در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

بررسي تأثير آرايش گودالهاي باز در كاهش ارتعاشات ناشي از عملكرد ماشين آلات ضربه اي با استفاده از مدل اجزا ي محدود

آرش محمدي فارساني* و امير مهدي حلبيان**
دانشکده مهندسي عمران، دانشگاه صنعتي اصفهان

(دريافت مقاله: ٨/١١/١٣٨٦- دريافت نسخه نهايي: ٢١/٦/١٣٨٨)

چكيده – ماشين آلات ضربهاي نظير چ كشها و پرسها در طي عمل كرد خود ارتعاشات بسيار بزرگي را تولي د ميكنن د، كه در محي ط قاب ل توجهيبه اطراف انتشار مييابن د. وقتي امواج ناشي از اين ارتعاشات به محي ط اطراف گسترش مييابن د، ميتوانن د عمل كرد ماش ـين آلات ح ـساسمج ـاورخود را مخت ل كرده و يا بر روي ساكنين مجاور و يا كارگران ايجاد آلودگي صوتي كنن د. ي كي از راه كارهاي م ـؤثر در كنت ـرل و ج داس ـازي اث ـراتارتعاشي ناشي از عمل كرد ماشين آلات به محي ط اطراف، ايجاد گودالهاي باز در خا ك مجاور آنهاس ت. در تحقيق حاضر، بهطور خاص، به بررسي اثرگودالهاي باز دورديفي، كه با فاصله از ي ك ديگر قرار ميگيرن د، پرداخته ميشود. در اين راستا، عوامل مختلفي نظير فاصله بين گوداله ـا، موقعي ـ تگودالها نسب ت به چشمه ارتعاش و عمق لايه خا ك، در نظر گرفته ميشون د. ي ك م دل اجزاي مح دود دو بع دي براي اين منظور ساخته و تحلي ـ ل درحوزه زمان انجام ش ده اس ت. نتايج نشان ميده د كه وجود گودال در فواصلي از منبع ارتعاش، دامنه ارتعاش را كاهش ميده د. همچن ـين تحليله ـانشان ميده د، استفاده از دو گودال باز براي ي ك لايه نيمهبينهاي ت خا ك كه در آن استفاده از ي ك گودال باز عم ﹰلا بي تأثير اس ت، مي توان ـ د دامن ـهارتعاش را، به ويژه در مجاورت گودال دوم، بهصورت قاب ل توجهي كاهش ده د..

واژگان كليدي : موانع ارتعاش، گودالهاي باز، ماشين آلات ضربه اي، كرنش مستوي، م دل اجزاي مح دود

640085855

* – دانشجوي كارشناسي ارشد ** – استاديار
Effect of Vibration Barrier Arrangements on Controlling Vibrations in Shock-producing Equipment

A. Mohammadi Frasani and A. M. Halabian

Department of Civil Engineering, Isfahan University of Technology

Abstract: Hammers or presses commonly used in modern manufacturing facilities produce remarkable vibrations during their operation. Foundations supporting these machines experience powerful dynamic effects which may extend to the surrounding areas and affect workers, sensitive machines within the same facility, or the neighboring residential areas. To control free-field impact-induced vibrations, wave barriers may be constructed in the vicinity of the vibration source. This paper examines the efficiency of soft barriers (open trenches) on screening pulse-induced waves for foundations resting on a deep elastic layer or a layer of limited thickness underlain by rigid bedrock. The effectiveness of open trenches as wave barriers is examined for different cases of soil layer depth, arrangement for double trenches, and trench location. A 2D finite element model is constructed and some parametric analyses are performed in the time domain. Different arrangements of wave barriers in vibration isolation for shock-producing equipment are assessed for their efficiency. The results show that using the second trench could remarkably reduce the vibration amplitude. Finally, some guidelines are defined for their use

Keywords: Wave barriers, Open trenches, Shock producing machines, Finite element method.
١- مقدمه
به منظور كاهش دامنه ارتعاشات ناشـي از عملكـرد ماشـينآلات و يا جلوگيري از انتشار آنها به محـيط اطـراف، مـيتـوانموانع ارتعاشي نظير گودالهاي باز را در اطراف چشمه ارتعاش و در عمق لايه خاك احداث كرد. ايـن كـار بـه ايـن دليـل انجـامميشود كه برخي از ماشين آلات نظيـر چكـشها و پرسـها طـيعملكردشان، تنشهاي ديناميكي نـسبتا زيـادي بـه فونداسـيون وخاك اطراف خود وارد ميكنند؛ ايـن تنـشها بـه شـكل مـوج ازطريق خاك، به محيط اطـراف خـود نفـوذ و گـسترش يافتـه وباعـث ارتعـاش نقـاط مختلـف و بـه ويـژه روي سـطح خـاك ميشوند. بنابراين بديهي اسـت چنانچـه در مجـاورت دسـتگاهمزبـور تجهيـزات حـساس ديگـري نـصب شـده باشـند، ايـنارتعاشات ميتوانند عملكرد مناسب آنها را مختل و يا كـارگرانمشغول به كار را آزار دهند و حتي در برخي مواقع، انجام كار رابراي آنها ناممكن سازند . از ديگر مشكلاتي كه ممكن اسـت بـهدليل عدم تمهيدات لازم به وجود آيد، اثرات سوء فيزيولوژيكيو رواني حاصل از اين ارتعاشـات در نـواحي مـسكوني مجـاورآنهاست. به اين ترتيب اهميت لزوم در نظر گرفتن راهكارهـاييبراي حل اين مسائل، مشخص مي شود.

موانع جلوگيري كننده از ارتعاش يا موج، بهطور كلي بـه دونوع موانع نرم و موانع سخت تقسيمبندي ميشوند. بـراي مثـالگودالهاي باز و يا گودالهاي پر شده با مصالح نـرم، نظيـر شـفتهبنتونيت، از جمله موانع نرم محسوب مي شوند و گودالهـاي پـرشده با بتن يا ديوارههاي بتني از جمله موانع سختاند.
مطالعات تحليلي و آزمايشگاهي زيادي در مورد تأثير موانـعارتعاش، در كاهش ارتعاشات و حداقل كردن آنها، براي ماشـينآلات رفت و برگشتي و ماشين آلات دوراني، انجام شده اسـتو اكثر آنها ارتعاشات را در نيم فضاي همگن در نظر گرفتهانـد . بـه عنـوان مثـال وودز [۱] آزمايـشات صـحرايي را بـر اسـاس ارتعاشات سطحي براي بررسي جداسـازي ارتعاشـي گودالهـايباز انجام داد. وي گودالهاي باز را در نزديكي چـشمه ارتعـاش،جايي كه امواج حجمـي حـاكمانـد، و دور از چـشمه ارتعـاش،جايي كـه امـواج رايلـي حـاكمانـد، مـورد بررسـي قـرار داد ودستورالعملهايي براي طراحي اين گودالها ارائه داد، به طوري كـهدامنـ ههـاي ارتعـاش تـا ۷۵ درصـد كـاهش يابـد. بـسكوس و همكاران[۲] براي مطالعه عملكرد گودالهاي باز و گودالهـاي پـرشده بهعنوان موانع جلوگيري كننده از ارتعـاش، از روش المـانمرزي در حوزه فركانس استفاده كردند. آنها با انجـام مطالعـاتپارامتريك، به ارزيابي اهميت هندسـههـاي مختلـف، مـصالح ومقادير مختلف پارامترهاي ديناميكي پرداخته و دسـتورالعملهايمفيدي را براي مهندسان طراح ارائه دادند. احمد و الحـسيني[۳] نيز از روش المان مرزي استفاده كرده و مطالعـه اي پـارامتري درمورد تأثير گودالهاي باز و گودالهاي پر شده، به منظورجداسازيارتعاشات هارمونيك انجام دادند. آنها تأثير عواملي نظيـر عمـق،پهنا و مصالح مورد استفاده در گودالها را مطالعـه و يـك رونـدطراحي ساده را براي آنها پيشنهاد كردند. امـا در مـورد ارزيـابيعملكرد موانع موج در برابر ارتعاشات ناشي از بارهاي گـذرا وتكرار شونده، مطالعات بسيار محدودي صـورت گرفتـه اسـت.
تأثير گودا لهاي باز و گودالهـاي پـر شـده در كنتـرل ارتعاشـاتناشي از بارگذاريهاي ترافيكي حاصل از حركت قطار با محتويفركانسي خيلي كم توسط يانگ و هونگ [۴] طـي يـك مطالعـهعددي مبتني بر روش اجزا ي محدود با استفاده از المانهاي نيمـهبينهايت مورد بررسي قرار گرفـت. آنهـا ضـمن بررسـي تـأثير موانع ارتعاش در محـدودههـاي مختلـف فركـانس بارگـذاري،نتيجه گرفتند كـه اسـتفاده ار گـودال بـراي فركانـسهاي كـم دركاهش ارتعاشـات مناسـب نيـست. كـاتيس و همكـاران [۵] بـااستفاده از يك مدل المان مرزي در حوزه فركانس، در خصوصجداسازي ارتعاشات، ميزان تأثير گودالهاي باز و پـر شـده را بـاشمعهاي توخالي و بتنـي مقايـسه كردنـد . آنهـا بـه ايـن نتيجـهرسيدند كه گودالها نسبت به موانع شـمع مؤثرترنـد؛ بـه جـز درمورد ارتعاشاتي كه طول موجهـاي بزرگـي داشـته و اسـتفاده ازموانـع عميـق نظيـر شـمعها عملـي تـر خواهـد بـود. النگـار و شهاب [۶] تأثير هر كدام از موانـع نـرم و سـخت را در كـاهشارتعاشات ناشي از عملكرد ماشين آلات ضربهاي مولـد بارهـايتكرار شونده، مورد بررسي قرار دادند. آنهـا بـا اسـتفاده از يـكمدل اجزاي محدود دو بعدي، اثر يك گودال باز، يك گودال پرشده با مصالح نرم و يك ديواره بتنـي را بـهطـور جداگانـه، بـركاهش دامنه ارتعاشات مطالعه كردند. عواملي نظيـر عمـق لايـهخ اك، موقعي ت گ ودال از لب ه فونداس يون و عم ق م دفونفونداسيون، در مطالعه آنها در نظر گرفته شـد و بـه ايـن نتيجـهرسيدند كه موانع موج مورد بررسي، اعم از موانع نرم و سخت،براي جداسازي ارتعاش فونداسيونهاي چكـش مـستقر بـر رويخاك نيمه بينهايت، مؤثر نيستند. همچنـين در خـصوص لايـهخاك با ضخامت محدود، تأثير مانع موج با افزايش عمق گودالنسبت به ضخامت لايه خاك افزايش مي يابـد . بـه عـلاوه، تـأثيرموانع موج نرم مانند گودالهاي باز، از موانع مـوج سـخت نظيـرديواره بتني بسيار بيشتر است و عمق مدفوني فونداسـيون رويعملكرد گودال نيز تأثيري ندارد.
با توجه به نتايج بهدست آمده در تحقيق النگار وشـهاب [۶] كه نشان ميداد در برخي موارد بهويژه براي خاك نيمه بينهايت اثر مانع موج نرم تأثيرقابل ملاحظه اي در كنترل ارتعـاش نـدارد،در مطالعه حاضر ضمن بررسي عوامل مذكور در تحقيـق اشـارهشده، آرايشهاي مختلف چند گودال در كاهش دامنه ارتعاشـاتبراي خاك لايهاي و نيمه بينهايت مـورد بررسـي قـرار گرفتـهاست. از اين رو در اين تحقيق، با استفاده از يـك مـدل اجـزاي محدود دو بعدي، به بررسي تأثير دو گـودال بـاز و بـا در نظـرگرفتن عواملي همچون: عمق لايه خاك، موقعيت گودالها از لبـهفونداسيون و همچنين فاصله گودالها نسبت به يكديگر، پرداختهشده است . به منظور انجام يك مقايسه جامع، با حالتي كه فقـطيك گودال وجود داشته باشد، از مدلهاي يكساني براي تحليلهـااستفاده شده است . لازم به ذكر است كه پـيش از ايـن در مـورداثر دو گودال و موقعيت آنها مطالعه اي صورت نگرفته است.

۲- روش تحقيق
۲-۱- تعريف مسئله، روش تحليل و مشخصات مدل مسئله مورد بررسي در اين تحقيق، يك فونداسـيون چكـشاست كه بر روي لايهاي از خاك به ضخامتD قرار گرفته و درزير آن يك لايه سخت فرض مـيشـود . عـر ض فونداسـيونw بوده و فرض ميشود دو گودال باز با ديواره هاي قائم، هر كـدامبه عرضb و عمقd و با فاصلهs از يكديگر در مجاورت پـيچكش حفر شدهاند. گـودال نزديكتـر بـه چـشمه ارتعـاش، درفاصلهxt از لبه فونداسيون قرار ميگيرد. عرض گودال يك دهم عمق آن در نظر گرفته مـي شـود ((b=d/10. شـكل (۱) هندسـهمسئله را نشان ميدهد كه به دليل تقارن، تنها نيمـي از آن مـوردتحليل قرار مي گيرد.
تحليل، شرايط كرنش مستوي دو بعـدي را در نظرمـي گيـرد .

شكل ۱- گودالهاي باز مورد استفاده براي جداسازي ارتعاش و پارامترهاي هندسي مسئله
اين فرض ممكن است تأثير گودال را بهصـورت بيـشينه تخمـينبزند؛ زيرا از حركت امواجي كه در اطراف ديوارههـاي گـودال درامتداد موازي با صفحه ديوارههـا حركـت مـي كننـد، صـرف نظـرمي كند. ايـن حالـت تحليـل بـراي تحليـل موانـع مـوج بـهويـژهايزولاسيونهاي مقاوم از دقت كافي برخوردار اسـت[۳]. از طرفـيديگر، فرض كـرنش مـستوي تنهـا انتـشار امـواج دو بعـدي (در جهات قائم و افقي) را در نظر گرفته و از انتشار مـوج در جهـتديگر افقي صرف نظر ميكند كه منجـر بـه كـاهش تخمـين تـأثيرگودال در كنترل ارتعاش ميشود و بنابراين، اين مسئله تا حدوديتأثير گودال را در جداسازي ارتعاش تعديل مي كند. فونداسيونهاي چكش، همواره به گونه اي طراحـي مـيشـوند كـه معمـولا خـاكاطراف و زيرين آنها در محدوده الاستيك باقي ميماند. به عبـارتديگر تغيير شكلهاي پلاستيك به هيچ وجه مـورد انتظـار نخواهـدبود. از اين رو خـاك محـدوده مـدل، الاسـتيك، همگـن و خطـيفرض مي شود. همچنين تماس كاملي بين فونداسيون و خـاك، درنظر گرفته ميشود. اين فرض براي سطح تغيير شكلهاي مجاز، درمورد فونداسيونهاي ماشين آلات قابل توجيه است. بهعنـوان يـكفرض متعارف در ديناميك خاك، خصوصيات خـاك در سرتاسـرعمق لايه، يكنواخت در نظـر گرفتـه مـي شـود . در نهايـت پاسـخديناميكي سيستم، تنها براي بار ضربه اي محاسبه مي شود. اين بدانمعناست كه پاسخ ديناميكي سيستم، در ادامه پاسخ استاتيكي ناشياز وزن ماشين آلات، فونداسيون و خاك بهدست آمـده اسـت. بـهمنظور انجام صحت سنجی، نتايج بهدست آمده از مدل بـسط دادهشده برای يک گودال با نتايج ارائه شده در مرجـع [۶] کـه در آنمشخصات مصالح لايه خاک بهصورت:
ســرعت مــوج برشــي در خــاك: m

s ۱۵۰ ؛ دانــسيته:
3kg

m 1800 ؛ نـسبت پواسـون : 0.3 ؛ ميرايـي مـ صالح: 0.03 می باشند، مقايسه مي گردد.

۲-۲- مدل اجزا ي محدود
با استفاده از نرم افزار ANSYS 8.0، مدل اجزاي محدودي بر اساس مدل هندسي فرض شده بسط داده شده است. حـالتي كـه D=5d باشد، در شكل (۲) نشان داده شده است. در مدل اجزاي محدود بسط داده شده، خاك با استفاده از المانهاي مثلثي شـشگره اي، كه داراي دو درجه آزادي انتقالي در هر گره است، مدلشده است.
اندازه المانها به جهت عدم حصول خطا در تحليـل، حـدوديك هشتم تـا يـك پـنجم كوتـاهترين طـول مـوج رايلـي (λr) انتخاب شدهاند. با در نظر گرفتن سرعت موج برشي خاك و نيزپريود بارگذاري تكرار شونده برابر 0.02 ثانيه ، كوتاهترين طولموج برابر ۳ متر در نزديكي فونداسيون و ۱۸ متر دور از چـشمهارتعاش بر اورد ميشود. از اين رو اندازه المانها حـدود نـيم متـر( 6/λr) در مجــاورت فونداســيون و حــدود ۳/۲ متــر دور از چشمه ارتعاش انتخاب شده اند. نسبت طـول بـه عـرض، بـرايهمه المانها، كمتر از ۲ در نظر گرفته شده و از تغيير ناگهـاني دراندازه المان اجتناب شده است. بلوك بتنـي فونداسـيون چكـشبا استفاده از المانهاي تير دوگرهاي با دو درجه آزادي انتقـالي ويك درجه آزادي چرخشي براي هر گره تعريف شده اسـت. بـاتوجه به اينكه بلوك فونداسيون همانند يك جسم صلب حركتمي كند و بار ضربه اي چكش نيز معمولا بهطور هم مركز اعمـال ميشود، بنابراين جاب هجـ ايي فونداسـيون تنهـا در راسـتاي قـائمخواهد بود . لذا بايستي علاوه بر سـختي بـسيار زيـادي كـه بـهالمانهاي تير نسبت داده مـيشـود، اولـين المـان نيـز در مقابـلجابه جايي افقي و چرخشي مقيـد شـود. بـه ايـن ترتيـب، ايـن

شكل ۲- مدل اجزاي محدود ساخته شده براي تحليل؛ D=5d شكل ۳- المان مورد استفاده براي شرايط مرزي انتقالي
اطمينان حاصل ميشود كه فونداسـيون بـهصـورت يـك جـسمصلب و تنها در راستاي قائم حركت ميكند.
شرايط مرزي متقارن در امتداد محور تقارن، بهوسـيله مقيـدكردن جاب ه جايي، در جهت افقي اعمـال مـي شـود . لايـه بـسيارسخت موجود در زير لايه خاك، عم ﹰلا كليه امواج برخـوردي رابازتاب خواهد كرد. بنابراين منطقي است كـه فـرض شـود ايـنلايه، يك مرز صلب را تشكيل مي دهـد و در نتيجـه پايـه مـدل،گيردار فرض شود. در مسائل ديناميكي براي مدل كردن گـسترهنامحدود خاك، براي جلوگيري از بازتاب امواج منتشره در مدلبه سـمت داخـل مـدل، از مرزهـاي مـصنوعي جـاذب اسـتفادهميشود. موقعيت مرز مصنوعي به مقـدار ميرايـي مـادي خـاك،محدوده فركانسي مورد نظر، سرعت موج و مدت زمان تحريكبستگي دارد . در مرز سمت راست مدل، به هرگره مـرزي، يـكجفت از المانهاي كلوين، يكـي در راسـتاي قـائم و ديگـري درراستاي افقي، نسبت داده ميشود. اين المان، مطـابق شـكل (۳)، شامل يك فنر خطي و يك ميراگر است.
ضرايب سختي و ميرايي مرزهاي مصنوعي جاذب در واحدسطح، بر اساس روابط زير به دست ميآينـد ، نـواك و ميتـوالي
[۸] و ديكس و راندلف [۹]:
Kr =[Sr1(ao,νs,δs) +iSr2(ao,νs,δs)]Gs /ro (۱) Ky =[Sy1(ao,νs,δs) +iSy2(ao,νs,δs)]Gs /ro (۲)
روابط (۱) و(۲) بـراي راسـتاي شـعاعي و راسـتاي قـائم ارائـه

شكل ۴- نمونه پاسخ تاريخچه زماني ارتعاش قائم نقطهاي روي سطح خاك به فاصله x/d=2.5 از لبه فونداسيون در حالتي كه
Xt/d=1.5 و s/d=2 ،D/d=5

شدهاند؛ كه در آنها،Kr وKy ، سـختيهاي مخـتلط در راسـتاهايمذكورند.در اين روابط همچنـينGs ، مـدول برشـي خـاك، or، فاص له چ شمه ارتع اش ت ا م ـرز م دل وSy1 ،Sr2 ،Sr1 و Sy2 پارامترهاي بي بعدي اند كه به فركانس بيبعد oa ، نسبت پواسون νs، و ميرايي مادي خاك ،tanδs، بستگي داشته و از نمودارهـايارائه شده در نواك و ميتوالي [۸] بـه دسـت مـي آينـد. فركـانس بيبعد oa به صورت زير تعريف ميشود: (۳) ao = roω/Vs
كه در آن،ω وVs ، به ترتيب، فركانس تحريك و سرعت مـوجبرشي در خاكاند. ضـرايب سـختي و ميرايـي واحـد سـطح راميتوان بهصورت قسمتهاي حقيقي و موهـومي معـادلات (۱) و
(۲) نيز نوشت؛ يعني، بهصورت زير: (۴) ok = GsS1 /r

c = GsS2 /ωro (۵)
بنابراين براي به دست آوردن ثابتهـاي فنـر و ميراگـر در المانهـايكلوين، اين ضرايب، k و c، در سطح المان مربوطه ضرب ميشوند.

۲-۳- بارگذاري و تحليل
پارامترهاي هندسي مدل كه در تحليل استفاده شدهاند، به صورت بـي بعـد نمـايش داده مـ يشـوند. ايـن پارامترهـا كـه بـا عمـق

شكل ۵- صحت سنجي مدل بسط داده شده با تحقيق النگار و شهاب [۶]

گودال،d ، بيبعد شدهاند عبارتاند از : Xt/d، نسبت فاصله اولينگودال تا لبه فونداسيون به عمق گـودال؛x/d ، نـسبت موقعيـتنقاط روي سطح خاك به عمق گودال وs/d ، نسبت فاصله بـيندو گودال به عمق گودال. لازم به ذكر است كه در مدل اجـزاي محدود، عمق گودال برابر ۶ متـر و نـصف عـرض فونداسـيون،مطابق شكل (۱)، برابر ۳ متر بوده است.
بارگذاري بهصورت يك پالس مستطيلي با دامنه ۲ مگانيوتن ومدت زمان ۱۰ ميلي ثانيه اعمـال مـيشـود، كـه بيـانگر بارگـذاريچكش خواهد بود. تحليل ديناميكي خطي براي محاسبه پاسخ مدلبه اين بارگذاري، در حالات با و بدون وجود گودال، انجـام شـدهاست و تاريخچه زماني ارتعاش قائم در تعدادي از گرههاي واقع بر سطح مدل بهدست آمدهاند و به اين ترتيب حداكثر دامنـه ارتعـاشدر هر گره تعيين شده است. براي نمونه، شكل (۴)، پاسخ تاريخچه زماني ارتعاش قائم نقطهاي به فاصلهx/d=2.5 متر از لبه فونداسيونرا در حالتي كه s/d=2 ،D/d=5 و Xt/d=1.5 است، نشان مي دهد.
حالتي كه در آنs/d=0 است، در حقيقت بيانگر وجود يـكگودال بـاز در مـدل اسـت كـه پـيش از ايـن، توسـط النگـار وشهاب [۶] مورد مطالعه قرار گرفته بود. منحنيهاي به دست آمدهدر تحقيق حاضر كه در بخش بعـدي نـشان داده مـيشـوند، درحالتs/d=0 ، با آنچه توسط پژوهشگران مذكور به دست آمـدهبود، مطابقت دارد، شكل (۵). به اين ترتيـب صـحت مدلـسازيانجام شده در اين تحقيق، تأييد مي شود.

۳- بحث روي نتايج
با استفاده از پاسخ تاريخچه زماني جابهجايي قـائم چنـدينگره در موقعيتهاي مختلف،x ، روي سـطح خـاك، و در جلـويگودال اول، مابين گودالهـا و پـشت گـودال دوم حـداكثر دامنـهارتعاش نقاط مورد بررسي تعيين شدهاند. اين كار براي وقتي كهگودالهاي باز وجود داشته و يا هيچ كدام وجود نداشـته باشـند،انجام شده است و حداكثر دامنههاي بـه دسـت آمـده از حالـتوجود گودالهاي باز به حالت بدون وجود گودال نرماليزه شده وبهصورت »نسبت كاهش دامنه« در مقابلx/d ، رسم شدهاند. اين مراحل براي پارامترهـاي مختلـف هندسـي، نظيـرXt/d ،D/d و
شكل ۶- اثر استفاده از دو گودال در كاهش ارتعاشات؛ D/d=5 و Xt/d=0.5 0.0
0.2
0.4
0.6
0.8
1.0
1.2
1.4
1.6
1.5
1.0
0.5
0.0
3.0
2.0
2.5
3.5
4.0
4.5
5.0
5.5
6.0
6.5
x/d
Amplitude reduction ratio
s/d=0
s/d=0.5
s/d=1
s/d=1.5
s/d=2


پاسخ دهید