براي رفع آلودگي مواد غذايي از پاستور يزاسيون پخش غذا و انجماد مناسب استفاده مي شود (جا کليک و همکاران، 2003).
9-1-2پاسخ ايمني:
پاسخ ايمني اغلب از نوع همورال بوده و در محل اتصال ايجاد مي گردد پاسخ همورال يا مستقيما بر عليه باکتري ها و يا بر عليه فرآورده هايي مثل عوامل موثر در جايگزيني و توکسين ها ايجاد مي گردد. در نوزادان بخشي از اين مصونيت ها با انتقال آنتي بادي از طريق آغوز و شير کسب مي گردد (جا کليک و همکاران، 2003).
10-1-2عوامل موثر در بيماري زايي:

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

1-10-1-2باکتريوسين ها:
موادي از جنس پلي پپتيد هستند که برخي از نمونه هاي آنتروباکتري آن را ايجاد مي کنند و باکتريوسين ها داراي قدرت باکتريوسيدي هستند، به همين جهت مي توانند روي فلور طبيعي روده اثر کنند. از ميان انتروباکتري، کلي باسيل و شگيلا آن را بيشتر توليد مي نمايند (همتي، 1370).
2-10-1-2اندوتوکسين:
از ليپويليساکاريدهاي پيچيده ديوار سلولي باکتري تشکيل شده و اغلب در اثر باکتريوليز تجزيه و رها مي شوند و اين مواد به حرارت مقاوم بوده و وزن مولکولي آن ها بين 100000 – 90000 دالتون مي باشد و علت سميت آن ها در نتيچه بالا بودن وزن مولکولي آن ها گزارش شده است (1989و Jawetz). خواص سمي اندوتوکسين ها عبارت است از: بروز تب، شوک و کاهش فشار خون انعقاد عروقي، کاهش قند خون، فعال کردن سيستم کمپلمان و کاهش گلبول سفيد (رحيمي، 1386).

3-10-1-2آنتروکسين:
برخي از نمونه هاي آنتروباکترياسه هاي بيماري زا مانند سالمونلا، شگيلا و اشرشياکولاي در محيط روده سمومي ترشح مي کنند که مي توانند در سطح سلول هلي محاط روده کوچک تاثير نموده و باعث جريان مايعات به سمت داخل روده و در نتيجه اسهال شوند. جنس آنتروتوکسين هاي مترشحه از انواع آنتروباکترياسه ها يکسان نمي باشد و با هم تفاوت دارد (همتي، 1370).
4-10-1-2سيتوتوکسين:
اعضاي جنس شيگلاتوکسيني را توليد مي نمايند که از ستتز پروتئين در سلول هاي پستانداران جلوگيري مي کند و براي سلول هاي مخاط روده تاثير سمي دارد، لذا به آن ستيوتوکسين مي گويند (رحيمي، 1386).
5-10-1-2وروتوکسين:
برخي از سوش هاي اشرشياکولاي، ستيوتوکسين هايي را توليد مي کنند که بر روي سلول هاي کشت بافت ميمون سبز آفريقايي يا ورو اثرات سمي دارند. لذا به آن ها وروتوکسين مي گويند (رحيمي، 1386).
مواد ديگري مانند هموليزين ها و آنزيم هاي گوناگوني ازآنتروباکترياسه ها به دست آمده است که تاکنون نقش بيماري زايي شان مشخص نشده است. آنتي ژن هاي سطحي k در کلسيلاپنومونيه نظير کپسول پتومونيک، فاگوسيتوز اين باکتري ها را مشکل مي کند. همچمين به نظر مي رسد آنتي ژن هاي سطحي Vi در تيفوتيد مانع ليز سريع در داخل فاگوسيت ها مي شود. مطالعات انجام شده بر روي کلي- باسيل ها نشان مي دهد که آنتي ژن هاي سطحي براي اتصال باکتري به مخاط روده دخالت مي نمايند (مانند K88 در کلي باسيل هاي خوکي و K99 و در کلي باسيل هاي گاوي) (همتي، 1370).
11-1-2بيماري زايي در انسان:
ورود باکتري هاي فلور طبيعي روده انسان در آب و مواد غذايي به منزله اعلام خطر آلودگي اين مواد به مدفوع انسان ميباشد که پيامد ها ي آن پيدايش بيماري هايي نظير سالمونلوز، شيگلوز و حتي بيماري هاي ويروسي مانند يرقان (هپاتيت A)، پوليوميليت و به طورکلي عفونت هاي انتروويروس ها را در برخواهد داشت. بنابراين آب و مواد غذايي که داراي اين باکتري ها باشند قابل استفاده نيستند.
اين باکتري ها مي توانند فرصت طلب17 شوند. بدين معني که اگر بيمار را تحت درمان با آنتي بيوتيک هاي وسيع الطيف به مدت طولاني قرار دهند، اين باکتري ها از فرصت استفاده نموده و با تکثير فراوان خود باعث ايجاد ناراحتي هاي جديد در بيمار مي شوند. نکته مهم اين است که وجود اين باکتري هاي فرصت طلب در مسير دستگاه گوارش طبيعي تلقي مي شود و بيماري زا به حساب نمي آيند، ولي چنان چه از قسمت ديگري از بدن مخصوصاً محيط هاي بسته يا ساير جاهايي که جزئ فلور طبيعي آن قسمت نيستند جدا شوند، فرصت طلب و بيماري زا محسوب مي شوند.
گروهي از انتروباکترياسه ها جزء فلور طبيعي بدن انسان نيستند و جدانمودن آن ها از بدن دليل قطعي بر بيماري و يا ناقل بودن شخص است. نمونه اين باکتري ها عبارتند از سالمونلاها، شيگلاها، کلي باسيل هاي مسئول ايجاد گاستروانتريت نوزادان و يرسينيا (همتي، 1370).
?آـ
2-2باکتري سالمونلا
1-2-2 جنس سالمونلا:
سالمونلوز، زنونوزي با اهميت اقتصادي جهاني در انسان و حيوانات است (گليز و نونن، 2002) سالمونلا بر خلاف ساير باکترهاي روده اي به استثناي بر سينيا انگل هاي داخل سلولي اختياري مي باشند و همه آن ها بالقوه بيماري زا هستند (کارتر و وايس، 2004) عفونت حيوانات با گونه هاي مختلف سالمونلا گاهي به بيماري شديد منجر شده و هميشه مخازن وسيعي براي بيماري را تشکيل مي دهد. تاثير متقابل سالمونلا و ميزبان به اشکال متنوع از جمله عفونت هاي غير آشکار، حاصل هاي شفا يافته، آتريت، سپتي سمي، سقط جنين و مسندرم هايتوامي از بيماري ها منجر مي گردد از ميان مهم ترين عفونت هاي خارج روده اي بيماري حصبه مي باشد. سالمونلا به سادگي به وسيله روش هاي مستقيم يا غير مستقيم از حيوان به حيوان، حيوان به انسان و انسان به انسان انتقال مي باشد ( جاکاليک و همکاران، 2003، گليز و نوئن، 2002).
2-2-2طبقه بندي:
جنس سالمونلا، شامل بيش از 2500 سروتيپ مي باشد. تعيين سروتيپ بر پايه جدول کافمن- وايت است که در آن آنتي ژن هاي H و O در نظر گرفته مي شود. گاهي آنتي ژن کپسولي (Vi) را مي توان مشاهده کرد (کوئين و همکاران، 2007).
مطالعات مختلف در زمينه گري DNA نشان داده است که تمام سالمونلا و جرمي که اخيرا سالمونلا اريزونا ناميده شده است، با هم يک گونه ژنتيکي منفرد را تشکيل مي دهند و سير تکاملي مشترکي دارند. اين گونه از هفت تحت گروه تشيکل شده و در مجموع بيش از 2400 سروتيپ از آن ها در ويروسي مانند يرفان (هپاتيت A) پولوميلت و به طور کلي عفونت هاي آنتروويروس ها را در بر خواهد داشت. بنابراين آب و مواد غذايي اين باکترها باشند قابل استفاده نيستند.
اين باکترها مي توانند فرصت طلب شوند. بدين معني اگر بيمار را تحت درمان با آنتي بيوتيک هاي وسيع الطيف به مدت طولاني قرار دهند، اين باکترها از فرصت استفاده نموده و با تکثير فراوان خود باعث ايجاد ناراحتي جديد در بيمار مي شوند. نکته مهم اين است که وجود اين باکتري هاي فرصت طلب در مسير دستگاه گوارشي طبيعي تلفي مي شود و بيماري زا به حساب نمي آيند، ولي چنان چه از قسمت ديگري از بدن مخصوصاً محيط هاي بسته با ساير جاهايي که جزء فلور طبيعي آن قسمت نيستند جدا شوند، فرصت طلب و بيماري زا محسوب مي شوند.
گروهي از انتروباکتر با سه جزء فلور طبيعي بدن انسان نيستند و جدا نمودن آن ها از بدن دليل قطعي بر بيماري و يا ناقل بودن شخص است. نمونه اين باکتري ها عبارتنداز سالمونلا ها، شيگلا ها، کلي باسيل هاي مسئول ايجاد گاستروانتريت نوزادان و يرسينيا (همتي، 1370) شناخته شده است. اسامي تحت گروه ها به قرار زير است:
تحت گروه I) سالمونلا انتريکا.
تحت گروه II) سالمونلا سالامي.
تحت گروه IIIa) سالمونلا اريزونا.
تحت گروه IIIb) سالمونلا دي ايزونا.
تحت گروه IV) سالمونلا هانتا.
تحت گروه V) سالمونلا بونگري.
تحت گروه VI) سالمونلا اينديکا
اغلب سالمونلاهاي مهم دلمي متعلق به تحت گروه 1 مي باشند (حسني طاطباني و فيروزي، 1384).
هر يک از اين گروه ها مي توانند عامل بيماري در انسان باشند اما اکثريت نمونه هاي انساني در زير گروه 1 يافت مي شوند (جا کيلک و همکاران، 2003).
3-2-2مورفولوژي:
طول سالمونلا ها مختلف و متغير است (جاوتز، 1977). اکثرا اجرام ميله اي کوتاه گرم منفي با اندازه 5/.*4-2 ميکرون، فاقد کسپول، واجد تاژک اطرافي (به استثناي سالمونلا گاليناروم و سالمونلا بولوروم که غير متحرک اند) و اغلب داراي خار يا فيمبريه هستند (حسني طالباني و فيروزي، 1384). اکثر سويه هاي سرئتيپ هاي سالمونلا داراي فيمبريه تيپ 1 هستند ولي سويه هاي سالمونلا گاليناروم و سالمونلا پولورومفيمبريه نوع 2 را ايجاد مي کنند که از نظر مورلوژي و پادگي مشابه فيمبريه نوع 1 بوده ولي غير چسبنده است (زهرائي صالحي، 1378).
4-2-2خواص کشت:
سالمونلا ها اجرام هوازي و بيهواي اختياري هستند و در محيط هاي بدون عوامل اختصاصي رشد به آساني رشد مي کنند (حسني طالباني و فيروزي، 1384). کلني هاي معمولي سالمونلا ها روي ژلور غذايي، پس از 24 ساعت به شکل کلني صاف (S) ديده مي شوند که 5/1 تا 3 ميلي متر قطر دارند. اين کلني ها مدور، برآمده، سفيد رنگ و داراي سطح صاف و درخشان مي باشند. سپس به تدريج اين کلني ها تبديل به فرم ناصاف (R) مي شوند که داراي سطح ناصاف، کدر و خشک مي باشند. بايد دانست که در ضمن تبديل S به R شکل هاي حدواسط در تمامي اشکال و مراحل خود ديده مي شوند (همتي، 1370). از طرف ديگر اشکال غير معمولي و کوچک کلني ها در بعضي سويه هاي سالمونلا مانند سالمونلا تيفي، سالمونلا پاراتيفيA و پاراتيفيB، سالمونلا تيفي موريوم، سالمونلا کلراسوييس و سالمونلا انتريتيديس نيز وجود دارد. کلني هاي تازه سالمونلا پاراتيفي B شکل خاصي دارند. اين کلني ها که وسطشان فرورفتگي دارد و در محيط برآمده تر هستند کلني هاي ديواره مخاطي ناميده شده اند (همتي، 1370).
رشد مناسب سالمونلا ها در 37 درجه سانتي گراد است ولي مي توانند در 43 درجه سانتي گراد نيز به خوبي رشد کنند. 43 درجه سانتي گراد دماي مناسبي جهت کاهش رشد باکتري هاي آلوده کننده در نمونه هاي مرضي مي باشد. PH مساعد رشد سالمونلا ها 5/7 مي باشد (حسني طالباني و فيروزي، 1384).
1-4-2-2محيط هاي غني کننده:
محيط هاي غني کننده محيط هايي مايعي هستند که براي جداسازي سالمونلا ها از مدفوع، فاضلاب، غذا و ساير موارد داراي منشا باکتريايي به کار مي روند. مزيت اين محيط ها اين است که امکان جداسازي برخي از اين محيط هاي غني کننده عبارتند از: آبگوشت تراتيونات، آبگوشت سلنيتF، آبگوشت راپاپورت، آبگوشت گرم منفي يا آبگوشتGN و آبگوشت سلنيت سيسنئين (زهرائي صالحي، 1378).
2-4-2-2محيط هاي انتخابي و تفريقي:
سالمونلا ها 24 تا 48 ساعت پس از کشت روي محيط هاي غني کننده، روي محيط هاي انتخابي و اقزاقي کشت داده مي شوند. اين محيط ها عبارتند از:
محيط مک کانکي آگار: املاح صفراوي و کريستال ويوله موجود در اين محيط مانع رشد باکتري هاي گرم مثبت مي گردد.
محيط سالمونلا- شيگلاآگار (محيط SS آگار): اين محيط براي جداسازي سالمونلا ها و بسياري از گونه هاي شيگلا کاربرد دارد. رنگ سبز درخشان موجود در اين محيط، مانع از رشد اکثر باکتري هاي روده اي مي شود و املاح صفرهاوي موجود در آن از رشد باکتري هاي گرم و مثبت ممانعت مي کنند. محيط هايي انتخابي و تفريقي ديگر شامل اين موارد مي شوند: محيط سبز درخشان محيط هکتولن (HE).
محيط داکسي سيترات با محيط ليفسون (DCA)، و محيط داکسيگلات- ليزين- گريلوز: (XLD) (زهرا صالحي، 1378).
3-4-2-2خواص بيوشيميايي:
سالمونلا ها به جز چند مورد استثناء، قادر به تخمير قند لاکتوز نمي باشند، فرمول IMViC آن ها +- +- وفاقدآنزويم اوره آز مي باشند و اغلب گونه ها از منبع غير آلي سولمفوريعني نيوسولفاتH2S تغذيه مي کنند (حسني طالباني و فيروزي، 1384).
بقيه صفات بيوشيميايي گونه هاي مهم جنس سالمونلا در جدول (1) آمده است .
جدول 1-2 صفات بيوشيميايي گونه هاي مهم در جنس سالمونلا (رحيمي، 1386).
سيتراتH2Sليزيندکريوکيلازاورنيتيندکرويوکيلازتخمير آرانيوزتخمير رامنوزسالمونلا تيفي-++—سالمونلا پاتيفيA—–+سالمونلا پاتيفيB++++++سالمونلا پاتيفيC++++++سالمونلا کلراسويسمتغيرمتغير++-+
5-2-2خواص آنتي ژن :
درسالمونلاها سه نوع ژن شناخته شده است که شامل O (سوماتيک)، H (تاژکي) و Vi (حدت) مي باشند. در بعضي از آن ها مثل سالمونلا تيفي موريوم، سالمونلا انتريتيديس و سالمونلا انقنتيس18، آنتي ژن پروتئيني پرده بيروني نيز وجود دارد (حسني طباطبائي و فيروزي، 1384). در تمام سالمونلاهايي که اشکال مخاطي دارند آنتي ژن مشترک M وجود دارد (همتي، 1370).
آنتي ژن پيکري (O): در سالمونلاها، آنتي ژن O مشابه اعضاي ديگر خانواده انتروباکترياسه مي باشد. تغيير در آنتي ژن O منجر به تغيير ظاهري کلني از فرم صاف (S) به خشن (R) مي گردد و به دنبال از دست دادن آنتي ژن O، حدت نيز از بين مي رود (جاکليک و همکاران، 2003).
آنتي ژن هاي تاژکي (H): آنتي ژن هاي H دو فازي مي باشند، لذا با آنتي ژن هاي H در بقيه خانواده انتروباکترياسه متفاوت هستند. فاز 1 يا فاز اختصاصي که با حروف کوچک انگليسي نشان داده مي شود و فاز 2 يا فاز غيراختصاصي که با اعداد نشان داده مي شود. آنتي ژن هاي فاز 1 فقط با تعداد کمي از جرم ها مشابهت دارند لذا با آنتي سرم هاي همگون يا هومولوگ واکنش نشان مي دهند، اما آنتي ژن هاي فاز 2 با بسياري از جرم ها مشابهت داشته و فقط با آنتي سرم هاي ناهمگون يا هترولوگ واکنش مي دهند. اين پديده به نام تغيير فاز آندروز19 شناخته شده است (جاکليک و همکاران، 2003).
آنتي ژن هاي کپسولي يا غشائي (K): آنتي ژن هاي کپسولي نقش ناچيزي در طبقه بندي جنس سالمونلا بر عهده دارند اما در بيماري زائي آن اهميت دارند. آنتي ژن Vi و آنتي ژن M جزء اين دسته هستند (جاکليک و همکاران، 2003؛ حسني طباطبايي و فيروزي، 1384).
آنتي ژن ويرولانس20(Vi): اين آنتي ژن در واقع يک ميکروکپسول پلي ساکاريدي است و در خارجي ترين لايه سلول باکتري جاي دارد و در ارتباط با قدرت تهاجمي و بيماري زائي باکتري نقش مهمي دارد و از تخريب داخل سلولي باکتري جلوگيري مي کند. سالمونلا هيرش فلدي21 و سالمونلا پاراتيفي C واجد اين آنتي ژن هستند. کشت هاي واجد آنتي ژن Vi در مقايسه با کشت هاي فاقد آن از حدت بيشتري برخوردارند (حسني طباطبائي و فيروزي، 1384). اين آنتي ژن ها با قابليت آگلوتينه شدن آنتي سرم O تداخل مي نمايد (کارتر و وايس، 2004 ).
آنتي ژن M: فقط در سوش هاي سالمونلا که کلني مخاطي دارند وجود دارد و جنس آن پلي ساکاريد مي باشد(همتي، 1370).
5-2-2مقاومت:


پاسخ دهید