2-2-4 سرمايه اجتماعي: ديدگاهها و تعاريف………………………………………………………46
2-2-5 مدل سرمايه اجتماعي ناهاپيت و گوشال……………………………………………………….53
2-2-6 سطوح سرمايه اجتماعي…………………………………………………..56
2-2-7 اهميت مطالعه سرمايه اجتماعي در سازمان…………………………………………………..57
2-2-8 سرمايه اجتماعي سازماني چيست؟…………………………………………………………..58
2-2-9 مدلهايي براي سنجش سرمايه اجتماعي…………………………………………………….59
2-3 سرمايه اجتماعي و مديريت دانش63
2-4 پيشينه تحقيق…………………………………………………………………………….67
2-4-1 نتيجهگيري از پژوهشهاي انجام شده…………………………………………………..72
فصل سوم روش اجراي تحقيق……………………………………..73
3-1 روش تحقيق…………………………………………………………………………..74
3-2 جامعه آماري………………………………………………………………………….74
3-3 حجم نمونه و نمونهگيري75
3-4 روش و ابزار جمع آوري دادهها76
3-5 روايي وپايايي از جمعآوري دادهها77
3-6 روش تجزيه و تحليل دادهها79
فصل چهارم تجزيه و تحليل دادههاو يافتههاي تحقيق……………………80
4-1 بخش اول: تحليلهاي توصيفي پژوهش81
4-2 بخش دوم: تجزيه و تحليل استنباطي87
4-2-1 بررسي فرض نرمال بودن دادهها………………………………………………………….87
4-2-2 آزمون فرضيهها………………………………………………………………….88
فصل پنجم نتيجهگيري و پيشنهادات………………………………………91
5-1 نتايج آمار توصيفي………………………………………………………………………….92
5-2 نتايج استنباطي……………………………………………………………………………….94
5-3 پيشنهادات تحقيق………………………………………………………………………….96
5-4 محدوديتهاي تحقيق………………………………………………………………………….97
5-5 پيشنهادات براي تحقيقات آينده98
منابع………………………………………………………………….99
ضمائم و پيوستها……………………………………………………….107
فهرست اشکال
شکل ‏1-1: مدل مفهومي تحقيق8
شکل ‏2-1: راهبردهاي مديريت دانش23
شکل ‏2-2: نقش اعتماد در توزيع دانش25
شکل ‏2-3: مدل هفت سي26
شکل ‏2-4: زير سيستمهاي مديريت دانش26
شکل ‏2-5: الگوي فرآيند مديريت دانش27
شکل ‏2-6: سرمايه اجتماعي به عنوان محرک ارزش سازمان31
شکل ‏2-7: مدل منوريان و اميني32
شکل ‏2-8: تأثير سرمايه اجتماعي در خلق سرمايه فکري33
شکل ‏2-9: محرکههاي دانش شهري34
شکل ‏2-10: سرمايه اجتماعي، جريان دانش و نوآوري سازماني 35
شکل ‏2-11: نقش سرمايه اجتماعي در توسعه دانش و يادگيري اشتراکي35
شکل ‏2-12: مراحل مديريت دانش پيتر گوتشاک37
شکل ‏2-13: عوامل موثر بر مديريت دانش در سازمانهاي دولتي ايران38
شکل ‏2-14: ساختارسه نفري سرمايه انساني در نقاط تقاطع و سرمايه اجتماي در روابط46
شکل ‏2-15: نحوهي ارتباط سرمايه اجتماعي در سطوح مختلف60
شکل ‏2-16: مدل SCAT61
فهرست جداول
جدول ‏2-1: ويژگيهاي دانش ضمني و صريح18
جدول ‏2-2: زير چرخههاي مديريت دانش20
جدول ‏2-3: عوامل موثر بر موفقيت مديريت دان28
جدول ‏2-4: تحول نظريههاي سرمايه43
جدول ‏3-1: جامعه آماري و نمونه76
جدول ‏3-2: ضريب آلفاي کرونباخ78
جدول ‏4-1: شاخصهاي توصيفي متغير سرماي? ساختاري81
جدول ‏4-2: شاخصهاي توصيفي متغير سرماي? شناختي82
جدول ‏4-3: شاخصهاي توصيفي متغير سرماي? ارتباطي84
جدول ‏4-4: شاخصهاي توصيفي متغير سرماي? اجتماعي85
جدول ‏4-5: شاخصهاي توصيفي متغير مديريت دانش86
جدول ‏4-6: آزمون کولموگروف- اسميرنوف براي بررسي نرمال بودن داده ها87
جدول ‏4-7:نتايج تحليل رگرسيون خطي ساده (دو متغيره) سرمايه اجتماعي و مديريت دانش88
جدول ‏4-8نتايج تحليل رگرسيون خطي ساده (دو متغيره) سرمايه ساختاري و مديريت دانش88
جدول ‏4-9: نتايج تحليل رگرسيون خطي ساده (دو متغيره) سرمايه شناختي و مديريت دانش89
جدول ‏4-10: نتايج تحليل رگرسيون خطي ساده (دو متغيره) سرمايه ارتباطي و مديريت دانش90
جدول ‏5-1: فراواني پاسخ ها به گويه هاي مربوط به متغير سرماي? ساختاري92
جدول ‏5-2: فراواني پاسخها به گويههاي مربوط به متغير سرماي? شناختي93
جدول ‏5-3: فراواني پاسخها به گويههاي مربوط به متغير سرماي? ارتباطي94
فهرست نمودارها
نمودار 4-1: هيستوگرام متغير سرماي? ساختاري82
نمودار 4-2: هيستوگرام متغير سرماي? شناختي83
نمودار 4-3: هيستوگرام متغير سرماي? ارتباطي84
نمودار 4-4: هيستوگرام متغير سرماي? اجتماعي85
نمودار ‏4-5: هيستوگرام متغير مديريت دانش86

چکيده
هدف اين تحقيق سنجش تاثير سرمايه اجتماعي بر مديريت دانش ميباشد. اين تحقيق بر حسب هدف کاربردي و بر اساس روش توصيفي از نوع همبستگي است. براي جمعآوري دادهها از پرسشنامه استفاده شده است. جامعه آماري تحقيق مورد مطالعه شامل شعب بانکهاي غرب استان گيلان ميباشد. که در سطح واحد سازماني مورد تحليل و بررسي قرارگرفته است جامعه آماري تحقيق برابر182 شعبه بانک دولتي وخصوصي در سطح 6 شهرستان (آستارا، تالش، رضوانشهر، ماسال، بندر انزلي و صومعهصرا) که مشغول به ارائه خدمات هستند ميباشد.که حجم نمونه 96 ميباشد. و براي تجزيه و تحليل توصيفي پژوهشي دادههاي از شاخص فراواني، درصد فراواني و از شاخصهاي مرکزي استفاده شده است. و براي بررسي نرمال بودن دادهها از آزمون کولموگروف- اسميرنوف استفاده شده و جهت آزمون فرضيههاي تحقيق از آزمون رگريسيون استفاده شده است. يافتهها تحقيق نشان از تأثير مثبت و معنادار سرمايه اجتماعي بر مديريت دانش دارد و همچنين تاثير مثبت و معنادار متغيرهاي سرمايه ساختاري بر مديريت دانش، سرمايه شناختي بر مديريت دانش و سرمايه ارتباطي بر مديريت دانش است.
واژگان کليدي: سرمايه اجتماعي، سرمايه ساختاري، سرمايه شناختي، سرمايه ارتباطي، مديريت دانش
1 فصل اول

1-1
مقدمه
در عصر امروزي پيشرفت علم وتکنولوژي با سرعت خارق العاده در حال حرکت به سمت جلو است و جهان امروز را خيلي متفاوت از جهان ديروز گردانيده است. و همه انسانها و سازمانها تحت تأثير اين تحولات ميباشند. بانکداري امروزي با بانکداري گذشته تفاوت پيدا کرده است. و مشتري امروزي نيز با مشتري ديروزي فرق ميکند مشتري ديروز به دنبال بانک و بانکدار بود تا بتواند نيازهاي خود را مرتفع و از آن بهرهمند شود ولي امروز اين بانکها هستند که بايد در اين فضاي کاملا رقابتي بدنبال مشتري بگردند و زمينه رضايت آنها را فراهم کنند. چون ديگر مشتري وقت و فرصت آن را ندارد که بدنبال بانک و بانکدار باشد. و بانکها بايد با برخورداري از علم روز و تشخيص نيازهاي مشتريان زمينه دلخواه مشتري را فراهم بياورند. سازمانها بايد توان اين را داشته باشند که خود را با شرايط روز وفق دهند و براي اين کار لازم است تا سازمانها از حالت يادگيري سازماني تغيير جهت داده و به سمت مفاهيم سازمانهاي يادگيرنده و سازمانهاي دانشي و مديريت دانش حرکت کنند. مديريت دانش يکي از اين مفاهيمي است که از الزامات مهم سازمانها ميباشد و سازمانها با بکارگيري مديريت دانش امکان نوآوري در فعاليتها، فرايندها، خدمات خويش را فراهم ميآورند. ودر نتيجه موقعيت رقابتي خويش را بهبود ميبخشند. سازمانها بايد توانايي اين را داشته باشند تا دانش مورد نياز را کسب و ميان کارکنان نشر داده و در فعاليتهاي روزانه خود بکار گيرند. پس شناخت عوامل تأثيرگذار بر مديريت دانش از جمله اقدامات اوليه سازمانها ميباشد. از طرف ديگر يکي از قابليتهاي مهم سازماني که ميتواند به سازمانها در خلق و تسهيم دانش کمک بسيار کند و براي آنها در مقايسه با سازمانهاي ديگر مزيت سازماني پايدار ايجاد کند سرمايه اجتماعي1 است (پروساک و کوهن2، 2001). سرمايه اجتماعي از مفاهيم نويني است که نقش بسيار مهمتري نسبت به سرمايه فيزيکي و سرمايه انساني3 در سازمانها و جوامع ايفا ميکند. بطوري که بدون سرمايه اجتماعي کارکنان حاضر به تسهيم اطلاعات و دانش نخواهند شد و برنامه مديريت دانش موفقيتآميز نخواهد بود. براي ايجاد و تکميل فرايند مديريت دانش، سرمايه اجتماعي جايگاه اساسي دارد (اين کپن4،1998(. که سازمانها با استفاده درست از مديريت دانش5 و سرمايه اجتماعي ميتوانند سازمانهاي خود را به کمال مورد نظر برسانند.
بنابراين با توجه به اهميت سرمايه اجتماعي بر مديريت دانش در سازمانها اين تحقيق در پي دستيابي به شناخت بيشتر عوامل موثر بر اجراي مناسب اين راهبرد ميباشد. با توجه به تعاريف و ابعاد مديريت دانش و سرمايه اجتماعي که هر دو بر تعاملات و ارتباطات ميان افراد تاکيد دارد. در اين تحقيق تلاش ميشود تا چگونگي ارتباط ميان سرمايه اجتماعي و مديريت دانش و نيز سه بعد سرمايه اجتماعي يعني بعد ارتباطي، شناختي و ساختاري بر مديريت دانش در شعب بانکهاي غرب گيلان بررسي شود و ميزان تأثير پذيري مديريت دانش از سرمايه اجتماعي مورد آزمون قرار گيرد. اين فصل شامل بيان مسئله، اهميت و ضرورت تحقيق، چارچوب نظري، فرضيات تحقيق، اهداف تحقيق، تعاريف نظري و عملياتي متغييرها و قلمرو تحقيق ميباشد.
1-2 بيان مسئله
دانش به سرعت در حال تبديل شدن به مهمترين مزيت رقابتي پايدار براي سازمانهاست. پيشرفتهاي اخير در فناوري اطلاعات، هزينههاي مديريت داده را به ميزان قابل توجهي کاهش داده است. اين پيشرفتها مفاهيم سازمان يادگيرنده، سازمانهاي دانشي و مديريت دانش را وارد ادبيات مديريت و سازمان کرده است. سازمانها با بکارگيري استراتژيهاي مديريت دانش امکان نوآوري در فرآيندها، فعاليتها، محصولات و خدمات خويش را فراهم آوردهاند و در نتيجه موقعيت رقابتي خويش را بهبود ميبخشند. در محيط پويا، چالشي و رقابتي کسب وکار امروزه حرکت سازمانها به طرف سازمانهاي يادگيرنده از الزامات موفقيت در چنين محيطي است. و امروزه سازمانها بايد توانايي اين را داشته باشند که دانش مورد نيازشان را براي نوآوري در محصولات و بهبود فرايندها را كسب نمايند و ميان كاركنانشان نشر دهند و در تمامي فعاليتهاي روزانه مورد استفاده قرار دهند(دوستار وهمکاران،1391).
مديريت دانش عبارت است از فرآيند ايجاد ارزش از دانش سازمان البته پياده سازي و اجراي مديريت دانش كارا و موثر که مستلزم توجه به عوامل مهمي مانند فرهنگ سازماني و فن آوري اطلاعات ميباشد كه اهميت اين عوامل در سازمانهاي مختلف با توجه به اهداف سازمان، زمينه فعاليت سازمان، محيطي كه سازمان در آن قرار دارد (معتمدي جويباري و همکاران،1391) مالهوترا6 معتقد است مديريت دانش شامل فرايندهاي سازماني است که ترکيب همافزايي از ظرفيت پذيرش داده و اطلاعات، توسط فناوري اطلاعات، و ظرفيت خلاقيت و نوآوري توسط انسان را جستجو ميکند (مالهوترا،1998). چونـگ و همكـارانش7 (2000) در پـي پژوهشهاي تجربي خود مديريت دانش را فرايند بكارگيري و ارائه مهارتها و تخصصهاي افراد در سازمان ميدانند كه توسط فناوري اط?عات پشـتيباني مـيشـود.
بهات (2001) چرخه مديريت دانش را شامل فعاليتهاي کسب، ثبت، انتقال، خلق و کاربرد دانش در سازمان ميداند. کسب دانش شامل مجموعه فعاليتهايي است که به منظور کسب دانش جديد در خارج سازمان صورت ميگيرد. ثبت و مستندسازي دانش شامل استفاده از پايگاههايي است که به منظور ثبت دانش موجود در سازمان صورت ميگيرد. انتقال دانش شامل مجموعه فعاليتهايي است که به منظور انتقال دانش سازمان ميان اعضاصورت ميگيرد. خلق دانش شامل پاداشدهي وتشويق نوآوري و ايدههاي جديد کارکنان، بحث آشکار در مورد تجارت وشکستهاي سازمان، تشکيل گروههاي يادگيري است. و کاربرد دانش شامل بکارگيري ايدههاي جديد کارکنان در فرايند سازمان و يا توجه به فروش دانش سازماني است.
مديريت دانش با تسهيم دانش در سازمان و به حافظه سپردن دانش افراد در حافظه سازماني ميتواند کارکناني دانشي بار آورد که پاسخگوي نياز مراجعين خود باشد.مراجعيني که روز به روز آگاهتر ميشوند و توقعات بالاتري را از سازمانها دارند.در چنين فضايي خلق و مبادله دانش يک فاکتور اساسي در سازمانهاي دولتي براي ارائه خدمات بهتر و تصميم گيري هاي منطقيتر ميباشد (ان.دي.للا8،2010). مفهوم سيستم مديريت دانش سازماني ميتواند درک کاملتري از مديريت دانش و عناصر اصلي آن را نشان دهد. سيستم مديريت دانش سازماني، نظامي است که از طريق آسان سازي مبادله و نشر دانش (چه ضمني و چه صريح) فرايند يادگيري سازماني را بهبود و ارتقا ميبخشد (مزو و اسميت9،2000). دانش شامل تمام انواع دانش سازماني (صريح يا ضمني) است كه در داخل سازمان و يا اذهان كاركنان سازمان موجود است. افراد نيز همه ذينفعان درون و بيرون سازمان ميباشد. در ميان تمامي اين عناصر كاركنان سازمان مهمترين و اصليترين جزسيستم مديريت دانش سازماني ميباشند (مزو و اسميت،2000). بنابراين ميتوان افراد انساني را در سازمان اصليترين عنصر در مديريت دانش سازماني دانست (سيوي10 2000 ).
فناوري اطلاعات و تکنولوژي مناسب به عنوان ابزاري براي پشتيباني از تعاملات انساني و فرايندهاي هماهنگي وهمكاري ميان افراد سازمان وتسهيل جريان دانش و بكارگيري آن به شمار ميآيند. پس چنانچه سازماني بتواند هر چه بيشتر تعاملات اثربخش را در ميان كاركنان خويش در داخل گروهها و واحدهاي سازماني افزايش دهد احتمال خلق دانش جديد در سازمان انتقال و تبادل دانش ميان افراد سازمان و در نتيجه مديريت اثربخش دانش سازماني نيز بيشتر خواهد بود. پس توجه به ارتباطات و تعاملات اثربخش ميان افراد سازماني و ايجاد جوي آكنده از اعتماد ميان آنان ما را به مفهوم سرمايه اجتماعي نزديك ميسازد (الواني وهمكاران1386 ). در دهه اخير با افزايش رقابت، جذب و حفظ مشتري كه باارزش‎ترين ركن رقابت شمرده مي‎شود، از اهميت بالايي برخوردار شده است و بسياري از سازمان‎ها آن را كليد موفقيت در كسب ‎وكار مي‎دانند. برخي از سازمان‎ها با وجود بهره‎مندي از مديريت ارتباط با مشتري، قادر به جذب رضايت مشتري نيستند. براي نمونه بانك‎هاي خصوصي و بانك‎هاي دولتي دچار مشكلات عديده‎اي در بازار رقابت شدند. و بايد تلاش کرد با ارائه مدلي براي اولويت‎دهي انواع دانش و مديريت بهينه‎تر دانش در سازمان، مديريت دانش و ارتباط با مشتري را بهبود بخشيد (رادفر، رضايي ملک،1391 ). عدم برقراري صحيح مديريت دانش در بانکهاي و عدم استفاده از دانش جديد و تازه موجب اتلاف وقت براي مشتريان و عدم انجام خواسته مشتريان شده و نارضايتي آنان را در بردارد و عقب ماندن بانکها از رقبايشان را به بار ميآورد و بانکها را در اين عرصه رقابت و تکنولوژي از دور خارج کرده و باعث افول بانک ميشود.
سرمايه اجتماعي براي اهداف مديريت دانش معنادار است و ميتواند به عنوان مکمل وموازي با ديگر داراييهاي نامحسوس از قبيل سرمايه انساني و سرمايه فکري درک شود. تعدادي از مفاهيم هدايت که سازمانها ميتواند خود را وفق به ابداع و افزايش سرمايه اجتماعي براي اهداف مديريت دانش وجود دارد (منينگ11،2010). وجود سرمايه اجتماعي در سازمان و تعاملات اثربخش ميان افراد سازمان موجب تسهيل تضارب بيشتر آرا، انتقال دانش و خلق دانش در سازمان را فراهم خواهد آورد (الواني، 1386). سرمايه اجتماعي به دليل اين که اقدامات جمعي را کارآمد ميسازد باعث ارتقا کل فرايند مديريت دانش شده و جايگزين خوبي براي تماسهاي رسمي، پاداشها و مکانيزمهاي نظارت است. به دليل اين که هدف مديريت دانش، اثر گذاري بر کيفيت اقدام در سيستمهاي اجتماعي از طريق کنترل منطق يادگيري و حل مساله است، ميتوان آن را تحت عنوان مديريت سرمايه اجتماعي نام گذاري نمود (محمدي و همکاران، 1387). مفهوم سرمايه اجتماعي بر تعامل و ارتباطات افراد در درون سازمان تاكيد دارد، تا آنجا كه سرمايه اجتماعي از دارائي هاي مهم هر سازماني است كه مي تواند در مديريت دانش كمك كند و براي سازمانها مزيت رقابتي پايدار ايجاد نمايد (مهديانراد، فضلي،1390).
سرمايه اجتماعي مجموعهاي از منابع و ذخاير ارزشمند است كه به صورت بالقوه در روابط اجتماعي گروههاي نخستين و ثانوي وجود دارد. برخي از اين ذخاير كه گاه از آنها به عنوان ارزشهاي اجتماعي نيز ياد ميشود عبارتند از: صداقت، سلامت نفس، همدردي، اعتماد، همبستگي و فداكاري. سرمايه اجتماعي از طريق اين منابع كار افراد را در سطوح مختلف خرد، مياني و كلان جامعه سريع، كم هزينه و مطمئن مي سازد و بدين وسيله آنان را در رسيدن به اهداف مشترك اجتماعي كمك مي كند (صفرزاده وهمكاران1389). سرمايه اجتماعي اهميت اساسي شبكههاي قوي روابط مبتني براعتماد و همكاري را در اجتماعات آشكار ميسازد (جاکوبس12، 1965). به عبارتي، سرمايه اجتماعي آن دسته از شبکهها و هنجارهايي است که افراد را قادر به عمل جمعي ميکند (رضاييکليدبري و همکاران،1390). ناهاپيت وگوشال13 از ديدگاه سازماني سرمايه اجتماعي را به عنوان جمع منابع بالفعل، بالقوه موجود در درون قابل دسترس از طريق و ناشي شده از شبكه روابط يك فرد يا يك واحد اجتماعي تعريف ميكند. از ديدگاه آنها سرمايه اجتماعي يكي از قابليتها و داراييهاي مهم سازماني است كه ميتواند به سازمانها در خلق و تسهيم دانش كمك بسيار نمايد و براي آنها مزيت رقابتي در مقايسه با سازمانهاي ديگرايجاد كند (ناهاپيت وگوشال1998).
ناهاپيت وگوشال (1998) سرمايه اجتماعي را شامل سه طبقه ميدانند: عنصر ساختاري اشاره به الگوي کلي تماسهاي بين افراد دارد يعني شما به چه کساني و چگونه دسترسي داريد. مهمترين جنبههاي اين عنصر عبارتند از روابط شبکهاي بين افراد، پيکربندي شبکهاي و سازمان مناسب. عنصر شناختي شامل ادراک، باورها و تصورات فرهنگي و اجتماعي مشترک است که بوسيله مفاهيم و خاطرات مشترک و يا زبان مشترک مورد پذيرش افراد قرار گرفته و ميان آنان باقي ميماند. مهمترين جنبههاي اين بعد عبارتند از زبان و کدهاي مشترک، و حکايات مشترک. عنصررابطهاي که در بردارنده ميزان اعتماد متقابل ميان اعضا يک واحد اجتماعي است. که مهمترين جنبه هاي اين بعد از سرمايه اجتماعي عبارتند از: اعتماد، هنجارها، الزامات و انتظارات و هويت.
محقق بدنبال پاسخگوي به اين سئوال است آيا سرمايه اجتماعي بر مديريت دانش در شعب بانكهاي غرب گيلان تأثير دارد؟
1-3 اهميت و ضرورت تحقيق
اين روزها دانش بيشترين ارزش را در سازمانها دارد (بريتو14 وهمکاران،2010) و موفقيت شرکتها در قرن 21 با توجه به بازارهايي که هر روز رقابتيتر ميشوند منوط به استفاده از دانشي است که شرکتها در فرايندهاي کليدي خود بدان نياز دارند (ان.دي.للا و همکاران،2001). و با توجه به اينکه نياز اساسي سازمانها در اين عرصه رقابتي دانش جديد و نو است، و اين همان چيزي است که موجب پيشرفت سازمانها در سطح ملي و فرا ملي شده است و بوسيله همين دانش سازمان ميتواند از سازمانهاي ديگر پيشي بگيرد. و دانش يعني همان چيزي که کارکنان سازمان ميدانند. و کارکنان بايد در پي افزايش آن در سازمان باشند. در اين ميان سازمانهايي که درجه بالايي از خلاقيت و عملکرد کاري دارند دانش خود را به صورت اثر بخشي مديريت ميکنند (کورادو و راموس15،2010). بيشتر شرکتهاي خصوصي به اهميت دانش و مديريت آن براي کسب مزيت رقابتي و بقا در صحنه رقابتي پي برده اند. سرعت بالاي توسعه تکنولوژي هاي جديد و ارتباطات ديجيتال منجر به افزايش اهميت مديريت دانش به عنوان يک منبع حياتي براي کسب مزيت رقابتي گرديده است (ان.دي للا،2010) تجربه نشان داده است که موضوع مديريت دانش بحثي نيست که اهميت خود را از دست دهد بلکه با توجه به سرعت تغييرات محيط ارزش آن روز به روز بيشتر مي شود مديريت دانش که دانش را در سازمان به حرکت در ميآورد و مابين کارکنان به چرخش در ميآورد و با به چالش کشيدن دانش موجب افزايش ميشود و از ايستا بودن دانش که موجب از بين رفتن دانش ميشود جلوگيري ميکند. انتقال دانش و اطلاعات در سطح کلان و خرد بين افراد و سازمانها بستگي به افراد دارد که اين انتقال را تسهيل وتسريع مي کنند. در نتيجه تمام عواملي که مشوق ارتباط بين فردي و يا مانع آن باشد بر مبادلات اطلاعاتي افراد نيز تأثيرگذار خواهد بود، به همين دليل اهميت ارتباطات و تعاملات مبتني بر اعتماد و هنجارها ميان افراد در گسترش و کاربرد دانش مورد تاکيد قرار گرفته است. و از سوي ديگر مفهوم سرمايه اجتماعي به پيوندها و ارتباطات ميان اعضاي يك شبكه به عنوان منبعي با ارزش اشاره دارد، و با خلق هنجارها و اعتماد متقابل موجب تحقق اهداف اعضاء ميشود. در غياب سرمايه اجتماعي، ساير سرمايهها اثر بخشي خود را از دست ميدهند و پيمودن راه هاي توسعه و تكامل فرهنگي و اقتصادي، ناهموار و دشوار ميگردد (دوستار و همکاران،1391). و توجه به اهميت مديريت دانش در سازمانها در پي دستيابي شناخت عوامل موثر بر اجراي مناسب راهبرد سازماني را بدنبال دارد.
هدف اصلي اين تحقيق شناسايي عوامل موثر بين سرمايه اجتماعي ومديريت دانش در سازمان مورد مطالعه است. تا چگونگي تاثيرگذاري ميان سرمايه اجتماعي و مديريت دانش و نيز تاثيرگذاري بين بعد ساختار سرمايه اجتماعي و مديريت دانش، بعد شناختي سرمايه اجتماعي و مديريت دانش و بعد رابطه اي سرمايه اجتماعي و مديريت دانش را جستجو كنيم. اين تحقيق به بررسي تأثير اين دو مقوله در شعب بانکهاي غرب گيلان به عنوان يک سازمان خدماتي که مسئوليت ارائه خدمات روزمره به مشتري را دارد و با توجه به سيستمهاي حال بانكها و اتئلاف زمان و براي سهولت كار مشتري و غنيمت شماري زمان مشتري و ارائه خدمات بهتر و رضايتمندي مشتري که از کار اصلي بانکها است، ميپردازد. لذا ضرورت و اهميت اين تحقيق و تأثير اين دو دارايي ناملموس و راهبردي در موفقيت سازماني و کاهش عدم اطمينان و جلوگيري از روش آزمون و خطا در مديريت نمايان ميگردد.
1-4 چارچوب نظري
چارچوب نظري تحقيق يک الگوي مفهومي است مبني برروابط تئوريک ميان شماري از عواملي که در مورد مسأله تحقيق با اهميت تشخيص داده شدهاند. چارچوب نظري از پيوندهاي دروني ميان متغيرهاي که سرانجام در پويايي موقعيت مورد بررسي نقش دارند گفتوگو ميکند (سکاران16،1391). متغير مستقل يک ويژگي از محيط فيزيکي يا اجتماعي است که بعد از انتخاب، دخالت يا دستکاري شدن توسط محقق مقاديري را ميپذيرد تا تأثيرش بر روي ديگر (متغير وابسته) مشاهده شود. متغيرمستقل در اين تحقيق سرمايه اجتماعي و ابعاد آن شامل بعد ساختاري، شناختي و بعد ارتباطي که ميخواهيم تأثير آنها را بر مديريت دانش مشاهده نماييم. متغيير وابسته در اين تحقيق مديريت دانش و مولفههايش يعني کسب دانش، ثبت دانش، انتقال دانش، خلق دانش و کاربرد دانش ميباشد. که در اين تحقيق به بررسي تأثير سرمايه اجتماعي بر مديريت دانش و همچنين بررسي تأثير سه بعد آن بر مديريت دانش را در شعب بانکهاي غرب گيلان مورد بررسي و تحليل قرار ميدهيم.
شکل 1-1 نشان دهنده چارچوب کلي تحقيق ميباشد که اين مدل برگرفته از مدل الواني است که متغير مستقل آن سرمايه اجتماعي است که از مدل ناهاپيت و گوشال به خاطراينکه ابعاد ارائه شده توسط ناهاپيت و گوشال با رويکرد سازماني و جامع جنبههاي مختلف کاربردي بودن اين مدل در سازمانها است و اين مدل نسبت به مدلهاي ديگر کاملتر است که داراي سه بعد ساختاري، شناختي و ارتباطي است که قابليت بيشتري در سازمانها دارد. و متغير وابستهاش مديريت دانش از مدل بهات ميباشد. تحقيقات زيادي ارتباط سرمايه اجتماعي و مديريت دانش را نشان ميدهد مثل: مينيگ (2010)، هافمن (2005) و فضلي(1390).

شکل ‏1-1: مدل مفهومي تحقيق
1-5 اهداف تحقيق شامل موارد زير است:
اهداف اصلي تحقيق:
– سنجش سرمايه اجتماعي در شعب بانکهاي غرب گيلان.
– سنجش مديريت دانش در شعب بانکهاي غرب گيلان.
– سنجش تأثير سرمايه اجتماعي بر مديريت دانش در شعب بانکهاي غرب گيلان.
اهداف فرعي تحقيق:
– سنجش تأثير سرمايه ساختاري بر مديريت دانش در شعب بانکهاي غرب گيلان.
– سنجش تأثير سرمايه شناختي بر مديريت دانش در شعب بانکهاي غرب گيلان.
– سنجش تأثير سرمايه ارتباطي بر مديريت دانش در شعب بانکهاي غرب گيلان
1-6 فرضيات
فرضيات تحقيق مشتمل بر يک فرضيه اهم و سه فرضيه فرعي مي باشد:
– سرمايه اجتماعي بر مديريت دانش در شعب بانكهاي غرب گيلان تأثير دارد.
– سرمايه ساختاري بر مديريت دانش در شعب بانكهاي غرب گيلان تأثير دارد.
– سرمايه شناختي بر مديريت دانش در شعب بانكهاي غرب گيلان تأثير دارد.
– سرمايه ارتباطي بر مديريت دانش در شعب بانكهاي غرب گيلان تأثير دارد.
1-7 تعاريف نظري وعملياتي متغييرها
– تعاريف نظري
مديريت دانش از ديدگاه بهات فرايند خلق، ارائه، توزيع و بکارگيري دانش در سازمان توسط افراد ميباشد. و چنانچه سازماني بتواند هر چه بيشتر تعاملات اثر بخش را در ميان کارکنان خويش، در داخل گروهها و واحدهاي سازماني افزايش دهد بيشتر ميتواند نسبت به اثربخشي مبادلات اطلاعاتي ميان افراد خويش، و در نتيجه مديريت اثربخش دانش سازماني اطمينان حاصل کند (بهات، 2001). مديريت دانش مجموعهاي از فرايندهاي ايجاد، ذخيرهسازي، تبادل و کاربرد دانش در سازمان است که قابليت سازمانها را در درک از محيط افزايش ميدهد (لاودن و همکاران،1391).
سرمايه اجتماعي از ديدگاه ناهاپيت و گوشال سرمايه اجتماعي را به عنوان جمع منافع بالفعل و بالقوه موجود در درون، قابل دسترس از طريق، و ناشي شده از شبکه روابط يک فرد يا يک واحد اجتماعي تعريف ميکنند. و از ديدگاه آنها سرمايه اجتماعي يکي از قابليتها و دارائيهاي مهم سازماني است که ميتواند به سازمانها در خلق و تسهيم دانش کمک بسيار نمايد و براي آنها مزيت رقابتي در مقايسه با سازمانهاي ديگر ايجاد کند (ناهاپيت و گوشال، 1998). سرمايه اجتماعي به زندگي فرد، معني و مفهوم ميبخشد و زندگي لذت بخشتر ميسازد. از سوي ديگر يکي از جنبههاي مهم زندگي هر فردي، شغل اوست (نوقاني و رضاييزاده،2013).
عنصر ساختاري سرمايه اجتماعي اشاره به الگوي کلي تماس بين افراد دارد يعني، شما به چه کساني و چگونه دسترسي داريد. مهمترين جنبههاي اين عنصر عبارت است از روابط شبکهاي بين افراد، پيکربندي شبکهاي و سازمان مناسب.
عنصر شناختي اشاره به منابعي دارد که فراهم کننده مظاهر، تعبيرها و تفسيرها و سيستمهاي معاني مشترک در ميان گروهها است. مهمترين جنبههاي اين بعد عبارتند از زبان وکدهاي مشترک و حکايات مشترک.
عنصر رابطهاي توصيف کننده نوعي روابط شخصي است که افراد با يکديگر به خاطر سابقه تعاملاتشان برقرار ميکنند. مهمترين اجزاي اين بعد از سرمايه اجتماعي عبارتند از: اعتماد، هنجارها، الزامات و انتظارات و هويت.
– تعاريف عملياتي متغييرها
مديريت دانش مجموعهاي از فعاليتهايي که فرايندهاي کسب، خلق و به جريان انداختن دانش در ميان کارکنان شعب بانکهاي دولتي وخصوصي غرب گيلان (آستارا، تالش، رضوانشهر، ماسال، بندر انزلي و صومعهصرا) به عنوان ابزاري براي دستيابي به نوآوري در فرايندها، خدمات، تصميمگيريها اثربخش و انطباق بانک با محيط و بازار رقابتي با محيط بيرون است. بنابراين تعريف عملياتي مديريت دانش در اين پژوهش عبارتند از نتايج پرسشنامه که طي گويههاي 29 تا 34 براي اکتساب دانش، موارد35 تا 40 براي ايجاد دانش موارد 41 تا 50 براي ذخيره کردن دانش، موارد 51 تا 61 براي توزيع دانش وموارد 62 تا 66براي نگهداري از دانش بکار گرفته ميشود.
سرمايه اجتماعي مجموعهاي از عناصر شامل روابط شبکهاي، پيکربندي روابط شبکهاي، سازمان مناسب، زبان و کدهاي مشترک، حکايات مشترک، اعتماد، الزامات و انتظارات، هويت و هنجارها که موجب ايجاد ارتباط بهينه ميان کارکنان شعب بانکهاي دولتي وخصوصي غرب گيلان (آستارا، تالش، رضوانشهر، ماسال، بندر انزلي و صومعهصرا) شده و در نهايت منافع جامعه، خود آنها و سازمانشان را تامين خواهد کرد. بنابراين تعريف عملياتي سرمايه اجتماعي در اين پزوهش عبارت است از نتايج حاصل از دادههاي پرسشنامه که طي گويههاي 1 الي 8 جهت بررسي بعد ساختاري، گويههاي 9 الي 15 جهت بررسي بعد شناختي و گويههاي 16 الي 28 جهت بررسي بعد رابطهاي سرمايه اجتماعي بکار گرفته ميشود.
1-8 قلمرو تحقيق
– قلمرو موضوعي: اين تحقيق از لحاظ موضوعي ميزان تأثيرات سرمايه اجتماعي بر مديريت دانش درحوزه مديريت منابع انساني و مديريت رفتار سازماني قرار دارد.
– قلمرو مکاني: اين تحقيق از لحاظ مکاني در ميان مديران و کارکنان شعب بانکهاي خصوصي و دولتي غرب گيلان (آستارا، تالش، رضوانشهر، ماسال، بندر انزلي و صومعهصرا) که از نظر اهداف سازماني داراي نقاط مشترک ميباشند.
– قلمرو زماني اين تحقيق از لحاظ زماني و تاريخ اجرا از اسفند 92 تا خرداد 93 ميباشد.
2 فصل دوم ادبيات موضوعي و پيشينه تحقيق

مقدمه
هدف از اين بخش بررسي پژوهشها و مطالعاتي است که در زمينه سرمايه اجتماعي و مديريت دانش انجام گرفته است. اين قسمت خواننده را با کارها و زمينههاي قبلي و حيطه مورد مطالعه آشنا ميسازد. اين فصل از چهار بخش کلي تشکيل شده است، در بخش اول به مطالعه مباني نظري مديريت دانش و در بخش دوم به مباني نظري سرمايه اجتماعي و در بخش سوم مباني سرمايه اجتماعي و مديريت دانش و در نهايت در بخش چهارم به پژوهشهاي انجام شده داخلي و خارجي پرداخته ميشود.
2-1 مديريت دانش
2-1-1 تاريخچه
اساسيترين مشخصه سازمانهاي هوشمند قرن21، تاکيد بر دانش و اطلاعات است. برخلاف سازمانهاي گذشته، سازمانهاي امروزي داراي تکنولوژي پيشرفته بوده و نيازمند تسخير، مديريت و بهرهبرداري از دانش و اطلاعات به منظور بهبود کارايي، مديريت و پيگيري تغييرات پايانناپذير هستند. دانش، ابزار قدرتمندي است که ميتواند تغييرات را در جهان بوجود آورده و نوآوري را ممکن سازد (نوناکا17 ،1988) در مقالهاي در مجله کسب و کار هاروارد ميگويد:” در يک اقتصاد که تنها اطمينان موجود، عدم اطمينان است، تنها منبع مطمئن براي ايجاد مزيت رقابتي پايدار، دانش است.” بيلي و کلارک18 (2000) مدعي هستند که دانش، مخصوصاً دانش ضمني کليدي براي مزيت رقابتي پايدار در آينده است. کروپلي19 (1988) با اشاره به اينکه (دانش بدون مردم هيچ است)، اهميت جنبه انساني مديريت دانش را نشان ميدهد. داده منتقل ميشود، اطلاعات تسهيم ميشود، اما دانش صفتي از افراد و جوامع است که به سادگي قابل انتقال نيست. توبياس20 (2000) عنوان ميکند که دو دارايي بزرگ وجود دارد که سازمانها صاحب آن هستند: يکي افرادي که در آن سازمان کار ميکنند و ديگري دانشي که در ذهن کارکنان سازمان است. بنابراين دانش را بايد خلق، ذخيره و به کاربرد که اين وظيفه مديريت دانش است. مديريت دانش ابزار مهمي است که سازمانها از طريق آن بهتر ميتوانند دانش و اطلاعات را مديريت کنند. برخلاف ديگر تکنيکها، تعريف مديريت دانش اغلب آسان نيست زيرا حوزه وسيعي از مفاهيم، وظايف مديريتي، تکنولوژيها و اقدامات را با خود به همراه دارد.
محيط جهاني و پر رقابت امروزي، رشد روندهاي مديريتي مانند مديريت کيفيت فراگير، الگوگيري، مهندسي مجدد، ساختاربندي مجدد، کوچکسازي و برونسپاري، برنامهريزي استراتژيک، يادگيري سازماني و مديرت دانش را در برداشته است. در قرن 21 سازمانها ذاتا رقابتي، ثابت قدم و پيشگام ميباشند. ايجاد مزيت رقابتي استراتژيک نيازمند نوع جديدي از سازمانها ميباشد که قابليت ايجاد دانش براي حداکثرسازي رقابت و موفقيت استراتژيک را داشته باشند. سازمانها بايد براي ايجاد و کنترل دانش داراي ساز و کارهايي باشند. با اين وجود بسياري از سازمانها هنوز فعاليت مديريت دانش را به طور رسمي ياآگاهانه مورد بررسي قرار ندادهاند. که احتمالا علت اين بيتوجهي اين است که اکثر سازمانها مفهوم مديريت دانش و اهميت آن را درک ننمودهاند. مديريت دانش هنوز در حال تعيين چارچوبي براي خويش است زيرا ادبيات نظري و تحقيق در اين حوزه کم است.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

ميزان هزينه براي مديريت دانش در سال 1998 برابر 776 ميليون دلار بوده است و اين رقم در سال 2003 به 8 ميليارد دلار رسيد. امروزه ثروت جديد سازمانها مديريت کيفيت فراگير، مهندسي مجدد، سرمايه معنوي و اجتماعي است و در قرن 21، سازمان هايي موفق خواهند بود که در حوزه دانش سرآمد باشند (محمدي و همکاران،1387،ص 9).
2-1-2 ظهور
تاريخچه و تکامل مديريت دانش به لحاظ اينکه از حوزههاي مختلفي ظهور يافته است، روشن و دقيق نيست. گفته ميشود تعدادي از نظريهپردازان مديريت به تجلي مديريت دانش کمک کرده اند. در بين آنها پيتر دراکر21، استراسمن22 و پيترسنگه23 در آمريکا از معروفترين پيشگامان هستند. دراکر و استراسمن به اهميت رو به رشد اطلاعات و دانش صريح به عنوان منابع سازماني تاکيد کردند. از طرف ديگر سنگه به بعد فرهنگي دانش يعني سازمان يادگيرنده تمرکز کرده است. در سال 1979 حسابدار سوئدي به نام کارل اريک سويبي که بعدها به عنوان يکي از بنيانگذاران علم مديريت دانش معرفي شد، پي به ارزش داراييهاي فکري و ناملموس که حتي نامي از آنها در دفاتر حسابداري برده نميشد، برد. تا سال 1990 تعدادي از شرکتهاي مشهور اروپايي، آمريکايي و ژاپني برنامههاي مديريت دانش را نهادينه کردند. در سال 1991 تام استورات24 مقاله خود تحت عنوان قدرت مغز را در مجله فورچون منتشر کرد و به اين ترتيب مديريت دانش مربوط به کار نوناکا و تاکه اوچي25 (1995) در کتاب شرکت دانش آفرين باشد(محمدي و همکاران، 1387).
2-1-3 تعاريف و دستهبنديها
شرکتهاي بزرگي مانند مايکروسافت(پرارزشترين شرکت سال 1998) مالک چيز ارزشمند جز دانش و اطلاعات نيستند. بازي اقتصادي آنها اين است که حريم مالکيت علمي و فني خود را حفظ کرده و قلمرو دانش و تخصص خود را گسترش دهند. اين متخصصان هستند که دانش جديد را کشف ميکنند، محصولات جديد و فرايندهاي نو را اختراع ميکنند، فرايندهاي توليد اداره ميکنند و ابزارها و فرايندهاي جديد را که حاصل پيشرفت دانش است به کار ميگيرند. ايجاد سرمايه انساني به اقتضاي طبيعت خود فرايندي اجتماعي است نه فردي . تخصص و مهارت فني انسان فقط وقتي رشد ميکند که هر نسلي آن چه آموخته است به نسل بعدي وقت و نيروي خود را براي پيشبرد دانش موجود و کسب تخصصها و مهارتهاي فني جديد وقف نمايد، نه اينکه وقت خود را به کشف دوباره کشف شدهها بگذرانند(صلواتي وهمکار،1388، 79).


پاسخ دهید