25-2- دايه71
26-2 – نسب و نژاد72
27-2 – توبه76
نتيجه گيري77
منابع و مآخذ78
چکيده
چکيده
خداوند متعال انسان را بر اين کره خاکي خلق کرد از آنجايي که اين مخلوق خاکي در کشاکش عقل و غريزه سر در گم نگردد پيامبراني را بهر هدايت و نشان دادن سير حق و صراط مستقيم فرستاد.
بي شک اين هدايت مي بايست به شکل تدريجي مي بود چرا که انسان خاکي به راحتي از غرايز دست نمي کشيد و اميال خود را رها نمي کرد. پيامبران الهي هر يکي دين پيامبر قبل خود را ترويج مي نمود مگر .کردند بلکه قوانين نيکو و پسنديده را مي پذيرفتند و خرافات وارده به دين را رها مي نمودند . رسول اکرم نيز کامل کننده تمامي اديان قبل از بود . ايشان بعضي از احکام و قوانين آنها را پذيرفت که ما آنها را به عنوان احکام امضايي مي شناسيم و احکام و قوانيني براي به کمال رسيدن انسان و دين وضع نمودند . از طرفي کشور ايران نيز صاحب پيامبراني قبل از ختم رسل بوده است ، پيامبران بزرگي که مردمان را به سوي يگانه پرستي دعوت مي نمودند پيامبراني همچون زردتشت که بسياري از قوانين و احکام او همانند اسلام مي باشد قوانيني همچون حرام بودن شراب . از آنجايي که ايران کشوري کهن مي باشد و از ديرباز مردمان و قهرمانان و پادشاهان اين سرزمين مدعي عدالت و يگانه پرستي بوده اند پس مي بايست برخي از احکام و قوانين آنها با احکام و قوانين اسلام برابر باشد يعني همان قوانين امضايي اسلام . اما به خاطر ناقص بودن اديان گذشته حتما افتراقي هم بايد وجود داشته باشد. مي توان وجوه اشتراک را قوانيني همانند قصاص و قوانين مربوط به جنگ از جمله زنان و کودکان هنگام جنگ دانست و همچنين تعداد زوجين نيز از آن جمله است. وجوه افتراق نيز وجود دارد که جمع دوخواهر از آن جمله مي باشد. و قوانيني همچون ولي قهري، نسب و نژاد ، توبه و دايه همگي تشابهات بين دين اسلام و اعتقادات ايرانيان قبل از اسلام مي باشد.
کليدواژه: شاهنامه،اصطلاحات فقهي و حقوقي، دين اسلام، پادشاهي کيومرث،پادشاهي منوچهر.
مقدمه
حمد و سپاس وستايش خالقي را سزاست که خلق کرد کل هستي را با (صلاي کن) هستي بخشد آنچه لايق هست شدن بود در هستي، و جميع مخلوقات را درمسير تکامل وکمال قرارداد ازجمله آدم را ازبهرانکه يکتا بودش ويگانگي خويش را برهمگان بنماياند. پيامبران خود را هاديان مسير حق قرارداد تا فرزندان آدم در (صراط مستقيم)گام بردارند. همواره باتکامل وسير به سوي کمال هاديان چون عابران هدايت خويش را تکامل وکمال بخشيدند وهريک هدايت هادي ماقبل خويش راپيش گرفت وچون خلايق نسبت به مخلوقات ما قبل گامي بيش تر به پيش نهاده بودند وپيش به سوي کمال با هدايت عقل ودين ره مي نورديدند، پيام آوران و رحمت حق نيز بيش از پيش قوانين طي طريق را بر مردم رهمون مي شدند يعني هر يک ازديگري ديني کامل تر به مردم ارائه مي نمود.
واز اين باب است که اديان مختلف تشابهات فراوان داشته و وجوه افتراق کمي با يکديگر دارند.
پس به راحتي مي توان وجوه اشتراک وافتراق را در اديان مختلف مورد بحث وبررسي قرارداد.چراکه همگي مسيري هستند براي رسيدن به يک پروردگار واجراي قوانين واحکام يک خالق اگر چه با نام هاي مختلف خوانده شود.
دور از ذهن نيست که هرپيامبري و هر قومي او را به يک نام بخواند واو را به يک نام بشناسد. چرا که تنها اوست خالق يگانه بي تاي يکتا بي همتا وتمامي پيامبران فرستاد. او يندازآدم تا خاتم(ص)
بي دليل نيست که او را صاحب هزار ويک نام دانسته اند. اگرهزار را، عدد کثرت بدانيم و نشانگرزيادي باشد مي توان گفت هزار و يک يعني نامحدود واين به اين معناست که خداوند نام هاي بي شماري دارد يعني هر قومي و هر جمعيت که بر هر نامي خالق را بخواند کسي نيست جز همان خداوند يگانه.
برهيچکس پوشيده نيست که آييني که پيامبر اکرم،رسول مکرم،خاتم انبياء،ختم رسل عالم،برعابران معبرحق وکمال ارائه کرد تا بي رهان عالم را به ره آورد وبه سوي کمال هدايت کند آييني نيست مگر دين پيامبران ماقبل خود مگر با تغييراتي کم آن هم در ره کمال. دين اسلام نيزهمانند اديان ديگر ديني است کاملتر ازاديان قبل ازخود واين تشابه ازآن سر چشمه مي گيرد که جملگي اين اديان آيين وراهي نيستند ،مگر راه حق ، مسير سالکش ره مي پيمايند براي رسيدن به کمال وپيامبرانش نيز نيستند مگر هدايت کنندگاني که هادي مسير حق اند وشمشير شان شکافنده حق از باطل که همگي فرستاده يک خالق يگانه ي يکتاي بي همتايند.
ايران يکي از کهن ترين کشور هاي جهان است و ازقديم اين کشور مهد وفرهنگ وتمدن بوده است اين مطلب نيز با اکتشافات باستاني وباستان شناسي در گوشه وکنار اين مرز وبوم کهن به اثبات رسيده است.
بي شک کشوري با اين همه فرهنگ و تمدن در مسيري گام برداشته مگر صراط مستقيم با توجه به مکتوبات تاريخي وکهن نيز اين مطلب قابل درک ودريافت مي باشد.
با مطالعه کتب قديمي وکهن متوجه مي شويم که در ايران نيز پيامبراني مبعوث شده اند و مردم را به خداي يگانه و مسير حق دعوت نموده اند که يکي از مهم ترين آنها را مي توان زردشت وآيين اين پيامبر بزرگ دانست ونام برد. که هنگام حمله اعراب مسلمان به ايران و فتح ايران توسط اعراب تقريبا همه يا بهتر است بگوييم بيشتر مردم ايران پيروان اين آيين ودين الهي بوده اند.
يکي از مهم ترين کتبي که ازاين پيامبر بزرگ نام برده وداستان هايي از چگونگي تبليغ وابلاغ او ذکر کرده است شاهنامه ي حکيم ابوالقاسم فردوسي مي باشد. در اين کتاب برزگ چگونگي مبعوث شدن اين پيامبر وگسترش آيينش ونخستين حکومتي که به او ايمان آورده است بيان شده است.
نه تنها آيين اين پيامبر الهي بلکه درلابلاي اشعار اين داستان ها شاعر با مهارت خاصي پاره اي از اعتقادات مردم ايران باستان را ذکر کرده است، جدا از اينکه اين کتاب يک کتاب ادبي است مي توان از آن به يک کتاب تاريخي ومذهبي هم نام برد.
بي شک اعتقادات مذهبي ايرانيان باستان با دين اسلام شباهت فراواني دارد چرا که هر دو صاحب پيام آوري هستند که از سوي خداوند يگانه مامور هدايت مردم شده است و مردم را به يک سو يعني همان حق هدايت مي نمايند.
هرگاه سخن از رسول اکرم و صدر اسلام به ميان مي آيد بي گمان ذهن انسان به مشکلات پيامبر ومسلمانان در آن زمان متبادر مي شود.
ويکي از مهمترين مسائل آن زمان جنگ هايي بود که في مابين مسلمانان و مخالفان در مي گرفت و هرگاه سخن از جنگ به ميان مي آيد غزوات را با نبي و خيبر را با علي به ياد مي آوريم مي دانيم که دين اسلام ديني سالم و بي نقص وکامل تر از همه ي اديان ما قبل خود مي باشد. پس نمي توان گفت بي دليل مي جنگيدند و خون انسان ها را به زمين مي ريختند. با مراجه به کتب فقهي در مي يابيم که هر جنگ و خونريزي در زمان صدر اسلام داراي دلايلي کاملا منطقي بوده است.
هرگاه سخن از شاهنامه به ميان مي آيد رزم رستم و سهراب، جوانمردي فرامرز، دلاوري هاي بهمن و بيژن، تير آرش ، وپهلوانان نامي ديگر يکي پس از ديگري در ذهن انسان رقص کنان ياد آور دلاوري هاي آنان مي شود.
از اين باب است، که وقتي به فکر فرو مي رويم که اگر ايرانيان نيز يگانه پرست بوده اند آيا دلايل شروع جنگ و خونريزي در اسلام و رزم پهلوانان کهن ايران تشابهي با هم دارند يا خير، اما پس از کمي تامل و تفکر متوجه مي شويم که همگي دلايل اين نبردها به نحوي با هم شباهت دارند وهيچ کدام با هم مغايرتي ندارند.
هر بنايي که ستون هاي محکم تري داشتند ، باشد استحکام بيشتري خواهد داشت، پس بنابراين هر آيين و اين که داراي اصل محکم تري باشد بي شک آن دين کامل تر از اديان ديگر است، ناگفته نماند که با کمي تفکر ومطالعه در اصل دين اسلام با آنچه ايرانيان باستان با توجه به آنچه فردوسي از داستان هاي مکتوب قديمي به نظم در آورده است در مي يابيم که همگي معتقد بوده اند که خداوند يکتاست ونيز بر هر پيامبري جانشيني رواست.
اسلام ديني است کامل تر از اديان ما قبل پس قوانين و قواعد آن نيز کامل تر از قوانين اديان ماقبل خود مي باشد. چرا که اين احکام و قوانين استحکام دين را بيشتر مي کند و هر انسان صاحب انديشه اي با تفکر در اين احکام دين بهتر را مي پذيرد اگر ديني نا قص تر از دين خود مشاهده کند و قوانين آن تفکر کند و تحقيق نمايد هيچگاه آن تفکر کند و تحقيقي نمايد هيچگاه آن را نمي پزيرد چرا که با مشاهده نقص در آن به عدم کمال آن پي مي برد ودين خود را کامل تر مي داند اسلام نيز اگر احکامش نسبت به ديگر اديان ناقص تر باشد هيچ شخصي صاحب فکري به اسلام نمي گرود.
پس بنابراين ديني که رسولش ختم رسل عالم است بايد کامل ترين و بي نقص ترين باشد تا انسان هاي صاحب انديشه آن را بپذيرند و قبول کنند .
اما بعضي از اين احکام، قوانين و احکامي هستند که در اديان گذشته نيز وجود داشته اند و فقط دين اسلام آن ها را امضا نموده است و فقط بخشي از اين احکام، احکام تاسيس مي باشد. اگر تمامي اين احکام و قوانين و مقررات با اديان ما قبل متفاوت باشد نمي توان به آن ديني کامل تر از اديان گذشته گفت بلکه فقط ديني است که کاملا متفاوت است چه بسا بسياري از احکام آن نسبت به احکام گذشته ناقص تر هم باشد.
بنابراين لازم مي آيد پاره اي از احکام فقط به تاييد پيامبر اکرم و بزرگانم و معصومين برسد. چرا که اين دليل و نشانه براي سير تکامل و کمال دين جديد مي باشد.
و اگر چنين نباشد نمي توان آيين جديد را ديني کامل تر دانست .
دين اسلام نيز بسياري از قوانين اديان گذشته را تاييد نموده است و بخاطر کامل بودنش پاره اي از احکامي که اجرا نمي شدند يا ناقص بودند در اسلام بنا نهاده شده اند ويا کامل شده اند.
قوانين و احکامي که در ايران باستان اجرا مي شده است نيز بسيار شباهت دارد و با احکام امضايي دين مبين اسلام و از آن جمله مي توان احکام جنگ مانند زنان و کودکان درجنگ ،حکم افرادي که صلاح خود را به زمين مي گذارند ونمي جنگند،بحث غنايم ، افرادي که در جنگ به دشمن ياري نرسانده اند و در جنگ دخالتي نداشته اند و احگام ديگري هم چون قصاص ، ازدواج ناگفته نمايد که در اجراي اين قوانين ايرانيان باستان با مسلمانان کمي تفاوت داشته اند که مي توان جمع دو خواهر را به عنوان مثال بيان نمود که در اسلام ممنوع مي باشد اما در آن زمان منعي براي اين موضوع وجود نداشته است و يا درقتل هايي که قاتلان متعدد بوده اند به ازاي يک نفر همه ي آنها به قتل مي رسيدند و کشته مي شدند .
اصول دين ومذهب در اسلام را پنج مورد شمرده اند، با توجه به ابيات شاهنامه متوجه مي شويم که نام خداوند با الفاظ مختلف بسيار تکرار شده است و کلماتي چون(يک خداي) بسيار آورده شده است که اين مطلب نشانگر اعتقاد آن مردم به خداوند يگانه است.
يکي ديگر از اعتقادات مذهبي وآييني ما مسلمانان (عدل) مي باشد کلمه ي عدل در فارسي وجود ندارد اما معادل آن يعني (داد) در ابيات اين کتاب بسيار آمده است و خداوند را عادل مي خوانيم که بارها با لفظ دادگر نام پروردگار در اين بخش از شاهنامه آمده است .
يکي از مهم ترين اعتقادات ديني ما معاد است و همگي بر اين باوريم که روزي زنده خواهيم شد و سراز خاک بيرون مي آوريم و در رابطه با معاد احاديث و روايات فراواني آمده است.
بيشتر اديان آسماني بر اين باورند که جهاني غير از اين جهان وجود دارد و انسان ها سزاي اعمال خود را در جهان آخرت خواهند ديد و به همين خاطراست که در بعضي از اديان شخصي را با مقدار آب و غذا و لباس هاي فاخر،دفن مي نمايند که به نظر مي رسد ايرانيان باستان نيز اين چنين مي کرده اند و اين نشانه ي اعتقاد آنها به جهان آخرت و جهاني غير از اين جهان مي باشد.
يکي ديگر از اعتقادات مذهبي ما فرستادن فرستاده هايي از سوي پروردگار مي باشد که همگي رسولان بر حق خداوند متعال مي باشد وختم رسل محمد مصطفي آخرين پيامبر آسماني مي باشد وجز او پيامبر ي نخواهد آمد با توجه به آنچه در کتب اديان الهي ديگر آمده است.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

بعضي از پيامبراني که در شاهنامه ذکر شده اند همان پادشاهان ابتدايي ايران مي باشند که آنها را پيش داديان گويند يعني نخستين قانون گذاران و مردم ايران نيز براي آنها ارزش و احترام خاصي قائل بوده اند که اين موضوع نشانگر اعتقاد آنها به رسولان الهي مي باشد .
جدااز اصول دين و احکامي که در پيش به طور خلاصه به آنها اشاره شد در لا بلاي اشعار فردوسي بعضي از اصطلاحات و قوانين فقهي و حقوقي اسلام به چشم مي خورد که از آن جمله کبر و مني کردن را مي توان نام برد که باعث شد جمشيد پادشاهان ابر قدرت ايران زمين توسط ضحاک بي دين بر کنار شده و کشته شود.
يکي ديگر از اين مفاهيم مفهوم ديه وخون بها است که در لا بلاي اين ابيات به چشم مي خورد.
زماني که دو فرزند ناخلف فريدون مقداري پول و طلا براي پدر مي فرستند تا او از خون برادر کوچکشان در گذرد او نيز در جواب آنچه فرستاده شده را بر مي گرداند و بيان مي کند که حتي اگر پدر پير هم شود از خون فرزند نمي گذرد و به طلا خون او را نمي فروشد .
ناگفته نماند اصطلات و مفاهيم ديگري چون دايه – توبه – نسب و نژاد که بسيار به آن اشاره شده است و همه ي پهلوانان و شاهزادگان به نژاد و نسب خود افتخار مي نمودند و هم چنين ولي قهري يا همان ولايت پدر و جد پدري نيز بسيار به چشم ميخورد .
کليه موارد فوق الذکر در اين پايان نامه مورد بحث و برسي قرار گرفته است و موارد متشابه و متضاد آيين مردمان ايران قديم با دين و آيين ختم رسل عالم رسول اکرم نبي مکرم ، پيامبر اعظم ، حضرت محمد مصطفي ( ص ) مورد بحث و بررسي قرار گرفته شده و بيان شده است .
فصل اول
قوانين جنگ
هوالحق
“چون کن و آمد زدستان ايزدم از عدم نقش قدم در عالم احکام زدم “
ستايش و ثنا ، خدايي را سزا ، که در خلقت و در بزرگي يکتا ، و در رحمت بي همتاست .
خالقي که خلق کرد بايد کن کل هستي را .
قرار داد انسان را اشراف کل مخلوقات از بهر ختم حجت بر ايشان فرستادن پيامبران را يکي پس از ديگري از آدم تا خاتم . اينگونه به هر قوم و علت و سرزميني فرستاد و بهر هدايت و چون همگي فرستاد . خالقي يگانه و بي همتا بودند و جوامع را به يک هدف هدايت و رهبري نمودند . آيين و روش آنها در کليات و نيز بخشي از جزئيات يا همانند است و يا بسيار نزديک مگر در جزئي از جزئيات و نيست از اين امرآيين مقدس ختم رسل يعني شديت مقدس اسلام با آيين پيامبران قبل از خود يعني زردشت و حضرت عيسي بن مريم که قبل از پيامبر اسلام حضرت عيسي و قبل از زردشت از جانب پروردگار مامور هدايت و رهبري مردم بودند . ايرانيان قبل از ورود اسلام به ايران بيشتر يا مي توان گفت همگي در آيين زردشت بودند .
همانگونه که مي دانيم اکثر انبياء به آيين پيامبر قبل از خود ترويج مي دادند و اگر پيامبر صاحب شريعت بود اين آيين او کاملتر از انبياء قبل از خود بود . ولي هيچ کدام بطور کامل آيين متفاوت و مستقل از آيين نداشتند چرا که همه از جانب پروردگار يگانه بودند.
اگر به خوبي بررسي کنيم ببينيم که شايد بعضي از عناوين و اصطلاحات از نظر اصلاحي و سندي همانند نباشند اما از نظر معنا و مفهوم تقريبا يکي هستند مانند کله ي اله که مي توان : ايزد – داوار – دادگر – کيهان خديو – خداوند رب – يزدان – اهورا مزارا و همچنين هورمزد را نام برد و صفاتي چون غفار و غفور و ستار نيز از اين دسته اند .
اين اسلام با آيين مهر پرستي که قبل از زردشت در ايران رواج داشت نيز تشابهاتي دارد .
تشابهات اين اديان را مي توان با بررسي آثار و کسب به جامانده ، از نويسندگان و بزرگان دين و ادبا به خوبي درک کرد .
يکي از آثار مهم و قديمي که در رابطه با آيين زردشت و همچنين از قواعد و اصلاحات آيين قبل از آن تا حدودي اطلاعاتي به کار مي دهد ، شاهنامه ي حکيم ابولقاسم فردوسي است . که اثر ارزشمند و گران بهايي باشد نه تنها اين اثر يک اثر ادبي بزرگ است ، بلکه اين حقير معتقد است که مي توان من به عنوان يک کتاب ديني هم نام برد . ديني بودن اين کتاب به اين معناست که مانند کتب علمي ديني باشد .
و بتوان از اين کتاب مثل آثار علمي استفاده کرد بلکه به اين معني است که مي توان با توجه به اين کتاب ارزشمند بسياري از اعتقادات و قواعد و قوانين اديان گذشته را که نيز در اسلام هم وجود دارد و پسنديده هستند را دريافت و با هم مقايسه کرد و سير تکامل آنها را به نيکي فهميد ارث – نفقه – ولي قهري – آداب جنگ و رفتار با اسير و زنان و فرزندان بعد از جنگ و حتي وقف و مطالب ديگر را مي توان در اين کتاب مشاهده نمود به عنوان مثال در زمان پادشاهي گشتاسب هنگامي که فرزندش اسفنديار به جنگ ارجاسب چيني مي رود تا اورا شکست دهد يا به آيين و اين يعني زردشت درآورد نذر مي کند و چيزهايي را وقف مي نمايد .
که از آن جمله ساختن ،صد رباط و حفرده هزار چاه آب و بخشيدن در هم صدقه دادن نه فقط همچنين بدين آوردن
و عبادت ها ، و بخشش برر خود به خاطر اينکه او را بي گناه در بند کرده بود نام برد .
فردوسي اين مطلب را اينگونه بيان مي کند :
پذيرفتم از ايزد و او گر که کينه نگرم ز بند پدر
گلبيتي صد آتشکده نو کنم جهان را ستمکار بي خو کنم
نبيند کسي پاي من بي بساط مگر در بيابان کنم صد رباط
شخي که کرکس برو نگذرد برو گور و نخجير پي نسپرد
کنم چاه آب اندر ده هزار نشانم درخت از بر چامسار
ز گنج درم صد هزار به رويش و هر کو بود خواستار
همه بي رهان را به اين آدم بسر زمين آورم
پرستش کنم پيش يزدان به پاي نبيند مرا کسي به آرام جاي
و يا اعتقاد به جهان آخرت و معاد را در قالب نصيحت به فرزند توسط پادشاه عادل را مي توان از اين بيت فردوسي به درستي فهميد .
که من دخت خواهم به ديگر تو بايد که ماني هميشه به جاي
و يا در زمان بهرام گور شراب به واسطه ي مسکر بودن حرام مي شود و بعد از يک سال دوباره بهرام شراب را حلال مي کند اما به شرط آنکه بيش از ، خورده نشود و بي خود در پليان را مد نظر قرار دهند که خوردن شراب باعث نقصان گرده اند بهرام بعد از حلال شدن شراب را فردوسي در دوبيت زير به خوبي بيان مي کند :
بر اندازه هر کسي ز آنجا زجام را بنگريد
چو مي تان به شادي شود رهنمود بخسبد تا تن نگردد زبون
البته در اين ابيات مي توان به تغيير دين يا برگشت از يک دين را اشاره کرد . که به اين عمل در اسلام ارتداد گفته مي شود ناگفته نماند که خود گشتاسب و سهراب که پادشاه ايران بودند از دين خود برگشتند و به دين بهي يا همان آيين زردشت در آمدند و اسفنديار نيز که فرزند شاه گشتاسب بود و يکي از پهلوانان نامرد سپهبدان سپاه بدر نيز به شمار مي رفت از اين حکم مستثني نيست .
اون نيز در آيين مهر پرستي دست کشيد و به آيين زردشت درآمد علت اصلي جنگ ارجاسب با ايران نيز ارتداد پادشاهان ايران و همچنين اسفنديار بوده است . همانطور که گفته شده اسفنديار نيز براي اينکه ارجاسب از آيين خود برنگشت يعني در اصطلاح فقهي مرتد نشد او را مغلوب کرد . از انجايي که اين داستان مربوط به بخش ديگري از شاهنامه مي باشد و مرتبط با اشعار مورد بحث ما نيست به همين مقدار بسنده مي کنيم .
حال ، برآنيم که در اين پايان نامه اصطلاحات و کلماتي در فقرا وهم در آيين ايرانيان باستان مشترک هستند و در شاهنامه ي فردوسي در بخش اساطيري از اولين پادشاه ايران يعني کيومرث تا پادشاهي منوچهر وجود دارد را با هم مقايسه کنيم و نکات اشتراک و اختراق را بررسي مي نماييم .
علي کل حال شايد کلماتي وجود داشته باشد که از نظر ظاهر مطابق نباشند اما از نظر معنا و مفهوم داراي يک معني مي باشند . به طور کلي کلمات و اصطلاحات فقهي و حقوقي که در اين بخش شاهنامه وجود دارد را مي توان به چند بخش تقسيم کرد .
1 – اصطلاحات و کلماتي که مربوط به اصول دين ما مي باشند همانند معاد و توحيد و نبوت و عدل
2 – دومين دسته از اين اصطلاحات و کلمات مربوط به فروع دين ما مي باشد کلماتي چون نماز و روزه .
3 – سومين گروه از اين اصطلاحات کلماتي هستند که مرتبط با احکام شرع مقدس اسلام مي باشند و مي توان زدن جمله احکام جنگ – نصب و نژاد – قصاص را نام برد .
4 – دسته ي چهارم مسائل متفرقه مانند کبر – ترس از خدا – وحي و قضاوت مي باشند .
در اين بخش از اين پايان ‌نامه به بررسي جنگ و جهاد در اسلام و نبرد در شاهنامه فردوسي مي‌پردازيم. همان گونه كه مي‌دانيم قسمت بزرگي از اين كتاب ارزشمند را نبرد و جنگ و خون‌ريزي و داستان‌هاي مربوط به نبرد پهلوانان بزرگ ايران تشكيل داده است و از طرفي پيامبر و خلفاي اربعه در صدر اسلام به شدت درگير جنگ و جهاد بوده‌اند. از اين رو سعي مي‌كنيم در حد توان به بررسي جنگ در اسلام و آنچه در شاهنامه مكتوب است بپردازيم تا در بيابيم كه آيا اين دو شباهتي با يكديگر دارند يا خير.
لزوم جنگ
خداوند متعال جهت هدايت انسان پيامبران را فرستاد اما هميشه اين هدايت با موانع و مشكلات فراواني روبرو بود، اگر داستان پيامبران را چه در قرآن و چه در كتب ديگر مطالعه كنيم مي‌بينيم كه در طول تاريخ هميشه در برابر پيامبران افراد ظالم بوده‌اند و هيچ‌گاه سر تسليم در برابر رسولان فرود نياورده‌اند بلكه هميشه در مقابل آنها ايستادگي كرده‌اند و مشكلات فراواني به وجود آورده‌اند.
مي‌دانيم كه تنها وظيفه‌ي پيامبران تبليغ دين توحيد و گسترش آن نيست، بلكه به جز تبليغ و گسترش، بايد از آن در برابر مخالفان دفاع نيز كنند و نگذارند با مخالفت خود زحمات پيامبران و طرفداران آنها را از بين ببرند. در اينجاست كه جنگ با مخالفان به وجود مي‌آيد و اجتناب از آن امكان‌پذير نيست، چرا كه در صورت دوري كردن احتمال نابودي دين و حتي كشته شدن رسول نيز مي‌رود؛ پس دفاع از دين در اينجا لازم و ضروري مي‌شود و حتي مي‌توان گفت كه واجب نيز هست.
خداوند در قرآن مي‌فرمايد: “ارجع إليهم فَلَنأ تِينَّهُم بجنودٍ … و هم صاغران”.1 در اين آيه خداوند به پيامبر خود مي‌فرمايد كه (به سوي آنان باز گردد، “اعلام كن” با لشگرياني به سراغ آنان مي‌آييم كه قدرت مقابله با آن را نداشته باشند، و آنها را از آن “سرزمين آباد” با ذلت و خواري بيرون مي‌رانيم).
با توجه به اين آيه شريفه مي‌بينيم كه خداوند متعال به پيامبر مژده جهاد با سپاهي‌ گران را مي‌دهد از طرفي ديگر مژده ذلت و خواري مخالفان را مي‌دهد؛ بنابراين شايد اينگونه بتوان گفت كه يكي از دلايل جنگ حفظ دين و سرزمين مسلمانان مي‌باشد و دليل ديگر آن با توجه به اين آيه نشان دادن قدرت و عظمت يكتا پرستان و خوار نمودن مشركان و دليل ديگر آن را مي‌توان بيرون راندن مشركان از سرزمين يگانه پرستان نام برد.
جنگ و فطرت انسان
انسان موجودي فطري‌ است و خداوند دين را بر اساس فطرت انسان تشريع نموده است خداوند متعال در قرآن مي‌فرمايد: “پس توجه خود را معطوف آيين خالص پروردگار كن، اين فطرتي است كه خداوند انسان‌ها را بر آن آفريده است …”2 براي گسترش و حفظ اين آيين الهي در برابر مشركان بايد مقاومت نمود و دفاع كرد.
“خداوند كريم در سوره بقره مي‌فرمايد “اگر خداوند بعضي مردم را به وسيله‌ي بعضي ديگر دفع نمي‌كرد، زمين ويران مي‌شد” و در سوره حج آيه 40 مي‌فرمايد: “اگر خداوند بعضي از مردم را به وسيله‌ي بعضي ديگر دفع نكند، ديرها و صومعه‌ها و معابد يهود و نصارا و مساجدي كه نام خدا در آن بسيار برده مي‌شود ويران مي‌گرديد. و خداوند كساني را كه ياري او كنند، ياري مي‌كند خداوند قوي و شكست ناپذير است”.
با توجه به آنچه گفته شد و آيات فراواني كه در قرآن كريم وجود دارد مي‌توانيم دريابيم كه جنگ و دفاع به طور فطري بوده و چيزي خارج از فطرت انسان نمي‌باشد. از طرفي شريعت براي سعادت انسان است و انسان براي حفظ آن مجبور به جنگ و نبرد مي‌شود پس بنابراين در شريعت بايد قوانين براي دفاع، جنگ، جهاد و نبرد وجود داشته باشد كه مجموع آن قوانين جنگ را شرعي مي‌نمايد. و بر اساس شرع اين جنگ‌ها واجب مي‌شود بنابراين لازم مي‌آيد در اينجا به پاره‌اي از قوانين جنگ و شرايط وجوب آن در شريعت مقدس اسلام اشاره كنيم.
قوانين جنگ در اسلام
همان گونه كه مي‌دانيم هر كاري بايد همراه با نظم و قاعده و قانون باشد چرا كه اگر همراه با نظم و قانون نباشد بدون شك سرانجام نخواهد داشت، و به نتيجه‌ي مطلوب نخواهد رسيد. جنگ و جهاد و مبارزه نيز از جمله كارهايي هستند كه اگر همراه با نظم و دقت نباشد صد در صد با شكست مواجه خواهد شد و نتيجه‌ي مطلوب را نخواهد داشت و پُر واضح است كه اسلام ديني است كامل و بدون نقص و جنگ نيز در اسلام وسيله‌اي است براي رسيدن به هدف و يا حفظ شريعت مقدس اسلام پس بدون شك شارع مقدس براي آن قوانين و قواعد خاصي در نظر گرفته است كه جنگ عامل موفقيت‌ گردد نه عامل شكست و نابودي.
در اينجا آداب و قوانين جنگ را از ديدگاه اسلام و وصاياي اميرالمؤمنين در جنگ‌هاي جمل در بصره صفين در شام و نهروان را از كتاب حقوق مخاصمات مسلحانه در اسلام را به طور خلاصه مي‌آوريم.

بخش جهاد در اسلام از کتاب مخاصمات مسلحانه:
1. جنگ‌ و جهاد در اسلام عبادت شمرده شده است.
2. دعا و تضرع به درگاه الهي قبل از شروع جنگ [جهاد] مستحب است.
3. رسول خدا(ص) هنگامي كه سريه‌اي را به جنگ اعزام مي‌نمود برايش دعا مي‌كرد.
4. رسول خدا(ص) هنگامي كه اراده مي‌فرمود سريه‌اي را اعزام نمايد آنها را فرا خواند، و رو به روي خود مي‌نشاند ولي فرمانده‌شان را در كنار خويش قرار مي‌داد.
5. فرمانده سپاه را همواره به رعايت تقوي الهي مخصوصاً در مورد خود و مسلمانان زير دستش سفارش مي‌فرمود.
6. اختلاس نكنيد. يعني قبل تقسيم غنايم از آن برداشت نكنيد يا آن كه كلاً خيانت نورزيد.
7. مثله نكنيد. مثله همان قطع اعضاء بدن است.
8. مكر و خيانت نكنيد.
9. پيرمرد فرتوت را كه هيچ تأثيري بر جنگ نداشته نكشيد.
10. كودك و نوزاد را نكشيد.
11. كسي را كه سر به كوه گذاشته و از دنيا بريده و مشغول عبادت است، نكشيد.
12. زنان را نكشيد مگر اينكه با شما بجنگند.


دیدگاهتان را بنویسید