تاريخ كاشت مطلو ب بستگي به رقم، منطقه، تراكم و شرايط محيطي دارد. برخي محققين معتقدند در تاريخهاي مختلف كاشت شرايط محيطي مانند طول دوره رشد، طول روز، دما وعواملي مانند رطوبت قابل دسترس با يكديگرتفاوت دارند، به علاوه كاهش رشد رويشي باعث كاهش عملكرد در كشت دير هنگام
مي شود . تاريخ كاشت بر تمام شاخص ها از جمله عملكرد سير، شاخص برداشت، ارتفاع گياه و تعداد برگ تأثير معن ي داري مي گذارد .
تأخير در كاشت موجب كاهش دوره رشد و كاهش شاخص سطح برگ، كاهش وزن خشك و سرعت رشد محصول مي گردد.
كاشت به هنگام، موجب افزايش ماده خشك مي شود زيرا تکميل پوشش گياهي و جذب نور بيشتر و روند تجمع مواد فتوسنتزي تسريع مي گردد و گياه بهتر مي تواند از منابع محيطي موجود بهره ببرد .(Sarmadnia and Koucheki, 2001)
به عقيده پولر و سايمون (Pooler and Simon, 1998) در كشت پائيزه تجمع ماده خشك افزايش مي يابد و در كشت بهاره تجمع ماده خشك كاهش مي يابد . در گزارش واترر(Waterer, 2001) مقايسه كاشت پائيزه و بهاره ازنظر رشد گياه و كارائي مصرف آب نشان داد كارائي مصرف آب در كشت پائيزه نسبت به بهاره افزايش داشته است . كاشت سير در فصل بهار در مقايسه با كاشت پائيز 16% كاهش عملكرد داشت و عملكرد كل و قابل فروش در كشت پائيزه دو برابر كشت بهاره بود و بر اين اساس كشت پائيزه سير توصيه مي شود .
در آزمايشي كه در منطقه بيانكو پيشاور پاكستان توسط جمروز و همكاران (Jamroz et al, 2002) انجام شد چهار تاريخ كاشت اول نوامبر (11 آبان) ، 15 نوامبر (25 آبان) ، 30 نوامبر (10 آذر) و 15 دسامبر (25 آذر) مورد آزمايش قرار گرفت و نتايج نشان داد بيشترين عملكرد از تاريخ كاشت 15 نوامبر (25 آبان) حاصل گرديد . در ايالت كاليفرنياي آمريكا سير در اوايل پائيز (سپتامبر يا اوايل اكتبر ) كاشته مي شود و نتايج بدست آمده از اين منطقه نشان مي دهد كه عملكرد بالا با كشت زود هنگام پائيزي ارتباط دارد.
كاشت سير در اواخر زمستان (فوريه يا مارس) مي تواند تحت شرايط ويژه اي در مناطق سردسير انجام گيرد . در اين نوع كشت رشد و تحريك سرمايي بايد به اندازه كافي باشد و گرنه اين كاشت دير هنگام سبب توليد سير به نحو مناسب نمي شود چون كه ممكن است بوته ها سرماي مورد نياز زمستانه جهت سيربندي را دريافت ننمايند ( .(Rabinowitch, 1999
در آزمايشي كه در كشور استوني توسط ماديسا و مايدمور ((Madisa and Midmore, 2002انجام شد دو واريته سير در شش تاريخ كاشت با فاصله ده روز در پائيز از اول سپتامبر تا اواخر نوامبر كشت شدند . در طول دوره رشد، ميزان خسارت زمستانه، صفات رويشي گياه (تعداد برگها، ارتفاع گياه و قطر ساقه گياه) عملكرد و كيفيت آن اندازه گيري شد . نتايج نشان داد كه تاريخ كاشت 15 سپتامبر تا 15 اكتبر در صورتي كه ميانگين دماي روزانه بطور ثابت زير صفر درجه باقي بماند بالاترين عملكرد را خواهد داشت.
كاشت با تراكم مطلوب و زمان مناسب يكي از روشهاي زراعي افزايش عملكرد محصول در واحد سطح است.(Sarmadnia and Koucheki,2001) اتو (Etho, 2001) گزارش کرده است يکي از عوامل موثر در عمق ريشه زايي و حجم ريشه نيز تراكم بوته است، تعداد برگ و ارتفاع گياه نيز همبستگي مثبتي با هم دارند. كاتاهيرا و موتومورا ((Ktahira and Motomura 1999 معتقدند تراكم بوته در واحد سطح مي تواند بر تعداد برگها تأثير داشته و با افزايش تراكم و فاصله گرفتن از تراكم مطلوب، تعداد شاخه هاي فرعي گياه و در نتيجه تعداد برگ كاهش مي يابد. از سوي ديگر با افزايش تراكم بوته كارائي مصرف آب بالا مي رود، با توجه به اثركارائي مصرف آب در افزايش محصول براي دستيابي به يك عملكرد بالا، تراكم هاي بالا در حد مطلوب مورد نياز است.
نصرتي ( (Nosrati, 2004 اثر كشت دو رديفه و يك رديفه و اندازه سيرچه را مورد بررسي قرار داد . نتايج نشان داد كشت دو رديفه با اندازه سيرچه 5/5 گرم برترين تيمار بود . در اين تحقيق اگر چه تراكم 740 هزار بوته در هكتار عملكرد برتري داشت ولي به دليل توليد سيرهاي كوچك در اين تراكم لازم است با استفاده از تراكم هاي پايين تر سيرهاي درشت و بازارپسندتر توليد شود . رحيم و حسين (Rahim and Hussain, 1984) در تحقيقي كه برروي عملكرد كمي و كيفي سير انجام دادند تراكم صد بوته در متر مربع را پيشنهاد دادند. در حالي كه فرارسي (Ferrararsi, 1985) گزارش كرد كه تراكم كاشت به طور معني داري باعث افزايش عملكرد مي شود و تراکم 40-30 بوته در هر مترمربع به عنوان بهترين تراكم توصيه كرد . در يك تحقيق كه جامروز و همكاران (Jamroz et al., 2002) برروي كشت سير در منطقه پيشاور پاكستان با چهار تراكم فاصله سيرچه روي رديف 12،8،4 و 16 سانتي متر انجام دادند نتيجه گرفتند كه كشت سيرچه ها با فاصله 8 سانتي متر به عنوان مناسب ترين تراكم براي حصول بهترين عملكرد مي باشد.
با توجه به اهميت كشت سير در استان همدان اين تحقيق به مدت دو سال به منظور تعيين مناسب ترين تاريخ و تراکم كاشت سير سفيد همدان انجام شد.
با توجه به اينکه در رابطه با تاريخ کاشت و تراکم مطلوب اکوتيپ هاي گياه سير در منطقه دامغان اطلاعات چنداني وجود ندارد لذا به نظر مي رسد انجام تحقيقات در اين زمينه مي تواند سبب افزايش کمي و کيفي محصول در منطقه گردد. لذا هدف از اين مطالعه بررسي اثرات تاريخ کاشت و تراکم بوته بر خصوصيات کمي و کيفي گياه سير مي باشد.
فصل دوم
مروري بر پژوهش هاي پيشين
گياهان دارويي يكي از منابع بسيار ارزشمند در گستره وسيع منابع طبيعي ايران هستند كه در صورت شناخت علمي، كشت، توسعه و بهره برداري صحيح مي توانند نقش مهمي در سلامت جامعه، اشتغالزايي و صادرات غير نفتي داشته باشند. رويكرد جهاني به استفاده از گياهان دارويي و تركيبهاي طبيعي در صنايع دارويي، آرايشي _ بهداشتي و غذايي و بدنبال آن توجه مردم، مسئولين و صنايع داخلي به استفاده از گياهان دارويي و معطر نياز مبرم به تحقيقات پايه اي و كاربردي وسيعي را در اين زمينه نمايان مي سازد. انسان در طول تاريخ وابسته به گياهان دارويي بوده و در عصر حاضر نيز عليرغم پيشرفتهاي وسيع و فراگير علمي و صنعتي تمايل انسان براي استفاده از اين گياهان نه تنها کاهش نيافته بلکه در مواردي نيز افزايش نشان ميدهد (اميد بيگي، 1376).
در حال حاضر به دليل اثرات جانبي داروهاي شيميائي، مصرف داروهاي با منشأ گياهي از گسترش روزافزوني برخوردار است به طوري كه طبق برآورد سازمان بهداشت جهاني 2، 80 درصد مردم در كشورهاي جهان سوم جهت درمان، از داروهاي گياهي استفاده ميکنند. به علاوه در حال حاضر حجم زيادي از واردات كشورهاي اروپايي به گياهان دارويي اختصاص يافته است (اميد بيگي، 1374).
کشور ما داراي منابع غني گياهان دارويي بوده و از لحاظ آب وهوايي، موقعيت جغرافيايي و زمينه رشد اين گياهان يکي از بهترين مناطق جهان محسوب ميگردد ولي متاسفانه عليرغم دارا بودن اين پتانسيلها بهرهبرداري و استفاده از اين گياهان به صورت خودرو و زراعي به نحوي که در ديگر کشورها معمول است هنوز در ايران که تاريخچه چشمگيري در اين زمينه دارد مورد توجه قرار نگرفته است (صمصام شريعت، 1374).
جنس بزرگ و ناهمگن آليوم شامل تعداد زيادي از گياهان چند ساله با اندام‌هاي ذخيره‌اي زيرزميني شامل پياز و يا ريزوم ميباشد. يکي از مراکز اصلي تکامل جنس آليوم3 در منطقه ايران و توراني مي‌باشد (کافي و همکاران، 1390؛ کامنتسکي، 1996).
سير يكي از مهم ترين گياهان دارويي و خوراكي جنس آليوم مي مي باشدكه از اهميت ويژه‌اي در صنايع غذايي و دارويي برخوردار مي باشد و بر اساس خصوصيات و اثرات متفاوت آن، به عنوان يک ماده غذايي بازدارنده از بيماري‌ها در نظر گرفته مي‌شود. از جمله اثرات درماني آن مي‌توان به خصوصيات ضد‌انعقاد خون، ضد فشار خون، ضد‌ ميکروبي، پايين‌آورنده قند خون اشاره کرد (بوزين و همکاران4، 2008).
سير گياهي يک‌ساله است که مي‌تواند ارتفاعي تا 75-90 سانتي‌متر داشته باشد و در مناطق خشک و معتدل، در فصل زمستان‌ رشد مي‌کند (بيدشکي و آروين5، 2010).
سير گياهي ا‌ست که مقاومت زيادي به سرما داشته و مي‌تواند دوره‌هاي طولاني سرماي زير صفر را تحمل کند، به همين دليل در مناطق معتدله کشت پاييزه اين محصول متداول بوده و حتي گزارش‌هايي مبني بر بيشتر بودن عملکرد کشت پاييزه سير نسبت به کشت بهاره در اين مناطق ارائه شده است (اورلووسکي و همکاران6، 1994).
تاريخ کاشت و تراکم دو مولفه اصلي و اوليه در زراعي کردن گياهان جديد محسوب مي شود. تاريخ کاشت يکي از عوامل مهمي است که بر طول دوران رشد رويشي و زايشي و توازن بين آنها و همچنين ساير عوامل توليد، کيفيت برداشت و در نهايت عملکرد تأثير مي گذارد (کورآ و سرآ ، 2002) .
گوپتا 1998 معتقد است که با به تأخير افتادن زمان کاشت عملکرد به شدت افت مي کند. وي دليل کاهش عملکرد را کاهش طول دوره رشد و عدم انطباق عوامل اقليمي موثر در توليد نظير تطابق زمان گلدهي با درجه حرارت مي داند.
رحيم و همکاران 1998 نيز کاهش 40 درصدي عملکرد سير را با تأخير کاشت از اواخر اکتبر (دهه اول آبان) به اواخر نوامبر (دهه اول آذر) گزارش کردند. علاوه بر زمان کاشت، تراکم گياهي نيز از عوامل مهم تعيين کننده توليد محسوب مي شود. يکي از پيش شرط هاي لازم براي دستيابي به عملکرد بالا، تأمين شرايط مطلوب جهت استفاده از تابش خورشيدي به منظور توليد مواد فتوسنتزي در بالاترين حد کارايي آن است. دست يابي به اين هدف با تغيير تراکم بوته و توزيع بوته ها در واحد سطح زمين ميسر است ( بهشتي، 1381) ، بطوري که اگر ميزان تراکم بوته بيش از حد مطلوب باشد، عوامل محيطي و تابش خورشيدي به اندازه کافي در اختيار بوته قرار نمي گيرند و بر عکس چنانچه تراکم بوته کمتر از حد مطلوب باشد از امکانات محيطي موجود به نحو مطلوب استفاده نمي شود که اين امر منجر به کاهش محصول مي شود (اسچيلچر و فرناک ، 2005)
اگر تراکم بيش از حد مطلوب باشد رقابت بين گياهان مجاور مي تواند تأثير نامطلوبي بر شکل و اندازه نهايي گياه داشته باشد و عملکرد کمي و کيفي گياهان دارويي را به شدت کاهش دهد .لذا يکي از نخستين گام هاي زراعي کردن يک گياه، شناخت مطلوب ترين تراکم جهت بهترين استفاده از نهاده ها و عوامل محيطي است. (ساملون 2207).
از ديرباز گياهان دارويي از منابع مهم درمان بيماريها در تمام نقاط جهان بوده و در حال حاضر نيز اين گياهان از جايگاه مهمي در پزشکي برخوردار ميباشند، به خصوص در طي دهههاي گذشته کاربرد اين گياهان در طب سنتي و مدرن رو به افزايش بوده است (داش و پترا، 1979 ).
طبق گزارش سازمان بهداشت جهاني اغلب جمعيت جهان به خصوص کشور‌هاي در حال توسعه بطور سنتي وابسته به دارو‌هاي گياهي هستند(سازمان بهداشت جهاني، 2003).

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

بين 40 الي 50 هزار گونه گياهي شناخته شده که در سيستم‌هاي دارويي مدرن و سنتي در سراسر جهان استفاده مي‌شود که از اين ميان تعداد گونه اندکي بصورت اهلي و زراعي کشت مي‌شوند. با اين حال، عمده نياز بازار هنوز از طريق جمع‌آوري از طبيعت تأمين مي‌شود (لانگ و شيمپن، 1997).
استفاده از گياهان دارويي محدود به کشورهاي جهان سوم و طب سنتي نيست، بلکه بيشتر از 25 درصد داروهاي مورد استفاده در پزشکي مدرن از گياهان منشأ گرفته اند (FAO,1999).
طب گياهي و تقاضا براي گياهان دارويي از رشد سالانه‌اي در حدود 8-15 درصد (گرينوالد و بوتل، 1996) و يا 10-20 درصد (تنکيت و لاريد، 1999)، در کشورهاي اروپايي و امريکاي شمالي در سال‌هاي اخير برخوردار بوده است.
علاوه بر آن بسياري از ترکيبات گياهي به عنوان غذاي سالم، افزودني‌هاي مجاز غذايي، چاي‌هاي گياهي، و ساير موارد استفاده که با سلامت بشر در ارتباط مي‌باشند به فروش مي‌رسند، بطوريکه بازار جهاني گياهان دارويي را حدود 20 ميليارد دلار تخمين زده‌اند (واليتان، 1998).
از نظر گياهان دارويي، کشور ايران از جايگاه ويژه اي برخوردار است. علاوه بر سابقه طولاني و ريشه تاريخي و فرهنگي مصرف گياهان دارويي در ايران، تنوع اقليمي موجود در کشور سبب شده است تا جايگاه گياهان دارويي از اهميت خاصي برخوردار باشد. به جرات ميتوان گفت که ايران با دارا بودن تنوع آب و هوايي گسترده و ذخاير ژنتيکي گياهي فراوان، يکي از غنيترين کشورها از نظر امکانات و استعدادهاي طبيعي به شمار ميرود (عزيزي، 1383).
در سالهاي اخير مردم ايران و ديگر کشورها بدليل عوارض جانبي داروهاي شيميايي، توجه خاصي به استفاده از گياهان دارويي نمودهاند. اين علاقه و توجه مردم نسبت به کاربرد گياهان و مشتقات حاصل از آن‌ها سبب ايجاد تجارت پر رونق گياهان دارويي گرديده است (عماد، 1378).
متأسفانه ايران با داشتن سوابق ترويج و کاربرد گياهان دارويي و برخورداري از امکانات بالقوه محيطي و انساني بسيار مناسب و فعال ، در حال حاضر در زمينههاي مربوط به کشت و صنعت گياهان دارويي از بسياري از کشورها داراي فعاليت کمتري است (عزيزي، 1373).
مواد اوليه گياهي و فرآورده‌هاي دارويي حاصل از آنها سهم مهمي از بازار دارويي را به خود اختصاص مي‌دهند و به اين دليل دستيابي به راهبردهاي بين المللي در زمينه توليد و فرآوري آن‌ها لازم و ضروري به نظر مي‌رسد.سازمان بهداشت جهاني در تعدادي از اعلاميه‌هاي خود بر لزوم تأمين و کنترل کيفي فرآورده‌هاي گياهان دارويي با بکارگيري فن‌آوري هاي جديد و مناسب تأکيد مي‌ورزد.بازار جهاني مواد دارويي گياهي از رشد ثابتي در سال‌هاي اخير برخوردار بوده است و در حال حاضر مقدار تجارت روغن‌هاي فرار، گياهان دارويي ادويه‌اي و گياهان دارويي آرايشي به ترتيب برابر 5، 22 و 300 بيليون دلار در سال 2011 رسيده است (اولسن، 1997).
نمايه‌هاي تجاري و اقتصادي جهان نشان مي‌دهند که هندوستان بعد از چين مقام دوم را در صادرات سالانه گياهان دارويي به صورت فرآوري نشده (32600 تن معادل 46 ميليون دلار امريکا) داشته است (لانگ، 1997).
بازار جهاني براي محصولات خام گياهان دارويي در سال 1999 در حدود 4/19 ميليارد دلار تخمين زده شده که اروپا مقام اول (7/6 ميليارد دلار)، آسيا (1/5 ميليارد دلار). امريکاي شمالي (4 ميليارد دلار)، ژاپن (2/2 ميليارد دلار) و ساير کشورهاي جهان (4/1 ميليارد دلار) را به خود اختصاص داده بودند (لاريد، 2002).
ميزان سالانه واردات مواد خام گياهان دارويي براي تمام کشورها در سال 1990 حدود 400 هزار تن بوده که ارزشي معادل 2/1 دلار و از رشدي معادل 100 درصد در خلال سال‌هاي 1997-1991 برخوردار بوده است (لانگ، 2000).
سه کشور عمده صادر‌کننده محصولات گياهان داوريي شامل چين (140 هزار تن در بين سال هاي 1997-1991)، هندوستان ( حدود يک سوم مقدار چين) و بعد از آن آلمان مي باشند (لانگ، 2000).
اروپا بزرگترين مرکز تجارت گياهان دارويي در جهان بوده که حدود 440 هزار تن واردات مجصولات گياهان دارويي را در سال 1996 داشته است (لانگ، 1998).

کشور آلمان در بين ساير کشورهاي اتحاديه اروپا، بزرگترين تجارت گياهان دارويي را بر عهده دارد و در خلال سال‌هاي 1991تا 2003، 7/44 تن از مواد خام گياهان دارويي، سالانه به اين کشور وارد شده است (لانگ، 2006).
چين نيز يکي ديگر از مهمترين صادر کننده‌هاي مواد خام گياهي دارويي مي‌باشد. فروش محصولات گياهي صنايع داروسازي در اين کشور در سال 2003، حدود 63/2بيليون دلار بوده است. در بين کشورهاي آسيايي هنک‌کنگ بزرگترين وارد‌کننده مواد خام دارويي به ارزش تقريبي 66/2 بيليون دلار بوده که بيشتر واردات خود را از چين تامين مي‌کند (لانگ، 2006). محصولات فرآوري شده گياهان دارويي از اهميت و ارزش تجاري خاصي برخوردار مي‌باشند. تحقيقي که در رابطه با 25 دارويي که بيشترين فروش را در سال 1997 در جهان داشته اند، نشان داد که 11 مورد از آن‌ها (42 درصد)، از طبيعت منشا گرفته و داراي ارزشي معادل 5/17 ميليارد دلار بوده‌اند (لاريد، 2002).
بيشتر گياهان دارويي و معطر در بازارهاي محلي و بومي به فروش رسيده و تعداد محدودي در مقادير مشخص در بازار بين المللي معامله مي‌شوندو لذا بسياري از آنها ثبت نشده و يا آمار موجود در اين رابطه بسيار اندک مي‌باشد که خود نقش بسيار مهمي در بهره‌برداري ناپايدار از اين گونه‌ها دارد. ميزان توليد گياهان دارويي شامل گياهان کشت شده و برداشت شده از طبيعت حدود 6/1 ميليون تن در سال 1996 برآورد شده که از ارزشي معادل (بدون در نظر گرفتن صادرات)، 7/3 ميليارد دلار برخوردار مي‌باشد (کوپر، 1997).
همانطور که در جدول2-1مشاهده مي‌شود، پنج کشور اروپايي داراي حجم واردات مواد گياهي دارويي معادل (96 تن) مي‌باشند که بيانگر اين مي‌باشد که اروپا بزرگترين وارد‌کننده مواد خام گياهان دارويي مي‌باشد و در بين کشورهاي اروپايي، آلمان با داشتن رتبه چهارمين وارد‌کننده و سومين صادر‌کننده گياهان دارويي در اين ميان بيشترين نقش را دارد. در رابطه با تعداد گونه‌هاي دارويي که از ارزش تجاري برخوردار مي‌باشند، برآوردهاي گوناگوني صورت گرفته است. با وجود ارزش بسيار بالاي گياهان دارويي، کشورهاي مبداء و تامين‌کننده اين محصولات حداقل استفاده اقتصادي را مي‌برند، به طوري که تنها 15 درصد داروهاي توليد شده گياهي جهان در کشورهاي جهان سوم، مصرف مي‌شود (لانگ، 2006).
جدول2-1 . کشورهاي عمده وارد کننده و صادر کننده گياهان دارويي و معطر در خلال سال‌هاي 2003-1991
کشور وارد کنندهحجم (تن)ارزش (US $1000)کشور صادر کنندهحجم (تن)ارزش (US $1000)هنگ کنگ95/5948/263چين6/15003/266امريکا2/5137/139هنگ کنگ5502/201ژاپن45/4603/131هند4/4066/61آلمان75/4445/104مکزيک6/3725/14کره جنوبي5/3388/49آلمان1/1524/68فرانسه8/2197/51آمريکا05/1357/104چين55/156/41مصر8/1147/13ايتاليا95/1143بلغارستان3/1035/14پاکستان65/108/9شيلي85/935/26اسپانيا85/964/27موروکو5/868/13انگلستان95/755/29آلباني05/869/11مالزي768/38سنگاپور95/762/52جمع55/32052/930جمع1/36898/847منبع: آمار بخش تجاري سازمان ملل نيويورک (لانگ، 2006)
مردمان فقير در کشورهاي جهان سوم قدرت مالي لازم جهت استفاده از طب مدرن را نداشته و لذا به طب سنتي و گياه درماني کاملا وابسته مي‌باشند (مارشال، 1998).
همچنين گياهان دارويي مي‌توانند درآمد مناسبي را براي افراد روستايي، از طريق فروش محصولات برداشت شده از طبيعت ايجاد کنند. به طور مثال بين 100-50 درصد افراد روستايي در بخش‌هاي شمالي نپال مرکزي و 50-25 درصد در بخش‌هاي مياني همان منطقه در برداشت گياهان دارويي مشغول به کار مي‌باشند که محصولات جمع‌آوري شده در بازار دهلي به فروش مي‌رسد (اولسن، 1997).
درآمد حاصله از اين طريق، 30-15 درصد کل درآمد اين افراد را تشکيل مي‌دهد. در واقع مي‌توان گفت که گياهان دارويي داراي پتانسيل زيادي در ايجاد اشتغال و رشد اقتصادي به خصوص در بخش‌هاي حاشيه‌اي اجتماع که داراي محدوديت‌هاي مختلفي از قبيل عدم وجود فرصت‌هاي تحصيلي، کمبود زمين زراعي، نهاده‌هاي کشاورزي و ساختارهاي اقتصادي لازم، مي‌باشند، هستند (کارکيل و همکاران، 2003؛ لانگ، 1998).
به طور سنتي زنان بيشترين نقش را در فعاليت‌هاي مربوط به گياهان دارويي از قبيل جمع‌آوري، خشک‌کردن و حمل به بازار فروش در جوامع مختلف دارند و اين گياهان نقش بسيار مهمي در ايجاد اشتغال براي اين قشر از اجتماع دارد (کارکيل و همکاران، 2003).
همچنين کشت گياهان دارويي در سطوح کم و در باغات کوچک، که غالبا در سيستم‌هاي کشت چندگانه صورت مي‌گيرد مي‌تواند وسيله‌اي براي افزايش درآمد کشاورزان فقير باشد (لانگ، 1998).
بررسي‌هاي وزارت همکاري‌هاي اقتصادي و توسعه آلمان در گواتمالا نشان داد که گياهان دارويي با موفقيت مي‌توانند وارد سيستم‌هاي سنتي زراعي شده و به همراه ساير گياهان زراعي از قبيل ذرت، لوبيا و سبزيجات، کشت شده و باعث افزايش درآمد مي‌شوند (ايد، 2000).
همانطور که ذکر شد، جمع‌آوري گياهان دارويي وحشي فرصتي براي مردم روستايي فقير فراهم کرده تا حداقل درآمدي از اين طريق بدست آورند، به خصوص براي روستايياني که دسترسي به زمين زراعي نداشته و به جمع‌آوري گياهان از طبيعت وابسته مي‌باشند. اما معمولا افراد محلي بهاي بسيار کمي بابت جمع‌آوري گياهان دارويي دريافت مي‌کنند. به طور مثال، اگر چه درآمد حاصل از فروش پوست درختي مانند Prunus Africana منبع درآمد قابل توجهي براي روستاييان ماداگاسکار مي‌باشد (‌که در مواردي بيش از 30 درصد درآمد روستاييان را شامل مي‌شود)، بهايي که به جمع‌آوري کننده‌هاي محلي پرداخت مي‌شود در مقايسه با واسطه‌ها بسار اندک است (والتر و راکوتونيرينا، 1995).
گونه‌هاي دارويي و معطر داراي تاريخچه‌اي کوتاه در کشت و اهلي کردن مي‌باشند و به جز تعداد محدودي هنوز هم بيشترين نياز بازار به گياهان دارويي از طبيعت تامين مي‌شود (پاشپاگاندان، 1987).
از حدود 200 گونه دارويي که در اروپا تجارت مي‌شوند، 140-130 گونه از آن‌ها کشت مي‌شود. سطح زير کشت گياهان دارويي در اتحاديه اروپا نزديک به 70 هزار هکتار مي‌باشد. فرانسه، مجارستان و اسپانيا داراي سطح زير کشت وسيعي از گياهان دارويي مي‌باشند (لانگ، 1998).
گونه‌هاي عمده‌اي که در اين کشورها کشت مي‌شوند شامل اسطوخودوس (Lavandula spp.)، خشخاش (Papaver somniferum)، زيره سياه اروپايي (Carum carvi)، رازيانه (Foeniculum vulgare)، نعناع فلفلي (Mentha piperita)، مي‌باشند.
کشورهاي ديگري که داراي سطح زير کشت وسيعي از گياهان دارويي مي‌باشند شامل آرژانتين، شيلي، چين، هند و لهستان مي‌باشند (کوپر، 1997).
کل تعداد گونه‌هاي دارويي که کشت مي‌شوند بسيار اندک مي‌باشد که عمدتا شامل گونه‌هاي مي‌باشند که داراي بازار بين المللي بوده و در حجم زياد معامله مي‌شوند و يا به عنوان ماده اوليه مورد نياز براي صنايع داروسازي بزرگ مورد استفاده قرار مي‌گيرند. به طور مثال پريوش (Catharanthus roseus)، که از ماداگاسکار منشا گرفته و به عنوان ماده اوليه براي تهيه دو داروي ضد سرطان خون وين کريستين و وين بلاستين استفاده مي‌شود، در سطوح وسيع در اسپانيا و تگزاس کشت مي‌شود (باليک و کاکس، 1996).
احتمالا چين بيشترين سطح زير کشت گياهان دارويي را به خود اختصاص داده است. به طوري که 300 هزار هکتار زمين تنها زير کشت يک گونه (Hippophae rhamnoides)، قرار دارد که 10 هزار نيروي کارگري را در توليد همين گونه بکار گرفته است (لامبرت و همکاران، 1997).
بيش از 80 درصد از 700 هزار تن گياهان دارويي که در چين سالانه مصرف مي‌شود از طبيعت منشا مي‌گيرد (هيوود، 2000).
در بسياري از نقاط جهان از جمله آلباني و ترکيه در اروپا (لانگ، 1998)، پاکستان و بنگلادش در آسيا (بيگان، 2002) و تمامي کشورهاي آفريقايي (دولد و کوکس، 2001 و مارشال، 1998) سطح زير کشت گياهان دارويي مشخص نيست.
برآورد مي‌شود که 99 درصد از 550-400 گونه‌اي که در حال حاضر جهت طب سنتي در آفريقاي جنوبي به فروش مي‌رسد از عرصه‌هاي طبيعي برداشت مي‌شود (ويليامز، 1996).
کشورهايي که داراي سطح زير کشت وسيع گياهان دارويي هستند شامل مجارستان، لهستان، هند (اسفرزه)، چين، اسپانيا (شيرين بيان) و آرژانتين (اسفرزه و بابونه) مي‌باشند (FAO، 1997).
گونه‌هاي دارويي عمده‌اي که در سطوح وسيع کشت مي‌شوند عبارتند از: Catharantus roseus، Chamomilla recutita، Cinchona spp،Digitalis lanata، D.purpurea، Duboisia spp، Papaver somniferum، Mentha piperita، Plantago ovate (لوينگتن، 1993).
در حال حاضر بيش از 250 گونه دارويي در چين به صورت تجاري کشت مي‌شوند و حدود 60 گونه آن به خوبي در سيستم‌هاي زراعي سازگار شده‌اند (FAO، 1997). از بين بيش از 400 گونه دارويي که در صنايع داروسازي هند مصرف مي‌شوند، کمتر از 20 گونه کشت و کار مي‌شوند (يونيال، 2002). در چين 5000 گونه دارويي شناخته شده و حدود 1000 گونه بيشتر مورد استفاده قرار مي‌گيرند ولي 250-100 گونه کشت مي‌شوند (زاپيجن، 1991).


پاسخ دهید