خلاصه فصل اول
در زبان هاي اسلامي به ويژه عربي آثار بسياري در ثناي پيامبر (ص) سروده شده است اين گونه از آثار اشعاري هستند که پيامبر (ص) و زندگي و کرامات ايشان در محور آن قرار دارند و اين اشعار مدايح نبوي نام گرفته است. اين مدايح در ادبيات عرب از اهميت بالايي برخوردار هستند و از نظر اخلاقي و تربيتي بسيار سودمند مي باشند بنابراين با توجه به اهميت مدايح نبوي و علاقه اينجانب به شخص پيامبر (ص) بر آن شدم تا موضوع پايان نامه ام را به بررسي مدايح نبوي در عصر عباسي اختصاص دهم زيرا کارهاي زيادي در زمينه مدح پيامبر (ص) در دوره هاي مختلف صورت گرفته است اما تاکنون کسي به بررسي مدايح نبوي در عصر عباسي نپرداخته است. اينجانب براي شروع پژوهش در اين زمينه ابتدا به کتاب خانه مراجعه کرده و کتابهاي مربوط به موضوع را مطالعه کردم و سپس مطالبي را فيش برداري کرده و دسته بندي نمودم و در آخر آنها پاکنويس کرده و به شکل پژوهش حاضر درآوردم.
1-1- بيان مسئله
در زبان هاي اسلامي به ويژه عربي قصايد و قطعه ها و آثار بسياري در ثناي پيامبر اکرم (ص) سروده شده است در اين گونه آثار شاعران، حقانيت رهبران الهي و راه آنان را مي نمايانند و مي کوشند که با زبان شعر حقايق را به فرهنگ جامعه و شعور اجتماعي منتقل سازند. و اولين اشعاري که در اين زمينه سروده شده است به زمان نبوت و صدر اسلام تعلق دارد.
بعد از ظهور اسلام، سران قريش که دين جديد را در تضاد با منافع خود مي ديدند با آن دشمني ورزيدند. البته به نظر مي رسد دشمني با دين اسلام حتي قبل از ظهور آن در افکار يهود و مسيحيت، با برخوردهايي که بعد از روي کار آمدن اسلام انجام دادند، وجود داشت. با اين حال اوضاع مردم صدر اسلام به دو قسمت، طرفداران و مخالفان اسلام تقسيم مي شدند. مخالفان به هجو اسلام مي پرداختند و در مقابل شاعران مسلمان به دفاع از اسلام پرداختند و پيامبر (ص) را مدح مي کردند در دوره اموي به خاطر حاکميت اسلام و شرايط و محيط جديد مدح پيامبر (ص) کم و بيش وجود داشت و در عصر عباسي به دليل شرايط نابسامان اجتماعي و سياسي و اقتصادي تعداد کمي از شعرا در اين زمينه سروده اند و با توجه به شرايط سياسي جامعه آن زمان شاعران بيشتر سعي مي کردند که در اشعار خود به حقانيت پيامبر (ص) و خاندان ايشان و وصيت ايشان براي رهبري جامعه اسلام اشاره کنند.
1-2- اهميت تحقيق
براي بيان اهميت پژوهش در زمينه مدح پيامبر (ص) در عصر عباسي بايد گفت که اين اشعار در ادبيات عرب در سطحي بس بلند جاي دارد و اين آثار از نظر اخلاقي و تربيتي بسيار سودمند هستند زيرا در آنها ذکر فضايل اخلاق، خصلت ها، آداب و رفتار پيامبر (ص) آمده است و اينها همه به صورتي عميق پرورش دهنده و آموزنده است و از آن جا که در حال حاضر سران کفر براي منزوي کردن اسلام و مسلمانان بسيار تلاش مي کنند زنده نگه داشتن مدايح نبوي که به عنوان الگويي براي زندگي با سعادت مسلمانان مي باشد بسيار ارزشمند است و مسلمانان بايد حول محور تعليمات پيامبر (ص) به يکديگر نزديک شوند و در مقابل اين تهديدات متحد گردند.
1-3- سوالات تحقيق
1- مفهوم مدح نبوي چيست؟
2- پيدايش و نشأت مدايح نبوي در چه زمان و علل ظهور آن چه بوده است؟
3- مدح نبوي در دوره هاي پيش از عصر عباسي چه جايگاهي داشته است؟
4- مدح پيامبر (ص) در عصر عباسي چه جايگاهي داشته است؟
5- شاعران عصر عباسي در مدايح نبوي، بيشتر به کدام يک از مناقب پيامبر (ص)پرداخته اند؟
1-4- فرضيه هاي تحقيق
1- مدح نبوي در مفهوم خاص به شعري اطلاق مي شود که پيامبر (ص) در محور آن قرار گرفته باشد و زندگي و اوصاف و کرامات او در متن شعر آمده باشد و در معناي عام تر شعري است که در آن مواعظ و مکارم اخلاق بسيار است و اغلب متأثر از قرآن و حديث مي باشد.
2- عهد نبوت اولين بستر و نشأت مدايح نبوي شناخته شده است و چون پيامبر(ص) دعوت خود را آشکار ساخت ميان او وقريش آتش خصومت زبانه کشيد و شاعران قريش در اشعارشان پيامبر(ص) و دينش را به استهزا مي کشيدند بنابراين جمعي از اصحاب پيامبر (ص) هم بر معارضه با آنان برخاستند و در اشعارشان به ذکر مناقب پيامبر(ص) مي پرداختند.
3- مدح نبوي در عصر نبوت به دنياي شعر و هنر پا نهاد و گام هاي اوليه اش را به سمت رشد و کمال برداشت و در آن زمان شاعران با انگيزه هاي متفاوتي به مدح پيامبر (ص) مي پرداختند. بنابراين از آن زمان مدايح نبوي بسياري به جا مانده است در دوره اموي گرد نسيان بر چهره مدايح نبوي نشست و تحول قابل توجهي نيافت در اين دوره حزب هاي سياسي گوناگوني به وجود آمدند که اگر شعراي احزاب و جريان هاي سياسي پيامبر(ص) را مدح مي کردند به صورت جدلي و براي رسيدن به اغراض گروهي بوده است.
4- مدايح نبوي در عصر عباسي به سبب شرايط نامناسب داخلي و سياسي و وضع نابسامان اقتصادي پيشرفت چشمگيري نداشت و مدايح نبوي در اين دوره کاسب کارانه بوده است و فقط تعداد اندکي از مدايح به چشم مي خورند که از عشق و اخلاص حقيقي به پيامبر (ص) روئيده اند.
5- با توجه به تحقيقاتي که اينجانب انجام داده ام به نظر مي آيد که شعراي عصر عباسي در اشعارشان بيشتر به سروري پيامبر (ص) بر کل کائنات و به اصل و نسب ايشان اشاره کرده اند.
و با توجه به شرايط داخلي و سياسي شعراي شيعه در آن زمان بيشتر در اشعارشان به وصيت پيامبر(ص) در غديرخم و برتري خاندان ايشان اشاره کرده اند.
1-5- اهداف تحقيق
هدف از انتخاب اين موضوع مورد بحث در اين پژوهش ابتدا علاقه مندي اين بنده حقير بوده است به جهت خدمتگزاري به آستان مقدس پيامبر گرامي اسلام (ص) که شايد از اين ره بتوان، توشه اي هر چند اندک، ذخيره آخرت بنمايم. و سپس بررسي وضعيت مديحه سرايي و اهميت مدايح نبوي در دوراني که ورود اقوام مختلف از جمله ايراني و ترکي و … باعث ضعف حکومت عباسي و از بين رفتن فرهنگ عباسيان شده بود، در زماني که اکثر شاعران به دريافت صله و جوايز و عطاياي مادي، بيشتر به مدح حاکمان و سلاطين وقت مي پرداختند.
يکي ديگر از اهداف اين تحقيق پي بردن به ميزان گرايش شاعران به مناقب پيامبر (ص) و معجزات ايشان، صفات خلقي حضرت و … بوده واينکه به کدام مسئله بيشتر يا کمتر از بقيه پرداخته اند.
يکي ديگر از اهداف اين تحقيق معرفي مداحان ناشناخته نبوي بوده است تا شايد توانسته باشم اندکي از حقوق معنوي اين شاعران را به جا آورده باشم.
1-6- پيشينه تحقيق
کارهاي زيادي در زمينه مدح پيامبر (ص) ديده شده است اما تاکنون کسي با اين عنوان کاري را ارائه نداده است. از جمله پژوهش هايي که اينجانب در زمينه مدح پيامبر(ص) ديده ام يکي مدح پيامبر(ص) در عصر معاصر بوده و ديگري مدح پيامبر (ص) در عصر مماليک بوده است که اين دو موضوع توسط دانشجويان دانشگاه آزاد گرمسار مورد بررسي قرار گرفته اند و همچنين مقاله هاي زيادي در اين زمينه در منابع اينترنتي وجود دارد که همه اينها توانستند راهنمايي براي من در کار تحقيقاتي ام باشند و اما مدح پيامبر (ص) در شعر شعراي عصر عباسي موضوعي است که بنده بر آن شدم تا آن را مورد بررسي قرار دهم تا شايد اين پژوهش مقدمه اي براي ادامه اين نوع بررسي ها و پژوهش ها در سطح بسيار وسيع تر باشد.
1-7- روش کار تحقيق
اينجانب در ابتدا براي جمع آوري اطلاعات به کتاب خانه هاي ملي و مجلس مراجعه کرده و کتاب هاي مربوط به موضوع را مطالعه کرده و سپس فيش برداري نموده و بعد مطالب را دسته بندي کرده و همچنين مطالبي را از اينترنت استخراج نمودم و در آخر آنها را پاکنويس کردم. در اين پژوهش با توجه به موضوع پايان نامه اي براي بيان اشعار به کتاب هاي مرجع مراجعه نموده ام و در آن اشعار، لغات و ترکيبات دشوار را که گاه در آثار شاعران ديده مي شد توضيح داده و در حد توان، به آيات و اخبار، اشاراتي نموده ام.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

فصل دوم
بررسي اوضاع
سياسي
اجتماعي
اقتصادي
ديني
فرهنگي
ادبي
عصر عباسي
خلاصه فصل دوم
حکومت عباسيان در سال 132 هـ با همکاري عموم ايرانيان و نژادهاي غير عربي (شعوبيه) تأسيس شد در اين دوران پايتخت از دمشق به بغداد در حدود ايران منتقل شد و تعداد زيادي از ايرانيان (موالي) عهده دار مسئوليت هاي مهم دولتي شدند و عرب اعتبار خود را از دست داد. ايرانيان به گسترش فرهنگ و تمدن خود پرداختند و تأثيري عميق در اعراب بخشيدند.
محيط اجتماعي آن عصر به خاطر دخول عناصر گوناگون چندان صورت عربي نداشت زيرا هر يک از اين عناصر را اخلاق و اعتقاداتي بود که اين آميختگي فرهنگي سبب شد که فساد اخلاقي در جامعه شايع گردد از جمله مجالس بزم و شراب و عياشي و اختيار کردن کنيزکان ماه پيکر.
يکي از مشخصات اين عصر آزادي افکار و عقايد بود زيرا جامعه مرکب از ملت هاي مختلف بود که هر يک دين و عقيدتي خاص خود را داشت و همچنين آزادي مذهب که مخالف جمود دين اسلام بود اعلام شد.
محيط فرهنگي از مهمترين عوامل نهضت عباسي بود زيرا خلفا حرکت هاي علمي را تقويت مي کردند و در اين دوره سه گونه فرهنگ به وجود داشت که در ادبيات سخت مؤثر افتاد از جمله فرهنگ اسلامي، فرهنگ يوناني و شرقي که ظهور صنعت نقل و ترجمه از مهمترين راه هاي ورود علوم قديم به قلمرو عباسي و انتشار اين فرهنگ ها به سرتاسر جهان اسلام بود اين عوامل جديدي که پديد آمده بود سبب شد که در ادب تحولي به وجود آيد زيرا ادبيات هر عصر به منزله آيينه تمام نماي آن عصر است که شيوه تفکر و اوضاع احوال آن عصر در آن منعکس مي شود در اين دوران ادبيات بسيار ترقي کرد زيرا آزادي ادبي وسيعي نصيب ادبا و شعراء گرديد آنها در ادب نوآوري کردند يعني فنون و اغراض جديدي را داخل کردند که ادب عربي قبل از آن به آنها الفت نداشته است.
تمام عوامل سياسي و اجتماعي و عوامل ديگر باعث شد که نثر در آن دوره در زمينه هايي از قبيل تأليف و ترجمه و مقالات و مقامات توسعه پيدا کند. و شعر از آرامش باديه به غوغاي شهرها قدم بگذارد.
شاعران در آن دوره در تمام اغراض شعري اشعاري را مي سرودند اما بيش از همه به مدايح سرايي روي آوردند زيرا مديحه راه امرار معاش آنها بود.
مقدمه:
بررسي کامل تر، دقيق تر و ايجاد شناخت بهتر براي هر جريان فکري و يا توجيه خاص و دقيق به حالات هر انساني، نيازمند کسب اطلاعات دقيق تر و آگاهي در زمينه هاي سياسي، فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي محيط زندگي آن شخص است. بنابر، اين ضرورت براي بررسي مدايح پيامبر(ص) در عصر عباسي، در اين بخش نگاهي گذرا به حالات کلي عصر عباسي خواهيم افکند.
2-1- اوضاع سياسي در عصر عباسي
عصر عباسي يعني همان عصر طلايي و اسلامي که مسلمانان در آن با عمران و آبادي به مالکيتي بي سابقه دست يافتند و هنرهاي اسلامي و ادبيات در آن عصر شکوفا گرديد و علوم کشورهاي خارجي ترجمه شد، رشد فکري گسترش يافت و زمينه براي بحث و تفکر آماده گرديد.1
اين دوران پنج قرن به طول کشيد (132هـ تا 656هـ). اين عصر شامل دو دوره است يکي دوره رفعت و شکوفايي است که قرن دوم و سوم را در بر مي گيرد و ديگري عصر تفرقه و سختي ونيز تثبيت و توقف است که آثارش از زمان مأمون (198تا 218 هجري) و سپاهيان ترک او پديدار گرديد و سپس در عصر متوکل (233 تا 247هجري) آغاز شد وتا پايان کار عباسيان ادامه يافت.2
مورخان عصر عباسي را بر اساس تحولات اوضاع سياسي و اجتماعي، به دو دوره تقسيم کرده اند که عبارتند از: عباسي اول و عباسي دوم.
دوره عباسي اول (132 تا 247هـ) که با نفوذ ايرانيان همراه است و از آنجا که ايرانيان صاحبان تمدن بودند، تمدنشان با تمدن عرب درآميخت و باعث پيشرفت عباسيان در دوره ي اول گرديد اما آنچه که به عصر عباسي دوم (247هـ تا 656هـ) چيره گرديد نفوذ ترکاني بود که خليفه “معتصم” آنان را به دربار خلافت آورده بود، و ترکان که دور از علم و تمدن و از قبايلي خوفناک و ترسناک بودند، توانستند بر خلافت چيره گردند و به همين دليل اوضاع کشور رکود پيدا کرد و در نهايت به سقوط آن منجر شد.3
2-1-1 بررسي عملکرد خلفا در عصر عباسي
در عصر عباسي اول عباسيان از طريق دعوت پنهاني امام هاشمي که وعده ي آزادي ايراني و غير ايراني را از ظلم بني اميه و برقراري بين عرب و غير عرب را در تمامي زمينه هاي اقتصادي و سياسي و اجتماعي مي داد توانستند بر پايه خلافت چيره شوند بنابراين امام هاشمي به شهر خراسان رفت چرا که خراسان از بارزترين شهرها در مخالفت با امويان بود و از مشهورترين طلايه داران عباسي از جمله “ابو مسلم خراساني” در اين شهر بودند که توانستند از عشق و محبت مردم نسبت به اهل بيت(ع) استفاده کرده و تحت شعار “الرضا من آل بيت” هدف ما کسب رضايت اهل بيت است، حکومت را از آن خود کنند.4 بدين ترتيب تاريخ سياسي عصر عباسي به سال( 132هـ) با سقوط بني اميه در شام وقيام بني عباس در کوفه آغاز گرديد.5 عباسيون به عباس بن عبدالمطلب فرزند هاشم، فرزند عبد مناف قريشي منسوب مي شوند او عموي رسول اکرم(ص) بوده و از بزرگترين مردان بني هاشم از نظر موقعيت و جايگاه محسوب مي شود.6 عباسيون به دليل خويشاوندي با پيامبر(ص) خود را سايه خدا روي زمين مي خواندند و خلافت و رهبري مسلمانان را بعد از پيامبر(ص) حق مسلم خويش مي دانستند چنين ادعايي را مي توان از سخنراني”ابوالعباس سفّاح” نخستين خليفه عباسي در مسجد کوفه به هنگام بيعت مردم با او و يا سخنان”ابو جعفر منصور” در عرفه که گفته بود”اي مردم من سلطان خدا روي زمين هستم” استنتاج نمود.7
“ابوالعباس سفّاح” مردي بسيار خونريز بود او امويان را آنچنان تحت پيگرد قرار داده بود که مي خواست اثري از آنان در پهنه گيتي باقي نماند.8 و پس از مرگش برادرش “ابو جعفر منصور” را جانشين خود قرار داد و منصور در سال )136ه) به خلافت رسيد. اگر چه اولين خليفه عباسي”سفّاح” بود ولي بايد”ابو جعفر” را موسس حقيقي خاندان عباسي ناميد زيرا او اولين کسي بود که براي اداره امور کشور قوانيني را مرتب کرد و پايداري اين سلسله نتيجه حسن و تدبير و دورانديشي اين خليفه بود.9
منصور در سال(145ه) بغداد را بنا نهاد و آنجا را پايتخت خود قرار داد اين شهر به ايران نزديک بود بنابراين نفوذ ايرانيان در دربار خلافت عباسي زياد شد.10 بعد از منصور پسرش مهدي در سال (157هـ) به خلافت نشست در اين دوره نفوذ ايرانيان نيز به دربار بسيار بود و بسياري از کارهاي مهم دولتي بر عهده ايرانيان بود. در عهد “مهدي” تمدن شکوفا گشت و در دربار وي بسياري از علما و شعرا زندگي مي کردند.11 پس از مهدي فرزندانش هادي در سال(169هـ) و هارون الرشيد در سال(170هـ) به خلافت رسيدند. رشيد يکي از بزرگترين فرمانروايان تاريخ اسلام است و از نظر عقل و هوش هيچ يک از خلفا به پاي او نمي رسيدند.12 در آن زمان که نفوذ ايرانيان به دربار زياد شده بود و وزارت عباسيان به دست برمکيان افتاده بود، رشيد به سال (178هـ) برمکيان را از ميان برداشت در نتيجه مردم از تمدن ايراني که آداب عربها را تحت الشعاع قرار داده بود روي برتافتند و در ايام هارون علوم و آداب و هيبت حکومت گسترش يافت تا آنجا که عصر هارون الرشيد اوج تمدن و شکوه ادب عباسيان شمرده مي شود. بعد از هارون سه پسرش امين و مأمون و معتصم به خلافت رسيدند.13
امين نخستين کارش گرفتن مقام وليعهدي از برادرش مأمون و سپردن آن به برادرش بود اما امين نيز در سال(198هـ) به دست برادرش به قتل رسيد و مأمون رسماً به خلافت رسيد. خلافت مامون با نفوذ ايرانيان که از قوم و خويش مادرش بودند همراه بود و مادر ايراني او سبب شد تا ايراني ها در سياست و امور دولت نفوذ و حتي در فرهنگ آن دوره تاثير بسزايي داشته باشند.14 تا آنجا که “سليمان بن عبدالمالک”مي گويد:
عَجِبتُ لِهوء لاء الأعاجم مَلکوا اَلفَ سَنَهَ فَلَم يَحتاجوا الينا ساعَةً
ومَلکنا مَأه سَنَه لم نَستَغنِ عَنهُم ساعَةًً15
از ايرانيان تعجب مي کنم که هزاران سال حکومت کردند و يک سال محتاج ما عربها نبودند در صورتيکه ما در دوران حکومت صد ساله ي خود يک ساعت از پشتيباني آنها بي نياز نبوده ايم.
بعد از مأمون”معتصم” در سال (218هـ) به خلافت رسيد اين بار دربار حکومت محل تاخت و تاز ترکها شد. مادر معتصم ترک بود و معتصم سامرا که مرکز لشگر ترکها بود را پايتخت قرار داد و نفوذ ترکها روز به روز بيشتر شد بعد از معتصم دو فرزندش “الواثق بالله” و”متوکل” به خلافت رسيدند در اين دوران قدرت ترکها از قبل نيز بيشتر شده و هر کار که مي خواستند انجام مي دادند و هر که را مي خواستند به قتل مي رساندند و سر انجام در سال(247هـ) خود متوکل را نيز به قتل رساندند. از عهد متوکل دوره آغاز عباسي دوم مي باشد که در اين دوره خلافت عباسي تنها يک حکومت ظاهري شد و خلفا به هيچ وجه قدرت و نفوذ واقعي نداشتند.16 بعد از متوکل فرزندش (منتصر) به جاي او نشست. ترکان با تحريک منتصر دو فرزند ديگر متوکل (معتز و مؤيد) را از ولايت عهدي خلع کردند و اين زمان، زمان اوج ترکان در دربار عباسي بود و به همين دليل اين دوران را “عصر ترکي” مي نامند.
در اين زمان خلفاي بسياري روي کار آمدند ولي در تمام اين مدت اداره حکومت در دست ترکان بود اين دوران، دوران انحلال حکومت عباسي بود که در نهايت با مرگ”مستعصم” آخرين خليفه عباسي و حمله ي”هلاکو خان مغول” در سا ل(656ه) حکومت عباسيان به پايان رسيد.
2-2- اوضاع اجتماعي در عصر عباسي
تحولات عظيمي که در عصر عباسي در ممالک اسلامي رخ داد تاثير شگفت انگيزي در زندگي اجتماعي و اوضاع عمومي عالم داشت.17 در اين دوران ورود عناصر گوناگون ايراني، سرياني، رومي و بربر در حکومت که هر کدام عادات و اخلاق و اعتقادات خاص خود را داشتند سبب دگرگوني هايي در محيط شدند در واقع آميختگي عناصر گوناگون سبب انحطاط اخلاقي در جامعه شد.18 اين دگرگوني اجتماعي عرب از زماني آغاز شد که عربها با غير عربها معاشر شدند و از تمدن مادي و فکري ملل ديگر اقتباس کردند و حتي در عقايد ديني بحث و جدل پيش آمد. ازدواج با غير عرب در سبک طعام و لباس و آداب و معاشرت عرب تأثير فراواني گذاشت. نسل جديد هم برعکس جامعه اموي که قوم عرب را برترين قوم مي دانستند، اعتقاد داشتند که عرب در هيچ چيز بر ديگران برتري ندارند و اين برابري بين عرب و غير عرب که( شعوبيه) ناميده مي شوند يکسان است.19
در اين دوره درآمد و دارايي دولت به گونه اي عجيب و حيرت آور فزوني يافت.20 اما اين مال و دارايي حکومت صرف عيش و نوش حکام مي گرديد و آنان هيچ حقي براي قشر ضعيف و تهيدست جامعه قائل نبودند و حاضر نبودند هيج مسئوليتي در قبال آنان بپذيرند.21
در حکومت عباسي طبقه اي تأثير عميقي در زندگي اجتماعي جديد گذاشت اين طبقه جاريه ها بودند که در اصطلاح يعني”کنيزک”.22 عربها به تقليد از ملتهاي پيشين نيز به خريد و فروش کنيزکان دست زدند و آنان را از کشور هاي بيگانه بلاد اسلامي مي آوردند حال آنکه دين اسلام همواره در صدد بود تا با وسائل مختلف کنيزکان را آزاد سازد.23 نگهداري کنيزان در ميان خانه در ميان اکثر خلفا و دولتمردان نيز رايج بود و اين عامل مهمي در سقوط اخلاقي جامعه ي آن عصر به شمار مي رفت.

در عصر عباسي توليد انواع شراب و مجالس شراب خواري رواج بسياري يافته بود.24
مجالس شراب آن دوره را نيز که مجالس عيش و نوش بودند را نبايد از ياد برد زيرا خلفا و وزرا عابدان روز بودند اما شبانگاهان مجالس زن و شرابشان رونق ويژه اي داشت.25 و گاهي نيز شعر و ادبيات در خدمت چنين مجالسي به کار گرفته مي شد و در چنين مجالسي از شاعران مي خواستند برايشان شعر بسرايند تا از آنچه خورده و نوشيده اند لذت بيشتري ببرند.26
در اين عصر متقاضيان تمدن راه افراط را پيمودند و مجالس لهو و لعب و بازي و عيش و نوش در بين آنها رواج بسياري يافت.27 و در نهايت بايد گفت که شايد هيچ يک از جوامع عرب همانند جامعه ي عباسي لهو و لعب به خود نديده است چرا که مردم تا بناگوش در تمدن مادي ايرانيان و غنا و ميگساري آنان فرو رفته بودند و همين امر سبب شده بود که فساد اخلاقي در اين دوره به وفور به چشم آيد.28
و اما ويژگيهاي خوب اين عصر، توجه به دانشمندان و شاعران بود به عبارتي در اين عصر دانشمندان و شاعران و خوانندگان و موسيقي دانان، طرفداران فراواني پيدا کرده بودند، و غالباً امرا و بزرگان آنها را براي هم نشيني با خود برمي گزيدند و آنها را از مزاياي بسياري بهره مند مي ساختند.
و از ويژگيهاي ديگر اين عصر رواج بازيهاي مختلفي چون، شطرنج و مسابقات اسب دواني و شکار بود که خلفا و امرا بيش از هر تفريحي شکار را مي پسنديدند و همين امر مردم را به تربيت بازهاي شکاري و سگان تشويق مي کرد.29
2-2-1- گروههاي مختلف مردم يا طبقات اجتماعي آن عصر
طبقات اجتماعي اين دوره را مي توان به سه گروه تقسيم کرد: طبقه ي اول”طبقه ي عليا” ناميده مي شوند که شامل خلفا و وزيران و فرماندهان هستند که سر دسته ي اين گروه خلفا بودند آنها مالياتها و خراج ها را از اقصا نقاط کشور کسب کرده و همه را صرف درآمد هاي گزاف و رفاه خود مي کردند. دسته دوم “طبقه وسطي” ناميده مي شوند شامل افراد و فرقه هاي متفاوتي مي باشند که در رأس آنها علماي زبان عربي و فقه و تفسير و حديث قرار دارند. که از دستگاه خلافت، درآمد هنگفتي را گرفته و در راه رفاه و آسايش خود آن را خرج مي کردند، معلمان نيز جزء اين دسته بودند ولي تمامي معلمان از رفاه برخوردار نبودند و اين رفاه تنها شامل مربياني مي شد که فرزندان خلفا و امرا را درس مي دادند. شاعران نيز جزء اين دسته از مردم بودند و شاعران هم نيز فقط آن دسته که در دربار خلفا بودند و مدح خلفا را مي کردند در رفاه بودند. هم چنين صنعت گران و توليد کنندگان جزء اين دسته هستند. دسته سوم که “طبقه ي عامه” ناميده مي شوند و قشر رعيت و مستضعف جامعه را تشکيل مي دهند آنها کارگزاراني بودند که بسيار زحمت مي کشيدند اما اين نتيجه و دسترنج هرگز خود اين گروه و دسته را بهره مند نمي ساخت آنان همواره در فقر و تنگدستي به سر مي بردند و طبقه ي مرفه جامعه دسترنج اين زحمت کشان را به غارت و تاراج مي بردند.30
2-3- اوضاع اقتصادي
جغرافياي طبيعي هر کشوري در رونق اقتصادي آن کشور نقش بسزائي دارد.عراق نيز به خاطر وجود دجله و فرات و سرزمين هاي حاصلخيز و پر برکت از رونق اقتصادي ويژه اي برخوردار بود. و از زمانهاي قديم شاهد تمدنهاي مختلفي چون ايراني، آشوري، سرياني و …. بود. بغداد نيز در ساحل غربي رودخانه ي دجله و فرات از چنان وضعيتي برخوردار بود که ابو جعفر منصور خليفه ي عباسي درباره ي آن گفته بود: “اين محل براي آنکه لشگرگاه شود خيلي مناسب است اين رودخانه دجله است و گويي هيچ مانعي، بين ما و چين وجود ندارد. و از جزيره و سرزمين هاي اطراف آنها هر چه بخواهيم مي آوريم و از اين طرف رودخانه فرات است و از راه آن هر چه بخواهيم از سرزمين شام و رقه و اطراف آنها خواهيم آورد”31. اين موقعيت جغرافيايي و اقتصادي مناسب و توجه خلفاي عباسي، به پيشرفت و شکوفايي اقتصادي کمک کرد.
و در اوايل عصر عباسي اقتصاد نيز شکوفا شد که زندگي پر تجمل اين روزگار مؤيد اين مطلب مي باشد. قبل از اين توسعه اقتصادي، تنها ايرانيان و مسيحيان و يهوديان به امر تجارت و زراعت مي پرداختند. اما رشد فکري و فرهنگي باعث شد که مسلمانان به فعاليتهاي اقتصادي، روي بياورند.32
و بغداد به خاطر چنين وضعيتي پس از مدت کوتاه، بندرگاه مهم و عظيم تجارت هند و مرکز بازرگاني آن روزگار شد.33 روي هم رفته بغداد در دوره ي عباسي شهري تمام عيار بود. شهري که خطيب بغدادي در توصيف آن گفته است: “شهر بغداد در جلالت و فخامت و کثرت علما و بزرگان و تمايز خواص و عوام از يکديگر و وسعت اطراف، خانه ها، جنگ گاه ها، دروازه ها، بازارها، مساجد و حمام ها و … در همه ي جهان همانندي ندارد”.34
طبيعي است که وجود بازارها و مهمانسرا ها در بغداد آن زمان دال بر رونق اقتصادي اين شهر بود.35
بازرگانان مسلمان شخصاً براي تجارت به اطراف دنيا مي رفتند و از هند ياقوت الماس و از بحرين مرواريد و از کوفه دستمال هاي حرير و از شيراز انواع عبا و از خراسان انواع فرش و پرده و از بخارا انواع قاليچه و از شام انواع ظرفهاي شيشه اي و بلورين به سوي بغداد مي آوردند.36
و در نهايت مي توان گفت جامعه ي اسلامي در خلال قرن دوم هجري به نحوي تحول يافت که بازرگاني از مهمترين ارکان زندگي اقتصادي گرديد و مقام اول را در تجارت جهاني کسب کرد. اين رشد تحت تأثير چند عامل رخ داد من جمله: پيشرفت در تمدن که جامعه ي عباسي بدان دست يافته بود، مظاهر شکوه و رفاه موجود در آن، گسترش قلمرو دولت و استقرار آن، و توسعه ي راههاي ارتباطي زميني و دريايي.
و از آثار نهضت بازرگاني پيدايش اسلوبي در معاملات مالي که به اين نهضت بزرگ امکان مي داد تا ثروتها را بين شرق و غرب به جريان اندازد و آن ظهور نظام بانکي بود که به نظام اقتصادي عصر عباسي کمک شاياني کرد.


دیدگاهتان را بنویسید