يکي از عوامل تعيين کننده عملکرد و کارايي بورس، حجم معاملات است به نحوي که بورس اوراق بهادار تهران نيز حجم معاملات سهام هر شرکت را به عنوان يکي از عوامل اصلي در گزينش شرکت‌هاي برتر بورس مي‌داند زيرا هر چه حجم معاملات سهام يک شرکت بيشتر باشد سهام آن شرکت قابليت نقدينگي بيشتري خواهد داشت که اين حجم معاملات شامل عرضه و تقاضاي سهام مي‌باشد .
2-2) تعريف واژه‌ها:
محتواي اطلاعاتي : باراطلاعاتي حاصل ازحجم معاملات روزانه است که مي تواند سيگنال خريد يا فروش را به معامله گر بدهد.وباعث تغييرات در قيمت وبازده سهام شرکتها ميشود
سهام عادي: سندي است که نشان مي‌دهد يک سرمايه‌گذار، مالک درصد معيني از يک شرکت است، و درصد معيني از سود شرکت، و مزاياي ديگري که به سهامداران تعلق مي‌گيرد را دريافت خواهد کرد
حجم مبنا:حداقل تعداد سهامي است که بايد مورد معامله قرار گيرد تا سهم در پايان روز در قيمتي به ثبت برسد. حجم مبنا براي کنترل رشد بي‌رويه قيمت سهام در سال 1382 تصويب شد
بازار مالي: در ادبيات اقتصادي، بازار از تلاقي عرضه و تقاضاي داراييها شکل مي‌گيرد. وظيفه بازارها گرد‌آوري خريداران و فروشندگان علاقه‌مند به مشارکت در بازار است، اما واژه بازار مالي پيش از آنکه به مکاني فيزيکي يا سازماني خاص اشاره داشته باشد به مکانيزم مفهومي انتقال وجوه مالي اطلاق مي‌شود. در واقع بازار مالي، ‌امکانات لازم براي انتقال پسانداز اشخاص حقيقي و حقوقي به ساير اشخاص که فرصتهاي سرمايه‌گذاري مولد را در اختيار دارند و نيازمند منابع مالي هستند را فراهم مي‌آورد. بدين ترتيب مهمترين کارکرد بازارهاي مالي تخصيص بهينه منابع مالي به نيازمنديهاي وجوه مالي و فرصتهاي سرمايه‌گذاري مولد مي‌باشد. مهمترين بازيگران بازار مالي دولت، خانوار و واسطه‌هاي مالي هستند.
بازارهاي مالي بر اساس سر‌رسيد اوراق بهادار به دو نوع بازار پول و سرمايه تقسيم مي‌شوند. (محمد شباني ، 1386، بازارهاي پولي ومالي بين اللمل )
بازار پول: بازار پول بازاري براي داد و ستد پول و ديگر داراييهاي مالي جانشين نزديک پول است که سر‌رسيد کمتر از يک‌سال دارند. همچنين مي‌توان از بازار پول به عنوان بازار ابزارهاي مالي کوتاه مدت با ويژگي اندک بودن ريسک عدم پرداخت، نقد شوندگي و ارزش اسمي زياد نام برد. تمرکز فعاليت اين بازار در استفاده از ابزارهاي است که به اشخاص و بنگاههاي تجاري اين امکان را مي‌دهند که به سرعت نقدينگي خود را به ميزان مطلوب درآورند
بازار سرمايه: بازار داد و ستد ابزارهاي مالي با سر‌رسيد بيشتر از يکسال و داراييهاي بدون سر‌رسيد اطلاق مي‌شود. اين بخش از بازارهاي مالي نقش مهمتري در گرد‌آوري منابع پس‌اندازي و تامين نيازهاي سرمايه‌گذاري واحدهاي توليدي دارد، در واقع منبع تامين سرمايه بلند مدت شرکتها محسوب مي‌شود.
بازار سرمايه نسبت به بازار پول بسيار گسترده‌تر است و از تنوع ابزاري بيشتري برخوردار است.
بازارهاي مالي از ديدگاه انتشار اوراق بهادار به بازار اوليه و ثانويه تقسيم مي‌شوند:
بازار اوليه (بازار دسته اول): شرکتها، موسسات و بنگاههاي اقتصادي براي تامين مالي مورد نياز خود به مبالغ هنگفتي نياز دارند که اغلب اين منابع را در قبال واگذاري اوراق بهادار خود، به دست مي‌آورند. واگذاري اوراق بهادار و تامين اعتبار براي اولين بار در بازار دست اول انجام مي‌شود به عبارت ديگر در بازار دست اول اوراق بهادار براي نخستين بار منتشر مي‌شوند. بر اين اساس فروشنده اوراق بهادار همان ناشر اوراق بهادار است.
بازار ثانويه (بازار دست دوم): پس از عرضه اوراق بهادار در بازار اوليه و به منظور آنکه اين اوراق بتوانند مورد داد و ستد قرار گيرند، به بازار ديگري نياز است که به آن بازار ثانويه اوراق بهادار گفته مي‌شود در اين بازار اوراق قابليت داد و ستد پيدا مي‌کنند، وجود بازار دست دوم، صرفاً به اين دليل است که قابليت نقد‌شوندگي اوراق بهادار منتشر شده در بازار دست اول را افزايش دهد ضمن اينکه شرايطي را فراهم مي‌آورد که قرض دهندگان و قرض گيرندگان در صورت لزوم به آساني بتوانند تصميمات سرمايه‌گذاري خود را تغيير داده‌، به فروش اوراق بهادار خريداري شده يا خريد اوراق بهادار ديگر اقدام نمايند.
داد و ستد در بازار دست دوم به دفعات نامحدود انجام مي‌شود و بنابراين با جابجا شدن سهام معامله شده قدرت نقد‌شوندگي زيادي ايجاد مي‌گردد.

2-3) ادبيات تئوريک:
2-3-1) تئوري بازار:
بازار كارا به بازاري اطلاق ميشود كه در آن قيمت اوراق بهادار انعكاس كاملي از اطلاعات در دسترس باشد. در اين بازار اطلاعات موجود بلافاصله بر قيمت اوراق بهادار تاثير ميگذارد. مفهوم بازار کار بر اين فرض استوار است كه سرمايهگذاران در تصميمات خريد و فروش خود، تمامي اطلاعات مربوط را در قيمت سهام لحاظ خواهند کرد. بنابراين، قيمت فعلي سهام شامل تمامي اطلاعات شناخته شده اعم از اطلاعات گذشته و اطلاعات فعلي است. اطلاعات فعلي مي تواند شامل اطلاعاتي باشد که اعلام شده ولي هنوز اعمال نشده است. به علاوه، اطلاعاتي که از نظر منطقي استنباط شده نيز در قيمتها منعکس ميشود. (رضا راعي ، 1383 ، مديريت سرمايه گذاري پيشرفته )
مفهوم بازار کارا، يک ادعا يا توقع نيست،‌ بلکه تغييرات کاملي است که در اثر انتشار اطلاعات جديد در قيمت سهام صورت ميگيرد. طبق فرضيه بازار کارا، تغييرات قيمت، ناشي از اطلاعات موجود است.
فاما مقوله كارايي بازار سرمايه را چنين تعريف ميكند: ((كارايي بازار سرمايه در صورتي تحقق مييابد كه مشاركت كنندگان در بازار، براي فرايند تعين قيمتها در طول زمان، از اطلاعات موجود به نحو احسن استفاده كنند)).
برخي از صاحب نظران مانند چيمز لوري و ماري هميلتون معتقدند كه همواره جهت ايجاد يك بازار كارا ميبايست تعداد زيادي از سرمايهگذاران مفهوم كارايي بازار را قبول نداشته و خود به دنبال جمعآوري اطلاعات مربوط به اوراق بهادار شركت رفته و به تجزيه و تحليل آنها بپردازند و اين امر موجب گردآوري اطلاعات و ايجاد بازار كارا ميگردد. به عبارت ديگر چنانچه كليه سرمايهگذاران بر اين باور باشند كه بازار كاراست و قيمت‌ها منعكس كننده تمام اطلاعات مورد نياز ميباشد، كوششي جهت تحصيل و تجزيه و تحليل اطلاعات به عمل نميآورند لذا بازار كارايي خود را از دست ميدهد.
ميتوان گفت يک بازار کارا زماني به وجود خواهد آمد که اتفاقات زير به وقوع بپيوندد.
1- تعداد زيادي از سرمايهگذاران که به دنبال حداکثر کردن سود بوده و با تحليل ارزشيابي و معاملات سهام در بازار مشارکت فعالانه دارند وجود داشته هيچ يک از آنها تعيين کننده قيمت نيستند و نميتوانند به تنهايي بر قيمت سهام اثر بگذارند.
2- دستيابي به اطلاعات فاقد هزينه باشد و بلافاصله به طور وسيعي در اختيار همگان قرار گيرد.
3- اطلاعات به طور تصادفي به وجود آيد و هريک از آنها از يکديگر مستقل باشند.
4- واکنش سريع و کامل سرمايهگذاران به اطلاعات جديد، موجب تعديل قيمت سهام ميگردد. تغيير قيمت نيز مستقل از يکديگر است و به سوي يک وضعيت تصادفي حرکت ميکند. تغيير قيمت امروز مستقل از تغيير قيمت ديروز است زيرا بر اساس واکنشهاي سرمايهگذاران به اطلاعات جديد و مستقلي که امروز وارد بازار شدهاند، بنا گرديده است.
2-3-2) اشکال مختلف بازار کارا:
در تعريف بازار کارا گفتيم که بازار کارا، بازاري است که در آن تمامي اطلاعات سريعاً و به طور کامل در قيمتهاي سهام منعکس مي شوند.بنابراين، معيار اصلي در ارزيابي ميزان کارايي بازار، ‌اطلاعات است. در يک بازار کاراي کامل، قيمتهاي اوراق بهادار شديداً متاثر از کليه اطلاعات موجود در بازار ميباشد و چون اطلاعات موجود تاثير خود را بر قيمتها گذاشتهاند سرمايهگذاران نميتوانند مجدداً از اين اطلاعات براي کسب سود استفاده کنند. در چنين بازاري، قيمت هر اوراق بهاداري برابر با ارزش ذاتي آن است به گونهاي که اين ارزش ذاتي نشان دهنده تمامي اطلاعاتي است که در خصوص اين اوراق بهادار وجود دارد. اگر برخي از اطلاعات در قيمتها منعکس نشود در آن صورت بازار از کارايي کاملي برخوردار نيست. كارا (رضا راعي ، 1383 ، مديريت سرمايه گذاري پيشرفته )
طبق مطالعات صورت گرفته توسط فاما در سال 1970 ، سه نوع بازار کارا وجود دارد که به شرح ذيل ميباشد:
1- شکل ضعيف بازار کارا:
برخي از اطلاعات مربوط به گذشته بوده و تاثير خود را بر قيمتها منعکس نمودهاند و تاثيري در قيمتهاي جديد ندارند به همين دليل داراي ارزش کمتري هستند. اين نوع اطلاعات که تاثير کمتري بر روي قيمت سهام دارند شکل ضعيف از فرضيه بازار کارا را نشان ميدهند.( الهياري،،1387. بررسي شکل ضعيف کارايي بازار سرمايه در بورس اوراق بهادار تهران، فصلنامه بورس اوراق بهادار)
2- شکل نيمه قوي بازار کارا:
سطح متداولتر کارايي بازار نه تنها شامل اطلاعات موجود قيمتي است، بلکه شامل تمام اطلاعات شناخته شده و در دسترس مانند اطلاعات مربوط به درآمد، سود تقسيمي، اعلان تجزيه سهام،‌ پيشرفتهاي جديد در مورد محصولات، مشکلات تامين مالي و تغييرات مربوط به حسابداري است. در بازاري که اين چنين اطلاعاتي سريعاً در قيمتها منعکس شود به آن بازار کاراي نيمه قوي گويند. بايد توجه نمود که چون دادههاي مربوط به بازار، قسمتي از کل اطلاعات در دسترس است به همين دليل بازار کاراي نيمه قوي در بر گيرنده شکل ضعيف بازار کارا نيز هست.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

3-شکل قوي بازار کارا:
اين شکل از بازار کارا قويترين شکل بازار کارا مي باشد که در آن قيمتهاي سهام کاملاً تحت تاثير اطلاعات عمومي و غير عمومي ميباشد اگر شکل قوي بازار کارا وجود داشته باشد هيچ يک از سرمايهگذاران نميتوانند به بازده غير طبيعي دست پيدا کنند. بايد توجه داشت که شکل قوي بازار کارا در برگيرنده شکل ضعيف و نيمه قوي نيز هست و نشان دهنده بالاترين سطح کارايي بازار است.
2-4) فرآيند ارزشگذاري سهام :
ارزشگذاري، عبارت است از تخمين ارزش يک دارايي، بر اساس مقايسه آن دارايي با دارايي‌هاي مشابه و يا بر اساس ارزش فعلي متغيرهايي که بازده آتي دارايي به آن‌ها بستگي دارد.
فرآيند ارزش‌گذاري شامل:
1- شناخت شرکت: اين مورد شامل ارزيابي صنعت، موقعيت رقابتي شرکت در صنعت و استراتژي شرکت است.
2- پيش‌بيني عملکرد آتي شرکت: اين روش شامل فروش، سود و موقعيت مالي آتي شرکت مي‌باشد. دو روش براي پيش‌بيني عملکرد شرکت وجود دارد روش بالا به پايين که از تحليل اوضاع اقتصاد کلان، شروع مي‌شود و سپس به تحليل صنعت مي‌رسد و در نهايت، بر اساس نتايج به دست آمده به تحليل شرکت مي‌پردازد، روش ديگر روش پايين به بالا است که از تجميع تقاضا براي محصولات شرکتها به برآورد تقاضاي کل و در نهايت تحليل اوضاع کلان اقتصادي مي‌رسد.
3- انتخاب مدل ارزش‌گذاري: در انتخاب مدل ارزش‌گذاري بايد به چند نکته توجه نمود:
– ابتدا بايد شرکت را شناخت. شناخت شرکت منجر به شناخت ماهيت و ميزان دارايي‌هاي آن و چگونگي به کار‌گيري آن داراييها توسط شرکت براي توليد درآمد مي‌شود.
– بايد به در دسترس بودن اطلاعات توجه نمود.
– بايد اين نکته را در نظر گرفت که ارزش سهام براي يک سرمايه‌گذار جزء با ارزش سهام براي سرمايه‌گذار داراي کنترل متفاوت است. در دست داشتن بيش از 50 درصد سهام شرکت به سرمايه‌گذار اين امکان را مي‌دهد که خود، هيئت مديره را منصوب کند و يا ترکيب و چگونگي داراييهاي شرکت را تغيير دهد (صرف کنترل).
– اگر دو شرکت را که يکي خصوصي و ديگري سهامي عام است را در نظر بگيريم متوجه خواهيم شد که قيمت سهام شرکتهاي خصوصي، نسبت به قيمت سهام شرکتهاي سهامي عام مشابه کمتر است اين تخفيف، تخفيف عدم وجود بازار ناميده مي‌شود.
– معمولاً فروش سهام شرکتهاي کوچک، مشکل‌تر از فروش سهام شرکتهاي بزرگ است بنابراين سرمايه‌گذار، خواهان بازده بيشتر براي جبران عدم عمق بازار سهام شرکتهاي کوچک است که اين تخفيف، تخفيف عدم نقد‌شوندگي ناميده مي‌شود.
4- محاسبه ارزش شرکت.(افشاري، حسين، بررسي ساختاري قابليت پيش بيني قيمت سهام در بورس اوراق بهادارتهران، مجله دانشکده مديريت دانشگاه تهران ( بررسي هاي حسابداري و حسابرسي)، تابستان 1382 ، شماره 32).
2-5) عوامل تاثيرگذار بر قيمت سهام شرکتها
عوامل زيادي بر قيمت سهام شرکتها در بورس اوراق بهادار تهران تاثير مي‌گذارد(چارلزپي .جونز، رضا تهراني ، بي تا ،مديريت سرمايه گذاري )
سه دسته از عمدهترين اين عوامل عبارتند از :
1-اطلاعات مربوط به شرکت که شامل دو دسته به شرح زير است:
الف.متغيرهاي مالي شرکت مانند: سود هر سهم1، سود نقدي هر سهم2، نسبت قيمت به سود3، ريسک شرکت، افزايش سرمايه توسط شرکت، قابليت نقدينگي سهام و….
ب.متغيرهاي غير مالي شرکت مانند: مديريت شرکت، مبناي شناخت از شرکت، محل اصلي عمليات شرکت، اخبار طرح و توسعه شرکت و….
2-خصوصيات صنعت مانند: ريسک صنعت، کاربر يا سرمايه بر بودن صنعت، توليدي يا خدماتي بودن صنعت، دولتي يا خصوصي بودن صنعت، رقابت يا انحصار در صنعت و….

3- عوامل کلان اقتصادي يا سياسي که شامل 3 دسته زير است:
الف. عوامل اقتصادي مانند: نرخ رشد اقتصادي کشور، نرخ تورم، نرخ سودهاي سپرده‌هاي بانکي، نرخ بهره، سياست‌هاي اقتصادي دولت و….
ب. عوامل سياسي مانند: مسايل سياسي داخلي، مسايل سياسي بين‌المللي، چگونگي روابط کشور با ساير کشورها و….
ج. قوانين و مقررات مانند: قانون ماليات، قانون تجارت، قانون بازار سرمايه و نظام اطلاع رساني شفاف
تمام عوامل و شرايط قيد شده ميتوانند در قيمت سهام معاملات به نحوي تاثيرگذار باشند همچنين مي‌توان اشاره کرد که تمام اين عوامل مي‌توانند بر حجم معاملات سهام نيز تاثيرگذار باشند.
2-6)نظريه مرتبط با حجم معاملات:
به طور کلي حجم معاملات يک سهم يا يک گروه صنعتي يا بورس نشان دهنده ميزان علاقه فعالان اقتصادي به بازار سرمايه و روند رو به رشد يا نزول آن باشد. از آن جهت که بازار سرمايه در کنار بازار پول نقش مهمي را در اقتصاد کشور ايفا مي‌کند، لذا بررسي ابعاد مختلف آن از جمله حجم معاملات بررسي جدي را مي‌طلبد.
حجم معاملات يک سهم يا کل بازار يکي از فاکتورهاي نشان دهنده روند کلي سهم يا بازار مي‌باشد، که به کمک آن در کنار ساير عوامل مي‌توان استراتژي مناسب سرمايه‌گذاري را انتخاب کرد. از سوي ديگر همانطور که مي‌دانيم کارمزد سازمان بورس و اوراق بهادار نيز با توجه به حجم معاملات و خريد و فروش سهام در سال جاري در حال کاهش مي‌باشد همين نکته مي‌تواند عاملي جهت افزايش حجم معامله و مسيري جهت انتقال سرمايه به اين بازار باشد.
از سوي ديگر حجم معاملات يکي از شاخص‌هاي نشان دهنده رويه آتي قيمت سهام مي‌باشد. يک تحليل‌گر به منظور درک بهتر روند افزايشي يا کاهشي قيمت سهم مورد نظر به مطالعه الگوهاي حجم خواهد پرداخت. توضيح بيشتر اينکه حجم معاملات سهام کمک مي‌کند تا بيابيم که آيا حرکات اخير قيمتي سهم، به روند خود ادامه خواهد داد يا خير. به عنوان يک تحليل‌گر مي‌دانيم که حجم معاملات سهم مقدم بر قيمت آن مي‌باشد. بدين معني که حجم معاملات پيش از حرکات قيمتي سهم نشان دهنده پايان يک روند صعودي يا نزولي آن مي‌باشد. حجم معاملات در تحليل تکنيکال يا همان تحليل فني مهم است زيرا تاييدي بر الگوهاي قيمت مي‌تواند باشد. هر حرکت قيمت به سمت بالا يا پائين اگر با حجم بالاي معاملات توام باشد يک حرکت قويتر است و احتمال ادامه آن بيشتر است. (محمدي ، شاپور ،1383 ، تحليل تكنيكال در بورس اوراق بهادار تهران، تحقيقات مالي،سال ششم ، شماره 17).
به اعتقاد کارپوف4 رابطه بين قيمت و حجم معاملات به چهار دليل مهم است:
دليل اول: اين رابطه جنبه‌هاي مختلفي را که بر روي رابطه قيمت و حجم معاملات اعم از تاثير ورود اطلاعات جديد به بازار، چگونگي توزيع اطلاعات در بازار و ميزان تابعيت قيمت بازار از اطلاعات موجود بازار را بررسي مي‌کند. همچنين اندازه و حجم بازار و محدوديت‌هايي که در مورد سرمايه‌گذاري کوتاه مدت در سهام موجود دارد را نيز مشخص مي‌نمايد.
دليل دوم: در تحقيقاتي که در آنها ترکيبي از قيمت سهام و حجم معاملات جهت بررسي ساختار بازار به کار مي‌روند مهم هستند. اگر قيمت تغيير کند و حجم معاملات نيز به تبع آن تغيير کند بنابراين مشارکت حجم معاملات و قيمت سهام مي‌تواند ضريب اطمينان اين آزمونها را افزايش دهد.
دليل سوم: رابطه بين حجم معاملات و قيمت سهام يک مساله اساسي در مورد وضعيت توزيع قيمت سهام است، زماني که از قيمت در فاصله‌هاي زماني ثابت نمونه‌گيري شود نرخ بازده در اين حالت داراي يک توزيع منحني شکل شبه نرمال است، که انحناي آن از تحدب منحني نرمال متفاوت است. در اين مورد دو فرضيه وجود دارد فرضيه اول بيان مي‌دارد که نرخ بازده بهترين عامل براي طبقه‌بندي کردن و نمونه گيري است و فرضيه دوم اين است که توزيع نرخ بازده به صورت يک منحني، با پَخ زياد است زيرا اطلاعات نمونه‌گيري شده، واريانس‌هاي متفاوتي دارد. رابطه حجم و قيمت عمدتاً از فرضيه دوم دفاع مي‌کند.
دليل چهارم: رابطه حجم معاملات و قيمت کاربرد قابل ملاحظه‌اي براي محققين در بازار پيش خريد کالاها دارد.


پاسخ دهید