مرغ و خروس نژاد لاري
مرغ و خروس نژاد مرندي
شکل 2-1 مرغان بومي ايران
2-6 خصوصيات مهم مرغان بومي
طيور بومي در حدود 80 درصد از گلههاي بومي را در آفريقا و آسيا تشکيل ميدهند. مرغان بومي پتانسيل بالايي براي تنظيم مسئله کمبود پروتئين مصرفي در مقايسه با بيشتر گونههاي حيواني ديگر دارند که ناشي از فاصله نسل کوتاه و توانايي آنها براي زنده ماندن در شرايط محيطي سخت ميباشد. مرغان بومي با شرايط روستاها سازگاري پيدا کرده و نسبت به بيماريهاي منطقهاي مقاوم هستند، از نظر غذا قانعند و غذاي آنها از ضايعات کشاورزي، مازاد غذاي روستائيان و پسچر غلات ميباشد. مرغان بومي معمولاً کوچک، اما فعال هستند )لاگونا18، 2008). عيب طيور بومي در مقايسه با گونههاي امروزي اين است که، طيور بومي عموماً توليدکنندگان ضعيف گوشت و تخممرغ محسوب ميشوند، در بسياري از کشورهاي توسعه يافته، طيور بومي به وسيله سويههاي تجاري جايگزين شدند. در برخي از کشورها اين روش براي افزايش بهره دهي تحت سامانههاي روستايي براي دهههاي متمادي دنبال شد، اما در بهبود قابليت سازگاري ناموفق بود )تکلولد19 و همکاران، 2006). با نگاهي به گذشته به خوبي ميتوان دريافت که مرغ بومي شايستگي خود را بهخوبي ثابت نموده است. حفظ نژادهاي مرغ در ايران و برنامهريزي جهت افزايش توليد و سودآوري آنها امري بسيار ضروري است.
2-6-1مرغ بومي خوزستان
با توجه به شرايط آب و هوايي که استان خوزستان دارد مرغ بومي آن حائز اهميت ميباشد. برخي از خصوصيات
مرغ ، مرکز مرغ بومي استان خوزستان (شرکت نهادههاي دامي جاهد- مرکز توليد مواد ژنتيکي دام):
منشاء اين مرغها از استانهاي فارس و کهگيلويه و بوير احمد ميباشد. شامل 5000 قطعه مرغ و 600 قطعه خروس ميباشد. ميانگين توليد تخم مرغ به ازاي هر مرغ حدوداً 160 تخم در سال ميباشد. طول دورهي کرچي در اين جمعيت حدوداً 12 روز است.
2-7 خون مرغ
گلبولهاي قرمز پرندگان به دليل هسته دار بودن، از پستانداران، متمايز بوده و از نظر اندازه نيز آنها بزگتر هستند. گلبولهاي قرمز پرندگان، بيضي شکل و هسته دار است. نيمه عمر گلبول قرمز در پرندگان کوتاه و حدود 45-28 روز ميباشد (جونز20، 2015).
2-8 جايگاه کروموزومي
در زمينههاي ژنتيک و محاسبات ژنتيکي، يک جايگاه کروموزومي (لوکوس)، قسمتي خاص از يک ژن يا توالي دي. اِن. اِي در کروموزوم است. کروموزومهايي که داراي آللهاي مختلف از يک ژن خاص در يک مکان هستند، هتروزيگوت در حالي که کروموزومهايي که داراي آللهاي مشابه هستند هموزيگوت ناميده ميشوند. مواد توارثي مرغ بر روي 39 جفت کروموزوم واقع شده است. کروموزومها در داخل هسته سلول قرار دارند و حاوي واحدهاي توارثي ميباشند (لي نور21 و همکاران، 2009).
2-9 توارث تخممرغ
توليد تخممرغ مثل ساير صفات تحت تاثير عوامل محيطي و ژنتيکي است. وراثتپذيري ميزان توليد تخممرغ متوسط تا پايين گزارش شده و تعداد ژنهايي که در تخمگذاري مؤثرند فراوان بوده ولي تخممرغهائي که در طول سال توسط يک مرغ توليد ميشود به عوامل محيطي مانند تغذيه، نور، دما و مديريت بستگي دارد. به همين دليل اصلاح کنندگان رکوردهاي خانوادگي را براي بهگزيني اين صفت به کار ميبرند. ميزان وراثتپذيري توليد تخممرغ به صورت مرغ روز معمولاً کمتر از مقدار آن براي توليد تخم به صورت مرغ- لانه و مرغ زنده است (مينگ22 و همکاران، 2003).
2-10 ميزان تخمگذاري
هر چرخه تخمگذاري 12 ماه ميباشد. توليد تخم مرغ وقتي به سن 22-18 هفتگي ميرسند بسته به نژاد و فصل آغاز ميشود (جاکوب23 و همکاران، 2011). سرعت تخمگذاري به طول سيکل و توقف کوتاه بستگي دارد. هرچه طول سيکل بيشتر و تعداد روزهايي که مرغ تخم نميگذارد کمتر باشد سرعت تخمگذاري و در نتيجه تعداد تخممرغهائي که در سال گذشته ميشود بيشتر است )مينت24 و همکاران، 2010). با افزايش سن مرغ تعداد تخم مرغها کمتر ميشود ولي اندازه آنها بزرگتر ميشود. )جانير25 و همکاران، 1987).
2-11 کرچي
کرچي يک پديده فيزيولوژيکي طبيعي است که در طيور ظاهر ميشود. در مدت کرچي مرغ روي تخم مرغها ميخوابد و آنها را به جوجه تبديل ميکند و در اين مدت تخمگذاري مرغ متوقف ميشود. بعضي از نژادها و يا سويهها ممکن است در سال چندين بار کرچ شوند و تعدادي نيز آن را به ندرت و يا اصلاً نشان ندهند. از لحاظ فيزيولوژيکي در زمان کرچي ترشح هورمون پرولاکتين افزايش پيدا ميکند. اگر به يک مرغ هورمون پرولاکتين تزريق شود کرچ ميشود.
از لحاظ ژنتيکي دو جفت ژن (Aa و Cc) بدني باعث کرچي ميشوند و در موقعي که دو جفت ژن به صورت غالب وجود داشته باشند مرغ از خود کرچي نشان ميدهد. علاوه بر عوامل ژنتيکي براي بروز کرچي پارهاي عوامل محيطي نيز مؤثر هستند و باعث تسريع در بروز آن ميشوند. مثلاً تاريک شدن محيط، جمع شدن تخم مرغ در آشيانه و بالا رفتن حرارت محيط باعث بروز کرچي ميگردند. اگر مرغي در سال چندين بار از خود کرچي نشان دهد، تخمگذاري ساليانه آن مرغ کم خواهد شد لذا با انتخاب و به نژادي ميتوان به آساني ژنهاي عامل اين صفت را حذف نمود (توکليان، 1378).
2-12 بهبود جوامع حيواني
هدف از اصلاح دام، بهبود ژنتيکي يک حيوان نيست بلکه هدف، بهبود جوامع حيواني به منظور بهبود نسلهاي بعدي است. براي اين هدف متخصصين اصلاح دام دو موضوع مهم انتخاب و آميزش را مطرح کردهاند که هر دو نياز به تصميمگيري دارد. اولين ابزار براي ايجاد تغيير ژنتيکي توسط متخصصين اصلاح دام، انتخاب و دومين ابزار آميزش است )بوردن26، 1391). امروزه با توجه به رشد روز افزون جمعيت انساني و نياز به منابع پروتئين حيواني، رشد سريع حيوانات اهلي از اهميت ويژهاي برخوردار است. پيش بيني ارزش اصلاحي افراد به طور معمول با استفاده از فنوتيپ انجام ميشود. با وجود صحت بالاي انتخاب فنوتيپي در پيش بيني ظرفيت ژنتيكي افراد، در برخي صفات نميتوان از روي فنوتيپ به عملكرد واقعي حيوانات پي برد. امروزه در راستاي حل اين مشكل متخصصان اصلاح دام تلاش ميكنند تا به كمك روشهاي ژنتيك مولكولي اطلاعات بيشتري از مكانيسم ژنتيكي صفات اقتصادي به دست آورند و با اطلاعات فنوتيپي تلفيق كنند، تا با انتخاب صحيحتر و سريعتر، به روند اصلاح دام سرعت ببخشند. بررسي ميزان تنوع و چند شكلي حاصل از اين ژنهاي مؤثر در رشد و توليد در حيوانات ميتواند راهنماي مفيدي براي اصلاح گران دام در زمينههاي بهنژادي و انتخاب حيوانات با توليد بهتر و با کيفيتتر باشد. تحقيقات نشان دادهاند پيشرفت برنامههاي اصلاح نژادي تا حدود زيادي به ميزان تنوع ژنتيكي در جمعيتهاي مورد بررسي بستگي دارد، بنابراين شناسايي تنوع نژادهاي بومي كشور و حفاظت آنها از وظايف اصلي متخصصين اصلاح نژاد دام ميباشد (محمدآبادي و همکاران، 2010).

شناسايي و استفاده از ژنهاي مؤثر بر صفات اقتصادي اهميت زيادي در برنامههاي بهنژادي حيوانات دارند (مؤذني و همکاران، 1391).
2-13 نشانگرهاي ژنتيکي
نشانگرها به عنوان نشانهاي براي شناسايي حامل آن صفت مورد استفاده قرار ميگيرند. به طور کلي هر صفتي که بين افراد متفاوت باشد، ناشي از تفاوت موجود بين رديف دي. اِن. اِ کروموزومهاي آن است که به نتاج منتقل ميشود. اين تفاوتها ميتوانند به عنوان نشانه يا نشانگر ژنتيکي به کار گرفته شوند (نقوي و حسيني سالکده، 1384).

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

تنوع در تواليهاي دي. اِن. اِ موجودات زنده به شکلهاي متفاوتي ظاهر ميشود. اين تفاوتها ميتواند در صفات مورفولوژيکي تجلي يابد يا اينکه در پروتئينهاي يک موجود زنده (چه از نظر اندازه يا ساختار فضايي) نمود پيدا کند و يا اينکه از سطح دي. اِن. اِ فراتر نرود. تفاوتهاي اخير را تنها با آناليز دي. اِن. اِ ميتوان ارزيابي کرد.
انواع نشانگرهاي ژنتيکي به شرح زير ميباشند:
نشانگرهاي مورفولوژيکي
نشانگرهاي فيزيولوژيکي
نشانگرهاي سيتوژنتيکي
نشانگرهاي پروتئيني
نشانگرهاي فنوتيپي
نشانگرهاي مولکولي
2-13-1 نشانگرهاي مورفولوژيکي
تفاوت موجود بين رديف دي. اِن. اِ کروموزومهاي هر ارگانيزم که از افراد به نتاج آنها منتقل ميگردد و ميتواند به عنوان نشانه يا نشانگر ژنتيکي به کار گرفته شود. اين تفاوت ميتواند به طرق مختلفي تظاهر يابد برخي از اين تفاوتها به صورت عرضي بوده و در صفات قابل رؤيت در آزمايشات مندلي تجلي مينمايند اين گونه نشانهها را نشانگرهاي مورفولوژيکي مينامند.
2-13-2 نشانگرهاي فيزيولوژيکي
مطالعات مربوط به بعضي صفات نشان ميدهد که افزايش توليد با افزايش سطح برخي از هورمونها در پلاسما همراه است پس ميزان اين هورمونها ميتواند به عنوان يک نشانگر فيزيولوژيک محسوب شود. اشکال نشانگرهاي فيزيولوژيک اين است که اين نشانگرها (از جمله سطح هورمونها در پلاسماي خون) علاوه بر ژنها به شدت تحت تاثير محيط داخلي، سن و جنس هستند.
2-13-3 نشانگرهاي سيتوژنتيکي
در بسياري موجودات زنده تفاوتهايي در گستره کروموزومي مشاهده ميشود که ميتوانند به عنوان نشانگر به کار روند. تلوسنتريکها، جابجاييها و الگوهاي نواربندي (G, C, R, Q و غيره) از جمله اين نشانگرها ميباشند.
2-13-4 نشانگرهاي مولکولي
نشانگرهاي RFLP اولين نشانگرهاي توسعه يافته و مطمئنترين روش براي تشخيص پليمورفيسم ميباشند. خاصيت اختصاصي بودن لوکوس، دستهبندي دقيق ژنوتيپها را امکانپذير ميکند. اين ويژگي باعث کاربرد گسترده آنها در مطالعات نقشهيابي مقايسهاي بين گونههاي خويشاوند ميشود. با اين وجود آناليز RFLP از نظر هزينه و وقت مقرون به صرفه نبوده و نياز به مقدار نسبتا زيادي دي. اِن. اِ دارد. اين محدوديتها بهوسيله معرفي نشانگرهاي مبتني بر پي. سي. آر مانند RAPD، ريزماهوارهها و AFLP رفع شده است. هر چند که هيچکدام از اين تکنيکهاي جايگزين بدون عيب نيستند. به عنوان مثال نشانگر RAPDبراي تهيه نقشههاي پيوستگي ژنتيکي در گونههاي گياهي استفاده ميشود، اما موارد استفاده اين تکنولوژي به علت غيراختصاصي بودن آنها تنها به پروژههاي نقشهيابي وسيع محدود ميشود. از طرف ديگر ريزماهوارهها، نشانگرهاي همبارزي هستند که سطوح بالاتري از تنوع آللي را نسبت به RAPD و RFLP شناسايي ميکنند. ريزماهوارهها براي ساختن نقشههاي متراکم ژنوم پستانداران مانند انسان و موش مورد استفاده قرار گرفتهاند. ريزماهوارهها ميتوانند سطوح بالاتري از تنوع آللي را در گياهان شناسايي کنند اما به پرايمرهاي اختصاصي آلل نياز دارند. اخيرا تکنيک توسعه يافته AFLP مورد استفاده قرار ميگيرد که ظرفيت آزمايش تعداد بيشتري از لوکوسها را براي شناسايي پليمورفيسم نسبت به RAPD و ريزماهوارهها دارد. اين مزيت حتي در مورد مقايسه داخل گونهاي جايي که پليمورفيسم خيلي کمتر است نيز صدق ميکند. به علاوه AFLP اين مزيت را دارد که نيازي به اطلاعات توالي اوليه ندارد. روش جديدتري از نشانگرهاي (مارکرهاي) مولکولي پليمورفيسم ناشي از نوکلئوتيدهاي منفرد (SNP) است که عموميترين شکل پليمورفيسم دي. اِن. اِ محسوب ميشود که ميتوان در يک ژنوم پيدا کرد. گمان ميرود که يک SNP بهطور متوسط در فواصل 1000-300 باز وجود داشته باشد. عبارت مترادف ديگري که ميتوان به جاي مفهوم SNP به کار برد کلمه نشانگر دو آللي است که به اين صورت تعريف ميشود: دو آللي که ممکن است در يک موقعيت نوکلئوتيدي مشخص در يک سلول ديپلوئيد با هم متفاوت باشند. به SNPها ميتوان به ديد نشانگرهايي نگاه کرد که احتمالاً در نسل آينده ميتوانند باعث تکميل و يا حتي جايگزين نشانگرهاي موجود شوند که اکنون در آزمايشگاهها به طور معمول استفاده ميشوند. يکي از علل جذابيت SNPها امکان شناسايي آنها با استفاده از سيستمهاي غير مبتني بر ژن است. موفقيت بالاي اينها همراه با سيستمهاي اتوماسيون که در حال توسعه و پيشرفت هستند امکان استفاده از SNP را در سيستمهاي مختلف فراهم ميسازد. اگرچه در مجموع دادههاي محدودي از SNP در گياهان و جانوران وجود دارد ولي اخيراً مطالعات زيادي در اين زمينه خصوصا در گياه آرابيدوپسيس27 انجام شده است (گلهداري و همکاران، 1385).
2-13-4-1 انواع نشانگرهاي دي. اِن. اِ
2-13-4-1-1 نشانگرهاي مبتني بر واکنش زنجيرهاي پليمراز
تفاوت طول قطعات هضم شده محصولات پي. سي. آر28
تفاوت طول قطعات قابل تکثير29
تفاوت فرم فضايي رشتههاي منفرد30
تکثير تصادفي دي. اِن. اِ پليمورف31
ريزماهوارهها32
انگشتنگاري با دي. اِن. اِ تکثير شده33
پليمورفيسم تک نوکلئوتيدي34
تفاوت طول قطعات حاصل از تکثير35
موقعيت توالي نشاندار36
رديفهاي بيان شده نشاندار37
2-13-4-1-2 نشانگرهاي غير مبتني بر واکنش زنجيرهاي پليمراز
تفاوت طول قطعات حاصل از هضم دي. اِن. اِ توسط آنزيم محدودگر38
پويش ژنومي نشانههاي هضم39
ماهوارکها40
تعداد متغيرهاي تکرارهاي متوالي41 (فرهادي، 1392).
جدول 3-2 مقايسه کلي ويژگي انواع نشانگرها
SNPAFLP Microsatellite RADP RFLP Minisatellite ويژگي عالي عالي عالي عالي عالي متوسطپراکندگيضعيف ضعيف عالي متوسط ضعيف عالي چند شکليبله خير بله خير بله بله هم بارزيقابل قبولقابل قبول سريع قابل قبولقابل قبول سريعميزان جهشعالي متوسط متوسط متوسط متوسط خيلي کمسرتاسري بودنعالي متوسط عالي ضعيف عالي ضعيفتوانايي موضعيخيلي زياد خوب خوب کم خوب ضعيفتکرار پذيري (قره ويسي، 1389)
2-14 تکنيکRFLP PCR-
در اين روش دي. اِن. اِ استخراج شده به وسيله آنزيم محدودکننده که عمدتاً توالي 4 تا 6 تايي را به طور اختصاصي بر روي ژنوم شناسايي کرده و سپس در جايگاه ويژهاي، درون توالي شناسايي ژنوم را ميشکند، برش داده ميشود. قطعات حاصل از فعاليت آنزيمي توسط الکتروفورز روي ژل (آگارز يا اکريل آميد) جدا شده و بعد از رنگ آميزي قطعاتي که داراي طول و وزن مشابهاي هستند به صورت يک باند ظاهر ميشوند اين قطعات را “چند شکلي موجود بين طول باندها” مينامند. در ژنوم بزرگي مانند ائوکاريوتها بايد از تکنيک دو رگگيري با کاوشگرهاي42 دي. اِن. اِ خالص مانند سي. دي. اِن. اِ43 يا گنجينههاي ژنومي براي شناسايي تفاوت طول قطعات حاصل از هضم دي. اِن. اِ توسط آنزيمهاي محدودگر استفاده شود (نيکلاس، 1996).
از محاسن RFLP ميتوان به:
بالابودن تکرار پذيري و دقت و قابليت اعتماد اين نشانگر
بالا بودن فراواني آن
تحت تاثير عوامل محيطي داخلي و خارجي نبوده و صد درصد ژنتيکي است
همبارز ميباشد
RFLP داراي معايبي همچون:
هزينه اوليه بالا
نياز به مقدار نسبتا زياد دي. اِن. اِ
در گونههاي بسيار نزديک اين نشانگرها آلل مشابهاي را نشان ميدهند (گله داري، 1385).
2-15 آنزيمهاي برشي
آنزيمهاي برشي آنزيمهايي هستند که رديف خاصي از دي. اِن. اِ را شناسايي ميکنند و آنها را در يک نقطه برش ميدهند. رديفهاي مورد شناسايي آنزيمهاي محدودگر ممکن است 4 تا 8 نوکلئوتيد طول داشته باشند، بيشتر اين رديفها پاليندروم44 هستند.
اين آنزيمها را گاهي آنزيمهاي برشي يا محدودکننده نيز مينامند (گلهداري و همکاران، 1385). منشاء اکثر اين آنزيمهاي برشي باکتريها ميباشند و تا کنون حدود 200 نوع آنزيم محدود کننده جداسازي شده و تواليهاي مورد شناسايي آنها نيز تعيين شده است. به طور کلي دو نوع برش به وسيله آنزيمهاي اندونوکلئازي محدود کننده ايجاد شده و منجر به توليد دو سري مختلف از قطعهي دي. اِن. اِ ميشود.
انتهاي چسبناک: اين برشها به وسيله آنزيمها ايجاد ميشوند که پس از برش با اين آنزيمها قطعاتي حاصل ميشوند که در انتها تک رشتهاي هستند و قادرند که بار ديگر به وسيله پيوندهاي هيدروژني به هم متصل شوند.
انتهاي صاف: اين برشها به وسيلهي آنزيمهايي ايجاد ميشوند که رشته دي. اِن. اِ را به طور عمودي برش ميدهند و در نتيجه قطعاتي با انتهاي صاف به وجود ميآورند که قادر به اتصال مجدد به يکديگر نميباشند (امتيازي و کريمي، 1386).
2-15-1 انواع آنزيمهاي محدودکننده
آنزيمهاي محدودکننده نوع I: اين آنزيمها به ATPو SAM (آدنوزين مونو فسفات) به عنوان کوفاکتور واکنش نياز دارند.
آنزيمهاي محدودکننده نوع II: آنزيمهاي اين دسته به Mg به عنوان کوفاکتور نياز دارند.
آنزيمهاي محدودکننده نوع III: اين گروه از آنزيمها هر دو فعاليت محدود کنندگي و تعديلکنندگي توسط يک کمپلکس آنزيمي که شامل زير واحدهاي مختلط است انجام ميدهند و به ATP و SAM نياز ندارند (مهدوي و همکاران، 1386).
2-16 چند شکلي45
وجود تفاوتهاي قابل رؤيت که از ژنهايي با فراواني بينابيني ناشي ميشوند پليمورفيسم يا چندشکلي مينامند، اين اصطلاح همچنين در مورد مکانهاي ژني داراي چند آلل نيز بهکار ميرود (فالکونر، 1392). جايگاهي را پليمورف ميگويند که براي يک ژن، دو يا چند آلل در آن وجود داشته باشد و همچنين فراواني آلل کمياب حداقل 1 درصد و فراواني آلل فراوانتر حداکثر 99 درصد باشد (صبور علمي غروري، 1384). تنوع در صفات ظاهري، چند شکلي کروموزومي، چند شکلي پروتئينها و چندشکلي و چندشکلي دي. اِن. اِ اشکال مختلف بروز چندشکلي ميباشند. چند شکليهايي که در سطح دي. اِن. اِ وجود دارند، ممکن است در سطح تواليهاي کد کننده و يا در تواليهاي غير کد کننده وجود داشته باشند. چند شکليهاي دي. اِن. اِ که در داخل و اطراف تواليهاي ساختاري و يا تنظيم کننده يک ژن با اثرات فيزيولوژيک مشخص اتفاق ميافتد (مثلاً ژنهاي هورمونها و پروتئينهاي شير)، ممکن است به طور مستقيم بر بيان ژن اثر گذار باشند و بدين وسيله در تغييرات فنوتيپي بين افراد از لحاظ صفات توليدي مشارکت داشته باشند. اين نوع چندشکليها با صفات توليدي به طور نزديکي مرتبط ميباشند و ميتوانند به عنوان نشانگر انتخاب بهکار برده شوند. مطالعات مختلف نشان داده است که تعدادي از جهشهاي نقطهاي در ژنهاي ساختاري که داراي الگوي وراثت مندلي هستند، با صفات کمي داراي اهميت اقتصادي مرتبط ميباشند، به عنوان مثال چند شکلي پروتئينهاي شير با تفاوتهاي موجود در ترکيب و خصوصيات فرآوري شير مرتبط ميباشد. تغييرات موجود در تواليهاي غير کد کننده (مثلاً در مناطق بين ژني) به طور غير مستقيم به عنوان نشانگر جهت تجزيه و تحليل پيوستگي به کاربرده ميشوند (مکپياک46، 2001). امروزه با به کارگيري تکنيکهاي مولکولي و استفاده از نشانگرهاي دي. اِن. اِ امکان شناسايي ساختار اصلي سيستمهاي ژني و تنوع موجود در جوامع براي نواحي ويژهاي در سطح ژنوم و انتخاب بر اساس نشانگرهاي مولکولي فراهم آمده است (هانوتي47 و همکاران، 2005). جمعيتهاي چند شکل انعکاس دهنده يک خزانه ژني مطلوب ميباشند. يک جايگاه زماني چند شکل خواهد بود که اولاً براي يک ژن دو يا چند آلل وجود داشته باشد و ثانياً از آلل نادر و کمياب حداقل 01/0 درصد و از آلل فراوانتر 99/0 درصد در بين اعضاي جمعيت وجود داشته باشد (وليزاده و مقدم، 1377).
2-17 تنوع ژنتيکي48
تنوع ژنتيکي شامل تنوع دروننژادي و بيننژادي ميباشد (کانتانن49 و همکاران، 2000). اصلاحگران از تنوع ژنتيکي براي رسيدن به حيوانات اهلي منطبق بر احتياجشان بهرهگيري مينمايند. فقدان تنوع، قدرت انتخاب موجود براي رفع نيازهاي غير قابل پيش بيني آتي را محدود ميسازد. تنوع دروننژادي پيوسته با تنوع جديد ناشي از جهش مواجه است ولي تنوع ژنتيکي بيننژادي را نميتوان به راحتي بازسازي نمود. هر نژاد يا سويه حاصل فرآيندهاي جهش، رانش ژنتيکي، تکامل و سازگاري مجزايي است که طي قرون متمادي حاصل گرديده است (هدريک50، 1999). احتمالاً متجاوز از 4500 نژاد و سويه حيوان اهلي در جهان وجود دارند که ذخاير ژنتيک حيواني جهان را تشکيل ميدهند که بيش از 30 درصد آنها در معرض خطر انقراض بوده و تعداد بسيار بيشتري نيز به واسطه بهرهبرداري نادرست تهديد ميگردند (کوشوا51 و همکاران، 1996). بنابراين با حفظ نمونههايي از تمامي نژادهاي يک گونه که داراي بيشترين تفاوت ژنتيکي ميباشند، ميتوان حداکثر تنوع ژنتيکي را حفظ نمود (گيووامباتيستا52 و همکاران، 2001). اين نمونهها نژادهايي را شامل ميگردند که داراي آللها يا ترکيبات آللي منحصر به فرد ميباشند. شرح کامل تفاوت ژنتيکي بين هر دو نژاد امکانپذير نيست ولي معيارهاي فاصله ژنتيکي بهترين شرح در دسترس براي بيان تفاوت ژنتيکي آنها ميباشند (بارکر53، 1994). هتروزيگوتها طيف وسيعي از ژنوتيپها را به وجود ميآورند. همچنين موجودات هتروزيگوس از نظر صفات اقتصادي مانند رشد، باروري و مقاومت به بيماريها اهميت زيادي دارند. هتروزيگوسيتي در يک جمعيت به دو شکل هتروزيگوسيتي مورد انتظار و هتروزيگوسيتي مشاهده شده بيان ميگردد (گاي54 و همکاران، 2005). بر اساس قانون هاردي- وينبرگ در يک جمعيت که در آن آميزشها به صورت تصادفي انجام ميپذيرد، در صورت عدم وجود مهاجرت، جهش و انتخاب، فراوانيهاي ژني و ژنوتيپي از نسلي به نسل ديگر ثابت باقي ميماند. به علاوه، بين فراوانيهاي ژني و ژنوتيپي رابطهي سادهاي وجود دارد. جمعيتي که فراواني ژني و ژنوتيپي ثابتي داشته باشد، جمعيت در حال تعادل هاردي- وينبرگ ناميده ميشود (فالکونر، 1392). به منظور بررسي تعادل هاردي- وينبرگ در يک جمعيت ميتوان از آزمون کاي مربع استفاده نمود. يکي از محدوديتهاي اين روش اين است که نميتوان از آن در مواردي که فراواني مورد انتظار در فنوتيپها کمتر از 5 است، استفاده نمود. از آنجايي که فرمول کاي مربع از يک توزيع پيوسته (توزيع نرمال) مشتق شده است و در بسياري از مسائل ردههاي فنوتيپي مجزا مورد بحث قرار ميگيرند، اصلاحي در محاسبات کاي مربع صورت گرفته است تا اين عدم پيوستگي را تصحيح نمايد. اصلاح ?oi- ei? يک قدر مطلق (مثبت) است (استانسفيلد، 1387):
فرمول (2-1) (?_(i=1)^n??[ ?o_i- e_i?-0.5]2 ?)/e_i X2 = (اصلاح شده)
در رابطه بالا ?_(i=1)^n? نشان دهنده جمع حالاتي است که در آن دستههاي I از 1 تا n افزايش مييابند، همچنين oi و ei به ترتيب نشان دهنده اعداد مشاهده شده و اعداد مورد انتظار در آن دسته ميباشند. فراواني يک ژنوتيپ معين، نسبت يا درصد افراد آن ژنوتيپ در ميان کل افراد است. در يک جايگاه ژني با دو آلل A و a، در صورت در دست بودن فراوانيهاي ژنوتيپي افراد، فراوانيهاي ژني آن مکان را ميتوان به صورت زير به دست آورد:
(فرمول 2-2) ((2NAA+ Naa))/2N F(A)= p=
(فرمول 2-3) ((2Naa + Naa))/2N F(a)= q =


پاسخ دهید