اثر بخشي : اثر بخشي در اين مطالعه از ميزان پاسخ مثبت دبيران به سؤالاتي است که راجع به فرضيات از آن پرسيده مي شود که توسط پرسشنامه محقق ساخته بررسي و سنجيده مي شود .
فصل دوم :
مباني نظري تحقيق
مقدمه
كاربرد فناوري هاي جديد اطلاعات و ارتباطات، تغييرات شگفت انگيزي در فراورده هاو فعاليت هاي كار و زندگي مردم به وجود آورده است . فناوري هاي اطلاعاتي و ارتباطي به سرعت ساختار اجتماعي و شيوه هاي زندگي مردم را در جهان تغيير مي دهند و براي ايجاد”جامعه اطلاعاتي” كه در آن توليد اطلاعات و دانش علمي هدف است، رو به گسترش اند.
جوامع اطلاعاتي زبان و ادبيات جديد و خاص خود را دارند كه ب ه كلي با ادبيات و مهارت هاي عصر كشاورزي و صنعت متفاوت است . در اين عصر، كه به قولي آن را عصردانايي هم گفته اند، جوامع براي توسعه خود به توليد و عرضه اطلاعات و دانش علمي ميپردازند. در چنين جوامعي، فناوري اطلاعات و ارتباط نفوذ و تأثير بسيار چشمگيري در فناور ي آموزشي، فنون و روش هاي آن به منظور كسب دانش، برنامه ريزي آموزشي و اجراي آن بر عهده دارند؛ به طوري كه روز به روز اولويت هاي آموزش سنتي را به سرعت تغيير مي دهند .به ديگر سخن، دانش و مهارت هاي رسمي به تدريج كمرنگ مي شوند و اولويت هاي جديد مانند رشد عمومي و يادگيري خود – كنترل شده، ضرورت و اهميت بيشتري مي يابند . درحقيقت در همه فعاليت ها و زمينه هاي آموزشي، تأثير فناوري اطلاعات و ارتباطات بسيارمهم، مثبت و كارآمد است(رئوف، :137958 )
نفوذ گونه اي از آموزش دو سويه يا متعامل به كلاس هاي درس در كشورهاي پيشرفته باعث شده است كه رابطه معلم و شاگرد از اساس دگرگون شود و معلمان به جاي ايفاي نقش يك معلم كاملاً آگاه، در نقش يك راهنما ظاهر شوند . بدين ترتيب تعليم گيرنده خود مسئوليت يادگيري را به عهده مي گيرد . در اين وضعيت، دانش پژوه ديگر به صورت يك گيرنده منفعل عمل نمي كند بلكه مشتاقانه با راهنمايي معلم و با توجه به نقاط ضعف و قوت ويش مسير يادگيري را تعيين مي كند البته بسته به شرايط سني و ذهني فراگير مي توان سئوليت بيشتر يا كمتري از معلم خواست . بدين ترتيب كامپيوتر با طرح پيشنهادي در هرمرحله از تعليم، فراگير را به مرحله بع دي يا حتي توقف او در مرحله فعلي محدود مي كند . با واگذاري ارزشيابي كار فراگير به كامپيوتر، معلم اكنون بيشتر شبيه تكنولوژيست آموزشي عمل مي كند كه با استفاده از نرم افزارهاي چند رسانه اي ويژه تهيه برنامه هاي آموزشي، بيشتر به توليد و تدوين برنامه هاي درسي خود مي پردازد . با تقليل وظيفه معلم به راهنمايي وواگذاري مسئوليت بيشتر به فراگير، دانش منتقل شده به او ديگر ثابت و از پيش مشخص شده نيست و از كتابها و نوشته هاي بيروح منتقل نمي شود ( همان منبع ، 59 )
مباني نظري :
آرزوي بشر براي دستيابي به امكانات و توانمندي هاي جديد به اندازة خود بشريت قدمت دارد .ما همواره درتكاپوي گسترش مرزهاي وجود خود به لحاظ اجتماعي، جغرافيايي يا ذهني بوده ايم . ظهور و پيدايش جوامع اطلاعاتي ، بسياري ازفرضيه ها ي آموزش را با پرسش هاي اساسي روبه رو ساخته است . فناوري‌هاي جديد اطلاعات و ارتباطات ، دنيايي را كه درآن زندگي مي كنيم و روش هاي يادگيري چگونه زيستن را تغيير داده اند. ICT منبعي باارزش براي توليد دانش ،بستري مناسب براي انتقال محتوا و ابزاري توانمند براي ايجاد تعامل درفرايند ياددهي- يادگيري دركلاس درس مي باشد . ( عباسي ، 1384: 34 )
با اينكه بطوركلي پايه و اساس تحولات تعليم و تربيت درجهان ، از علم و فناوري نشأت مي گيرد، ولي درعمل ثابت شده است كه اغلب تحولات بزرگ در آموزش و پرورش ريشه درتجربيات و تلاش علمي و عملي معلمان هوشمند و آينده نگرداشته اند . مسلماً درگوشه و كنار كشورما ، معلمان توانمند و خلّاقي هستند كه با ابتكار و نوآوري،فناوري را با آموزش تلفيق مي كنند و به شيوه هاي متفاوت ،هر چند با امكانات اندك ، رايانه را به كلاس درس مي برند. ( همان منبع ، 35 )
از آنجا كه آموزش بيش از هر موضوعي متأثر از تحولات فناوري است ،آموزش و پرورش به عنوان نهاد اصلي و رسمي آموزش درهر جامعه ،نياز دارد خود را به فناوري هاي جديد مجهز كند.
امروزه معلمان توانسته‌اند تا با بكارگيري علم و فناوري هاي جديداطلاعاتي روش هايي نو خلق‌كنند وكلاس‌درس را از محدودة چهارديواري خارج كنند و با‌ساير مراكزعلمي و آموزشي در جهان مرتبط سا زند، به گونه اي ديگر مسئلةزمان و‌مكان در دنياي تعليم و تربيت مانع اصلي به حساب نمي آيد و اين همه از بركت بكارگيري انديشه هاي نو و خلاق معلمان و كارشناسان آموزشي بوده است.فضلي خاني ، 1387: 56 )
جهاني شدن و فناوري اطلاعات :
فناوري اطلاعات ، نقش اساسي در تحقّق و تعميق اهداف تعليم و تربيت دارد . گسترش فناوري اطلاعات و استفاده از ابزارها و مفاهيم ، موجب بسط اطلاعات و دسترسي آسان و كم هزينه براي فراگيرندگان اعم از دانش آموزان ، دانشجويان و معلمان به روش آن لاين مي شود و زمينة تبادل سريع اطلاعات و تعاملات فرهنگي را ميّسر مي سازد .رشد جوامع فرهنگي امروزه در گرو همگرايي و تعامل ، گفتگو و تبادل دانش و اطلاعات و فرهنگ بشري است . دوران واگرايي ، تك گويي و انزواطلبي به پايان رسيده است ، مرزهاي جغرافيايي و حتّي مرزهاي فرهنگي و عقيدتي نفود پذير شده اند . بايد با آگاهي ، شناخت و هوشمندي و نيز با تكيه بر فرهنگ و مؤلفه هاي بومي و آمادگي براي پذيرش تحوّلات علمي وبين المللي نقش وجايگاه خود را پيدا كرد وخود را در مواجهه با پديده هاي نو و تعيين مسيرهاي تحوّل آماده نمود .( علوي ، 1388: 78)
آموزش الكترونيكي چيست ؟
با گسترش فناوري هاي جديد اطلاعاتي و ارتباطي ، امروزه روشهاي جديدي در عرصة آموزش و يادگيري به وجود آمده است که
يكي از اين روشها ، آموزش الكترونيكي است .
اصطلاح آموزش الكترونيكي ، شامل مجموعة وسيعي از كاربردها و عملكردها از جمله آموزش مبتني بر رايانه ، كلاس هاي مجازي و منابع اطلاعاتي و كتابخانة ديجيتال است .
آموزش الكترونيكي ، آموزش مبتني بر فناوري هاي ارتباطي مانند راديو ، تلويزيون ، وسايل ارتباطي و شبكه اي رايانه اي ، به ويژه اينترنت است و به ارائة محتواي آموزشي از طريق رسانه هاي مجازي اطلاق مي شود . در محيط آموزش الكترونيكي ، ابزارهاي ديداري و چندرسانه اي پايه و اساس تدريس و يادگيري را تشكيل مي دهند . ( فضلي خاني ، 1387: 77)
درآموزش‌الكترونيكي،محتواي‌آموزشي درفرم هاي متفاوتي قابل ارائه است.مانند فايل هاي pdf يا html يا فايل هاي صوتي،تصاوير و فيلم هاي ويدئويي كه به صورت چندرسانه اي هم زمان با صدا و تصوير و ساير ابزارها و برنامه ها در اختيار كاربران و فراگيرندگان در نقاط گوناگون قرار مي گيرد .
به طور كلّي در آموزش الكترونيكي امكان برقراري و ارتباط همزمان با استادان و معلمان در ساعت هاي مشخص ، قابليت استفاده از محيط هاي مشاركت گروهي ميان فراگيرندگان مانند : انجمنهاي الكترونيكي ، گفتگوي الكترونيكي ، فهرست هاي ارسال مطالب از طريق پست الكترونيكي و … وجود دارد . ( زماني ، 1386 : 91 )
.نقش حياتي فناوري الكترونيكي در آموزش و پرورش
يادگيري الکترونيکي زاييدة چرخة تحولات سريع و رو به گسترش فناوري هاي نو به مفهوم واقعي آن است. تاکنون تعاريف متفاوتي از يادگيري الکترونيکي ارائه شده است. ما تعريف “کراس” را که خيلي ها او را مخترع واژة يادگيري الکترونيکي مي دانند انتخاب کرده ايم. کراس يادگيري الکترونيکي را داراي شش نشانه به شرح زير مي داند:
-يادگيري الکترونيکي به وسيله اينترنت صورت مي گيرد.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

– با جديدترين اطلاعات همراه است.
-مجموعه اي از روش هاي آموزشي را در برمي گيرد (آموزش هاي مجازي، همکاري ديجيتالي، شبيه سازي و…) ( زماني ، 1386: 93 )
-فراگير محور است و به ويژگي فردي او توجه دارد.
-اينترنت محور نيست، کثرت‌گراست (شامل همه مي شود).
-نهايتاً قابليت انجام دادن فرايندهاي اداري و مديريتي از قبيل: ثبت نام، پرداخت شهريه، نظارت بر روند اجراي فعاليت هاي يادگيرنده، تدريس و اجراي ارزشيابي از راه دور را فراهم مي کند.
به طور کلي، يادگيري الکترونيکي به آن نوع يادگيري گفته مي شود که در محيط شبکه به وقوع مي پيوندد و درآن مجموعه اي از فناوري چندرسانه اي، فرارسانه اي و‌ارتباطات از راه‌دور به خدمت گرفته مي شود و نـوعي يـادگيـري است که در محيط اينترنت صـورت مي گيرد و با بهره گيري از فناوري شبکه تسهيل مي شود. ( همان ، 98 )
نقش معلم و دانش آموز در روش يادگيري الکترونيکي :
وظيفه و نقش هاي معلم در اين روش را مي توان به اين صورت بيان كرد :
– طراحي و سازماندهي آموزش
-تسهيل كنندة بحث و گفتگو
– هدايت و راهنمايي فرايند يادگيري
-تدريس همزمان و غيرهمزمان
– مديريت نظام يادگيري
البتّه ايفاي نقش هاي معلم به تنهايي پيچيده و دشوار است . بنابراين ، بخشي از اين وظايف به صورت گروهي و با شركت افراد نظير تكنولوژيست آموزشي ، طراح آموزشي ، متخصصIT ، مهندس سخت افزار و نرم افزار انجام مي شود . يادآوري مي شود كه معلم در اين گروه نقش كليدي و منحصر به فردي دارد و هيچ كس و هيچ چيزي نمي تواند جايگزين او شود .
فراگيرنده و دانش آموز هم در فرايند يادگيري به صورت فعال شركت مي كند و در تعامل گسترده خود با معلمان ، ساير فراگيرندگان و محتوا را فرامي گيرد .در نظام هاي آموزشي مبتني بر فناوري ، تلاش فردي و جمعي فراگيرندگان امكان پذير است و فراگيرندگان به انجام دادن اين گونه تلاش ها تشويق مي شوند .( هاشم نژاد ، 1385 : 54 )
مدارس هوشمند نياز جوامع اطلاعاتي :
مدارس هوشمند به مجموعه اي از مدارس اطلاق مي شود كه از اينترنت و فناوري اطلاعات استفاده مي كنند تا در جهت آموزش به دانش آموزان چند عمل اساسي انجام دهند ، يعني بتواننددرزمان‌كوتاه‌تري‌مطالب بيشتري‌را‌منتقل كنند و دسترسي فوري و آني دانش آموزان را به جواب بسياري از مسائلي كه ممكن است در يك كلاس سنّتي براي آنها به عنوان سؤال باقي بماند فراهم كنند.
مدارس هوشمند اين توانايي ها را دارند كه به طور مرتب معلم و دانش آموز را مورد ارزيابي قرار دهند ، وضعيت فعلي آنها را ارتقاء دهند و اگر معلمي در روش تدريس خود اشكالي دارد ، آن روش را اصلاح كند . در اين مدارس درس تابث نيست و محيط كاملاً باز است.گرچه‌موضوع ها موردبحث‌كاملاً مشخص است ولي با‌توجه به توانمندي دانش آموزان و كشش آنها مي توان دايرة توسعة دانش را وسيعتر كرد . ( همان منبع ، 56 )
بنابراين مدرسة هوشمند فضايي است كه در آن براي توليد ، توزيع و استفاده از اطلاعات ، آموزش هاي لازم به دانش آموزان داده مي شود تا آنها بتوانند هم در امور‌درسي و هم برنامه هاي آيندة خود زمينة توسعة علمي و اشتغال برنامة كاري خود را فراهم كنند .
ضرورت استفاده از تكنولوژي در آموزش :
از مهم ترين شاخص هاي توسعه در يك كشور كيفيت برونداد نظام آموزشي است كه آن نيز به چگونگي نظام انتقال اطلاعات برنامه ريزي شدة آموزش به فراگيرندگان و نيز بهبود فرآيند ياددهي – يادگيري بستگي دارد. در دنياي امروز اين امر مهم را فناوري آموزشي بر عهده دارد كه استفادة بهينه از فناوري آموزشي در جريان تدريس به سبب فعال كردن حواس فراگيران ،امرآموزش را واقعي تر و نيز عملي تر نموده و ضمن غني كردن كيفيت تدريس و يادگيري ،كارايي تعليم و تربيت را ارتقاء بخشيده است .درس هايي مانند علوم ، جغرافيا ، زمين شناسي ، آزمايشگاه علوم زيستي و حتّي ادبيات مي توانند از وسايل تكنولوژي و كمك آموزشي مؤثر در يادگيري استفاده نمايند . ( عطاران ، 1388 : 75 )
چون حالت مجسم در ذهن دانش آموزان به وجود مي آيد و درك آنها نسبت به درس افزايش مي يابد در نتيجه بهره وري در سيستم آموزش به وسيلة وسايل آموزشي و تكنولوژي بالا مي رود و بازدهي هم از نظر قبولي و معلومات بسيار زياد مي شود .
نبود الگوهاي مناسب ،ضعف بزرگ مدارس كشور است :
شايد‌براي‌همةما(مخصوصاًمعلمان)اين سؤال‌پيش‌آمده‌باشد‌كه‌چرا بايد‌از فناوري اطلاعات و ارتباطات دركلاس استفاده كرد؟ اين كه چطور ياد مي گيرند و خلاصه اينكه اين يادگيري چگونه مي‌تواندبراي تمام دانش‌آموزان كلاس به طور مؤثر سازماندهي شود،از سؤالاتي هستند كه توسط معلمان مطرح مي شوند از آنجا كه روش برنامه ريزي ما،سازماندهي و اداره كردن فعاليتها دركلاس درس به واقع منعكس كنندة افكار و هدفها دربارةيادگيري‌بچه ها مي باشد، بايد‌تمام سعي و تلاشمان اين باشد كه ميزان علاقه مندي بچّه ها را افزايش دهيم ،انگيزه هاي آنان را تقويت كنيم و آنان را تشويق كنيم تا عليرغم وجود مشكلات به‌سمت وسوي‌موفقيت پيش‌بروند‌.سعي‌نموده‌كمكشان كنيم تا آموخته هاي قبلي خود را با آموزه هاي جديد مرتبط كنند. پس از آنها مي خواهيم تا حس اعتماد به نفس و استقلالشان را در يادگيري افزايش دهند. و الگوهاي مناسبي در زمينه فناوري اطلاعات را به معلمان و دانش آموزان معرفي نماييم . ( همان منبع ، 78 )
نقش معلمان در به کارگيري فناوري اطلاعات :

تلاش براي جايگزين نمودن ماشين آموزشي به جاي معلم بارها مطرح شده و محدود به آموزش هاي کاملا مجازي امروز نمي باشد. با فراگير شدن مراکز سمعي بصري در مدارس و فيلم هاي آموزشي اين تصور به وجود آمد که اين رسانه ها جايگزين معلم در کلاس درس خواهند شد و اين مقوله تا حد زيادي منجر به مقاومت معلمان در برابر نوآوري هاي آموزشي گرديد. روياي جايگزيني ماشين به جاي معلم نه تنها محقق نشد بلکه هر چه قدرت و قابليت تکنولوژي در آموزش بيشتر مي شود نقش معلم پر رنگ تر مي شود. ( بيلولي ، 1385 : 112 )
بيل گيست مدير شرکت مايکروسافت در سخنراني خود آورده است ” شرکت مايروسافت قوي ترين بسته نرم افزاري خود را که خواهد ساخت باز هم نمي تواند جاي معلم را بگيرد” . توجه به تربيت معلم براي استفاده بهينه از فناوري اطلاعات در امر آموزش روز به روز در حال افزايش است در اين راستا بانک جهاني ده درس را براي استفاده بهينه از قابليت هاي فناوري اطلاعات در آموزش کشور هاي در حال توسعه گوشزد کرده است که يکي از اين دروس ” کار آموزي ،کارآموزي،کارآموزي ”
يونسکو (2003) شاخص هاي ارزشيابي ميزان به کارگيري از فناوري اطلاعات در آموزش 18 کشور درحال توسعه و توسعه يافته را بررسي نموده است که تمام 18 کشور مورد مطالعه تربيت معلم و نيروي انساني کار آمد را به عنوان يک شاخص مهم ارزيابي به کار برده اند، که در اين ميان مي توان به کشور هايي چون آمريکا، انگليس و کانادا اشاره نمود. شواهد فوق و هزارن برنامه آموزش مهارت هاي فناوري اطلاعات در اکثر کشور ها من جمله ايران گويايي دو واقعيت است : ( قشقاييان ، 1387 : 40 )
استانداردها حرفه اي معلمان در به کارگيري فناوري اطلاعات:
از جمله استانداردها که توسط بسياري ازمتخصصان در جهان و ايران پذيرفته شده است مهارت هاي تحت عنوان ICDL مي باشد و از آن تحت عنوان مهارت هاي هفتگانه ياد مي شود. ليکن بايد توجه داشت اولا برخي از مهارت ها براي معلمان بسياري از رشته ضرورت ندارد؛ از طرفي دانش و مهارت فناوري اطلاعات با کاربرد آموزشي آن متفاوت است. مويد اين سخن نتايج ارزشيابي از پروژه به کارگيري فناوري اطلاعات در آموزش و پرورش هنگ کنگ مي باشد با وجود اينکه حدودا صد درصد معلمان آموزش هاي پايه فناوري اطلاعات و 92 درصد مهارت هاي تخصصي را آموزش ديده اند فقط حدود50 درصد معلمان مورد مطالعه توانايي ادغام فناوري اطلاعات را در برنامه درسي داشته اند(احرمان ،2005). بر اين اساس بايد دانش عملي و مفهومي فناوري اطلاعات را ميزان به کارگيري آن تفکيک نمود. ( عطاران ، 1388 : 95 )
بنابرآنچه گذشته، لزوم بازنگري در استانداردحرفه اي معلمان ضروري مي باشد. از آنجا که بررسي تمام استانداردها در اين مختصر نمي گنجد در اين بخش به عنوان نمونه استانداردهاي ملي تکنولوژيکي معلمان که توسط جامعه بين المللي تکنولوژي در آموزش به تصويب رسيده است را بررسي مي نماييم. اين انجمن جهت ارائه استانداردهاي حرفه اي معلمان در زمينه فناوري اطلاعات ابتدا استانداردهاي ملي تکنولوژي آموزشي براي دانش آ موزان را تدوين نموده است. بنابراين شش طبقه مهارت فناوري اطلاعات براي دانش آموزان عبارتند از : 1) مهارت مفاهيم پايه و سيستم هاي عامل 2) مهارت مسائل انساني اجتماعي و اخلاقي در به کارگيري فناوري اطلاعات 3) مهارت ابزار هاي توليد و خلاقيت دانش آموزان 4) مهارت کار با با ابزار هاي ارتباطي 5)مهارت کار با ابزار پژوهشي فناوري اطلاعات 6)مهارت کار با ابزار حل مساله و تصميم گيري فناوري اطلاعات . شايان توجه است که هر طبقه مهارت تحليل شده و خود داراي مهارت هاي ديگر است. ( قشقاييان ، 1387 : 51 )
فناوري اطلاعات و شبکه هاي الکترونيکي در آموزش ضمن خدمت معلمان:
اساسي ترين سوال بعد از مشخص شدن نوع مهارت ها و استانداردهاي مورد نياز معلمان، بررسي رويکردهاي آموزشي در تربيت معلم و آموزش استانداردها مي باشد.آموزش و توسعه ي حرفه اي معلمان مي تواند به روش هاي مختلفي باشد که در اين جا به سه رويکرد بسنده مي شود.
1) دوره هاي آموزش تربيت معلم در دانشگاه 2)دورهاي آموزش ضمن خدمت کلاسي و کارگاهي3) فرصت هاي يادگيري مستقل مرکز آمار آموزشي آمريکا در زمينه آموزش مهارت هاي فناوري اطلاعات گزارش کرده که از ميان اين سه رويکرد 83 درصد معلمان آموزش هاي دانشگاهي را در حد خيلي زياد اثر گذارگزارش نموده اند حال اينکه اين درصد گزارش شده براي آموزش هاي ضمن خدمت 88 درصد و براي رويکرد سوم يعني يادگيري مستقل 93 درصد بوده است اين آمار نشان مي دهد که رويکرد سوم يعني يادگيري هاي مستقل بيشترين ميزان را به خود اختصاص داده است.( بيلولي ، 1385 : 69 )
ملاحظات عمومي و خاص در طراحي شبکه هاي الکترونيکي معلمان:
براي طراحي و پياده سازي شبکه هاي الکترونيکي معلمان دو دسته عوامل را بايد مد نظر قرار داد. ملاحضات عمومي که مربوط به تمام شبکه هاي الکترونيکي مي باشد که برسطح انگيزش کاربران تاثير گذاشته و سهولت حرکت در بين بخش هاي مختلف شبکه را ممکن مي سازد. دسته دوم عوامل تخصصي و تاثير گذار در کارآمدي و اثربخشي شبکه هاي الکترونيکي آموزشي مي باشد که بايد در طراحي ، اجرا و ارزشيابي شبکه هاي الکترونيکي معلمان مد نظر قرار داد. رونيو و استروبل (1999) در موفقيت شبکه هاي الکترونيکي دو دسته عوامل را شناسايي نموده اند ؛ويژگي هاي کاربران و ويژگي هاي شبکه.ويژگي هاي چون سن کاربران ،تجارب قبلي آنها در کار با تکنولوژي ،نگرش آنها نسبت به شبکه ها و کامپيوتر جزء عوامل عمومي و مشترک مي باشند.حال اينکه علاوه بر اين عوامل در شبکه هاي آموزشي سطح راحتي و مهارت کار با تکنولوژي و ترجيحات يادگيرندگان در انتخاب رسانه و ميزان علاقه آنها عامل تعيين کننده براي اثربخشي شبکه هاي الکترونيکي آموزشي مي باشد.
پژوهش داونز(1993) نشان داده از ميان عوامل مربوط به ويژگي هاي يادگيرنده گان عواملي مانند جنس ،سن ،تجارب قبلي و فعلي کار با کامپيوتر معلمان بسيار تعيين کننده مي باشد.
عوامل متعددي در به کارگيري آموزشي از شبکه ها تاثير دارند و وجود شبکه با کاربرد آموزشي آن متفاوت است . به عنوان نمونه 97 درصد مدارس ابتدايي و 99 درصد مدارس متوسطه و 95 مدارس استثنائي هنگ کنگ به وب سايت مدرسه دسترسي داشته اند ليکن فقط 52 درصد از مدارس ابتدايي و 88.4 درصد از مدارس متوسطه و 45.5 درصد از مدارس استثنايي وب سايت تخصصي مرتبط با موضوعات درسي داشته اند. ( عبداله زاده ، 1387 : 54 )
مراحل ساماندهي و تشکيل شبکه الکترونيکي معلمان:
آشنايي اوليه ،تعيين منابع؛ تصميمات مربوط به طراحي و نحوه ارتباط بين معلمان و… حضور فيزيکي معلمان را مي طلبد؛ گام اول در طراحي شبکه هاي الکترونيکي معلمان حضور فيزيکي آنهادر يک شبکه منسجم و هميارانه است.برمبناي تعاريف ارائه شده ” شبکه معلمان متشکل از چند معلم مي باشد که از مدارس مختلف دور هم گرد مي آيند و براي يک مدت طولاني روي يک نوآوري خاص در آموزش کار مي کنند(موننن و وگت 1998،ص 103)اين تعريف سه ويژگي براي شبکه معلمان مشخص مي نمايد: ( همان منبع ، 66 )
اولا؛حد اقل اعضاء بيش از دو نفر مي باشد.دوما؛ معلمان شرکت کننده در شبکه بايد هر کدام از مدرسه جداگانه باشند.سوما؛ همگي بر روي يک نو آوري و کاربرد آن در آموزش کار کنند به اين معنا که فلسفه وجودي و هدف اصلي شبکه معلمان به کارگيري نوآوري درآموزش است.در مقاله حاضر شبکه معلمان روي به کارگيري نوآوري هاي مربوط به ICT در کلاس درس کار مي نمايند.موننن و وگت (1998) براي اعضاء شبکه معلمان موارد زير را خاطر نشان مي کنند:
1- تعداد معلمان بيش 10 تا 15 نفر نباشد که مي توان دو يا سه معلم را از 4 تا هفت مدرسه انتخاب نمود.
2- موضوع تدريس معلمان بايد مشترک باشد.يعني بايد شبکه معلمان بر اساس موضوعات و يا مسائل آموزشي مشترک شکل گيرد.
تعريف فناوري اطلاعات


پاسخ دهید