منابع
1-1-مقدمه
اهميت مطالعاتي که در باره فرهنگ و تمدن جوامع مهم بشري که تاثير بسزايي در شکل گيري و تکامل زندگي بشر داشته‌اند بر کسي پوشيده نيست، از آن‌جايي که سرزمين ايران همچنان در طول حيات خود يکي از اين جوامع مهم بوده ليکن بايد مطالعاتي سزاوار خود براي هرچه بيشتر روشن تر شدن زواياي تاريخ و فرهنگ وتمدن و نيز تاثيرات آن بر ساير سرزمينها انجام شود. هرچند که مطالعات بسياري تا کنون انجام گرفته اما کافي نيست و موارد بسياري در زمينه هاي مختلف براي محققين وجود دارد که هنوز جاي انديشيدن دارند. در اين متن که براي روشن تر کردن يکي از موضوعات فرهنگي مربوط به يکي از ادوار تاريخي ايران که به نام ايلام خوانده مي شود انجام گرفته، تاريخ ايلام به چهار بخش تقسيم مي شود: آغاز ايلامي 3200 تا 2700 قبل از ميلاد، ايلام قديم 2500 تا 1600 قبل از ميلاد، ايلام ميانه 1500 تا 1100 قبل از ميلاد، ايلام جديد 830 تا 550 قبل از ميلاد. اين تحقيق درباره آثار موسيقي و نوازندگان آن روزگار است وسعي شده تا حد ممکن به روشن شدن اين حوزه فرهنگي و تاثيرات آن بر تاريخ حيات موسيقي ايران توجه شود. موسيقي ايراني جزء معتبرترين(از حيث انساني و اخلاقي بودن آن) موسيقي هايي هست که بشر به آن مفتخر ميباشد. موسيقي هر قومي متناسب با روحيات و شرايط فکري و زندگي آن قوم چه از نظر سياسي چه از نظر مذهبي-عقيده اي و…شکل ميگيرد، در موسيقي دوره ايلام ما شاهديم که گاهي موسيقي در کنار مراسمات مذهبي يا در کنار سنن آييني قرار دارد يا در جاي ديگر تحت نظر يا نفوذ پادشاه يا حاکم و براي آنها نواخته مي شود که سازهايي از گروه خانواده هاي زهي، کوبه اي ، بادي و ضخمه اي در اين صحنه ها مشاهده مي شود که هرکدام از اين سازها را مي توان از نظر شکل و صنعت ساخت پيشينه سازهاي امروزي دانست، نوازنده هاي مرد و زن در حالت هاي مختلف و به صورت پوشيده و يا برهنه مي باشند که در جاهايي که برهنه هستند و يا پوشيده مي باشند در خور تامل است و بايد به آن پرداخت، از آن‌جايي که تاريخ پادشاهي ايلام يک دوره سه هزار ساله ميباشد پرداختن به تمام دوره با دقت لازم صرف زمان و مطالعات بسيار مي باشد، لذا در اين تحقيق در خصوص مطالعاتي که صورت گرفته سعي شده به مهم‌ترين بخشها و موضوعات مربوط پرداخته شود.
1-2-پيشگفتار
هنر ايران زمين همواره مورد توجه جهانيان بوده، در اين ميان آثار بر جاي مانده از دوران‌هاي مختلف ايران بسيار با اهميت بوده و موضوع مطالعات پژوهشگران داخلي و خارجي قرار گرفته است در ميان علوم مختلف باستان شناسي کمک زيادي در شناخت اثار برجاي مانده از دوران‌هاي تاريخي و پيش از تاريخي نموده است در اينجا بايد ذکر شود که بسياري از منابع مورد مطالعه قرار گرفته براي اين تحقيق از کتبي گرفته شده که بدست باستان شناسان نوشته شده است، دوره ايلام در ميان محققين خارجي بيشتر از طرف محققين فرانسوي و آلماني و انگليسي مورد مطالعه قرار گرفته است.در اين تحقيق که موسيقي باستان مد نظر است بايد از منابعي استفاده شود که هم از نظر موسيقي و هم از نظر باستان شناسي داراي اهميت باشد، اما ازآن‌جايي که مطالعات بر روي اين مباحث از طرف گروهي که آنها را باستان موسيقي شناسان لقب داده اند صورت مي گيرد و در کشور ما اينگونه افراد در اين حوزه شناخته شده نيستند مجبور به استفاده از تمام منابع بدون در نظر گرفتن اين مقوله شدم و مطالب مربوط به دوره ايلام را از ميان هم مکتوبات باستان شناسي و هم مکتوبات موسيقي شناسان بدست آورد، البته در ميان اين منابع گروه کمي نيز وجود دارند که از طرف افرادي نوشته شده اند که هم نسبت به باستان شناسي و هم نسبت به موسيقي اطلاعات درخوري داشته‌اند.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

1-3-اهداف و روش کار
يکي از مهم‌ترين دوران‌هاي تاريخي ايران که داراي اهميت بسيار مي باشد دوران تمدن ايلام است، در آثار و اشياء اين دوره شاهد مفاهيم و ارزش‌هاي فرهنگي يک قوم هستيم که در طول حيات خود به آن دست يافته و از خود به جاي گذاشته‌اند. از آن‌جايي که آثار هنري هر سرزميني جزء با ارزش‌ترين ميراث آن سرزمين مي باشند لذا اين پژوهش با در نظر گرفتن يکي از اين موارد فرهنگي در دوره ايلام که صنعت و هنر موسيقي در آثار بجاي مانده از آن تمدن است را ضمن بررسي و مطالعه بر آثار و موضوعات مربوط ، در صدد روشن کردن گوشه‌اي از ميراثي است که از گذشتگان بدست ما رسيده است و بر اصالت و پيشينه اين هنر کهن که هنوز داراي حيات ميباشد ارج و اهميت مي نهد.
اهداف مورد مطالعه در اين رساله:
– مشخص کردن قدمت آلات موسيقي از ايران معاصر تا دوره ايلام
– تاکيد بر اصالت سازهاي ايراني با استفاده از شواهد و مدارک بجاي مانده تا دوره ايلام
– مطالعه آثار بجا مانده از نوازندگان، ادوات و آلات موسيقي ايران در دوره ايلام
1-4-پرسش‌هاي تحقيق
– اهميت موضوعات بر جاي مانده درباره موسيقي ايلام در چيست؟
– شباهت‌هاي آلات موسيقي ايلام با آلات موسيقي عصر حاضر کدامند؟
– از موسيقي در دوره ايلام چه استفاده‌هايي مي‌شده است؟
1-5-فرضيه ها/پيش فرض ها
– موضوعات بر جاي مانده درباره موسيقي تمدن ايلام ما را با جايگاه موسيقي، روش انجام آن، نوازندگان و سازهاي مورد استفاده آنها آشنا مي سازد.
– از شباهتهاي ادوات موسيقي عصر حاضر با دوره ايلام علاوه بر شکل ساختار(اندازه، سيم ها و..) نوع و فرم نواختن و ترکيب قرار گيري سازها در کنار هم مي باشد.
– استفاده از موسيقي در فرهنگ ايلام بيشتر تحت تاثير عقايد حاکم بوده است(موضوعات درباري، مذهبي و…)
1-6- پيشينه مطالعات انجام شده
مطالعاتي که تا کنون مستقيما درباره موسيقي دوره سه هزار ساله ايلام انجام گرفته است بسيارمحدود بوده، از اين مطالعات تعدادي بصورت مقاله و تنها يک مورد بصورت پايان نامه بوده که نسبت به موضوعات ديگر تاريخي (ايلامي) اين مطالعات بسيار ناچيز است، از اين مطالعات بخشي توسط دانشجويان گروه موسيقي(البته نه بصورت اختصاصي نسبت به اين دوره) انجام گرفته که از لحاظ نوع نگاه به موضوع و طرح سوال و حتي استفاده از منابع مطالعاتي، با دانشجويان باستان شناسي متفاوت مي باشد. مهم‌ترين پايان نامه‌هايي که بصورت مستقيم مربوط به دوره ايلام مي باشند عبارتند از: 1- مذهب ايلام با نگرشي بر مهر هاي استوانه اي، زهره جوزي، دانشگاه تربيت مدرس، 1372، در اين تحقيق نگارنده درصدد بررسي مذهب ايلام با نگرشي بر مهرهاي استوانه اي برآمده که در اين پژوهش 55 مهر استوانه اي از ايلام که در آنها اطلاعاتي از مذهب ايلام وجود دارد را مورد مطالع قرار داده است. 2- بررسي نشانه هاي تمدني نقوش حيواني بر روي مهرهاي استوانه اي ايلام، رضا مهرآفرين، دانشگاه تربيت مدرس، 1375، در اين تحقيق طبق گفته نگارنده از بين صدها مهر و اثر مهر استوانه اي حدود 210 اثر بمنظور مطالعه و بررسي انتخاب و سپس بر اساس نوع نقوش و موجودات مختلفي که بر روي آنها نقر گرديده و دو عنوان 1ـ نقوش اساطيري 2ـ نقوش غير اساطيري، تقسيم و سپس هر يک از آنها به زير مجموعه هاي مختلفي طبقه بندي گرديده اند. 3- پژوهشي نو در سبک و کاربرد پيکره هاي انساني ايلام از آغاز تا ايلام نو، يعقوب محمدي فر، دانشگاه تربيت مدرس 1375، اين تحقيق به بررسي پيکرکهاي انساني ايلام از آغازتا ايلام نو پرداخته و همه بقاياي باقي مانده ازمجسمه هاي بزرگ تا پيکرکهاي کوچک طلا، نقره ، مفرغ ،سنگو سفال را به صورت کلي شامل مي شود. 4- تحقيق و مطالعه پيرامون پيکرک هاي گلي شوش در دوران تاريخي، مهناز رحيمي فر، دانشگاه تهران 1376، در اين رساله بطور کامل پيکرکهاي شوش وهفت تپه در دوره هاي مختلف تاريخي دوران ايلام بررسي شده است. 5-نقش مار در فرهنگ و تمدن ايلام، کتايون پلاسعيدي، دانشگاه آزاد 1379، در اين پژوهش به نقوش مهرهايي که داراي نقش مار هستند پرداخته شده است.6- پژوهشي در پيکرک هاي سفالين انساني هفت تپه، رسول بروجني، دانشگاه تهران 1382.اين پژوهش به بررسي پيکرکهاي انساني بويژه مادينه ، در هفت تپه و ابوفندوا به صورت جزئي پرداخته در بخش مختصري هم در مورد موسيقي به نوازندگان داراي پا ي کماني شکل مي پردازد . 7- معماري خانه هاي ايلامي، آزيتا ميرزايي، دانشگاه تهران 1383، دراين پايان نامه به ويژگيهاي معماري ايلامي در هفت تپه پرداخته شده است). 8- سنجش ميزان گسترش حوزه ايلام کهن 1900-1600 پيش از ميلاد، بابک رفيعي علوي علويجه، دانشگاه تهران 1386، دراين پژوهش مولف جغرافياي حوزه ايلام را از تاريخ 1900 تا 1600 که بيشتر ايلام ميانه را شامل مي شود مورد مطالعه قرار داده است, اين رساله در سه فصل و پنج بخش تنظيم شده, از نظر جغرافيايي در حوزه وسيعي از جنوب غرب ايران و از نظر موارد مورد مطالعه در حوزه باستان شناسي و زبان شناسي مي باشد. 9- تخت هاي ايلام، آيدا سجادي، دانشگاه آزاد تهران. اين رساله مورد بررسي قرار نگرفت. در پايان رساله براي اطلاع بيشتر کتب و مقآلاتي را که مربوط به موضوع اين تحقيق ميباشند ذکر شده است.
فصل اول: اجمالي در جغرافيا و پيشينه ايلام
2-1- نام و تبار ايلام
در کتاب تاريخ ايران (پيرنيا، 1389: 139) ميخوانيم که قرنها قبل از ورود آرياييان به فلات ايران، در گوشه و کنار اين سرزمين مراکز تمدن مهمي وجود داشت که يکي از آنها ايلام بود. منطقه اي که از روزگاران کهن به اين نام خوانده ميشد طبق تقسيمات جغرافيايي امروز شامل خوزستان، فارس، بوشهر، قسمتهايي از کرمان، لرستان و کردستان مي شود و سرگذشتي بس طولاني دارد. حدود اين تمدن از غرب به رود دجله، از شرق به قسمتي از پارس، از شمال به جاده بابل به همدان و از جنوب به خليج فارس مي رسيد. شهر هاي مهم آن شوش، ماداکتو( کنار کرخه) و خايدالو( خرم آباد کنوني) بود. ايلامي‌ها نام سرزمين خود را هلتامتي Haltamti يا هتامتي مي نوشتند که به معني سرزمين خدا بود و بين‌النهريني‌ها آن را به معني سرزمين مرتفع مي خواندند. قديمي ترين منبعي که نام ايلام در آن ذکر شده است احتمالا به فرن 27 قبل از ميلاد که در ميان فهرستي از نام شاهان سومري نام ايلام نيز آمده است. مردم ايلام دولت خود را انزان سوسونکا ميخواندند. مورخين عقيده دارند که ايلام لفظي سامي بوده و به قسمتي از کوهستان گفته ميشده است، در کتيبه هاي سارگن(2234-2279ق.م) آمده که اين شاه سعي داشته است که از يورش ايلامي‌ها به سرزمينهاي بين‌النهرين جلوگيري نمايد و از اين زمان به بعد اطلاعات دقيقي در مورد تاريخ ايلام در منابع به چشم مي خورد. کتبه سارگن درباره ساختار حکومت ايلام ميگويد که اداره ايآلات ايلامي بر عهده فرمانروايي است که تحت نظارت نايب السلطنه انجام وظيفه ميکند و نايب السلطنه به فرمان شاه به اداره امور مي پردازد. در اين لوح نام شوش نيز ذکر شده است.

در اينجا بايد در باره واژه ايلام اشاره شود بنا به گفته دکتر پرويز رجبي در نقد کتاب شهرياري ايلام (نوشته والترهينتس) که با ترجمه خود ايشان انجام گرفته است کلمه ايلام يک واژه عربي يا سامي نيست که آن را با “عين” بنويسيم. در يک زمان محققين ما فکر ميکردند چون در کتاب عهد عتيق( تورات ) با “عين” نوشته شده است بايد به همين صورت نوشته شود ولي هيچ دليل منطقي وجود ندارد که ما ايلام را با “عين” بنويسيم.(هينتس، 1387: 14) در همين نقد آقاي دکتر ارفعي ذکر نموده اند: واژه ايلام به صورت نوشتاري”عين”فقط در کتاب عهد عتيق(تورات) آمده است. در حالي که به اين شکل و سياق در هيچ کتابي از آن ياد نشده است. اين نام بصورت هزوارش که احتمالا قبل از سومري‌ها وارد زبان سومري شده که ابتدا بصورت”نيم” نوشته و بصورت”اَلِمُومً يااِلَمَ” و به بابلي بصورت “اَلَمتو” تلفظ شده است. به مرور زمان اين اسم در بابل به يهوديان رسيده است که آنان در کتاب مقدسشان ايلام را با”عين” آورده اند. در زبان سومري اين لفظ را بصورت هزوارش “نيم” مينويسيم.(گروه نويسندگاه ، 1378)1
اطلاع ما از عيلام تا چهل پنجاه سال قبل منحصر به ذکر مجملي بود، که تورات از آن کردهو اسم کُدُرلاعُمرْ پادشاه عيلام را در ضمن حکايتي برده(سفر پيدايش باب 14) مورخين عهد قديم هم چنان که از نوشته هاي آنها مشخص است اطلاعي از عيلام نداشتند . نام امروزي “ايلام”، يک آوانويسي اروپايي از واژه عبري “عيلام”(?êl?m) در کتاب عهد عتيق است که با”اِلام” (a) elamدر زبان سومري؛ “الام تو”(elamtu) در زبان اکدي؛ “هَتَمتي”(hatamti) و “هَلتَمتي”(haltamti) در زبان ايلامي همخواني دارد. همه اين نامها به زنجيره اي از ساختارهاي سياسي و فرهنگي در ايران جنوب غربي دوره ي باستان اشاره مي‌کنند که بيشتر با يافته‌هاي بدست آمده از شوش و مکان‌هاي نزديک به آن شناخته شده‌اند.(ماتيو و استولپر، 1389: 21)
بابلي‌ها، ارتفاعات سرزميني را که در شرق بابل قرار داشت الامتو يا الام ، يعني کوهستان، يا شايد کشور طلوع خورشيد، يعني مشرق، مي ناميدند. کشور ايلام شامل خوزستان، لرستان امروزي، استان ايلام کنوني، و کوههاي بختياري بوده است. کشور ايلام در دوره عظمت از غرب به بابل و از شرق به اصفهان مي رسيده و از دو قسمت کوهستاني و دشت تشکيل ميشده است. شهر شوش که در ناحيه دشت قرار داشت پايتخت کشور بود، و جغرافي دانان يونان و روم از جمله استرابون، ايالتي از ايلام را که شهر شوش در آن واقع بود، به مناسبت اهميت شوش سوزيان يا سوزيانا خوانده اند.(افشار سيستاني، 1372:109)
ايلامي‌ها اقوامي بودند که از هزاره چهارم تا هزاره اول پيش از ميلاد بر بخش بزرگي از سرزمين‌هاي جنوب غرب ايران حکومت مي‌کردند. آنها در مدت 2500 سال تاريخ پرفراز و نشيب، توانستند در برابر هجوم همسايگان قدرتمند خود چون سومر، آکد و بابل مقاومت کرده، استقلال و هويت خود را حفظ کنند. محدوده جغرافيايي سرزمين عيلام شامل استانهاي خوزستان، فارس، لرستان و بخشهايي از کردستان و بوشهر امروزي بود و بزرگترين شهرهاي آن شوش، اِنشان، آوان، ليان، شيماش و ماداکتو نام داشت. ايلامي ها کشور خود را هل تَمتي – به معني سرزمين خداوند – مي ناميدند. اين سرزمين کوچک خود از ايالت‌هايي تشکيل مي شد که در ظاهر مستقل بودند اما در هنگام حمله همسايگان، با يکديگر متحد مي شدند و مقابل دشمن ايستادگي ميکردند. قديمي ترين سندي که نام عيلام در آن ثبت شده است کتيبه پيروزي يکي از پادشاهان سومر است، که در آن ماجراي حمله به شهر شوش نوشته شده است.(محمد پناه، 1385: 29-28)
يکي از مهم‌ترين تمدن هاي کهن خاورميانه تمدن ايلام است، “سومري‌ها، حرف اختصاري نيم (nim) را براي ايلام بکار مي بردند و اين کلمه در زبان سومري به معناي بالا است. از اينجا مي توان نتيجه گرفت که براي ساکنان بين‌النهرين، ايلام واقعي در “بالا” و در پشت کوههاي خوزستان قرار داشت.(هينتس، 1371: 25)
درباره نژاد مردم ايلام ميان دانشمندان و محققان اختلاف است. ژاک دمرگان دانشمند فرانسوي که مدت 17 سال در شوش(پايتخت دولت عيلام) به تحقيق پرداخته و نخستين بار رياست هيات علمي فرانسه را در ايران برعهده داشته، معتقد است که: ساکنان اوليه ايلام را سياهان حبشي تشکيل ميدادند که تمام سواحل خليج فارس تا مکران و بلوچستان را اشغال کرده بودند، بعدها اين نژاد سرزمين خود را در اختيار فاتحان گذاشته و با آنها درآميخته و نژاد دورگه اي بوجود آوردند که شامل ساکنان شوش عليا و شايد بخشي هم از کردستان باشد، او مينويسد: هرچه باشد، حتي براي مسافري که مستقيما به مسائل نژادي ذيعلاقه نيست، وجود اختلاف دورگه سياهان قديمي در شوش، موضوعي است غير قابل انکار که در هر قدم علامات آن را باز ميابد.(دمرگان، 1339: 270) سرپرسي سايکس هم با عقيده دومورگان همراه است و با استناد به گفته هال(hall) معتقد است که اين نژاد در کنار سواحل شمالي خليج فارس تا هندوستان، انتشار داشته و سومريها هم از همين نژاد منشعب اند.( سايکس، 1343: 45-46) بعضي از مورخان جديد، بوميان اوليه ايلام را مردمي شبه سياه دانسته که ظاهرا با نژاد دراويدي نسبت داشته‌اند، و اين سيه چردگان دراز جمجمه دوليکوسفال(dolicohoce?phale) را از خميره نژاد مديترانه اي ميدانند.(دياکونوف، 1386: 130-131) پرفسر گريشمن رئيس سابق هيات علمي فرانسه در شوش، در حالي که اظهار نظر قطعي درباره نژاد مردم ايلام نميکند، اين مردم را ظاهرا از نژاد آسياني(آزياني) مي‌خواند که نه به دسته سامي متعلق است، و نه به دسته هند و اروپايي و مينويسد:” اين منشا آسيايي که مابين همه اقوام آسياي غربي مشترک است بعدها موجد فرهنگ اين ناحيه خواهد گرديد و مخصوصا هنري را بوجود خواهد آورد که آن را متعلق به آسياي غربي ميدانند، و ايران، با تمدن ظروف سفالين منقوش خويش به منزله يکي از عناصر متشکله توسعه آن بشمار مي رود.”( گريشمن، 1337: 27)
2-2- نگاهي مختصر به تاريخ و جغرافياي ايلام
پيشينه راه زميني دوران تاريخي مشهور به جاده ابريشم و جاده شاهي بدون شک برمي گردد به اواخر هزاره چهارم و اوايل هزاره سوم پيش از ميلاد با پديد آمدن شبکه ارتباطات تجاري در عصر مبادلات با مناطق دوردست.(Hermann, 1982, majidzade, 1964) اين راه ها وسيله اي بودند تا ارتباط بين مراکز جديدالتأسيس شهري در ايران را با بين‌النهرين براي رساندن مواد خامي که از مناطق دوردست تهيه مي شدند فراهم آورند. نتيجه برآيند چنين تغير وضعيت به اندازه اي عظيم بود که گوردون چايلد، پيش ازتاريخي دان نامي، آن را “انقلاب شهري” توصيف کرده است(Childe,1950). اين روند که سرانجام در آغاز هزاره سوم پيش از ميلاد به اوج شکوفايي خود رسيده بود و منطقه وسيعي از بخش هاي جنوبي ايران را تحت سيطره خود درآورد ابتداي دوره آاز ايلامي بود(2700-3100ق.م.). استفاده از اصطلاح”آغاز ايلامي”، که ابتدا از آن براي ناميدن نوعي نوشتار آغاز شده بود و سپس براي ناميدن يک هويت فرهنگي بکار رفت، داراي معاني متعددي است که در نتيجه احتمال خطا در کاربرد آن منتفي نيست. پژوهشگران از اين اصطلاح به صور مختلف استفاده کرده و ميکنند. گاهي از آن براي ناميدن فرهنگ، گاهي براي ناميدن تمدن و گاهي نيز با احتيات از اين اصطلاح براي مان بردن از يک پديده خاص استفاده مي کنند.
(هلوينگ، 1389: 150)
تصوير2-1: راه هاي مهم بازرگاني در ايران و بين‌النهرين در طول دوره اروک جديد(ولي پور،1380: 30)
از تمدن ايلام، با همه سابقه ديرينه اش، شواهد و مدارک محدودي در دسترس است. هنگامي که قرار شد دانشگاه کمبريج انگلستان “تاريخ ايران” را در پنج جلد تدوين کند، نگارش تاريخ ايلام به شادروان پرفسور والترهينتس واگذار شد که رشته تخصصي او تاريخ صفويه بود و آن را در دانشگاه آلمان تدريس مي کرد. والترهينتس در اوقات فراغت به مطالعه درباره تاريخ و فرهنگ ايلام مي پرداخت و دو جلد “فرهنگ لغات ايلامي” او از آثاري هست که ماندگار خواهد بود. در ايران به تاريخ ايلاميها تا به آن درجه بي اعتنايي شده بود که مبدا? جشنهاي کذايي 2500 ساله را تا?سيس شاهنشاهي هخامنشي شمرده بودند، و ايلامي‌ها را که دير زماني پيش از آن بر پهنه وسيعي از ايران حکمروايي داشتند و نخستين دولت مقتدر فدراتيو را در کنار دولتهايي چون سومر و اَکَد و بابل و آشور بنيان نهاده بودند بکلي ناديده گرفته بودند. نخستين کسي که همت کرد و خط و زبان ايلامي را فرا گرفت و يکي از انگشت شمار ايلام شناسان جهان شد دکتر عبدالمجيد ارفعي بود که او را هم به نام زايد بر نياز، از کار بر کنار و خانه نشين کردند. بموجب اطلاعات موجود.(ملک شهميرزادي، 1370: 38)
تصوير2-2: نقشه ايلام در دوره کهن ( ارفعي، 1387: 16)
ايلام شامل دشت خوزستان و ارتفاعات همجوار آن مي شده است. روابط کشورهاي بين‌النهرين با ايلام، هرچند اکثرا خصمانه، هميشه برقرار بوده است. منابع سرشار مواد معدني و قابليت بسيار زياد کشاورزي ايلام سبب پيدايش ويژگي هاي جغرافيايي-سياسي خاص منطقه و برانگيخته شدن طمع همسايگان، مخصوصا سومري‌ها به منابع ايلام بوده است. ايلام از چند بخش تشکيل مي شد شامل اَوان، انشان و سيماش، در درجه اول، ورخشه و زاکار، همسايگان آن در شمال غرب. حاکم نشين اَوان محلي بوده نزديک شوشتر کنوني و شوش شهر عمده اين حاکم نشين بوده است. شوش در اَوان نسبتي مشابه نسبت تبريز در زمان قاجاريه به ايران را داشته است.(شهميرزادي، 1370: 40) بطور کلي مملکت ايلام شامل خوزستان، لرستان، پشت کوه و بخشي از پارس يعني انشان يا انزان بود که از شمال به حدود کرمانشاه در غرب به دجله و در جنوب در سواحل خليج فارس به ليان يعني بوشهر کنوني مي رسيد.(پيرنيا، 1389: 130) هرچند نظريه هايي دامنه قلمرو ايلام از جنوب را فراتراز ليان و حتي تا ميناب ( ويلسون، 1366: 334)، و بحرين ترسيم مي نمايد ولي سندي که به شکل متقن و مشخص به اين امر صحه بگذارد تا بحال پيدا نشده. منطقه شوش يعني محل اصلي استقرار ايلامي‌ها بين دو رود خواسپ( کرخه) در غرب و کوپراتس(رود دز) در شرق و اولاي يا اولئوس در شمال قرار داشت.(ديولافوا، 1371: 249-250)
تصوير2-3: نقشه گشترش ايلام(ارفعي، 1387: 18)
تمدن ايلام شامل دو منطقه کوهستاني و جلگه مي شد. اما بخش کوهستاني آن به اندازه جلگه هايش شناخته شده نيست و قشمت اعظم اطلاعات از بخش جلکه اي آن يعني شوش بدست آمده که مدت زمان زيادي پايتخت ايلام بوده است. منابع اوليه بدست آمده از ايلام به زباني است که با هيچ يک از زبانهاي شناخته شده نسبت ندارد و به همين مناسبت برخي از آثار آن هنوز خوانده نشده است. اما در نهايت پيوند زندگي ساکنان کوهستان و دشت براي ايلام اين امکان را بوجود آورد تا به سطحي عالي از تمدن برسند. جلگه هاي قابل آبياري و حاصلخيز آن و کوهستانهاي غني از چوب و سنگهاي فلزي امکان اين پيوند را فراهم ساخت. مطالعه تاريخ ايلام و نظري گذرا بر اقدامات شاهان در عصر طلايي اين تمدن، ما را متوجه ميکند که ايلامي‌ها از دوران‌هاي اوليه تاريخ خود مدرک کتبي بر جاي نگذاشته‌اند و تنها نام آنان در چند اکدي آمده است، که در آنها به نام شوش يعني منطقه جلگه ايران اشاره شده است. ساکنين جلگه پس از کشمکش هاي بسيار با کوه نشينان توانستند حيات سياسي خود را آغاز کنند و وحدت سياسي ايلام با اتحاد ايآلات و بيشتر هم از طريق ازدواج هاي سياسي استحکام يافت. همانطور که ساکنين بين‌النهرين به منابع و محصولات غني ايلام نياز داشتند، ايلامي‌ها نيز براي دست يافتن به ثروتهاي متمرکز در شهرهاي بين‌النهرين، آن سرزمين را بارها مورد تهاجم قرار دادند و اين تاخت و تازها موجب ذکر نام آنان در کتيبه هاي بين‌النهرين شد.(فاظلي پور، 1378: 31و34)
اظهار نظر بعضي از دانشمندان پيرامون پايتخت هاي ايلام:
“والتر هينتس” موقعيت شوش را تا?يد ميکند. “اوان” را در شمال شوش، “انزان” را نزديک شيراز و “سيماشکي” را نزديک خرم آباد مي داند.( هينتس، 1371: 22)
“پيرآميه” شوش را تا?يد و “سيماشکي و اوان” را در جنوب شوش و “انزان” را در نزديک شيراز مطرح مي نمايد.(آميه، 1349: 68)
“جرج کامرون” شوش را تا?يد و “اوان” را در شمال شوش و “سيماشکي” را در غرب اصفهان مي داند و “فرانس والا” از نقطه نظر زبانشناسي، شوش را “هان تان”، “اوان” را در شمال شوش و نمي تواند دو ايالت ديگر را شناسايي کند.
بطور کلي يک تقسيم بندي از تاريخ سلسله اي ايلام به شرح زير است:
سلسله پادشاهان آوان ( 2200-2670ق.م.) يا (220-2500ق.م.)
دوره تاريک اول (2100-2200ق.م.)
پادشاهان سيماش (1850-2100ق.م.)
دوره سلسله اپارتي يا سوکل مخ ها (نايب السلطنه هاي بزرگ) (1505-1830ق.م.) يا (1520-1850ق.م.)
دوره تاريک دوم به مدت 150 سال (1350-1500ق.م.)
سلسله ايگهالکي (در انزان يا انشان) (1210-1350ق.م.)
سلسله شوترکي (1110-1205ق.م.) عصر طلايي ايلام
دوره تاريک سوم (760-1110ق.م.)
سلسله پادشاهان ايلام نو (640-760ق.م.).( کابلي، 1373: 22-23)
قرون تاريخي ايلام به سه قسمت تقسيم مي شود:
الف- عهدي که تاريخ ايلام ارتباط کامل با تاريخ سومري‌ها و اکدي ها دارد( از زمانهاي قديم تا 2225ق.م).
ب- عهدي که گذشته هاي ايلام، با تاريخ دولت بابل مربوط مي شود(2225-745ق.م).
ج- دوره اي که طرف دولت ايلام، دولت جديد آشور است( 745-645-ق.م).(پيرنيا، 1344: 133)
عهد اول
در اين عهد تارخ ايلام تاريک است. با وجود اين ديده مي شود که پاتسي هاي سومر و اکد با ايلامي‌ها جنگ هاي دفاعي ميکنند، اگر هم گاهي غلبه مي يابند، تسلط آنها بر ايلام دوامي ندارد و بالاخره ايلام بر سومر و اکد دست يافته دولت اين مردمان را برمي افکند. از اوضاع داخلي ايلام در اين عهد به تحقيق نمي توان چيزهاي زياد گفت، همين قدر معلوم است که ايلامي‌ها از همسايگان غربي (سومري‌ها و سامي ها) از حيث تمدن پست تر بودند و چون مملکت آنها بيش تر کوهستاني بود و راه هايي که مساعد با تجارت باشد وجود نداشت، اين ملت از مراکز عمران و تجارت دنياي آن روز دور مي زيست. از حيث تشکيلات مملکتي نيز چنين بنظر مي آيد، که به استثناي مواقعي که دشمن خارجي استقلال ايلام را تهديد مي کرد، هر يک از اقوام و طوايف زندگاني سياسي و اجتماعي جداگانه داشتند، بخصوص مردمان کوهستاني آن که هميشه استقلال خود را حفظ مي کردند. رفتار ايلامي‌ها در مواقع غلبه بر سومري‌ها و مردمان سامي خيلي خشن بود و گاهي هم از شقاوت آنها نسبت به ملل مغلوبه بعض نتايج تاريخي حاصل مي شد.( پيرنيا، 1383: 36)
عهد دوم
در اين عهد ايلامي‌ها با پادشاهان بابل در زد وخوردند. در دوره کاسّوها”خورباتيلا” پادشاه ايلام با”کوري گالزو” پادشاه بابل جنگيد و بعد، شوتروک ناخون تا بابل را گرفته، اشياي نفيسه آنرا غارت کرده به شوش برد و بالاخره تاخت و تاز ايلامي‌ها دولت کاسّوها را از پاي درآورد. از پادشاهان نامي ايلام در اين دوره”شيل خاکين شوش ناک” است. اين پادشاه بناهاي زياد کرد و يکي از کارهاي او اين است: هر بنايي را که تعمير مي کرد، مينوشت اين بنا را کي ساخته بود و چه کتيبه اي داشت، عين آن کتيبه را، که به زبان سامي بود، مي نويساند و ترجمه انزاني را بدان ميافزود.
عهد سوم
وقايع عمده اين عهد عبارت است از جنگهاي آشور با ايلام. توضيح آن که ايلام تا اين زمان با آشور همسايه نبود، زيرا بين اين دو دولت مردمان کوهستاني واقع شده بودند، وليکن در زمان تيگلات پالسَرْ چهارم آشوري‌ها با مردمان مزبور جنگيده بعضي را کاملا مطيع کردند و برخي را نيم مستقل گذاردند. پس از آن ايلام دولت همجوار آشور گرديد.( پيرنيا، 1383: 136-138)
سقوط ايلام
در زمان چرخش هزاره دوم به هزاره اول قبل از ميلاد، قطحي بزرگي در بين‌النهرين رخ داد، فاجعه اي مانند آن در خوزستان هم بوجود آمد. همچنين آشوب سياسي به همان بزرگي و شايد مهيب تر نيز ظاهر شد که استقرار ها را به طرف دره هاي خوزستان شرقي عقب کشاند.
(Miroschedji p.de 1990 Iranica antiqua25 p: 49)
جنگ شاه بابلي نبوکد نصر(1104-1125ق.م.) قدرت سياسي ايلامي‌ها را که براي مدت طولاني برتري سياسي در منطقه داشتند را کاسته بود. پس از آن نيز با حمله شاهان آشور به شمال غرب ايلام که در اين زمان بسيار ضعيف شده بودند، شاهان جلگه خوزستان جاي خود را در فارس از دست داده و گروه هاي جديدي به ايلامي‌هاي فارس فشار آورده و آنها را به طرف غرب کوچانيدند. در حدود 1000قبل از ميلاد شاهان ايلامي فقط سرزمينهاي شمال و شرق خوزستان را تحت سلطه خود داشتند. اما در انتهاي قرن هشتم قبل از ميلاد يک تجديد حيات و احياء را در منابع تاريخي و باستان شناسي شوش از قدرت ايلامي‌ها مشاهده ميکنيم. در اين هنگام خوزستان با بابلي‌ها و ايلامي‌هاي نجد متحد مي شود و يک چالش عظيم جنگي به مدت يک قرن با آشور بوجود مي آيد. در شوش يک معبد کوچک از اينشوشيناک که منقوش با آجرهاي لعابدار و تزئينات لعابي مي باشد از ارگ بدست آمده است. حجم فراوان وسايل مربوط به تدفين که شامل جواهرات، طلا، تزئينات با ارزش و شيشه هاي لعابدار نيز نشان دهنده يک وضعيت مناسب در منطقه مي باشد. شوش مرکز آئيني و فرهنگي و شهرهاي ماداکتو و هيدالتو مرکز سياسي و نظامي شدند.
در 645 ق.م . پادشاه آشور که از نتايج جنگ هاي قبل ناراضي بود، باز در پي بهانه براي جنگ با ايلام برآمد و با اين مقصود تام ماري تو را به ايلام فرستاده از خوم بان کالداش رد کردن کلداني هاي مذکور و مجسمه “نه نه” را خواست. براي پادشاه ايلام قبول کردن اين تکاليف با مرگ او مساوي بود. بنابراين تصميم گرفت مقاومت کند. آشوري‌ها وارد شوش شده در اينجا آنچه خواستند کردند: خزانه پادشاهان ايلام که از غنايم جنگهاي سابق پر بود، بدست آشوري‌ها افتاد طلا و نقره اي که بابل در موقع اتحاد به ايلام داده بود، با مجسمه ها، اشياي نفيسه معابد ايلام و آنچه در خانه ها از ثروت و اشياي قيمتي بود به نينوا منتقل شد. آشوري‌ها به کشتار و غارت اکتفا نکرده استخوانهاي پادشاهان ايلام و اشخاص نامي را بيرون آورده به نينوا فرستادند.
ترجمه کتيبه آشورباني پال راجع به فتوحات او در ايلام”خاک شهر شوشان، شهر ماداکتو و شهرهاي ديگر را تماما‍‍ به آشور کشيدم و در مدت يک ماه و يک روز کشور ايلام را به تمامي عرض آن جارو کردم. من اين مملکت را از عبور حشم، گوسفند و نيز از نغمات موسيقي بي نصيب ساختم و به درندگان، مارها، جانوران کوير و غزال اجازه دادم که آن را فرو گيرند”.( پيرنيا، 1383: 140-141)
2-3- مذهب عقايد و خدايان ايلام


پاسخ دهید