1-9: قلمرو زماني و مکاني و موضوعي10
1-10: تعاريف عملياتي واژگان پژوهش11
1-10-1: مديريت دانش:11
1-10-2: فرآيند:11
1-10-3: قابليت نوآوري:11
1-10-4: عملکرد بازار:11
1-10-5: توسعه محصول جديد:11
1-10-6: عملکرد توسعه محصول جديد:13
1-10-7: زنجيره تأمين:13

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

1-11: ساختار فصل هاي پژوهش13
فصل دوم:15
مباني نظري و پيشينه پژوهش15
2-2: مديريت دانش18
2-2-1: داده ها، اطلاعات و دانش:20
2-2-2: دانش پنهان و آشکار21
2-2-3: عوامل کليدي موفقيت مديريت دانش21
2-2-4: استراتژي هاي مديريت دانش22
2-2-5: فرآيندهاي مديريت دانش24
2-3: عملکرد توسعه محصول جديد35
2-3-1: الف) توسعه ي محصول جديد35
2-3-2: ب) اهداف فرايند توسعه محصول36
2-3-3: مقايسه الگوهاي توسعه محصول39
2-3-4: عوامل موفقيت پروژه هاي توسعه محصول جديد (NPD)43
2-3-5: عملکرد توسعه محصول جديد44
2-4: تحقيقات مرتبط خارجي46
2-5: تحقيقات مرتبط داخلي48
2-6: جمع بندي50
فصل سوم:51
روش شناسي پژوهش51
3-2: موضوع و روش تحقيق61
3-3: جامعه آماري62
3-4: نمونه آماري و روش نمونه گيري62
3-5: متغيرهاي تحقيق63
3-6: ابزار گردآوري اطلاعات64
3-7: روايي و پايايي ابزار سنجش65
3-8: فرضيههاي تحقيق68
3-9: روش تجزيه و تحليل داده ها69
3-9-1: تحليل عاملي تأييدي70
3-9-2: تعيين برازش مدل72
3-9-3: آزمون فرضيات پژوهش از طريق تحليل مسير73
3-10: جمع بندي73
فصل چهارم:75
تجزيه و تحليل75
داده هاي پژوهش75
4-1: مقدمه77
4-2- تجزيه و تحليل آمار توصيفي77
4-2-1- جنسيت79
4-2-2- وضعيت تحصيلي79
4-3 : نمودار فراواني پاسخگويان بر حسب مقطع تحصيلي80
4-3-1: سابقه کاري80
4-3 -2: نمودار فراواني پاسخگويان بر حسب سابقه کاري81
4-3-3 وضعيت متغيرهاي تحقيق81
4-3-4- وضعيت متغير مديريت دانش82
4-3-5- وضعيت متغير عملکرد توسعه محصول جديد84
4-3-6- وضعيت ابعاد متغير مديريت دانش84
4-4: نمودار راداري متغيرهاي تحقيق86
4-4-1- وضعيت ابعاد متغير عملکرد توسعه محصول جديد86
4-5: نمودار راداري متغيرهاي تحقيق88
4-6- آزمون فرضيات تحقيق88
4-6-1: آزمون کفايت نمونه گيري88
4-6-2 تحليل عاملي تأييدي89
4-6-2-1- مدل اندازه‌گيري مرتبه اول متغير مديريت دانش89
‌4-6-2-3- مدل اندازه‌گيري مرتبه اول متغير درونزاي تحقيق96
4-6-2-4- مدل اندازه‌گيري مرتبه دوم متغيرهاي درونزاي تحقيق98
4-6-2-5- همبستگي بين متغيرها99
4-6-3- مدل معادلات ساختاري100
4-6-3-1- آزمون فرضيه اصلي تحقيق101
4-6-3-2- آزمون فرضيات فرعي تحقيق102
4-7- آزمون‌هاي برازندگي مدل105
جمع بندي فصل106
فصل پنجم:108
نتيجه گيري و پيشنهاد108
5-1: مقدمه111
5-2: نتايج و دستاوردهاي حاصل از تحقيق111
5-3: مقايسه با ساير تحقيقات116
5-4: پيشنهادات117
5-4-1: پيشنهادهاي کاربردي117
5-4-2: پيشنهادهاي براي پژوهشگران آينده118
5-5: محدوديت هاي پژوهش119

منابع و مأخذ120
فهرست جداول
جدول 1-2 انواع فرآيندهاي مديريت دانش(جمع آوري توسط شفيعي نيکابادي، 1391)24
جدول 2-2: شاخصهاي فرآيند کسب، خلق و توليد دانشدر زنجيره تامين (جمع آوري توسط شفيعي نيکابادي 1391)26
جدول 2-3: شاخصهاي فرآيند سازماندهي، نگهداريو انبار در زنجيره تامين (جمع آوري توسط شفيعي نيکابادي1391)29
جدول2-4 : شاخصهاي فرآيند انتقال، اشتراكو توزيع در زنجيره تامين (جمع آوري توسط شفيعي نيکابادي، 1391)30
جدول2-5 شاخصهاي فرآيند استفاده، کاربرد و بهره برداري در زنجيره تامين (جمع آوري توسط شفيعي نيکابادي 1391)32
جدول 2-6: شاخصهاي فرآيند ارزيابي و بازخور در زنجيره تامين جمع آوري توسط شفيعي نيکابادي 1391)35
جدول 2-7 :پژوهش هاي کاربردي در زمينه فرايند توسعه محصول جديد43
جدول2-8 : ون پاي ونگ(2009)45
جدول 3-1 مشخصه پرسشنامه اصلي مورد بررسي64
جدول 3-2 : ضريب آلفاي کرونباخ متغيرها و ابعاد تحقيق66
جدول 3-3 برخي از آزمونهاي برازندگي مدل در معادلات ساختاري(هومن، 1387)72
جدول 4-1 : توزيع فراواني پاسخگويان بر حسب جنسيت79
جدول 4-2 : توزيع فراواني پاسخگويان بر حسب مقطع تحصيلي80
جدول 4-3 : توزيع فراواني پاسخگويان بر حسب سابقه کاري81
جدول 4-4- آماره هاي يک نمونه اي82
جدول 4-5- آزمون يک نمونه اي82
جدول 4-6- آماره هاي يک نمونه اي84
جدول4-7- آزمون يک نمونه اي84
جدول 4-8- آماره هاي يک نمونه اي85
جدول 4-9- آزمون يک نمونه اي85
جدول 4-10- آمار هاي يک نمونه اي86
جدول4-11- آزمون يک نمونه اي87
جدول4-12: آزمون کايزر مير و اوکلين بارتلت88
جدول 4-13 : همبستگي بين متغيرهاي اصلي تحقيق100
جدول 4-14 : شاخص هاي برازش مدل106
جدول 5-1: نتايج فرضيات تحقيق114
فهرست اشكال
شکل 2-1:ارتباط بين داده ها، اطلاعات و دانش(توربان و افرايم، 2006)20
شکل2-2:چرخه سيستم مديريت دانش(توربان و افرايم، 2006)23
شكل 3-2 فرآيندهاي اصلي مديريت دانش25
شکل 4-2 : مدل اندازه‌گيري مرتبه اول متغير مديريت دانش در حالت اعداد معناداري92
شکل 4- 3 : مدل اندازه‌گيري مرتبه دوم متغير مديريت دانش در حالت تخمين استاندارد94
شکل 4- 4 : مدل اندازه‌گيري مرتبه دوم متغير مديريت دانش در حالت اعداد معناداري95
شکل 4- 5 : مدل اندازه‌گيري مرتبه اول متغير عملکرد توسعه محصول جديد در حالت تخمين استاندارد97
شکل 4- 6 : مدل اندازه‌گيري مرتبه اول متغير عملکرد توسعه محصول جديد در حالت اعداد معناداري97
شکل 4- 7 : مدل اندازه‌گيري مرتبه دوم متغير عملکرد توسعه محصول جديد در حالت تخمين استاندارد98
شکل 4-8 : مدل اندازه‌گيري مرتبه دوم متغير عملکرد توسعه محصول جديد در حالت اعداد معناداري99
شکل 4-9 : تحليل مسير مدل مفهومي تحقيق در حالت تخمين استاندارد101
شکل 4-10 : تحليل مسير مدل مفهومي تحقيق در حالت اعداد معناداري102
شکل 4-11 : تحليل مسير مدل مفهومي تحقيق در حالت تخمين استاندارد (فرضيات فرعي)103
شکل 4-12 : تحليل مسير مدل مفهومي تحقيق در حالت اعداد معناداري (فرضيات فرعي)104
فهرست نمودارها
نمودار1-2: فرايند توسعه محصول جديد42
نمودار 1-4 : نمودار فراواني پاسخگويان بر حسب جنسيت79
چکيده:
امروزه سازمانهاي کشور به مانند ساير سازمانهاي جهان ناگزيرند تا با ديگر سازمانها چه در داخل و چه در خارج کشور به رقابت بپردازند تا بتوانند در محيط کسب و کار باقي بمانند. از اين رو آنها بايد بتوانند دست کم در يک زمينه برتر از رقباي خود بوده، به عبارت ديگر آنها چاره اي ندارند جز اينکه نوآور باشند. اين پژوهش با هدف “تأثير فرآيندهاي مديريت دانش بر عملکرد توسعه محصول جديد” به صورت موردي زنجيره تأمين شرکت عقاب افشان اجرا شد. اطلاعات مورد نياز به وسيله پرسشنامه محقق ساخته اي که مبتني بر مدل مفهومي پژوهش اقتباس از مدل شفيعي نيک آبادي (1391) و ون پاي ونگ (2009) گردآوري شده است. براي تجزيه و تحليل داده هاي جمع‌آوري شده ابتدا در سطح توصيفي با استفاده از شاخص‌هاي آماري به توصيف و تلخيص ويژگيهاي جمعيت شناختي افراد نمونه در تحقيق شامل سابقه کاري و تحصيلات و جنسيت پرداخته مي‌شود. در آمار تحليلي اين تحقيق به منظور آزمودن معناداري روابط ميان سوالات و متغيرها و برازش مدل‌هاي اندازه‌گيري به دست آمده و سنجش روايي عاملي از تحليل عاملي تأييدي استفاده گرديده است. همچنين به منظور بررسي وضعيت متغيرهاي تحقيق از آزمون ميانگين يک جامعه يا تي يک نمونهاي استفاده شده است و پس از بررسي روايي سوالات پرسشنامه از طريق تحليل عاملي تأييدي مرتبه اول و دوم، به منظور بررسي اثرات ميان متغيرهاي تحقيق از مدل معادلات ساختاري و بطور اخص تکنيک تحليل مسير با استفاده از نرم افزار ليزرل استفاده شده است. يافته ها نشان ميدهد که بين استراتژي هاي مديريت دانش و عملکرد توسعه محصول جديد رابطه معناداري وجود دارد، طبق نتايج بدست آمده از پنج فرضيه فرعي تحقيق حاضر، سه فرضيه يعني خلق دانش- عملکرد توسعه محصول جديد، ثبت، ذخيره و نگهداري دانش- عملکرد توسعه محصول جديد و ارزيابي و بازخور دانش- عملکرد توسعه محصول جديد با توجه به عدد معناداري آنها تأييد شدند. اين پژوهش در خاتمه به ارائه پيشنهادهاي کاربردي پرداخته است.
کلمات کليدي: استراتژي هاي مديريت دانش، عملکرد توسعه محصول جديد، توسعه محصول جديد.
1-1: مقدمه
از اواخر قرن گذشته ميلادي تا زمان حال، بحث مديريت دارايي هاي نامشهود سازمان به عنوان بخشي از منابع حياتي سازمان بسيار مورد توجه واقع شده است از بين اين داراييها، دانش بيشترين توجه را به خود معطوف ساخته و به عنوان مهمترين دارايي نامشهود سازمان مورد تأکيد قرار گرفته است. اکنون بحث مديريت دانش به يکي از موضوعات اصلي در تحقيقات مديريت در سراسر دنيا تبديل شده است و آن را به عنوان ابزاري کليدي براي مديريت کردن اطلاعات و ابزاري استراتژيک براي مديريت و راهي مؤثر براي کسب مزيت رقابتي پايدار مي دانند(شفيعي نيکابادي، 1391). از جمله تحولات چشمگير در قلمرو علوم مديريت، بروز و ظهور پديده هايي همچون مديريت دانش و توسعه محصول جديد مي باشد. براي موفقيت سازمان، دانش به عنوان يک سرمايه، بايد بين انسانها قابل مبادله بوده وتوانايي رشد داشته باشد. دانش نحوه حل مشکلات، مي تواند کسب شود و بدين ترتيب مديريت دانش قادر خواهد بود يادگيري سازماني را که منجر به خلق دانش ديگري مي شود، توسعه دهد. سازمانهاي آگاه مي دانند که دانش، سرمايهاي فکري است و تنها سرمايه اي است که با گذشت زمان تغيير ميکند و اگر به طور مؤثري مهار شود، ميتواند خلاقيت و وضعيت رقابتي سازمان را حفظ نمايد. استفاده از کل منابع فکري سازمان، ميتواند مزاياي مالي قابل توجهي را در پي داشته باشد .
در عصر حاضر، شتاب تغييرات در علوم و فناوريهاي پيشرفته، به قدري فزوني يافته است که شتاب در نوآوريِ محصولات توليد شده با تکنولوژي و ايجاد دانش و توسعه آن، از سرعت يادگيري بشر فراتر رفته است (نوو و چان، 2007). همچنين شرکتهاي موفق امروزي شرکتهايي هستند که به طور پيوسته براي حل مسائل جديد و ناآشنا، دانش جديد را کشف و يا خلق کرده و اين دانش را به صورتي هدفمند و نظام يافته و متناسب با اهداف تخصصيِ راهبردي در تمامي لايهها و بخشهاي مختلف سازمان توسعه داده و به دنبال تبديل آن به فناوري و محصولات جديد باشند (نوناکا و تاکوچي، 1995).
دانش در طولاني مدت به عنوان منبع کليدي براي سازمانها در نظر گرفته شده است و مديريت مؤثر آن هم، براي موفقيت امري ضروري است (نوو و چان، 2007). نوناکا و تاکوچي (1995)، شرکت هاي موفق را شرکت هايي مي دانند که به طور پيوسته براي حل مسائل جديد و ناآشنا، دانش جديد را کشف و يا خلق کرده و اين دانش را به صورتي هدفمند و نظام يافته و متناسب با اهداف تخصصي راهبردي در تمامي لايهها و بخش هاي مختلف سازمان توسعه داده و بدنبال تبديل به فناوري و محصولات جديد باشند. (شفيعي نيکابادي، 2007).
1-2: بيان مسئله
امروزه به علت رشد سريع محصولات و رقابتي شدن بازار عموماً نياز به محصولات و خدمات رشد چشمگيري پيدا کرده است افزايش جمعيت و متنوع شدن نيازها نيز از جمله عواملي است که سازمان ها را به دستيابي به محصول و کارايي جديدتر ترغيب ميکند (مارتين پيت 2008). ويگ (1995) مديريت دانش را مجموعه اي از فرايندهاي تعريف شده يا روش هاي مورد استفاده جستجوي اطلاعات در ميان دانش هاي مختلف مديريت عمليات تعريف مي کند. لر (1999) اشاره مي کند که مديريت دانش شامل جمع آوري اطلاعات و انتقال اطلاعات به متقاضي مي باشد. فعاليت هايي مثل کسب دانش، تصحيح دانش، ذخيره دانش و به اشتراک گذاري دانش در يک سازمان به طور مؤثر مي تواند ارزش داراييهاي دانشي سازمان را افزايش دهد، که به آن مديريت دانش مي گويند. گرنت (1996) فکر مي کرد که مديريت دانش ميتواند به عنوان ادغام دانش در نظر گرفته شود. استراتژي مديريت دانش رويکردي کلي به سازمان براي ايجاد هماهنگي ميان منابع و توانمنديهاي دانشي با مجموعه الزامات آن استراتژي است (زاک 1999). نوآوري از کپي کردن يک استراتژي مؤثرتر است. شرکت هايي با فناوري جديد که از روش هاي مديريت دانش براي ايجاد استراتژي هاي توسعه محصول جديد استفاده مي کنند موفق تر هستند (پنگ و همکاران 2005). سانگ و پري (1995) توسعه محصول جديد را براي استراتژي و عملکرد بهتر شرکت پيشنهاد مي کند. کلارک و ويل رايت (1993) اشاره مي کنند که استراتژي توسعه محصول جديد همان فرايند پردازش اطلاعات است که همراه با مديريت خوب دانش مي باشد. در واقع قصد شرکت، تعهد در کاهش عدم قطعيت در توسعه محصول جديد است. همچنين در مطالعات خود به اين نتيجه رسيدند که شرکت ها در بدست آوردن عملکرد بهتر در توسعه محصول جديد اگر بتوانند به تغييرات محيطي نسبت به رقبا زودتر پاسخ دهند،
ميتوانند بهتر عمل کنند. استراتژي خوب انعطاف پذير در سازمان مي تواند سازمان دهنده واحد تحقيق و توسعه محصول جديد باشد. بنابراين اثربخشي مديريت دانش نقش مهمي در استراتژي توسعه محصول جديد دارد. تيس و پيسانو (1994) تصور ميکردند که شرکتها تنها بدنبال سريعترين نوآوري در محصول و دارا بودن توانايي مديريت براي ادغام و تخصيص منابع داخلي و خارجي که باعث موفقيت جهاني در محيط رقابتي مي شوند، بودند. بنابراين يکپارچه سازي داخلي و دانش خارجي در سازمان باعث برقراري مديريتي خوب که منجر به يک اثر مثبت بر روي عملکرد توسعه محصول جديد است، مي شود. کلارک و ويل رايت (1993) ادغام دانش را به بخش هاي داخلي و خارجي تقسيم مي کنند. ترکيب اين دو مي تواند عملکرد محصول جديد را افزايش دهد. تيس و همکاران (1997) بر اهميت ادغام دانش تأکيد داشتند و اعتقاد داشتند که صاحبان کسب و کار به طور مؤثر بايد در بدست آوردن و ادغام دانش خارجي براي توسعه ايده هاي نوآورانه تلاش کنند. مورمن (1995) اشاره کرد که سرمايه گذاري براي جذب اطلاعات بازار که ميتواند عدم اطمينان را کاهش دهد در بدست آوردن فرصت هاي موفقيت تأثير نسبتاً بالايي دارد. شرکت ها با استفاده از روش هاي مديريت دانش خوب، مي توانند عملکرد توسعه محصول جديد موفقي داشته باشند. عملکرد توسعه محصول جديد يک ساختار چندبعدي است. محققان با استفاده از ارزيابي عملکردها و اقدامات مختلف بر اساس تحقيقات مختلف تمرکز مي کنند (کوپر و همکاران 1996). امروزه سرعت يافتن فرايندهاى توسعه محصول و ارائه سريعتر محصولات و خدمات در بازار مسئله اى است که شرکتها و سازمانها توجه خاصى به آن دارند.
اگر فرايند توسعه محصول را به مسابقه اى شامل سه زمان: 1) زمان توليد: مرحله توسعه ايده اوليه براى محصول جديد تا مرحله قبل از عرضه محصول در بازار؛ 2) زمان ورود به بازار: مرحله عرضه و ارائه محصول در بازار و بازار سنجى محصول؛ 3) زمان کسب سود: مرحله گذر از نقطه سر به سر و کسب سود؛ در نظر بگيريم، شرکت و سازمانى برنده واقعى خواهد بود که در اين مسابقه برنده هر سه بخش باشد. کسب چنين موفقيتى منجر به اين خواهد شد که فرايند توسعه محصول را يک فرايند زمان رسيدن به موفقيت بناميم. جالب است که هنگام عرضه و ارائه محصولات به بازار سه نوع متفاوت از رويکردهاى ارائه محصول به بازار را بين رقبا شاهد خواهيم بود.
اين رويکردها عبارتند از:
1) رويکرد اولين در بازار: سازمان علاقه مند است اولين سازمانى باشد که محصول جديدى را به بازار عرضه مى دارد.
2) رويکرد سريع ترين دنباله رو: در اين رويکرد سازمان نمى خواهد همچون حالت قبل اولين عرضه کننده محصول جديد در بازار نام بگيرد، ولى راغب است سريعترين شرکتى باشد که همان محصول را به بازار عرضه مى دارد.
3) رويکرد دنباله رو عادي: سازمان اولين دنباله رو نيست، ولى در زمره دنباله روهاى توليدکننده و عرضه کننده محصول جديد قرار خواهد گرفت. در عصر حاضر، شتاب تغييرات در علوم و فناوري هاي سطح بالا به قدري فزوني يافته است که بسياري از متفکرين بر اين باورند که شتاب در نوآوري محصولات توليد شده با تکنولوژي سطح بالا و ايجاد دانش و توسعه آن از سرعت يادگيريي بشر فراتر رفته است. پس سازمانهاي متولي حتي اگر تمام راهبردها، زمان و سرمايه هاي انساني در اختيار خود را صرف يادگيري نمايند، باز هم ممکن است از عهده رويارويي مناسب با اين شتاب بر نيايند. دانش در طولاني مدت به عنوان منبع کليدي براي سازمانها در نظر گرفته شده است و مديريت مؤثر آن هم براي موفقيت ضروري است (نوو و چان 2007). نوناکا و تاکوچي (1995)، شرکت هاي موفق را شرکت هايي مي دانند که به طور پيوسته براي حل مسائل جديد و نا آشنا دانش جديد را کشف و يا خلق کرده و اين دانش را به صورتي هدفمند و نظام يافته و متناسب با اهداف تخصصي و راهبردي در تمامي لايه ها و بخش هاي مختلف سازمان توسعه داده و بدنبال تبديل آن به فناوري و محصولات جديد باشند.
با تحقيقات صورت گرفته دانش يک فاکتور مهم در توسعه محصول به شمار ميآيد و فعاليتهاي دانشي در قلب فرايندهاي توسعه محصول جديد در نظر گرفته ميشود از اينرو امروزه بسياري از مديران و صاحبان کسب و کار تمايل به تصميم گيري درباره چگونگي توانمند ساختن مديريت دانش و يا حتي هماهنگ کردن فعاليت هاي NPD1 شرکت شان از طريق ابزارهاي مديريت دانش دارند (مانيان. 1390). از اين رو) صنعت خوردرو با توجه به توسعهي وسيع و پيشرفت سريع و قابل توجه دانش و تجربه در آن در سطح دنيا بسيار رقابتي شده است و نياز مديريت دانش مخصوصاً در توسعه محصول جديد بسيار مهم و حياتي و حساس تلقي ميشود از طرفي با توجه به اينکه زنجيرهي تأمين در صنعت خودرو به لحاظ ساختار و زير مجموعه هاي خود و نيز نوع ارتباط اين مجموعه ها با يکديگر بستر مناسبي براي سازماندهي دانش فراهم نموده است (رضايي، کراري، مصطفوي 1387).
محصولات جديد از ضروريات شرکت هاي امروزي به شمار ميروند در حقيقت محصول جديد پاسخي به بزرگترين مشکلات سازمان هاي امروزي است. امروزه بيشتر سازمان ها ضرورت برخورداري از عملکرد بهينهي توسعه محصول جديد را به خوبي احساس کردهاند و براي داشتن چنين عملکرد موفقي تلاشهاي بسياري انجام داده اند و هزينههاي هنگفتي را متقبل شدهاند. ماهيت عملکرد توسعهي محصول جديد يک مفهوم ميان رشته ايست که از چند رشته برگرفته شده است و مديريت دانش به عنوان مهمترين روشها و ابزارهاي مورد استفاده جهت بهينه کردن عملکرد توسعهي محصول جديد شناخته شده است زيرا
فعاليتهاي دانشي در قلب فرايندهاي محصول جديد نهفته است (جان و هانگ 2009) همچنين در اقتصاد امروز رقابت ديگر شرکت در برابر شرکت نيست بلکه اين زنجيره هاي تأمين هستند که به رقابت با هم
ميپردازند زنجيره تأمين از سه جريان عمده اطلاعاتي، فيزيکي و پول در جريان است و هدف اصلي اين زنجيره را ميتوان به دستيابي به حداکثر ارزش دانست (شفيعي نيکابادي 1391) و از آنجايي که شرکت عقاب افشان براي پيشرفت در بازارهاي رقابتي و جهاني امروز و جذب مشتريان و وارد شدن به بازارهاي جديد نياز به مزيت رقابتي جهت پيشرفت و توسعهي شرکت ها دارند پس بنابراين شناخت عوامل تأثيرگذار فرآيندهاي مديريت دانش بر عملکرد توسعهي محصول جديد در زنجيره تأمين موجب مزيت رقابتي و حداکثر ارزش در سازمان ميگردد.
در اين تحقيق ميتوان با استفاده از مديريت دانش ضمن توسعه محصول جديد رشد قابل توجهي را ايجاد نمود و همچنين تأثير هر يک از فرايندهاي تشکيل دهنده مديريت دانش (خلق، توزيع، ثبت و نگهداري، کاربرد و ارزيابي) را بر روي NPD بررسي نمود که اين شناخت موجب پياده سازي موفق مديريت دانش در سازمان ميشود و عوامل تأثيرگذار نيز شناسايي ميگردد.
در سي سال اخير پژوهشهاي زيادي بر روي اثربخشي فرآيندهاي توسعهي محصول جديد انجام شده و مدل هاي گوناگوني جهت سيستماتيك كردن اين فرآيندها ارايه شده است. از طرفي شاخص هايي به عنوان عوامل كليدي موفقيت محصولات جديد توسط پژوهشگران معرفي شده است كه برخي از آنها بين نتايج اين پژوهشها مشترك بوده و برخي نيز متناسب با نوع كسب و كار و محصول مورد مطالعه متفاوت است، به طوري كه امروزه فهرستي گسترده از اين عوامل در دسترس است. مديريت منظم و پيوسته در مورد دانش، يك فاكتور مهم در توسعهي محصول به شمار مي آيد و فعاليت هاي دانشي در قلب فرآيندهاي توسعهي محصول جديد در نظر گرفته مي شود. از اين رو امروزه بسياري از مديران و صاحبان كسب و كار تمايل به تصميم گيري دربارهي چگونگي توانمند ساختن شركتشان از طريق ابزارهاي توسعه محصول جديد، مديريت دانش و هماهنگ كردن فعاليت هاي مديريت دانش هستند (مانيان و همکاران 1390).
حوزه اي که شرکت هاي خودورسازي با آن رو به رو هستند، ريشه در قابليت استمرار در طراحي و عرضه محصول جديد به بازار، سريعتر و مؤثرتر از ساير رقبا ميباشد كه علت اصلي آن را مي توان در چند دستهي اصلي بيان كرد كه عبارتند از: عدم وجود سيستم هاي جمع آوري و نگهداري اطلاعات، استفاده از کالاهاي کاهنده کيفيت و ارزان قيمت، حرفه اي نبودن در مطالعهي بازار و توليد مشتري مدار، سطح پايين دانش فني، سطح پايين نوآوري در محصولات، حرفه اي نبودن در مديريت كسب و كار، مديريت ضعيف منابع انساني به ويژه تشكيل پايدار تيم هاي كاري متخصص. بنابراين با توجه به مباحث گفته شده، مي توان اين مشكلات را به طور كلي در قالب فرآيند توسعهي محصول و مديريت كردن اين شركت داراييهاي دانشي ها مورد بررسي قرار داد. براي حداقل كردن نرخ شكست، صنعت خودروسازي نياز به آگاهي بيشتر از كنترل كيفيت و استفاده از ابزارهاي تخمين و برنامه ريزي و همچنين جمع آوري و نگهداري اطلاعات گذشته از پروژه هاي پيشين دارد از اينرو محقق در اين پژوهش بدنبال بررسي وضعيت محصولات جديد از لحاظ عملكرد و موفقيت آنها در بازار و همچنين بررسي فرآيندهاي مديريت دانش در موفقيت اين محصولات ميباشد. و با توجه به بررسي فوق مي توان اين سوال را مطرح کرد که:
آيا فرآيندهاي مديريت دانش بر توسعهي محصول جديد اثر معناداري دارد؟
1-3: اهميت و ضرورت موضوع
اغلب شرکت هاي پيشرو در سراسر جهان به اين حقيقت کاملاً واقف هستند که مهمترين عاملي که باعث برتري آنها در بازار رقابت جهان ميگردد، داشتن قابليت استمرار در طراحي وعرضه محصول جديد به بازار، سريعتر و مؤثرتر از ساير رقباست. امروزه بقاي سازماني در گرو گرايش به سمت محصولات جديد و به کارگيري روشهايي براي ايجاد محصولات جديد موفق است. با پيشرفت فناوري، رقابتي شدن هرچه بيشتر سازمان ها و پيدايش علوم و تجهيزات جديد توليدي، تغييرات اساسي در نيازها و سلايق مشتريان، توليد محصولات جديد با چالشهاي جديدي روبرو شده است. همچنين به دليل مخاطراتي که در عرضه محصولات جديد وجود دارد، شرکت ها بايد پيوسته در مورد بهبود فرآيند توسعه محصولات جديد تفکر کنند. متغير بودن قوانين رقابتي در دنياي کسب و کار، فرآيند ارائه محصول جديد به بازار را با اهميت خاصي جلوه داده است. اکثر سازمانها امروزه بيش از هر زمان ديگري دريافته اند که صرفاً تکيه و اعتماد به اهرم هاي رقابتي سنتي مثل افزايش کيفيت، کاهش هزينه و تمايز در ارائه محصولات و خدمات کافي نيست و در عوض مفاهيمي مثل سرعت و انعطاف پذيري در رقابت نمود قابل توجهي پيدا کرده اند و گرايش به سمت محصولات و خدمات جديد به بازار، خود دليل موجه اين تغيير نگرش است (اخباري و تقوي فرد، 1386).
ايکوجيرو نانوکا کارشناس مشهور مديريت دانش ژاپن ميگويد: در اقتصادي که تنها چيز با ثبات بيثباتي است يک منبع مطمئن و بادوام مزيت رقابتي، دانش است وقتي هر شب تقاضاها تغيير ميکند، فن آوري ها توسعه مييابد و رقبا زياد ميشوند، شرکتهايي موفق هستند که همواره دانش جديد ايجاد ميکنند و آن را به طور گسترده در سراسر سازمان اشاعه ميدهند و به سرعت آن را به صورت فن آورانه و محصولات جديد نشان ميدهد (رادينگ، 1999). ترکيب مديريت دانش و توسعه محصول جديد در کسب و کارهايي که ماهيت آنها دانشي و فن آورانه است موضوعيت بيشتري دارد. مديريت دانش يک نظام کارآمد براي
بهره برداري مناسب از سرمايه هاي فکري انسان است توسعه عملکرد محصولات جديد يک فرآيند دانش محور و انسان محور است و دسترسي افراد به دانش و اطلاعات درست و صحيح در زمان موردنياز امري حياتي و ضروري براي موفقيت يک فرآيند است فعاليت هاي مديريت دانش انجام شده در يک پروژه هم براي موفقيت خود پروژه سودمند ميباشد و هم پايه و اساس خلق دانش هاي بعدي و يادگيري
ميباشد (راس و ليندوال، 2002).
مورد مطالعه در اين تحقيق شرکت عقاب افشان توليد کننده اتوبوس هاي اسکانيا در ايران است در اين صنعت شرکت ها با مشکلات زيادي روبرو هستند يکي مهمترين مشکلات شرکت عقاب افشان در اقتصاد امروز مواجه شدن با تحريم اقتصادي ايران است که موجب شده است واردات شاسي هاي اتوبوس از کشور سوئد با نرخ بالاي ارز و به صورت نقدي مبادله گردد و اين امر موجب افزايش قيمت تمام شده و در نتيجه افزايش قيمت فروش محصولات ميگردد و از طرفي وجود رقبا در داخل و واردات اتوبوس هاي کشور چين به ايران و قيمت مناسبتر اين محصولات مشتريان اين شرکت را محدود کرده است، در نتيجه عليرغم کيفيت خوب و مشتري مداري و خدمات پس از فروش مناسب، مشتريان خود را از دست داده است. يکي از راه حلهاي موجود براي حل اين معضلات، صادرات محصولات به کشورهاي همسايه ميباشد که موجب ميگردد نرخ مبادلات ارزي کاهش يابد و اين امر مستلزم توسعه محصول جديد به منظور به دست آوردن بازارهاي جديد است و از آنجايي که مديريت دانش يک سرمايه نامشهود محسوب ميشود ميتوان از آن براي کاهش هزينه ها در جهت توسعه محصول جديد بهره برد.
با توجه به اهميت و جايگاه توسعه محصولات جديد در سازمان و نيز کاربردي بودن آن و از همه مهمتر اعتقاد و توجه مديران به افزايش استفاده از اين رويکرد، ضرورت چنين مبحثي احساس ميشود و مشخص است که مديريت دانش به عنوان ابزاري براي توسعه محصولات جديد نتايجي را به سيستم توليد سازمان نيز تزريق مينمايد و همچنين منابع سازمان را در جهت کارآمدي اين ابزار براي افزايش بهرهوري مجاب مينمايد تا از طريق فرايندهاي مديريت دانش و بررسي هاي دقيق، از آزمون و خطاي بيمورد جلوگيري شود و منابع مالي صرف هزينه هاي بي مورد نگردد و سبب اتلاف وقت و هدر دادن نيروي انساني و ساير منابع نشود از طرفي ضمن تغيير گرايش و روند عملکرد شرکت به سوي انطباق سازمان با مشتري حرکت مينمايد، به کارايي و انجام موفق وظايف و اختيارات کمک نموده و موجب ايجاد مزيت رقابتي براي شرکت ميگردد. از اين رو پياده سازي و بهره گيري از فرآيندهاي مديريت دانش در عصر حاضر و ارائه محصولات جديد موفق، مبنا واساسي براي موفقيت شرکت است.
1-4: مدل مفهومي پژوهش
الگو يا مدل يک عبارت آماري درباره روابط بين متغيرهاست (هومن، 1378). اين الگوها در زمينه رويکردهاي مختلف تحليلي، شکلهاي مختلفي به هم مي گيرند. مدل مفهومي پژوهش حاضر در ذيل رسم شده است. مدل فرآيندهاي مديريت دانش بکار رفته در اين پژوهش، مدل ارائه شده توسط شفيعي
نيکآبادي (1391) مي باشد و مدل توسعه محصول جديد اين مدل برگرفته از مدل ارائه شده توسط ون پاي ونگ (2009) است.
1-5: هدف ها و پرسش هاي پژوهش
هدف اصلي هر پژوهش، يافتن پاسخهاي مناسب براي پرسشهايي است که در ذهن محقق وجود دارند. قبل از انجام پژوهش، پرسش هاي زير براي محقق مطرح شده اند:
1- مهمترين فرآيندهاي مديريت دانش در زنجيره تأمين شرکت عقاب افشان کدامند؟
2- مهمترين مؤلفه هاي عملکرد توسعه محصول جديد در زنجيره تأمين شرکت عقاب افشان کدامند؟
3- آيا فرآيندهاي مديريت دانش بر عملکرد توسعه محصول جديد اثر معناداري دارند؟
همچنين اين موضوع مربوط به اهداف کاربردي براي شرکت عقاب افشان (اسکانيا) توليد کننده
اتوبوسهاي عقاب ميباشد همچنين کليه شرکت هاي خودروساز ميتوانند از نتايج اين تحقيق بهره لازم را ببرند. دانشگاهها ممکن است به نتايج ارزشمندي براي توسعه سمينارها و برنامههاي آموزشي در مورد فرآيندهاي مديريت دانش و عملکرد توسعه محصول جديد دست يابند و همچنين زمينه لازم براي تحقيقات دانشجويان را فراهم ميکند.
1-6: فرضيه هاي پژوهش
1- فرآيند خلق دانش بر عملکرد توسعه محصول جديد در شرکت عقاب افشان اثر معناداري دارد.
2- فرآيند توزيع دانش بر عملکرد توسعه محصول جديد در شرکت عقاب افشان اثر معناداري دارد.
3- فرآيند ثبت، ذخيره و نگهداري دانش بر عملکرد توسعه محصول جديد در شرکت عقاب افشان اثر معناداري دارد.
4- فرآيند کاربرد و بهره برداري دانش بر عملکرد توسعه محصول جديد در شرکت عقاب افشان اثر معناداري دارد.
5- فرآيند ارزيابي و بازخور دانش بر عملکرد توسعه محصول جديد در شرکت عقاب افشان اثر معناداري دارد.
1-7: جامعه و نمونه آماري
جامعه آماري اين تحقيق کليه کارشناسان زنجيره تأمين شرکت عقاب افشان ميباشد علت انتخاب اين صنعت ماهيت دانش محور آن و نقش اساسي دانايي در توليد و توسعهي محصولات جديد و ارائهي خدمات در صنعت اتوبوس سازي ميباشد.
نمونه از بين افرادي که حداقل سه سال سابقه کار در زمينه مديريت داشته و يا حداقل يک ويژگي از خصوصيات زير را داشته باشند.
1- داراي مدرک تحصيلي دانشگاهي در رشتهي مديريت يا اقتصاد باشند و يا دورههاي آموزشي مديريت دانش يا زنجيره تأمين و يا توسعه محصول را گذرانده باشد.
2- داراي گزارشات، تحقيقات يا مقالات علمي در حوزه هاي مديريت دانش، توسعهي محصول و يا زنجيرهي تأمين باشند.
3- فعاليت اجرايي آنها در زمينه برنامه ريزي استراتژي، توسعه محصول جديد يا مديريت دانش باشد.
نمونه گيري موجود در اين بخش، از ميان کارشناسان زنجيره تأمين شرکت عقاب افشان انتخاب شده است و از آنجايي که اين موضوع از موضوعات جديد و تازه مطرح شده در صنايع مي باشد و تعداد افراد پاسخ دهنده مطلوب و مرتبط براي پاسخگويي محدود است، نمونه ها به نحوي قضاوتي و هدفمند انتخاب شده اند.
1-8: روش شناسي پژوهش
پژوهش حاضر، از لحاظ هدف، تحقيقي کاربردي بوده و از لحاظ متغير، کيفي بوده و از لحاظ گردآوري داده، توصيفي – پيمايشي است که به صورت همبستگي – علي انجام شده است. دراين پژوهش، ضمن بررسي وضعيت متغيرهاي موجود در مدل پژوهش، رابطه و تأثير آنها با يکديگر از طريق نرمافزار spss، ليزرل سنجيده شده است.
روش و ابزار گردآوري داده ها در اين پژوهش، کتابخانه اي – ميداني است. به‌منظور گردآوري اطلاعات در مورد پيشينه تحقيق از روش مطالعه کتابخانه‌اي شامل مطالعه کتب، مجلات و گزارش‌هاي تحقيقات داخلي و خارجي و در مورد داده‌هاي لازم مرتبط با اهداف و آزمون فرضيه‌هاي تحقيق از ابزار پرسشنامه با طيف ليکرت و در صورت نياز مصاحبهي سازمان يافته محقق ساخته استفاده شده است. براي تجزيه و تحليل داده ها. پاسخگويي به سوالات و فرضيه هاي تحقيق از ابزارهاي آمار توصيفي و آمار استنباطي به ويژه تحليل عاملي و تحليل مسير و بررسي برازش مدل استفاده شده است. تحليل هاي آماري با کمک دو نرم افزار spss (نسخه 19) و ليزرل (نسخه 8.54) انجام شده است.
1-9: قلمرو زماني و مکاني و موضوعي
پژوهش حاضر از مهرماه 1391 آغاز و در شهريورماه 1392 خاتمه يافت. مديران و کارشناسان زنجيره تأمين شرکت عقاب افشان، جامعه آماري اين پژوهش ميباشند. موضوع مورد بررسي بر اساس مدل نهايي پژوهش، تلفيقي از مدل فرآيندهاي مديريت دانش در زنجيره تأمين شفيعي نيک آبادي (1391) و مدل عملکرد توسعه محصول جديد ون پاي ونگ (2009) مي باشد که به منظور بررسي تأثير فرآيندهاي مديريت دانش بر عملکرد توسعه محصول جديد مطرح گرديد. شاخصهاي مربوط به هر يک از مؤلفههاي مدل پژوهش، بر مبناي تعاريف ارائه شده در مقالات، کتب و مجلات فارسي و لاتين، جدول بندي شده است که در نهايت پس از تأييد صاحب نظران و خبرگان دانشگاهي و غير دانشگاهي مورد استفاده قرار مي گيرد.
1-10: تعاريف عملياتي واژگان پژوهش
1-10-1: مديريت دانش:
مديريت دانش، ايجاد فرايندهاي لازم براي شناسايي و جذب داده و اطلاعات و دانشهاي مورد نياز سازمان از محيط دروني و بيروني و انتقال آنها به تصميم ها و اقدام هاي سازمان و افراد (ويگ، 2002).
چهارچوبي براي اعمال ساختارها و فرآيندهايي در سطوح فردي، گروهي، سازماني در جهت اينکه سازمان بتواند آز آنچه ميداند ياد بگيرد و در صورت نياز دانش جديد را کسب کند تا براي مشتريان و
ذينفعانش ارزش خلق کند. چنين چارچوب مديريتي افراد، فرآيندها فناوري را جهت توسعه پايدار عملکرد يکپارچه ميکند. (چو، 2005).
فرآيند جمع آوري، سازماندهي و ذخيره سازي تخصص ها و تجربه هاي سازماني، از جاهايي که وجود دارد و توزيع آن در جاهايي که ميتواند به بهبود وتغيير ادراکات و عملکرد کارکنان سطوح مختلف سازمان با ايجاد ارزش براي سازمان کمک کند (سرلک و فراتي 1390).
1-10-2: فرآيند:
به معناي يکسري از رويه هاي به هم متصل و بهم وابسته ميباشد که در همه مراحل از مجموعه منابعي همچون کارمندان، زمان، انرژي، ماشينآلات و پول براي تبديل دادههايي همچون مواد خام و قطعات به خروجي هايي استفاده ميکنند که اين خروجيها نيز به عنوان ورودي مؤثري براي مرحله بعد لحاظ ميشوند تا در نهايت با دريافت خروجي آخرين مرحله، هدف اصلي کسب شود. (شفيعي نيکابادي، 1391).
1-10-3: قابليت نوآوري:
پيتر دراکر نوآوري را لازمهي تجهيزات و مواد، فرآيند جديد، قابليتهاي بهبود و افزايش سودآوري قلمداد نموده است. و همچنين شرکتها داراي سطوح مختلفي از قابليتهاي نوآوري هستند با اين وجود فعاليتهاي نوآورانه بر روي توليدات جديد، سازمان جديد، شيوه هاي بازاريابي، سيستم اداري و فناوري و فرآيندهاي جديد فوکوس مي کند.
1-10-4: عملکرد بازار:
عملكرد بازاريابي به توانايي سازمان براي افزايش فروش، ارتقاي موقعيت رقابتي شرکت، توسعه محصول جديد، بهبود کيفيت محصول، کاهش زمان تحويل کالا يا خدمات به مشتريان، گسترش سهم بازار و غيره در مقايسه با ديگر رقبا در يك صنعت خاص اشاره دارد.
1-10-5: توسعه محصول جديد:
مجموعه فعاليت ها و خط مشي رشد بوده که در مراحل مختلف، براي توليد محصول براي قسمت هاي موجود بازار، منجر به تغيير و اصلاحات جزئي يا کلي در کالاها مي شود.
1-10-6: عملکرد توسعه محصول جديد:
عملکرد توسعه محصول جديد يک ساختار چندبعدي است. محققان با استفاده از ارزيابي عملکردها و اقدامات مختلف بر اساس تحقيقات مختلف تمرکز مي کنند (کوپر و همکاران 1996). امروزه سرعت يافتن فرايندهاى توسعه محصول و ارائه سريعتر محصولات و خدمات در بازار مسئلهاى است که شرکتها و سازمانها توجه خاصى به آن دارند.


پاسخ دهید