2-1-5-2- خاک دهي پاي بوته ها…………………………………………………………………………………………………………………………………………………..14
2-1-5-3- علف هاي هرز و انگلي مزارع روناس……………………………………………………………………………………………………………………………..14
2-1-5-4 مبارزه با بيماريها و آفات………………………………………………………………………………………………………………………………………………….14
2-1-6-تناوب زراعي…………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….14
2-1-7- برداشت…………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………..15
2-1-8 بذرگيري …………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………..15
2-1-9 خشک کردن ريشه………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………15
2-2- مقاومت به شوري………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….16
2-2-1- اصلاح خاک هاي شور……………………………………………………………………………………………………………………………………………………….18
2-3- استفاده هاي دارويي……………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….19
2-3-1- تهيه رنگ و استفاده در صنايع رنگرزي…………………………………………………………………………………………………………………………………20
2-4- نقش ازت در رشد گياه روناس21
2-5- نقش فسفر دررشد گياه روناس23
2-6- اثرات متقابل نيتروژن و فسفر25
فصل سوم: مواد و روش ها……………………………………………………………………………………………………………………………………………………………27
3-1- مشخصات خاک محل آزمايش27
3-2- مشخصات اجرايي طرح28
3-3- مراحل کاشت29
3-4- اندازه گيري صفات مورفولوژيکي گياه روناس29
3-5- اندازه گيري ميزان کلروفيل a، b وab و کارتنوئيد هاي برگ به روش اسپکتوفتومتري30
3-6- اندازه‌گيري ميزان پرولين به روش Bates و همکاران(1973)31
3-7- سنجش ميزان فلاونوئيد به روش اسپکتوفتومتري31
3-8- سنجش ميزان آنتوسيانين ها32
3-9- اندازه گيري ميزان آليزارين32
3-10- محاسبات آماري33
فصل چهارم: نتايج و بحث
4-1- کارتنوئيد35
4-2- کلروفيل35
4-3- فلاونوئيدکل36
4-4- آنتوسيانين برگ36
4-5- پرولين برگ36
4-6- عملکرد اندام هوايي37
4-7- ارتفاع بوته37
4-8- وزن خشک ريشه37
4-9- وزن تر ريشه38
4- 10 طول ريشه38
4-11- ميزان آليزارين ريشه39
فصل پنجم: نتيجه گيري
نتيجه گيري وبحث………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………..45
پيشنهادات……………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………51
تصاوير……………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………52
فهرست منابع………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………55
چکيده انگليسي…………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….65
فهرست جداول
عنوانصفحه
جدول 3-1- مشخصات فيزيکي شيميايي خاک محل آزمايش27
جدول 3-2- مشخصات شيميايي آب محل آزمايش28
جدول 4-1- تجزيه واريانس صفات فيزيولوژيکي گياه روناس تحت سطوح مختلف کود اوره و فسفاته وشر ايط شور40
جدول 4-2- تجزيه واريانس صفات مورفولوژيکي گياه روناس تحت سطوح مختلف کود اوره و فسفاته وشر ايط شور41
جدول 4-3- مقايسه ميانگين اثرات ساده صفات بين سطوح مختلف کود اوره و فسفاته وشر ايط شور42
جدول 4-4- مقايسه ميانگين اثرات ساده صفات بين سطوح مختلف کود اوره و فسفر وشر ايط شور43
جدول 4-5- مقايسه ميانگين اثرات متقابل صفات در سطوح کود نيتروژن و فسفاته44
فهرست نمودارها
عنوانصفحه
نمودار 3-1- منحني استاندارد پرولين برگ33
نمودار3-2- منحني استاندارد آليزارين ريشه33
فهرست اشکال
عنوانصفحه
تصوير 1- مزرعه رناس ايستگاه تحقيقات شوري رودشت52
تصوير 2- بوته گياه رناس52
تصوير 3- گل گياه رناس52
تصوير 4- ميوه نارس گياه رناس53
تصوير 5- ميوه رسيده گياه رناس53
تصوير 6- ريشه هاي رناس در خاک53
تصوير 7- ريشه هاي رناس در حال خشک شدن54
تصوير 8- ريشه هاي رناس در حال پودر شدن با آسياب54
چکيده:
به منظور بررسي اثرمقادير مختلف کود اوره و فسفر تحت شرايط شور بر صفات زراعي، فنولوژيکي وعمکلرد گياه رناس آزمايشي بصورت فاکتوريل درقالب طرح آماري بلوک هاي کامل تصادفي،با 3 تکرار درمزرعه تحقيقاتي رودشت اصفهان درسالهاي زراعي 1390و1391 انجام شد. دراين پژوهش 4سطح (0،50، 100و 150 ( کيلوگرم در هکتار کود شيميايي اوره و4 سطح(0،50، 100و 150 )کيلوگرم در هکتار کود شيميايي سوپر فسفات تريپل به عنوان تيمار بکاربرده شد. آزمايش در شرايط خاک شور وآب شور ds/m 10 EC= انجام شد. درپايان فصل، صفات زراعي و فنولوژيکي شامل عملکرداندام هوايي وريشه ،وزن هزار ميوه، ،طول،عرض وسطح برگ، ارتفاع گياه، طول ريشه، ميزان کلروفيل، کاروتنوئيد، فلاونوئيد، پرولين دربرگ و ميزان رنگدانه آليزارين ريشه اندازه گيري شد. براساس نتايج حاصل از تجزيه واريانس عملکرد اندام هوايي، ارتفاع گياه، ميزان توليد ريشه، ميزان کلروفيل، کاروتنوئيد، آنتوسيانين، فلاونوئيدکل، پرولين دربرگ وميزان رنگدانه آليزارين ريشه به طورمعني داري تحت سطوح مختلف کود ازته و فسفر قرارگرفتند و بيشترين مقدارصفات متعلق به سطح کودي 100 کيلوگرم درهکتار کود اوره و فسفر و کمترين ميزان متعلق به شاهد بود. تجزيه واريانس ميزان سطح برگ، وزن هزار ميوه وطول خوشه گياه روناس بين سطوح مختلف کود فسفر ، کود نيتروژن و اثرات متقابل کود نيتروژن و فسفر تفاوت آماري معني داري با شاهد نشان ندادند. بررسي عملکرد تيمارها نشان داد که بهترين عمکرد اندام هوايي را تيمار 150 کيلوگرم در هکتار کود اوره وفسفر وکمترين عملکرد را تيمار بدون کود داشته اند. بيشترين عملکرد وزن تر ريشه مربوط به مصرف 50 و 100 کيلوگرم در هکتار کود اوره و فسفر و کمترين عملکرد را تيمار بدون کود داشته اند. نتايج بدست آمده ازاين آزمايش نشان دادکه بالارفتن سطح کوداوره و فسفرتاحدبهينه باعث افزايش عملکرد ومقدارآليزارين ريشه شده است.

فصل اول
مقدمه
1-1- مقدمه
يکي از مهم ترين مشکلاتي که کشاورزي دنيا باآن روبروست وجود آبها وخاک هاي شورطبيعي وشور شدن خاک هاي زراعي موجود مي باشد. بيش از900 ميليون هکتاراز اراضي جهان شور وغير قابل کشت بوده که تقريبا معادل 3 برابر كل اراضي قابل كشت مي باشد. در حال حاضرحدود 25 درصد اراضي دنيا و حدود 15 درصد از اراضي ايران شورمي باشند. اين آماردراراضي فارياب به مراتب نگران كننده تر است، بطوري كه بر اساس آخرين گزارشات حدود 33 درصد از اراضي تحت آبياري دنيا و 50 درصد ازاراضي تحت آبياري در ايران با مشكل شوري روبرو مي باشند (مجموعه اطلاعات کشاورزي ، 1385) .
شوري يكي از مهمترين موانع كشاورزي در نواحي خشك و نيمه خشك است. 954ميليون هكتار زمين دردنيا به درجات مختلف تحت تاثير شوري هستند. مقدار خسارت ناشي از شور شدن زمينهاي كشاورزي در سطح جهان 15 ميليارد دلارگزارش شده است ( امرالهي، 1375).
فراهم كردن امكانات لازم براي جلوگيري ازگسترش خاكهاي شور و يا اصلاح و زهكشي اين اراضي، بدليل هزينه بسيار بالا،كاري مشكل و گاه غيرممكن است، ليكن استفاده از ارقام مقاوم به شوري به همراه مديريت زراعي مناسب ، بهره برداري از اراضي شور را امكان پذير ميسازد (اشرف والري،1996)1.
بنابراين ضرورت تحقيق در مورد گياهاني که قادر باشند روي خاک هاي شور برويند محسوس است . انتخاب دقيق و گسترش گياهان زراعي مقاوم به شوري که موجب افزايش محصول دهي و استفاده بهينه از خاک و آب هاي شورشود، در مديريت زمين هاي شور مفيد است (عباسي و همکاران ،1388) .

معمولاتحمل به شوري گياهان زراعي تحت شرايط مطلوب از نظر حاصلخيزي خاك مورد مطالعه قرار ميگيرد(حيدري وهمکاران.2007).2مطالعات متعددي نشان دادند كه مديريت حاصلخيزي خاكهاي شور، عملكرد گياه را از بعد كمي و كيفي بهبود مي بخشد (خان و همکاران.1995)3.
ميزان بهبود عملكرد گياه در اثر مصرف عناصر غذايي در خاك شور بستگي به سطح شوري و ميزان عناصر غذايي موجود در خاك دارد (دريهم و همکاران. 2002)4 .

تغذيه عناصر معدني گياه به ميزان زيادي تحت تاثير شوري قرار مي گيرد. همچنين تغييراتي ازنظر نياز اندام هاي هوايي وريشه به عناصر معدني حاصل شده و ميزان انتقال مواد درون گياه کاهش مي يابد. از سوي ديگر تجمع يون هايي که ممکن است در متابوليسم گياه اختلال ايجاد کند افزايش مي يابد و مکانيسم جذب ،انتقال و استفاده از عناصر معدني ممکن است به اندازه شرايط طبيعي کارايي نداشته است (حيدري شريف آباد ، 1380).
در گياهان تحت تنش شوري ، عدم تعادل تغذيه اي مي تواند به راه هاي گوناگون صورت گيرد .اين عدم تعادل ممکن است به دليل تاثير شوري برفراهمي به عناصر غذايي، جذب رقابتي، انتقال يا تقسيم داخل گياه ايجاد گردد وياممکن است به سبب عدم فعاليت فيزيولوژِيکي يک ماده غذايي معين و افزايش نياز گياه براي اين عنصر غذايي در ارتباط باشد. برهمکنش موثر برقابليت دسترسي مواد غذايي ،جذب و توزيع آن نيز موضوع پيچيده است وجود شوري موجب پيچيدگي بيشتر در تغذيه معدني گياه مي شود (مارچنر.1981)5 .
سپاسخواه(2009)6 بيان کرد ، درشرايط سخت محيطي نظير شوري آّب و خاک و کمبود منابع ،تنها تعداد نسبتا محدودي ازگونه هاي گياهي قادر به ادامه حيات هستند.
زيرا اين گونه گياهان ازطريق تحمل شوري و ياخشکي بوسيله سازگاري فيزيولوژيکي و آناتوميکي که منجر به کاهش تلفات آب و ياتحمل به شوري مي باشند خود را در برابر اين گونه شرايط سخت حفظ مينمايند. توانايي گياهان از نظر دوام و بقا در شرايط شور و خشک يکي از ويژگي هاي اساسي طبيعي گياهان خشک وشور پسند مي باشد. در مناطق شور و خشک ،آب و نمک ازعوامل محدود کننده توليدات کشاورزي بوده وتوسعه منابع ديگر نيز به آن بستگي دارد. در اين گونه اراضي بسياري ازگياهان بامحيط قابل انطباق نيستند و جهت احيا واستفاده از شرايط فوق بايد گياهاني رامورد مطالعه قرار داد که ضمن تحمل شرايط مذکور بتوانند با حداقل نياز آبي وغذايي به رشد خود ادامه دهند.
1-2 بيان مساله :
شوري منابع آب وخاک يکي ازمهم ترين موانع درتوليد محصولات کشاورزي به شمار مي رود. نگاهي گذرا به وضعيت شوري خاکها در کشور نشان مي دهد که خاک هاي شور سهم عمده اي را در کاهش توليد محصولات کشاورزي به عهده دارند. کمبود منابع آبي متعارف، وسعت خاک هاي شور وشورشدن ثانويه اراضي موجب گرديده است تا بهره برداري از منابع آب وخاک شوربه منظور مرتفع ساختن نياز غذايي جمعيت در حال رشد مورد توجه بيشتري قرار گيرد. از آنجا که تنوع گسترده اي از نظر تحمل به شوري در بين گياهان مختلف وجود دارد ، انتخاب گياه مطابق با شرايط شور موجود راهکار مناسبي است که ضمن تضمين بقا ورشد گياه موجب مي گردد تا محصول مفيد و اقتصادي نيز توليد شود از اين رو کاشت گياهان متحمل به شوري گندم ، جو ،پنبه، سورگوم و…همواره نزد کشاورزان به عنوان يکي از راهکارهاي بهره برداري از منابع آب وخاک شور مطرح بوده است (بناکار،1389) .
عناصرنيتروژن وفسفراز مهم ترين عناصرغذايي گياهان محسوب مي شوند و نقش بسزايي در افزايش عملکرد گياهان زراعي دارند اما متاسفانه به منظور توليد بيشتر و کسب درآمدبالاتر ، مصرف اين عناصر توسط کشاورزان بامصرف روز افزون همراه است و ازطرفي مصرف بيش ازحد لزوم اين عناصر در مزارع علاوه برتحميل هزينه تهيه و مصرف آنها باعث ايجاد مشکلات زيست محيطي، آلودگي ،کاهش کيفيت محصولات زراعي و باغي مي شود .از طرفي افزايش مداوم کودهاي شيميايي موجب تاثير منفي در خاک وبرهم زدن تعادل عناصر غذايي درآن شده ، ودر نتيجه عملکردکاهش مي يابد. در اکثرکشورهاي پيشرفته نسبت نيتروژن وفسفر و پتاسيم به ترتيب 35،45،100 است. اين نسبت در ايران بسيار نامتعادل و تقريبا 3،111،100 بوده و هميشه در مصرف کود ، بيشتر به کودهاي فسفاته توجه شده است (صالح راستين .2004)7.
هو و همكارا ن(1997)8 اظهار مينمايند كه در بسياري از موارد روابط شوري و حاصلخيزي مي تواند به سه شكل زير خلاصه شود:
1-در سطوح پائين شوري، كمبود عناصرغذائي بيش از شوري عملكرد را محدود ميكند، لذا افزودن عناصر غذائي در اين شرايط، عملکرد را بطور قابل ملاحظه اي افزايش ميدهد.
2-در سطوح متوسط شوري، كمبود عناصرغذائي وشوري تقريباً به يك نسبت عملكرد را محدود نموده وممكن است هيچ اثر متقابلي بين آنهارخ ندهد. در چنين شرايطي افزايش سطح عناصر غذائي در محيط رشد ، تاحدي عملكرد را بهبود مي بخشد .
3-درسطوح بالاي شوري، شوري بيش ازكمبود عناصرغذائي عملكرد رامحدود نموده و بهبود حاصلخيزي خاك در اين شرايط تأثير چنداني بر عملكرد ندارد .
روناس ازجمله گياهاني است که کاشت آن دربسياري ازمناطق شوراستان يزد مرسوم بوده است. اگرچه اطلاعات علمي مستند درمورد تحمل به شوري روناس در دسترس نيست، ليکن بسياري از کشاورزان از گذشته هاي دور روناس رابه عنوان گياهي متحمل شناخته ولذا به کشت وتوليدآن همت گمارده اند. شواهدي در دست است که نشان مي دهد روناس درشوري خاک تا 18 ds/mو شوري آب آبياري بيش از 20 ds/m کشت شده است (صدري.سنايي،1372).
آنجليني وهمکاران (1971)9 بيان کردند: روناس از نظرعلوفه اي نيز مورد توجه بوده ليکن بخش مهم و اقتصادي آن که بيشتر مورد استفاده دارد ريشه ها بوده که حاوي رنگدانه آليزارين مي باشند که درصنايع رنگرزي و رنگ کردن الياف قالي مورد استفاده قرار مي گيرند (ميراب زاده اردکاني،1388) .
باتوجه به جايگاهي که روناس درصادرات دارد ونيزسازگاري باشرايط اقليمي مختلف،ازنظرزراعي وصنعتي گياهي مفيد جهت کاشت در مناطق شور مي باشد. کاشت روناس در مناطق کويري اشتغال زا وبراي کشاورزان منبع در آمد مناسبي به شمار مي رود .
1-3 اهميت و ضرورت انجام تحقيق
تا کنون تحقيقي که اثر کودهاي شيميايي ماکرو را روي صفات کمي و کيفي گياه روناس تحت شور باشد انجام نشده است. و از انجاييکه اکثر خاکهاي کشور به خاطر خشکسالي در حال شور شدن هستند به نظر مي رسد از اين جنبه جديد و قابل تحقيق باشد. تا در آينده بتوان از اين گياه در شرايط آب شور استفاده نموده و با توليد ريشه فراوان و توليد ماده موثره آن نقش اساسي درصادرات داشته باشيم.
1-4 فرضيات تحقيق
مصرف کود ازته و فسفره بر عملکرد گياه روناس در شرايط شور تاثير دارد.
عدم مصرف کود در کشت روناس در شرايط شور مي تواند منجر به کاهش عملکرد گياه گردد .
مصرف انواع کودهاي شيميايي به لحاظ ماهيت کاتيوني يا آنيوني آن در خاک مي تواند باعث افزايش يا کاهش عملکرد گياه گردد .
1-5 اهداف تحقيق
تأثير سطوح مختلف کودهاي ازته و فسفره بر صفات کمي و کيفي گياه روناس تحت شرايط شور
بررسي اثرات متقابل کود ازته و فسفره بر صفات کمي و کيفي گياه روناس در شرايط شور
بررسي امکان کشت روناس در زمين هاي شور و درپي آن افزايش سطح زير کشت اين محصول
تشويق کشاورزان به کشت جايگزين روناس در شرايط شور با محصولات با در آمد کمتر
1-6 سؤالات تحقيق:
آيا کود ازته اثر مثبتي بر صفات کمي و کيفي روناس دارد؟
آيا کود فسفاته اثر مثبتي بر صفات کمي و کيفي روناس دارد؟
آيا پاسخ سؤالات فوق، بر حسب سطوح مختلف تيمار‌هاي ذکر شده تغيير نشان مي‌دهد؟
مناسب‌ترين مقدار کود ازته و فسفاته در افزايش عملکرد گياه روناس کدام است؟
آيا اثرات متقابل کودهاي ازته و فسفاته تاثيري درافزايش عملکرد گياه روناس داشته است؟
فصل دوم
مروري بر پژوهش هاي پيشين
2-1- گياه شناسي
روناس(Madder ) بانام علمي Rubia tinctorum L. از خانواده Rubiaceae است. Rubia ازکلمه Ruber به معني قرمز گرفته شده ،که اشاره به رنگ قرمز استخراج شده از ريشه R.tinctorum دارد. در زبان عربي فوه – فوه الصابغين ناميده مي شود (رضايي،1389) .
اين جنس گونه هاي درختچه اي با ساقه هاي ايستا وخزنده وحلقه هايي از برگ هاي ساده دارند. گل آذين پانيکول داراي گل هاي 4-5 لبي، قيفي شکل است. چندين گونه اين جنس به عنوان گياهان زينتي کشت ، برخي به عنوان منبع رنگ و برخي ديگر از نظر دارويي مهم هستند .
روناس گياهي چند ساله ، با ساقه هاي شيار دار ورونده به طول 5/1 متر است که مقطع آن چهارگوش مي باشد. ساقه روناس داراي خارهاي ريز وخشن است. برگ هاي آن نوک تيز وکشيده ،بدون دمبرگ که به صورت فراهم و چهارتايي بر روي ساقه قرار دارند. روي رگبرگ اصلي و لبه هاي برگ خارهاي زبر ، خشن و چسبنده وجود دارد. گل آذين روناس به شکل گرزن و گل ها به رنگ سبز – زرد است. ميوه روناس بري به رنگ قهوه اي تا (داراي دو بذر) با غشاي گوشتي است که پس از رسيدن ، سطح آن چروکيده مي شود. ميوه هاي رسيده هنگام جذب رطوبت به مقدارجزيي رنگ قرمز توليد مي کنند. ريشه هاي روناس به رنگ کرم خاکي و داراي طعمي گس و تلخ هستند (دوازده امامي. مجنون حسيني،1387) .
ريشه ي روناس به رنگ سرخ تيره ورنگ داخل آن سرخ روشن است. ابتداطعم شيرين دارد و سپس تلخ و گس مي شود. ريشه 3 قسمت دارد :
1-مغز نازکي در ميان ريشه که به رنگ زرد مايل به قرمز است .
جداري که مغز را احاطه کرده است. رنگ در اين قسمت به صورت گلوکزيد وجود دارد که به سهولت از ساير قسمت ها جدا مي شود .
2-پوسته خارجي به رنگ تيره ي مايل به قهوه اي که بسيار نازک است و بافت مرده دارد (ميراب زاده اردکاني،1388) .
3- روناس مولد يک نوع رنگ طبيعي حاوي رنگدانه هاي آنتراکينوني در ريشه و سلول هاي گياهي آن مي باشد. يک نوع از اين رنگدانه هاي آنتراکينوني ، آليزارين نام دارد که يکي از مهم ترين و ساده ترين رنگ هاي دندانه اي طبيعي ميباشد و بنابراين جزء رنگ هاي دندانه اي محسوب ميگردد و از آنجاييکه آليزارين قدرت ظاهرکردن رنگهاي مختلف برروي دندانه هاي گوناگون را دارامي باشد به آن رنگ پلي ژنيک گفته مي شود(زمرديان،1377).
2-1-2 تاريخچه کشت روناس
کشت روناس داراي قدمت طولاني در کشور قلمداد مي شود. يکي از قديمي ترين منابع موجود در اين زمينه که به کشت روناس هم پرداخته است کتاب آثار واحياء يا آثار اخبار به زبان فارسي به تاليف خواجه رشيد الدين فضل الله همداني است. خواجه رشيد الدين درتوصيف روناس (در آثار واحياء با نام هاي رويناس ،رنياس، ريناس يادکرده است).
به اين ترتيب قدمتي لااقل 800 ساله براي کشت روناس در ايران به ويژه يزد واطراف آن مي توان قائل بود. درآثار و احياء به مطلبي هم در مورد فرآوري روناس پرداخته شده، با اين مضمون که در منطقه اي از شابران تا دربند (احتمالادرقفقاز)ريشه هاي روناس که خواجه آنها را بيخ مينامد ، پس از کندن و خارج کردن از زمين در تنور هاي بزرگي که گرم شده اند قرار مي گيرند تا پخته شوند در اين صورت رنگ آنها بهتر مي شود.
رنگ روناس از گذشته بسيار دور شناخته شده و مورد توجه بشر بوده است. درتورات و نوشته هايي که از قبر هاي فراعنه به دست آمده اند، به رنگرزي با روناس اشاراتي شده است (نوروزي،1389).
رنگ استخراج شده از ريشه روناس ، قرمز پر رنگ و با ثبات است و در رنگ کردن الياف قالي که يکي از مهم ترين صنايع دستي و صادراتي کشور است مورد استفاده قرار گرفته است .
خانواده روناس عمدتا در مناطق گرمسيري ونيمه گرمسيري جهان و تعداد معدودي از گياهان اين خانواده در مناطق معتدله و سرد کشت مي شود. بعضي از دانشمندان عقيده دارند ، تا قبل از شروع قرن شانزدهم هيچ گونه زراعي از روناس در اروپا وجود نداشته است. کشت روناس در برخي ازکشورهاي شمال آفريقا مانند الجزاير ،تونس، ليبي، مصر ومراکش به صورت پراکنده انجام مي گرفته و در برخي از نواحي آمريکاي شمالي و استراليا نيز اين گياه کشت مي شده است. زراعت روناس در بسياري از مناطق اروپا وآفريقا به منظور به دست آوردن ماده رنگي آليزارين از ريشه آن بوده است. در کشورهاي اروپايي مانند ايتاليا ،يونان ،هلند و مجارستان در قرن هاي 16تا 17 ميلادي کشت روناس متدوال بوده است. درکشور فرانسه کشت روناس درقرن 18 ميلادي معمول بوده است. متداول شدن کشت روناس در ايران به اوايل قرن 18 ميلادي بر مي گردد.
بيشترين سطح پراکندگي آن در کشورهاي ايران ،چين ،ژاپن ،هندوکشورهاي آسياي ميانه بوده و احتمال زياد بومي اين نواحي است. زماني که آليزارين(ماده رنگي روناس) ازطريق توليد شيميايي در صنعت تهيه شد ،کشت روناس در اروپا وآسيا و سايرنقاط جهان سير نزولي يافت .
اين گياه دراستان هاي يزد، مخصوصا شهرستان اردکان و بافق کشت مي شود و جزوه گياهان اصلي تناوب زراعي مرسوم در اين مناطق است و در رونق اقتصادي و درآمد کشاورزان و اصلاح خاک آنها نقش موثري دارد .در روزگاران قديم در استان هاي آذربايجان (شرقي و غربي)، اردبيل ،مرکزي، کرمان و فارس کشت مي شده است. در باغات شهرستان هاي کرج و ساوه اين گياه به عنوان علف هرز مشاهده شده است و در استان فارس به عنوان يکي از گياهان مرتعي وجود دارد که از نظر رنگ فاقد کيفيت است (ميراب زاده اردکاني،1388).
ميوه خانواده روناس داراي500 جنس و7000 گونه است. از جنس هاس مهم اين خانواده مي توانRubia, Asperula, Galium, Psychoteria رانام برد(سرپله و همکاران،1389) .
اين گياه بطور وحشي در منطقه مديترانه از اسپانياتا آسياي صغير وهمچنين شمال آفريقا و برخي نواحي آسيا مي رويد . منشا اوليه آن خاور نزديک و قفقاز بوده است .گياه روناس در نواحي ايران اراک ،اطراف دماوند ، تبريز ، يزد ، خوي ، ديلمان و اروميه مي رويد (رضايي، 1389).
گياه روناس داراي مصارف اقتصادي، درماني، صنعتي، علوفه اي است. درريشه روناس پيگمانهاي آنتراکوئينون توليد مي شود ،که يکي از آنها آليزارين (2،1 دي هيدروکسي آنتراکوئينون )است. رنگ روناس از 2000 سال قبل از ميلاد براي رنگرزي استفاده مي شده است ويکي ازباثبات ترين رنگ هاي طبيعي قرمز متمايل به ارغواني در صنعت فرش محسوب مي شود. امروزه از روش هاي مختلف مانند کروماتوگرافي مايع براي ارزيابي کيفيت و ارزش اقتصادي آن استفاده مي شود ، پودر روناس که براي رنگرزي استفاده مي شود از ريشه روناس استخراج ميگردد. اگرچه در پودرکردن ريشه از تمامي بخش هاي ريشه روناس استفاده مي شود، ولي ماده رنگي بيشتر در بخش زنده و مغز ريشه آن وجود دارد و براي تهيه پودرخالص روناس قبل از آسياب کردن کامل ريشه ، پوست خارجي آن را جدا مي سازند (باغستاني،1369 ) .
2-1-3 کاشت ، داشت ، برداشت
2-1-3-1 خاک
روناس خاکهاي عميق و سبک (خاک شني رسي) را به خاک هاي سنگين ترجيح داده ودراين نوع خاک هاريشه بهتري توليدمي کند. توصيه شده است که در اراضي رسي خالص اين محصول کشت نشود (رضايي و همکاران، 1389).
جفري (2002) 10اعلام کرد زمين هايي آهکي که داراي کربنات کلسيم مي باشند روناس مرغوب تري از حيث کيفيت و ميزان رنگدهي ماده رنگزا بدست مي آيد. در ايران بهترين نوع روناس ،روناسي است که در شن زار ها مي رويد. علاوه بر اين هر چه ريشه روناس مدت زمان بيشتري در خاک بماند ، ميزان ماده رنگزايي که از آن بدست مي آيد بيشتر و رنگ حاصله از آن پررنگ تر است .
2-1-3-2 آماده سازي زمين
براي انجام کشت روناس بايد بعد از کود دادن زمين را در پاييز به عمق 50 تا 60 سانتيمتر شخم زده و در اوايل بهار يک شخم سطحي کرت را هموار کرده و بذر را مي کارند(ميراب زاده اردکاني،1389) .
2-1-3-3کود
روناس در هر هکتار نياز به 40 تا 50 تن کود حيواني وحدود 200تا 300 کيلوگرم کود فسفات دارد که بايد قبل از شخم در پاييز به زمين داده شود. کود اوره به عنوان کود سرک در هر هکتار 50 تا 100 کيلوگرم به زمين داده مي شود (رضايي و همکاران، 1389) .
2-1-3-4 آبياري
پس از کاشت، زمين را بايد هر 12 روز يکبار آبياري کرده اين عمل بايد تا موقع سبز شدن که حدود 40 روز طول مي کشد ادامه يابد. در منطقه اردکان استان يزد بعد از سبز شدن به مدت چهل روز آبياري را قطع مي کنند تا ريشه روناس به عمق زمين رفته وطول ريشه که مورد استفاده قرار مي گيرد. طويل شود و بعد از گذشت چهل روز مجدداً هر 12روز يکبار آبياري را انجام مي گرديد. از ماه آذرتا فروردين ماهي يک بار آبياري کافي است. ولي درتابستان هر 12روز يکبار آبياري در اين منطقه (اردکان) ضروري بنظر مي رسد. بهترين موقع آبياري روناس در شب يا صبح زود است که هوا خنک است اين گياه طبيعتاً به آب شور نيز ناسازگار است .
2-1-4 زمان کاشت ، داشت ، برداشت
در تحقيقي به منظور بررسي اثرات زمان کشت، سال برداشت وميزان تراکم بر عملکرد روناس دردوروش کاشت بذري و ريشه اي محقيقين به اين نتايج رسيدند:

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

زمان کاشت روناس که مهرماه و اسفندماه مي باشد به دليل امکانات زارع در آماده سازي زمين و کاشت نقش مهمي دارد وعلاوه برآن در رشد اوليه و استقرار گياه که خود عامل مهمي در توليد مي باشد نقش بسزايي دارد. با کشت دراسفدماه 84/10 تن درهکتارعملکردروناس خشک و با کاشت درمهرماه 57/9 تن در هکتار عملکرد روناس خشک حاصل شده است.
سال برداشت نيزاثر مهمي درتوليد دارد. چون گياه بايد فرصت کافي براي توليد داشته باشد ،به طوريکه برداشت پس از3 سال داراي عملکرد 34/13 تن در هکتار وبرداشت پس از دوسال فقط 08/7 تن در هکتار بود .
تراکم کاشت نيز يکي از عوامل موثر در توليد مي باشد که افزايش و ياکاهش بيش از حد تراکم مي تواند در ريشه زايي و رقابت بين گياه موثر باشد که نهايتا عملکرد محصول را تحت تاثير قرار مي دهد. با کاشت 250 کيلوگرم بذر در هکتار 89/10 تن روناس خشک درهکتار برداشت گرديد آزمايش براي کاشت ريشه روناس نشان داد ، زمان کاشت بر توليد اثر مهمي از نظر آماري معني دار نداشت ليکن سال برداشت اثر مهمي بر توليد داشته و زمان برداشت پس از3 سال از بقيه برتربود. بنابراين در موقع کاشت روناس بااستفاده از قلمه ريشه بهتر است کاشت ريزوم ها به مقدار 5/2 تن در هکتار در اسفندماه انجام گيرد(مروتي. وظيفه شناس ، 1389) .

محققين با هدف تعيين مناسب ترين روش توليد ،بهترين زمان برداشت و همچنين درصد مواد رنگي ريشه پژوهشي 3 ساله در قالب طرح بلوک هاي کامل تصادفي در 3محل با 4 تکرار طي سالهاي 1374 تا 1377 در استان فارس طراحي و اجرا کردند. خاک هاي متفاوت از نظر قابلبيت هدايت الکتريکي انتخاب گرديد. مقايسه عملکرد ريشه خشک حاصل از کشت ريشه و کشت بذر و درصد مواد رنگي حاکي از آن بود که اين ويژگي ها در سال سوم به نحو معني داري بيشتر از سال دوم بود( نامجويان و همکاران.1389 ).
عملکرد ريشه خشک در محل ني ريز و سروستان درخاک شور زيادتر از خاک غير شور بود .نتايج حاکي از آن است که ميزان محصول و مواد رنگي ريشه با افزايش سن گياه و ازديادEC خاک افزايش مي يابد . منطقه سروستان منطقه مناسبي براي کشت ريشه روناس بوده است. مقايسه عملکرد ريشه خشک در تيمار کشت ريشه با کشت بذر حاکي از آن است که عملکرد ريشه درکاشت ريشه به نحوه معني داري بيشتر از کاشت بذر بوده است. گياه روناس خاکهاي نيمه شور را بر خاک هاي شور ترجيح مي دهد (ميراب زاده اردکاني،1389) .
در يک پژوهشي به منظور ارزيابي ارزش بالقوه صنعتي و زراعي گياهان روناس تحت شرايط ديم در جنوب غربي آناتولي، ترکيه سه نوع (بذر، نهال و قلمه ريشه)، در پنج روش مختلف (ريشه نشاء پاييز ، نشاء ريشه بهار، کاشت بذر پاييز ، کاشت بذر در بهار، و نشاء نهال بهار مورد استفاده قرار گرفت ، نشاء نهال بهار تا به حال بهترين عملکرد، توليد ريشه و بيشترين بازده رنگ را داشت است. مشخص شد که ماه اوت، زمان برداشت بهينه براي به دست آوردن بيشترين ماده خشک و تجمع ماده رنگ بود. رنگ ماده 2.3 برابر بيشتر در قشر نسبت به ستون سنگي انباشته شده است و بالاترين مقدار رنگ و نسبت قشر ريشه در موقعيت عالي يافت شد (سپهري اردکاني.فتاحي اردکاني،1386).
نتايج تحقيق با اندازه گيري بهره وري و کل عوامل موثر توليد روناس در يزداز روش تابع توليد نشان داد به ازاي هر واحد هزينه 64 واحد در آمد ناخالص ايجاد مي کند. در اين تحقيق بهره وري کود حيواني از ساير نهاده ها بالاتر بود که حاکي از اهميت اين نهاده است و بهره وري آب در حد پايين قرار داشته که نشان دهنده عدم استفاده از سيستم هاي آبياري پيشرفته و تلفات اين ماده حياتي در منطقه است(فتاحي. 1385) .
مراقبت از روناس شامل آبياري، مبارزه با علفهاي هرز و سله شکني، خاک دهي پاي بوته ها و مبارزه با آفات و بيماريها مي باشد.
2-1-5نگه داري روناس يا مرحله داشت
2-1-5-1مبارزه با علفهاي هرز و سله شکني
در تابستان بايد عمليات وجين و کنترل علفهاي هرز صورت گيرد .
2-1-5-2 خاک دهي پاي بوته ها
در پائيزسال اول به پاي بوته ها مخلوط خاک با کود حيواني داده مي شود تا ريشه توسعه پيدا کرده و از سرماي زمستان محفوظ بماند. در تابستان سال دوم وقتي گياه به گل رفت قسمتهاي سبز ساقه و برگ را کف برکرده و به مصرف تغذيه دام مي رسانند در پائيز سال دوم نيز پاي بوته ها را مجدداً خاک همراه با کود حيواني مي دهند. در اواخر تابستان سال سوم يا چهارم،روناس را کف برکرده و ريشه ها را درمهر ماه برداشت مي کنند. اين عمل موجب افزايش ريشه ودرنتيجه بالارفتن عملکرد مي شود. علاوه بر اين از يخ زدن ريشه روناس در فصل زمستان جلوگيري مي کند(ميراب زاده اردکاني ، 1388) .
2-1-5-3- علف هاي هرز و انگلي مزارع روناس
علف هاي موجود در مزارع روناس عبارتنداز:خارشتر،پيچک صحرايي، مرغ ، سس و گل جاليز که در تابستان به وسيله وجين ، اين علف هاي هرز کنترل مي شوند .
2-1-5-4 مبارزه با بيماريها و آفات
گياه روناس نسبت به امراض و آفات نسبتاً مقاوم بوده و در بعضي مواقع پوسيدگي ريشه و يا شته در روناس مشاهده گرديده است. براي جلوگيري از پوسيدگي ريشه بهتر است در کشت روناس تناوب زراعي رعايت گردد و در زميني که اين گياه کاشته شده است براي مدت 5 تا 7 سال روناس کشت نگردد . ضمناً بهتر است يکسال قبل از کشت زمين به صورت آيش باقي بماند تا درتابستان آفتاب و نورکافي به زمين برسد توصيه شده که در اراضي رسي خالص نيز اين محصول کشت نشود .
جهت مبارزه با شته از سموم فسفره مناسب شته کش و براي جلوگيري از پوسيدگي ريشه نيز از سموم مختلف قارچ کش مي توان استفاده نمود(ميراب زاده اردکاني ، 1388) .
2-1-6تناوب زراعي
چون روناس در شرايط خاص اب وخاک شور کشت مي شود ، همواره در تناوب زراعي کشاورزان استان يزد قرار دارد واز موقعيت خاصي بين محصولات زراعي برخوردار است. باتوجه به مصرف کود حيواني زياد در زراعت روناس وطويل بودن ريشه ي ان که تا عمق يک متري خاک نفوذ مي کند ، اکثر کشاورزان براي اصلاح خاک و آباد کردن زمين مخصوصا اراضي که کشت اول آن هااست در آن روناس مي کارند .روناس معمولا در استان يزد ، پس از برداشت گندم و جو کشت مي شود . به طور تجربي ثابت شده است ، پس از يک دوره ي کشت اين گياه مي بايد در زمين مذکور به مدت چند سال (حدود 7 سال ) گياهان ديگري نظيرگندم ،جو،پنبه وغيره کاشت .در صورت کشت مجدد روناس در زميني که سال قبل روناس کشت شده است .گياهان دچار پوسيدگي ريشه مي شوند و راندمان توليد به شدت کاهش مي يابد. اين نکته نيز به تجربه ثابت شده است که اگر زمين روناس کاري شده پس از برداشت درحالت آيش باقي بماندوبعد دوباره مبادرت به کشت روناس شود ، محصول مرغوبيت چنداني نخواهد داشت .
به طور کلي تاکنون چندين تناوب به صورت هاي زير مشاهده شده اند:
الف) غلات، روناس ، غلات
ب)آيش ، روناس، غلات
ج)گندم، روناس، پنبه
د)گندم، روناس ،يونجه
ه)گندم، يونجه، روناس
2-1-7 برداشت
ريشه روناس را در پائيز سال سوم ياچهارم پس از کف برکردن ساقه و برگهاي سبز با بيل هاي مخصوص روناس کني برداشت مي کنند .عرض اين بيلها حدود 12 سانتي متر و طول آن 50 سانتي متر مي باشد. بهتر است روناس را در 3 يا 4 سالگي برداشت کرد زيرا ريشه ها به اصطلاح خوب رنگ انداخته و ميتوان رنگ بيشتر و مرغوب تري استخراج نمود .در مناطقي که اين گياه را به عنوان يک گياه زراعي کشت مي کنند زمان برداشت از 2 سالگي به بعد و حتي در موارد خاصي 4 سالگي است .برداشت محصول معمولا در اواسط مهرماه تا اواخر آبان ماه است . برداشت در حال حاضر کلا به صورت دستي است وهزينه ي زيادي دارد. براي برداشت ريشه توسط بيلهاي مخصوص زمين را شخم عميق زده تاريشه ها از خاک بيرون آيند. سپس توسط کارگر ريشه را از سطح خاک جمع آوري مي کنند. درموقع برداشت ريشه هاي سالم ومرغوب را جهت کشت مجدد انتخاب مي کنند(ميراب زاده اردکاني ، 1388) .
2-1-8بذر گيري
در تابستان سال دوم روناس را براي بذرگيري بحال خود واگذار کرده تا به گل بنشيند و در موقع گل دادن هم هر 6 روز يک بارگياه را آبياري ميکنند. بعد از اينکه گل تشکيل گرديد. در شهريور ماه بذرگيري مي کنند . ميزان بذر توليدي در هر هکتار بين 1 تا 3/1 تن مي باشد.
2-1-9 خشک کردن ريشه


دیدگاهتان را بنویسید