3-3- اجزاي تئوري رفتار برنامهريزي شده38
3-3-1- گرايش و نگرش نسبت به رفتار38
3-3-2- هنجارهاي ذهني يا فشارهاي اجتماعي38
3-3-3- کنترل رفتاري درک شده39
3-3-4- قصد رفتاري39
3-3-5- رفتار40
3-4- مدل مفهومي و تجربي تحقيق42
3-5- فرضيههاي تحقيق44
فصل چهارم: روش شناسي
4-1- روش و تکنيک تحقيق46
4-2- ابزار جمعآوري اطلاعات46
4-3- جامعه آماري و واحد تحليل47
4-4- حجم نمونه و شيوه نمونهگيري47
4-5- پايايي ابزار سنجش48
4-6- تکنيکهاي آماري تحليل دادهها48
4-7- تعاريف متغيرها49
4-7-1- متغيرهاي مستقل49
عنوان صفحه
4-7-2- متغيرهاي بينابين52
4-7-3- متغير وابسته53
فصل پنجم: تجزيه و تحليل دادهها55
5-1- آمار توصيفي55
5 -2- آمار استنباطي71
5-2-1- بررسي فرضيهها71
5-2-2- تحليلهاي چند متغيره80
5-2-2-1- نتايج تحليل رگرسيون چند متغيره80
5-2-2-2- مدل تحليل مسير82
فصل ششم: بحث و نتيجهگيري
6-1- پيشنهاداتError! Bookmark not defined.
6-2- محدوديتها95Error! Bookmark not defined.
فهرست منابع
منابع فارسي96
منابع انگليسي100
فهرست جداول
عنوان صفحه
جدول 1-1 تحولات شاخصهاي باروري و خانوار در ايران (1390- 1355) ………………………………………………………… 4
جدول 4-1 ضريب آلفاي کرونباخ مقياسهاي پرسشنامه ……………………………………………………………………………………… 47
جدول 5-1-1 توزيع فراواني و درصدي سن پاسخگويان ……………………………………………………………………………………….. 55
جدول 5-1-2 توزيع فراواني و درصدي سن پاسخگويان در اولين ازدواج …………………………………………………………….. 55
جدول 5-1-3 توزيع فراواني و درصدي مدت زمان ازدواج پاسخگويان …………………………………………………………………. 56
جدول 5-1-4 توزيع فراواني و درصدي بعد خانوار پاسخگويان …………………………………………………………………………….. 57
جدول 5-1-5 توزيع فراواني و درصدي تعداد خواهر و برادر پاسخگويان ……………………………………………………………… 57
جدول 5-1-6 توزيع فراواني و درصدي وضعيت اشتغال پاسخگويان …………………………………………………………………….. 58
جدول 5-1-7 توزيع فراواني و درصدي درآمد ماهيانه خانواده پاسخگويان ………………………………………………………….. 59
جدول 5-1-8 توزيع فراواني و درصدي ميزان بهرهمندي پاسخگويان از تسهيلات ……………………………………………… 60
جدول 5-1-9 توزيع فراواني و درصدي تحصيلات پاسخگويان ……………………………………………………………………………… 61
جدول 5-1-10 توزيع فراواني و درصدي ميزان مطالعه پاسخگويان ……………………………………………………………………… 62
جدول 5-1-11 توزيع فراواني و درصدي طبقه اجتماعي پاسخگويان …………………………………………………………………… 62
جدول 5-1-12 توزيع فراواني و درصدي ميزان استفاده پاسخگويان از وسايل ارتباط جمعي ……………………………… 63
جدول 5-1-13 توزيع فراواني و درصدي ميزان آگاهي پاسخگويان از روشهاي جلوگيري از حاملگي ……………….. 64
جدول 5-1-14 توزيع فراواني و درصدي ترجيح جنسي از بين 3 فرزند در بين پاسخگويان ………………………………. 65
جدول 5-1-15 توزيع فراواني و درصدي ترجيح جنسي فرزند در بين پاسخگويان ……………………………………………… 65
جدول 5-1-16 آمارههاي توصيفي نمره مقياس ميزان گرايش مذهبي ……………………………………………………………….. 65
جدول 5-1-17 سطوح ميزان گرايش مذهبي زنان مورد مطالعه ………………………………………………………………………….. 66
جدول 5-1-18 آمارههاي توصيفي نمره مقياس نگرش نسبت به نقشهاي جنسيتي ………………………………………….. 66
عنوان صفحه
جدول 5-1-19 سطوح نگرش نسبت به نقشهاي جنسيتي …………………………………………………………………………………. 67
جدول 5-1-20 آمارههاي توصيفي نمره مقياس نگرش نسبت به فرزند ……………………………………………………………….. 68
جدول 5-1-21 سطوح نگرش نسبت به فرزند در بين زنان مورد مطالعه ……………………………………………………………… 69
جدول 5-1-22 آمارههاي توصيفي نمره مقياس هنجار ذهني تعداد مطلوب فرزند ……………………………………………… 69
جدول 5-1-23 توزيع فراواني و درصدي طبقههاي مختلف هنجار ذهني تعداد مطلوب فرزند …………………………… 70
جدول 5-1-24 آمارههاي توصيفي نمره مقياس کنترل درک شده بر روي داشتن فرزند ……………………………………. 71
جدول 5-1-25 سطوح کنترل درک شده زنان مورد مطالعه بر روي داشتن فرزند ……………………………………………… 71
جدول 5-1-26 توزيع فراواني و درصدي تعداد ايدهآل فرزند از نظر پاسخگويان …………………………………………………. 71
جدول 5-2-1 نتايج ضريب همبستگي سن پاسخگو و تعداد ايدهآل فرزند ………………………………………………………….. 72
جدول 5-2-2 نتايج ضريب همبستگي سن ازدواج پاسخگو و تعداد ايدهآل فرزند ……………………………………………….. 73
جدول 5-2-3 نتايج ضريب همبستگي مدت زمان ازدواج پاسخگو و تعداد ايدهآل فرزند …………………………………….. 73
جدول 5-2-4 نتايج ضريب همبستگي بعد خانوار و تعداد ايدهآل فرزند ………………………………………………………………. 73
جدول 5-2-5 نتايج ضريب همبستگي تعداد خواهر و برادر پاسخگو و تعداد ايدهآل فرزند …………………………………. 74
جدول 5-2-6 نتايج تحليل واريانس تعداد ايدهآل فرزند برحسب وضعيت اشتغال ………………………………………………. 74
جدول 5-2-7 نتايج تحليل واريانس تعداد ايدهآل فرزند برحسب ميزان درآمد ……………………………………………………. 75
جدول 5-2-8 نتايج ضريب ميزان بهرهمندي از تسهيلات و تعداد ايدهآل فرزند ………………………………………………….. 75
جدول 5-2-9 نتايج تحليل واريانس تعداد ايدهآل فرزند برحسب ميزان تحصيلات ……………………………………………… 76
جدول 5-2-10 نتايج تحليل واريانس تعداد ايدهآل فرزند برحسب ميزان مطالعه ……………………………………………….. 76
جدول 5-2-11 نتايج تحليل واريانس تعداد ايدهآل فرزند برحسب طبقه اجتماعي …………………………………………….. 77
جدول 5-2-12 نتايج ضريب همبستگي ميزان استفاده از وسايل ارتباط جمعي و تعداد ايدهآل فرزند ………………. 77
جدول 5-2-13 نتايج تحليل واريانس تعداد ايدهآل فرزند برحسب ميزان آگاهي از روشهاي جلوگيري از حاملگي …………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………… 78
جدول 5-2-14 نتايج تحليل واريانس تعداد ايدهآل فرزند برحسب ترجيح جنسي فرزند ……………………………………. 78
جدول 5-2-15 نتايج تحليل واريانس تعداد ايدهآل فرزند برحسب ميزان گرايش مذهبي ………………………………….. 78
جدول 5-2-16 نتايج تحليل واريانس تعداد ايدهآل فرزند برحسب نگرش نسبت به نقشهاي جنسيتي ……………. 79
جدول 5-2-17 نتايج ضريب همبستگي نگرش نسبت به فرزند و تعداد ايدهآل فرزند ………………………………………… 80
عنوان صفحه
جدول 5-2-18 نتايج ضريب همبستگي هنجار ذهني تعداد مطلوب فرزند و تعداد ايدهآل فرزند ……………………….. 80
جدول 5-2-19 نتايج ضريب همبستگي ميزان کنترل اقتصادي درک شده و تعداد ايدهآل فرزند ……………………… 81
جدول 5-2-20 نتايج رگرسيون گام به گام تعداد ايدهآل فرزند …………………………………………………………………………… 82
جدول 5-2-21 ضرايب رگرسيوني متغيرهاي تأثيرگذار بر شاخص هنجار ذهني تعداد مطلوب فرزند ……………….. 84
جدول 5-2-22 ضرايب رگرسيوني متغيرهاي تأثيرگذار بر شاخص ميزان کنترل درک شده براي داشتن فرزند …85
جدول 5-2-23 ميزان تأثير مستقيم، غير مستقيم و کل متغيرهاي مستقل بر متغير وابسته تعداد ايدهآل فرزند…87
جدول 6-1 نتايج آزمون فرضيههاي تحقيق …………………………………………………………………………………………………………… 95
فهرست نمودارها
عنوان صفحه
نمودار 3-1: مدل کلي تئوري رفتار برنامهريزي شده ……………………………………………………………………………………………. 40
نمودار 3-2: مدل مفهومي تحقيق ………………………………………………………………………………………………………………………….. 41
نمودار 3-3 مدل تجربي تحقيق ……………………………………………………………………………………………………………………………… 42
نمودار 5-1 تحليل مسير …………………………………………………………………………………………………………………………………………. 86
فصل اوّل
کليات

1-1- مقدمه

امروزه جغرافياي اقتصادي، اجتماعي و جمعيتي جهان تحولات شگرفي را تجربه ميکند. در اين ميان، تحولات جمعيتي در بين موضوعات انساني، فني و علمي به عنوان يک عامل مشترک اهميت بسزايي دارد. بسياري از متخصصان معتقدند که جمعيت و تحولات آن در طراحي برنامههاي توسعه، متغيري کليدي و مهم است. اثرات متغيرهاي جمعيتي بر ساير متغيرهاي اقتصادي و اجتماعي از جمله رشد اقتصادي، امنيت، محيط زيست و … اهميت توجه به اين گونه متغيرها را دو چندان ميکند. در بسياري از سياستگذاريها و برنامهريزيهاي توسعه، مهمترين متغيري که به عنوان مبناي محاسبات در نظر گرفته ميشود، جمعيت و دگرگونيهاي آن در گذشته، حال و آينده است (مشفق و همکاران، 1391).
جمعيت و ابعاد آن، نقطهي مرکزي هر نظام اجتماعي محسوب ميشود. تحولات جمعيتي، تقريباً تمام جنبههاي زندگي انسان و جهان پيرامون وي را تحت تأثير قرار ميدهد و اثرات متعددي بر خردهنظامهاي اجتماعي، اقتصادي، سياسي و محيطي وارد ميکند و منشأ تحولات چشمگيري در اين حوزهها ميشود. در مقابل، جمعيت نيز متأثر از تحولات نظام اجتماعي، سياستها و برنامههاي توسعه است. اين ارتباط تعاملي جمعيت و جامعه، در چارچوبي مفهومي- تحليلي تحت عنوان “جمعيت، توسعه و برنامهريزي” مطرح شده و گسترش يافته است (صادقي، 1388). اين چارچوب هر چند از موضوعات قديمي انديشه و دانش جمعيتشناسي محسوب ميشود، اما در دوران معاصر از پويايي خاصي برخوردار بوده و همواره بر اهميت علمي و کاربردي آن افزوده شده است (عباسي شوازي و حسيني چاوشي، 1390).
ايران همانند بسياري از کشورهاي دنيا بعد از جنگ جهاني دوم، مراحل انتقال جمعيتي را با کاهش اساسي و مستمر مرگ و مير آغاز کرد. در فاصلهي سالهاي 1330 تا 1360، ايران با رشد جمعيت بيسابقه و شتابان مواجه بود. به طوري که ميانگين رشد سالانهي جمعيت در اين چهار دهه، به رقمي حدود 3 درصد رسيد. رشد سالانهي 3 درصد سبب شد جمعيت ايران از رقمي کمتر از 19 ميليون نفر در سال 1335 به رقمي نزديک به 50 ميليون نفر در سال 1365 برسد و در سال 1390 به حدود 75 ميليون نفر افزايش يابد. پيشرفت بهداشت و گسترش آن و به تبع آن کاهش ميزانهاي مرگ و مير، به ويژه مرگ و مير نوزادان و اطفال، نقشي اساسي و تعيين کننده در شتاب رشد جمعيت ايران داشته است (مشفق و همکاران، 1391).
روند رشد جمعيت ايران از گذشته تا به حال نشان ميدهد که متوسط ميزان رشد سالانهي جمعيت در دههي 1345- 1335 برابر با 1/3 درصد در سال بوده است، ليکن در دههي پس از آن يعني در فاصلهي سالهاي 1355-1345 با کاهش روبرو شد و به ميزان رشد جمعيت 71/2 درصد در سال رسيد. در دههي 1365- 1355 به سبب تحولات سياسي- اجتماعي اين دهه، ميزان رشد جمعيت کشور به 9/3 درصد در سال افزايش يافت (مشفق و حسيني، 1391).
بدون شک، باروري يکي از مهمترين مؤلفههاي تحولات جمعيتي در هر کشور است و از اينرو، سياستهاي جمعيتي در دنيا به طور عمده حول محور کاهش يا افزايش باروري اعمال ميشود (عباسي شوازي و حسيني چاوشي، 1390).
پس از انجام سرشماري 1365 و وقوف به جمعيت 50 ميليوني کشور و از آن مهمتر وقوف به روند بيسابقهي رشد شتابان جمعيت، دولت و دستگاههاي برنامهريزي، لزوم اتخاذ سياستهايي در جهت تعديل ميزان رشد جمعيت از طريق تشويق و ترغيب برنامههاي تنظيم خانواده و کاهش سطح زاد و ولد را اجتنابناپذير دانستند؛ به طوري که از سال 1367، اين سياستها در متن اولين برنامهي توسعهي اقتصادي و اجتماعي بعد از انقلاب اسلامي قرار گرفت (اماني، 1380). خانواده‌ها و زوجين نيز به دليل آشنايي قبلي با برنامه‌هاي تنظيم خانواده، توجه به بهداشت و آموزش فرزندان و به طور كلي توسعهخواهي و توجه به كيفيت زندگي، از برنامه‌هاي تنظيم خانواده و تحديد مواليد استقبال كردند.
بدين ترتيب، برنامهريزي، مساعدت دولت، آمادگي و استقبال خانوادهها و زوجين در دههي 1370، سطح باروري را در ايران با سرعتي استثنايي که در سطح بينالمللي کمسابقه و شايد هم بيسابقه بود، کاهش داد (کلانتري و همکاران، 1385).
در دههي دوم انقلاب، موفقيتهاي چشمگير برنامهي تنظيم خانواده در کشور باعث کاهش نرخ مواليد و کنترل جمعيت شد. در اين دهه، نرخ رشد جمعيت از 9/3 درصد در دههي 1365- 1355 به 96/1 درصد در دههي 1375- 1365 کاهش يافت و در دههي 1385- 1375 به نرخ رشد 61/1 درصد رسيد (مشفق و حسيني، 1391).
کاهش باروري در همهي استانهاي کشور صورت گرفته و با وجود زمينههاي متفاوت اقتصادي- اجتماعي، شباهتهاي زيادي از نظر جمعيتشناختي در بين آنها مشاهده ميشود. هر چند هنوز سطح و الگوهاي متفاوتي از باروري در نقاط مختلف کشور وجود دارد، ولي روند مشابه کاهش باروري در شهر و روستا و در همهي استانها، بيانگر نوعي “همگرايي رفتارهاي باروري” در کشور است (عباسي شوازي، 1380).
به طور کلي، تغييرات و تحولات جمعيتي در ايران طي دهههاي گذشته بسيار چشمگير و قابل ملاحظه ميباشد. در مقياس بينالمللي نيز تحولات جمعيتي ايران از برجستگي زيادي برخوردار است و به عنوان يک نمونهي مثال زدني، مورد توجه جمعيتشناسان ميباشد. در واقع، تحولات سطح مواليد در ايران طي دهههاي اخير از جمله کمسابقهترين تجربههاي مربوط به انتقال سطح باروري در تاريخ جوامع بشري معرفي شده است (مک دونالد1، 2005). به طوري که ميزان باروري کل از حدود 7 فرزند براي هر زن در سال 1359 به 2/6 فرزند براي هر زن در سال 1364 و 38/4 فرزند در سال 1370 کاهش مييابد؛ اين ميزان باز هم در سال 1375 به 72/2 تنزل مييابد. بر مبناي دادههاي “بررسي ويژگيهاي بهداشتي- جمعيتي ايران” ميزان باروري کل در سال 1379 به حدود 1/2 کاهش يافته و بسياري از نقاط شهري نيز باروري پايينتر از حد جانشيني را تجربه نمودهاند (عباسي شوازي و همکاران، 2004).
نکتهي جالب توجه در انتقال سطح باروري ايران اين است که روند نسبتاً تدريجي کاهش ميزانهاي باروري طي سالهاي 1335 تا 1365 بسيار بطئي و کند است. به عبارت ديگر، کاهش اساسي نرخ زاد و ولد در ايران عمدتاً مربوط به دو دههي اخير ميباشد، به طوري که سطح باروري از حدود شش فرزند براي هر زن در سال 1365 به طور شگفتانگيزي به تقريباً دو فرزند براي هر زن در سال 1380 تنزل يافته است. اين بدان معناست که چنين تحول چشمگيري در انتقال باروري ايران در يک دورهي زماني نسبتاً کوتاه به وقوع پيوسته است (فروتن، 1388). چنين تحول جمعيتي عميق و شتاباني ميتواند به عنوان يک نمونهي تجربي براي اين ايده باشد که اگر چه تغيير در جوامع سنتي معمولاً به کندي صورت ميپذيرد وليکن وقتي چنين تغييري شروع شد به صورت يک حرکت طوفانآسا و نيروي قدرتمند غير قابل کنترل عمل خواهد کرد (ويکس2، 1994).
سطح باروري در بسياري از کشورهاي صنعتي و پيشرفتهي غربي و آسيايي در چند دههي اخير، در سطح پايين (زير سطح جايگزين) باقي مانده است و ساختار جمعيت آنها بهطور فزاينده در حال سالخورده شدن ميباشد (سازمان ملل3، 2011). جمعيت ايران نيز، اگرچه تاکنون مانند کشورهاي صنعتي بهطور جدي درگير پديدهي سالخوردگي جمعيت نشده است، اما کمابيش مانند کشورهاي پيشرفته در حال تجربهي باروري سطح پايين است (عرفاني، 1392).
تجزيه و تحليلهاي جمعيتشناختي نشان ميدهد که کشور ايران پس از تجربهي کاهش باروري، وارد مرحلهي جديدي از تغييرات جمعيتي شده است. مشخصهي اصلي اين دورهي جديد تحولات جمعيتي نه تنها افزايش جمعيت نيست، بلکه کاهش مداوم و مستمر باروري کمتر از حد جانشيني در درجهي اول و سپس منفي شدن رشد سالانهي جمعيت است که به مسائل مهم جمعيتي تبديل خواهند شد. اين باروري زير سطح جانشيني اگر در طول زمان مداوم و پايدار باشد موجب بروز برخي چالشهاي عمده براي کشور خواهد شد (مشفق و حسيني، 1391).
جدول 1-1 تحولات شاخص‌هاي باروري و خانوار در ايران را بين سال‌هاي 1390- 1355 نشان مي‌دهد. براساس يافته‌هاي جدول، ميزان خام مواليد از 8/41 در سال 1355 به 4/18 در سال 1390 كاهش يافته است. ميزان باروري كل از 08/6 در سال 1355 به 7/1 در سال 1390 رسيده است. اندازهي خانوارها از پنج در سال 1355 به 5/3 در سال 1390 كاهش يافته است. همچنان‌كه يافته‌ها نشان مي‌دهد، طي 35 سال گذشته شاهد كاهش ميزان باروري و كوچك شدن اندازهي خانواده‌ها هستيم.
جدول 1-1 تحولات شاخصهاي باروري و خانوار در ايران (1390-1355)
سال ميزان خام مواليد ميزان باروري کل بعد خانوار 1355 8/41 08/6 0/5 1365 3/43 23/6 1/5 1375 6/22 52/2 8/4 1385 8/17 8/1 0/4 1390 4/18 7/1 5/3 منبع: (حسيني، 1381؛ عباسي شوازي، 1379؛ مرکز آمار ايران، سرشماري عمومي نفوس و مسکن سال 1390-1335)

استمرار باروري پايين براي هيچ جمعيتي مطلوب نيست. با توجه به پيامدهاي استمرار باروري زير سطح جايگزيني، اتخاذ برنامههايي براي جلوگيري از استمرار کاهش باروري و افزايش آن، دستکم تا سطح جايگزيني، ضروري مينمايد. هرگونه سياستگذاري در راستاي افزايش و يا جلوگيري از کاهش بيشتر باروري، مستلزم آگاهي و شناخت عوامل، شرايط و زمينههاي باروري پايين است. شواهد نشان ميدهد که در بستر تحولات بسياري که جامعهي ايران طي دهههاي گذشته به ويژه بعد از انقلاب اسلامي و جنگ تحميلي تجربه کرده است، برخي از الگوهاي تاريخي حاکم بر خانواده و به تبع آن نگرشها، رفتار و ايدهآلهاي باروري دستخوش تغيير شده است.
براساس مطالعههاي صورتگرفته، تغيير در ايستارهاي مربوط به زندگي خانوادگي نقش تعيينکننده در روندهاي جمعيتشناختي داشته است (عباسي شوازي و عسکري ندوشن، 1384). بنابراين بررسي ايدهآلهاي باروري يکي از موضوعاتي است که براي شناخت عوامل مؤثر بر کاهش مستمر باروري در ايران اهميت دارد.
1-2- بيان مسأله
انتشار نتايج اوليهي سرشماري 1390 کل کشور، که نرخ رشد جمعيت ايران را 3/1 محاسبه کرده است، موجب اظهارنظرها و ابراز نگرانيهايي دربارهي آيندهي جمعيت کشور شد (سروش و بحراني، 1392). رشد جمعيت، حاصل سه عامل مهم جمعيت‌شناختي است که تحت عنوان حرکات جمعيتي بررسي ميشوند: باروري4، مرگ و مير5 و مهاجرت6 (شهبازي، 1377). امروزه با توجه به موفقيتهاي جامعهي بشري در زمينهي کنترل قابل ملاحظهي عوامل مرگ و مير و هم چنين سياستهاي جمعيتي در خصوص کنترل و نظارت بر فرآيند مهاجرت، تغييرات جمعيتي بيشتر تحت تأثير سطح باروري است (فروتن، 1388). طي سه دهه‌ي گذشته، باروري در ايران به طرز چشمگيري کاهش پيدا کرد. اين وضعيت سبب شد تا ايران طي سالهاي 2006-2003 به جرگه‌ي کشورهايي بپيوندد که داراي باروري در سطح يا زير سطح جايگزيني بودند ‌(اداره‌ي مدارک جمعيت7، 2006). ميزان باروري در ايران از 7 فرزند براي هر زن در سال 1357 به 85/1 فرزند براي هر زن در سال 1385 کاهش يافت. اين بزرگ‌ترين و سريع‌ترين کاهش ميزان باروري است که تا به حال در جهان به ثبت رسيده است ‌‌(عباسي شوازي و همکاران، 2009).
هر چند تحولات باروري تا اندازهاي تحت تأثير شرايط سياسي- اجتماعي قبل و بعد از انقلاب بوده است، اما شواهد نشان ميدهد که تحولات باروري از تغيير سياستهاي جمعيتي مستقل بوده است (عباسي شوازي و عليمندگاري، 1389). دلايل متعددي براي تبيين انتقال باروري ايران بيان شده است: کاهش مرگ و مير کودکان، افزايش شهرنشيني، توسعه و بهبود نظام شبکهي بهداشتي- درماني، توسعهي روستاها، استقرار مجدد برنامههاي تنظيم خانواده در سال 1369، افزايش سواد و تحصيلات به ويژه سواد دختران، کاهش تعداد فرزندان دلخواه و در نهايت بهبود موقعيت و پايگاه نسبي زنان از اين موارد هستند (عباسي شوازي، 2000؛ عباسي شوازي، 2002؛ آقاجانيان، 1992؛ ميرزايي، 2005؛ آقاجانيان و مهريار، 1999).
فرايند گذار باروري8 در ايران، متناسب با تحولاتي بوده است که در ابعاد مختلف اقتصادي و اجتماعي و نيز برخي از ابعاد سنتي خانواده به وقوع پيوسته و به تغييراتي در ايستارهاي مرتبط با ازدواج و فرزندآوري و در نهايت رفتار و ايده‌آل‌هاي باروري منجر شده است ‌(حسيني و عباسي شوازي، 1388). کاهش تمايلات باروري و تغيير در رفتار و ايده‌آل‌هاي باروري زنان، علاوه بر تأثير قاطعي که بر ميزان رشد جمعيت دارد بر ترکيب و ساختار جمعيت نيز تأثير خواهد داشت. کاهش مستمر زاد و ولد و انتقال از باروري طبيعي به باروري کنترل شده، به تدريج ساختار سني جمعيت را از وضعيت جواني، خارج و به طرف سالخوردگي سوق مي‌دهد ‌(زنجاني، 1383). با اين وصف به نظر مي‌رسد مشکل کنوني کشور، نه کاهش رشد جمعيت، بلکه دغدغه‌ي مهم، تغيير در ايده‌آل‌ها، تمايلات و رفتار باروري زنان است. با توجه به تغييرات باروري در طول سه دهه‌ي گذشته در ايران، لازم است عواملي که رفتار، ايده‌آل‌ها و تمايلات زنان را براي داشتن فرزند تحت تأثير قرار مي‌دهد، شناسايي و آنها را مبناي سياستگذاري جمعيتي قرار داد (حسيني و بگي، 1391). هر پدر و مادري داراي باورها و ايده‌آل‌هايي درباره‌ي بعد خانواده و حتي شمار فرزندان دختر يا پسري است که مي‌خواهند داشته باشند. با توجه به اينکه اندازه‌ي ايده‌آل و مورد دلخواه خانواده نزد زوجين تأثيري تعيين کننده بر باروري خواهد داشت، در مطالعه‌ي حاضر در پي آن هستيم تا ايده‌آل‌هاي باروري و عوامل مؤثر بر آن را در بين زنان 49-15 ساله‌ي شهرستان مهر مورد بررسي قرار دهيم.

1-3- اهميت و ضرورت

جمعيت يکي از ارکان مهم قدرت کشورها به حساب مي‌آيد که در صورت به فعليت درآمدن و همراه شدن با شاخص‌هاي مطلوب اقتصادي، فرهنگي، اجتماعي، سياسي و …مي‌تواند منجر به رشد و شکوفايي هر جامعه‌اي شود. در طول چند دههي گذشته بسياري از کشورها با ازدياد جمعيت و برخي با کاهش جمعيت روبرو بوده‌اند که در هر دو حالت چالش‌هايي گريبانگير آنها شده است. ايران نيز از اين قاعده مستثنا نبوده و درحالي‌ که در سال‌هاي نه‌چندان دور خانواده‌هاي 6 نفره و بالاتر، بيشترين جامعهي آماري را تشکيل مي‌دادند، هم‌اکنون اين وضعيت در آخرين سرشماري به خانواده‌هاي 3 نفره تبديل شده است.
نرخ جايگزيني جمعيت 1/2 تعيين شده است؛ يعني اگر به ازاي هر زن در يک کشور 1/2 فرزندآوري اتفاق بيفتد، ‌جمعيت افزايش پيدا نمي‌کند و کاهش نيز نخواهد داشت. به اين ترتيب کل جمعيت توان ترميم و بازتوليد خود را پيدا مي‌کند که از نظر جمعيت‌شناسان وضعيت ايده‌آل باروري در هر جامعه است.

سطح باروري در ايران طي يک دههي گذشته زير سطح جايگزين باقي مانده است. بهطوري که در حال حاضر ميزان باروري کل در 22 استان از 30 استان ايران، کمتر از دو فرزند است و اين ميزان در دو استان مازندران و گيلان به کمتر از 5/1 فرزند رسيده است (مرکز آمار ايران، 1387؛ عرفاني و مک کويلان9، 2008 a). نتايج آخرين سرشماري جمعيت کشور نيز حاکي از اين است که ميانگين تعداد فرزندان کنوني خانوارها در نه استان از سي و يک استان کشور، کمتر از 5/1 فرزند، در شانزده استان بين 5/1 تا 9/1 فرزند و تنها در شش استان، ميانگين تعداد فرزندان کنوني خانوارها دو و يا بيشتر از دو فرزند است (مرکز آمار ايران، 1391). به موازات اين روند کاهندهي باروري، نسبت خانواده‌هاي تک ‌فرزند و بدون فرزند افزايش يافته، سن ازدواج بالا رفته و جمعيت رفته رفته رو به سالخورده شدن است. به منظور بررسي روندهاي آينده‌ي باروري و کسب بينش بيشتر درمورد تعيينکننده‌هاي رفتار باروري، ارزيابي توانايي افراد براي واقعيت بخشيدن به نيات باروري و آزمون عوامل مؤثر بر توانايي افراد براي برآورده کردن نيات آن‌ها، هم چنين بازنگري، تدوين و اجراي موفق يک سياست جمعيتي براي افزايش سطح باروري در کشورهايي که باروري پاييني دارند مانند ايران، توجه محققان و سياستگذاران به سمت شناخت نيات و ترجيحات باروري و تعداد مطلوب فرزندان و شکاف ميان تعداد ايده‌آل و تعداد واقعي فرزندان جلب شده است (عرفاني، 1392؛ رازقي نصرآباد، 1392).
برآورده نشدن ايده‌آل‌هاي باروري اساساً نقش مهمي در باروري ايفا مي‌کند. مطالعات پيشين نشان داده که زماني که باروري بالا است، تعداد فرزندان مطلوب کمتر از تعداد واقعي است و برعکس زماني که باروري به زير سطح جايگزيني مي‌رسد، تعداد واقعي کمتر از تعداد ايده‌آل است (رازقي نصرآباد، 1392). با توجه به اينکه روند کاهش باروري در ايران در طول دو دههي اخير با تغييراتي در ايدهآلهاي باروري همزمان شده است، بنابراين بررسي ايدهآلهاي باروري يکي از موضوعاتي است که براي شناخت عوامل مؤثر بر کاهش مستمر باروري در ايران اهميت دارد. از اينرو مطالعهي حاضر ايدهآلهاي باروري و عوامل مؤثر بر آن را در شهرستان مهر مورد توجه قرار ميدهد.

1-4- اهداف تحقيق
اهداف اين تحقيق به شرح زير ميباشد:
1-4-1- هدف کلي
بررسي ايده‌آل‌هاي باروري در بين زنان 49-15 ساله‌ي شهرستان مهر براساس مدل نظري رفتار برنامهريزي شده.
1-4-2- اهداف جزئي
شناسايي رابطهي بين ويژگيهاي جمعيتشناختي (سن، سن ازدواج، مدت زمان ازدواج و …) و ايدهآلهاي باروري؛
شناسايي رابطهي بين ويژگيهاي اقتصادي (وضعيت اشتغال، درآمد و …) و ايدهآلهاي باروري؛
تبيين رابطهي عوامل اجتماعي- فرهنگي مانند باورها، هنجارها، ميزان گرايش مذهبي، ترجيح جنسي فرزند و … بر ايدهآل‌هاي باروري.

فصل دوّم

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

پيشينه تحقيق

هيچ تحقيقي در خلأ صورت نميگيرد. هر پژوهش در تداوم پژوهشهاي پيشين به انجام ميرسد؛ هم از دوبارهکاريها در آن اجتناب ميشود و هم از دادههاي پيشين برخوردار ميگردد. ارتقاي دانش نيز به همين تداوم وابسته است. هر پژوهش بايد متکي به دستاوردهاي پيشين باشد. در حالي که خود هم سخني تازه دارد و هم روشهاي دقيقتر در شناخت پديده به کار ميگيرد (ساروخاني، 1385).

2- 1- تحقيقات داخلي
مباشري و همکاران (1392) در مطالعهي خود که با هدف تعيين عوامل تأثيرگذار متعدد بر الگوي باروري در خانوادههاي تک فرزند و بدون فرزند در شهرستان شهرکرد انجام دادهاند، به اين نتيجه رسيدند که سه عامل افزايش هزينهها و فشار اقتصادي، عدم وجود حمايتها و تسهيلات رفاهي از جانب دولت براي فرزندآوري و نگرش غلطي که “داشتن فرزند بيشتر نشانهي فرهنگ اجتماعي ضعيفتر است”، از مهمترين عوامل تأثيرگذار بر فرزندآوري ميباشند که توصيه ميشود در سياستگذاريهاي جمعيتي لحاظ گردند. در اين پژوهش توصيفي- مقطعي 180 خانم متأهل به صورت تصادفي ساده از مراکز بهداشتي درماني وارد مطالعه شدهاند. معيار ورود، خانمهاي متأهلي بودهاند که حداقل 2 سال از ازدواجشان گذشته، فاقد فرزند بوده و همچنين زوجهايي که فقط يک فرزند بالاي 4 سال داشتهاند.
سروش و بحراني (1392) در تحقيقي تحت عنوان “رابطهي دينداري، نگرش به نقشهاي جنسيتي و نگرش به فرزند، با تعداد واقعي و ايدهآل فرزند” به بررسي اين سؤال پرداخته‌اند که عوامل فرهنگي از جمله سطح دينداري در کاهش نرخ باروري تا چه حد مؤثر است و تعداد ايده‌آل فرزند از نظر زنان متأهل چقدر است و دينداري چه ارتباطي با نگرش به فرزند و نگرشهاي جنسيتي زنان متأهل دارد. در اين مطالعه 377 زن متأهل ساکن شهر شيراز مورد بررسي قرار گرفتند. نتايج تحقيق نشان مي‌دهد که گرچه دينداري رابطه‌ي معناداري با تعداد واقعي فرزندان دارد، درباره‌ي تعداد ايده‌آل فرزند توافق چشمگيري بين زنان متأهل وجود دارد و اين امر ارتباطي با ميزان دينداري آن‌ها نداشته است. نگرش به نقش‌هاي جنسيتي رابطه‌ي معناداري با تعداد ايده‌آل فرزند داشته است که اين رابطه با کنترل متغيرهاي زمينه‌اي هم، معنادار باقي مي‌ماند. نتايج تحليل‌هاي چند متغيره نشان مي‌دهد دينداري سهم ناچيزي در تعيين تعداد فرزند داشته و فقط 4/1 درصد از واريانس را تبيين مي‌کند و نکته‌ي درخور توجه آن که تحصيلات به تنهايي تعيينکننده‌ي 40 درصد از واريانس تعداد فرزندان است. نتايج اين تحقيق نشان مي‌دهد که کاهش نرخ رشد جمعيت از عوامل فرهنگي نظير فرايند جهاني شدن و چرخش ارزشهاي جمعگرايانه به فردگرايانه تأثير پذيرفته است.
رازقي نصرآباد (1392) مطالعه‌اي تحت عنوان “شمار فرزندان ايده‌آل و واقعي و شكاف ميان آن‌ها در سه استان منتخب سمنان، كهگيلويه و بوير احمد و هرمزگان” انجام داده است. در اين تحقيق شكاف ميان تعداد فرزندان زنده به دنيا آمده، تعداد فرزندان ايده‌آل و شناخت عوامل مؤثر بر آن بررسي شده است. نمونه‌ي مورد مطالعه در اين پژوهش شامل 1149 زن 44-35 سالهي ازدواج کرده‌ي ساکن در سه استان سمنان، کهگيلويه و بوير احمد و هرمزگان ميباشد. متغير شكاف با سه مقولهي كم برآورده، بيش برآورده و برآورده شده، تعريف شده است. نتايج پژوهش نشان مي‌دهد که در حال حاضر در اين سه استان مورد بررسي، بين باروري ايده‌آل و باروري واقعي فاصله وجود دارد. دلايل اصلي اين شکاف، تغيير اولويت‌هاي زندگي، استفاده از ساير فرصت‌ها، بالا بودن هزينه‌ي زندگي، نداشتن وقت کافي و باروري ناخواسته مي‌باشد.
در پژوهش مشفق و حسيني (1391) با موضوع آيندهشناسي جمعيت ايران، به بررسي تغييرات آيندهي تعداد و رشد سالانهي جمعيت، ترکيب سني و جنسي، شمار و درصد جمعيت در سن کار، تعداد و درصد جمعيت سالمند ايران پرداخته شده است. براي بررسي الگوهاي تغييرات احتمالي کشور از پيشبينيهاي سازمان ملل در سناريوهاي مختلف و نيز سناريوي تعديلشدهي نويسندگان مقاله در دورهي (1420-1390) استفاده شده است. نتايج به دست آمده نشان ميدهد باروري زير سطح جانشيني (کمتر از 1/2 فرزند زنده براي هر مادر) در ايران تداوم خواهد داشت که اين خود لزوم برنامهريزي آيندهنگرانه را براي مديريت سالمندي در کشور روشن ميسازد. بهبود و استحکام بنيان خانواده و ترويج ارزشهاي ديني و اسلامي که بيشتر خانواده محور هستند، به ارتقاي سطح باروري و ترميم هرم سني جمعيت کمک خواهد کرد.
محموديان و رضايي (1391) در تحقيقي با عنوان “زنان و کنش کمفرزندآوري، مطالعه‌ي موردي زنان کرد” کم‌فرزندآوري را در ميان زنان کرد شهر سقز بررسي کرده‌اند. مطالعهي حاضر با رويکردي کيفي و به وسيلهي مصاحبههاي عميق با 35 زن کرد اين شهر انجام گرفته است. نتايج نشان ميدهد که مديريت بدن، حفاظت عاطفي و رواني از خود، توانمندي اجتماعي و توليدمثل بازانديشانه، درنهايت به مقوله‌ي “حمايت از خود” تبديل شده که تم بنيادين جاري در درون يافته‌هاي پژوهش است. زنان به دليل حمايت از خودشان به عنوان يک زن، سعي دارند تعداد فرزندانشان را کاهش دهند، زيرا توليد مثل تنها عرصه‌اي است که زنان مي‌توانند با اقتدار در آن تصميم‌گيري کنند، بنابراين از توانمندي خود در اين زمينه استفاده مي‌کنند.
حسيني و بگي (1391) پژوهشي تحت عنوان “استقلال زنان و کنشهاي باروري در ميان زنان کرد شهر مهاباد” انجام دادهاند. هدف اصلي اين پژوهش، بررسي تأثير شاخص‌هاي مختلف استقلال زنان بر تمايلات، رفتار و ايده‌آل‌هاي باروري زنان کرد شهر مهاباد است. آن‌ها در اين بررسي با استفاده از پيمايشي بر روي 700 خانوار، داده هاي خود را جمع‌آوري کرده‌اند. نتايج نشان مي‌دهد که زنان مورد بررسي از استقلال نسبي در همه‌ي شاخصهاي مرتبط با استقلال زنان برخوردارند. براساس اين بررسي، کمي بيش از 61 درصد زنان اظهار داشتهاند که تمايل ندارند فرزند ديگري داشته باشند. در ميان آن‌هايي که تمايل به ادامه‌ي فرزندآوري دارند، نزديک به 70 درصد شمار فرزندان ايده‌آل براي يک خانواده را دو فرزند مي دانند. نتايج تحليل طبقهبندي چندگانه نشان داد که ايده‌آل‌ها و تمايلات فرزندآوري زنان به ترتيب از شاخص‌هاي مستقيم و غيرمستقيم استقلال زنان تأثير ميپذيرند. علاوه بر اين، اگر چه رفتار باروري زنان از شاخص‌هاي سهگانه‌ي استقلال تأثير مي‌پذيرد، ولي استفاده از وسايل پيشگيري از بارداري در کنار ساير متغيرها، نقش تعيين کننده‌اي در تبيين رفتار باروري زنان دارد. با توجه به نتايج اين تحقيق، انتظار نميرود سياست‌هاي جمعيتي در راستاي تشويق مواليد منجر به افزايش باروري در همه‌ي لايه‌هاي اجتماعي شود.
حسيني و بگي (1391) مطالعهاي تحت عنوان ” فرهنگ و فرزندآوري: بررسي تمايلات باروري زنان کرد شهر مهاباد”، با هدف بررسي تمايلات فرزندآوري زنان کرد داراي همسر ساکن در شهر مهاباد انجام دادهاند. دادهها با استفاده از پيمايش صورت گرفته در ميان 700 خانوار نمونهي شهر مهاباد در فروردينماه 1391 گردآوري شده است. نتايج نشان مي‌دهد که 61/4 درصد زنان قصد بر توقف فرزندآوري دارند. بررسي تمايلات فرزندآوري زنان بر حسب شمار فرزندان در حال حاضر زنده‌ي آن‌ها گوياي آن است که 39/3 درصد زنان بدون فرزند يا داراي يک فرزند، 77/7 درصد زنان داراي دو تا سه فرزند و 86 درصد زنان داراي بيش از سه فرزند، تمايل ندارند که فرزند ديگري داشته باشند. تحليل‌هاي دو متغيره نشان داد که تفاوت معني‌داري بر حسب تمايلات فرزندآوري در ميان زنان با ويژگي‌هاي اقتصادي ـ اجتماعي، جمعيتي و فرهنگي متفاوت وجود دارد. نتايج تحليل چند متغيره حاکي از اين واقعيت است که مشخصه‌هاي فرهنگي به تنهايي نمي‌توانند نقش تعيين‌کننده‌اي در پيش‌بيني احتمال عدم تمايل به فرزندآوري داشته باشند. در واقع، ‌ترکيبي از مشخصه‌هاي فرهنگي، اقتصادي ـ اجتماعي و جمعيتي تبيين بهتري از تمايلات فرزندآوري زنان بدست مي‌دهد. بر اساس اين يافته‌ها بايد گفت که در سياست‌گذاري‌هاي جمعيتي جديد، سياست‌هاي تشويقي براي افزايش مواليد عمدتاً بايستي معطوف و متمرکز بر زنان ازدواج‌کرده‌ي بي‌فرزند يا داراي يک فرزند باشد.
عباسي شوازي و همکاران (1389) در مقالهاي با عنوان “برنامهي تنظيم خانواده و کاهش باروري در مناطق روستايي ايران: تأثير خانههاي بهداشت روستايي” با استفاده از دادههاي باروري خانههاي بهداشت روستايي در ايران از سال 1989 که برنامهي تنظيم خانواده اجرا شد، تا سال 2005، به بررسي عوامل مؤثر بر کاهش باروري زنان روستايي و هم چنين موفقيت برنامهي تنظيم خانواده در روستاها پرداختند. آنها در اين پژوهش متوجه شدند که برنامهي تنظيم خانواده تأثير چنداني بر کاهش باروري زنان روستايي در ايران نداشته است اما فرستادن دختران به مدرسه و اهميت دادن به تحصيلات آنها توسط والدين، تأثير چشمگيري در کاهش مواليد و افزايش ميانگين سن ازدواج دختران در روستاهاي ايران داشته است.
در بررسي موسايي و همکاران (1389) در خصوص نرخ باروري و ميزان مشارکت زنان در نيروي کار در کشورهاي خاورميانه و آفريقاي شمالي، نتايج نشان ميدهد که افزايش در نرخهاي باروري ميتواند موجب کم شدن نيروي کار زنان و در نتيجه کاهش مشارکت آنها در نيروي کار شود. از سوي ديگر، با افزايش اشتغال زنان و حضور بيشتر آنان در عرصههاي اقتصادي، نرخهاي باروري نيز کاهش خواهد يافت.


پاسخ دهید