* مسير کلاسيک وابسته به آنتيبادي9 (CCP)
* مسير آلترناتيو مستقل از آنتيبادي (ACP)
* مسير لکتين10
در ماهيان استخواني حضور هر سه مسير تاييد شده است ولي نکته جالب اينجاست که در ماهيها فعال سازي کمپلمان از طريق مسير آلترناتيو بسيار بيشتر از مسير کلاسيک انجام مي‌گردد. به عبارت ديگر فعاليت کمپلمان در ماهي کمتر تحت تاثير واکنش مستقيم بين آنتي ژن و آنتي بادي است و به همين خاطر هر چند توليد پادتن در ماهي کمتر از حيوانات خونگرم انجام مي‌گيرد ولي فعاليت کمپلمان بيشتر از حيوانات خونگرم است. بطور کل سيستم ايمني اختصاصي در ماهي ضعيف بوده و بيشتر بار دفاعي بدن در ماهي بعهده سيستم دفاع غير اختصاصي است(Boshra et al., 2006).
1- 3. محرک هاي ايمني در آبزيان
جدول1- 1 تقسيم بندي محرک هاي ايمني در آبزيان (; Sakai,1999عليشاهي، 1383)
نوع مادهنمونه محرک ايمني در آبزيانمواد شيميايي ساختگيلواميزولFK-565 حاصل از محيط کشت ساکاروميسزموراميل دي پپتيد MDPمشتقات باکترياييبتا گلوکانپپتيدوگليکان Brevibacterium lactofermentum، گونه هاي ويبريوEF230ليپوپلي ساکاريد باکتريهاي گرم منفيادجوان کامل فروندسلول باکتري ويبريو آنگوايلاروم (واکسن ويبريو)پلي ساکاريدهاکيتينکيتوزانلنتينانLentinanشيزوفيلان Schizophyllanعصاره هاي گياهي و حيوانيعصاره تونيکت Ete(Tunicate)عصاره آبالون (Abalone) HdeFire fly squidQuillaja saponin (soap tree)عصاره سير Garlic extractادجوان ناقص فروندافزودني هاي غذاييويتامين C و ويتامين Eبرخي مواد معدنيهورمونها، سايتوکاين ها و مواد ديگرهورمون رشد، لاکتوفرين، پرولاکتيناينترفرون ها
مواد محرك ايمني مقاومت در برابر بيماريهاي عفوني را با تقويت سيستم ايمني غير اختصاصي ماهي افزايش مي‌دهند. پس حافظه ايمني در چنين مواردي بسيار كوتاه بوده و مدت کوتاهي بعد از قطع مصرف، اثر آن از بين مي‌رود. تحقيقات در مورد محركهاي ايمني ماهي در حال رشد روز افزون بوده و مواد بسياري با اين عنوان به صنعت آبزي پروري معرفي شده‌اند. استفاده از محركهاي ايمني بعنوان جايگزين يا تقويت کننده داروهاي شيميائي و واكسنها شديداً توسط آبزي پروران مورد توجه واقع شده است.
محرکهاي ايمني در تقويت ايمني غير اختصاصي بطور کلي نقش ايفا مي‌نمايند. بدين معني که بازوي غير اختصاصي دفاع ايمني در تمامي جهات از مرحله تشخيص و شناسايي آنتي ژن تا مراحل فاگوسيتوز و حذف آنتي ژن مورد نظر تقويت مي‌گردد. اما اين افزايش قدرت مقابله، اختصاص به آنتي ژن خاصي ندارد و حتي سيستم ايمني در برابر شرايط نامساعد محيطي نيز تقويت مي‌گردد. بطوريکه اثبات شده است که استفاده از محرک هاي ايمني قدرت مقابله ماهي در برابر استرس هاي محيطي مانند دما، شوري، حمل ونقل، کمبود اکسيژن و استرس هاي تغذيه اي را نيز افزايش مي‌دهد(Sakai, 1999).
در بين محرک هاي ايمني انواع مشتق شده از گياهان و حيوانات از نظر زيست محيطي جايگاه مناسب تري دارند. بخصوص اخيراً با پيشرفت در زمينه گياهان دارويي بسياري از گياهان با اثرات درماني به فارماکوپه کشورها معرفي شده اند. در کشور ما نيز اخيراً داروهاي با منشاء گياهي در درمان بيماريهاي انساني و دامي کاربرد يافته اند. از آنجا که صنعت آبزي پروري در کشور ما صنعتي جوان است، تا بحال بررسي در مورد نقش امکان استفاده از گياهان دارويي در آبزيان خيلي مورد توجه واقع نشده است(Iwama et al., 1996; Sakai, 1999 ;عليشاهي، 1383).

1-4. عصاره هاي گياهي
1-4-1. گياهان دارويي و ارزش آنها
طي ساليان متمادي داروهاي طبيعي، خصوصاً گياهان دارويي تنها طريق درمان محسوب مي‌شد و در عين حال مواد اوليه موجود در آنها در صنعت داروسازي مورد استفاده قرار مي‌گرفت. بهم خوردن توازن جمعيت و احتياجات از يک طرف و نا هماهنگي عرضه، تقاضا و گراني از طرف ديگر موجب شد که بشر به اين فکر بيفتد که آيا مي‌تواند ازمنشا ديگري دارو وترکيبات مورد نياز خود را تهيه کند بر اين اساس شروع به ساخت ترکيبات شيميايي نمود. با گذشت زمان بر تعداد گياهان دارويي شناخته شده افزوده شده و زمينه هاي کاربرد آنها نيز گسترده تر شد.کشف گياهان جديد از بين نمونه هاي آورده شده از سرزمينهاي دور، دستيابي به کاربرد هاي جديد بعنوان داروهاي کمکي در درمانهاي شيميايي يا آنتي بيوتيکي، پي بردن به ارزش بهداشتي گياهان و بالاخره کشف مواد جديدي نظير ويتامين ها، هورمونها، مواد ضد ميکروبي، ضد ويروسي، ضد توموري در ميان گياهان شناخته شده و يا گياهاني که به تازگي کشف شده اند، کمک شاياني در پيشرفت طب کردند(قاسمي دهکردي و طالب، 1380).
در چند دهه اخير استفاده از گياهان دارويي با توجه به مزيت هاي متعدد، ازجمله خطرات جانبي کمتر بر موجود زنده و محيط زيست، عدم ايجاد مقاومت دارويي، ارزان، پايدار و در دسترس بودن، توجهات زيادي را در سطح جهان بويژه کشورهاي پيشرفته به خود جلب نموده است(رجحان، 1387)، از اين رو در بين آنها، محرکهاي ايمني با منشاء گياهي داراي ارجحيت مي‌باشد.(Iwama et al., 1996)
1-4-2. گياهان مورد استفاده در تحقيق حاضر
1-4-2-1. مرزه خوزستان Satureja khuzestanica
يك گونه بومي بوده كه به طور گسترده در جنوب ايران پراكنده شده است و استفاده هاي دارويي دارد. جنس Satureja به خانواده Lamiaceae، زير خانواده Nepetoideae تعلق دارد. يكي از ويژگيهاي زير خانواده Nepetoideae آن است كه نمونه هاي آن داراي بيش از 5/0% روغنهاي ضروري مي‌باشند. گزارش شده است كه تفاوتهاي مشخصي در بين زير گونه هاي Satureja از لحاظ تركيبات روغنهاي ضروري وجود دارد. در طول سالهاي اخير اثرات ضد ويروسي، ضد التهاب، ضد باكتريايي، ضد قارچي، ضد تشنج، ضد اسهال و … براي زير گونه هاي مختلف Satureja كه در قسمتهاي مختلف جهان مي‌رويند گزارش شده است ولي مطالعات كمي در مورد روغنهاي ضروري اين گونهSKEO))11 انجام شده است(Haeri et al., 2006).
Oliveria decumbens vent1-4-2-2. لعل كوهستان
از جمله گياهان بومي ايران، مي‌توان به گياه لعل کوهستان اشاره نمود كه گياهي بوته اي و متعلق به خانواده چتريان (Umbelliferae) مي‌باشد. در ايران يک گونه به نام O.decumbens وجود دارد که به زبان محلي به آن “دن”، “دنک” و “موشکورک” مي‌گويند و در مناطق گرمسيري استانهاي خوزستان، ايلام و کرمانشاه مي‌رويد. مردم اين مناطق به طور گسترده اي از قسمتهاي هوايي اين گياه در درمان بيماريهاي عفوني استفاده مي‌كنند. اين گياه علاوه بر ايران در جنوب شرق تركيه، سوريه و عراق نيز پراكنده است(مظفريان، 1382). مطالعات مختلفي روي ترکيب شيميايي اسانس حاصل از گلهاي اين گياه انجام گرفته است(Amin et al., 2005; Sajadi & Hosseini, 2002; نجف پور نوايي و ميرزا، 1381).
تا کنون دو مطالعه روي خاصيت ضد ميکروبي آن انجام شده است; Amin et al., 2005)محبوبي و همکاران، 1381). بازده اسانس استخراج شده از اين گياه در مناطق مختلف ايران متفاوت بوده بطوريکه در شيراز 6% و در کرمانشاه 1/0% گزارش شده که شامل ترکيبات: تيمول، کارواکرول، گاما-تريپنن و پاراسيمن مي‌باشد
(Sajadi & Hosseini, 2002; Amin et al, 2005).
اسانس حاصل از اندام هوايي گياه لعل کوهستان به رنگ زرد و داراي بويي نافذ شبيه به بوي اسانس آويشن مي‌باشد. اثرات مختلف دارويي عصاره و اسانس اين گياه بيشتر به کارواکرول و تيمول موجود اين محصولات وابسته است. اثر ضد باکتريايي اين ماده بيشتر به تغيير نفوذپذيري غشاي سلولي باکتري است ولي نقش آن در تحريک ايمني به خوبي مشخص نشده است(1999 ,., 1999; Ultee et al.Cosentino et al).
بطور کلي ميکروارگانيسم ها بسته به اينکه چه ساختاري دارند، از نظر مقاوت يا حساسيت نسبت به يک اسانس خاص و يا اجزاي آن با يکديگر تفاوت دارند. باکتري هاي اسپوردار نسبت به سلولهاي رويشي و باکتري هاي گرم منفي نسبت به باکتري هاي گرم مثبت نسبت به اسانس لعل کوهستان مقاوم ترند. اسانس لعل کوهستان برروي تعدادي از ميکروارگانيسم ها اثر مهاري و تعدادي ديگر، اثر باکتري کشي دارد(محبوبي و همکاران، 1387).
1-4-3. مواد موثره گياهان دارويي مورد استفاده (بيوشيمي گياهان)
مقدار ماده موثره در هر گياه ناچيز بوده و کمتر از 1% وزن خشک آن است. نوع و مقدار مواد موثره به گونه گياه بستگي دارد. تاثير آب و هوا و اقليم بر ميزان مواد موثره به اثبات رسيده است(عطايي عظيمي و همکاران، 1385).
بطور کلي در گياهان دو گروه از مواد ساخته مي‌شوند که شامل فرآورده ها ي اوليه و ثانويه مي‌باشد. فرآورده هاي اوليه در همه گياهان وجود داشته و براي زندگي گياه ضروري مي‌باشند و فرآورده هاي ثانويه حاصل فرآيند هاي جانبي و حاشيه اي در گياهان بوده و براي زندگي گياه ضروري نيستنند.40% داروهاي دنيا از گياهان ساخته مي‌شوند.
1-4-4. استخراج ترکيبات شيميايي موجود در گياه
الف. جمع آوري گياه: جمع آوري انواع گياهان يک منطقه نيازمند شناخت محل مورد نظر است و بايد توسط افراد مجرب و ترجيحا” گياه شناس انجام شود. بي توجهي و عدم دقت در جمع آوري ممکن است سبب آلودگي گياه مورد نظر باگياهان ديگر شود(ذکاء، 1364).
ب. خشک کردن: گياهان جمع آوري شده بايد در محلي مناسب و دور از نور خورشيد خشک شده كه باعث خارج شدن مقدار زيادي رطوبت آنها و با عث وقفه اثر آنزيمها، تغييرات شيميايي، رشد ميکروبي و قارچي گرديده و گياه تا مدتها قابل نگهداري خواهد بود(مجتبايي و سمسار، 1347).
ج. آسياب کردن: پودر گياه توسط آسياب الکتريکي تهيه شده و بايد در مورد همه گياهان از يک نوع صافي استفاد شود تا پودر يکسان و يک اندازه بدست آمده و آنرا را در کيسه هاي نايلوني جمع آوري مي‌كنند(ذکاء، 1364).
د. استخراج مواد موثره: مهم ترين و اساسي ترين عاملي که بايد در استخراج مواد متشکله گياهان مورد توجه قرار گيرد حلال است که انتخاب آن با توجه به اندام مورد نظر گياه و ماده مورد استخراج صورت مي‌گيرد(سپه وند، 1387).
1-4-5. روش هاي استخراج عصاره هاي گياهي
1. روش خيساندن: اين روش قديمي است که بوسيله آب يا حلال هاي مختلفي صورت مي‌گيرد. در اين روش گياه مورد نظر را ابتدا به صورت گرد در آورده و در يک فلاسک ريخته و مدت 2 تا 4 روز ( بر حسب نوع گياه) در محلي مناسب قرار داده و سپس صاف مي‌نمايند. عمل خيساندن معمولاً براي آن دسته از دارو هايي بکار مي‌رود که ساختمان سلولي کاملي نداشته و يا فاقد ساختمان سلولي مي‌باشند.اين كار معمولا” در حرارت تا 20 درجه سانتي گراد انجام مي‌گيرد(صمصام، 1371 ).
2. روش پرکولاسيون: در اين روش بافت هاي گياهي مورد نظر را بصورت پودر در آورده و در ظرفي بنام پرکولاتور ريخته و عمل عصاره گيري را انجام مي‌دهند(صمصام، 1371).
3. روش هضم: در اين روش همان روش خيساندن به اضافه کمي حرارت (40 تا 50 درجه سانتي گراد ) مي‌باشد زماني استفاده مي‌شود که اولا” حرارت باعث خراب شدن مواد نشود، ثانيا” حرارت مداوم استخراج مواد را زياد نمايند(سپه وند، 1387).
4. دم کردن: امروزه دم کردن كاربرد چنداني ندارد. در اين روش حلال مورد استفاده آب بوده و مشکل اصلي اين روش هجوم باکتري ها و قارچ ها مي‌باشد که باعث آلوده شدن عصاره و در نتيجه تغيير مواد متشکله گياه مي‌گردد(صمصام، 1371).
5. جوشاندن: اين روش نيز مانند دم کردن موارد استعمال چنداني در زمينه استخراج مواد متشکله گياهان دارويي ندارد(سپه وند، 1387).
6. عصاره الکلي: اکثر مواد موثر در گياهان دارويي در الکل حل مي‌شوند بخشهاي خشک يا تازه گياه را براي استخراج مواد موثر در الکل غوطه ور كرده كه مواد استخراج شده با الکل از دو روش ديگر سالم تر است. با الکل مي‌توان غلظتهاي بالايي ازمواد موثره گياه را استخراج و براي حدود يک سال نگه داشت(عطايي عظيمي و همکاران، 1385).
1-5. پارامترهاي خون شناسي
1-5-1. عناصر سلولي خون ماهيان
ماهيان برخلاف دوزيستان و مهره داران عالي تر مانند پستانداران در حفرات مياني استخوان هايشان بافت خونساز وجود ندارد. عمل خونسازي در ماهيان استخواني عالي(تلئوست) بطور عمده در کليه و طحال صورت مي‌گيرد. بافت خونساز، در قسمت قدامي کليه و در بافت همبند سراسر آن، به همراه بافت لنفوئيدي قرار دارد. سلول هاي بافت خونساز در مراحل مختلف بلوغ ديده مي‌شوند و پيش ساز سلول هاي خوني مي‌باشند و در مراحل مختلف رشد قابل مشاهده مي‌با شند(Amin, 1992). عناصر سلولي موجود در خون ماهيان در گونه هاي مختلف متفاوت مي‌باشد و شامل اريتروسيت‌ها12، لنفوسيت ها13، مونوسيت ها14، نوتروفيل ها15، هتروفيل ها16، بازوفيل ها17، ائوزينوفيل ها18، ترومبوسيت ها 19و سلول هاي نابالغ مي‌شود و وظايفي همانند سلول هاي پستانداران بر عهده دارند. کليه و طحال بافت‌هاي خونساز ماهي را تشکيل مي‌دهند و همه سلول هاي خوني از اين دو ارگان منشاء مي‌گيرند. محل اوليه خونسازي معمولاً در کليه و محل ثانويه توليد آن طحال‌‌ مي‌باشد. اگرچه در برخي گونه ها ممکن است طحال محل اوليه خونسازي باشد. طحال همچنين محل توليد لنفوسيت ها نيز ميباشد. محل توليد ترومبوسيت ها، مونوسيت ها، نوتروفيل ها، ائوزينوفيل ها و بازوفيل در بخش قدامي کليه مي‌باشد.
1-5-1-1. گلبول هاي سفيد
تعداد گلبول هاي سفيد خون ماهي در هر ميلي متر مکعب خون در مقايسه با تعداد گلبول هاي قرمز خون ماهي در هر ميلي متر مکعب کمتر بوده و دفاع بدن در مقابل ميکروارگانيسم هاي بيماريزا را بر عهده دارند. شمارش کلي و تعيين درصد انواع گلبول هاي سفيد کمک مهمي در تشخيص حالات فيزيولوژيک و پاتولوژيک حيوان مي‌نمايد و انواع متعددي از گلبول هاي سفيد شامل لنفوسيت ها، مونوسيت ها، نوتروفيل ها (هتروفيل ها)، بازوفيل ها و ائوزينوفيل ها در خون ماهي يافت مي‌شود(ستاري، 1381).

1-5-1-1-1. لنفوسيت ها
بررسي ها حاکي از وجود گروههاي مختلف لنفوسيتي در ماهيان مي‌باشد، ولي اينکه آيا گروههاي مختلف لنفوسيت در اعضاي ديگري(برخلاف تيموس و مغز استخوان پستانداران) تمايز و رشد مي‌يابند نياز به بررسي هاي بيشتري دارد(رسولي و عبدلي, 1384). يافته هاي جديد نشان مي‌دهد که ماهيان استخواني داراي دو نوع لنفوسيت B و T در تيموس مي‌باشند.
شکل 1-4 لنفوسيت(*40)
1-5-1-1-2. نوتروفيل ها
نوتروفيل ها بيشترين گلبول هاي سفيد چند هسته اي ماهيها را(بجز چند استثناء مانند ماهي بادکنکي) تشکيل مي‌دهند(پوستي و صديق مروستي، 1378). سلول هاي نوتروفيل در ماهيان استخواني گرد تا کمي بيضي شکل با هسته غير مرکزي مي‌باشند. نوتروفيل هاي در ماهيان استخواني سيتوپلاسم فراوان بدون رنگ، مايل به خاکستري يا کمي اسيدوفيلي دارا بوده و ممکن است حاوي گرانول هاي کوچک سيتوپلاسمي باشند. اختلافات درون گونه اي نيز در واکنش هاي سيتوشيمي نوتروفيل هاي ماهيان استخواني مشاهده شده است(.(Thrall, 2004
شکل 1-5 نوتروفيل(*40)
1-5-1-1-3. ائوزينوفيل ها
در گسترش هاي خون ماهيان استخواني به ندرت ائوزينوفيل گزارش شده است. در ماهي طلايي20، استورژن سفيد21 و گربه ماهي روگاهي22 ائوزينوفيل‌ها گزارش گرديده است.(Thrall, 2004) ائوزينوفيل از نظر اندازه شبيه به نوتروفيل ها يا کمي کوچکتر مي‌باشندet al., 2000) (Feldman ائوزينوفيل هاي کپور تقريبا 5/7 ميکرومتر قطر دارند و داراي هسته غير مرکزي تو رفته، سوسيسي شکل يا دولوبه مي‌باشند.(Thrall, 2004) وظيفه ائوزينوفيل ها کشتن انگل و شرکت در فاگوسيتوز مي‌باشدet al., 2000) .(Feldman

شکل 1-6 ائوزينوفيل(*40)

1-5-1-1-4. بازوفيل هاي ماهيان استخواني

بازوفيل ها درخون محيطي ماهيان استخواني نادر و کمياب هستند و فقط در چند گونه گزارش گرديده‌اند(Thrall, 2004; Caod, 1991). در صورت مشاهده تعداد آنها خيلي کم بوده و در مجموع اطلاعات کمي در رابطه با وظايف و موفولوژي آنها در دست مي‌باشد.
شکل 1-7 بازوفيل(*40)
1-5-1-1-5. مونوسيت ها
در بيشتر گونه هاي ماهيان استخواني و غضروفي مونوسيت ها در خون محيطي گزارش شده و به مونوسيت هاي پرندگان و پستانداران شباهت دارند. هسته داراي اشکال مختلف کليه اي شکل تا لوبوله مي‌باشد و معمولاً کمتر از 50 درصد حجم سيتوپلاسم را اشغال مي‌کند((Thrall, 2004.
شکل 1-8 مونوسيت(*40)
1-6. آئروموناس ها (Aeromonas spp.)
باكتريهاي جنس آئروموناس در طبيعت، در داخل آب و خاك يافت مي‌شوند. بيشتر اين باكتريها ساپروفيت بوده و همه آنها مي‌توانند در طيف وسيعي از تغييرات درجه حرارت بدن ماهي رشد كنند. هنگامي كه دفاع بدن ماهيان كاهش مي‌يابد، اين موجودات، ميزبان آئروموناس مي‌شوند و مورد تهاجم اين باكتري قرار مي‌گيرند. نام “بيماري ناشي از آئرومونادهاي متحرك” در سال 1974، براي اين بيماري گزيده شد. با وجود اين كه اين موجودات، پاتوژن اجباري نيستند، ولي به عنوان عوامل بيماريزاي اصلي در بين ماهيان آب شيرين به حساب مي‌آيند(ستاري، 1378).

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

تعدادي از آئروماناس ها به دليل ايجاد مشکلاتي بزرگ در آبزي پروري کپور، مورد توجه هستند و اگر چه به عنوان عامل پاتوژن به شمار مي‌روند ولي آنها همچنين بعنوان قسمتي از ميکرو فلور طبيعي روده براي سلامتي ماهي مي‌باشند(Karunasagar et al., 1993). ثانياً استرس هم به عنوان عاملي که در شيوع بيماري ناشي از آئروموناس نقش دارد مورد توجه قرار مي‌گيرد. آئروموناس هيدروفيلا بيشتر در آبهايي با سطح مواد آلي بالا نسبت به آبهاي نسبتاً غير آلوده حضور دارد(Jeney & Jeney, 1995). واکسيناسيون براي جلوگيري از رد آئروموناس ها انجام مي‌گردد که هنوز نوع تجاري آن در دسترس نيست. آئروموناس هيدروفيلا يک گونه هتروژنوس است و آنتي ژن ها متغيري دارد از اين رو استفاده از واکسن فوق العاده پيچِيده است(Jeney & Anderson, 1993).
1-7. پيشينه و تاريخچه تحقيق
به دليل بومي بودن گياه مرزه خوزستان Satureja khuzestanica و گياه لعل کوهستان Oliveria decumbens تا کنون تحقيق و مطالعه اي درباره فرآورده هاي اين دوگياه بطور كلي در آبزيان در داخل و خارج از کشور انجام نشده است، لذا به بررسي مطالعاتي که اثرات اين دو گياه را بر ساير موجودات بررسي نموده اند، و يا اثر عصاره ساير گياهان را بر ماهي مورد مطالعه قرا داده اند، اشاره مي‌گردد.
1-7-1. تحقيقات انجام گرفته در ايران
مطالعات محدوي در داخل کشور برروي اثرات گياهان دارويي در صنعت آبزي پروري انجام شده است که از آن جمله مي‌توان به بررسي اثرات گياه اکاليپتوس Eucalyptus (سلطاني، 1387)، صبر زرد Aloe vera (Alishahi et al., 2010)، سرخارگل Echinacea purpurea ، سيليمارينSylibum marinum (عليشاهي، 1388) در ماهي کپور اشاره نمود.
قنواتي و همکاران در سال 1388 اثرات ايمني دو گياه سياه دانه Viscum album و دارواش Nigella sativa را برروي ماهي کپور معمولي بررسي کردند و نتايج حاصل نشان داد که عصاره گياه دارواش گزينه مناسبي براي تحريک ايمني ماهي کپور معمولي بوده ولي سياه دانه عليرغم گزارشات تحريک ايمني در حيوانات خونگرم، گزينه مناسبي براي تحريک ايمني غير اختصاصي در ماهي نيست.
Vosough-Ghanbari و همکاران در سال 2008 اثر Satureja khuzestanica را در بيماران ديابت نوع 2 مورد بررسي قرار دادند و استفاده از اين گياه را به عنوان مکمل با داروهاي ديابت نوع2 توصيه کردند.
Basiri و همکاران در سال 2007 اثرSatureja khuzestanica برروي موش مورد برسي قرارداده که نشان داد عصاره اين گياه که با مالاتيونين القاء شده در تحريک گليکوژنوليزيز سلول هاي کبدي و گلوکونئوژنسيس دخالت
مي‌کند و از طريق خاصيت آنتي اکسيداني فعاليت استيل کولينستراز را افزايش مي‌دهد.
محبوبي و همكارن در سال 1387 با مطالعه خاصيت ضد ميكروبي و تركيب شيميايي اسانس گياه لعل كوهستان بروي طيف وسيعي از ميکروارگانيسم ها, قارچهاي رشته اي و مخمرها به اين نتيجه رسيدند که باکتريهاي گرم مثبت و منفي نسبت به قارچها و باکتريهاي گرم منفي نسبت به باکتري هاي گرم مثبت مقاوم ترند.
Rezvanfar و همکاران در سال 2009 اثر Satureja khuzestanica برروي فاکتورهاي خوني موش مورد مطالعه قرار دادند و پس از بررسي بيماري کبدي، تاثير گياه را در حذف راديکال هاي آزاد مشاهده کردند.
1-7-2. تحقيقات انجام گرفته در خارج از كشور
Yin و همکاران در سال 2009 اثر گياهان چيني Astragulas radix و Ganoderma lucidum را بعنوان افزايش دهنده پاسخ هاي ايمني کپور معمولي ومقاومت در مقابل Aeromonas hydrophila بررسي نمودند. نتايج آنها نشان داد، تغذيه کپورهاي واکسينه شده و غير واکسينه شده با عصاره Astragula و Ganoderma فعاليت تنفس، فاگوسيتوز، ليزوزيم و آنتي بادي را در پلاسماي کپورهاي واکسينه شده تحريک مي‌کند از طرفي ماهياني که در معرض آئروموناس هيدروفيلا قرار گرفته بودند نيز درصد بقاي متفاوتي داشتند بهترين ميزان بقاء مربوط به گروهي از ماهيان واکسينه شده که با هر دو نوع گياه تغذيه شده بودند مي‌شد اين در حالي بود که 90% از ماهيان گروه کنترل و 60% از ماهياني که فقط واکسينه شده بودند مردند.


پاسخ دهید