الف( ابهام در تعيين حد و مرزهای دروس کارشناسی ارشد ویژه
یکي از چالشهایي که دانشجویان و اساتيد در شيوه آموزش کارشناسي ارشد ویژه از آن شاکي بودند، نبود حد و مرزهاي مشخص آموزش کارشناسي ارشد ویژه پرستاری است که این امر در اغلب موارد موجب دلسردی دانشجویان و بی رغبتی آنها در مراقبت مستقيم از بيمار شده است .
افراد گاهاً از تکراری بودن مباحث و عملکردهای آموزشی نسبت به دوران کارشناسی ناراضیاند.
“درسته که باید کارشناسی ارشد یک کارشناس خيلی خوب باشه و طبيعتاً اون تواناییها رو داشته باشه ولی ابتدا وقتی که مياد همون داخلی جراحی گوارش زیرشاخههای مختلفش همه رو به همون شکل میگذرونه این سؤالی که از خودش میپرسه اینه که اینا میخوان چه چيز بيشتری به من بگن من دارم همون راه رو میرم همون چيزایی رو که قبلاً گذروندم اگه به این شکل باهاش برخورد کنی میشه گفت که اینا یه سری جاهاش اصلاً زیادیه و سرد کننده است.” )دانشجو 5(
همپوشانی مطالب و کارآموزی برخی دروس مانند ارتوپدی و تروماتولوژی چالش دیگری بود که دانشجویان و مربيان از آن شاکی بودند .
“من برای درس ترومای اندام بردمشون بخش سوانح دیدم چيز خاصی نداشت که من به بچه ها بگم باز دوباره باید می رفتن بيمارانی که دچار ترومای مختلف اندام می شدن رو پيدا می کردن …دقيقا توی درس ارتوپدی که داشتن غير از درس تروماتولوژی تو همين ترمشون علاوه بر این که تو دوره کارشناسيشون گذرونده بودن باز تو دروه ارشد ویژه شون هم این رو گذرونده بودن.” )مربی3( اگرچه دانشجویان وجود واحدهای کارآموزی را در این دورهنسبت به سایر گرایش های پرستاری به عنوان نقطه قوت این دورهمی دانستند، اما بر این اعتقاد بودند که بدليل نبود استاد کافی در همه
بخشها و یا غيرتخصصی و عمومی بودن، برخی از بخشها موجب اتلاف وقت آنها می شود.
“نقاط قوت برنامه در لحاظ کردن نوزده واحد کارآموزیه کهاگر بر طبق سرفصل اجرا شوند، مهارت های تکنيکی در بخشمراقبت ویژه رو پوشش ميدن. پس چه پرستار ویژه در بالين باشه وچه در آموزش، این مهارتها خيلی کمک کننده هستند.” )دانشجو 1( “مثلا بخش ارتوپدی که ما سه روز یا 4 روز باید می رفتيم .به نظر من این واحد یک واحد مفيدی برای ما نبود چون عملا داخل بخش هيچ کار خاصی هيچ مورد خاصی نبود که برای ما آموزشی باشه. یعنی می تونم بگم ارتوپدی که ما تو این واحد تو کارشناسی گذروندیم با ارشد یکی بود و گفتيم برای ما که گذشت برای دوره بعدی این حذف بشه.”)دانشجو 3(
آنها بر این اعتقاد بودند که برخی از کارآموزی ها مانند کارآموزی گوارش، ارتوپدی، زنان، غدد، کليه و انکولوژی بار مهارتی و علمی چندانی برای آنها بدنبال نداشته است و انتظار داشتند که در این دوره تمرکز بر بخشهای تخصصی مانند اعصاب، قلب، تنفس و دیاليز باشد.
“یکی از اساسی ترین انتظارات ما متمرکز کردن واحدهای تئوری و کار آموزی داخلی جراحی به بيماری های اعصاب، تنفس و قلب و کم کردن از ساعات واحدهایی مثل ارتوپدی، انکولوژی ،عفونی، گوارش، زنان، غدد و کليه بود.” )دانشجو 3(ب( در تکاپوی کسب مهارت های تخصصی تر
دانشجویانی که راه سخت موفقيت در آزمون کارشناسی ارشد ویژه پرستاری را طی نموده اند، اميدوار بودند که در این دوره مهارتهایی را کسب کنند که آنها را نسبت به همتایانشان در مقطع کارشناسی پرستاری متمایز نماید.
“من با هدف انجام کار تخصصی در بالين این رشته رو انتخاب کردم . فکر می کردم با ادامه تحصيل در این رشته مهارتهایی پيدا می کنم که با کيفيت بهتر بتونم مراقبت از بيماران بدحال را انجام بدم.” )دانشجو 3(
در برخی موارد، دانشجویان بر این اعتقاد بودند که قرار دادن اهداف اصلی کارآموزی مبتنی بر تشخيص ها و اقدامات پرستاری کاری تکراری است و تکاپوی آنها برای گریز از آموزه های تکراری پرستاری، آنها را به سمت و سوی انتظار یادگيری برخی از مهارتهای پزشکی مانند برقراری خط ورید مرکزی و یا گذاشتن چست تيوب سوق داده است .
“اگر هدف از تربيت پرستار ویژه کار ، افزایش کيفيت مراقبت از بيمار در شرایط بحرانيه پس باید آموزش مهارتهایی مثل برقراری خط شریانی یا خط ورید مرکزی یا گذاشتن چست تيوب یا انجامجراحی های کوچک تشخيصی مثل دی پی ال یا سونوگرافی درتروما در برنامه گنجونده می شد.” )دانشجو 3(
“خوب سنجش اون بازخوردها نياز به یک غنای علمی پزشکی داره دیگه خوب تو بعد نرسينگ ما تو پرستاری تو کارشناسیقاعدتاً خيلی کار کردیم رو تشخيصای پرستاری 4 سال فکر میکنم کفایت داشته باشه.” )دانشجو 4(
بنابراین هنگامی که وارد محيط بخش شده و باز هم ناچار به انجام مراقبتهای تکراری از بيماران میشوند علاقه چندانی به ارائه مراقبت مستقيم از بيمار نداشته و سعی میکنند تا به هر نحوی شده تخصصی متفاوت از دوران کارشناسی بدست آورند، اغلب خود را مشغول مطالعات اختصاصیتر پروندههای بيمار نموده و یا سعی میکنند با دقت بيشتری تستهای تشخيصی بيمار را واکاوی کنند.
“ولی این بچه های که می رفتيم باهاشون کارآموزی ميگن نه دیگه من فقط می خوام پرونده شو مطالعه کنم پرونده مریض و تستهای پاراکلينيک اش رو اگه صدتا هم باشن می خواد بخونه بعدشم مگه چی می خواد از تو پرونده ها در بياره؟ هيچی فقط همين اینقدر که مریضم ببينه حالا علائمشم با اون چک بکنه ولی من خودم نظرم این بود که دانشجو باید مریض برداره.” )مربی 4(از سویی ناکافی بودن درس روش تحقيق و نپرداختن به دروس تئوری پردازی در پرستاری و روش تدریس و آموزش، از مهارتهای تخصصی در رشته کارشناسی ارشد پرستاری است که در رشته ارشد ویژه توجه چندانی به آن نشده است.
“نقطه ضعف اصلی برنامه در حذف واحدهای مرتبط با مهارتهای آموزش هست. ایرادی که از ما فارغ التحصيلان این رشته می گيرند اینه که چون این واحد رو نگذروندیم نمی تونند واحدهای تدریس تئوری رو به ما بدن. در ضمن به دليل اهميت یکسان آموزش روش تحقيق و ارائه پایان نامه در این رشته با سایر گرایش های ارشد پرستاری، کم بودن تعداد واحدهای آمار و روش تحقيق فرصت کمتری برای آموزش این دروس در اختيار دانشجو قرار ميده.” )دانشجو 4(
“ما انتظار داشتيم مانند سایر گرایش های کارشناسی ارشد پرستاری دروس تخصصی پرستاری مانند تئوری پردازی در پرستاری رو هم بگذرونيم.” )دانشجو 5(
به رغم دانشجویان یکی از پایه های اصلی دوره کارشناسیارشد ویژه، بخش دیاليز است که تعداد و روزهای کارآموزی آن نسبتبه سایر بخشهای ویژه کمتر می باشد و آنها انتظار داشتند که وقتبيشتری برای کارآموزی این درس در نظر گرفته شود .
“خوب ببينيد رشته ویژه متشکل از بخشهایی چون آی سییو، سی سی یو و دیاليز هست. تو آی سی یو و سی سی یو خوباساتيد خوبی بودن و ما خوب کار کردیم. ولی دیاليز مثلاً اصلاً هيچبرنامه نداشتن اصلاً هيچ تعریفی روی دیاليز نشده بود خيلی کم در حد دو سه روز یکی از اساتيد ما رو برد دیاليز آشنا کرد خيلی کم اندازه کارشناسی در حاليکه دستگاه دیاليز خودش یه دنيا حرف داره و یادگيریش هم به این راحتی ها نيست.” )دانشجو 2(
در مجموع نتایج حاصل از تجارب مشارکت کنندگان از دوره کارشناسی ارشد ویژه پرستاری، ابهام در اهداف و حد و مرزهای دروس تخصصی بصورت هم پوشانی برخی از دروس با دوره کارشناسی و یا هم پوشانی برخی از دروسی چون ارتوپدی و تروماتولوژی در مقطع کارشناسی ارشد، ناکافی بودن برخی از واحدها چون روش تحقيق و آمار، نبود واحدهایی چون روش تدریس و تئوری پردازی در پرستاری و در نهایت اضافه بودن برخی از واحدها چون ارتوپدی، انکولوژی ،زنان، غدد و گوارش می باشد. در نتيجه چالش نهایی، گردابی از سردرگمی و ابهام است که مشارکت کنندگان را در تعيين حد و مرزهای رشته خود در مقطع کارشناسی ارشد ویژه پرستاری در خود فرو برده است.
2- تلاش مربيان در جهت القای هویت حرفهای به دانشجو علیرغم وجود چالش اساسی ابهام در مرزهای رشته کارشناسی ارشد ویژه، برخی از اساتيد خبره و با تجربه دست از کار برنداشتهاند و سعی نمودهاند تا به انحاء مختلف هویت حرفهای را به دانشجویان پرستاری القا نمایند. در این راستا اساتيد از رویکردهای مختلفي استفاده نمودند. این طبقه اصلي، سه زیر طبقه فرایند پرستاری به عنوان محور اصلی آموزش، تلاش در جهت آموزش تخصصی بيمارمحور، تقویت حس خودکارآمدي در دانشجو را شامل شده است. در ادامه به توصيف هر کدام از بخشهای ذکر شده پرداخته میشود.
الف( فرایند پرستاری به عنوان محور اصلی آموزش
یکي از راهکارهاي کليدي که اساتيد پرستاري جهت القاي هویت حرفه اي به دانشجویان مورد استفاده قرار مي دهند، فرایند پرستاري مي باشد. اساتيد باتجربه بر این اعتقادند با توجه به اینکه فرایند پرستاري یک رویکرد حل مسئله است و دانشجویان را در راستاي انجام مراقبت هدفمند یاري مي کند مي تواند انگيزه یادگيري را در آنان تقویت نموده و به عملکردهاي مراقبتي آنها هویتحرفه اي ببخشد .یکي از اساتيد در این مورد مي گوید:
“یکی از مواردی که دانشجو در آن بایستی وارد ميدون بشهبحث فيزیکال اگزم و نرسينگ پراسسه. اولين گام فرایند پرستاریاسسمنته. سعی می کنم دانشجو رو با اسسمنت آشنا کنم بصورتتئوری و عملی و ملاک کارش اسسمنت باشه. معمولا اجازهنمی دم دانشجو بدون اسسمنت برای بيمارش کاری انجام بده.”)مربی 6(
در نتيجه می توان گفت علی رغم اینکه دانشجویان در برخی موارد از عملکرد مبتنی بر فرایند پرستاری ناراضی بودند و آن را تکرار دوره کارشناسی می دانستند، اما در مواردیکه استاد با تجربه به صورت هدفمند آنها را درگير مراقبت فرایند محور اما تخصصی پرستاری از بيمار می نماید، رضایت دانشجویان هم جلب می شد. اما نکته اصلی در کمبود اساتيد این چنين می باشد.
“آره مثلا یک مریض سی او پی دی که تحت ونتيلاتور بود ،اول در اسس جی سی اس رو اندازه می گرفتيم بعد 4 استپ اول سيستم تنفس این که نفس می کشه ایر وی اش کجا هست تهویه اش چه جوریه اکسيژناسيونش چه جوریه؟ بعد سيستم قلبی هارت ریتش، همودیناميک اش بعد اون لحظه ساعت 8 ميشد ساعت 8 داروهای مریض رو باید می دادیم دنباله اسس رو شروع می کردیم و مراقبتهای مربوطه مثلا مریض به ونتيلاتور وصله مراقبتهای مربوط به ونتيلاتور ساکشن کردن و … تا آخر …، سيستم تنفس رو کاملمی کردیم، سيستم قلبی رو کامل می کردیم گوارش کليه پوست … یعنی تو کارآموزی ایشون ما با مریض که کار می کردیم دیگه چيزی نبود که در مورد اون مریض ندونيم خيلی خوب بود.” )دانشجو 2(ب( تلاش در جهت آموزش تخصصی بيمارمحور:
این مربيان با اشراف به شاکی بودن دانشجویان از نبود تفاوت بين دروس کارشناسی و کارشناسی ارشد سعی میکنند تا با تخصصیتر کردن فرایند آموزش به کمک عمق بخشيدن به فعاليتهای یادگيری با استفاده از فرمهای بررسی اختصاصی و آموزش دقي قتر نحوه بررسی بيمار و نيز سپردن بيماران با اختلالات متعدد همزمان، آنها را به چالش کشيده و تفکرات دانشجویان را به سمت تحليل مراقبت محور تستهای تشخيصی، و ارائه استدلال بالينی جهت انجام هر اقدامی برای بيمار سوق دهند، و با این اقدام تفکر مراقبت محور را در آنها تقویت نمایند .
“می گم برای مریضت فرایند بنویس. بر اساس یک اسسمنت خيلی مفصل انگليسی هست می دم به بچه ها، بعد می گم شما اینوداشته باشين از روی این مریض رو اسس کنيد این مشکل رو چهجوری حل می کنی تا مدتی که شما هستيد اون مشکلاتی که شمامی تونيد برای مریض حل کنيد رو که همينجا انجام می دی…. مثلا مریض ممکنه قلبی باشه ولی دیابتی هم باشه پس تو وظيفه اته کهتو رژیم غذایيش و ورزشش به این قسمتم تکيه بکنی این جوریسعی می کنيم که بچه ها تو همين سه روزی که هستن یک کيسریپورت خوب و کامل یه مریض قلبی رو دیده باشن و مرتب هم ما می چرخيم تو بخش کيسهای مختلف رو برای بچه ها پيدا می کنيم.” )مربی 1(
در نتيجه آن دسته از مربيانی که تخصص بيشتری در آموزش رشته کارشناسی ارشد ویژه پرستاری دارند سعی می کنند تا با عمق بخشيدن به مطالب درسی خصوصاً در کارآموزی ها با تکيه بر بيمار و مشکلات مختلف وی و تخصصی تر کردن مطالب نسبت به دوره کارشناسی در القای هویت حرفه ای به دانشجو گام بردارند .

ج( تقویت حس خود کارآمدی در دانشجو
در نهایت با ایجاد حس خودکارآمدی در دانشجویان که بواسطه انجام مراقبت مستقيم از بيمار با تکيه بر تفکرات استدلال محور بدست آوردهاند، اعتماد به نفس را در آنها افزایش داده با تحریک حس نياز آنها به یادگيری نوک پيکان را به سمت خود آنها متمایل نموده و حس مسئوليت یادگيری فردی را در وی بيدار میکنند، با تشویق دانشجویان به سوی ارائه راهکارهای مدیریتی و ایجاد زیربنای دانش و نگرش صحيح در آنها جهت بکارگيری در آینده سعی میکنند حس کمالجویی را در آنها زنده نمایند .
“فرض کنيد پرستارای ما در استفاده از مانيتورینگ مثلا
4 تا از کاراشو می دونستن 6 تاشو نمی دونستن بعد ما بهشون گفتيم اگه شما از این 6 تا توانایی دیگه استفاده کنيد در وقت شماصرفه جویی می شه بعد اتفاقا سرپرستار مشخصا گفت که شما یک جلسه آموزشی برای ما بگذارید یکی از دانشجوهای ما یک جلسه آموزشی گذاشت و اتفاقا دعوتم کرد از رابط شرکت مربوطه اومد اونجا و بعد با حضور رابط و خود دانشجو که اشراف داشت به مانيتورینگ کامل برای پرسنل به صورت غير رسمی جلسه گذاشت بعد اتفاقا باز دعوت رسمی هم کردن.” )مربی 6(
مبتنی بر مصاحبه های انجام شده چنين به نظر می رسد که تعداد اساتيد ماهری که با برنامه های آموزشی هدفمند خود دانشجویان را اقناع می کنند کافی نمی باشد .
3- محدودیت در منابع انسانی کارآزموده جهت آموزش:
چالش دیگری که در روند آموزش کارشناسي ارشد ویژه مطرح است، محدودیت در منابع انسانی کارآزموده جهت آموزش به دانشجویان ارشد ویژه میباشد. با توجه به نوپا بودن این رشته نيروی ماهر کارآزموده جهت ارائه آموزش تخصصی به دانشجویان ارشدویژه وجود ندارد. چالشهاي پيش رو در این طبقه اصلي به صورتسه زیرطبقه ناکافی بودن اساتيد ماهر و کارآزموده، محدودیت در استفاده از پزشکان مجرب و محدودیت در استفاده از پرسپتورهای بالينی ميباشد.
الف( ناکافي بودن اساتيد ماهر و کارآزموده:
با توجه به اینکه رشته کارشناسي ارشد ویژه پرستاري به تازگي به جمع رشته هاي تخصصي پرستاري پيوسته است، بنابراین دانشکده ناچار است که از همان نيروهاي موجود خود که آموزش تخصصی هم براي این دوره ندیده اند بهره بگيرد. بنابراین نداشتن نيروي کافي در دانشکده پرستاري به عنوان یکي از معضلات اصلي مدیران محسوب مي شود. از سویی بدليل نسبت ناکافی مدرسين به دانشجویان و درگيری بيش از حد اساتيد در آموزش کارشناسی و کارشناسی ارشد فرصت کافی هم جهت ایجاد دوره های بازآموزی برای آنها وجود ندارد. مدیرگروه در این زمينه مي گوید:
“ما نيروی ماهر به اندازه کافی به جز آقای … که آی سی یو درس می ده برای آموزش ارشد ویژه نداریم و مجبوریم از افراد موجود استفاده کنيم. یا در بخشهای اختصاصی مثل انکولوژی و اختلالات ایمنی و اتاق عمل نيروی با کفایت نداریم. و مجبوریم از همان افراد موجود استفاده کنيم که مهارت کافی در این زمينه ندارند.
مدیرگروه”
ب(محدودیت در استفاده از پزشکان مجرب گروه دیگری که در این زمينه شاید بتوانند راهگشای آموزش باشند، پزشکان متخصصی هستند که سالها در تعامل با بيماران ویژه بوده و قادر به تحليل دقيق تستهای تشخيصی و مشکلات بيمار میباشند، اما بنا بر اذعان دانشجویان و مدیر گروه دو مشکل عمده در استفاده از پزشکان وجود دارد، اول اینکه اگرچه آنها توانمندی بالایی در پاتوفيزیولوژی و تحليل تستهای تشخيصی بيماران دارند اما چون رویکرد مراقبتی ندارند نمیتوانند گرهای را از مشکلات دانشجویان باز نمایند، همچنين با توجه به درگير بودن اساتيد پزشکی مجرب در آموزش دانشجویان پزشکی و درمان بيماران، گروه پزشکی هنگام درخواست دانشکده پرستاری جهت بکارگيری پزشکان، بيکارترین فرد را معرفی میکند نه مجربترین را و بنابراین مشکلی از دانشکده حل نمیشود .
وقتی من دارم میرم تو آی سی یو جراحی قلب، یک پزشک متخصص جراح قلب خيلی اونجا نمیتونه به من کمک کنه چون دید من دید مراقبتيه با یک بيمار بدحالی سروکار دارم که حالا قبل از عمل یا بعد از عمل توی اون بخش بستریه این دید مراقبتی و یک سری نيازهایی که توی اون شرایط حاد باهاش برخورد بکنه نياز بهیک تخصص و تجربه خاص داره دانشجو 5 …….. بخوام بگم پزشکنه، چون پزشکان دید نرسينگ ندارند.” )دانشجو 3(ج( محدودیت در استفاده از پرسپتورهای بالينی
پرسپتورهای بالينی که شامل افراد کمکی مجربی هستند که میتوانند در امر آموزش راهگشا باشند ،3 گروه هستند: 1- پرسنل ماهر بالينی ليسانس که بواسطه کار مداوم و با علاقه در بخشها از مهارت بسيار بالایی برخوردارند.که هم بدليل داشتن مدرک پایين تر نسبت به دانشجویان و هم فاصله گيری طولانی مدت آنها از درس و کلاس نمی توان از آنها استفاده نمود یکی از دانشجویان میگوید:
“من دانشجو چه دیدی نسبت به اون دارم بالأخره یه چلنجی بين ما هست اون 10 سال 12 سال هر چيزی که هست تو اون بخش داره کار میکنه، پرسنل بخش ویژه است برای خودش یه جایگاهی داره، منم یه مرحله بالاتر درسی رو قبول شدم ما که کنار هم قرار میگيریم. ..فردا میگه تو این چيزا رو از من یاد گرفتی چه چيز بيشتری از من یاد گرفتی؟” )دانشجو 4(
پرسنل ماهر بالينی که دارای مدارک کارشناسی ارشد هستند و در اغلب موارد در سمتهای مدیریتی می باشند البته مبتنی بر مصاحبهای که با سوپروایزر بالينی بيمارستان امام رضا انجام شد از این قبيل افراد در بيمارستان تعداد زیادی وجود دارند، اما اولا بایستی یک دوره توجيهی و آموزشی برای آنها گذاشته شود، تا دانش روز را بدست آورند و ثانياً جایگاه تعریف شده مشخصی هم در نظام آموزشی برایشان تعریف شود و در نهایت زمان آموزش و مراقبت وی با هم تلفيق نگردد .
گروه سوم پرسپتورهای بالينی را مربيان ماهر بازنشسته تشکيل میدهند که طبق مصاحبه با مدیرگروه، جهت استفاده از آنها دانشکده با دو مشکل اساسی روبه رو است: اولاً اینکه با توجه به سنگين بودن حجم کاری آنها در دوران خدمت، برخی از آنها ترجيح میدهند تا از بازنشستگی جهت استراحت و انجام سایر کارهای مفرح استفاده نمایند و زیر بار پذیرش مجدد مسئوليت آموزش دانشجویان نمیروند، از سویی برخی دیگر که حاضر به قبول مسئوليت هستند با توجه به اینکه دانشکده تمام وقت آنها را در اختيار نگرفته و مدت زمان زیادی به طول میانجامد که حقالتدریس آنها را پرداخت نماید ،بنابراین ترجيح میدهند که بصورت تمام وقت به خدمت دانشگاه آزاد درآیند، پس عملاً باز هم دانشکده نمیتواند از این گروه از افراد استفاده کند.
ناهمگنی دانشجویان:
چالش دیگری که مربيان در فرایند آموزش به دانشجویان کارشناسي ارشد ویژه با آن روبهرو میشوند ناهمگني دانشجویان ورودي است. این طبقه اصلي به صورت دو زیرطبقه متفاوت بودن دانشجویان به لحاظ زیربنای مهارتی و دانشی و پذیرش دانشجویانبا زمينه غير پرستاری خود را نشان مي دهد.
الف( متفاوت بودن دانشجویان به لحاظ زیربنای مهارتی و دانشی
تفاوت سوابق و تجارب بالينی دانشجویان ورودي موجب ایجاد اشکال در فرایند آموزش میگردد. برخی از مربيان بر این اعتقادند که با توجه به محدودتر بودن سرفصلهای دروس آزمون ورودی ارشد ویژه نسبت به سایر رشتههای ارشد پرستاری در برخی موارد افراد با سابقه بيشتر بالينی که مسنتر بوده و مدت زمان زیادی از آموزش فاصله گرفتند وارد این رشته میشوند که این عامل موجب تفاوت سطح در آنها نموده و یا در انجام تکاليف محوله سهلانگاری نمایند .در مقابل دانشجویاني هم وجود دارند که در بخشهاي اختصاصي شاغل هستند و با انگيزه بسيار بالایي وارد این رشته شده اند و علاقمند به یادگيري مطالب تخصصيتر مي باشند .
” اینا چون کارمند بودن اکثراً اینا کارمند سن بالان . بچه های پرستاریمون اغلب جووون تازه فارغ التحصيل شدن ولی اینا سناشون بالاست بعدم کار ميکنن یکی از علتایی که من دیدم پرسنل خيلی به سمت ویژه می رن اینه که ویژه درسایی که باید بخونن برای امتحان کمتره مثلا بهداشت ندارن، روان ندارن خيلی جمع و جوره می گن همينا رو می خونيم بعد می بينی یه بچه هایی ميان که ضعيفن .بعضی ها هم در بخش های تخصصی کار می کنن و انگيزه بسيار بالایی برای یادگيری دارن در عين حال که سطح توقعشون هم خيلی نسبت به بقيه بالاتره. “)مربی 5(ب ( پذیرش دانشجویان با زمينه غير پرستاری
براساس معيارهایی که برای ورود دانشجویان به دوره ارشد ویژه وجود دارد، در این بين افرادی از گروههای هوشبری و اتاق عمل هم در صورت موفقيت در آزمون ورودی اجازه ورود به دوره ارشد ویژه را پيدا میکنند که با توجه به اینکه زمينه اصلی آنها پرستاری نيست، آگاهی کافی درباره برخی از اساسیترین مفاهيم حرفه مانند فرایند پرستاری را ندارند.
“می بينی با گرایش اتاق عمل اومده الان من دارم اسسمنت باهاش کارمی کنم فرایند پرستاری می خوام کار کنم اصلانمی دونه چی هست. این متأسفانه خيلی مشکلات ما رو زیادمی کنه.” )مربی 1(
اغلب اساتيد سعي مي کنند با درگير نمودن دانشجویان در حل مسائل یکدیگر و یا مشاهده عملکرد سایر دانشجویان این چالش را حل نمایند.
جدول 1- نمونهای ازکدشيت طراحی شده جهت تقليل واحدهای معنایی به زیر طبقات
زیر طبقه کدهای باز واحد معنایی
در تکاپوی کسب مهارت های تخصصی تر محدود کردن دانش
پرستاری به فرایند و تشخيصهای پرستاری خوب سنجش اون بازخوردها نياز به یک غنای علمی پزشکی داره دیگه خوب تو بعد نرسينگ ما تو پرستاری تو کارشناسی قاعدتاً خيلی کار کردیم رو تشخيصای پرستاری 4 سال فکر میکنم کفایت داشته باشه برای اینکه ما تشخيص بدیم تشخيصای پرستاری چی هستش مگه اینکه ویژهتر بشه که فکر میکنم یه چيز ثابتی باشه تو نرسينگ .
دانشجو 4
بی رغبتی دانشجویان
به ارائه مراقبت مستقيم
از بيمار تو ویژه اتفاقی می افته اینه که من دانشجو رو می برم بخش بهشون می گم بچه ها من دلم ميخواد مراقبتی که شما می دید با مراقبتی که یک عمره یه پرستار کارشناسی می ده یک تفاوتی داشته باشه. اما عملا بچه دست به مریض نمی زنه.. یعنی اینکه من می برم اطلاعات بسيار عالی و زیربنایی بهش می دم خوب؟ می تونه هم مراقبت کنه اما دست به مریض نمی زنه مربی 2
اگر هدف از تربيت پرستار ویژه کار، افزایش کيفيت مراقبت از بيمار در شرایط بحرانيه
در انتظار کسب مهارتهای تخصصی پزشکی پس باید آموزش مهارت هایی مثل برقراری خط شریانی یا خط ورید مرکزی یا گذاشتن چست تيوب یا انجام جراحی های کوچک تشخيصی مثل دی پی ال یا سونوگرافی در تروما در برنامه گنجونده می شد. دانشجو3
احساس نياز به گذراندن دروس اختصاصی تر نقطه ضعف اصلی برنامه در حذف واحدهای مرتبط با مهارت های آموزش هست. ایرادی که از ما فارغ التحصيلان این رشته می گيرند اینه که چون این واحد رو نگذروندیم نمی تونند واحدهای تدریس تئوری رو به ما بدن. در ضمن به دليل اهميت یکسان آموزش روش تحقيق و ارائه پایان نامه در این رشته با سایر گرایش های ارشد پرستاری، کم بودن تعداد واحدهای آمار و روش تحقيق فرصت کمتری برای آموزش این دروس در اختيار دانشجو قرار ميده. دانشجو 4
جدول2- نمونه ای از روند دسته بندی کدها و دستيابی به درون مایه ها
طبقات زیرطبقات کدهای باز
حد و مرزهای رشته: گردابی از ابهام و سردرگمی ابهام در تعيين حد ومرزهای دروس کارشناسی ارشد ویژه تکراری بودن مباحث و عملکردهای آموزشی نسبت به دوران کارشناسی
همپوشانی مطالب و کارآموزی برخی دروس کارشناسی ارشدغيرتخصصی و عمومی بودن برخی از بخشها
در انتظار کسب مهارتهای تخصصی پزشکی
در تکاپوی کسب مهارت های تخصصی تر محدود کردن دانش پرستاری به فرایند و تشخيصهای پرستاریاحساس نياز به گذراندن دروس اختصاصی تر بی رغبتی در ارائه مراقبت مستقيم از بيمار
جدول 3- طبقات و زیر طبقات حاصل از تجارب افراد از اجراي برنامه درسي کارشناسي ارشد ویژه
طبقات زیرطبقات
حد و مرزهای رشته: گردابی از ابهام و سردرگمی ابهام در تعيين حد ومرزهای دروس کارشناسی ارشد ویژهدر تکاپوی کسب مهارت های تخصصی تر
تلاش مربيان در جهت القای هویت حرفه ای به دانشجو فرایند پرستاری به عنوان محور اصلی آموزشتقویت اعتماد به نفس و تمهيد زمينه ابراز وجود در دانشجویان
محدودیت در منابع انسانی کارآزموده ناکافی بودن اساتيد ماهر و کارآزمودهمحدودیت در استفاده از پزشکان مجربمحدودیت در استفاده از پرسپتورهای بالينی
ناهمگنی دانشجویان متفاوت بودن دانشجویان به لحاظ زیربنای مهارتی و دانشیپذیرش دانشجویان با زمينه غير پرستاری
بحث

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

نتایج حاصل از تحليل محتوای کيفی در رابطه با تجارب مربيان و دانشجویان از اجراي برنامه درسي کارشناسي ارشد ویژه در مشهد منجر به ظهور 4 طبقه اصلي شامل حد و مرزهای رشته: گردابی از ابهام و سردرگمی، تلاش در جهت القای هویت حرفه ای به دانشجو، محدودیت در منابع انسانی کارآزموده جهت آموزش و ناهمگنی دانشجویان شد .
حد و مرزهای رشته به عنوان گردابی از ابهام و سردرگمی به عنوان چالش عمده ای بوده که مشارکت کنندگان را در خود گرفتار نموده است. دانشجویان و مربيان از تکراری بودن برخی دروس مانند ارتوپدی، گوارش، زنان، غدد و انکولوژی نسبت به دوره کارشناسی و از سویی غير تخصصی بودن آنها شاکی بودند. از سویی برخی از دروس مانند تروماتولوژی و ارتوپدی با هم هم پوشان بوده در عين حال که آنها مشتاق یادگيری مهارتهای تخصصی تر نيز بودند .


دیدگاهتان را بنویسید