2-3- تاريخچه تدريس و يادگيري مدارس هوشمند در جهان19
2-4- مفاهيم و تفاوت مدرسه هوشمند با ساير21
2-4-1- مفهوم مدرسه هوشمند21
2-4-2- مفهوم مدرسه هوشمند ازديدگاه ديويد پرکينز21
2-4-3- تفاوت مدرسه هوشمند با مدرسه مجازي22
2-4-4- تفاوت مدارس سنتي وهوشمند23
2-5- کاربرد فن‌آوري اطلاعات در آموزش و پرورش23
2-5-1- کاربرد فن آوري اطلاعات و ارتباطات در تدريس انفرادي24
2-5-2- کاربرد فن‌آوري اطلاعات و ارتباطات در يادگيري اکتشافي25
2-5-3- کاربرد فن‌آوري اطلاعات و ارتباطات در تبادل ارتباط25
2-5-4- کاربرد فن‌آوري اطلاعات و ارتباطات در ارزشيابي هدف‌هاي آموزشي25
2-5-5- کاربرد فن‌آوري اطلاعات و ارتباطات به عنوان ابزار مديريت26
2-6- آموزش، يادگيري و فن‌آوري اطلاعات و ارتباطات26
2-7- نقش‌هاي فن‌آوري اطلاعات در مدارس27
2-8- پايه‌هاي نظري فن‌آوري آموزشي28
2-8-1- سقراط (469-399 پيش از ميلاد)28
2-8-2- ونت (1920-1832)29
2-8-3- ابينگهاوس (1909-1850)29
2-8-4- لوين (1947- 1890)29
2-8-5- ويگوتسکي (1934-1896)30
2-8-6-گانيه (2002-1916)30
2-8-7-مريل (1937)30
2-9-ضرورت استفاده از وسايل تکنولوژي آموزشي در کلاس31
2-10- اهداف کلي آموزش در ايران31
2-10-1- ارتباط اهداف کلي با نقش مدارس هوشمند32
2-11- ارکان مدارس هوشمند33
2-12- اصول مدارس هوشمند33
2-13- اهداف مدارس هوشمند34
2-14- معرفي پروژه شبکه تايگر35
2-14-1- اجرا و پياده سازي35
2-15- مدل اوليه مدارس هوشمند ايران37
2-15-1- مدل مفهومي مدرسه هوشمند37
2-15-2- عناصر مدل مفهومي مدرسه هوشمند38
2-15-2-1- محيط ياددهي و يادگيري مبتني بر محتواي چند رسانه‌اي38
2-15-2-2- زير ساخت توسعه يافته فن آوري اطلاعات39
2-15-2-3- مديريت مدرسه توسط سيستم‌هاي يکپارچه رايانه‌اي40
2-15-2-4- برخورداري از معلمان آموزش ديده در حوزه فن آوري اطلاعات41
2-15-2-5- ارتباط يکپارچه رايانه‌اي با مدارس ديگر41
2-15-3- مدل اجرايي مدرسه هوشمند42
2-15-3-1- لايه فرآيندهاي کسب و کار43
2-15-3-1-1- آموزش، تدوين و مديريت منابع آموزشي43
2-15-3-1-2- مديريت امور دانش آموز44
2-15-3-1-3- مديريت مدرسه45
2-15-3-1-4- مديريت فن آوري46
2-15-3-2- لايه خدمات و سيستم‌هاي کاربردي46
2-15-3-2-1- آموزش، تدوين و مديريت منابع آموزشي47
2-15-3-2-2- مديريت امور دانش آموزي48
2-15-3-2-3- مديريت مدرسه49
2-15-3-2-4-مديريت فن آوري50
2-15-3-3- لايه فني50
2-16- مدل‌هاي مختلف فضاهاي يادگيري51
2-16-1- مدل‌هاي يادگيري شبکه‌اي51
2-16-2- يادگيري در کلاس‌هاي آينده51
2-16-3-يادگيري ساختار دانش و توانايي حل مشکل52
2-16-4- يادگيري مبتني بر جامعه52
2-17- نه قدم اصلي شخصي سازي يادگيري53
2-18- مفهوم يادگيري53
2-19- محورهاي اساسي يادگيري55
2-20- اهميت يادگيري55
2-21- شرايط يادگيري56
2-22- تقسيم بندي سبک‌ها57
2-22-1- سبک‌هاي شناختي57
2-22-2- سبک‌هاي عاطفي57
2-22-3- سبک‌هاي فيزيولوژيکي57
2-22-1-1- سبک هاي شناختي و انواع آن :58
2-22-1-2- دسته‌بندي سبک‌هاي شناختي بر اساس نظر کلب59
2-23- نقش فن آوري اطلاعات و ارتباطات در يادگيري60
2-24- عناصر رويداد يادگيري62
2-25- تعريف مفاهيم سبک‌هاي يادگيري63
2-26- نظريه‌هايي در سبک هاي يادگيري64

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

2-26-1- سبک يادگيري دان و دان64
2-26-2- سبک‌هاي يادگيري ورمونت65
2-26-3- رويکردهاي يادگيري بيگز66
2-26-4- سبک هاي يادگيري فلدر و سولمان 67
2-26-5- سبک‌هاي يادگيري کلب و فراي68
2-26-5-1- نظريه يادگيري تجربه‌اي 68
2-27- تاثير سبک‌هاي دانش آموزان در ارتباط با معلم76
2-28- سبک‌هاي مختلف يادگيري در فرآيند آموزش76
2-29- تحقيقات انجام شده در داخل کشور77
2-30- تحقيقات انجام شده در خارج از کشور84
2-31- جمع بندي91
2-32-چهارچوب نظري پژوهش94
فصل سوم:روش اجراي تحقيق
مقدمه:97
3- 1 روش پژوهش97
3-2- جامعه آماري97
3-3- نمونه آماري حجم نمونه و روش تعيين آن:97
3-4 – ابزار اندازه گيري داده ها98
3- 5 تعيين روايي و پايايي ابزار پژوهش:98
3-6 روش تجزيه و تحليل داده ها99
فصل چهارم:تجزيه و تحليل داده ها
مقدمه101
4-1-توصيف داده ها101
4-1-1- توزيع فراواني ، نمودار هيستوگرام و شاخص هاي توصيف متغيرهاي پژوهش102
4 – 2 تحليل داده ها120
4- 2- 1 بررسي فرضيه اول121
4 – 2 – 2 بررسي فرضيه دوم122
4 – 2 – 3 بررسي فرضيه سوم123
4 – 2 – 2 بررسي فرضيه چهارم124
فصل پنجم:نتيجه گيري و پيشنهادها
مقدمه126
5-1نتيجه گيري126
5-2-فرضيات پژوهش و نتايج آنها127
5-2-1- بررسي فرضيه اول127
5-2-2- بررسي فرضيه دوم128
5-2-3 بررسي فرضيه سوّم128
5-2-4-بررسي فرضيه چهارم129
5-3- محدوديت ها129
5-4-پيشنهادات131
5-5-خلاصه پژوهش132
منابع و ماخذ134
ضمائم142
فهرست جداول
عنوانصفحه

جدول 2-1- نقش‌هاي فن آوري اطلاعات در مدارس28
جدول 2-2- ارتباط اهداف کلي آموزش با نقش مدارس هوشمند (احمدي، 1389)32
جدول 2-3 جمع بندي پيشينه مطالعاتي91
جدول 3-1 آلفاي هر يک از سبک ها99
جدول 4-1 توزيع فراواني متغير تجربه عيني قبل از هوشمند سازي مدرسه102
جدول 4-2 توزيع فراواني متغير تجربه عيني بعد از هوشمند سازي مدرسه104
جدول 4-3 مشخصه هاي آماري نمرات تجربه عيني قبل و بعد از هوشمند سازي106
جدول 4-4 توزيع فراواني متغير مشاهده تاملي قبل از هوشمند سازي مدرسه107
جدول 4-5 توزيع فراواني متغير مشاهده تاملي بعد از هوشمند سازي مدرسه109
جدول 4-6 مشخصه هاي آماري نمرات مشاهده تاملي قبل و بعد از هوشمند سازي110
جدول 4-7 توزيع فراواني متغير مفهوم سازي انتزاعي قبل از هوشمند سازي مدرسه111
جدول 4-8 توزيع فراواني متغير مفهوم سازي انتزاعي بعد از هوشمند سازي مدرسه113
جدول 4-9 مشخصه هاي آماري نمرات مفهوم سازي انتزاعي قبل و بعد از هوشمند سازي115
جدول 4-10 توزيع فراواني متغير آزمايش گري فعال قبل از هوشمند سازي مدرسه116
جدول 4-11 توزيع فراواني متغير آزمايش گري فعال بعد از هوشمند سازي مدرسه118
جدول 4-12 مشخصه هاي آماري نمرات آزمايش گري فعال قبل و بعد از هوشمند سازي120
جدول4- 13 شاخص هاي توصيفي تجربه عيني قبل و بعد از هوشمند سازي121
جدول4- 14. نتايج آزمون t دو گروه همبسته قبل و بعد از هوشمند سازي121
جدول4-15. شاخص هاي توصيفي نمرات مشاهده تاملي قبل و بعد از هوشمند سازي122
جدول4- 16. نتايج آزمون t دو گروه همبسته قبل و بعد از هوشمند سازي122
جدول4- 17. شاخص هاي توصيفي مفهوم سازي انتزاعي قبل و بعد از هوشمند سازي123
جدول4-18. نتايج آزمون t دو گروه همبسته قبل و بعد از هوشمند سازي123
جدول4-19. شاخص هاي توصيفي نمرات آزمايش گري فعال قبل و بعد از هوشمند سازي124
جدول4- 20. نتايج آزمون t دو گروه همبسته قبل و بعد از هوشمند سازي124
فهرست نمودارها
عنوانصفحه
نمودار 2-1 مدل مفهومي مدرسه هوشمند -نقشه راه هوشمند سازي مدارس 1390-ص2838
نمودار 2-2 نه قدم شخصي سازي يادگيري53
نمودار 2-4 چرخه يادگيري کلب72
نمودار 2-5 ترکيب چرخه و سبک يادگيري کلب74
نمودار 2-6 چرخه يادگيري کلب و سبک‌هاي يادگيري کلب94
فهرست اشکال
عنوانصفحه
شکل 4-1 نمودار هيستوگرام تجربه عيني قبل از هوشمند سازي مدرسه103
شکل 4-2 نمودار هيستوگرام تجربه عيني بعد از هوشمند سازي مدرسه105
شکل 4-3 نمودار هيستوگرام مشاهده تاملي قبل از هوشمند سازي مدرسه108
شکل 4-4 نمودار هيستوگرام مشاهده تاملي بعد از هوشمند سازي مدرسه110
شکل 4-5 نمودار هيستوگرام مفهوم سازي انتزاعي قبل از هوشمند سازي مدرسه112
شکل 4-6 نمودار هيستوگرام مفهوم سازي انتزاعي بعد از هوشمند سازي مدرسه114
شکل 4-7 نمودار هيستوگرام آزمايش گري فعال قبل از هوشمند سازي مدرسه117
شکل 4-8 نمودار هيستوگرام آزمايش گري فعال بعد از هوشمند سازي مدرسه119
چکيده
هدف پژوهش حاضر بررسي تاثير هوشمند سازي مدارس بر سبک هاي يادگيري ( مدل کلب ) دانش آموزان پايه پنجم دوره ابتدايي آموزش وپرورش شهر تهران است . پژوهش حاضر از نوع نيمه تجربي همراه با پيش آزمون و پس آزمون است . جامعه آماري اين پژوهش شامل کليه دانش آموزان پايه پنجم دوره ابتدايي مناطق 19 گانه شهر تهران در سال تحصيلي 93-92 به تعداد 32250 نفر مي باشد که 400 نفر بر اساس جدول اچ اس بولا و به روش تصادفي خوشه اي ناهمگون انتخاب شدند. آزمودني ها ابتدا به پرسشنامه ي سبک يادگيري کلب (2005 ) پاسخ دادند ، بعد از گذشت 2 ماه از به کارگيري فن آوري اطلاعات و ارتباطات در مدارس هوشمند ، مجددا” آزمودني ها به پرسشنامه ي مذکور پاسخ دادند . براي تجزيه و تحليل داده ها، از روش هاي آمارتوصيفي و آمار استنباطي t همبسته استفاده شد. يافته هاي پژوهش نشان دادند که مدارس هوشمند بر تجربه عيني و آزمايشگري فعال دانش آموزان موثر بوده و آنها را افزايش داده است . همچنين بر شيوه هاي يادگيري مفهوم سازي انتزاعي و مشاهده تاملي نيز تاثير گذار بوده و آنها را کاهش داده است.
کليد واژه : مدارس هوشمند ، فن آوري اطلاعات و ارتباطات ICT ، فن آوري آموزشي ، سبک هاي يادگيري کلب ، سبک ( همگرا ، واگرا ، جذب کننده و انطباق دهنده )
فصل يکم
کليات پژوهش
1-1مقدمه
درآغاز هزاره ي سوم ، با گذر از دوران صنعتي موج چهارم حيات بشر که پيتر دراکر اصطلاح ” جامعه دانش ” را براي اين موج به کار مي برد ، شکل گرفته است و مدارس کشورهاي پيشرفته در اين دوران به ويژگي هايي دست يافته اند که با آن چه به صورت سنتي از مدارس درک مي شود ، متمايز است .
هم چنين تعليم و تربيت همواره نقش بسيار مهمي در زندگي انسان ايفا کرده است و همراه با تغيير زندگي انسان و توسعه فن آوري ، دچار تغيير و دگرگوني گرديده است . بدين ترتيب مي توان ادعا کرد که توسعه نظام آموزشي در عصر فن آوري اطلاعات و ارتباطات ، يکي از چالش هاي اصلي سياست گذاران است . در بسياري از کشورهاي جهان ، گسترش فن آوري اطلاعات در آموزش و پرورش مد نظر قرار گرفته است و کشورها اعم از توسعه يافته و کشورهاي در حال توسعه ، برنامه هاي جامعي را براي مجهز کردن مدارس با امکانات گوناگون طراحي کرده اند .
بر خلاف شرايط موجود در مدارس سنتي ، فن آوري اطلاعات و ارتباطات در بسياري از مدارس به عنوان بخش ضروري در فرآيند ياددهي – يادگيري تبديل شده است و تحولي عظيم را درکليه مراحل آموزشي ايجاد نموده است . در مجموع مي توان گفت که در دنياي پرسرعت امروزي ، روشهاي سنتي آموزش ، کند و ناکارآمد هستند و نمي توانند مفاهيم جديد علمي و آموزشي را با قدرت کافي و هيجان که نياز نسل هاي امروزي دانش آموزان مي باشند را برآورده سازند . همچنين معلم قادر به بازبيني بهتر عملکرد دانش آموز و تغيير فنون متناسب براي آموزش خواهد بود. امروزه روش هاي سنتي ياددهي و يادگيري جوابگوي نيازهاي فراگيران نيست ، چون با به کارگيري روشهاي سنتي ، دست يابي به مهارت حل مسئله ، به کارگيري اطلاعات ، مشارکت ، همکاري و تفاهم با يکديگر ميسر نيست ، بنابراين فراگيران لذت ناشي از علم را نمي فهمند ومدرسه برايشان خسته کننده است و يکي از راه هاي حل برخورد با چنين مشکلاتي پياده کردن شيوه هاي جديد در آموزش است . (نياز آذري و حسيني ، 1391)
لذا بهتر است با به کارگيري ابزارهايي که حاصل تلاش و پيشرفت دانشمندان در زمينه فن آوري هاي نوين اطلاعات و ارتباطات است ، ضمن افزايش سرعت يادگيري ، شرايط يادگيري را براي استعدادها و سليقه هاي گوناگون فراهم آورند تا يادگيرنده ها با توجه به خصايص خود در محيط آموزشي مجهز به رايانه و ساير امکانات قرار بگيرند و آموزش ببينند .
با ظهور و توسعه فن آوري اطلاعات روند تحولات جهاني، با شتاب بيشتري با محوريت عنصر اطلاعات در حال گسترش است . اين امر از محيط هاي نظامي آغاز و به محيط هاي دانشگاهي و مدني منتقل شده است . بيشتر از دو دهه است که نظام فن آوري اطلاعات ، نظام آموزشي و محيط تحصيلي را در بر گرفته است . در کشورهاي پيشرفته و حتي در حال توسعه به منظور افزايش سطح آگاهي دانش آموزان در ارتباط با فن آوري اطلاعات و ايجاد آمادگي براي ورود به جامعه ي اطلاعاتي و افزايش روحيه تحقيق و پژوهش و استفاده بهينه از اين درياي بيکران و افزايش توليد دانش از مدارس هوشمند به جاي مدارس سنتي بهره برداري شده است .( محرابي ، 1390 )
از آنجايي که فن آوري و تکنولوژي ، محور کليه فعاليت هاي اقتصادي ، پزشکي ، اجتماعي و آموزشي قرار گرفته است لذا به کارگيري و آموزش فن آوري اطلاعات و ارتباطات از سنين پايين لازم است . لذا براي اجراي اين امر و پيشگيري از عقب افتادن کاروان دانش و فن آوري کشور به خصوص معلمان و دانش آموزان بايد از اين فن آوري ( هوشمند سازي مدارس ) در جهت آموزش بهتر با سرعت بيشتر و جلوگيري از هدر رفت زمان استفاده نمود و تا حد ممکن بتوان سبک هاي مختلف يادگيري ( مدل کلب) دانش آموزان متفاوت را پوشش داده و معلمين را در امر آموزش ياري نمود .
1-2-بيان مسئله
از مشخصه هاي بارز جوامع امروزي ، تغييرات پي در پي و مستمر مي باشد . سازمان ها نيز به عنوان جزئي از اين جوامع ، دچار اين تغييرات و تحولات گسترده شده اند . محيط ناپايدار در حال تغيير ، مقوله جهاني شدن ، خصوصي سازي و ظهور فن آوري پيشرفته ارتباطي و اطلاعاتي ، چالش هاي جدي هستند که نهادهاي آموزشي و مدارس به عنوان رکن اساسي و عملياتي اين نهادها با آن مواجه شده اند . اگر نظام آموزشي و مدارس در پي مهندسي مجدد ساختار و کارکردشان نباشند و جايگاه خود را در جامعه تغيير ندهند ، آينده اي مبهم خواهند داشت .
جامعه اي که هدف آن پيشرفت بر اساس دانش و فن آوري است ، بايد ابتدا آموزش و پرورش خود را متحول کند . براي اين کار بايد فن آوري آموزشي ، يعني طراحي ، اجرا و ارزشيابي برنامه ريزي شده پژوهش هاي بنيادي و کاربردي را به کار گيرد . ( رستگار پور و عبدالهي ،1384 )
پيدايش مدارس هوشمند به عنوان جزيي از سيستم هاي حمايت کننده آموزش رسمي براي يادگيرندگان محروم از تحصيل در کشورهاي پيشرفته نظير انگلستان و آمريکا از اوايل دهه 1960 فرصت هاي جديد يادگيري را فراهم نموده است . ( زماني و همکاران ، 1388)
در کشورهاي در حال توسعه ، مدارس هوشمند به صورت حضوري براي جبران برخي از عقب ماندگيها نظير شيوه هاي ناکارآمد تدريس سنتي معلم محوري ، کمبود کتاب هاي درسي غني و روز آمد ، فقر سواد اطلاعاتي و رايانه اي معلمان و دانش آموزان ، نيازهاي روز افزون بازار کار به نيروهاي انساني کار آمد و مجهز به سواد فن آوري در حال شکل گيري و توسعه است .
در اين راستا جمهوري اسلامي نيز از اين امر مستثني نبوده و از سال 1383 به تاسيس مدارس هوشمند پرداخته و در اين راستا سند راهبردي مدارس هوشمند به درخواست سازمان آموزش و پرورش استان تهران توسط جهاد دانشگاهي صنعتي شريف انجام شده است . در اين سند در تعريف مدارس هوشمند آمده است که مدرسه هوشمند سازماني است آموزشي ، با موجوديتي فيزيکي و حقيقي ( نه مجازي ) که در آن دانش آموزان به شکل نويني آموزش خواهند ديد . در اين گونه مدارس ، دانش آموزان متناسب با استعدادها و علايق خود به يادگيري مي پردازند توجه به باور کردن تمامي استعدادها ي بالقوه دانش آموزان در تمامي فعاليت هاي آموزشي و فوق برنامه در اين مدارس به چشم مي خورد ، هم چنين محدوديتي در ادامه روند يادگيري و پيشرفت تحصيلي دانش آموزان وجود نخواهد داشت . ( پيش نويس سند راهبردي مدارس هوشمند ، 1384 )
هدف مدارس هوشمند ، کمک به اجراي اهداف ملي آموزش کشور و نيز تقويت و پرورش نيروي کار آمد براي مواجه با رويدادهاي قرن 21 بوده است . در اين مدارس يادگيري بر اساس سرعت انفرادي ، تشريک مساعي ، خود گرداني ، پيوستگي بين موضوعات درسي بوده است و محتواي درس فقط محدود به کتاب هاي چاپي نيست بلکه شامل کتاب هاي الکترونيک ، نرم افزارهاي چند رسانه اي ، درس افزارها و پايگاه هاي اطلاعاتي است . در مدارس هوشمند ، فن آوري به منزله پلي ارتباطات بين معلمان ، دانش آموزان و والدين را آسان تر و موثرتر مي سازد .
در گزارشي از سازمان يونسکو 1بيان شده که فن آوري اطلاعات موجب ايجاد تغييراتي اساسي در فرآيند يادگيري شده است . امروزه با توجه به گوناگوني جوامع ، انسان ها ، خلاقيت ها و علاقه مندي هاي آنان، نياز به وجود تنوع روشهاي يادگيري وجود دارد و اين امر نيازمند يک قالب جديد از آموزش است که انعطاف کافي را در اين زمينه داشته باشد . ( اريک2 ، 2006 )
گيتس3 در سخنراني در سال 1999 به نقل از هوارد گاردنر4 در زمينه آموزش و پرورش مي گويد : “چون درک انسانها از جهان متفاوت است ، کودکان را بايد با روشهاي گوناگون آموزش داد.”
گاردنر بر اين باور است که مدرسه را بايد سرشار از کارآموزي ، پروژه و فن آوري کرد تا در آن صورت هر دانش آموز ، خود را با نظام آموزش مذکور سازگار کند . ( نوروزي و همکاران ، 1387 )
بکر5 1997 بيان کرده است که ورود فن آوري اطلاعات به مدارس منجر به يادگيري بهتر مي شود . اغلب محققان معتقدند اين تحول منجر به تغيير يادگيري معلم مدار به رويکرد دانش آموز مدار مي شود . در اين ميان معلمان بايد در معرض تحولات آموزشي قرار گيرند و آگاهي بيشتري از قابليت هاي فن آوري جديد کسب نمايند . ( محرابي ، 1390 )
همين طور طبق گزارش موسلي6 در سال 1999 درباره ي تعليم و تربيت همراه با فن آوري در مدارس ابتدايي انگلستان ، معلماني که نسبت به کاربرد فن آوري نگرش مثبتي داشتند ، گرايش به کسب مهارت هاي فن آوري اطلاعات داشتند و در کار مشارکتي دانش آموزان به جستجوگري و تصميم گيري آن ها را ارج مي نهادند . ( عطاران ، 1384 )
1-3-اهميت پژوهش
با ورود به هزاره ي جديد ميلادي و استفاده بسياري از کشورهاي جهان از فن آوري اطلاعات و گسترش روزافزون دانش و سرعت پيشرفت علم و دانش هيچ کشوري نبايد از قطار سريع السير آن جا بماند يا تنها مصرف کننده صرف اين تکنولوژي باشد .
کشور عظيم ايران با وجود سابقه ديرينه در توليد علم و دانش در زمينه هاي بسيار از جمله طب سنتي ، علوم، رياضي ، نجوم و فلسفه … لازم است با استعانت از خداوند متعال و تجربه دانشمندان و اساتيد دانشگاه و به کارگيري تخصص هاي مختلف و ترکيب و استفاده از آن ها با هوش زاينده ي دانشمندان و دانشجويان جوان در طراحي و ساخت و کاربرد اين فن آوري در کشور تلاش خود را چند برابر نموده تا در اين زمينه نيز خود توليد کننده باشيم نه صرفا” مصرف کننده و به کارگيرنده فن آوري اطلاعات .
شرط تحقق اين سياست راهبردي ، تامين و تربيت نيروي انساني متخصص و مجرب و کاردان است . چرا که آينده ي هر جامعه اي به کيفيت کارايي آموزش و پرورش آن کشور بستگي دارد . از اين رو هر چه کارايي و بهره دهي برنامه هاي آموزشي موثر و مفيدتر باشد جامعه فردا سلامت و سعادت بيشتري خواهد داشت . (يغما ، 1384)
اين پژوهش داراي دو اهميت است :
الف ) اهميت نظري : که اميد است بتوان يک فرضيه قابل قبولي بين هوشمند سازي مدارس و سبک هاي يادگيري اصيل تدوين نمود .
ب ) اهميت کاربردي : اميد است بتوان راه حل هاي مفيدي به مسئولان امر ارائه نمود تا تحولي در کاربردي کردن در مدارس هوشمند صورت گيرد .
بر همين اساس نتايج اين پژوهش مي تواند روشن سازد که هوشمند سازي مدارس بر سبک هاي يادگيري دانش آموزان ميتواند موثر باشد ؟ همچنين پس از اثبات تاثير هوشمند سازي بر يادگيري و سبک هاي يادگيري دانش آموزان ، از شيوه هاي مطلوب و دلخواه دانش آموزان در امر آموزش استفاده شود .
نتايج اين تحقيق مي تواند در اختيار آموزش و پرورش کشور ، دانشگاه ها و مراکز آموزشي قرار گيرد، تا آن ها گامي موثر جهت توسعه و گسترش سيستم هاي الکترونيکي و تجهيز هوشمند سازي مراکز بردارند و يادگيري عميق را در دانش آموزان ايجاد کنند و جلب مشارکت اوليا در فعاليت هاي مختلف را فراهم سازند .
1-4-اهداف پژوهش
1-4-1-هدف اصلي :
تعيين ميزان تاثير گذاري هوشمند سازي مدارس بر نمرات دانش آموزان پايه پنجم دوره ابتدايي آموزش و پرورش شهر تهران
1-4-2-اهداف فرعي :
1- تبيين هوشمند سازي مدارس بر نمرات تجربه عيني دانش آموزان پايه ي پنجم دوره ابتدايي آموزش و پرورش شهر تهران
2- تبيين هوشمند سازي مدارس بر نمرات مشاهده تاملي دانش آموزان پايه ي پنجم دوره ابتدايي آموزش و پرورش شهر تهران
3- تبيين هوشمند سازي مدارس بر نمرات مفهوم سازي انتزاعي دانش آموزان پايه ي پنجم دوره ابتدايي آموزش و پرورش شهر تهران
4- تبيين هوشمند سازي مدارس بر نمرات آزمايشگري فعال دانش آموزان پايه ي پنجم دوره ابتدايي آموزش و پرورش شهر تهران
1-5-فرضيه هاي پژوهش
1-5-1-فرضيه اصلي :
بين مدارس هوشمند و سبک هاي يادگيري دانش آموزان پايه ي پنجم دوره ابتدايي آموزش و پرورش شهر تهران رابطه مستقيم وجود دارد.
1-5-1فرضيه هاي فرعي :
1- استفاده از مدارس هوشمند بر نمرات تجربه عيني دانش آموزان پايه پنجم دوره ابتدايي آموزش و پرورش شهر تهران موثر است .
2- استفاده از مدارس هوشمند بر نمرات مشاهده تاملي دانش آموزان پايه پنجم دوره ابتدايي آموزش و پرورش شهر تهران موثر است .
3- استفاده از مدارس هوشمند بر نمرات مفهوم سازي انتزاعي دانش آموزان پايه پنجم دوره ابتدايي آموزش و پرورش شهر تهران موثر است .
4- استفاده از مدارس هوشمند بر نمرات آزمايشگري فعال دانش آموزان پايه پنجم دوره ابتدايي آموزش و پرورش شهر تهران موثر است .
1-6-تعريف مفاهيم :
الف ) تعريف نظري :
مدرسه هوشمند7 : مدرسه اي است که در آن روند اجراي کليه فرايند ها اعم از مديريت ، نظارت ، کنترل، ياددهي – يادگيري ، منابع آموزشي و کمک آموزشي ، ارزشيابي ، اسناد و امور دفتري ، ارتباطات و مباني توسعه آن ها ، مبتني بر فاوا و در جهت بهبود نظام آموزشي و تربيتي پژوهش محور طراحي شده است . ( نقشه راه هوشمند سازي مدارس ايران ، 1390 ، ص 26 )
فن آوري 8: کاربرد نظام مند همه منابع دانش سازمان يافته است . در اين صورت فن آوري آموزشي نيز کاربرد نظام مند يافته هاي علمي در موقعيت هاي آموزشي است . ( رضوي ، 1386 ، ص 6 )
فن آوري اطلاعات و ارتباطات9: به عنوان مجموعه متفاوتي از ابزارها و منابع فن آوري به کار مي رود که مي تواند براي برقراري ارتباط ، ايجاد ، انتشار ، ذخيره سازي و مديريت اطلاعات مورد استفاده قرار گيرد . اين نوع فن آوري ها شامل رايانه ، فن آوري هاي پخش برنامه ( راديو و تلويزيون)و تلفن مي باشد . ( فتاحيان ، 1383 ، ص 32 )
يادگيري10 : فرآيند ايجاد تغييرات نسبتا” پايدار در رفتار يا توان رفتاري که حاصل تجربه است گفته مي شود و نمي توان آن را به حالت هاي موقتي بدن مانند آنچه بر اثر بيماري ، خستگي يا داروها پديد مي آيد نسبت داد . ( کيمبل ، 1961 / به نقل از هرگنهان و السون ، 1391 ، ص 47 )
يادگيري الکترونيکي11 : يادگيري الکترونيکي را مي توان استفاده نظام مند از فن آوري اطلاعات و ارتباطات در تدريس و يادگيري دانست . به طور کلي يادگيري الکترونيکي مفهومي است که بيانگر به کارگيري فن آوري هاي اطلاعاتي و ارتباطي مانند اينترنت و نظام هاي چند رسانه اي به مثابه ابزارهايي براي بهبود و کيفيت يادگيري ازطريق مرحله تسهيلاتي براي دسترسي آسان به منابع و خدمات آموزشي و فراهم کردن سازو کارهايي چون تعامل و همکاري از راه دور است . ( رضوي ، 1386 ، ص 224)
در اين تحقيق منظور از مدارس هوشمند ، مدارسي است که داراي مجوز رسمي از آموزش و پرورش بوده و در سازمان آموزش و پرورش با نام مدارس هوشمند ثبت شده اند .
سبک12 را به عنوان ترجيح فرد در دريافت و پردازش اطلاعات براي استفاده از امکانان دروني و بيروني و يا هر دو تعريف کرده اند . ( علي آبادي و کريمي ، 1387 ، ص 12 )
سبک يادگيري 13: مفهومي گسترده تر از سبک شناختي را دارد . هاني و مامفورد ( 1992 ) سبک يادگيري را به عنوان توصيفي از نگرش ها و رفتارهايي مي دانند که تعيين مي کند يک فرد کدام را ترجيح مي دهد . ( رضايي ، 1389 ، ص 3 )
مفهوم سبک يادگيري به اين مسئله اشاره دارد که افراد ترجيح مي دهند چگونه ياد بگيرند . ( کانو و هوگز14، 2000 ص 405)
سبک يادگيري يک روش منحصر به فرد براي بيان کردن فرآيند يادگيري است که راهبردهاي مشهود براي حل مسئله ، تصميم گيري و محدوديتهايي را شامل است که در موقعيت هاي يادگيري و واکنش به انتظارات ديگران با آن مواجه مي شود. ( کلب وکلب 15، 2003 ص 201)
وي سبک هاي يادگيري را به چهار دسته ي :
الف) سبک همگرا : افراد داراي اين سبک اساساً بر شيوه هاي يادگيري مفهوم سازي انتزاعي و آزمايشگري فعال متکي هستند . اين افراد در حل مسئله تصميم گيري و کاربرد عمل ايده ها موفق ترند .
ب) سبک واگرا : افراد داراي اين سبک به شيوه هاي يادگيري تجربه عيني . مشاهده تأملي تأکيد مي کنند نيرومندترين چهت گيري آن ها توانايي تخيل قوي و آگاهي از ارزش ها و معاني است . رويکرد آن ها براي درک موقعيت ها مشاهده کردن است .
ج) سبک جذب کننده : شيوه هاي يادگيري مسلط اين سبک مفهوم سازي انتزاعي و مشاهده تأملي مي باشد . نقطه قوت افراد اين سبک استدلال استقرايي و توانايي خلق الگوهاي نظري و جذب مشاهده هاي ناهمخوان براي ايجاد تبيين هاي منسجم است .
د) سبک انطباق يابنده : افراد اين سبک بر شيوه هاي يادگيري تجربه عيني و آزمايشگري فعال تأکيد مي کند و براي اين افراد انجام کارها و اجراي برنامه ها در اولويت قرار دارد . افراد اين سبک ديگر تجارب تازه و دست اول مي شوند . (کلب ، 1981 ، به نقل از حسيني لرکاني و سيف ، 1380 ، ص 164)
1-7تعريف عملياتي مفاهيم
هوشمند سازي مدارس :
در بررسي حاضر هوشمند سازي مدارس از طريق بررسي سوابق مدارس در اداره آموزش و پرورش شهر تهران به دست آمده است .
سبک يادگيري :
در پژوهش حاضر يادگيري به وسيله يک پرسشنامه 12 سوالي کلب ( 2005 ) که از آخرين نمونه بازنگري شده به دست آمده است .
اين پرسشنامه چهار سبک يادگيري (همگرا : از ترکيب سوال 3 و 4 ، واگرا : از ترکيب سوال 1 و 2 ، جذب کننده : از ترکيب سوال 2و 3 ، انطباق دهنده : از ترکيب سوال 1 و 4 ) را اين گونه اندازه گيري نموده است :
اين پرسشنامه داراي 12 آيتم مي باشد و هر آيتم آن داراي 4 پاسخ است و آزمودني بايد پاسخ هاي خود را بر حسب ميزان شباهت خود در پيوستاري از 1 تا 4 نمره گذاري کند . ( 1 کمترين شباهت و 4 بيشترين شباهت ) نکته مهم اين است که در يک سوال نبايد امتيازي يکسان در آيتم در نظر گرفت . از اجرا سه نتيجه به دست مي آيد .
1- حالت هاي يادگيري : که از جمع چهار بخش هر 12 آيتم به دست مي آيد . ( تجربه عيني16 ، مشاهده تاملي 17، مفهوم سازي انتزاعي18 و آزمايشگري فعال ) مي باشد .
2- ترجيحات و شيوه يادگيري : از تفاضل دو به دوي اين شيوه ها يعني از تفاضل نمرات مفهوم سازي انتزاعي و تجربه عيني (AC-CE) و نيز از تفاضل نمرات آزمايشگري فعال و مشاهده تاملي (AE-RO) دو نمره به دست مي آيد.
3- سبک هاي يادگيري : در اين حالت دو نمره به دست آمده را بر روي محور مختصات ( با در نظر گرفتن مثبت يا منفي بودن نمره به دست آمده ) و مقايسه با داده هاي هنجاري ، چهار شيوه يادگيري همگرا ، واگرا ، انطباق يابنده و جذب کننده که نشان دهنده سبک يادگيري غالب است ، مشخص مي شود . ( کلب و کلب ، 2005 )
1-8 متغيرهاي پژوهش
متغير مستقل : در پژوهش حاضر مدارس هوشمند به عنوان متغير مستقل در نظر گرفته شده است .
متغير وابسته : در پژوهش حاضر سبک هاي يادگيري کلب به عنوان متغير وابسته در نظر گرفته شده است .
متغير تعديل کننده : در اين پژوهش جنسيت به عنوان متغير تعديل کننده مد نظر قرارگرفته است .
فصل دوم
پيشينه مطالعاتي
2-1- زمينه
نظام آموزشي ما در حال تحولي عظيم و بنيادين است که اين تحول با رشد سريع استفاده از فناوري‌هاي نوين در زندگي بشر همزمان شده است. هوشمندسازي مدارس اگرچه خود يک امر تحولي است و نيازي است که با تغييرات فناوري و تغيير شکل زندگي به تبع آن به نيازي ضروري و حتي فوري براي نظام آموزشي تبديل شده است اما بايد اين نکته اساسي را در نظر گرفت براي ايجاد تحول بنيادين و موثر در نظام آموزشي، هوشمندسازي نظام آموزشي در سطح بالاتر و مدارس در سطح پايين‌تر لازم و ضروري است. با رعايت موارد ذکر شده که خوشبختانه بخش اعظمي از آن در برنامه‌هاي فعلي و آينده وزارت آموزش و پرورش ديده مي‌شود مي‌توان اميدوار بود که هوشمند سازي مدارس منجر به تحولي بنيادين در عرصه آموزش خواهد شد.
از سويي قرن 21 به سمتي مي‌رود که اکثر مشاغل به دانش و مهارت‌هاي کامپيوتر نياز خواهند داشت. ورود به اين عرصه به نوع جديدي از آموزش نياز دارد که با آموزش سنتي همخواني ندارد. فن‌آوري اطلاعات به عنوان محور تحول و توسعه در جهان منظور شده است و بروز تحولات گسترده در زمينه کامپيوتر و ارتباطات، تغييرات عمده‌اي را در عرصه‌هاي متفاوت حيات بشري به دنبال داشته است. دنياي ارتباطات و توليد اطلاعات به سرعت در حال تغيير بوده و اطلاعات و داده‌ها به سرعت و در زماني غيرقابل تصور به اقصي نقاط جهان منتقل و در دسترس استفاده کنندگان قرار مي‌گيرد، جامعه‌اي که در آن دانايي و ميزان دسترسي و استفاده از دانش، داراي نقش محوري و تعيين کننده است.
آموزش رکن اصلي در توسعه پايدار هر کشور است و آموزش الکترونيکي، امروزه از جديدترين ومطمئن‌ترين روش‌ها در توسعه آموزش‌هاي فردي و سازماني است و مهم‌ترين دغدغه نظام آموزش و پرورش يک کشور، ايجاد بستري مناسب جهت رشد و تعالي سرمايه‌هاي فکري در جامعه اطلاعاتي و دانايي محور مي‌باشد براي آنکه همه گروه‌هاي اجتماعي قادر باشند به طور موثر در چنين جامعه‌اي مشارکت داشته باشند بايد يادگيري پيوسته، خلاقيت ونوآوري را ياد بگيرند. تحقق اين امر مستلزم تعريف مجدد و نويني از نقش وکارکرد مدارس به عنوان اصلي‌ترين نهادهاي آموزش در جامعه مي‌باشد.
هنگامي که يک معلم، درس را براي يک گروه دانش آموزان ارائه مي‌دهد، فرآيند آموزش به روش چهره به چهره با تمام مزاياي اين روش اتفاق مي‌افتد، اما به محض آنکه معلم مي‌پرسد کسي اشکال يا سوالي ندارد، ابزارهاي جديد آموزشي قابليت خود را به نمايش مي‌گذارند. از اين پس، دانش آموز قوي‌تر، مبحث بعدي ونکته‌ي جديد مي‌خواهد و دانش آموز ضعيف‌تر هنوز در فهم آن چه تدريس شده، مشکل دارد. صرف وقت معلم براي يک گروه با اين تنوع در دريافت، نقطه آغازين ضعف نظام آموزشي است پس از رفع اشکال دانش آموزان، نياز به لوازم کمک آموزشي براي تعميق در تفهيم ظهور مي‌کند و پس از آن، تکرار مطالب براي تثبيت و يا تجربه منجر به پايداري مطالب در ذهن دانش آموزان ضروري مي‌شود. به طور کلي، جهت‌گيري مدرسه هوشمند در مسير تربيت دانش‌آموزاني است که به تدريج به دانشجو بدل شوند، يعني به جاي فراگيري دانش‌هاي مختلف روش فراگيري دانش‌ها را بياموزند تا در مواجهه با علوم ومعلومات جديد، دچار ايستايي نشوند. بسياري از تحقيقات، حوزه “آموختن به کمک رايانه”19 يا “آموخت مبتني بر رايانه”20 و هم‌چنين “نرم‌افزارهاي آموزشي”21 را در بر مي‌گيرند. البته حوزه کاربرد فن‌آوري اطلاعات در آموزش، در حال تحولات سريع است. نرم‌افزارهاي متعدد براي حوزه آموزش توليد شده است که اکثر آن‌ها براساس مفهوم “تمرين وتکرار” شکل گرفته‌اند. (بروگن22، 2000)
در مدارس هوشمند ضمن افزايش سرعت حل تمرين به تبع افزايش کمي حل تمرين، با اجراي سيستم هشدار و راهنمايي به دانش آموز حين انجام تمرين، کيفيت نيز افزايش مي يابد. هم‌چنين مجموعه اطلاعات ثبت شده در اين بخش تفسير ميزان دقت دانش آموز در حل تمرين، سرعت و ميزان صرف وقت مي‌تواند نظام آموزشي را در هدايت تحصيلي و ارزيابي وي ياري رساند. (اتحادي، 1386)
در نتايج تحقيقات مدارس هوشمند منطقه آموزشي پورتوريکو آمده است که استفاده از فن آوري وتخته‌هاي هوشمند سبب افزايش بهبود آموزشي دانش آموزان شده است. (حني زار و همکاران23، 2005) روبرسون24 (2003) رايانه را داراي دو مزيت عمده مي‌داند: 1) اطلاعات انبوهي رادر خود ذخيره مي‌کند. 2)اطلاعات ذخيره شده را با سرعت و دقت بسيار زياد در کوتاه‌ترين زمان تجزيه و تحليل خواهند نمود.
رشد و توسعه‌ي فن آوري اطلاعات و ارتباطات در نظام‌هاي آموزشي زمينه مناسبي جهت افزايش فرصت‌هاي يادگيري و سهولت دسترسي به منابع آموزشي شده است و از ميزان اهميت و اتکا بر کتاب و مواد درسي از پيش تعيين شده براي هر کلاس و دوره‌ي تحصيلي کاسته است. در اين خصوص نحوه‌ي ارزيابي شيوه‌هاي تدريس و هم‌چنين ارزيابي ميزان اثربخشي يادگيري نقش و ارزش تکاليف و امتحانات دوره اي، نحوه‌ي ارتباط معلم و شاگرد، اهميت حضور فيزيکي اوليا و رابطه‌ي نزديک آن ها با مربيان و مواردي از اين قبيل را دچار تغيير و تحول کرده است. (حاجي، 1380)


پاسخ دهید