xi تعداد افراد هر گروه، ti ارزش تحمل آلودگـي درآن گروه وn تعداد كل افراد ميباشد.
اين شاخص در سطوح مختلف گونه، جنس و خـانـوادهكاربرد دارد (Hilsenhoff, 1988).
شاخص زيسـتـيBMWP/ASPT مـتـداولتـريـنسيستم در بريتانيا است كه با جمع آوري و شـنـاسـايـينمونه ها در سطح خانواده مورد ارزيابي قرار ميگيرد و به هر خانواده كه كمترين مقاومت را در برابر آلودگـي آبداشته باشد بيشترين امتياز را اختصاص ميدهد. سپـسبا فرمول و جدول 3 كيفيت آب ايستگاه مشـخـص مـيگردد.
شاخص زيستي BMWP/ASPT در هر سـايـت بـه
صورت فصلي در سطح خانواده محاسبه شد( 01 و.)47

åBn.
BMWP/ ASPT=
N
B امتياز BMWP در سطح خانواده ،n فراواني هـرخانواده و N كل تعداد افراد خانواده در هـر ايسـتـگـاه ميباشد.
شاخصهاي جمعيتي شامل شـاخـص جـاكـارد( J)،شاخص مارگالف ( R)، شاخص تنوع شانون – وينـر( H) وشاخص سيمپسون( D) براساس جنس و با اسـتـفـاده ازروابط زير محاسبه شد( 94).
301042-54801

J =H ‘
H max

S-1 R=
LogN
354950161024

åS nn( -)1
D= i=1 ii
N N( -)1
H=-åis(p pi lni)

Pi فراواني نسبي افراد تاكزوني i در نمونه مورد نـظـر،H’ مقدار شاخص شانون ،S تعداد جنس در نمونـه مـوردنظر ،ni فراواني هر جنس، H max حداكثر مقدار شـاخـصشانون و N تعداد كل جنسهاي شناسايي شـده در هـرنمونه ميباشد.
آناليز دادهها
تجزيه و تحليل آماري دادههاي بدست آمـده بـا نـرمافزار آماري 16 SPSS و با استفاده از آناليز واريانس يـكطرفه ( One-Way ANOVA) بعد از نرمال سازي دادههـابه روش كولموگروف- اسميرنوف انجام شد. براي مقـايسـهميانگينها از آزمون دانكن استفاده شده و محاسبه داده ها و ترسيم نمودارها با نرم افزار EXCEL انجام شد .)30(
نتايج
گروههاي تغذيهاي
بزرگ بي مهرگان كفزي در منطقه مورد مطالـعـه6 گروه تغذيه اي را شامل شدند كه عبارتند از ( 11، 71، 03 و:)44 گروه Collector-filtering) CF):
(Hydropsyche sp., Agapetus sp., Simulium
sp.).
:(Collector-gathering) CG گروه
(Hydrometra sp., Tipula sp., Chironomus sp., Naididae, Haplotaxidae, Lumbricidae, Glossiphonia sp., Physa sp., Valvata sp., Bithynia sp., Potamopyrgus sp., Pisidium sp.).
:(Collector-gathering/Scraper) CG/SCR گروه
(Baetis sp., Cloeon sp., Ephemerella sp., Leptophlabia sp., Caenis sp.)
:(Predator/ Collector-gathering) PRD/CG گروه
(Chloroperla sp., Hydroptila sp., Perla sp.,
Tabanus sp.).
:(Scraper) SCR گروه
(Phagocata sp., Epeorus sp., Liponeura sp.,
Bezzia sp.)
:(Predator) PRD گروه
( ElmidaeRhyacophila sp.)
در اين مطالعه تركيب گروه هاي تغذيهاي در فصـولمختلف سال مشخص گرديد. گروه هاي تـغـذيـهايCG ، CG/SCR ،CF نسبت به سايـر گـروههـا در تـمـامـي ايستگاههاي مطالعاتي از بيشترين فراواني برخوردار بودنـد.ساير گروهها داراي فراواني بسيار كمي بوده و مورد بررسـيقرار نگرفتند. نتايج به دست آمـده نشـان داد سـاخـتـار گروههاي تغذيهاي در ايستگاههاي مختلف متغير ميباشـد(جدول 1). بيشترين و كمترين فراواني گروههاي تغذيـه اي بزرگ بيمهرگان كفزي شناسايـي شـده در مـنـطـقـهمطالعاتي به ترتيب مربوط به گروههاي تغـذيـهايCG و CF بود كه در ايستگاه 5 مشاهـده شـد. كـمـتـريـن وبيشترين فراواني بزرگ بي مهرگان كفزي براي گروههـايتغذيهاي CG ،CF و CG/SCR به ترتيب در ايستگاههاي 4 و 5 مشاهده شد.
جدول1 – فراواني گروههاي تغذيهاي (ميانگين ± SD) بزرگ بيمهرگان كفزي در ايستگاههاي مطالعاتي رودخانه تجن( 90-9831)

تذكر: حروف كوچك مشابه، نشان دهنده عدم اختلاف معني دار در گروه هاي تغذيهاي مختلف و حروف بزرگ مشابه، نشاندهنده عدم اختلاف معني دار در ايستگاه هاي مختلف است.
ايستگاه 3 نشان دادند. بررسي هر يك از گروههاي تغذيهاي در بين ايستگاهها نشان داد كه گروه تغذيهاي CF در ايستگاه 4 و 3 به ترتيب داراي بيشترين و كمترينفراواني مي باشد. گروه تغذيهايCG در ايستگاه هاي 4 و 5 به ترتيب داراي كمترين و بيشترين فراواني بود و درگروه تغذيهايCG/SCR اختلافي مشاهده نشد (جدول .)2 در بررسي گروههاي تغذيهاي ايستگاههاي مورد
مطالعه، بين فراواني گروههاي تغذيه اي در ايستگاههاي 1 و 4 اختلاف معني داري مشاهده نشد. گروههاي تغذيه اي CG وCG/SCR در ايستگاه 2 و گروه هاي تغذيه ايCG وCF در ايستگاه 3 اختلاف معني داري را با هم نشاندادند 0/05 ( ≤ P). گروه هاي تغذيه ايCG وCF به ترتيب بيشترين و كمترين فراواني را در فصل تابستان و در
جدول2 – فراواني گروههاي تغذيهاي (ميانگين ± SD) بزرگ بيمهرگان كفزي در ايستگاههاي مطالعاتي رودخانه تجن
(تابستان 9831)

تذكر: حروف كوچك مشابه، نشان دهنده عدم اختلاف معنيدار در گروههاي تغذي هاي مختلف و حروف بزرگ مشابه، نشاندهنده عدم اختلاف معنيدار در ايستگاههاي مختلف است.

در بررسي گروههاي تغذيهاي ايستگاهها در فصل و 5 به ترتيب داراي كمترين و بيشترين فراواني بوده وتابستان، بين فراواني گروههاي تغذيه اي CF با گروه هاي گروه تغذيه اي CG/SCR در ايستگاه 5 بيشترين فراوانيCG وCG/SCR در ايستگاههاي 1 و 4 اختلاف را نشان داد. در بررسي گروههاي تغذيه اي در فصل پاييزمعنيداري مشاهده شد( 50/0 ≤ P). هر سه گروه بين اين سه گروه تغذيهاي ( CF ،CG/SCR وCG ) درتغذيهاي در ايستگاههاي 2، 3 و 5 اختلاف معني داري با ايستگاههاي 3 و 5 اختلاف معنيداري مشاهده نشد هم داشتند( 50/0 ≤ P ≤ 0/05) .(P). گروهCF با گروههاي CG وCG/SCR در ايستگاه 1 و گروه CG با گروه هاي و G/SCR در ايستگاهدر فصل پاييز كمترين و بيشترين فراواني گروههاي 2 داراي اختلاف معني دار بودند( 50/0 ≤ P)، اما درتغذيهاي بزرگ بيمهرگان كف زي مربوط به گروههايCF
ايستگاه 4 اختلاف معني داري مشاهده نشد (جدول 3).
وCG بود كه در ايستگاه 5 مشاهده شد. گروه تغذيهاي CF در ايستگاه هاي 4 و 5 به ترتيب كمترين و بيشترينفراواني را نشان داد. گروه تغذيهايCG در ايستگاه هاي 1
جدول3 – فراواني گروه هاي تغذيهاي بزرگ بيمهرگان كفزي (ميانگين ± SD) در ايستگاه هاي مطالعاتي رودخانه تجن (پاييز 9831)

تذكر: حروف كوچك مشابه، نشان دهنده عدم اختلاف معنيدار در گروههاي تغذي هاي مختلف و حروف بزرگ مشابه، نشاندهنده عدم اختلاف معنيدار در ايستگاههاي مختلف است.
بودند0/05 ( ≤ P ). گروه CG/SCR با گروههـاي CF و CG در ايستگاه 1 اختلاف معنيداري را با هم نشان دادند
(50/0 ≤ P) (جدول.)4 كمترين و بيشترين فراواني بزرگ بيمهرگان كـفزي در فصل زمستان مربوط به گروههايCF و CG بـود كـهدر ايستگاه 5 مشاهده شد. در بررسي هر يك از گرو ههـاي
تغذيهاي در بين ايستگاههـا مشـاهـده شـد كـه گـروه
در فصل بهار كمترين و بيشترين فراواني گروههاي
تغذيهاي CF در ايستگاه 5 داراي كمترين و در ايسـتـگـاه
تغذيهاي بزرگ بيمهرگان كفزي مربوط به گروههايCG هاي 3 و 4 داراي بيشترين فراوانـي مـي بـاشـد. گـروه
و CG/SCR بوده و به ترتيب در ايستگاههاي 4 و 5 تغذيهاي CG در ايستگاههاي 1 و 5 و گـروه تـغـذيـهاي
مشاهده شد. بررسي گروههاي تغذيه اي در بين ايستگاهها CG/SCR در ايستگاه 4 و 3 به ترتـيـب كـمـتـريـن و
نشان داد كه گروه تغذيهايCF در ايستگاههاي 1 و 4 ،بيشترين فراواني را داشتند. فراواني هر سه گروه تغذيه اي
گروه تغذيهايCG در ايستگاههاي 4 و 5 و گروه در ايستگاه هاي 2، 3 و 5 داراي اختلاف معنيداري با هـم
تغذيهاي CG/SCR در ايستگاه هاي 4 و 5 به ترتيبداراي كمترين و بيشترين فراواني مي باشند (جدول 5).

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

جدول4 – فراواني گروههاي تغذيهاي بزرگ بي مهرگان كفزي (ميانگين ± SD) در ايستگاههاي مطالعاتي رودخانه تجن
(زمستان 9831)

تذكر: حروف كوچك مشابه، نشان دهنده عدم اختلاف معنيدار در گروههاي تغذي هاي مختلف و حروف بزرگ مشابه، نشاندهنده عدم اختلاف معنيدار در ايستگاههاي مختلف است.
جدول5 – فراواني گروههاي تغذيهاي بزرگ بيمهرگان كفزي (ميانگين ± SD) در ايستگاههاي مطالعاتي رودخانه تجن (بهار 0931)

تذكر: حروف كوچك مشابه، نشان دهنده عدم اختلاف معنيدار در گروههاي تغذي هاي مختلف و حروف بزرگ مشابه، نشاندهنده عدم اختلاف معنيدار در ايستگاههاي مختلف است.
شاخصهاي زيستي و عوامل فيزيكوشيميايي
خلاصهاي از شاخصهاي زيستي و جمعيتي محاسبـهشده و عوامل فيزيكوشيميايي بدست آمده در ايستگـاه درچهار فصل نمونهبرداري در جدول 6 آورده شـده اسـت.سطوح متفاوت متغيرهاي كيفي آب نشان دهنده آلـودگـيآب از ايستگاههاي بالادست به سمت پايـيـندسـت و درايستگاههاي بالادست سد نسبت به پاييندست آن ميباشد كه به وضوح مشاهده مي شود. نتايج حاصل از مـحـاسـبـهشاخص BMWP/ASPT نشان داد كه ايستگاههاي 1 و 4 ايستگاههاي 2، 3 و 5 با رتبه 4 داراي كـيـفـيـت آب بـاآلودگي شديد ميباشند ( 23)، درحالي كه نتايج حاصـل ازشاخص زيستي هيلسنهوف نشان داد كه كه ايستگاه 1 و 4 داراي وضعيت كيفي مناسب و ايستگاههاي 2، 3 و 5 داراي آلودگي متوسط هستند و مقايسه مـيـانـگـيـن شـاخـصهيلسنهوف بين ايستگاههاي نمونهبرداري نتايج مشابهي رابا شاخص BMWP/ASPT نشان داد. ساير شاخـصهـاي
زيستي نيز روند مشابهـي را در افـزايـش آلـودگـي از ايستگاههاي بالادست به سمت پاييندسـت نشـان دادنـد
با رتبه 3 داراي كيفيت آب بـا آلـودگـي مـتـوسـط و (جدول.)6
جدول6 – ميانگين (± انحراف معيار) پارامترهاي محيطي و فيزيكوشيميايي، شاخصهاي زيستي و شاخصهاي تشابه و تنوع در ايستگاههاي نمونهبرداري رودخانه تجن در دوره مطالعه

تذكر: حروف كوچك مشابه، نشان دهنده عدم اختلاف معنيدار در گروههاي تغذي هاي مختلف و حروف بزرگ مشابه، نشاندهنده عدم اختلاف معنيدار در ايستگاههاي مختلف است.
بحث Simuliidae وTabanidae فراواني بيشتري را نشان
نتايج حاصل از اين مطالعه نشان داد كه گروه دادند كه اين خانوادهها از گروههاي مقاوم به آلودگي تغذيهايCG در ايستگاه هايي با آلودگي بيشتر( 2، 3 و 5) ميباشند و فراواني بالاي اين خانوادهها ميتواند به علتنسبت به ايستگاههاي با آلودگي كمتر (1 و4) داراي فيلتركنندگي آ نها از مواد آلي و ريز معلق در ايستگاههاي درصد فراواني بيشتري بوده و همچنين گروه تغذيهايCF پاييندست و آلودهتر باشد (5). جنسBaetis كه ازدر ايستگاه 4 بيشترين فراواني را نسبت به ساير جلبكها و فلور ميكروبي و دامنه وسيعتري از مواد غذاييايستگاهها نشان داد. بر اساس بررسي صورت گرفته در نسبت به ديگر گرو ههاي راسته يك روزهها تغذيه ميكند ،رودخانه ماين نيز فراواني نسبي گروههاي بيشترين فراواني را در راسته يك روزهها نشان داد
تغذيهايCollector وGatherer در نواحي با آلودگيشديد نسبت به گروههاي ديگر بيشتر بدست آمد كه بانتايج مطالعه حاضر مشابهت دارد( 44).
با توجه به سرعت و دبي و همچنين عرض كم رودخانه
در ايستگاه 4 گروههاي تغذيه اي مانند راسته بالمويداران از درصد فراواني بالاتري برخوردار بودند چرا كه رفتارتغذيهاي اين راسته از نوعCF ميباشد. بار زياد مواد آليآب و انباشته شدن آن در كف رودخانه باعث افزايش گروههايCG ميگردد كه در ايستگاه 2 و 3 بر اثر پساباستخرهاي پرورشي و در ايستگاه 5 بر اثر پساب كارخانهصنايع چوب و كاغذ ميباشد. مواد حاصل از فعاليتهاي متابوليك و پس مانده هاي غذايي ماهيان به صورت موادآلي معلق، از مهمترين اجزاي معلق در آب حاصل ازكارگاههاي پرورش ماهي هستند( 42).
خانوادهChironomidae كه بيش از 90 درصد از
فراواني راسته دو بالان را تشكيل ميدهد رفتار تغذيهاي CG دارد، يعني از مواد آلي موجود در بستر رودخانه
استفاده مي كند و در ايستگاههاي با بار مواد آلي بيشتر( 2، 3 و 5) داراي بيشترين فراواني بودند، اما خانواده دومراسته دوبالان يعنيSimuliidae داراي رفتار تغذيهاي CF (تغذيه از مواد آلي معلق در ستون آب) ميباشند كهدر ايستگاه چهارم داراي بيشترين فراواني نسبت بهايستگاههاي ديگر بود. گروههاي تغذيه ايCF و CG به
ترتيب از مواد آلي معلق در آب و بستر رودخانه تغذيه ميكنند.)50(
از راسته دوبالان خانوادههايChironomidae، (71).
در فصول گرم سال بهويژه تابستان گروههاي تغذيه اي بيان شده در بين ايستگاهها داراي شدت تغييرات بيشتريبودند به طوريكه درصد فراواني گروهCF به نسبت فصولديگر از كاهش معنيداري برخوردار بود كه نشان دهندهكاهش دبي آب و كاهش بار مواد آلي معلق در آب ميباشد، اما درصد فراواني گروه تغذيهاي CG نيز بينايستگاههاي مختلف در فصل تابستان تغييرات بيشترينشان داد بهطوريكه نسبت به فصول ديگر، بيشترينفراواني را دارا بود. از مهمترين عوامل تأثيرگزار در اينافزايش، كاهش دبي آب و افزايش بار مواد آلي در بستررودخانهها مي باشد. بيشترين ميزانCG در ايستگاه 3 در فصل تابستان مشاهده شد كه علت اصلي آن بسته شدندريچه سد تجن و كاهش شديد دبي آب ميباشد .
بيشترين تغييرات گروه تغذيهايCG/SCR در بين فصولمختلف برخلاف گروههاي قبلي، مربوط به فصل زمستانبود و ميانگين فراواني آن در فصول زمستان و بهار بيشتراز فصول تابستان و پاييز بود. با توجه به نتايج بدست آمده،در ايستگا ههاي با آلودگي بيشتر فراواني گروه تغذيهاي CG نسبت به گروههاي ديگر بيشتر بود كه اين نتايج با
مطالعاتFries وJulio ،(2002) Bowles (2991) وLoch و همكاران( 1999) مطابقت دارد .
وجود دو استخر پرورش ماهي در قسمتهاي بالادست
رودخانه تجن باعث ورود پسابهاي زيادي به رودخانه ميشود. در ايستگاههاي قرار گرفته پس از پساب مزارعپرورش ماهي (ايستگاههاي 2 و 3) به علت دبي كم
رودخانه و پساب زياد استخرهاي پرورشي، خودپالاييرودخانه به شكل مطلوب صورت نميگيرد، اما در قسمتپاييندست در سه فصل سال با توجه به دبي خوبخروجي از سد و خودپالايي رودخانه، مشكل زيستمحيطي به جا نمي ماند، در حاليكه در فصل تابستان بهخاطر بارش كم، بسته شدن دريچه سد، پساب زياداستخرهاي پرورش ماهي و گرم شدن هوا، تهديد زياديبراي اكوسيستم پايين دست رودخانه محسوب ميشود .
– وينر ميتواند مقادير بين 5-1 را به خود اختصاص دهد و
عوامل فيزيكوشيميايي آب از جمله كاهش اكسيژن محلول
هر چقدر مقدار عددي شاخص پايينتر باشد نشان دهنده
و افزايشEC ، شوري، كدورت، سختي، TSS وTDS
آلودگي بالاتر است. در اين شاخص اطلاعات مربوط به
ميگردد. در بررسي حاضر پسابهاي مزارع پرورش ماهي
تعداد گون ههاي متعلق به يك جمعيت و فراواني نسبي
در قسمت بالادست و پايين دست سد تجن بر ميزان
آنها با هم لحاظ شده و در حقيقت تخميني از تركيب
اكسيژن محلول بيتأثير نبوده و سطح پايين اكسيژن
جمعيت كفزيان ميباشد31 ( ). بنابراين در بررسي حاضر
محلول در ايستگاه 2 و 3 نسبت به ايستگاه 1 به علت
با توجه به اينكه دامنه تغييرات شاخص شانون – وينر در
پساب زياد مزارع ميباشد. قبل از ايستگاه 4 پيوستن دو
ايستگاههاي مطالعاتي بين 34/1 در ايستگاه 5 تا 86/1 در
شاخه اصلي ديگر (گرم رود و سفيد رود) باعث افزايش
ايستگاه 1 محاسبه گرديد، تمامي ايستگاهها در طبقه
دبي و اكسيژن محلول آب نسبت به ايستگاه 3 گرديد، اما
مناسب يا با آلودگي كم قرار دارند، ضمن اينكه اين
در ايستگاه آخر( 5) ورود فاضلابهاي كشاورزي و شهري
شاخص به تنهايي ارزيابي دقيقي از كيفيت آب ارائه
و به ويژه صنعتي باعث كاهش اكسيژن محلول شد كه
نميدهد، زيرا ممكن است تنوع در يك مكان آلوده برابر يا
اختلاف معن يداري نسبت به ايستگاههاي ديگر داشت
حتي بيشتر از مكان غير آلوده باشد ولي در اثر آلودگي0/05(≤ P). نتايج حاصل از اين بخش با مطالعات
زياد، تركيب موجودات تغيير يابد( 31). با توجه به نتايج
)و همكاران Camargo و 4991) و 1992) Camargo
بدست آمده، بيشترين مقدار شاخص شانون در ايستگاه1
4002 و2011 ) مطابقت دارد.
و 4 مشاهده شد كه در ايستگاه 4 ميتواند به علت وارددر اين مطالعه از شاخصBMWP/ASPT به علت شدن رودخانه سفيدرود به رودخانه تجن باشد. در بقيهنبود كليد شناسايي براي گونههاي بزرگ بيمهرگان ايستگاهها از قسمت بالادست به سمت پايين مقدار شاخص
كاهش يافت كه با نتايج مطالعه Fries وBowles(2002) مشابهت دارد( 23). در ايستگاه 4 با توجه به مناسب بودنكيفيت عوامل فيزيكوشيميايي آب به دليل ورود آبرودخانه سفيدرود، جامعه كفزيان همانند ايستگاه اول از
تراكم بيشتري برخوردار بودند، اما گروههاي بزرگ بيمهرگان كفزي در اين ايستگاه در قالب 6 تا 10 خانواده كفزي در ايران در سطح خانواده استفاده شد. ميزانتحمل نسبت به شرايط محيطي در سطح خانواده وابستهبه تنوع گونهها و گستره تحمل افراد گونه در داخل يكخانواده م يباشد. بنابراين مقادير اين شاخصها در سطح
خانواده داراي اهميت متوسط ميباشد10 ( ) و استفاده از
اين شاخص در سطح خانواده ممكن است كيفيت آب را در
مقايسه با محققاني كه در سطح گونه از اين شاخصها شناسايي شد كه يكي از عوامل مهم و تأثيرگزار بر اين
مهمترين تهديد براي اكوسيستمهاي رودخانه اي مخصوصاًدر قسمت پاييندست، ورود فاضلابهاي شهري، كشاورزيو صنعتي به درون رودخانه ميباشد. گرم شدن هوا وكاهش شديد دبي آب رودخانه، باعث ايجاد تغيير در
استفاده م يكنند، بالاتر يا پايينتر نشان دهد. با اين حال،
استفاده از شاخصهايي كه در سطح خانواده قابل محاسبهاند (مانند شاخص BMWP/ASPT وHFBI ) باتوجه به محاسبه آسان تر و نياز به دانش تاكسونوميككمتر، در زماني كه دسترسي به متخصصان تاكسونوميمحدود است، مناسب و به صرفهتر مي باشد ( 81،34 و
.(42
بين شاخصهاي تنوع با پايداري اكوسيستم ساده 0/05(<P). ايستگاه اول را ميتوان به عنوان ايستگاه
محاسبه شاخص تنوع بزرگ بيمهرگان كف زي يكويژگي مهم ساختار اكوسيستم براي بدست آوردن شناختمستقيم از سلامت بيولوژيك ميباشد48 ( ). شاخص شانونكاهش تنوع، سرعت آب و افزايش دبي آب رودخانه درايستگاه مورد نظر ميباشد، زيرا دبي تأثير مستقيم بركاهش جمعيت بزرگ بيمهرگان كف زي دارد كه قابليتزيستن در دبي بالاي رودخانه را ندارند( 2، 3 و33). رابطهاز نظر شاخص زيستي هلسينهوف بود كه مهمترين دليلآن ميتواند دبي آب رودخانه باشد( 2، 3 و33). ايستگاه 5 به عنوان آلودهترين ايستگاه در بين تمام ايستگاهها معرفيشد و اختلاف معني داري را با دو ايستگاه 1 و 4 نشان داد
نميباشد، به عنوان مثال اين شاخصها به آلودگي فلزاتسنگين حساسيت نشان نميدهند، زيرا اين عناصرجمعيت همه گونهها را تقريبًاً به نسبت يكسان تحت تأثيرقرار مي دهند44 ( ). هر چه آلودگي بالا رود از تنوع بزرگبيمهرگان كف زي كاسته شده و بر تراكم آنها افزوده ميشود. با توجه به نتايج حاصل از بررسي شاخصهاي تنوع و عوامل كيفي آب، ايستگاه 5 داراي بيشترين ميزانآلودگي بود. در نتيجه اين ايستگاه بايد بيشترين فراوانيگونهاي را در بين ايستگاههاي ديگر داشته باشد، اما نتايجبدست آمده اين چنين نبود. به نظر ميرسد مهمترينعامل ايجاد اين كاهش، وجود پساب صنايع چوب و كاغذدر اين ايستگاه مطالعاتي باشد كه ميتواند سبب ورودآلايندههاي سمي حاصل از پساب كارخانه به رودخانه وكاهش تراكم فون كفزيان رودخانه گردد. غناي تاكسونيمارگالف نيز در كل دوره بررسي و در فصول مختلف سالتقريبًاً روند تغييراتي مشابهي را با شاخص شانون- وينر نشان داد.)44(
مطالعات متعددي از شاخص زيستي هلسينهوف برايطبقه بندي آلودگي آب استفاده نمودهاند ( 22،82، 31 و 46). با توجه به نتايج محاسبه شاخص هلسينهوف،ايستگاههاي مطالعاتي در چهار طبقه كيفي خيلي خوب،خوب، متوسط و نسبتًاً بد قرار گرفتند. ايستگاههاي 1 و 4 جزء ايستگا ههاي با كيفيت آب خوب و ايستگاههاي 2، 3 و 5 جزء ايستگاه هاي با كيفيت آب متوسط طبقهبندي شدند. ايستگاه هاي 2 و 3 به جز فصل بهار كه داراي
كيفيت آب خوب بودند، در ديگر فصول سال كيفيتمتوسطي را نشان دادند كه مهمترين عامل آن ورود پساب
استخرهاي پرورش ماهي قزل آلاي رنگين كمان ميباشد (5). ايستگاه 4 در فصول تابستان و پاييز داراي كيفيتخوب و در فصول زمستان و بهار داراي كيفيت خيلي خوب شاهد معرفي كرد چون در منطقه جنگلي و در مكاني واقعشده كه فاقد فاضلابهاي شهري، كشاورزي و صنعتي درتمام فصول سال بوده و داراي كيفيت آبي مطلوب ميباشد. به طور كلي نهرهاي كوچك نواحي جنگلي بسيارنامتجانس هستند و در فواصل نزديك به هم ميتوان مكانهايي از ماسه، شن و حتي سنگهاي بزرگتر را يافتكه به لحاظ ايجاد زيستگاههاي غني از مواد آلي مانندچوب، برگها و ذرات ريزتر براي پراكنش بزرگ بيمهرگان كفزي مناسب ميباشند( 9). اين امر ميتواند باعثاختلافات معنيداري بين جمعيت بزرگ بي مهرگان كفزي شود. متفاوت بودن گونهها و ميزان حضور آنها درنقاط مختلف رودخانه ميتواند با عوامل متعددي مانندويژگيهاي زيستشناسي گروههاي مختلف زيستي،
ساختار بستر( 36)، اندازه ذرات( 25)، فراواني مواد غذايي ،مقدار مواد آلي و تغذيه ماهيان از موجودات كفزي )39 ( و ويژگ يهاي شيميايي و فيزيكي حاكم بر محيطزيست ازجمله ميزان اكسيژن محلول( 21)، دما29( ) و ساير عواملمحيطي ارتباط داشته باشد.
وجود سد آبي، مزارع پرورش ماهي و فاضلابهاي شهري و خانگي و تأثير اين عوامل بر اكوسيستمهاي آبيبر كسي پوشيده نيست، اما با مديريت صحيح ميتوان ميزان تهديدي كه به اين اكوسيستمها وارد مي شود راكاهش داد. شاخصهاي زيستي با تكيه بر گروه هاي شاخص بزرگ بيمهرگان كف زي، تفاوت هاي كيفي آب و
زيستگاهها را به خوبي نشان دادند. برآيند تغييرات ايجاد
شده، در قالب تشابه شاخصهاي زيستي بزرگ بي مهرگان كفزي در ايستگاههاي مختلف، نشان دهنده آثار آلودگي
ناشي از پسابهاي مزارع پرورش ماهي، فاضلابهاي كشاورزي و صنعتي تقريبًاً در تمامي شاخصهاي مورداستفاده در ايستگاههاي پايين دست مي باشد. در مجموع
مناسبتري در اين خصوص اعمال شود .
تشكر و قدرداني


دیدگاهتان را بنویسید