايط خاک براي کنترل بيماري خيلي مهم است و همچنين کاشت گوجه بايد در خاکهاي خشک صورت گيرد (نواز-کارتز و همکاران13، 2000).
5- مبارزه با حشرات ناقل و استفاده از حشرهکشهايي که روي درختان پاشيده ميشود.
6- استفاده از سموم تدخيني مانند کلروپيکرين، متيل برومايد و يا مخلوطي از هر دو براي ضد عفوني خاک که معمولاً در آخر فصل صورت ميگيرد اما بسيار گران تمام ميشود و صرفهي اقتصادي ندارد. در گلخانهها ضد عفوني خاک روش موثرتري است (ابلز14، 1967).
7- کنترل شيميايي: استفاده از قارچ کشهاي سيستميک (پروکلراز، کاربندازيم، تيرام، توکلوفوز متيل، هيمگزازول، آزوکسي تروبين و کربوکسين). امروزه روش شيميايي موثري وجود ندارد (سونگ و همکاران15، 2004).
8- کنترل بيولوژيک: استفاده از قارچهاي آنتاگونيست Trichoderma viride، فوزاريومهاي غير بيماري زا، بعضي ازريزوباکترها و مايکوريزهاي گلوموس (نيک نژاد کاظم پور و همکاران، 1379).
در ايران تحقيقاتي که در زمينه کنترل بيولوژيک ميتوان به مبارزه بلند مدت با استفاده از عوامل مهار كننده بيولوژيكي (هاجيقراري و همکاران16، 2008) اشاره كرد كه در برخي موارد علاوه بر كنترل بيماري، موجبات افزايش رشد گياه را نيز فراهم ميآورد. بنابراين بر مبناي فرضيه اخير، احتمال ميرود با اجراي تحقيقي در زمينه کنترل بيولوژيكي (اعتباريان و همکاران، 2000) با استفاده از قارچهاي آنتاگونيست نظير Trichoderma harzianum Rifai و Talaromyces flavus (Klocker) Stolk and Samson بر عليه اين بيماري نتايج مطلوبي عايد گردد.
پوسيدگي ريشه و طوقه گوجه فرنگي ناشي از قارچFusarium oxysporum با دو فرم مخصوص از آنها F.o.f.sp.radicis-lycopersici وF.o.f.sp.lycopersici از مهمترين بيماريهاي اين گياه ميباشد.
به کارگيري ارقام مقاوم و رعايت تناوب چند ساله از روشهاي رايج کشت گوجه فرنگي درگلخانههاي استان آذربايجان شرقي شامل سه رقم ارگون، دانفيلد، کلوز، در مقابل دو جدايه مرجع ( 004) فوزاريوم به نامهايFusarium oxysporum f.sp.lycopersici وFusarum oxysporum f. sp. Radicis lycopersici(c142) و يک جدايه محلي Fusarum oxysporum مورد بررسي قرار گرفت (منافي و همکاران، 1391). شناسايي نژاد فيزيولوژيک و تنوع ژنتيکي جدايههايFusarium oxysporum f.sp.lycopersici با استفاده از ارقام افتراقي و نشانگر ملکولي RAPD در استانهاي خراسان شمالي و جنوبي که اين ارقام شامل Boony Best (حساس عمومي)، Walter (مقاوم به نژادهاي 1و2) وVFN-8 مقاوم به نژاد 1) از گياه گوجهفرنگي ميباشد (حيدرزاده و همکاران، 1386).
استفاده از ارقام مقاوم در مقابل قارچ عامل بيماري تنها اقدام عملي در مزرعه است. در حال حاضر چند رقم مقاوم گوجه فرنگي در دسترس هستند. قارچ عامل بيماري چنان گسترده و پر دوام در خاک وجود دارد که سترون سازي بستر بذر و تناوب در اين مورد خاص به نتيجه نميرسد. سترون سازي خاک در مزرعه بسيار پرهزينه است. تحقيقات در سالهاي اخير در زمينه مبارزه بيولوژيکي با پژمردگي فوزاريومي نتايج خوبي در بر داشته است. مبارزه زيستي با اين بيماري شامل آغشتن گياهان قبل از کاشت با سويههاي غير بيماري زاي F.oxysporum، استفاده از قارچهاي آنتاگونيست مانند Trichoderma و Gliocladium و باکتريها مانند Pseudomonas fluorescens و Burkholderia cepacia و غيره است (اگريوس17، 1936).
در همين راستا ميتوان به مطالعات زير اشاره نمود که نتيجه تحقيقات و مطالعه محققين ايراني ميباشد. عرفاني (1377) امکان کنترل بيولوژيکي قارچ Fusarium oxysporum f.sp. lycopresici عامل پژمردگي فوزاريومي گوجهفرنگي توسط آنتاگونيستهاي باکتريايي در شرايط آزمايشگاه و گلخانه بررسي نمود. در استان کردستان اميني (1387) با بررسي بيماري پژمردگي فوزاريومي گوجهفرنگي به تعيين نژاد قارچ Fusarium oxysporum f.sp. lycopersici درشرايط گلخانه همت گمارد. در مطالعي ديگر و اين بار بر روي قارچ عامل پژمردگي Fusarium oxysporum f.sp.lycopersici و نماتد ريشهگرهي Meloidogyne incognita ميزان پژمردگي ارقام گوجهفرنگي و آلودگي آنها مورد بررسي قرار گرفت (کمالي و همکاران، 1389). ايلاد و همکاران18 (1982) در مورد از هم پاشيدگي قارچهاي بيماريزاي گياهي به وسيله Trichoderma harziannum تحقيق کرد.
در مطالعات ديگر مکانيسمهايي به وسيله گونههاي تريکودرما در زمينه کنترل بيولوژيک بيماريهاي گياهي مورد بررسي قرار گرفت (هوول19، 2003). در زمينه کنترل بيولوژيک پژمردگي فوزاريومي گياه گوجهفرنگي رشد Rhizobacteria نيز بررسي شده است (کمال و همکاران20، 2009).
1-2- بيان مسئله
گوجهفرنگي در بسياري از استانهاي ايران شامل فارس، کرمان (جيرفت و کهنوج)، خراسان رضوي، آذربايجان شرقي، هرمزگان، بوشهر، تهران (ورامين)، گلستان، سمنان، قزوين، آذربايجان غربي، کردستان و خوزستان (درفول) کشت ميشود (محمدي حاجي آبادي و همکاران، 2009؛ رشيدي و همکاران، 2009؛ عاقل و همکاران، 2011؛ ابوطالبي و همکاران، 2012؛ حسين خانيها و همکاران21، 2012؛ صادقي و همکاران، 2012). با توجه به گزارشات متعدد (اعتباريان، 1371؛ وياني و همکاران، 1386؛ اميني، 1387)، مسئله اساسي در اين تحقيق وقوع گسترده بيماري پژمردگي فوزاريومي (Fusarium wilt) گوجهفرنگي در برخي مناطق عمده کشت اين محصول تلقي ميگردد. در كشور ما تاكنون عمدهترين روش مبارزه با اين بيماري به صورت كوتاه مدت استفاده از ارقام متحمل (مريد و همکاران، 2012) موجود همراه با اقدامات زراعي بوده است. از روشهاي ديگر ميتوان به مبارزه بلند مدت با استفاده از عوامل مهار كننده بيولوژيكي (حاجي اقراري22، 2008) اشاره كرد كه در برخي موارد علاوه بر كنترل بيماري، موجبات افزايش رشد گياه را نيز فراهم ميآورد. بنابراين بر مبناي فرضيه اخير، احتمال ميرود با اجراي تحقيقي در زمينه کنترل بيولوژيكي (اعتباريان و همکاران، 2000) با استفاده از قارچهاي آنتاگونيست نظيرTalaromyces flavus (Klocker) Stolk and Samson بر عليه اين بيماري نتايج مطلوبي عايد گردد.
هدف اين تحقيق رفع جنبههاي مجهول و مبهم موضوع مورد بررسي بوده که ميتوان آنها را به شرح ذيل بيان كرد:
مطابق نتايج تحقيقات گذشته، در حين انتخاب يك ميكروارگانيسم به عنوان عامل كنترل بيولوژيكي، بايد مطمئن گرديد که شرايط طبيعي که بر آن محيط زيست حاکم است تأثير نامطلوبي روي تكثير و فعاليت عامل کنترل در منطقه مورد نظر نميگذارد (رنويک و جونز23، 1986؛ نلسون24، 1988). در اين تحقيق، همزمان با جداسازي جدايههاي مختلف قارچهاي آنتاگونيست T. flavusاز خاک مزارع کشت گوجهفرنگي، ميتوان تخميني از تعداد واحد پرگنه ساز (CFU) در هر گرم خاک داشت و در صورت محاسبه حداقل تعداد 107 واحد پرگنه ساز در هر گرم خاک، مساعد بودن شرايط منطقه مورد نظر براي فعاليت اين گونه قارچها مشخص مي شود (سلام و همکاران25، 2008).
يکي از دلايل مهم عدم استقرار عامل کنترل بيولوژيک، نحوه کاربرد نامناسب آن ميباشد (مايونگ26، 2008). اين تحقيق در قالب آزمايش مزرعهاي و در ادامهي تحقيقات انجام گرفته در آزمايشگاه و گلخانه صورت خواهد پذيرفت. مطابق بررسيهاي آزمايشگاهي انجام گرفته از 24 جدايهي Talaromyces flavus، سه جدايه مؤثر از هر قارچ براي آزمايش گلخانهاي انتخاب شده بود. همچنين، در آزمايش گلخانهاي با تيمارهاي اصلي (روشهاي مختلف كاربرد جدايههاي آنتاگونيست) و تيمارهاي فرعي (جدايههاي مؤثر انتخاب شده از بررسي آزمايشگاهي)، در نهايت چهار تيمار برتر متأثر از جدايههاي آنتاگونيست با روش كاربردشان جهت بررسيهاي مزرعهاي معرفي گرديدند. بنابراين، در تحقيق حاضر، در نهايت اثرات تيمارهاي برتر روي درصد شدت بيماري پژمردگي فوزاريومي گوجه فرنگي مشخص خواهد شد.
1-3- ضرورت انجام تحقيق
كارآيي تيمارهاي متأثر ازجدايههاي آنتاگونيست و روش كاربرد مربوط به هر يك از آنها كه در شرايط گلخانه به عنوان برترين تيمارها از لحاظ كنترل بيماري پژمردگي فوزاريومي گوجه فرنگي معرفي شده بودند، از لحاظ كنترل بيماري در مزرعه نيز مشخص گردد.
1-4- اهداف و فرضيه هاي پژوهش
احتمال ميرود كه شاخص بيماري در تيمارهاي در بردارندهي جدايههاي آنتاگونيست مؤثر نسبت به شاهد آلوده به صورت معني داري كاهش يابد.
1-5- اهداف علمي کاربردي
1-5-1- بررسي امکان کنترل بيولوژيک بيماري پژمردگي فوزاريومي با استفاده از جدايههاي موثر Talaromyces flavus در شرايط مزرعه است.

1-5-2- مقايسه کارايي تيمارهاي مختلف متاثر از جدايههاي Talaromyces flavus از لحاظ کنترل بيماري پژمردگي فوزاريومي در شرايط مزرعه

1-5-3- تعيين مناسبترين جدايه قارچ آنتاگونيست Talaromyces flavus و روش کاربرد آن ميباشد (آغشته سازي بذر-افزودن به خاک يا هر دو روش) جهت استفاده در مزارع و يا گلخانههاي گوجهفرنگي است.
1-6- فرضيهها
احتمال ميرود كه شاخص بيماري در تيمارهاي در بردارندهي جدايههاي آنتاگونيست مؤثر نسبت به شاهد آلوده به صورت معني داري كاهش يابد.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

1-6-1- احتمال دارد منطقه کشت محصول مورد مطالعه براي فعاليت قارچ آنتاگونيست Talaromyces flavus مساعد باشد.

1-6-2- احتمال هر يک از جدايههاي آنتاگونيستTalaromyces flavus موجب کاهش معنيدار بيماري پژمردگي فوزاريومي در شرايط مزرعه ميگردند.

1-6-3- ممکن است نحوه کار Talaromyces flavus افزودن به خاک يا آغشته سازي بذر يا هر دو مناسب باشد.
1-7- تعريف متغيرهاي پژوهش
متغييرهاي اين تحقيق به صورت شاخص يا شدت آلودگي بيماري پژمردگي فوزاريومي بوده که به شرح زير است:
براي گردآوري اطلاعات مزرعهاي، شاخص شدت بيماري براي هر بوته بر اساس ميزان بروز بيماري مطابق روش موانگي و همکاران27 (2011) به شرح ذيل با اعداد صفر تا 5 نشان داده مي شود:
صفر= بدون علائم بيماري
1= كلروز برگي و پژمردگي به ميزان 1 تا 25 درصد (بوته داراي يک برگ پژمرده)
2= كلروز برگي و پژمردگي به ميزان 26 تا 49 درصد (بوته داراي دو يا سه برگ پژمرده)
3= كلروز برگي و پژمردگي به ميزان 50 تا 74 درصد (نيمي از برگ هاي يک بوته پژمرده شده)
4- كلروز برگي و پژمردگي به ميزان 75 تا 100 درصد (تمام برگ هاي يک بوته پژمرده شده)
5- بوته مرده يا كاملا از بين رفته
درکليه ارزيابيهاي شدت بيماري پژمردگي فوزاريومي با محاسبه و مقايسه ميانگين شدت بيماري پژمردگي فوزاريومي با استفاده از آزمون چند دامنهاي دانکن و تحت برنامه آزمون دانکن و تحت برنامه آماري MSTAT-C انجام ميگيرد.
1-8- پيشفرضهاي پژوهش
1-8-1-کاهش معنيدار شاخص بيماري در تيمارهاي متاثر از Talaromyces flavus نسبت به شاهد سالم و آلوده
1-8-2-اختلاف معنيدار تيمارهاي مختلف از جدايههاي Talaromyces flavus
1-9- تعريف اصطلاحات
1-9-1-معرفي چهار تيمار برتر متأثر از جدايههاي آنتاگونيست با روش كاربردشان جهت بررسيهاي مزرعهاي
مطابق بررسيهاي آزمايشگاهي انجام گرفته از ميان 24 جدايهي Talaromyces flavus، سه جدايه مؤثر از قارچ براي آزمايش گلخانهاي انتخاب شده بود. همچنين، در آزمايش گلخانهاي با تيمارهاي اصلي (روشهاي مختلف كاربرد جدايههاي آنتاگونيست) و تيمارهاي فرعي (جدايههاي مؤثر انتخاب شده از بررسي آزمايشگاهي)، در نهايت چهار تيمار برتر متأثر از جدايههاي آنتاگونيست با روش كاربردشان جهت بررسيهاي مزرعهاي معرفي گرديدند. بنابراين، در تحقيق حاضر، در نهايت اثرات تيمارهاي برتر روي درصد شدت بيماري پژمردگي فوزاريومي گوجه فرنگي مشخص خواهد شد.
اين تيمارها با ذكر جدايه و روش كاربرد عبارتند از: 1- TF-To-V-24با روش افزايش به خاك و آغشته سازي بذر، 2- TF-To-V-29 با روش افزايش به خاك و آغشته سازي بذر، 3- TF-To-U-38 با روش افزايش به خاك و آغشته سازي بذر، 4- TF-To-U-38 با روش افزايش به خاك. لازم به ذكر است كه كليهي اين جدايهها از جدايههاي Talaromyces flavus بوده كه از خاك مزارع گوجهفرنگي ورامين (جدايههاي TF-To-V-24و TF-To-V-29) و اروميه (TF-To-U-38) به دست آمدهاند.

1-9-2-تهيه زادمايه قارچهاي آنتاگونيست مورد استفاده در مزرعه
براي تهيه زادمايههاي مورد استفاده از جدايههاي مربوطه، از روش تغيير يافته (نراقي و همکاران، c2010) استفاده ميشود. بدين ترتيب كه مقداري سبوس برنج به مدت 24 ساعت در آبي با دماي ( 0C35-30) خيسانده شده، سپس بر روي كاغذهاي صافي بزرگ گسترانيده و خشك ميگردد. در مرحلهي بعد به ميزان200 گرم از سبوس برنج و 50 گرم خاك پيت شسته شده در كيسههاي سلوفان در اتوكلاو (فشار 1 اتمسفر، حرارت120 درجه سانتيگراد به مدت 15 دقيقه) سترون ميگردد. سپس، براي تهيه زادمايه هر يك از جدايهها، سوسپانسيوني محتوي 20 ميلي ليتر آب مقطر سترون و چهار قطعه يك سانتيمتري از محيط كشت 10 روزه جدايه مربوطه در كيسههاي سلوفان ريخته ميشود. براي رشد جدايهها، كيسههاي سلوفان در انكوباتور0C 30 به مدت يك ماه و نيم تا دو ماه قرار گرفته و در طي اين مدت در صورت مشاهده خشک شدن محتويات، مجدداً 20 ميلي ليتر آب مقطر سترون جهت ايجاد رطوبت افزوده ميشود. پس از اين مدت، محتويات داخل هر يك از كيسههاي سلوفان براي خشك شدن بر روي كاغذهاي صافي گسترده ميشوند تا به عنوان زادمايه مصرفي در گلخانه و مزرعه به دو صورت افزايش به خاك و آغشته سازي بذور مورد استفاده قرار گيرند.

1-9-3-بررسيهاي مزرعهاي
اين بررسي، طي دو سال زراعي متوالي در مزرعهاي واقع در ايستگاه تحقيقاتي شاهرود با سابقه آلودگي به بيماري پژمردگي فوزاريومي انجام ميگيرد. در هر سال زراعي، آزمايش در قالب بلوکهاي کامل تصادفي با پنج تيمار (چهار تيمار با بيش ترين تأثير روي کاهش بيماري در شرايط گلخانه و شاهد) و چهار تکرار اجرا ميگردد. براي هر تكرار، يك كرت شامل 4 رديف 6 متري و بين هر دو كرت، يك رديف بدون اعمال تيمار يا نكاشت منظور خواهد شد. در اين بررسي از رقم موبيل ( رقم رايج کشت منطقه) استفاده خواهد شد.
در صورتي که کاربرد تيمار متأثر از جدايههاي آنتاگونيست، به روش افزايش به خاک باشد، بر اساس مصرف50 کيلوگرم زادمايه قارچ بيولوژيک در هکتار (وان تور و همکاران28، 2002) و 107 CFU/g يا واحد پرگنه ساز در هر گرم از آن اعمال ميگردد (روپل و همکاران29، 1983). بدين ترتيب که پس از محاسبه تعداد اسپور جدايه آنتاگونيست در هر گرم از زادمايه مربوطه توسط لام هموسايتومتر و متعادل نمودن آن براي رساندن به تعداد 107 CFU/g از طريق کشت مجدد جدايه آنتاگونيست بر روي بستر زادمايه (در صورت کمتر بودن از تعداد مذکور) و يا افزودن بستر عاري از جدايه آنتاگونيست به زادمايه (در صورت بيشتر بودن از ميزان فوق)، ميزان مصرفي براي مساحت مورد آزمايش مشخص ميشود. به عنوان مثال براي يک تيمار با چهار تکرار به مساحت 500 متر مربع، 5/2 کيلوگرم از زادمايه استفاده خواهد شد. جهت تيمارهايي که کاربرد جدايه آنتاگونيست به صورت آغشته سازي بذور باشد، همانند کاربرد اين گونه تيمارها در گلخانه، ميزان استفاده از زادمايه تا اندازهاي است که کليه سطوح بذر به آن آغشته گردد (نراقي و همکاران، c2010).
جهت حصول اطمينان از آلودگي لازم براي مزرعه يعني حداقل در محدوده 103 ×9/0 تا 103 ×345/1 CFU/g يا واحد پرگنهساز در هر گرم خاک (آنجياه و همکاران30، 2003)، آزمايش تعيين جمعيت قارچ بيماريزا از طريق کشت خاک بر روي محيط کشت اختصاصي کومادا (Komada’s Medium) مطابق روش کومادا31 (1975) انجام ميگيرد. در صورت کمتر بودن تعداد واحد پرگنه ساز قارچ بيماريزا در هر گرم خاک مزرعه از ميزان فوق، قبل از اجراي آزمايش، زادمايه مصنوعي بر روي بستر ماسه و ذرت به نسبت 20:1 مطابق روش تهيه شده و ميزان زادمايه لازم با غلظت103 CFU/g (ليمان و همکاران32، 1996) بر اساس 33 کيلوگرم در هکتار (المر33، 2002) در سراسر خاک مزرعه توزيع شده و تا عمق 15 سانتي متري با آن کاملاً مخلوط ميشود (هاشيموتو و همکاران34، 2008).
ارزيابي بيماري پزمردگي فوزاريومي به صورت تعيين شاخص بيماري مطابق روش هائو و همکاران35 (2005) از يک ماه پس از کاشت شروع شده و تا چهار ماه ادامه مييابد (وکوما36، 2008). در نهايت، مقايسه ميان تيمارها از طريق تجزيه و تحليل دادهها توسط آزمون چند دامنهاي دانکن و با استفاده از برنامه نرم افزاري MS TAT C صورت ميپذيرد.
براي تعيين درصد شدت بيماري (Disease Severity percent) مطابق روش هائو و همكاران37 (2005)، ابتدا ميزان وقوع بيماري با استفاده از يك مقياس شش درجهاي (ليو و همکاران38، 1995) به شرح ذيل تعيين ميگردد:
صفر= بدون علائم بيماري
1= كلروز برگي و پژمردگي بوته كم تر از 25 درصد
2= كلروز برگي و پژمردگي بوته از 25 تا 50 درصد
3= كلروز برگي و پژمردگي بوته از 51 تا 75 درصد
4- كلروز برگي و پژمردگي بوته از 76 تا 100 درصد
5- بوته مرده يا كاملا از بين رفته

سپس، درصد شدت بيماري براي هر تيمار مطابق فرمول ذيل محاسبه ميگردد:

= درصد شدت بيماري × 0 تعداد بوتههاي درجه صفر × 1 + تعداد بوتههاي درجه يك + ×2 تعداد بوتههاي درجه دو + 3 × تعداد بوتههاي درجه سه + 4 × تعداد بوتههاي درجه چهار 5 + تعداد بوتههاي درجه پنج × تعداد كل بوتهها × 5
– ميانگين درصد بازدارندگي رشد پرگنه قارچ بيماريزا توسط مكانيسم ميكوپارازيتيسم براي هر يک از جدايههاي آنتاگونيست مطابق فرمول زير محاسبه ميگردد:
100×قطر رشد پرگنه قارچ بيماريزا در تيمار متاثر از جدايهها ــ قطر رشد پرگنه قارچ بيماري زا در تيمار شاهدقطر رشد پرگنه قارچ بيماريزا در تيمار شاهد


پاسخ دهید