شکل1-4- مراحل طبيعي چرخه تخمک گذاري
1-2-4- تخمک گذاري (Ovulation)
تخمک گذاري در يک زن که چرخه جنسي 28 روزه دارد، 14 روز بعد از آغاز قاعدگي رخ مي دهد (شکل 1-4). مدت کوتاهي قبل از آغاز تخمک گذاري، ديواره خارجي فوليکول به سرعت متورم مي شود و ناحيه کوچکي در مرکز کپسول فوليکول موسوم به استيگما بيرون مي زند. پس از گذشت 30 دقيقه، مايع داخل فوليکول از طريق استيگما نشت مي کند و در حدود 2 دقيقه بعد، استيگما پاره مي شود تا مايع چسبنده تري که در بخش مرکزي فوليکول تجمع يافته بود، به خارج بريزد. اين مايع چسبنده تخمک را با خود حمل مي کند ]13[.
اوج ترشح LH ، براي تخمک گذاري و رشد نهايي فوليکول ضروري است. در حدود 2 روز قبل از تخمک گذاري ميزان ترشح LH از هيپوفيز قدامي به شدت افزايش مي يابد (6 تا 10 برابر مي شود) و 16 ساعت قبل از تخمک گذاري به اوج خود مي رسد. همزمان FSH به حدود 2 تا 3 برابر افزايش مي يابد. عملکرد هم افزاي LH و FSH به تورم سريع فوليکول در واپسين روزهاي قبل از تخمک گذاري مي انجامد. از طرفي LH به شکلي اختصاصي بر سلول هاي گرانولوزا و کپسول فوليکول اثر مي گذارد، تا آن ها عمدتاً پروژسترون ترشح کنند. بنابراين ميزان ترشح استروژن در حدود يک ساعت قبل از تخمک گذاري به تدريج کاهش مي يابد، در حالي که پروژسترون به شکل فزاينده اي ترشح مي شود ]13[.
در نهايت، ترکيبي از تورم فوليکول و تحليل همزمان استيگما، فوليکول را پاره و تخمک آزاد مي کند. چند ساعت بعد از آزاد سازي تخمک از فوليکول، سلول هاي گرانولوزا و کپسول فوليکول به سرعت به سلول هاي لوتئيني تبديل مي شوند. قطر آن ها دو برابر مي شود و ذرات چربي که داخل اين سلول ها را پر مي کند، رنگ متمايل به زرد به آن ها مي بخشد. اين فرايند را “تشکيل جسم زرد” و مجموع سلول هاي کنار هم را “جسم زرد” مي نامند. در شکل 1-5 چرخه هورموني تخمک گذاري به صورت شماتيک نشان داده شده است ]13[.
شکل 1-5- چرخه هورموني تخمک گذاري
در زنان سالم قطر جسم زرد تا 5/1 سانتي متر افزايش مي يابد که اين در روز هفتم يا هشتم بعد از تخمک گذاري است. سپس جسم زرد پسرفت مي کند و در نهايت، وظايف ترشحي و زرد رنگ خود را در روز دوازدهم بعد از تخمک گذاري از دست مي دهد تا به جسم سفيد تبديل شود، طي چند هفته بعد، بافت همبند جاي آن را مي گيرد که پس از چند ماه جذب مي شود ]13[.
1-3- سيستم هاي ارتباطي بدن
فعاليت هاي متعدد سلول ها، بافت ها و اندام هاي بدن توسط واکنش هاي متقابل چندين نوع سيستم ارتباطي همگام مي شود، که شامل:
1- سيستم عصبي: که در آن مواد شيميايي در پايانه هاي سيناپسي آزاد مي شوند و به طور موضعي براي کنترل اعمال سلولي عمل مي کنند.
2- سيستم درون ريز (Endocrine System) : که در آن غدد، مواد شيميايي (هورمون ها) را به داخل گردش خون آزاد مي کنند که عمل سلول ها را در محل ديگري در بدن تحت تأثير قرار مي دهند.
3- نورو آندوکرين: که در آن نورون ها مواد يا هورمون هاي عصبي ترشح مي کنند که به گردش خون رسيده و عمل سلول ها را در محل ديگري در بدن تحت تأثير قرار مي دهند.
4- پاراکرين: سلول ها موادي را ترشح مي کنند که به داخل مايع ميان بافتي انتشار يافته و روي سلول هاي مجاور اثر مي کنند.
5- اتوکرين: در آن سلول موادي را ترشح مي کند که با چسبيدن به رسپتورهاي سطحي همان سلول، عملکردش را تحت تأثير قرار مي دهد ]13[.
1-3-1- سيستم اندوکرين (غدد درون ريز)
اين دستگاه شامل غدد يا بافت هايي است که ترشحات تحريک کننده غدد يا بافت هاي ديگر را به درون خون تراوش مي کنند. سيستم اندوکرين مواد خاصي به نام هورمون(Hormone) ترشح مي کند. هورمون يک کلمه يوناني است و معني آن (من بر مي انگيزم) است. دستگاه درون ريز، نقش اساسي در کارکرد طبيعي دستگاه هاي ديگر و تنظيم فعاليت آن ها دارد. هر گونه کم کاري يا پرکاري هريک از اجزاي اين سيستم موجب اختلال يا بيماري اعضاء ديگر مي شود] 13[. در شکل 1-6، تعدادي از غدد سيستم درون ريز و مکان قرارگيري آن ها در بدن انسان نمايش داده شده است.
هدف هورمون ممکن است سلول، بافت، اندام و يا کل موجود زنده باشد. هورمون ها داراي گيرنده هاي اختصاصي (Receptor) در سلول هاي هدف هستند. مزيت گيرنده ها در اين است که، به غلظت هاي بسيار اندک هورمون پاسخ مي دهند. هورمون ها در کارکرد هاي مختلف بدن از قبيل توليد مثل، تکثير، رشد، متابوليسم، تنفس و به طور کلي در حفظ ثبات بدن نقش دارند] 13[.
شکل 1-6- تعدادي از غدد سيستم درون ريز
دستگاه اندوکرين (درون ريز) از چندين غده پراکنده در سر تا سر بدن تشکيل شده است. اين غدد از يک نوع سلول يا ترکيبي از سلول ها بوجود آمده اند. غده هايي مثل هيپوفيز ، فوق کليه و تيروئيد اعضايي هستند که تنها کارکرد آن ها توليد هورمون هاي اختصاصي است. ساير اعضا و بافت ها مثل تخمدان ها، بيضه ها، قلب و کليه ها نيز حاوي سلول هاي توليد کننده هورمون هستند ]13[.
1-3-2- غده هيپوفيز (Hypophysis) و هيپوتالاموس (Hypothalamus)
غده هيپوفيز به عنوان “غده رئيس” شناخته مي شود، زيرا هورمون هايي را توليد مي کند که بافت درون ريز مستقر در ساير غده ها و اعضاء را تحريک و کنترل مي نمايد. همچنين موجب ترشح هورمون هايي مي شود که رشد بدن، حجم ادرار و انقباض رحم را در طول زايمان کنترل مي کند. هيپوفيز غده کوچکي است در زير مغز و درون حفره استخوان شب پره (Sphenoeid) که 5/0 تا 5/1 گرم وزن دارد ]13[. اين غده شامل دو قسمت است : بخش قدامي و بخش خلفي .

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

بخش قدامي (جلويي): اين بخش ساختمان غده اي دارد و آدنو هيپوفيز (Adeno hypophisis) ناميده مي‌شود که مهم ترين و بزرگ ترين قسمت هيپوفيز است. اين بخش قدامي در انسان 70 درصد وزن غده را تشکيل مي‌دهد و محل سنتز و ترشح چندين هورمون است، که بيشتر عمل تحريک و تنظيم ترشحات ساير غدد درون ريز را به عهده دارند و به همين جهت آن ها را هورمون هاي محرک (Stimulating Hormone) مي‌نامند. هورمون “پرولاکتين يا لاکتوژن” و “هورمون رشد يا (سوماتوتروپين)” ، از مهم ترين هورمون هاي بخش قدامي هيپوفيز هستند ]13[.
بخش خلفي (پسين): بخش خلفي به هيپوتالاموس مربوط است و نوروهيپوفيز (Neuro Hypophisis) ناميده مي‌شود. اين بخش، ساختمان غده‌اي ندارد، بلکه بخشي از دستگاه عصبي است و از اجتماع يک‌ سري آکسون تشکيل شده است. اجسام سلولي اين آکسون‌ها در هيپوتالاموس مغز قرار دارند .دو هورمون هيپوفيز پسين عبارتند از:
1- “هورمون آنتي ديورتيک” (به معناي ضد ادرار يا کم‌کننده ادرار)، موجب افزايش بازجذب آب توسط نفرون هاي کليه مي‌شود.
2- “هورمون اکسي توسين” (به معناي تسهيل کننده زايمان) که به وسيله تحريک انقباض ماهيچه‌هاي رحم باعث تسهيل زايمان و خروج نوزاد شده و موجب تحريک ترشح شير از غده‌هاي شيري مي گردد.
اين هورمون ها در جسم سلولي نورون‌هاي هيپوتالاموس ساخته مي‌شوند و سپس از راه آکسون‌ها به هيپوفيز پسين مي‌آيند و از آنجا به خون مي‌ريزند. پس در عمل، هيپوفيز پسين وظيفه‌اش ذخيره‌سازي و ترشح اين هورمون‌ها است و ساختن آنها در نورون‌هاي (سلول هاي عصبي) هيپوتالاموس صورت مي‌گيرد ]13[.
1-3-3- هورمون‌هاي 7 گانه هيپوفيز
1- هورمون رشد: هورمون رشد باعث افزايش متابوليسم سلول‌هاي بدن و رشد طولي و قطري استخوان‌ها و باعث افزايش قد مي‌شود. در ضمن هورمون رشد موجب سوخت و ساز 4 گانه يا سوخت و ساز (پروتئين‌ها، کربوهيدرات ها (قندها) ، چربي ها، مواد معدني) در بدن مي شود .
2- هورمون محرک تيروئيد (TSH) : موجب فعاليت غده تيروئيد مي‌شود.
3- هورمون پرولاکتين: اين هورمون سبب رشد پستان‌ها طي بارداري و ترشح شير پس از زايمان مي‌شود. اين هورمون روي سلول‌هاي غدد شيري اثر مي‌گذارد و سبب ساخته شدن شير و ترشح آن به درون کيسه‌هاي شيري مي‌شود. با تولد نوزاد، بلافاصله ترشح لاکتوژن در خون افزايش مي‌يابد و شيرسازي آغاز مي‌شود. خروج شير از پستان مادر يکي دو روز بعد از تولد بچه شروع مي‌شود و اين تأخير در اثر افزايش تدريجي لاکتوژن در خون و زمان لازم براي تأثير آن بر سلول‌هاي شيرساز پستان است. ترشح لاکتوژن تا زماني که طفل از پستان مادر شير بخورد ادامه خواهد داشت.
4- هورمون کورتيکوتروپين: اين هورمون باعث افزايش ترشح هورمون‌هاي مترشحه از قشر غدد فوق کليوي مي‌شود.
5- هورمون محرک جنسي: FSH و LHکه هر دو هورمون‌هاي محرک جنسي محسوب مي‌شوند.

6- هورمون‌ اکسي‌توسين: باعث انقباض عضلات رحم و مجاري شيري پستان‌ها مي‌شود.
7- هورمون آنتي ديورتيک : موجب جذب آب و املاح از لوله‌هاي جمع‌کننده ادرار در کليه‌ها مي‌شود ]13[.
1-4- کيست تخمدان (Ovarian Cyst)
واژه کيست به ساختماني پر از مايع اطلاق مي‌شود. به عبارتي کيسه هاي کوچک پر از مايعي است که در يکي از تخمدان ها يا هر دوي آن ها ممکن است رشد نمايد. بنابراين تمام کيست‌هاي تخمدان حداقل حاوي مقداري مايع هستند. اين کيست ها اکثراً خوش خيم و گاهاً مشکل آفرين شده و ممکن است پاره شده يا خونريزي نمايند و دردناک شوند که در اين صورت بايد توسط جراح برداشته شوند. شيوع کيست تخمدان بيشتر در سنين 30 تا 45 سالگي است. اما نوع سرطاني آن عمدتاً در سنين بالاي 40 سال بروز مي کند. اکثر کيست هاي تخمداني، سرطاني نبوده و در مدت کوتاهي و گاهاً بدون درمان نيز از بين مي روند. لذا کيست هاي تخمداني به نسبت منشأيي که از آن ايجاد مي شوند به صورت زير تقسيم بندي مي گردد:] 14[.
1- کيست هاي با منشأ فوليکولي : اين نوع کيست در زماني که تخمک گذاري انجام نمي شود و يا وقتي که فوليکول بالغ در خود کلاپس شده، تشکيل مي گردد و مي تواند رشدي با قطر 3/2 اينچ داشته باشد. پاره شدن چنين کيستي مي تواند در تخمدان درد بسيار شديدي را در همان طرف به وجود آورد. اين کيست ها بدون علامت تشکيل شده و ممکن است در عرض چند ماه ناپديد شود.
2- کيست جسم زرد يا کورپوس لوتئوم (Corpus Luteum) : اين نوع کيست تخمداني معمولاً بعد از رها شدن تخمک از فوليکول رخ مي دهد. اگر بارداري رخ ندهد، جسم زرد شکسته شده و ناپديد مي گردد. حال اگر خون يا مايع درون جسم زرد تجمع يابد مي تواند باعث دردهاي موضعي، بي نظمي يا قطع قاعدگي يا علائمي مشابه بارداري خارج رحمي شود. به دنبال جذب خون، يک کيست جسم زرد حاصل مي شود که حتي در مواردي قطرش از 11 سانتي متر نيز تجاوز مي کند. در اکثر موارد اين کيست ها در يک طرف بدون علائم باليني ممکن است يافت شوند.
3- کيست هاي تکا لوتئيني (Theca lutein cyst): در بين کيست هاي عملکردي تخمداني کمترين ميزان شيوع را دارند. اين کيست ها معمولا دو طرفه بوده و قطر آن ها ممکن است از 25 سانتي متر تجاوز نمايد. معمولاً مشکل بيمار درد و احساس سنگيني در لگن و يک توده قابل لمس در آدنکس است. اين کيست ها غالباً به همراه حاملگي (از جمله حاملگي هاي مولار)، در چندقلويي، کوريوکارسينوما، ديابت، حساسيت بهRh ، کلوميفن سيترات و آنالوگ GnRH ممکن است ديده شود. کيست هاي تکالوتئيني ممکن است چند حفره اي باشند و به طور خود به خودي پسرفت کنند.
4- کيست درموئيد (Dermoid cyst): اين يک کيست غيرعادي است که معمولا در خانم‌هاي جوان تر ايجاد شده و قطر آن تا 6 اينچ مي رسد که به آن “تراتوم” هم گفته مي‌شود. اين کيست شبيه بافت پوستي است و در آن چربي، استخوان، مو و غضروف هم ممکن است وجود داشته باشد.
5- کيست هموراژيک (Hemorrhagic cyst): کيست هموراژيک تخمدان بر اثر پارگي رگ ديواره کيست تخمدان و بروز خونريزي داخل کيست مي تواند ايجاد گردد. تظاهر آن با علائمي همچون درد شکمي در يکطرف بدن است.
6- کيست اندومتريوم (endometrioma cyst): اين گونه کيست ها در حالتي ايجاد مي‌شود که فرد مبتلا به اندومتريوز باشد (يعني بافت اندومتر رحم در جايي خارج از رحم رشد کند). وقتي بافت رحم در تخمدان رشد کند، چنين کيستي به‌وجود مي‌آيد. اين بيماري در سنين باروري خانم‌ها رخ داده و ممکن است باعث درد مزمن لگن و خونريزي شود.
7- کيست ساده: کيست هايي حاوي مايع سروزي، با جدار نازک و شفاف هستند که معمولا نرم مي باشند، و قطرشان به ندرت از 10 سانتي متر تجاوز مي کند. اين کيست ها معمولا در سنين يائسگي شيوع دارند که عمدتاً يکطرفه هستند، اما در تخمدان مقابل به احتمال زياد، تعدادي اجسام ژرمينال يافت خواهد شد. کيست‌هاي ساده از کيست‌هاي اجسام ژرمينال حاصل مي شوند. پس از کيستي شدن در اجسام ژرمينال، اپي‌تليوم پوششي دچار پس‌رفت مي شود و در صورتي که به جاي پس‌رفت، تکامل و تمايز صورت بگيرد، کيست‌هايي با لايه اپي‌تليوم شبيه اپي‌تليوم لوله تشکيل خواهد شد.
8- تخمدان پلي کيستيک (Polycystic ovary): تخمدان پلي کيستيک زماني‌ به وجود مي‌آيد که کيست‌هاي متعدد کوچک در يک تخمدان بزرگ ديده شود. اين حالت در خانم‌هاي طبيعي يا داراي اختلال هورموني ممکن است ديده شود. اولتراسوند (سونوگرافي) در اين زمينه تشخيصي مي تواند موثر باشد. نوعي از اين کيست را نشانگان يا سندرم تخمدان پلي کيستيک گويند. در اين نشانگان علائم ديگري هم همراه است مثلا خطرات قلبي- عروقي و مقاومت به انسولين وجود دارد که خطر ديابت و فشار خون بالا را زياد مي‌کند. علاوه بر اين باعث خونريزي غيرطبيعي ماهيانه و سقط و ناباروري مي‌شود. مهمترين مشکل موجود در اين بيماران، عدم تخمک گذاري است که ممکن است به ناباروري بيانجامد. علائم تخمدان پلي‌کيستيک هنگامي ظاهر مي‌شود که عدم تخمک‌گذاري براي مدتي طولاني تداوم يافته باشد ]14[.
1-5- سندرم تخمدان پلي کيستيک
سندرم تخمدان پلي کيستيک (PCOS) يک ناهنجاري هورموني رايج در ميان زناني است که در سنين باروري قرار دارند. نام اين سندرم با توجه به ظاهر اکثر تخمدان هاي مبتلا به اين عارضه انتخاب شده است، يعني وجود کيست هاي متعدد بر روي ديواره خارجي تخمدان ها. اين سندرم مي تواند بر جنبه هاي مختلف سلامت زنان تأثير گذار باشد، از قبيل : سيکل قاعدگي، توانايي باروري، هورمون ها، قلب، رگ هاي خوني و ظاهر فرد مبتلا ]25[.
شکل1-7- تفاوت تخمدان پلي کيستيک و تخمدان سالم
شايع ترين علت تخمک گذاري نامنظم و عدم تخمک گذاري، چه در جمعيت عمومي و چه در زنان مراجعه کننده با ناباروري، سندرم تخمدان پلي کيستيک است. عدم تخمک‌گذاري ممکن است به دلايل متفاوتي، نظير مشکلات در محور هيپوتالاموس‌- هيپوفيز، فيدبک غير طبيعي به معناي عدم تحريک FSH يا LH يا پاسخ به آن ها، شرايط موضعي، آناتوميک و فيزيولوژيک تخمدان ها و تجمع آندروژن‌ها در فوليکول تخمداني بوجود بيايد ]25[. شکل 1-7، تفاوت تخمدان سالم و پلي کيستيک را نشان مي دهد، که تخمدان پلي کيستيک حاوي کيسه هاي پر از مايع متعددي مي باشد.
PCOS، با رد ساير اختلالات و وضيعت هاي طبي مانند حاملگي، اختلالات هيپوتالاموس و هيپوفيز يا ساير علل هايپر آندروژنيسم (مانند تومورهاي ترشح کننده آندروژن يا نوع غير کلاسيک هايپر پلازي مادرزادي فوق کليه) و همچنين وجود دو معيار از معيارهاي زير، تشخيص داده مي شود:
1- تخمک گذاري نامنظم يا عدم تخمک گذاري (تظاهر يافته به صورت قاعدگي نامنظم يا عدم قاعدگي).
2- افزايش ميزان آندروژن ها در گردش خون، يا هايپر آندروژنيسم (تظاهرات باليني افزايش آندروژن).
3- تخمدان هاي پلي کيستيک تشخيص داده شده با سونوگرافي (وجود کيست هاي کوچک متعدد در تخمدان ها) ]8 و46[.
شکل 1-8- تصوير سونوگرافي تخمدان پلي کيستيک تخمدان نرمال
يکي از مشکلات زيربنايي موجود به همراه سندرم تخمدان پلي کيستيک، وجود عدم تعادل هورموني است. در زناني که به سندرم تخمدان پلي کيستيک مبتلا هستند،تخمدان ها بيش از حد طبيعي آندروژن توليد مي کنند. آندورژن ها هورمون هاي مردانه اي هستند که زنان نيز آنها را توليد مي کنند. بالا رفتن اين هورمون ها روي شکل گيري و آزادسازي تخمک در دوره تخمک گذاري تأثير مي گذارد ]25[.
محققين همچنين بر اين باورند که انسولين با سندرم تخمدان پلي کيستيک در ارتباط است. انسولين هورموني است که تبديل قند، نشاسته و ساير مواد غذايي را براي بدن به منظور مصرف يا ذخيره سازي کنترل مي نمايد. در بسياري از زنان مبتلا به سندرم تخمدان پلي کيستيک مقدار انسولين بسيار بالاست. به نظر مي رسد مقدار بالاي انسولين توليد آندوژن ها را افزايش مي دهد. ميزان بالاي آندوژن مي تواند به عوامل زير منجر شود: آکنه، رشد موهاي زائد، افزايش وزن، مشکل در تخمک گذاري]8 و 25[.
1-5-1- شيوع PCOS
بين يک دهم تا يک بيستم زناني که در سنين باروري قرار دارند، به بيماري سندرم تخمدان پلي کيستيک مبتلا مي باشند. يعني فقط در ايالات متحده آمريکا تقريباً 5 ميليون زن به اين سندرم مبتلا هستند. سندرم تخمدان پلي کيستيک حتي ممکن است در دختران يازده ساله نيز بروز يابد ]25[.
در اکثر مطالعات، شيوع PCOS در زنان در سن باروري به طور ميانگين 5 تا 10 درصد تخمين زده شده است. اما ميزان شيوع گزارش به طور طبيعي وابسته به نژاد و قومي که مطالعه روي آن ها انجام مي پذيرد، مي باشد. به طور مثال اين نرخ در فنلاند 4/3 % گزارش شده است در حالي که در کشور سوئد گزارش رسمي انتشار نيافته است ]44[. همچنين در ايالات متحده آمريکا 5 تا 8 % ]41[ و در استراليا 12 تا 21 % گزارش گرديده است ]46[.
1-5-2- عوامل بروز PCOS
اگرچه دانشمندان علت وقوع سندرم تخمدان پلي کيستيک را نمي‌دانند ولي عوامل زير مي توانند در اين ميان نقش داشته باشند:
1- عدم تعادل هورموني:


پاسخ دهید